صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا عادل است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    916
    حضور
    176 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره چرا خدا عادل است؟




    سلام بر همه
    یک بحثی سر اختیار خدا با استاد صدیق سر گرفته بود...که یک سوالی برام ایجاد شد...


    چه لزومی داره و یا چه دلیلی داره که خدا عدالت رو بر قرار کنه؟
    یا به عبارتی چه دلیلی داره که خدا عادل باشه؟
    چرا مثلا خدا به بنده هاش ظلم نکنه؟
    اصلا چرا ظلم نکنه؟


       


    خدا که خدایی نداره و خودش و خودش، تنها...بهشت و جهنم و روز بازخواست هم نداره....نمی دونم، فکر کنم احساسی هم که نیست..بگیم مثلا خوشحال می شه و برای خوشحال شدن و احساس آرامش و نداشتن عذاب وجدان عدالت رو برقرار می کنه...قضیه چیه پس؟



    با تشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ در ساعت ۰۹:۰۷

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,104
    حضور
    160 روز 10 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    37



    با نام و یاد دوست






    چرا خدا عادل است؟









    کارشناس بحث: استاد صدیق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    4,825
    حضور
    56 روز 4 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر بابت مشارکت شما.

    علت عادل بودن خداوند و فلسفه آن، سوالی است که از دو جنبه عقلی و نقلی میتوان به آن پرداخت.
    از نقطه نظر عقلی و استدلالهای عقلی، چندین استدلال برای ضرورت عدالت الهی اقامه شده است.
    یک استدلال مبتنی بر حسن و قبح عقلی و به واسطه جنبه عملی عقل است و استدلال دیگر بر اساس کمال مطلق ذات الهی و به واسطه جنبه نظری عقل است.

    استدلال اول بدین صورت است:
    م1. حسن و قبح از مُدرَکات عقلی عملی است.(1)
    م2. از نظر عقل عملی، ظلم قبیح است.
    م4. انجام کار قبیح از سوی خداوند محال است.(چون او کمال مطلق است و از کامل مطلق که علم مطلق دارد و بی نیاز است، کار قبیح صادر نمیشود.)(2)
    پس خداوند عقلا ظلم نمیکند= خداوند عادل است.(بطلان ارتفاع یا اجتماع نقیضین)


    استدلال دوم، بدین صورت است:
    م1. ظلم کردن ناشی از یک نقص وجودی است.(زیرا دلیل ظلم کردن یکی از این امور است: نیازمندی، جهل، خودخواهی، حسد، انتقام گرفتن و عدم قدرت است. و این عوامل، همگی نقص وجودی هستند.)
    م2. نقص در خداوند راه ندارد.(چون خداوند واجب الوجود است و واجب الوجود هیچ نقصی ندارد.)
    نتیجه: ظلم کردن در خداوند راه ندارد= خداوند ظالم نیست=خداوند عادل است.(به جهت بطلان ارتفاع یا اجتماع نقیضین)(3)


    موفق باشید.
    ـــــــــــــــــــ
    1.
    کشف المراد، ص303
    2. کشف المراد، ص305
    3. رجوع کنید به:سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی(1) خداشناسی، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1377ش، ج اول، ص328-329


    چرا خدا عادل است؟

  5. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    4,825
    حضور
    56 روز 4 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسئله دیگر که در این میان مهم است و تاحدودی به روشن شدن بحث کمک میکند این است که گرچه از نظر عقلی و شرعی میدانیم که خداوند ظلم نمیکند، اما این ظلم نکردن آیا به خاطر انتخاب خودش است یا اینکه قادر به ظلم کردن نیست.

    پاسخ این سوال این است که این ظلم نکردن بدین خاطر نیست که خداوند قادر به ظلم کردن نیست، بلکه بدان جهت که اراده او بدان عمل تعلق نمیگیرد.
    برای اثبات این مدعا، لازم است دو نکته را روشن کنیم:

    نکته اول: اثبات مطلق بودن قدرت خداوند:
    م1. قدرت خداوند مطلق است و به هر کاری که امکان تحقق داشته باشد، میتواند تعلق بگیرد.
    م2. عمل قبیح، محال ذاتی نیست. زیرا:
    محال ذاتی، عملی است که فرض آن دربردارنده تناقض باشد.
    نه فرض محال ذاتی و نه تحقق خود به خود عمل قبیح و نه حتی تحقق و صدور آن به صورت مطلق(بدون توجه به فاعلی خاص مثل خداوند) دربردارنده تناقض نیست.
    بنابراین، عمل قبیح، محال ذاتی نیست.
    م3. قدرت خداوند میتواند به انجام کار قبیح تعلق بگیرد.

    نکته دوم: اثبات تعلق نگرفتن اراده الهی به کارهای قبیح:
    م1. اراده الهی، گزاف و بیهوده نیست.(زیرا کاری که خداوند انجام میدهد، معلول اوست و بر اساس قاعده سنخیت، باید بین علت و معلول سنخیت برقرار باشد.)
    م2. ذات خداوند کامل مطلق است و با وجود ناقص و کارهای ناقص تناسبی ندارد.
    م3. فعل قبیح، دارای نقص است.
    بنابراین، اراده الهی به کار قبیح که تناسبی با ذات او ندارد، تعلق نمیگیرد.

    بنابراین، قدرت خداوند مطلق است ولی اراده او صرفا به کار حکیمانه و حسن تعلق میگیرد.(1)


    ـــــــــــــــــ
    1. مصباح یزدی، آموزش معارف، 1، خداشناسی، ص379-381، همچنین، ر.ک: کشف المراد، ص306




    چرا خدا عادل است؟

  6. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    21
    حضور
    9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
    این تفاوت‏ها ظالمانه و غیر منطقی است. با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت. هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوت‏ها را تأیید نکرده است، زیرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمی‏توان به حساب دستگاه آفرینش گذارد. مشکلات مالی و انواع دردها و رنج ها در بسیاری از خانواده ها ناشی از ظلمی است که در گذشته یا اکنون بر آن ها یا پدران آن ها شده یا می شود. اگر ظلم ها نبود، وضع کنونی یک خانواده و خاندان حتی یک جامعه متفاوت بود .
    خداوند نخواسته ظلم باشد. راهکار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پیامبران ارائه داده و تا زمانی که این راهکارها به طور کامل به نتیجه نرسد، این تفاوت ها برطرف نمی گردد زیرا خداوند نظام عالم را بر اساس سنت های معینی بنیان نهاده و از علت و معلول در عالم سرپیچی نمی نماید. یعنی بنا ندارد که به طوری اعجاز گونه ظلم ها را از بین ببرد و عدالت را در همه جا حاکم نماید، یا ظالمان را مجبور کند که ظلم ننمایند و جلوی تلاش های انبیا را نگیرند؛ بلکه بشر باید با همت و تلاش خود مانع ظلم ظالمان شوند و عدالت کامل را محقق سازند.

  7. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,064
    حضور
    57 روز 12 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    با عرض سلام و تشکر بابت مشارکت شما.

    علت عادل بودن خداوند و فلسفه آن، سوالی است که از دو جنبه عقلی و نقلی میتوان به آن پرداخت.
    از نقطه نظر عقلی و استدلالهای عقلی، چندین استدلال برای ضرورت عدالت الهی اقامه شده است.
    یک استدلال مبتنی بر حسن و قبح عقلی و به واسطه جنبه عملی عقل است و استدلال دیگر بر اساس کمال مطلق ذات الهی و به واسطه جنبه نظری عقل است.

    استدلال اول بدین صورت است:
    م1. حسن و قبح از مُدرَکات عقلی عملی است.(1)
    م2. از نظر عقل عملی، ظلم قبیح است.
    م4. انجام کار قبیح از سوی خداوند محال است.(چون او کمال مطلق است و از کامل مطلق که علم مطلق دارد و بی نیاز است، کار قبیح صادر نمیشود.)(2)
    پس خداوند عقلا ظلم نمیکند= خداوند عادل است.(بطلان ارتفاع یا اجتماع نقیضین)


    استدلال دوم، بدین صورت است:
    م1. ظلم کردن ناشی از یک نقص وجودی است.(زیرا دلیل ظلم کردن یکی از این امور است: نیازمندی، جهل، خودخواهی، حسد، انتقام گرفتن و عدم قدرت است. و این عوامل، همگی نقص وجودی هستند.)
    م2. نقص در خداوند راه ندارد.(چون خداوند واجب الوجود است و واجب الوجود هیچ نقصی ندارد.)
    نتیجه: ظلم کردن در خداوند راه ندارد= خداوند ظالم نیست=خداوند عادل است.(به جهت بطلان ارتفاع یا اجتماع نقیضین)(3)


    موفق باشید.
    ـــــــــــــــــــ
    1.
    کشف المراد، ص303
    2. کشف المراد، ص305
    3. رجوع کنید به:سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی(1) خداشناسی، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1377ش، ج اول، ص328-329


    با سلام و احترام

    اما این دلایل برای اثبات عدل الهی منوط به این است که این صفات متوقف به درک ما باشد
    اگر نباشد که معمولا هم نیست چگونه میتوانیم بگوییم خداوند عادل است؟

    بعنوان مثال یکی زشت است ویکی زیبا و که میفرمایید اینها تفاوتند نه تبعیض اما آیا این تفاوت متوقف به درک ما هم هستند؟ خیر
    معلومه که زشت دوست داشته باشه زیبا باشه و نمیشه گفت چرا چنین خواسته ایی داری

    درنتیجه اگر مبنای اثبات عدل الهی درک و فهم ما است نمیتوان آنرا ثابت کرد..حداقل بدون در نظر گرفتن معاد..

    چراکه خیلی از تفاوت ها از جنس تفاوت گوسفند و انسان نیست که گوسفند از گوسفند بودنش شاکی نباشد..

    اینجاست که بحث معاد را به میان می آورید
    که این هم در خیلی موارد جوابگوی عدل الهی نیست..مگر تعبدا

    بعنوان مثال ظلمی که به کودکی وارد شده و به واسطه کشته شدن امکان رشد و تعالی از او گرفته شده...این ظلم چگونه جبران میشود در حالی که روایات و آیات تصریح دارند که فقط دنیا مزرعه است و آخرت محل کشت
    اگه بخوایم بگیم خدا این امکان را برای او فراهم میکند این اصل تکوینی را نقض کرده ایم

    یاحق

  8. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,064
    حضور
    57 روز 12 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golzar84 نمایش پست ها
    بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
    این تفاوت‏ها ظالمانه و غیر منطقی است. با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت. هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوت‏ها را تأیید نکرده است، زیرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمی‏توان به حساب دستگاه آفرینش گذارد. مشکلات مالی و انواع دردها و رنج ها در بسیاری از خانواده ها ناشی از ظلمی است که در گذشته یا اکنون بر آن ها یا پدران آن ها شده یا می شود. اگر ظلم ها نبود، وضع کنونی یک خانواده و خاندان حتی یک جامعه متفاوت بود .
    خداوند نخواسته ظلم باشد. راهکار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پیامبران ارائه داده و تا زمانی که این راهکارها به طور کامل به نتیجه نرسد، این تفاوت ها برطرف نمی گردد زیرا خداوند نظام عالم را بر اساس سنت های معینی بنیان نهاده و از علت و معلول در عالم سرپیچی نمی نماید. یعنی بنا ندارد که به طوری اعجاز گونه ظلم ها را از بین ببرد و عدالت را در همه جا حاکم نماید، یا ظالمان را مجبور کند که ظلم ننمایند و جلوی تلاش های انبیا را نگیرند؛ بلکه بشر باید با همت و تلاش خود مانع ظلم ظالمان شوند و عدالت کامل را محقق سازند.
    سلام

    از یه طرف میگویید به انسان ظلم شده و از طرف دیگر میفرمایید باید خود ظلم نپذیرد..
    این یعنی اینکه نوع انسان خود به خود ظلم کرده..
    درست

    اما فرد انسان چی؟
    یک فرد با عمر کوتاه و جهل فراوان چگونه میتواند نظام دنیا را به نفع عدالت تغییر دهد؟
    یا کودکی که کشته شده چه مجالی برای نپذیرفتن ظلم دارد؟

    و اگر میفرمایید که ظرف عدالت خداوند در آخرت است و دنیا دار ابتلا و امتحان است..دیگر چه ضرورتی برای برپایی عدالت در دنیا باقی میماند؟
    یعنی اگر دنیا و مواهب آن وسیله رشد و تعالی نیز هست در کنار امتحان...
    ظلمی که به این همه انسان وارد شده چگونه جبران میشود
    با توجه به این که آخرت کار دنیا را نمیکند..
    الدنیا مزرعه الاخره
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۱۱/۲۸ در ساعت ۲۳:۴۰

  9. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,271
    حضور
    39 روز 7 ساعت 11 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    با سلام

    نظر به این که فرصت و امکان برای مباحث فلسفی و عقلی در این مختصر میسر نیست، در ذیل به چند محور به صورت خلاصه اشاره می‌گردد که باید در آنها تأمل گردد:
    وقتی از اسم، نشانه یا صفتی برای اطلاق به شخص یا هر چیزی سخن می‌گوییم، اول باید وجود آن شخص یا چیز (هر موجودی) را پذیرفته باشیم. به عنوان مثال: وقتی می‌توانیم بپرسیم «آیا زمین جاذبه یا گردش دارد؟» که ابتدا وجود زمین را قبول کرده باشیم. لذا اگر در مورد «عدل الهی» یا دیگر اسمای او مانند «علم، حکمت، قدرت، رأفت، رحمت و ...» سؤال یا بحثی داشته باشیم، لازم است ابتدا در «وجود» او یقین حاصل شده باشد. پس در این بحث فرض بر قبول وجود خداوند متعال است.
    نکته‌ی دوم این که باید بدانیم معنای آن چیزی که راجع به وجود یا عدم وجودش به تحقیق یا بحث می‌پردازیم چیست؟ لذا اگر هر کسی از «عدل الهی» یک تعریفی داشته باشد و بر آن اساس بخواهد عدالت خداوند متعال را به اثبات یا نفی برساند، هیچ نتیجه‌ای مطلوبی حاصل نخواهد شد.
    شاید برخی گمان کنند که عدل یعنی همان مساوات کمّی یا حتی کیفی. در صورتی که اصلاً چنین نیست. بلکه عدل « «هر چيزي را به جاي خود نهادن، يا هر كاري را به وجه شايسته انجام دادن» که در این صورت کار عادلانه، مرادف «کار عالمانه و حکیمانه و درست» است. و نقطه‌ی مقابل «عدل» بدین معنا «ظلم» است.
    با توجه به معانی و تعاریف مذکور، عدل الهی بدون نیاز به بحث‌های طولانی و پیچیده‌ی فلسفی به اثبات می‌رسد، چرا که:
    خداوند متعال هستی محض است که اصطلاحاً «کمال مطلق» نیز می‌گویند. لذا هستی محض، یعنی علم محض، حکمت محض، قدرت محض، عدل محض ... و هر چه از کمال که متصور گردد. و «ظلم» که نقطه‌ی مقابل «عدل» است، از جهل، ضعف، فقر و نیاز نشأت می‌گیرد. و این صفات، همه نیستی است. جهل نبودن علم، ضعف نبودن قدرت، فقر نبودن غنا و نیاز نبودن کمال است و به هستی محض [خداوند متعال] «نیستی» راه ندارد. او «سبحان» است، یعنی از هر محدودیتی [نقصی] منزه است. لذا به طور قطع خداوند علیم، حکیم و قادر، عادل است. هیچ فعلی از او صادر نمی‌گردد مگر این که عین «عدل» باشد و هیچ‌گاه ظلم از او صادر نمی‌گردد.

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  10. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه .. ورزش
    نوشته
    1,586
    حضور
    52 روز 8 ساعت 25 دقیقه
    وبلاگ
    155
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    158



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    یعنی اگر دنیا و مواهب آن وسیله رشد و تعالی نیز هست در کنار امتحان...
    ظلمی که به این همه انسان وارد شده چگونه جبران میشود
    با توجه به این که آخرت کار دنیا را نمیکند..
    سلام

    چرا آخرت کار دنیا رو نمیکنه ؟ .. عدالت بحث پیچیده ایه و به همین راحتی ها هم نمیشه زیرسوال بردش .. اما جمله آخرتون با توجه به اینکه شما معاد رو قبول دارید برام عجیب بود !

    اصل کار این دنیاست یا قیامت و بعد از اون ؟
    خدانگهدار اسکدین





  11. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    4,825
    حضور
    56 روز 4 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    این دلایل برای اثبات عدل الهی منوط به این است که این صفات متوقف به درک ما باشد
    اگر نباشد که معمولا هم نیست چگونه میتوانیم بگوییم خداوند عادل است؟
    باسلام
    دلیل شما برای این حرفتان چیست؟
    فلاسفه وقتی ا دعای عقلی بودن دارند، به دنبال این هستند که اثبات کنند هر عقلی آنرا میفهمد.
    ادراک عقل به معنای وابستگی این مسئله به عقل و ادراک انسان نیست بلکه حتی اگر هیچ عقلی نبود نیز این واقعیت وجود داشت.
    دقت کنید
    مثلا وقتی انسان دو عدد میوه نرم را میبیند، او هم کیفیت را درک کرده و هم کمیت را.
    اما ایا در این موقعیت، دو تا بودن آن میوه ها وابسته به ادراک انسان است.
    یعنی اگر هیچ انسانی نبود، آن میوه ها دو تا نبود.(دقت کنید منظورم از این کمیت، اسم آنها و حتی شمارش کردن آنها نیست بلکه واقعیت آنهاست که در قبال یک و سه میوه قرار دارد.)
    حتی در این مثال، کیفیتها نیز وابسته به ادراک انسان نیست. هرچند در مورد کیفیت، تبیین عدم وابستگی به ادراک انسان قدری سخت تر و دیرباورتر است. اما به هر حال، اگر هیچ انسانی نبود، این میوه ها واقعیتی داشتند در قبال میوه هایی که با عنوان سفتی از آنها یاد میشود.

    ادراکات عقلی نیز از همین قبیل هستند.
    ادراکاتی ورای ادراک انسانی واقعیاتی دارند. از قبیل ادراکات اعتباری نیستند که واقعیتی ورای ادراک و اعتبار انسان نداشته باشد.

    چرا خدا عادل است؟

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۸, ۲۳:۵۱ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود