جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شناخت شخصیت زبیر صحابی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    شناخت شخصیت زبیر صحابی




    عضو شوراي شش نفره، و يکي از ده نفري که- ميگويند- مژده بهشت يافته اند
    طبري در شرح جنگ جمل مينويسد: " علي (ع) سواربر اسب از ميان سپاه پيش آمده زبير را فرا خواند، و او آمده در برابرش ايستاد.
    علي (ع) از زبير پرسيد: چه باعث شد که آمدي؟ گفت: تو باعث شدي، نه ترا شايسته حکومت ميدانم و نه ذيحق تر از ما. علي (ع) گفت: براي حکومت، بعد از عثمان رضي الله عنه شايسته نيستم؟ ما ترا از اولاد (و قبيله) عبد المطلب ميشمرديم تا آنوقت که پسرت، همان پسر بدت بزرگ شد و ترا از ما جدا کرد. سپس برخي کارهاي ناروائي را که کرده بود برشمرده آنگاه بيادش آورده که پيامبر(ص) به او و زبير برخورده به او (يعني علي ع) گفته است: پسر عمه ات (زبير) چه ميگويد که ستمکارانه و بناحق با تو خواهد جنگيد؟
    در اين هنگام، زبير در حاليکه ميگفت ‏بنابراين با تو نمي جنگم بازگشت نزد پسرش عبد الله و به او گفت: شرکت خود در اين جنگ را خردمندانه و روا نمي بينم. پسرش به او گفت: تو در حالي قيام کردي که آنرا بروشني روا ميدانستي ولي حالا که چشمت به پرچمهاي ‏پسر ابي طالب افتاد و فهميدي زيرآنها مرگ کمين کرده ترسيدي. زبير ازاين سخن بخشم آمده گفت: واي بر تو من‏ در برابر او سوگند خوردم که با او نجنگم. گفت:
    کفاره قسم بده، غلامت" سرجيس " را آزاد کن. زبير آن برده ‏را بعنوان کفاره قسم آزاد کرد و رفته‏در کنار آنها در صف نبرد ايستاد. علي (ع) به زبير گفت: تو قصاص خون‏عثمان را از من ميخواهي در حاليکه خودت او را کشتي؟ خدا امروز براي هرکداممان که با عثمان تندتر بود ناگواري پيش آورد ".
    سخن علي (ع) را به زبير: " تو قصاص خون عثمان را از من ميخواهي در حاليکه خودت او را کشتي... " حافظ العاصمي نيز در کتاب " زين الفتي " ثبت کرده است. مسعودي آنرا باين عبارت آورده: " واي بر تو اي زبير:
    چه باعث شده قيام کني؟ گفت: خون عثمان. علي (ع) گفت: خدا هر کداممان را که در قتل عثمان دست داشته بکشد ".
    زبير ازآنجهت سوگند خورد با علي (ع) نجنگد که حديث پيامبر گرامي را بيادش آورد و با يادآوري اين حديث حجت بر او تمام گشت و برايش مسلم و يقيني شد که‏جنگيدنش با اميرالمومنين و ظالمانه وناحق است کسيکه با دليل عقلي يقين کرده باشد جنگ با اميرالمومنين نارواو ظالمانه است هرگز با آزاد کردن برده يا هيچ کار ديگر نميتواند آنرا روا بشمارد و بچنان گناه و جنايتي دست بيالايد. ولي چه ميتوان کرد که عبد الله پسر زبير با ساختنآن باصطلاح کلاه شعري سبب جدائي زبيررااز آل عبدالمطلب فراهم ساخت و باعث شد که با امام خويش بجنگد و فرمايش پيامبر اکرم را بتحقيق رساند!
    مسعودي مينويسد: " مروان بن حکم- در جنگ جمل- گفت:
    زبير روي از جنگ گردانيد، طلحه نيز دارد رو بر ميتابد. نميدانم به اين طرف تيراندازي کنم يا به آن طرف. آنگاه طلحه را به تير زد و کشت ".
    ابن‏ابي الحديد مينويسد: " عليه عثمان، طلحه بيش از هر کس فعاليت ميکرد، و زبير در مرتبه پس از او قرار داشت. آورده اند که زبير ميگفته: او را بکشيد، چون دينتان را دگرگون کرده است. به او گفتند:
    پسرت بر در خانه‏اش ايستاده و از او حمايت ميکند. گفت: بدم نميايد که عثمان کشته شود گرچه کار کشتنش با کشتن پسرم آغاز گردد. زيرا عثمان فردا (ي رستاخيز) لاشه اي بر صراط خواهد بود ".
    بلاذري باستناد روايت ابو مخنف مينويسد: " زبير نزد عثمان آمده گفت: در مسجد پيامبر (ص) عده اي هستندکه از ستم تو جلوگيري مينمايند و ميخواهند قانون اسلام را باجرا گذاري، بنابراين بيا و داوري خويش با آنهانزد همسران پيامبران (ص) ببر. عثمان قبول کرده با او از خانه درآمد. مردم با اسلحه بر او تاختند. به زبير گفت: اي زبير من کسي را نمي يابم که خواستار حق و اجراي قانون اسلام باشد و نه کسي که بخواهد از ظلم جلوگيري کند. آنگاه به درون خانه اش درآمد و زبير به خانه خويش رفت ".
    بلاذري مينويسد " در نوشته اي متعلق به عبد الله بن صالح عجلي ديدم چنين آمده است: عثمان با زبير دعوا کرد. زبير به اوگفت: اگر بخواهي حاضرم با تو نبرد کنم. پرسيد چگونه؟ گفت: با شمشير و تير و کمان ".
    برگرفته از الغدیر ترجمه جلد 17

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۰:۴۴
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  2. صلوات ها 4


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود