صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر 1394
    نوشته
    15
    صلوات
    9
    حضور
    12 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا




    سلام چرا همه براهین اثبات خدا با شکست مواجه میشن مثلا برهان حدوث و حرکت که طبق سخنان حضرت جوادی املی در تبیین اثبات خدا حتی قادر نیست ماورا الطبیع رو اثبات کنه برهان وجوب و امکان هم که طبق حرف ملاصدرا اشتباه است چون موجودات امکانی اصلا وجود ندارند چون ماهیت اعتباری است برهان صدیقین هم که یک سری مفاهیم مشکل و سخت دارد که اگر کسی بر فرض هم ان ها را بپذیرد باید قایل شوند همه خدا هستند
    د
    ویرایش توسط سیده راضیه : 1394/12/27 در ساعت 01:14

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    19,401
    صلوات
    52262
    حضور
    138 روز 15 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست







    علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,177
    صلوات
    13940
    حضور
    46 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و تشکر بابت سوالی که مطرح کردید

    پیش از پاسخ به این سوال، لازم است ابتدا به نکته ای توجه داشته باشیم.
    وجود خداوند از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و عالمان همه نحله های فکری بوده است. از عالمان تجربی گرفته تا حکیمان، همگی نیم نگاهی به مسئله وجود خداوند داشته اند. برخی به انگیزه اثبات و برخی با قصد انکار به این مقوله پرداخته اند.
    در این بین، هر یک بر اساس پیش زمینه های فکری و نیز توانایی علمی در رشته علمی خود، به مسئله اثبات خدا اشتغال داشتند.
    به همین جهت است که استدلالهایی که برای اثبات خداوند اقامه شده است، هر یک مضمون و شیوه ای مستقل از دیگری دارد.
    از استدلالهایی که توسط عالمان علوم طبیعی اقامه شده است تا استدلالهایی که متکلمان و حکیمان نظری اقامه کردند تا براهین وجودی، همگی از منظرهای مختلف است.

    از سوی دیگر، این مسئله مانند هر موضوع تحقیقی دیگر که بشر به تحقیق و بررسی در مورد آن میپردازد، در طول تاریخ سیر تکاملی خود را یافته است. البته این بدان معنا نیست که استدلالهای قدیمی، اکنون طرفدار ندارد بلکه به معنای لزوم توجه به این سیر تاریخی و تکاملی است.

    به جهت همین دو عامل، هر یک از این استدلالها، میزان اعتبار مخصوص به خود و پیش زمینه های فکری و فایده خود را دارد و نباید از همه آنها توقع یکسانی داشت.

    به نظر برخی از محققان و اساتید فلسفه، برهان‏هايي كه براي اثبات واجب اقامه شده است، از نظر اعتبار به سه دسته تقسيم مي‏شود.

    دسته اول: براهینی که کامل و بدون ایراد هستند و به خوبی به اثبات خداوند میپردازد. مانند برهان امکان فقری و برهان صدیقین.
    دسته دوم: براهینی که نیازمند تکمیل با مقدمات دیگری هستند. مانند برهان حدوث و امکان ماهوی.
    دسته سوم: براهینی که تنها بر اساس برخی اصول موضوعه میتواند برای اثبات برخی صفات خداوند مورد استفاده قرار بگیرد، مانند برهان نظم.(1)

    همانطور که گفته شد، هر یک از این براهین، بر اساس یک سری پیش فرضها و شیوه خاصی اقامه شده است و نمیتوان انتظار داشت که همه آنها در یک حد اعتباری و باشد.


    ـــــــــــ
    1. عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ص22-23






    علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا

  6. صلوات ها 2


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,177
    صلوات
    13940
    حضور
    46 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال به نکاتی که مطرح کردید می پردازیم:
    نکته اول: در مورد برهان حرکت و حدوث:

    شما از کتاب تبیین براهین اثبات خدا نقل کردید که مولف محترم معتقد است که این براهین قادر به اثبات ماوراء الطبیعه نیستند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط mn6040 نمایش پست ها
    برهان حدوث و حرکت که طبق سخنان حضرت جوادی املی در تبیین اثبات خدا حتی قادر نیست ماورا الطبیع رو اثبات کنه
    به جهت همین نقص میخواستید، اثبات کنید که این براهین شکست خورده است.
    اما این نتیجه گیری کامل و درست نیست.

    اشکالی که در این دو برهان وجود دارد این است که این دو برهان، نیاز به تکمیل دارد. بدین معنا که

    در برهان حرکت، ما به وجود محرکی پی میبریم که خودش محرکی ندارد.( یعنی محرک غیر متحرک
    اما این، لزوما به معنای آن نیست که این محرک غیر متحرک، خود واجب الوجود باشد، بلکه کاملا محتمل است که موجودی مجرد و ثابت باشد که متحرک نیز نیست.
    بدین منظور، برای اینکه ما در این استدلال، در نهایت به وجود خدا و اثبات آن برسیم، نیاز به آن د اریم که این استدلال را با کمک برهان وجوب و امکان کامل کنیم. به این صورت:
    محرکی که خودش متحرک نیست، یا واجب الوجود بالذات است یا جلوه ای از اوست(یکی از مجردات) که در سلسله علتها به او منتهی میشود.(2)

    بنابراین همانطور که میبینید، این برهان در شکل اولیه خود، ما را به محرکی میرساند که متحرک نیست یعنی ثبات دارد و تغییر و تبدل در وجودش راه ندارد. این موجود، نمیتواند در بین موجودات عالم طبیعت باشد، زیرا موجودات عالم طبیعت همگی دارای تبدیل و تغییر و تحول هستند و ثبات ندارند. آنچه ثبات دارد، موجودات عالم ماوراء طبیعت است.
    پس
    اولا: اینکه این برهان ما را به ماوراء نمیتواند برساند نادرست است.
    ثانیا: این نکته ما را به واجب الوجود نمیرساند نیز تا حدودی درست است، به این معنا که مستقیما و لزوما ما را به واجب نمیرساند بلکه نیاز به یک متمم دارد که برهان وجوب و امکان است.


    ـــــــــ
    2. نهایه الحکمه، مرحله 12، فصل2، ص332و 333



    علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا


  8. #5

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,177
    صلوات
    13940
    حضور
    46 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مورد برهان حدوث نیز عین همین ایراد وارد است. این استدلال نیز مانند استدلال حرکت، نیازمند تتمیم و تکمیل به کمک نظریه حرکت جوهری و برهان وجوب و امکان است.
    بدین صورت که این استدلال، در شکل اولیه و قبل از اصلاحش، مشتمل بر یک قیاس مرکب است.
    قیاس اول: عالم متغیر است. هر متغیری حادث است. پس عالم حادث است.
    قیاس دوم: عالم حادث است. هر حادثی نیاز به محدث دارد. پس عالم نیاز به محدث دارد.

    این استدلال، دو نقیصه دارد.
    نقص اول: مقدمه د وم در قیاس اول(هر متغیری حادث است) بر اساس دیدگاه رایج متکلمان و فلاسفه قبل از صدرا در مورد حرکت، ناقص است.
    زیرا بر اساس دیدگاه رایج، حرکت فقط در عوارض صورت میگیرد نه در جوهر وذات. بنابراین، اجسام وموجودات عالم طبیعت، تنها برای عوارض خود نیازمند محدث هستند. اما ذات اجسام و جوهر آنها، چون دارای حرکت و تغییر نیست، پس مشمول این مقدمه نمیشود بنابراین، بر اساس این استدلال، تنها عوارض هستند که نیاز به محدث دارند نه جوهر اجسام.
    این نقیصه، به وسیله حرکت جوهری برطرف میشود.

    نقص دوم: این استدلال، حتی با تکمیل به وسیله حرکت جوهری، هنوز ما را لزوما به واجب الوجود بالذات نمیرساند.
    زیرا محدثی که تغییر در او راه نداشته باشد، لزوما باید موجودی قدیم و غیر طبیعی باشد و این هم با واجب الوجود سازگار است و هم با مجردات تام دیگر.(3)
    پس، همانند برهان حرکت، در اینجا نیز نیاز به این داریم که این برهان را به کمک برهان وجوب و امکان تکمیل کنیم.

    بنابراین توضیحات:
    اینکه این برهان از اثبات موجودی در ماوراء طبیعت ناتوان است، مطلب اشتباهی است. زیرا این برهان حتی بدون تکمیل نسبت به جوهر اجسام، باز هم نسبت به تغییر در عوارض نیازمند به محدث خواهد بود و این محدث، حتما باید موجودی غیر طبیعی باشد.(4)

    این نکته که از اثبات واجب الوجود ناتوان است، تنها در این صورت، سخنی درست است که منظور نقص این استدلال باشد نه نادرست بودن آن به صورت کلی. یعنی این برهان در میانه راه برای اثبات خدا قرار دارد نه اینکه کاملا دور از وادی اثبات واجب باشد.


    ـــــــــــــ
    3.عبدالله جوادی آملی، رحیق مختوم، ج2، بخش5، ص479
    4. ر.ک: پیشین.

    ویرایش توسط صدیق : 1394/12/10 در ساعت 09:45
    علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا

  9. صلوات


  10. #6

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,177
    صلوات
    13940
    حضور
    46 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mn6040 نمایش پست ها
    برهان وجوب و امکان هم که طبق حرف ملاصدرا اشتباه است چون موجودات امکانی اصلا وجود ندارند چون ماهیت اعتباری است

    برهان وجوب و امکان بر اساس تقریر مشهور(موجود محور) بدین صورت است که هر موجودی که در نظر گرفته شود، یا ممکن بالذات است و یا نیست(که واجب بالذات میشود.)
    تا اینجا که مشکلی نیست. تنها مشکل این است که بر اساس نظریه اصالت وجود، ماهیت واقعیت مستقلی در خارج ندارد.
    اما این مشکلی در استدلال ایجاد نمیکند.
    زیرا بالاخره این موجودی که در عالم خارج دیده ایم و گفتیم که یا ممکن بالذات است یا واجب بالذات، حالا قید بالذات آنرا برمیداریم و به جای آن قید "فقری" میگذاریم.
    در هر دو صورت، موجودی که ممکن است، محتاج به علت است چه علت احتیاج را امکان ذاتی بدانیم و چه فقر وجودی.
    در نتیجه استدلال هیچ فرقی ایجاد نمیکند.
    تنها اشتباه برداشت ما از عالم خارج بوده است ولی اینطور نیست که حقیقت عوض شده باشد و مثلا با تغییر دیدگاه در اصالت وجود یا ماهیت، واقعیت موجود ممکن خارجی تغییر کند و مثلا واجب شده باشد. در هر دو، این موجود ممکن الوجود است حالا یا به امکان ذاتی یا امکان فقری.

    بنابراین، با اصلاحیه ای که ملاصدرا ارائه کرد، اصل این استدلال مخدوش نمیشود بلکه فقط نوع نگاه ما به نحوه وجود ممکن الوجود تغییر میکند بدون اینکه در فرایند استدلال و نتیجه حاصل از آن تغییری ایجاد شود.






    علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا


  11. #7

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,177
    صلوات
    13940
    حضور
    46 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mn6040 نمایش پست ها
    برهان صدیقین هم که یک سری مفاهیم مشکل و سخت دارد که اگر کسی بر فرض هم ان ها را بپذیرد باید قایل شوند همه خدا هستند
    این اشکال متضمن دو مطلب است.
    اول: برهان صدیقین، متضمن یک سری مفاهیم سخت و مشکل است.
    دوم: نتیجه آن، همه خدایی است.

    اما هیچ یک از این دو اشکال درست نیست.
    زیرا:
    اولا: برهان صدیقین چندین تقریر دارد. برخی از این تقریرها بسیار آسان و سهل است.
    مانند برهانی که ابن سینا اقامه کرده است، بدین صورت:

    م1.وجود یا واجب است یا ممکن
    م2. اگر واجب است که مطلوب ثابت است. اگر ممکن است که نیازمند به غیر است.
    م3. غیر که نیازمندی ممکن را برطرف میکند باید به واجب منتهی شود وگرنه سلسله ای محقق میشود که یا همه معلولند پس نیازمند هستند یا در سلسله یک علت غیر معلول هست پس مطلوب ثابت است.(6)


    یا برهانی که علامه طباطبایی اقامه کرده است، بدین صورت:
    مقدمه اول:واقعیت و مطلق هستی، ذاتا قبول نیستی نمیکند.(اصل واقعیت بالجمله بدیهی بالذات است و
    به نظر فیلسوف، نه قابل اثبات است و نه قابل انکار)
    مقدمه دوم: انچه ذاتا قبول نیستی نمیکند، واجب الوجود است.( بدیهی است چون یک تعریف است)
    نتیجه، واقعیت هستی، واجب الوجود است.(7)

    این دو تقریر که بسیار آسان و سهل الوصول بود و خصوصا تقریر دوم که هیچ پیش فرضی نیاز نداشت و از هیچ مسئله فلسفی نیز استفاده نکرده بود.

    ثانیا: حتی بنابر دیدگاه ملاصدرا نیز چنین سخنی نادرست است.
    تقریر وی در اسفار اربعه بدین صورت است:

    م1. مرز میان فلسفه و سفسطه این است که واقعیتی در خارج هست.
    م2. واقعیت خارجی امر اصیلی در خارج است نه امر ماهوی
    م3. این حقیقت وجود تمایز و کثرتش به کمال و نقص است.
    م4. این حقیقت دارای دو فرد قوی وضعیف است.
    م5. وجود یا مستغنی از غیر است یا محتاج است
    م5. اگر مستغنی باشد که واجب الوجود است
    م6. اگر محتاج باشد، افعال و اثارش است.(8)

    همانطور که میبینید در این تقریر، هیچ نشانی از حتی شائبه همه خدایی وجود ندارد.
    حتی از وحدت وجود(که به اشتباه برخی آنرا مستلزم همه خدایی میپندارند) نیز استفاده نشده است.
    هرچند اگر از وحدت وجود نیز استفاده میکرد، شائبه همه خدایی، پنداری نادرست و اتهامی بی اساس بود.

    موفق باشید.
    ـــــــــــ
    6. ر.ک: ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، نمط4، ص266
    7. اسفار اربعه، ج6، ص16، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مرتضی مطهری، ج6، ص983
    8. اسفار اربعه، ج6، ص16و 17

    ویرایش توسط صدیق : 1394/12/10 در ساعت 12:40
    علت شکست محکم ترین براهین اثبات خدا


  12. #8

    عضویت
    جنسیت مهر 1394
    علاقه
    فیزیک و کیهان شناسی وفلسفه
    نوشته
    177
    صلوات
    344
    حضور
    15 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    برهانهای اثبات خدا فقط میتوانن واجب الوجود را اثبات کنند.ولی از کجا باید بفهمیم که این واجب الوجود همان خدایی هست که ادیانی مثل اسلام
    معرفی کردن؟ واجب الوجود یعنی چیزی که وجودش رو از چیزی دیگه نگکرفته درست. ولی چرا نگیم واجب الوجود همون ذرات بنیادی جهان هستن؟
    خودجهان درسته نیازمند و حادثه.اما ذرات بنیادی جهان که اتمها و مولکولها از اونها پدید میان(مثل مثلا همین بوزون هیگز که به ذره خدا هم معروفه)
    در اصل همیشه وجود داشتن.چرا به این ذرات نگیم واجب الوجود؟


  13. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    نوشته
    5,970
    صلوات
    43502
    حضور
    136 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    3090



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    با عرض سلام
    برهانهای اثبات خدا فقط میتوانن واجب الوجود را اثبات کنند.ولی از کجا باید بفهمیم که این واجب الوجود همان خدایی هست که ادیانی مثل اسلام
    معرفی کردن؟ واجب الوجود یعنی چیزی که وجودش رو از چیزی دیگه نگکرفته درست. ولی چرا نگیم واجب الوجود همون ذرات بنیادی جهان هستن؟
    خودجهان درسته نیازمند و حادثه.اما ذرات بنیادی جهان که اتمها و مولکولها از اونها پدید میان(مثل مثلا همین بوزون هیگز که به ذره خدا هم معروفه)
    در اصل همیشه وجود داشتن.چرا به این ذرات نگیم واجب الوجود؟
    باسلام

    اگر گفته ی شمارو درست در نظر بگیریم
    اما ایا یک ذره ای که هیچ گونه اگاهی نداره میتونه دست به افرینش بزنه و یک مجموعه ی دارای نظم رو بوجود بیاره !
    صحبت از خلقت تصادفی میان میاد !

    به نظرتون احتمال افرینش تصادفی در چه حدی هست که یه زمینی بوجود بیاد که تمام نیازهایی که انسان داره رفع کنه !

    در دنیای مادی که چنین پیدایشی صفر هست !
    یعنی ما چند قطعه رو بندازیم کنار هم و میلیاردها سال صبر کنیم تا تبدیل به یک قیچی شود صفر هست !

    اما انسان میتونه با چند حرکت و تاثیرگذاری در چند تکه اهن یه قیچی خلق کنه در حالی که یه وجود جدایی از اهن داره !

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک




    خواهر محترمی (باحجاب،بی حجاب) که تصویرت رو در فضای مجازی قرار میدی؟
    میدانی مصداقش چی هست در دنیای واقعی ؟
    کلیک کنید

  14. صلوات ها 2


  15. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد 1389
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,434
    صلوات
    7613
    حضور
    145 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    وبلاگ
    4
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    باسلام

    اگر گفته ی شمارو درست در نظر بگیریم
    اما ایا یک ذره ای که هیچ گونه اگاهی نداره میتونه دست به افرینش بزنه و یک مجموعه ی دارای نظم رو بوجود بیاره !
    صحبت از خلقت تصادفی میان میاد !

    به نظرتون احتمال افرینش تصادفی در چه حدی هست که یه زمینی بوجود بیاد که تمام نیازهایی که انسان داره رفع کنه !

    در دنیای مادی که چنین پیدایشی صفر هست !
    یعنی ما چند قطعه رو بندازیم کنار هم و میلیاردها سال صبر کنیم تا تبدیل به یک قیچی شود صفر هست !

    اما انسان میتونه با چند حرکت و تاثیرگذاری در چند تکه اهن یه قیچی خلق کنه در حالی که یه وجود جدایی از اهن داره !
    جسارتا این استدلال درست نیست.

    1- شما آزمایش کردید که میگید در میلیاردها سال هم صفر است؟ یا اینکه آزمایش فوق فوقش چند ساله رو دارید تعمیم میدید به یک زمان چندین میلیارد برابره؟
    2- فعلا که شده!

    ستایشگر

    پی نوشت : بنده موافق این نظریه نیستما! فقط خواستم بگم استدلال درست نیست.
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

  16. صلوات


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود