صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تضاد بین ملاک ها و ارزشها (رضایت پدر و مادرهامون) در ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85

    تضاد بین ملاک ها و ارزشها (رضایت پدر و مادرهامون) در ازدواج




    سلام.
    من پسری 27 ساله ، مقید به اصول دین ،پرتلاش در رعایت فروع دین و دارای تحصیلات عالیه هستم. به دلیل داشتن موانعی هنوز نمیخوام فعلا برم سرکار کنم. در خانواده ای ساده زیست و بی ریا بزرگ شدم. وضعیت اقتصادیمون خوبه خدا رو شکر ولی زندگیمون ساده است. در 4 سال پیش دختر خانومی رو دیدم و از او خوشم اومد.. حدود دوسال ازم کوچیکتره و در شهری نزدیک شهر خودمون زندگی میکنه. پدر و مادرش هردو کارمند دولت هستن در یکی از محله های خوب شهر زندگی میکنند. تا حالا خونشون رو ندیدم و اصلا باهاشون برخورد نداشتم که ببینم اونام مثل ما ساده زندگی میکنند یا نه. اختلاف فرهنگی ما قابل توضیح دقیق نیست چون اینقدر اطلاعی ندارم ازش. فقط اینطور میتونم بگم که *****ایشان خانواده ای مذهبی با گرایشهای امروزی هستن در حالی که ما خانواده ای مذهبی با گرایش های سنتی هستیم*****. از نظر سطح درآمد شاید ایشان یک و یا با اکراه دو دهک از ما بالاتر باشند.
    بعد از تحقیقات فراوان در 3.5 سال پیش بالاخره جرات پیدا کردم که با وجود همه ی دانسته ها و نداتسته هام موضوع رو با خانوادم مطرح کردن. طبق انتطارم استقبال خوبی کردن اما مشخص بود که نگرانی های معمول خانواده رو هم دارن. در جواب درخواست خواستگاری به سن کم من و عجله ی زیادم اشاره کردن و توصیه به ادامه تحصیل و پیشرفت کردن. جوابی که خیلی عاقلانه و درست بود. دو سال بعد در جواب خواستگاری به تصمیم دخترشون برای ادامه تحصیل، بیکار بودن من اشاره کردن و اعلام کردن که دامادشون باید بومی، همرده و در قواره ی خودشون باشه و البته به اینکه من اینطوری نیستم هیچ اشاره ای نکردن. به نظرم اینکار و خواسته هاشون خیلی منطقی و درست میاد. خواستگاری سوم هم همینطور. در 14 ماه قبل که درخواست خواستگاری چهارم رو مطرح کردم که همون شرایط قبلی به اضافه ی خواسته های دیگری مطرح شد. البته خواسته ها و شرایط به شکلی بود که بیشتر جنبه ی طرد کردن داشت . انصافا اینکار روش بسیار خوبی برای رد کردن خواستگار سمج هستش. از خواستگاری دوم به بعد پدر و مادر من هم دیگه هیچ علاقه ای برای پنهان کردن مخالفتشون نداشتن و مستقیم بهم میگفتن که " چون تو درخواست میکنی، ما هم وظیفه ی خودمون رو انجام میدیدم وگرنه ما با این خانواده هیچ سنخیتی نداریم!"
    و اما چرا این همه اسرار؟؟ من که اینقدر جوابهای واضحی گرفته بودم چرا اینقدر گیر میدادم؟ ***** دلیلش این بود که از سمت این خانوم امیدوار میشدم***** و چون میدونستم نسبت به هم علاقه ی متقابل داریم هیچ وقت پا پس نکشیدم. تا اینکه مشخص شد این خانوم برعکس من که همه چیز رو به خانوادم گفتم هیچ حرفی به خانوادش نمیزده و این بندگان خدا به نوعی از درخواست خواستگاری از یک شهر دیگه به نوعی تعجب میکردن و خوب مشخصه که چنین جوابهایی بدن. تازه درک میکنم که حق داشته. دخترها به اندازه ی پسرها در بیان خواسته هاشون آزاد نیستن و از طرفی، چون ایشون مطمئن بوده که من توانایی پاسخگویی به خواسته های پدر ومادرش رو ندارم حرفی هم بابتش نمیزده. از طرفی هم ممکنه که به حال و روز امروز من گرفتار شده باشه. حال و روزی که بهش اشاره میکنم. این پایان ماجرا نیست. خواستگاری آخر پایان رابطه ی خانواده ها نبود. من توانایی قبول این ماجرا رو نداشتم و***** باعث و بانی یک پایان ناخوش شدم****** به شکلی که جدالی لفظی بین خانواده ها شکل گرفت و هرکس به نفع خودش صحبت کرد. حرفایی که من زدم اصلا وجهه ی خوبی نداشت و اصولا درست نبود، اما پایان کار اینظوری رقم خورد که ایشون گفتن ما اصلا و ابدا دختر به شما نمیدیم. شما اصلا به ما نیخورید و از اینجور حرفها.
    ****و حالا بعد از یک سال دوباره با اون خانوم برخورد کردم. هر دو تغییراتی کردیم****. تغییرات که اگر در یکی دو سال پیش اتفاق می افتاد شاید هیچگاه کار به اینجا نمیرسید.
    تغییراتی که ما رو بیش از پیش به هم نزدیک کرده. البته از لفظ شناخت به جای تغییر استفاده کنم بهتره. او بهتر من رو شناخته و من هم همینطور.
    او رو نمیدونم در چه حالیه ولی من وقتی ملاکها و شرایط همسر آیندم رو در ذهنم تعیین میکنم ناخودآگاه به این خانوم میرسم. او مومنه، محجبه، باخانواده، باشعور باحیا و باسواده. از طرفی هم بر طبق اونچه که گفتم، راه و دستمون بسته است. ملاک هام همش یه جا جمع شده و این خانوم شده.
    اما موانعی داریم که بر ملاکها می چربه. پدر و مادرهامون که به هیچ عنوان راضی نیستن، فاصله اقتصادی و فرهنگی و جغرافیاییمون و پیشینه ی رابطه ی خوبی هم نداریم.
    من حالا در همون منگنه ای که این خانوم گیر کرده بود، افتادم و نیاز به کمک شما بزرگواران دارم.
    من بالاخره جرات کردم و دوباره موضوع رو به شکلی متفاوت مطرح کردم. خانواده حرفی زدن که جوابی براش ندارم : " اگر درخواست خواستگاری رو مطرح کنیم و اینبار هم مثل دفعه های قبل باشه چی به روز ما مینونه؟؟؟ درسته که هم رو نمیشناسیم اما عذت و احترام که داریم؟ چه تضمینی هست که بهمون پرخاش نشه؟"

    مشاور محترم، به نظرتون چکار باید بکنم؟ آیا باید به فکر ترمیم رابطه و امید دوباره باشم و یا اینکه پا روی همه ی علایق و خواسته هام بزارم و عطایش رو به لقایش ببخشم؟ اصولا این رابطه بین خانواده هامون قابل ترمیم هست؟

    قسمتهایی که به این صورت بین ****....**** نوشته شده رو به همین شکل بپذیرید. از ارائه ی توضیح بیشتر ناتوانم.
    متشکرم.

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۱۱/۱۱ در ساعت ۲۲:۰۶ دلیل: تغییر سایز فونت ، لطفا کمی درشت تر بنویسید!

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58297



    با نام و یاد دوست






    تضاد بین ملاک ها و ارزشها (رضایت پدر و مادرهامون) در ازدواج








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    خدمت شما برادر بزرگوارم
    اميدوارم واقعا بنده را به عنوان كارشناس پذيرفته باشيد و سراغم آمده باشيد و براي تجاربم ارزش قائل باشيد كه سخت به دست آمده اند و تلخ. خيلي افراد مشاوره هاي رايگان را از باب سنگ مفت گنجشك مفت مي پذيرند.
    با توجه به نكاتي كه در پيام خصوصي بيان كردم بايد بگويم كه روزگار واقعيت هاي عجيبي داره كه بر خلاف ميل مان بايد تلاش كنيم و آن را بپذيريم. چند هفته قبل يكي از اقوام جوان ما كه با نشاط براي عمل جراحي به بيمارستان رفت و منتظر عمل بود با ناباوري اقوام همان جا ايست قلبي كرد و با دو فرزند كوچك دنيا را وداع گفت. پذيرش اين واقعيت خيلي سخت است ولي چه بايد كرد اگر اقوام و به خصوص فرزنداش نپذيرند روز به روز از واقعيت و حقيقت دور مي شوند و خود و ديگران گرفتار اضطراب و افسردگي مي شوند.
    دوست من! از زندگي خودتان امتيازاتي بيان كرديد كه بنده هم به سادگي و آرامش چنين زندگي هايي غبطه مي خورم. واقعا اعتقاد دارم ما با دنبال كردن تشريفات مدرن تشويش و نگراني ها را زياد مي كنيم.
    بايد قبول كنيد كه دختري كه در ناز و نعمت زندگي كرده دختري كه زندگي مدرن و رفاه بخشي از زندگي و شخصيتش شده و فرهنگ خود و خانواده اش شده اگر هم از روي احساسات قول بدهد كه مي تواند با زندگي شما و ارتباط با خانواده شما كنار بياييد بالاخره كم مي آورد. گاهي ممكن است در مشاجرات، خانواده ها هم با هم گرفتار ارتباط هاي تلخ و توهين آميز شوند.
    نكته ديگر اين كه تجربه بنده مي گويد تغيير انسان ها ممكن است ولي نبايد خوش باور هم بود چون تغيير بسيار تدريجي است و براساس شناخت است. نوشته ها در عالم مجازي مي تواند فرسنگ ها تا واقعيت فاصله داشته باشند
    تا همين الان هم كم هزينه براي اين ارتباط نداده ايد شما شكر خدا موفق هستيد و مي دانم اين مدت انرژي زيادي براي اين ارتباط گذاشته ايد
    بزرگوار اگر خانواده شما عملا با شما مخالفت نكرده اند به نظرم نمي خواهند دلتان را بشكنند ولي حقيقت اين است كه تناسب هايي زيادي بين شما نيست بر فرض هم كه دختر با شما و يا شما با او تطبيق پيدا كنيد نبايد از نقش غيرمستقيم خانواده ها غافل شويد. در بسياري از مواقع مشاجرات زندگي زناشويي ريشه در اختلاف خانواده ها و تفاوت ديدگاه ها و فرهنگ و سطح اقتصاد آنها دارد.
    تجربه بنده مي گويد كه براساس تجاربي كه در اين خواستگاري داشتيد و آن تنشي كه بين شما رخ داد ممكن نيست خانواده به اين ازدواج تن دهند
    بنابراين شما هر چند سخت است نام آن دختر را از ذهن تان ديليت كنيد و از خداوند تبارك و تعالي بخواهيد همسري سازگار و هم كفو متناسب با فرهنگ خودتان به شما عنايت كند.
    موفق باشيد

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    203
    حضور
    14 روز 51 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    974



    سلام

    مشاور در این باره حرفی نزدن ولی به نظرم خواستگاری ممتد و زیاد دلیل قانع کننده ای برای جواب مثبت دادن نیست.

    منظورم اینه که چرا سعی نمیکنید کمی از شرایطی که خونواده دختر خانوم برای داماد آیندشون در نظر دارن رو برآورده کنید. نوشته بودید بنابر شرایطی نمیشه سرکار برید.

    نمیدونم ولی کاره پاره وقتی جیزی. که متوجه بشن اهل کار هستید ولی فعلا نمیخواید برید. آخه اون خونواده که شناختی از شما ندارن.

    یا بقیه چیزا. به نظرم بدون تغییر شرایط، خواستگاری کردن این معنی رو میده که شما شرط بذارین ما که گوش نمیدیم!!!!!

    گروه نیکوکاری لبخند

    http://smile-charity.com/

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام بر شما
    درسته خب در پيام خصوصي به ايشان پاسخ داده ام
    در كل مشكلات و ناهتمايي هاي فردي و اجتماعي بر سر راه اين ازدواج متنوع و متعدد از است: از جمله به روز و سنتي بودن، تفاوت فرهنگ ها، اختلاف شرايط اقتصادي، نگرش خانواده به داماد آينده و...

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    26
    حضور
    1 روز 2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    نقل قول نوشته اصلی توسط ya_hosein نمایش پست ها
    ارای تحصیلات عالیه هستم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ya_hosein نمایش پست ها
    اما چرا این همه اسرار؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط ya_hosein نمایش پست ها
    اما عذت و احترام که داریم؟
    میشه تحصیلاتتونو بگین؟بعضی موقعها اشتباه نوشتاری به خاطر نزدیک بودن حرفای کیبورده ولی این اشتباه املایی فاجعه هستش!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ya_hosein نمایش پست ها
    و چون میدونستم نسبت به هم علاقه ی متقابل داریم هیچ وقت پا پس نکشیدم.
    یعنی فکر میکنی ایشون اولین و اخرین دختری هستن که به شما علاقه مند میشه.اینقدر زیادن اینجور دخترا توی مسیر زندگی...

    اگه هنوز شاغل نیستی.نرو.چون دوباره همین اش و همین کاسه.
    یه چیزی هم همینجوری میگم:تجربه به من ثابت کرده اصلا روی ملاکای ظاهری قضاوت نباید کرد.که مثلا جلوی تو محجبه و باشعور و ... هست.دختر دیدم ابروهاشم برنداشته بود.چادری.کسی میدیدش میگفت این خیلی نجیبه.ولی دختر کثیفی بود...
    پس تا وقتی که درست حسابی تحقیق نکردی کاری نکن.

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط raha2020 نمایش پست ها
    سلام

    مشاور در این باره حرفی نزدن ولی به نظرم خواستگاری ممتد و زیاد دلیل قانع کننده ای برای جواب مثبت دادن نیست.

    منظورم اینه که چرا سعی نمیکنید کمی از شرایطی که خونواده دختر خانوم برای داماد آیندشون در نظر دارن رو برآورده کنید. نوشته بودید بنابر شرایطی نمیشه سرکار برید.

    نمیدونم ولی کاره پاره وقتی جیزی. که متوجه بشن اهل کار هستید ولی فعلا نمیخواید برید. آخه اون خونواده که شناختی از شما ندارن.

    یا بقیه چیزا. به نظرم بدون تغییر شرایط، خواستگاری کردن این معنی رو میده که شما شرط بذارین ما که گوش نمیدیم!!!!!
    اصولا موضوع کار و شرایط خواستگاری نیست. خدا رو شکر همین فردا میتونم یه کار ثابت دست و پا کنم و برم سرکار.
    مسئله در عدم رضایت خانواده هاست.
    مطمئنا بخشی از نارضایتیشون به خاطر مسایلی مثل فاصله ی طبقاتی و جغرافیایی هست ولی مشکل بزرگ تنشی هست که بین ما اتفاق افتاد. شاید اگر فاصله ی کمتری داشتم هیچوقت کار به تنش کشیده نمیشد.
    اونا فکر میکنن دخترشون بهترین دختر دنیاست و من رو داماد شکارچی یا خواستگاری پررو و سمج میدیدن . خانواده ی من هم من رو بهترین پسر میدونن که دختر مردم من رو دیوونه ی خودش کرده و سرکارم گذاشته.
    من خیلی تلاش کردم این دید رو از خانوادم دور کنم و تا حد خیلی زیادی موفق هم بودم. اما چه سود؟
    به نظرتون اگر من الان ماهی 3 میلیون درآمد داشته باشم، این 3 میلیون میتونه اون گذشته رو پاک کنه و دل پدر و مادرهای ما رو به هم نزدیک کنه؟
    ویرایش توسط ya_hosein : ۱۳۹۴/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۴:۱۵

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن1990 نمایش پست ها
    این اشتباه املایی فاجعه هستش!
    درسته برادر ولی گاهی فقط مینویسی، فقط مینویسی ولی به چگونه نوشتن فکر نمکینی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن1990 نمایش پست ها
    یه چیزی هم همینجوری میگم:تجربه به من ثابت کرده اصلا روی ملاکای ظاهری قضاوت نباید کرد.که مثلا جلوی تو محجبه و باشعور و ... هست.دختر دیدم ابروهاشم برنداشته بود.چادری.کسی میدیدش میگفت این خیلی نجیبه.ولی دختر کثیفی بود...
    پس تا وقتی که درست حسابی تحقیق نکردی کاری نکن.
    تو مشاوره باید فرض رو بر این بزاریم که طرف راست میگه. در ضمن باید بگم بالخره باید با یه ملاکی، کَسی رو سنجید!! ما که عالم به غیب نیستیم بتونیم باطن افراد رو ببینیم!
    در همه ی اقشار و اصناف، خوب و بد هست. نمیشه که با دیدن یه نفر درباره ی همه قضاوت کرد. منم 2000 تا دختر بدحجاب ابرو بردار میشناسم که هر کار کثیفی رو انجام میدن ، اینا که دلیل نمیشه همه مثل هم باشن.
    ویرایش توسط ya_hosein : ۱۳۹۴/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۴:۴۶

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    203
    حضور
    14 روز 51 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    974



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    درسته خب در پيام خصوصي به ايشان پاسخ داده ام
    جناب حامی قصد جسارت نداشتم. ببخشید اگه دخالت کردم



    نقل قول نوشته اصلی توسط ya_hosein نمایش پست ها
    اونا فکر میکنن دخترشون بهترین دختر دنیاست و من رو داماد شکارچی یا خواستگاری پررو و سمج میدیدن . خانواده ی من هم من رو بهترین پسر میدونن که دختر مردم من رو دیوونه ی خودش کرده و سرکارم گذاشته.
    من خیلی تلاش کردم این دید رو از خانوادم دور کنم و تا حد خیلی زیادی موفق هم بودم. اما چه سود؟
    به نظرتون اگر من الان ماهی 3 میلیون درآمد داشته باشم، این 3 میلیون میتونه اون گذشته رو پاک کنه و دل پدر و مادرهای ما رو به هم نزدیک کنه؟
    چون این دیدگاهو دارن به نظرم ماهی ۱۰ ملیونم داشته باشید فایده نداره.

    شاید اگه خودتون تنها با پدرشون صحبت کنید، یه مدلی که متوجه بشن تکیه گاه خوبی برای دخترشون هستید فایده داشته باشه.

    البته نباید طوری باشه که فکر کنن بدون اجازه از خونوادتون اومدید. انشالا که هرچی به صلاحتونه پیش بیاد.

    گروه نیکوکاری لبخند

    http://smile-charity.com/

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط raha2020 نمایش پست ها
    چون این دیدگاهو دارن به نظرم ماهی ۱۰ ملیونم داشته باشید فایده نداره.
    مسئله اصلا پول نیست. اونها سنگ های بزرگی جلوی پای من انداختن تا بیخیال بشم. اینکه همون توقعات رو از همه ی خواستگارهای قبلی و بعدی داشتن رو حقیقتا نمیدونم.

    دو خانواده ی کاملا دور و غریبه هستیم که فقط دختر و پسر هم رو میشناسن.
    خدا رو شکر، خدا رو شکر نه اونقدر پررو و سرخودیم که بخوایم خودمون کار رو تموم کنیم و پا روی همه چیز بزاریم و نه اونقدر مطمئن که بخوایم به قول آقای حامی از ذهن همدیگر رو پاک کنیم.

    نمیدونم اگر کسی همین سوال رو میپرسید من چه جوابی میدادم اما این رو میدونم انجام چیزایی که خیلی راحت گفته میشه، خیلی سخت تر گذشتن از هفت خان رستمه.

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود