صفحه 1 از 43 12311213141 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماده اولیه آفرینش چه بوده است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    نوشته
    6
    حضور
    4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    ماده اولیه آفرینش چه بوده است؟




    با عرض سلام و خسته نباشید و با عرض پوزش بخاطر دخالتی که من می کنم .
    خدا روز و شب را خلق کرده این کاملا اثبات شدنی است .
    مشکل شما این هستش که خلق شب و روز رو بعد از خلقت مورد بحث قرار دادید در حالی که اگر اراده خدا به خلقت نبود اصلا چیزی به نام دنیایی که میشناسیم بوجود نمیامد . صبح و شب خصوصیات این دنیا هستند در حالی که بخواهیم بحث رو باز تر کنیم از اول باید شروع کنیم .
    اگر بخواهیم تاریخ پیدایش دنیا رو به دست بیاریم باید به منبع اصلی این تاریخ برسیم یعنی خلأ کامل . هیچ چیز نمی تونه به خودی خود وجود داشته باشه و اگر دنیا از یک وحله ای شروع شده یعنی از مرز نیستی کامل که همون خلا هستش به عرصه وجود پا گذاشته و پیدایش داشته . الان ما هرچیز علمی که می بینیم و توصیفش می کنیم بخاطر این هستش که از یک ریشه تاریخی پیدایش بوده یعنی همه چیز رو درواقع بعد از خلقت داریم بحث می کنیم و این اشتباه بزرگیه . چون هیچ چیز به خودی خود بوجود نیومده پس دنیا باید از یک تاریخی که میشه به نام ( نیستی کامل ) نام برد بوجود امده باشه . دنیا مثل یک بعد یا بردار با اراده خدا بوجود میاد بعد با اراده خودش این ابعادو گستردگی رو ایجاد می کنه پس منطق می گه اول ابعاد هستی باید بوجود امده باشند مثل سند های کاری نرم افزار های رایانه ای که تا یک فایل یا سند جدید برای انجام امور و ایجاد اطلاعات ایجاد نکنیم هیچ کاری نمی شه کرد.
    پس خدا اول از همه از نیستی کامل ابعاد دنیا رو بوجود میاره که حالا شاید هم زمان همه چیز هم به اراده خودش بوجود اورده باشه یا هرچیز دیگه ای که ممکنه طبقه بندی شده باشه .( من داخل این قضیه نمی رم چون در مورد خدا نمیشه به همین راحتی ها صحبت کرد و نظر داد ) تنها چیزی که مهمه اینه که تاریخ پیدایش دنیا رو ما اشتباه گرفتیم یعنی همه تاریخ پیدایش دنیا رو بعد از خلقت ها متعدد در نظر گرفتیم در حالی که باید به اصل و ریشه ای که از اول بوده یعنی نیستی کامل بصورت کامل برگردیم . جایی در تاریخ دنیا که اصلا هیچ معنا و مفهومی وجود نداشته و حتی خیلی از افعال و صفات هم با موجودات خلق نشدند . یک موجود وقتی قادر به درک چیزی هستش که آن چیز وجود داشته باشه مثل گرما ، سرما و ... در حالی که تاریخ اصلی دنیا به جایی میرسه که درکی از سرما و گرما هم وجود نداشته در واقع اصلا چیزی وجود نداشته که بخواد درک بشه یا توصیف بشه پس حتی عناصر اولیه و خیلی چیزهای دیگه باید طوری به پیدایش میرسیدند تا مسیر تکاملی رو ادامه بدند . پس در اول و آخر باید به مفهوم خدا برسیم که اگر اراده او نبود اصلا چیزی نبود که الان مورد بحث باشه . به همین راحتی فقط کافیه به اصل وجود دنیا و ریشه اصلی دنیا پی ببریم تا به عظمت خدا و خلقی که کرده برسیم .
    با تشکر از همه

    شیطان حقیقتی است که همه ما سعی در پنهان نگه داشتن آن می کنیم و چشمانمان را بروی آن بسته ایم ، آیا این یک فکر شیطانی نیست ؟!!
    اگر قرار نباشد شیطان را ببینیم پس باید خود و دیگران را ببینیم و این دنیایی پر از شیطان و شیاطین است !!!!
    اخلاق و فرهنگ راهی است که شیاطین ها از بین بروند چه در خود و دیگران ببینیم و یا در حقیقت موجودی دیگر ببینیم .




  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    تحقیق و مطالعه و گشت و گذار اینترنتی و بازیهای کامپیوت
    نوشته
    302
    حضور
    3 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    308

    نیستی و عدم




    نقل قول نوشته اصلی توسط MR.X نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید و با عرض پوزش بخاطر دخالتی که من می کنم .
    خدا روز و شب را خلق کرده این کاملا اثبات شدنی است .
    مشکل شما این هستش که خلق شب و روز رو بعد از خلقت مورد بحث قرار دادید در حالی که اگر اراده خدا به خلقت نبود اصلا چیزی به نام دنیایی که میشناسیم بوجود نمیامد . صبح و شب خصوصیات این دنیا هستند در حالی که بخواهیم بحث رو باز تر کنیم از اول باید شروع کنیم .
    اگر بخواهیم تاریخ پیدایش دنیا رو به دست بیاریم باید به منبع اصلی این تاریخ برسیم یعنی خلأ کامل . هیچ چیز نمی تونه به خودی خود وجود داشته باشه و اگر دنیا از یک وحله ای شروع شده یعنی از مرز نیستی کامل که همون خلا هستش به عرصه وجود پا گذاشته و پیدایش داشته . الان ما هرچیز علمی که می بینیم و توصیفش می کنیم بخاطر این هستش که از یک ریشه تاریخی پیدایش بوده یعنی همه چیز رو درواقع بعد از خلقت داریم بحث می کنیم و این اشتباه بزرگیه . چون هیچ چیز به خودی خود بوجود نیومده پس دنیا باید از یک تاریخی که میشه به نام ( نیستی کامل ) نام برد بوجود امده باشه . دنیا مثل یک بعد یا بردار با اراده خدا بوجود میاد بعد با اراده خودش این ابعادو گستردگی رو ایجاد می کنه پس منطق می گه اول ابعاد هستی باید بوجود امده باشند مثل سند های کاری نرم افزار های رایانه ای که تا یک فایل یا سند جدید برای انجام امور و ایجاد اطلاعات ایجاد نکنیم هیچ کاری نمی شه کرد.
    پس خدا اول از همه از نیستی کامل ابعاد دنیا رو بوجود میاره که حالا شاید هم زمان همه چیز هم به اراده خودش بوجود اورده باشه یا هرچیز دیگه ای که ممکنه طبقه بندی شده باشه .( من داخل این قضیه نمی رم چون در مورد خدا نمیشه به همین راحتی ها صحبت کرد و نظر داد ) تنها چیزی که مهمه اینه که تاریخ پیدایش دنیا رو ما اشتباه گرفتیم یعنی همه تاریخ پیدایش دنیا رو بعد از خلقت ها متعدد در نظر گرفتیم در حالی که باید به اصل و ریشه ای که از اول بوده یعنی نیستی کامل بصورت کامل برگردیم . جایی در تاریخ دنیا که اصلا هیچ معنا و مفهومی وجود نداشته و حتی خیلی از افعال و صفات هم با موجودات خلق نشدند . یک موجود وقتی قادر به درک چیزی هستش که آن چیز وجود داشته باشه مثل گرما ، سرما و ... در حالی که تاریخ اصلی دنیا به جایی میرسه که درکی از سرما و گرما هم وجود نداشته در واقع اصلا چیزی وجود نداشته که بخواد درک بشه یا توصیف بشه پس حتی عناصر اولیه و خیلی چیزهای دیگه باید طوری به پیدایش میرسیدند تا مسیر تکاملی رو ادامه بدند . پس در اول و آخر باید به مفهوم خدا برسیم که اگر اراده او نبود اصلا چیزی نبود که الان مورد بحث باشه . به همین راحتی فقط کافیه به اصل وجود دنیا و ریشه اصلی دنیا پی ببریم تا به عظمت خدا و خلقی که کرده برسیم .
    با تشکر از همه
    عدم نمی تونه منشا هستی باشه پس از نیستی نمی شه جهانی خلق کرد پس سوالی که میمونه اینه که ماده اولیه آفرینش ما چی بوده؟
    البته خارج از بحث تاپیکه
    کفر چو منی گزافه آسان نبود
    محکم تر از ایمان من ایمان نبود
    در دهر چومن یکی و آنهم کافر
    پس در همه دهر یک مسلمان نبود

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    نوشته
    6
    حضور
    4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8



    نقل قول نوشته اصلی توسط lili2020 نمایش پست ها
    عدم نمی تونه منشا هستی باشه پس از نیستی نمی شه جهانی خلق کرد پس سوالی که میمونه اینه که ماده اولیه آفرینش ما چی بوده؟
    البته خارج از بحث تاپیکه
    البته منم گفتم منشأ هستی عدم هستی نبوده بلکه اراده خدا از تغییر ماهیت عدم هستی به خود هستی بوده . وقتی فرزند شما پا به عرصه زندگی نگزاشته چطور می تونه کمک حال شما در ماهیت زندگی شما و اعمال درون زندگی شما باشه ؟ وقتی فرزند شما پا به زندگی شما نگزاشته بنابراین اراده و توانی برای انجام امور روز مره شما نداره .
    وقتی فرزند شما می تونه توی کار روزمره به شما کمک کنه که متولد بشه و رشد کنه . پس دنیا به خودی خود نمی تونسته بوجود بیاد مگر اینکه با اراده خدا ابعادی برای ایجاد دنیا از نیستی کامل یا همون عدم وجود، بوجود اومده باشه . مشکل همه ما چند تا چیزه :
    1- برای رسیدن و یافتن خدا و حقانیت او تمام مسائل رو بعد از خلقت پیگیری می کنیم .
    بعدی ها دیگه برای این تاپیک مناسب نیستند ولی اگر می خواهیم حقیقتی رو بفهمیم باید تمام حقایق در نظر گرفته بشند در غیر این صورت فقط چهره ای از حقیقت رو به تصویر می کشیم بدون این که از چهره اصلی حقیقت چیزی بدونیم
    مثل همون مثالی که در مسافری از هند زده شد : حقیقت مثل جسمی در یک اتاق تاریک است که هرکس با دست زدن به آن تصوری را برای دیگران شرح می دهد در حالی که وقتی چراغ روشن شود ممکن است هیچ کدام از آن تصورات نبوده باشد .

    البته من خودم دنبال کسب درک درست از دین اسلام هستم و یک تازه وارد به جمع بزرگ مسلمان ها هستم . امیدوارم بتونم از تک تک شما ها چیزهای زیاد یاد بگیرم وقتی خودم رو در مقابل شما ها می بینم یک حقیر بسیار بسیار حقیر هستم و لطفا جسارت من رو ببخشید . من خیلی دوست دارم دین اسلام رو بصورت کامل یادبگیرم و دوست دارم از کمک شما ها استفاده کنم . لطفا کمکم کنید تا یک مسلمان شیعه خوبی بشوم و در آن دنیا بی آبرو وارد نشوم متشکرم

    شیطان حقیقتی است که همه ما سعی در پنهان نگه داشتن آن می کنیم و چشمانمان را بروی آن بسته ایم ، آیا این یک فکر شیطانی نیست ؟!!
    اگر قرار نباشد شیطان را ببینیم پس باید خود و دیگران را ببینیم و این دنیایی پر از شیطان و شیاطین است !!!!
    اخلاق و فرهنگ راهی است که شیاطین ها از بین بروند چه در خود و دیگران ببینیم و یا در حقیقت موجودی دیگر ببینیم .




  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    تحقیق و مطالعه و گشت و گذار اینترنتی و بازیهای کامپیوت
    نوشته
    302
    حضور
    3 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    308



    نقل قول نوشته اصلی توسط MR.X نمایش پست ها

    البته منم گفتم منشأ هستی عدم هستی نبوده بلکه اراده خدا از تغییر ماهیت عدم هستی به خود هستی بوده . وقتی فرزند شما پا به عرصه زندگی نگزاشته چطور می تونه کمک حال شما در ماهیت زندگی شما و اعمال درون زندگی شما باشه ؟ وقتی فرزند شما پا به زندگی شما نگزاشته بنابراین اراده و توانی برای انجام امور روز مره شما نداره .
    وقتی فرزند شما می تونه توی کار روزمره به شما کمک کنه که متولد بشه و رشد کنه . پس دنیا به خودی خود نمی تونسته بوجود بیاد مگر اینکه با اراده خدا ابعادی برای ایجاد دنیا از نیستی کامل یا همون عدم وجود، بوجود اومده باشه . مشکل همه ما چند تا چیزه :
    1- برای رسیدن و یافتن خدا و حقانیت او تمام مسائل رو بعد از خلقت پیگیری می کنیم .
    بعدی ها دیگه برای این تاپیک مناسب نیستند ولی اگر می خواهیم حقیقتی رو بفهمیم باید تمام حقایق در نظر گرفته بشند در غیر این صورت فقط چهره ای از حقیقت رو به تصویر می کشیم بدون این که از چهره اصلی حقیقت چیزی بدونیم
    مثل همون مثالی که در مسافری از هند زده شد : حقیقت مثل جسمی در یک اتاق تاریک است که هرکس با دست زدن به آن تصوری را برای دیگران شرح می دهد در حالی که وقتی چراغ روشن شود ممکن است هیچ کدام از آن تصورات نبوده باشد .

    البته من خودم دنبال کسب درک درست از دین اسلام هستم و یک تازه وارد به جمع بزرگ مسلمان ها هستم . امیدوارم بتونم از تک تک شما ها چیزهای زیاد یاد بگیرم وقتی خودم رو در مقابل شما ها می بینم یک حقیر بسیار بسیار حقیر هستم و لطفا جسارت من رو ببخشید . من خیلی دوست دارم دین اسلام رو بصورت کامل یادبگیرم و دوست دارم از کمک شما ها استفاده کنم . لطفا کمکم کنید تا یک مسلمان شیعه خوبی بشوم و در آن دنیا بی آبرو وارد نشوم متشکرم
    درست تر اینه که بفرمایید ما از ماهیتی نا معلوم به وجود آمدیم تا بگید نیستی کامل یا عدم.
    البته به نظر من این هم غلطه چون در این صورت ماهیتی وجود داره که خدا بهش محیط نیست چون از جنس خودش نیست و داره در برابرش ابراز وجود می کنه و در واقع خدا شریک پیدا می کنه.
    ویرایش توسط lili2020 : ۱۳۹۴/۱۱/۲۳ در ساعت ۰۱:۵۰
    کفر چو منی گزافه آسان نبود
    محکم تر از ایمان من ایمان نبود
    در دهر چومن یکی و آنهم کافر
    پس در همه دهر یک مسلمان نبود

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست







    ماده اولیه آفرینش چه بوده است؟








    کارشناس بحث: استاد عامل

  11. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,233
    حضور
    30 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4478



    سلام علیکم و رحمه الله

    نقل قول نوشته اصلی توسط MR.X نمایش پست ها
    البته منم گفتم منشأ هستی عدم هستی نبوده بلکه اراده خدا از تغییر ماهیت عدم هستی به خود هستی بوده
    نقل قول نوشته اصلی توسط lili۲۰۲۰ نمایش پست ها
    عدم نمی تونه منشا هستی باشه پس از نیستی نمی شه جهانی خلق کرد پس سوالی که میمونه اینه که ماده اولیه آفرینش ما چی بوده؟

    قرآن مجيد به چگونگي آفرينش اوليه جهان اشاره كرده و مي‌فرمايد:
    اَوَلَم يرالذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شيء حي افلا يؤمنون (انبیاء/30)؛ آيا كساني كه كافرند نمي‌دانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هرچيز زنده را از آب آفريديم پس چرا ايمان نمي‌آورند؟
    در تفسير الميزان ذيل اين آيه چنين آمده:
    مراد از (رؤيت) علم فكري است و اگر آن را رؤيت ناميد به خاطر اين است كه علم فكري در هرامري آن را مانند رؤيت مي‌سازد. دو كلمه (رتق) و (فتق)به دو معناي مقابل همند، راغب در مفردات گفته: كلمه (رتق) به معناي ضميمه كردن و به هم چسباندن دو چيز است، چه اينكه در اصل خلقت به هم چسبيده باشد و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، همچنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد:
    (كانتا رتقاً ففتقناهما) زمين و آسمان به هم چسبيده بودند، از يكديگر جداشان كرديم... يعني يك موجود بوده، كه ديگر امتيازي ميان زمين و آسمان نبوده، يك موجود رتق و متصل‌الاجزاء بوده...(ترجمه تفسیر المیزان، ج14، ص390)
    در تفسير نمونه نيز ذيل آيه فوق سه نوع تفسير را اشاره كرده كه يكي از آنها چنين است:
    به هم پيوستگي آسمان و زمين اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان، مجموعه اين جهان به صورت توده واحد عظيمي از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات دروني و حركت، تدريجاً تجزيه شد و كواكب و ستاره‌ها از جمله منظومه شمسي و كره زمين بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.(تفسیر نمونه، ج13، ص395)
    آنچه از ظاهر آیات استفاده می شود این است که آسمان ها و زمین مرحله ای را که قرآن از آن به دخان یاد می کند، پشت گذارده اند و این مسئله با نظریه مشهور (انفجار بزرگ)(1) تا حدود زیادی هماهنگی دارد ولی از آنجا که نظریه ها درباره ی پیدایش جهان، متعدد است و هنوز هیچ کدام به طور قطعی به اثبات نرسیده است، نمی توان هیچ یک از این فرضیه ها را به قرآن نسبت داد.
    البته اگر در آینده فرضیه ی انفجار بزرگ [مهبانگ] به صورت قطعی اثبات شود می توان از آن برای اعجاز علمی قرآن در این زمینه استفاده نمود، ولی آنچه اکنون می توان گفت این است که، این فرضیه هماهنگی و هم خوانی زیاد و شگفت انگیزی با ظاهر آیات قرآن دارد.

    ادامه دارد...


    1. تئوری بیگ بنگ پذیرفته شده‌ترین نظریه‌ی درباره‌ی شروع و تکامل جهان می‌باشد. در این تئوری گفته می‌شود که در حدود 14 بیلیون سال پیش، جهان از یک ماده‌ی بسیار چگال که تنها حدود چند ملیمتر بوده است تشکیل شده بود.

    ویرایش توسط عامل : ۱۳۹۴/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۲:۳۳
    ماده اولیه آفرینش چه بوده است؟

  12. صلوات ها 5


  13. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,233
    حضور
    30 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4478



    بدون شك خداي سبحان مبدأ فاعلي عالم امكان و خالق هستي است، ولي اين سؤال مطرح است كه خدا عالم را از چه آفريد، آيا از قبل چيزي بود كه خدا آن را دگرگون كرد و به صورت عالم امكان كنوني در آورد يا از هيچ و عدم آفريد؟ آيا جهان از شي‏ء آفريده شد يا از لاشي‏ء(عدم).
    هر دو فرض اشكال دارد. لازمِ فرض نخست، ازليت ماده عالم و وجود چيزي است كه خدا آن را نيافريده باشد. لازم فرض دوم نيز اين است كه خدا عالم هستي را از (لا شي‏ء) و عدم آفريده باشد و حال آنكه (عدم) هرگز نمي‏تواند مبدأ قابلي براي خلقت باشد.

    اين شبهه نخست از جانب ماديون مطرح بوده، عده‏اي بر اساس آن قائل به قديم بودن ماده و منكر اصل آفرينش شده‏اند. آنگاه عدّه‏اي آن را دامن زدند و دست‏آويز شك يا الحاد قرار داده‏اند، ولي جواب آن در كلام اميرمؤمنان، علي(عليه‌السلام) و در خطبه نوراني حضرت فاطمهٍّ آمده است و آن اين است كه آفرينش جهان نه از (شي‏ء) است و نه از (لاشي‏ء) بلكه (لا من شي‏ء) است.
    حضرت علي(عليه‌السلام) فرمود: (
    الذي لا من شي‏ءٍ كان، و لا من شي‏ءٍ خلق ما كان... و كل صانع شي‏ءٍ فمِن شي‏ءٍ صَنَع و اللهُ لا من شي‏ءٍ صنع ما خلق) (توحيد صدوق، ص43 ،41؛ اصول كافي، ج1، ص134، 135)؛ خدايي كه نه از چيزي كه از قبل بود، وجود يافت، و نه آنچه را خلق فرمود از چيزي آفريد... سازنده هر چيزي آن را از چيزي ساخته است و خدا آنچه را آفريده نو و بديع يعني (لا من شي‏ءٍ) آفريده و ساخته است.
    حضرت فاطمه زهرا(س) نیز مي‏فرمايد: (
    ابتدع الأشياء لا من شي‏ءٍ كان قبلها و أنشأها بلا احتذاء أمثلةٍ أمتثلها) (احتجاج، ج1، ص255)؛ اشيا را بدون آنكه از چيزي كه از قبل بود، بديع و نو ظهور آفريد و آنها را بدون الگوگيري از نمونه‏اي ايجاد كرد.
    طبق اين بيانات نوراني، خلقت اشيا نه (من شي‏ء) است كه ازليت ماده لازم بيايد و نه (
    من لا شي‏ءٍ) است كه مستلزم آفرينش از (عدم) است، بلكه فرض سوم يعني (لا من شي‏ء) صحيح است؛ ارتفاع نقيضان نيز لازم نمي‏آيد؛ چون نقيض (خلق من شي‏ءٍ) ، (لم يخلق من شي‏ءٍ) است، نه (خلق من لا شي‏ءٍ)؛ يعني خداي سبحان عالم امكان را نه از (چيزي) خلق كرد و نه از (عدم) آفريد. پس اصل عالم بديع و نوظهور است.( توحيد در قرآن، صفحه 385)

    موفق باشید...

    ویرایش توسط عامل : ۱۳۹۴/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۲:۳۵
    ماده اولیه آفرینش چه بوده است؟

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام علیکم و رحمه الله




    قرآن مجيد به چگونگي آفرينش اوليه جهان اشاره كرده و مي‌فرمايد:
    اَوَلَم يرالذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شيء حي افلا يؤمنون (انبیاء/30)؛ آيا كساني كه كافرند نمي‌دانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هرچيز زنده را از آب آفريديم پس چرا ايمان نمي‌آورند؟
    در تفسير الميزان ذيل اين آيه چنين آمده:
    مراد از (رؤيت) علم فكري است و اگر آن را رؤيت ناميد به خاطر اين است كه علم فكري در هرامري آن را مانند رؤيت مي‌سازد. دو كلمه (رتق) و (فتق)به دو معناي مقابل همند، راغب در مفردات گفته: كلمه (رتق) به معناي ضميمه كردن و به هم چسباندن دو چيز است، چه اينكه در اصل خلقت به هم چسبيده باشد و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، همچنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد:
    (كانتا رتقاً ففتقناهما)
    آنچه از ظاهر آیات استفاده می شود این است که آسمان ها و زمین مرحله ای را که قرآن از آن به دخان یاد می کند، پشت گذارده اند و این مسئله با نظریه مشهور (انفجار بزرگ)(1) تا حدود زیادی هماهنگی دارد ولی از آنجا که نظریه ها درباره ی پیدایش جهان، متعدد است و هنوز هیچ کدام به طور قطعی به اثبات نرسیده است، نمی توان هیچ یک از این فرضیه ها را به قرآن نسبت داد.
    البته اگر در آینده فرضیه ی انفجار بزرگ [مهبانگ] به صورت قطعی اثبات شود می توان از آن برای اعجاز علمی قرآن در این زمینه استفاده نمود، ولی آنچه اکنون می توان گفت این است که، این فرضیه هماهنگی و هم خوانی زیاد و شگفت انگیزی با ظاهر آیات قرآن دارد.

    ادامه دارد...[COLOR=#0000cd][SIZE=4]
    کی این پاراگرافو نوشته؟ چطور مغلطه به این سادگی (texas sharpshooter) از نظرش مغفول مونده؟

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,023
    حضور
    190 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1222



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    بدون شك خداي سبحان مبدأ فاعلي عالم امكان و خالق هستي است، ولي اين سؤال مطرح است كه خدا عالم را از چه آفريد، آيا از قبل چيزي بود كه خدا آن را دگرگون كرد و به صورت عالم امكان كنوني در آورد يا از هيچ و عدم آفريد؟ آيا جهان از شي‏ء آفريده شد يا از لاشي‏ء(عدم).
    هر دو فرض اشكال دارد. لازمِ فرض نخست، ازليت ماده عالم و وجود چيزي است كه خدا آن را نيافريده باشد. لازم فرض دوم نيز اين است كه خدا عالم هستي را از (لا شي‏ء) و عدم آفريده باشد و حال آنكه (عدم) هرگز نمي‏تواند مبدأ قابلي براي خلقت باشد.

    اين شبهه نخست از جانب ماديون مطرح بوده، عده‏اي بر اساس آن قائل به قديم بودن ماده و منكر اصل آفرينش شده‏اند. آنگاه عدّه‏اي آن را دامن زدند و دست‏آويز شك يا الحاد قرار داده‏اند، ولي جواب آن در كلام اميرمؤمنان، علي(عليه‌السلام) و در خطبه نوراني حضرت فاطمهٍّ آمده است و آن اين است كه آفرينش جهان نه از (شي‏ء) است و نه از (لاشي‏ء) بلكه (لا من شي‏ء) است.
    حضرت علي(عليه‌السلام) فرمود: (
    الذي لا من شي‏ءٍ كان، و لا من شي‏ءٍ خلق ما كان... و كل صانع شي‏ءٍ فمِن شي‏ءٍ صَنَع و اللهُ لا من شي‏ءٍ صنع ما خلق) (توحيد صدوق، ص43 ،41؛ اصول كافي، ج1، ص134، 135)؛ خدايي كه نه از چيزي كه از قبل بود، وجود يافت، و نه آنچه را خلق فرمود از چيزي آفريد... سازنده هر چيزي آن را از چيزي ساخته است و خدا آنچه را آفريده نو و بديع يعني (لا من شي‏ءٍ) آفريده و ساخته است.
    حضرت فاطمه زهرا(س) نیز مي‏فرمايد: (
    ابتدع الأشياء لا من شي‏ءٍ كان قبلها و أنشأها بلا احتذاء أمثلةٍ أمتثلها) (احتجاج، ج1، ص255)؛ اشيا را بدون آنكه از چيزي كه از قبل بود، بديع و نو ظهور آفريد و آنها را بدون الگوگيري از نمونه‏اي ايجاد كرد.
    طبق اين بيانات نوراني، خلقت اشيا نه (من شي‏ء) است كه ازليت ماده لازم بيايد و نه (
    من لا شي‏ءٍ) است كه مستلزم آفرينش از (عدم) است، بلكه فرض سوم يعني (لا من شي‏ء) صحيح است؛ ارتفاع نقيضان نيز لازم نمي‏آيد؛ چون نقيض (خلق من شي‏ءٍ) ، (لم يخلق من شي‏ءٍ) است، نه (خلق من لا شي‏ءٍ)؛ يعني خداي سبحان عالم امكان را نه از (چيزي) خلق كرد و نه از (عدم) آفريد. پس اصل عالم بديع و نوظهور است.( توحيد در قرآن، صفحه 385)

    موفق باشید...
    سلام.نمی دونم منظور پستتون رو درست فهمیدم یا نه.اگر درست فهمیده باشم، آیا این سخنانتان قاعده
    معطی شی فاقد شی نمی شود را نقض نمی کند؟
    اگر اشتباه نکنم شما در تاپیک چرا برهان های اثبات خدا با شکست مواجه می شوند از این قاعده استفاده کردید و اشاره داشتید که این انسان دارای شعور باید خالقی دارای شعور داشته باشد به عبارتی
    معطی شی فاقد شی نمی شود...
    امکان دارد لطف کنید در این باره توضیحی بدهید.ممنون

    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۴/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۳:۱۵

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    (25)اَلّا يَسـجُـدوا لِـلّٰـهِ اَلَّـذى يُخـرِجُ الـخَبءَ فِى السَّـماواتِ وَ الاَرضِ وَ يَعـلَـمُ ما تُخـفونَ وَ ما تُعـلِـنونَ
    نمل
    این ایه اگر مورد بررسی خواننده قرار گیرد شاید کمک کننده باشد.

    بنا به ظاهر انچه ما از دین فهمیدیم
    جهان حادث است.
    برخی از علما بر این نظرند که خدا میتواند از نیستی بیافریند نه به این معنا که نیستی منشا هستی باشد. علت جهان خداست و پیش از جهان تنها خدا بود. اگرچه استفاده از الفاظ پیش و پس به معنای زمانی ان نیست.
    این جهان تنها به معنای جهان مادی نیست.

  20. صلوات


صفحه 1 از 43 12311213141 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود