صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی مفصل ترین روایت از معصومین درباره جبر و اختیار - رساله اهوازیه امام هادی(ع)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427

    بررسی مفصل ترین روایت از معصومین درباره جبر و اختیار - رساله اهوازیه امام هادی(ع)




    السلام علیک یا علی بن محمد النقی ایها الهادی(ع)

    با سلام خدمت همه دوستان گرامی

    قصد دارم درباره رساله امام هادی(ع) به مردم اهواز درباره جبر و اختیار که نامه بسیار زیبایی است بحثی داشته باشم از شرکت همه دوستان در بحث به گرمی استقبال می کنم

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ در ساعت ۱۹:۵۵

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427




    مساله جبر و اختیار آدمی سبقه دیرینه ای دارد و شاید بتوان گفت پس از مساله فرجام انسان بحث و گفتگو در باب هیچ مساله ای از مسائل انسان شناختی به میزان بحث از جبر و اختیار در میان ملتهای مختلف و پیروان ادیان و اقشار مختلف جامعه اعم از دانشمندان و توده مردم فرا گیر نبوده است و جزء اولین و غامض ترین مسائل کلامی و فلسفی در حوزه علوم انسانی بوده است که که بسیار درباره آن اظهار نظر کرده اند چرا که بدون تردید نزد هر اندیشمندی قلمرو اختیار انسان و اراده انسان و امثال آن جزء مهمتریندغدغه های بشری است که می تواند در سرنوشت انسان موثر باشد.

    در گذشته : این مساله بیشتر جنبه کلامی دینی و فلسفی داشته است ولی با پیدایش و گسترش علوم تجربی و پیشرفتی که در علوم انسانی حاصل آمده است دامنه بحث جبر و اختیار به قلمرو علوم تجربی نیز کشیده شده و بسیاری از علمای رشته های علوم تجربی و به ویژه انسانی تجربی به اظهار نظر در این خصوص پرداخته اند.(محمود رجبی. انسان شناسی ص136-137)


    به قول استاد شهید علامه مطهری شاید انسانی یافت نشود که اندک مایه تفکر علمی داشته باشد و این مساله برایش مطرح نباشد چنان که جامعه ای یافت نمی شود که وارد مرحله ای از مراحل تفکر شده باشد و این مساله را برای خود مطرح نکرده باشد(مجموعه آثار ج1 ص49)

    گروهی با استناد به عقل و نقل قائل به جبر شده اند و انسان را چونان جمادات دانسته اند و گروهی دیگر با استناد به همین عقل و نقل انسان را تا عرش بالا برده اند و به جای خدا نشاننده اند.
    در واقع دو طرف به افراط و تفریط رسیده اند ولی صاحب علوم حقه الهیه توانسته اند به بهترین شکل بحث را جمع کرده و پیروان خود را از افراط و تفریط برهانند .


    از آنجا که کثیری از علوم پایه حوزه علوم انسانی مباحثی را مطرح کردهاند که رابطه تگاتنگی با بحث جبر واختیار دارد نظیر مباحث و موضوعات سیاسی و اجتماعی تربیتی و ...بنا بر این جا دارد امروزه به این بحث به صورت جدی تری پرداخته شود.


    اهلبیت به عنوان مفسران اصلی قرآن و امامان مسیر هدایت به این دغدغه فکری و علمی جامعه مسلمین به کرات پاسخ مقتضی را دادهاند و مشکل فرا روی جامعه را حل کرده اند . احادیث بسیار و گفتگو های مفصل و نامه ها و رهنمود های روشنگری از آن اعلام هدی برای ما به جای مانده و امروزه راهگشای این موضوع برای ماست .
    امام هادی علیه السلام به عنوان عروه الوثقی و ریسمان الهی و مشعل هدایت در عصر حکام بنی العباس که یک تلاطم فکری در جامعه ایجاد کرده بودند و هر روز بر مبنایی قرار می گرفتند و برای مطرح کردن خود به عنوان خلیفه به مباحث جنجالی علمی دست می زدند و آرامش را از امت اسلام در این باب گرفته و عامل اختلافات خونین و جنگهای عقیدتی بین افراد جامعه می شدند(عصر ترجمه) و من جمله بحث های اختلاف انگیز و باعث تکفیری بحث جبر و اختیار ، امام هادی در همچین فضایی بلند ترین متن مکتوب را درباره این موضوع از خود به یادگار گذاشتند و سکانی(لنگری) شدند بر این کشتی به تلاطم افتاده جبر و اختیار.



  5. صلوات ها 3


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نامه امام هادی به مردم اهواز که کاملا به بحث جبر و اختیار می پردازد میراثی است گرانبها و دریایی است ژرف برای غواصان عرصه تحقیق در باب جبر و اختیار.

    این نامه که در جواب مردم اهواز که درباره مشکلاتشان و اختلافات درونی جامعه درباره جبر و اختیار و راه برون رفت از آن از امام هادی پرسیده بودند نوشته شده است با مقدمه ای بسیار عالی درباب حجت بودن و فصل الخطاب بودن قول معصومین و همچنین روش بحث صحیح و مطابقت آن با قرآن و... یکی از زیبا ترین و کاربردی ترین متون صادره از معصومین در باب جبر و اختیار است.
    بیان مطالب عالی معرفتی در قالب مثال هایی بسیار دقیق از جمله خصوصیات این نامه والا است. این نامه در دو کتاب حدیثی تحف العقول ابن شعبه حرانی و الاحتجاج طبرسی آمده است که بدون در نظر گرفتن سند و اعتبار کتاب می توان رفعت و اتقان متن روایت را دلیل صدور این نامه از معصوم دانست. مرحوم مجلسی این نامه را در بحار الانوار به نقل از احتجاج می آورند.

    این رساله به صورت تیتر گونه بر چند محور استوار است:

    1- معرفی اهلبیت به عنوان مرجع علمی در مباحث و روش صحت سنجی و حجیت اقوال معصومین
    2- تبیین جبر و بیان مخالفت آن با قرآن و ذکر مثال برای نشان دادن مخالفت جبر با عقل قطعی و بیان تالی فاسد های اعتقاد به جبر
    3- تبیین تفویض و بیان مخالفت آن با قرآن و ذکر مثال برای نشان دادن مخالف آن با عقل قطعی و بیان تالی فاسد های اعتقاد به تفویض
    4- تبیین امر بین الامرین به عنوان قول حق و صحیح
    5- بیان مبادی علمی امر بین الامرین مانند استطاعه و قدرت عبد و جوامع فضل
    6- بیان احادیث محوری از امام علی(ع) و امام صادق(ع) در باب امر بین الامرین

    متا سفانه درباره این نامه آنگونه که شایسته است سخن گفته نشد است و تحقیق و رساله علمی مناسبی بر آن نگاشته نشد ه است
    اما با این بضاعه مزجاتی که داریم در حد بردن موری از خرمنی و نمی از یمی به این نامه سراسر نور امام هادی(ع) می پردازیم
    و امید دارم دوستانی که علاقه به بحث های جبر و اختیار دارند با مطالعه این نامه امام هادی(ع) بر غنای بحث بیافزایند.

    و خدمت امام مهربانی ها امام هادی النقی عرض می کنیم :

    يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِين


  7. صلوات ها 3


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    ادامه دارد انشا الله....


  9. صلوات ها 2


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام
    متن نامه مردم اهواز به امام هادی (ع) در دست نیست که چه خواسته ای از امام داشته اند اما از صدر نامه امام به وضوح پیداست که آنها از اختلافشان درباره مسائل جبر و اختیار به سطوح آمده بودند و این اختلاف را خدمت امام عرضه می کنند و از امام راه چاره برون رفت از این اختلاف را می خواهند .

    امام هادی بعد از سلام و دعا

    «من علي بن محمد،سلام عليكم وعلى من اتبع الهدى ورحمة الله وبركاته»

    به موضوع اختلافشان در جبر و اختیار می پردازند:
    «فإنه ورد علي كتابكم وفهمت ما ذكرتم من اختلافكم في دينكم وخوضكم في القدر و مقالة من يقول منكم بالجبر ومن يقول بالتفويض وتفرقكم في ذلك وتقاطعكم وما ظهر من العداوة بينكم، ثم سألتموني عنه»
    ترجمه:از على بن محمد سلام و رحمت و بركات خدا بر شما و بر هر كه از هدايت پيروى كند، نامه شما رسيد، آنچه نوشته بوديد فهميدم، كه در امر دينتان اختلاف كرده‏ ايد، در بحث قدر وارد شده‏ ايد، جمعى به جبر و برخى به تفويض قائل گشته‏ ايد، و كار به تفرقه و جدائى و دشمنى كشيده و سرانجام از من نظر خواسته‏ايد اينها همه را فهميدم.


    چند مطلب در این فراز قابل برداشت است:

    1- در قرن دوم هجری مسائل عقیدتی و کلامی یکی از مهمترین و پر جدال ترین بحث های جامعه اسلامی بود تا جایی که بر سر برخی از اعتقادات گروه هایی در جامعه اسلامی تشکیل می شد که در بعضی از موارد همدیگر را تکفیر نیز می کردند و حتی به زد و خورد فیزیکی بین آنها منجر می شد. و موجبات عداوت در جامعه اسلامی را فراهم می آورد .
    حکام و خلفای اموی و بیشتر عباسی، نیز به جای آرام کردن محیط به این مسائل دامن می زدند و از قدرت سیاسی خود در دفاع و یا رد طرفداران یک عقیده استفاده می کردند تا جایی که در اواخر قرن دوم که اتفاقا همزمان با امامت امام هادی(ع) بود حکام عباسی به طرز خیلی باور نکردنی به از یکی از این دسته ها حمایت می کردند و خلیفه بعد از گروه دیگری طرفداری می کرد این دست به دست شدن قدرت شده بود بلای جان وحدت جامعه اسلامی.
    دوران حکومت امویان مساله اصلی بحث های جبر گرایی و پیشبرد اهداف با این پوشش بود اما در عصر خلفای عباسی بحث های خلق قران در صدر قرار گرفت و در کنار آن مساله جبر و تفویض هم خودنمایی می کرد.
    برای اطلاع بیشتر از این اتفاقات و تاثیر دستگاه حاکمه به مقاله استاد ربانی گلپایگانی در اینباره مراجعه کنید:
    http://www.ensani.ir/fa/content/105370/default.aspx
    به عنوان نمونه مامون گرایش به معتزله داشته و اهل حدیث را به خاطر تفکر قدیم بودن قرآن شلاق می زد و سفاح بعد از او گرایش به اهل حدیث داشت و معتقدین به خلق قرآن را تبعید و شکنجه می کرد.
    همین قضیه در مسئله جبر و اختیار نیز وجود داشت در زمان وزارت صاحب ابن عباد در اصفهان آن قدر گرایش به جبر زیاد بود و مخالفان آن مواخذه می شدند که داستان مشهوری از آن زمان نقل کرده اند که مردی به خاطر خیانت زنش به او اعتراض کرد زن به شوهر گفت یعنی تو می گویی من خود این کار را کرده ام من مجبور بودم و اختیاری نداشتم مرد که اعتراضش بیشتر شد زن به حاکم شکایت مردش را کرد که او معتقد به اختیار است و قاضی مرد را مواخذه کرد. البته صاحب ابن عباد تلاش زیادی برای اصلاح این شهر کرد و تا حدودی موفق شد.

    2- مساله مهم دیگر در این جا موضع گیری اهلبیت بود: ایشان در مرحله اول مردم را که اغلب در این مسائل تفطن خاصی نداشتند را از ورود به این مسائل منع می کردند. و در مرحله دوم به معرفت آفرینی در مسائل مشکل کلامی میکردند و در مساله سوم شبهات وارده را بر اثر القای نظریات نادرست رفع و دفع می کردند.
    از نظر اهلبیت مهم این بود جامعه اسلامی با معارف ناب اسلامی آشنا شود ولی از ورود نابجای مردم عوام که دانش کافی برای درک این مسائل نداشتند منع می فرمودند به قول معروف برخی از مسائل مدرسه ای است و باید در کلاس درس حل شود و نتیجه های آن بحث که منقح شده و شسته و رفته شده است باید در جامعه بدان عمل شود به عنوان مثال در این که آیا قرآن قدیم است یا حادث است یک بحث کاملا مدرسه ای است و نتیجه عملی هم ندارد و دردی را هم دوا نمی کند مسلمانان همین قدر که بدانند قرآن کلام خداست کفایت می کنند برای همین ائمه نیز در این بحث بیشتر به همین مقدار بسنده می کردند.
    یا در بحث جبر و اختیار همین قدر که مردم بدانند ما در کار های خود مجبور نیستیم و اختیار داریم و همه عالم مخلوق خداست کفایت می کند حال کیفیت آن چگونه است دردی را از آنها دوا نمی کند برای همین در بیشتر موارد که انسان های عادی از این مسائل از اهلبیت می پرسیدند در همین حد جواب می دادند.
    اما در یک جامعه ای که به این مسائل مبتلا شدند امام رسالت القای معرفت ناب داشتند و همچنین در صدد رفع شبهه بر می آمدند مانند همین مردم اهواز که به امام هادی نامه نوشتند.
    البته امام به این مطلب اشاره می کند
    «و فهمت ما ذكرتم من اختلافكم في دينكم وخوضكم في القدر»
    البته انگار گله ای هم از آنها دارد که چرا گذاشتید کار به اختلاف و عداوت بکشد و قبل از آن از امام خود سوال نکردید:
    «وتفرقكم في ذلك وتقاطعكم وما ظهر من العداوة بينكم، ثم سألتموني عنه»

    3- مساله مهم قابل توجه دیگر که باید برای ما درس هم باشد این که : چقدر برای شیعه دینش و آموزه های دینی اش مهم بوده است و به راحتی از کنار آن نمی گذشتند و به تسامح روزگار نمی گذراندند بلکه دغدغه فکری خود را از امامشان می پرسیدند.
    این درسی است برای ما که باید برای سوال های خود و درد های اختلافی درونی خود از امام معصوم جواب بخواهیم و دنبال رفع مشکلات عقیدتی خود باشیم نه این که بی تفاوت باشیم و امروزه جوان های ما به خاطر تماس با محیط اینترنت و فضای مجازی شبهات زیادی دارد ولی بعضا به خاطر اهمال یا تنبلی آن را مطرح نمی کنند و از کنارش می گذرند و این ریشه فکر دینی آنها را مانند موریانه می خورد و سست می کند امروزه هم باید از علمای دین مسائل را پرسید و جواب گرفت.





  11. صلوات ها 3


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    امام هادی(ع) با یک تبیین بسیار اصولی و زیبا جایگاه اقوال نبی مکرم اسلام و همچنین اهلبیت او را در چند سطر ابتدایی بیان می فرمایند :
    (مقدمه)
    اعلموا رحمكم الله؛
    (احادیث نقل شده از نبی حق و باطل دارند)
    أنا نظرنا في الآثار وكثرة ما جاءت به الاخبار فوجدناها عند جميع من ينتحل الاسلام ممن يعقل عن الله جل وعز لا تخلو من معنيين:

    1. إما حق فيتبع و
    2. إما باطل فيجتنب.

    (امت بر قرآن اجتماع دارند)
    وقد اجتمعت الامة قاطبة لا اختلاف بينهم أن القرآن حق لا ريب فيه عند جميع أهل الفرق وفي حال اجتماعهم مقرون بتصديق الكتاب وتحقيقه، مصيبون، مهتدون
    (خبر پیامبر بر عدم گمراهی در مورد اتفاق مسلمین)
    وذلك بقول رسول الله صلى الله عليه واله: " لا تجتمع امتي على ضلالة " فأخبر أن جميع ما اجتمعت عليه الامة كلها حق، هذا إذا لم يخالف بعضها بعضا.
    (نتیجه بیان حضرت)
    والقرآن حق لا اختلاف بينهم في تنزيله وتصديقه
    (ملاک صحت خبر منقول از پیامبر)
    فإذا شهد القرآن بتصديق خبر وتحقيقة وأنكر الخبر طائفة من الامة لزمهم الاقرار به ضرورة حين اجتمعت في الاصل على تصديق الكتاب، فإن [ هي ] جحدت وأنكرت لزمها الخروج من الملة.
    (ذکر نمونه:حدیث ثقلین مورد تایید کتاب و متفق علیه بین فرق اسلامی)
    فأول خبر يعرف تحقيقة من الكتاب وتصديقه والتماس شهادته عليه؛ خبر ورد عن رسول الله صلى الله عليه واله ووجد بموافقة الكتاب وتصديقه بحيث لا تخالفة أقاويلهم، حيث قال: " إني مخلف فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي - أهل بيتي - لن تضلوا ما تمسكتم بهما وإنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض ". فلما وجدنا شواهد هذا الحديث في كتاب الله نصا مثل قوله جل وعز: " إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون ومن يتول الله ورسوله والذين آمنو فإن حزب الله هم الغالبون ". وروت العامة في ذلك أخبارا لامير المؤمنين عليه السلام أنه تصدق بخاتمه وهو راكع فشكر الله ذلك له وأنزل الآية فيه. فوجدنا رسول الله صلى الله عليه واله قد أتى بقوله: " من كنت مولاه فعلي مولاه " وبقوله: " أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي " ووجدناه يقول: " علي يقضي ديني وينجز موعدي وهو خليفتي عليكم من بعدي ".
    (حدیث ثقلین مجمع علیه و مورد تایید کتاب است))
    فالخبر الاول الذي استنبطت منه هذه الاخبار خبر صحيح مجمع عليه لا اختلاف فيه عندهم، وهو أيضا موافق للكتاب،
    (نتیجه گیری)
    فلما شهد الكتاب بتصديق الخبر و هذه الشواهد الاخرلزم على الامة الاقرار بها ضرورة إذ كانت هذه الاخبار شواهدها من القرآن ناطقة ووافقت القرآن والقرآن وافقها.



  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نکته های حدیث:
    مقدمه:
    1-احادیثی که نقل شده بسیار اند و این ها دو دسته اند : 1. حق اند که باید تبعیت شوند 2. باطل اند که باید کنار گذاشته شوند
    2.قرآن ملاک ارجاع احادیث: چرا که قرآن مورد اتفاق بین همه مسلمانان است و پیامبر فرموده که امت همگی بر امر باطلی اجتماع نمی کنند.
    3.اگر حدیثی را کتاب تایید کرد کسی حق مخالفت با آن را ندارد.
    4.حدیث ثقلین و حدیث منزلت و حدیث ...که از پیامبر نقل شده صحیح است چرا که موید قرآنی دارد به آیه" انما ولیکم الله ..." که شیعه و سنی فرد صدقه دهنده در حال رکوع را علی(ع) می دانند.
    پس این روایات دو مورد وثوق دارد 1. قاطبه امت بر آن اتفاق دارند 2. موید قرآنی دارد
    5.اما برخی از این روایات که از پیامبر است و موید قرآنی هم دارد از صادقین نقل شده است و روات موثقی آن را نقل کرده اند که قبول آن هم لازم است دقیقا مانند همان روایاتی که از خود امام صادق نقل شده بود.
    6.احادیث آل رسول الله متصل به قول خدای تعالی است:
    خدا می فرماید :لعنت خدا بر کسی که خدا و رسولش را بیازارد
    " إن الذين يؤذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا والآخرة وأعد لهم عذابا مهينا "
    و پیامبر حدود اذیت خود را مشخص فرمودند: که اذیت علی اذیت من است:
    " من آذى عليا فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى الله ومن آذى الله يوشك أن ينتقم منه "
    و محبت به علی را محبت به خودشان معرفی فرمودند:
    : " من أحب عليا فقد أحبني ومن أحبني فقد أحب الله ".
    و جای جای رسالتشان این مضمون را تکرار فرمودند:
    ومثل قوله صلى الله عليه واله في بني وليعة: " لابعثن إليهم رجلا كنفسي يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله قم يا علي فسر إليهم ".
    وقوله صلى الله عليه واله يوم خيبر: " لابعثن إليهم غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله كرارا غير فرارا لا يرجع حتى يفتح الله عليه ". فقضى رسول الله صلى الله عليه واله بالفتح قبل التوجيه فاستشرف لكلامه أصحاب رسول الله صلى الله عليه واله فلما كان من الغد دعا عليا عليه السلام فبعثه إليهم فاصطفاه بهذه المنقبة وسماه كرارا غير فرار، فسماه الله محبا لله ولرسوله، فأخبر أن الله و رسوله يحبانه.

    7.ذکر این مقدمات برای این بود که امام در بحث که می خواهد از احادیث امام صادق استفاده کند اول محیط را از نظر مسند بودن کلام امام صادق و ائمه دیگر آماده کند و بعد از آن حضرات شاهد بیاورد.



  15. صلوات ها 2


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    شایسته می بینم متن سخنان امام هادی در مقدمه نامه ایشان به مردمم اهواز را که تبیین کننده جایگاه علمی امامان معصوم است رابه صورت کامل بیاورم:

    بدانيد خدايتان رحمت كند، كه ما در روايات و اخبار بسيارى كه وارد شده نگريسته، چنين يافتيم كه آنچه همه فرق اسلام كه خدا را مى‏شناسند نقل كرده‏اند از دو گونه خارج نيست، يا حق است كه بايد پذيرفت، يا باطل است كه بايد رد كرد، و امت همه اتفاق دارند كه قرآن نزد همه فرقه‏هاى اسلام حق است، بالاجماع بدرستى و حقانيت آن اعتراف دارند، و در اين مسأله به حقيقت رسيده‏اند و حق را يافته‏اند، چون پيغمبر (ص) فرموده: امت من همه با هم گمراه نشوند، و خبر داده كه آنچه مورد اجماع امت باشد حق است، بشرط اينكه هيچ اختلافى در ميان نباشد، و قرآن حق است و در باره نزول آن (از جانب خدا) و درستيش اختلافى نيست، پس اگر حديثى مورد تصديق و تأييد قرآن بود و جمعى از امت منكر شدند، بناچار بايد (دست از انكار بكشند و) بدان اقرار كنند، به حكم اينكه همه صحت قرآن را پذيرفته‏اند، و اگر به جحد و انكار ادامه دهند محكوم به خروج از دينند.

    نخستين خبرى كه مورد تصديق و اعتراف قرآن است و مى‏توانيم قرآن را بر صحتش گواه گيريم، حديثى است كه بر طبق كتاب از پيغمبر (ص) نقل شده و اختلاف كلمه‏اى در آن نيست كه فرمود: من در ميان شما دو چيز ارجمند و نفيس مى‏گذارم: كتاب خدا و عترتم، يعنى اهل بيتم كه تا از آنها دست نكشيد گمراه نشويد، اين دو هيچ گاه از هم جدا نشوند تا كنار حوض (كوثر) بر من وارد شوند. شواهد صدق اين حديث بصراحت در قرآن يافت مى‏شود، مثل آيه: «تنها، ولى (ياور و صاحب اختيار) شما خداست و پيغمبر، و آنها كه ايمان آورده‏اند

    و نماز مى‏گزارند و در ركوع زكات مى‏دهند، و هر كه «ولايت» خدا و رسول و مؤمنان را بپذيرد (پيروز شود) كه حزب خدا پيروز است.» (مائد: 56- 55). روايات اهل سنت همه گواه است كه اين آيه در شأن امير المؤمنين (ع) است كه در ركوع انگشترش را تصدق داد، و خداوند با فرستادن اين آيه از او تشكر كرد، پيغمبر هم مى‏بينيم (در تأييد آيه) فرموده هر كه من «مولى» (و صاحب اختيار اويم على مولاى اوست)، و به على (ع) فرموده: تو نسبت به من چون هارونى نسبت به موسى جز اينكه پس از من پيامبرى نيست. و فرموده:
    على وام مرا مى‏پردازد، وعده‏هايم را وفا مى‏كند، و پس از من جانشين من بر شماست.

    حديث اول كه منشأ و مبدأ اخبار ديگر است مورد اتفاق است و كسى در آن اختلاف نكرده، موافق قرآن نيز هست، و چون مورد تصديق قرآن و روايات ديگر است ناچار امت بايد بدان اقرار كند، چه از قرآن شاهد گويا دارد، قرآن با آنها موافق است و آنها با قرآن، علاوه كه مضمون آنها را پس از پيغمبر گروهى موثق و شناخته شده از راستگويان (ائمه) بيان كرده‏اند، پيروى از اين روايات بر هر مرد و زن مؤمن حتم و واجب است و جز دشمن معاند كسى از آنها نگذرد، كه گفتار آل پيغمبر به گفتار خدا پيوسته است چنان كه (در نظير اين) قرآن فرموده: «آنان كه خدا و رسولش را بيازارند در دنيا و آخرت، خدا لعنتشان كند و عذابى ذلت‏بار بر آنها آماده كرده.» (احزاب: 57)، (كه اذيت پيغمبر را اذيت خدا شمرده و آزار آل پيغمبر هم آزار پيغمبر است). و نظير اين آيه را در سخنان پيغمبر (ص) مى‏بينيم كه فرموده: هر كه على را بيازارد مرا آزرده، و هر كه مرا بيازارد خدا را آزرده، و هر كه خدا را بيازارد بزودى به انتقام خدا دچار شود، و در حديث ديگر است كه: هر كه على را دوست دارد مرا دوست داشته، هر كه مرا دوست دارد خدا را دوست داشته، و در باره قبيله «بنى وليعه» فرمود: مردى را چون خودم (براى سركوبى) بسوى آنها مى‏فرستم كه خدا و رسول را دوست دارد، و خدا و رسول هم او را دوست دارند.

    على! برخيز و به جانب آنها روان شو. و در جنگ خيبر فرمود: فردا مردى را به ميدان آنها مى‏فرستم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، مردى كه پياپى حمله كند و هيچ گاه نگريزد، و تا خدا (اين قلعه‏ها را) بدستش نگشايد باز نگردد، پيغمبر (ص) پيش از اعزام او مژده فتح داد، اصحاب همه گردن كشيدند (كه اين نشان به سينه كه آويخته مى‏شود) و چون فردا شد، على (ع) را پيش خواند و به جبهه يهود فرستاد، و او را به اين فضيلت مفتخر ساخت و كرار غير فرارش ناميد، و خداوند او را دوستدار خدا و پيغمبر خواند، و خبر داد كه خدا و پيغمبر او را دوست دارند



  17. صلوات ها 3


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    بعد از این که امام هادی(ع) مقدمه در باب حجیت قول ائمه اطهار و مخصوصا امام باقر و امام صادق بیان فرمودند بحث خود را با یک حدیث محور از امام صادق شروع می کنند:
    " لا جبر ولا تفويض ولكن منزلة بين المنزلتين وهي صحة الخلقة وتخلية السرب والمهلة في الوقت والزاد مثل الراحلة والسبب المهيج للفاعل على فعله"
    امام صادق فرمود: نه جبر است نه تفويض، مرتبه‏اى است در اين ميان كه عبارت است از: تندرستى، آزادى راه، مهلت زمان (فرصت) توشه، مانند مركب، و سبب محرك عامل بر عمل‏

    امام هادی(ع) مسیر بحث را با نفی دو طرف بحث یعنی جبر و تفویض آغاز کردند و مسیر سومی را که قول صحیح می باشد را بیان فرمودند:
    لا جبر: یعنی جبر در قاموس تفکر شیعه جای ندارد
    ولا تفویض: یعنی واگذاری امر خلقت به غیر خدا نیز هیچ توجیهی نزد شیعه نخواهد داشت.
    شاید کسی سوال کند شما که دو طرف بحث را کنار زدید یعنی صورت مساله را پاک کرده اید و جواب درستی به بحث نداده اید
    امام صادق می خواهد بفهماند که شما اشتباه فکر می کنید که افعال بندگان دو راه بیشتر ندارد یا باید جبری باشد یا واگذاری! امام می فرمایند یک راه سومی هم هست که شما از آن غفلت کردید و آن را از قلم انداختید . این راه راه لطیفی به نام امر بین الامرین است که نه جبر است نه تفویض . بلکه یک امر اختیاری در طول امر خداوند است.





  19. صلوات ها 2


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    " لا جبر ولا تفويض ولكن منزلة بين المنزلتين وهي صحة الخلقة وتخلية السرب والمهلة في الوقت والزاد مثل

    الراحلة والسبب المهيج للفاعل على فعله"



  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود