صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کنیزی که درخواست مکاتبه دارد

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763

    اشاره کنیزی که درخواست مکاتبه دارد




    سلام علیکم

    وَ لـيَسـتَعـفِـفِ الَّـذيـنَ لا يَـجِـدونَ نِـكاحًا حَـتّىٰ يُغـنِـيَـهُـمُ ا‌للهُ مِن فَضـلِـه‌ے وَ الَّـذيـنَ يَبـتَـغونَ الـكِـتابَ مِـمّا مَـلَـكَت اَيـمانُـكُم فَـكاتِـبوهُم اِن عَـلِمـتُم فيـهِم خَيـرًا وَ آتوهُم مِن مالِ ا‌للهِ الَّـذى آتاكُم وَ لا تُكـرِهوا فَـتَـياتِـكُم عَـلَى الـبِـغاءِ اِن اَرَدنَ تَـحَـصُّـنًا لِـتَبـتَـغوا عَـرَضَ الـحَـياةِ الدُّنـيا وَ مَن يُكـرِهـهُـنَّ فَـاِنَّ ا‌للهَ مِن بَعـدِ اِكـراهِـهِـنَّ غَـفورٌ رَحيـمٌ

    در این ایه امر به مکاتبه با کنیز و عبد شده است.

    امر در این ایه امر وجوبی است یا استحبابی؟

    چرا؟

    میگویند امر مولا به خودی خود، به معنای وجوب است
    ایا اینجا واجب است در صورت محقق شدن شرط ( ان علمتم فیهم خیرا ) با انها مکاتبه کنیم؟
    ویرایش توسط ذره بین : ۱۳۹۵/۰۹/۰۴ در ساعت ۱۹:۰۱

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست







    کنیزی که درخواست مکاتبه دارد








    کارشناس بحث: استاد میقات

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    «وَ الَّذينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ‏ إِنْ عَلِمْتُمْ فيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذي آتاكُمْ»
    و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه [قرار داد مخصوص براى آزاد شدن‏] هستند، با آنان قرار داد ببنديد اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى ‏كنيد (كه بعد از آزادى، توانايى زندگى مستقل را دارند)؛ و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهيد.(نور: 24/ 33)


    با سلام و درود

    مراد از "كتاب" مكاتبه است؛ به اين كه صاحب برده با برده قرار بگذارد كه بهاى خود را از راه كسب و كار به او بپردازد و آزاد شود.

    مراد از "ابتغاء مكاتبه" (يَبْتَغُونَ الْكِتابَ) اين است كه برده از مولاى خود درخواست كند كه با او مكاتبه نمايد، به اين كه مالى را از او بگيرد و او را آزاد كند.(ترجمه تفسير الميزان، ج ‏15، ص 158)

    منظور از جمله «عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً» اين است كه رشد و صلاحيت كافى براى عقد اين قرار داد و سپس توانايى براى انجام آن داشته باشند و بتوانند بعد از پرداختن مال الكتابه (مبلغى را كه قرار داد بسته ‏اند) زندگى مستقلى را شروع كنند.(ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج ‏15، ص 159؛ تفسير نمونه، ج ‏14، ص 459)

    و اگر به عللى عبد از پرداختن اقساط عاجز شد بايد از بيت المال و سهم زكات اقساط او پرداخته و آزاد گردد، حتى بعضى از فقهاء تصريح كرده ‏اند كه اگر زكاتى به مولا تعلق گيرد خود او بايد اقساط بدهى عبد را از باب زكات‏ حساب كند.(تفسير نمونه، ج ‏14، ص 467)

    اين عقد يک عقد لازم است و هيچ يک از طرفين حق فسخ آن را ندارد. (تفسير نمونه، ج ‏14، ص 468)

    امر در آیه برای قبول مکاتبه، طبق نظر اکثر عالمان شیعه و سنی، براى استحباب است.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 220؛ کاشانی، زبدة التفاسير، ج ‏4، ص 504؛ جصاص، احكام القرآن، ج ‏5، ص 180؛ بیضاوی، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج ‏4، ص 106)

    حتی برخی گفته اند این موضوع، مورد اتفاق نظر فقهاء است و اختلافی در آن نیست.(التبيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 433)

    البته برخی از عالمان اهل سنت با این که قبول دارند اصل آن مستحب است ولی می گویند اگر عبد تقاضا کرد، و قدرت مالی داشته باشد، بر مولا، قبول آن واجب می شود.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 220؛ التبيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 433)

    کنیزی که درخواست مکاتبه دارد

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    استدلال:


    افراد، مالک اموالشان هستند و نمی توان آن ها را با اجبار و زور برای انجام معامله وادار نمود؛ هم چنین استفاده از اموال دیگران (خرید و فروش و ...) باید با رضایت مالک باشد.

    در این زمینه می توان به آیات و روایات اشاره نمود:

    «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ‏ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.(نساء: 4/ 29)

    از رسول خدا (صلی الله علیه و آله):
    «حُرْمَةُ مالِ المسلمِ كحُرْمَةِ دمِهِ»؛ حرمتِ مال مسلمان، همچون حرمت خون اوست.(کنز العمال، 404)

    هم چنین حضرت فرمودند:
    «لا يَحِلُّ لامرئٍ مِن مالِ أخيهِ شيءٌ إلاّ بطِيبِ نَفْسٍ مِنهُ»؛ براى هيچ كس، چيزى از مال برادرش روا نيست، مگر با رضايت خود او.(کنز العمال، 30345)

    روایتی دیگر:
    «أيُّها النّاسُ! إنّما المؤمنونَ إخْوَةٌ، و لا يَحِلُّ لِمؤمنٍ مالُ أخيهِ إلاّ مِن طِيبِ نَفْسٍ مِنهُ»؛ اى مردم! همانا مؤمنان با يكديگر برادرند و بر هيچ مؤمنى استفاده از مال برادرش روا نيست، مگر با رضايت خود او.(بحارالانوار، ج 73، ص 350، ح 13، ناشر: موسسة الوفاء ـ بیروت)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۵/۰۸/۱۸ در ساعت ۲۱:۳۷
    کنیزی که درخواست مکاتبه دارد

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  9. صلوات ها 2


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    استدلال:


    افراد، مالک اموالشان هستند و نمی توان آن ها را با اجبار و زور برای انجام معامله وادار نمود؛ هم چنین استفاده از اموال دیگران (خرید و فروش و ...) باید با رضایت مالک باشد.

    در این زمینه می توان به آیات و روایات اشاره نمود:

    «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ‏ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.(نساء: 4/ 29)

    از رسول خدا (صلی الله علیه و آله):
    «حُرْمَةُ مالِ المسلمِ كحُرْمَةِ دمِهِ»؛ حرمتِ مال مسلمان، همچون حرمت خون اوست.(کنزل العمال، 404)

    هم چنین حضرت فرمودند:
    «لا يَحِلُّ لامرئٍ مِن مالِ أخيهِ شيءٌ إلاّ بطِيبِ نَفْسٍ مِنهُ»؛ براى هيچ كس، چيزى از مال برادرش روا نيست، مگر با رضايت خود او.(کنزل العمال، 30345)

    روایتی دیگر:
    «أيُّها النّاسُ! إنّما المؤمنونَ إخْوَةٌ، و لا يَحِلُّ لِمؤمنٍ مالُ أخيهِ إلاّ مِن طِيبِ نَفْسٍ مِنهُ»؛ اى مردم! همانا مؤمنان با يكديگر برادرند و بر هيچ مؤمنى استفاده از مال برادرش روا نيست، مگر با رضايت خود او.(بحارالانوار، ج 73، ص 350، ح 13، ناشر: موسسة الوفاء ـ بیروت)
    خیلی ممنون از راهنمایی شما کارشناس بزرگوار

    با توجه به انچه فرمودید
    مسئله صفرم : همینطوری از صفر شروع کردم
    عقل میگوید کسی حق ندارد مال من را بدون رضایت من تصاحب کند
    لذا اگر انسان مالک شد مملوک حق اجبار او بر ازادیش را ندارد ولو با مکاتبه.

    و شرع نیز این را تایید کرده است.

    حالا میرویم سراغ امر در آیه
    اگر قرینه ای بر دلالت امر به استحباب یا وجوب نباشد ، اصل بر وجوب است.

    فرض کنیم قرینه ای نباشد
    در این صورت امر به مکاتبه واجب خواهد بود
    سوال میکنیم :
    این وجوب با حکم عقل و شرع بر تملک انسان بر مایملک منافات ندارد؟
    میتوان از یک طرف گفت لا تاکلوا اموالکم بالباطل
    و از طرفی گفت فکاتبوهم ؟
    درست است که انسانها در قبال یکدیگر مالک هستند اما خداوند مالک اصلی است
    پس فکر نمیکنم منافاتی بین این دو ایه یا کلا این دو باشد.
    راهنمایی بفرمایید

    حالا فرض کنیم
    قرینه ای داریم که نشان میدهد امر به مکاتبه استحباب است

    ان قرینه چیست؟
    در خود ایه قرینه داریم؟ یا
    روایات قرینه هستند؟ یا
    حکم مشهور فقها؟ یا
    همان تنافی فرض قبلی؟
    و البته این یا نه به این معناست که همه ی اینها یا چند موردش ، قرینه نباشد بلکه ممکن است همه ی اینها قرینه باشد.

    اما
    در صدر اسلام یعنی زمانی که عمر دست به حمله به ایران زد این مسئله اهمیت بیشتری یافت.
    چنانکه گویند بین عمر و امیرالمومنین علیه السلام در این مسئله اختلاف نظر بوده است.
    یعنی امیر المومنین قبول مکاتبه را مستحب دانسته اند
    اما
    عمر ان را واجب دانسته است.

    لطفا در این زمینه نیز اصل واقعه و سندش را ذکر کنید و بفرمایید جریان چه بوده است.

    سپاس
    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۱۱/۲۰ در ساعت ۰۰:۳۱ دلیل: مسئله صفرم

  11. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    مسئله اول
    روایات
    بسیاری از روایات در باب استحباب مکاتبه امده اند اما معلوم نیست چگونه از انها برداشت استحباب شده است.
    چنانکه این مسئله در سایر ابواب کتب حدیث دیده میشود و نیز معلوم نیست فقیه میتواند به صرف همین روایات استحباب را برداشت کند؟

    ۱-بَابُ اسْتِحْبَابِ مُكَاتَبَةِ الْمَمْلُوكِ الْمُسْلِمِ إِذَا كَانَ لَهُ مَالٌ أَوْ كَسْبٌ
    ۲۹۲۵۴-مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَي عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً قَالَ إِنْ عَلِمْتُمْ لَهُمْ دِيناً وَ مَالًا
    وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ مِثْلَهُ
    ۲۹۲۵۵-وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي حَدِيثٍ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً قَالَ الْخَيْرُ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّ عِنْدَهُ مَالًا
    ۲۹۲۵۶-وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ قَالَ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً قَالَ كَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ لَهُمْ مَالًا
    وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ مِثْلَهُ
    ۲۹۲۵۷-مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً قَالَ إِنْ عَلِمْتُمْ لَهُمْ مَالًا الْحَدِيثَ
    ۲۹۲۵۸-وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً قَالَ الْخَيْرُ أَنْ يَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ يَكُونَ بِيَدِهِ عَمَلٌ يَكْتَسِبُ بِهِ أَوْ يَكُونَ لَهُ حِرْفَةٌ
    ۲۹۲۵۹-وَ فِي الْمُقْنِعِ قَالَ رُوِيَ فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ تَعَالَي إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً إِنْ عَلِمْتُمْ لَهُمْ مَالًا
    ۲۹۲۶۰-قَالَ وَ رُوِيَ فِي تَفْسِيرِهَا إِذَا رَأَيْتُمُوهُمْ يُحِبُّونَ آلَ مُحَمَّدٍ ص فَارْفَعُوهُمْ دَرَجَةً
    أَقُولُ وَ تَقَدَّمَ مَا يَدُلُّ عَلَي اسْتِحْبَابِ الْعِتْقِ وَ الْمُكَاتَبَةُ سَبَبٌ مِنْ أَسْبَابِهِ

  12. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    مسئله دوم
    واقعا چند روایت معتبر داریم که بتواند صراحتا استحباب را نشان بدهد؟
    چه اینکه روایاتی هستند که بیشتر به وجوب دلالت میکنند تا استحباب...

    و ساله سماعة عن العبد يكاتبه مولاه و هو يعلم ان ليس له قليل و لا كثير قال قليكاتبه و ان كان يسال الناس و لا يمنعه المكاتبة من اجل انه ليس له مال فان الله عز و جل يرزق العباد بعضهم من بعض فالمحسن معان
    -----------
    و قال عليه السلام في رجل ملك مملوكا له فسال صاحبه المكاتبة ا له ان لا يكاتبه الا علي الغلاء قال نعم

    لطفا ترجمه هم بکنید.
    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۱۱/۲۰ در ساعت ۰۰:۲۹

  13. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    الحكم التاسع: هل تجب مكاتبة العبد؟

    معنى المكاتبة في الشرع: هو أن يكاتب الرجل عبده على مال يؤديه منجّمًا عليه فإذا أداه فهو حر لوجه الله تعالى وللمكاتبة حالتان:
    أ- أن يطلبها العبد ويجيبه السيد عليها وهذا الذي أشارت إليه الآية الكريمة {والذين يَبْتَغُونَ الكتاب}.
    ب- أن يطلبها العبد ويأباها السيد وهذا الذي اختلف فيه الفقهاء على مذهبين:
    1- مذهب الظاهرية: قالوا يجب على السيد أن يكاتب مملوكه إذا طلب منه ذلك.
    2- مذهب جمهور الفقهاء: قالوا: لا يجب على السيد أن يكاتب مملوكه بل يندب له المكاتبة.
    أدلة الظاهرية:
    استدل أهل الظاهر على وجوب المكاتبة بالآية والأثر.
    أ- أما الآية فقوله تعالى: {فَكَاتِبُوهُمْ} فإنه أمر وظاهر الأمر للإيجاب، وقالوا: مما يدل عليه أيضًا سبب النزول فقد نزلت في غلام لحويطب بن عبد العزى يقال له صبيح وقد تقدم.

    ب- وأما الأثر فهو ما روي عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: سألني سيرين المكاتبة فأبيت عليه، فأتى عمر بن الخطاب فأخبره فأقبل عليَّ بالدرّة وتلا قوله تعالى: {فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا} فكاتبه أنس. قال داود الظاهري: وما كان عمر ليرفع الدرة على أنس لو لم تكن الكتابة واجبة.
    وهذا المذاهب منقول عن بعض التابعين كعطاء، وعكرمة، ومسروق، والضحاك بن مزاحم.

    أدلة الجمهور:
    واستدل جمهور الفقهاء المالكية والأحناف والشافعية والحنابلة على أنه مندوب بما يأتي:

    أ- إن الله عز وجل قيَّد المكاتبة بشرط علم الخير فيه فقال: {فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا}. فعلّق الوجوب على أمر باطن، وهو علم السيد بالخيرية، فإذا قال العبد: كاتبنْي، وقال له السيد: لم أعلم فيك خيرًا كان القول للسيد فدلّ على عدم وجوبه.
    ب- حديث «لا يحل مال امرئٍ مسلم إلاّ بطيبٍ من نفسه» والعبدُ مالٌ فلا يجوز إلاّ برضى السيد.
    ج- وتمسّكوا بالإجماع على أنه لو سأل العبدُ سيده أن يبيعه من غيره، لم يجب عليه ذلك، ولم يجبر عليه فكذا الكتابة لأنها معاوضة.
    قال الجصاص: فإن قيل: لو لم يكن يراها واجبة لما رفع لعيه الدِرّة ولم يضربه؟
    قلنا: لأن عمر رضي الله عنه كان كالوالد المشفق على الرعية، فكان يأمرهم بما لهم فيه الأفضل في الدين، وإن لم يكن واجبًا، على وجه التأديب والمصلحة!
    والصحيح ما قاله الجمهور إن الأمر للندب والاستحباب، لا للوجوب والله أعلم.

  14. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    مسئله سوم
    از انجا که عمر در مواردی از امیرالمومنین علیه السلام مشورت میگرفت یا خود امیرالمومنین علیه السلام نظرشان غالب میشد
    در مسئله مکاتبه کدام نظر حاکم شد؟

  15. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3763



    مسئله بعدی
    ادلة الجمهور:
    واستدل جمهور الفقهاء المالكية والأحناف والشافعية والحنابلة على أنه مندوب بما يأتي:

    أ- إن الله عز وجل قيَّد المكاتبة بشرط علم الخير فيه فقال: {فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا}. فعلّق الوجوب على أمر باطن، وهو علم السيد بالخيرية، فإذا قال العبد: كاتبنْي، وقال له السيد: لم أعلم فيك خيرًا كان القول للسيد فدلّ على عدم وجوبه.


    دلیل اول که به نظر درست نمیرسد. چرا که خیلی از مسائل و احکام وجوب و حرمتش بسته به علم مکلف است دلیل نمیشود حکمش تغییر کند. و در این استدلال مشروط بودن یک حکم به معنای مندوب بودن دانسته شده که واضح البطلان است !


    ب- حديث «لا يحل مال امرئٍ مسلم إلاّ بطيبٍ من نفسه» والعبدُ مالٌ فلا يجوز إلاّ برضى السيد.

    این استدلال هم مفید نیست
    چون حکم و شرط خدا بر همه چیز مقدم است
    و این اصل در ابواب مکاتبه و عتق و طلاق امده است. و اگر خدا حکم داده است مالک حقی ندارد که از او سلب شده باشد. در حقیقت مالک اصلی خداست.



    ج- وتمسّكوا بالإجماع على أنه لو سأل العبدُ سيده أن يبيعه من غيره، لم يجب عليه ذلك، ولم يجبر عليه فكذا الكتابة لأنها معاوضة.

    کدام اجماع ؟! این خودش نیاز به بحث دارد.
    ضمن اینکه قیاسی شد که قابل دفاع نیست. من جمله اینکه مکاتبه برای ازادی کجا و برای فروش کجا؟ ....

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود