صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اذن پدر در ازدواج دختر و ساقط شدن آن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58349

    اذن پدر در ازدواج دختر و ساقط شدن آن




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:





    با سلام

    پرسش اول: آيا تعابير زير دقيق است:
    برخي از مراجع اجازه پدر را واجب و گروهي احتياط واجب شمرده‌اند در هر صورت، در نهايت، حكم يكي است و آن واجب بودن اجازه پدر. ولي اگر پدر مصالح عرفي و شرعي دخترش را در نظر نگيرد اذن و اجازه او ساقط مي شود.

    پرسش دوم: اگر پدر مصالح را در نظر نگيرد اذن جد پدري همچنان باقي است يا آن هم ساقط است؟

    پرسش سوم: تشخيص اين كه پدر يا جد پدري مصالح عرفي و شرعي دختر را رعايت مي كنند يا نه با چه كسي است؟ اگر اختلاف نظر داشتند چه كنند؟

    با تشکر








    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۳:۱۷

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58349



    با نام و یاد دوست






    اذن پدر در ازدواج دختر و ساقط شدن آن








    کارشناس بحث: استاد سجاد


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 4 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط ;777928
    با سلام

    پرسش اول: آيا تعابير زير دقيق است:
    برخي از مراجع اجازه پدر را واجب و گروهي احتياط واجب شمرده‌اند در هر صورت، در نهايت، حكم يكي است و آن واجب بودن اجازه پدر. ولي اگر پدر مصالح عرفي و شرعي دخترش را در نظر نگيرد اذن و اجازه او ساقط مي شود.

    پرسش دوم: اگر پدر مصالح را در نظر نگيرد اذن جد پدري همچنان باقي است يا آن هم ساقط است؟

    پرسش سوم: تشخيص اين كه پدر يا جد پدري مصالح عرفي و شرعي دختر را رعايت مي كنند يا نه با چه كسي است؟ اگر اختلاف نظر داشتند چه كنند؟

    با تشکر
    با عرض سلام و احترام و تشکر از سؤال شما

    1. عبارت به این صورت دقیق تر است:
    برخي از مراجع مشهور، اجازه پدر یا جد پدری را واجب و گروهي احتياط واجب شمرده‌اند در هر صورت، در نهايت، حكم يكي است و آن لازم بودن اجازه پدر برای دختر باکره است. ولي اگر پدر مصالح عرفي و شرعي دخترش را در نظر نگيرد یعنی در جایی که کفو شرعی و عرفی دختر به خواستگاریش آمده و پدر بدون در نظر گرفتن مصلحت دختر و بی جهت او را نپذیرد ، اذن و اجازه او ساقط مي شود.

    2. اذن جد پدري مستقل است و با سقوط اذن پدر، همچنان باقي می ماند یعنی باید از جد پدری اذن گرفت مگر اين كه او هم مصالح ياد شده را رعايت نكند.

    3. امروزه تشخیص این موارد بر عهده دادگاه هاست و طرفین در صورت حل نشدن مشکل با مراجعه به ریش سفیدان فامیل و راه های مسالمت آمیز دیگر ، می توانند به دادگاه مراجعه کنند اما توصیه اکید این است که احترام پدر در این موارد کاملا حفظ شود.

    در پناه حضرت حق باشید

    پی نوشت:
    توضیح المسائل مراجع ، احکام ازدواج و اذن پدر و استفتاء از دفتر مراجع عظام در قم

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۴/۱۱/۰۸ در ساعت ۰۷:۰۸

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    طبق تبصره یک ماده 1210 قانون مدنی که می گوید : «سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری است» دختر در 9 سالگی بالغ محسوب می شود. بر اساس ماده 1043 قانون مدنی بلوغ دختر باکره موجب نمی شود که بتواند بدون اجازه پدر یا جد پدری ازدواج کند. بنابراین دختر باکره در هر سنی باشد ولو به سنین بالا هم رسیده باشد ازدواجش موقوف به اجازه پدر یا جد پدری خواهد بود. اما قانونگذار در اینجا صراحتا بیان داشته که اگر این مخالفت و عدم اجازه، بدون علت موجه باشد، اجازه ساقط می شود. اصولاً این ماده به مصلحت دختر وضع شده است. و بدیهی است که اگر پدر یا جد پدری بخواهد از روی نفع شخصی، یا بی جهت و یا به دلایلی که محکمه پسند نباشد از ازدواج دخترش با شخص معین ممانعت به عمل آورد، مغایر با مصلحت وی است. لذا در این صورت دختر می تواند به دادگاه مراجعه و طی دادخواستی با معرفی کامل مردی که قصد ازدواج با وی را دارد و شرایط نکاح و مهریه ای که بین خود مقرر نموده اند، مجوز ازدواج را تقاضا نماید. و ریاست محترم دادگاه پس از احضار پدر و استماع دلایل وی و رسیدگیهای لازم، تصمیم گیری خواهد نمود. در اینجا پدر به طرق گوناگون ممکن است از دادن اجازه مضایقه کند؛ مثلاً بدون اینکه علتی را بیان نماید ازدواج را اجازه ندهد، یا اینکه به بهانه هایی غیر موجه، از قبیل عدم تحصیلات عالیه، فقیر بودن و غیره اشاره و مخالفت نماید، و یا اینکه هیچ گونه نظر موافق یا مخالفی را ابراز ننماید. در کلیه حالات فوق دادگاه چنین مخالفتی را معتبر ندانسته و اجازه ازدواج دختر با مرد مورد نظر را صادر می نماید. اما چنانچه پدر دلایل موجهی از قبیل اعتیاد مرد به مواد مخدر، مشروبخواری، سرقت، فساد و غیره داشته باشد، دادگاه اجازه ازدواج نخواهد داد.
    با توجه به ماده 1043 قانون مدنی راجع به اجازه پدر یا جد پدری در مورد ازدواج دختر بالغه باکره و توضیحاتی که در باره چگونگی آن داده شد، سؤالاتی در ذهن خوانندگان مطرح می گردد که به طور مختصر ذیلاً به آنها اشاره می نماییم:

    س ـ آیا دختر می بایست برای اخذ اجازه، ترتیبی را بین پدر و جد پدری رعایت نماید؟

    ج ـ خیر. ماده 1043 قانون مدنی ترتیبی را معین ننموده است. لذا دختر برای اجازه به هر کدام از پدر یا جد پدری می تواند مراجعه کند. و هر یک از آنها مستقلاً می تواند اجازه دهد. و در صورت اخذ اجازه از یکی از آنها، به اجازه دیگری نیاز نیست.
    س ـ اگر دختری شوهر کرده باشد و همچنان باکره مانده و طلاق صورت گرفته یا شوهرش فوت کرده باشد، آیا برای ازدواج بعدی نیاز به اجازه پدر یا جد پدری دارد؟

    ج ـ بله. زیرا ماده 1043 قانون مدنی صحت ازدواج بالغه باکره را منوط به اجازه پدر یا جد پدری نموده است. لذا با فرض مسأله فوق، ازدواج قبلی تأثیری در این امر نداشته و برای ازدواج مجدد، همچنان نیاز به اجازه پدر یا جد پدری دارد.
    س ـ آیا اجازه پدر یا جد پدری می تواند کلی باشد یعنی مثلاً به دختر اجازه دهد با هر مردی که می خواهد ازدواج کند؟

    ج ـ خیر. اجازه کلی اعتباری ندارد زیرا چنین اجازه ای مغایر با مصلحت و هدف قانونگذار می باشد. لذا اجازه می بایست راجع به شخصی معین باشد که دختر قصد ازدواج با او را دارد.
    س ـ چنانچه پدر یا جد پدری به دختر اجازه ازدواج با شخصی را بدهد، آیا قبل از عقد می تواند از این اجازه عدول کند؟

    ج ـ بله. زیرا ممکن است این اجازه به واسطه اطلاعات نادرستی باشد که به وی داده شده است، ولی بعد به واقعیتهایی مثلاً معتاد بودن مرد مورد نظر پی ببرد. در این صورت قبل از عقد می تواند از اجازه خود عدول نموده و مخالفت خود را اعلام نماید.
    س ـ چنانچه پدر یا جد پدری اجازه ازدواج را بدهد، آیا پس از عقد می تواند آن را رد کند؟

    ج ـ خیر. زیرا با اجازه پدر، عقد مزبور به طور صحیح منعقد گردیده است. و عقد صحیح را نمی توان رد کرد و باطل نمود.
    س ـ اگر دختری بدون اجازه پدر یا جد پدری و بدون اینکه علت ناموجه بودن مخالفت آنها در محکمه احراز شده باشد، ازدواج کند، وضع چگونه می شود؟

    ج ـ در چنین حالتی پدر یا جد پدری می تواند به دادگاه مراجعه و طی دادخواستی، با ذکر دلیل مخالفت خود، ابطال این ازدواج را تقاضا نماید. و دادگاه پس از رسیدگی در صورت احراز موجه بودن دلیل مخالفت پدر یا جد پدری، عقد واقع شده را ابطال خواهد نمود. ولی اگر دختر ثابت نماید که دلیل مخالفت پدر یا جد پدری موجه نیست، دادگاه عقد مزبور را باطل نکرده و حکم به تأیید و صحت آن خواهد داد؛ یعنی ازدواج مذکور را تنفیذ خواهد کرد. و بدین ترتیب اختیار اجازه پدر یا جد پدری را ساقط می نماید.
    س ـ در فرض سؤال فوق چنانچه پدر یا جد پدری با عقد انجام شده موافق باشد، آیا ابتدا می بایست ازدواج مزبور باطل شود و سپس با موافقت پدر یا جد پدری مجددا عقد انجام گیرد؟

    ج ـ خیر. کافی است پدر یا جد پدری موافقت خود را با ازدواج انجام شده، اعلام نماید. و در این صورت عقد مزبور تنفیذ می شود.
    س ـ در صورتی که دختر برای اجازه، به پدر یا جد پدری دسترسی نداشته باشد تکلیفش چیست؟

    ج ـ ماده 1044 قانون مدنی و تبصره آن در این زمینه چنین مقرر می دارد: «در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشد و استیذان از آنها نیز عادتا غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.»
    تبصره ـ «ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد.»
    بنابراین با توجه به ماده مذکور، چنانچه دختر برای اجازه
    ازدواج به پدر و یا جد پدری دسترسی نداشته باشد، مثلاً در خارج از کشور یا در نقطه نامعلومی باشند، احتیاج به هیچ گونه اجازه ای ندارد و در ازدواج خود آزاد است. البته همان طور که در تبصره ماده مزبور ملاحظه می شود، بدوا عدم امکان دسترسی به پدر و جد پدری می بایست در دادگاه احراز شود.
    س ـ اگر پدر و جد پدری فوت کرده باشند، دختر برای ازدواجش از چه کسی باید اجازه بگیرد؟ و آیا در این شرایط به اجازه دادگاه نیاز دارد؟

    ج ـ با ملاک از ماده 1044 قانون مدنی که در سؤال قبلی توضیح داده شد، از آنجا که فوت پدر و جد پدری نیز به منزله عدم دسترسی به آنها است و اجازه را غیر ممکن می نماید، در این حالت نیز دختر احتیاج به اجازه فرد یا مرجع دیگری مثل دادگاه ندارد. و خود می تواند مستقلاً برای ازدواجش تصمیم بگیرد.
    س ـ چنانچه پدر و جد پدری مجنون شوند چطور؟

    ج ـ مجنون کسی است که از اعتدال روحی، بی بهره و به عبارتی دیوانه باشد. در صورت مجنون بودن پدر و جد پدری، با توجه به همان استدلالهای فوق، دختر می تواند بدون کسب اجازه از کسی، مبادرت به ازدواج نماید.
    ویرایش توسط yalda solimani : ۱۳۹۴/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۲:۰۴
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 21 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19275



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    طرفین در صورت حل نشدن مشکل با مراجعه به ریش سفیدان فامیل
    به به چه افرادی! ریش سفیدان!
    واقعاً انتظار دارید اینها حرفی بجز اونچه که پدر گفته رو بگن؟! کلاً افراد سن بالا ، بخصوص در شهرهای سنتی ، چندان برای فرزندان ارزشی قائل نمیشن و منطق چندانی هم پشت حرفاشون نیست. اگر هم بین اونها تک و توک آدم بامنطق پیدا بشه ، بقیه صداش رو خفه میکنن. کسی که ساده ترین نیازها و حقوق فرزندانش رو نمیشناسه یا اونها رو نادیده میگیره ، انتظار دارید بشینیم منطقی و مسالمت آمیز باهاش مشورت کنیم و تازه به نتیجه هم برسیم؟!!!

    فرهنگ جامعهء ما بخصوص در شهرهای سنتی اونقدر پایینه که هنوز دختر رو کالا فرض میکنن و این تفکر اونقدر جا افتاده که حتی برخی دخترها خودشون هم باورشون شده که کالا هستن! هنوز ما سر تعداد سکه ها دعوا داریم ، هنوز تفکر غالب اینه که دختر هر کسی رو پدرش انتخاب کرد بگه چشم!! هنوز روی سابیدن قند روی سر عروس و داماد بین خواهر زن و خواهر شوهر جنگ جهانی سوم برقراره ، هنوز میزان شعور فامیل رو با سنگینی کادویی که آورن میسنجن و............
    اون وقت ما توقع داریم یه دختر بشینه و با پدرش منطقی درمورد ازدواجش صحبت کنه؟!
    نه دوستان ، تا رسیدن به همچین جایی خیییییییییییلی عقبیم ، خیلی....


    البته استاد سجاد نظر فقهی رو فرمودند من به این کاری ندارم. اما حقیقت اینه که خیلی از دستورات اسلام جنبهء سوری دارن و عملاً نه قابلیت اجرا دارن و نه ضمانت اجرا


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 4 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    به به چه افرادی! ریش سفیدان!
    واقعاً انتظار دارید اینها حرفی بجز اونچه که پدر گفته رو بگن؟! کلاً افراد سن بالا ، بخصوص در شهرهای سنتی ، چندان برای فرزندان ارزشی قائل نمیشن و منطق چندانی هم پشت حرفاشون نیست. اگر هم بین اونها تک و توک آدم بامنطق پیدا بشه ، بقیه صداش رو خفه میکنن. کسی که ساده ترین نیازها و حقوق فرزندانش رو نمیشناسه یا اونها رو نادیده میگیره ، انتظار دارید بشینیم منطقی و مسالمت آمیز باهاش مشورت کنیم و تازه به نتیجه هم برسیم؟!!!

    فرهنگ جامعهء ما بخصوص در شهرهای سنتی اونقدر پایینه که هنوز دختر رو کالا فرض میکنن و این تفکر اونقدر جا افتاده که حتی برخی دخترها خودشون هم باورشون شده که کالا هستن! هنوز ما سر تعداد سکه ها دعوا داریم ، هنوز تفکر غالب اینه که دختر هر کسی رو پدرش انتخاب کرد بگه چشم!! هنوز روی سابیدن قند روی سر عروس و داماد بین خواهر زن و خواهر شوهر جنگ جهانی سوم برقراره ، هنوز میزان شعور فامیل رو با سنگینی کادویی که آورن میسنجن و............
    اون وقت ما توقع داریم یه دختر بشینه و با پدرش منطقی درمورد ازدواجش صحبت کنه؟!
    نه دوستان ، تا رسیدن به همچین جایی خیییییییییییلی عقبیم ، خیلی....
    عرض سلام و احترام و تشکر از اظهار نظر جنابعالی

    قطعا این فرمایش شما کلیت ندارد و این طور نیست که همه افراد سن بالا یا غالب آنها برای فرزندانشان ارزش قائل نشوند و بی منطق باشند ممکن مشکلاتی به خاطر تفاوت نسل ها وجود داشته باشد اما نباید گفت هر کسی دعوا کرده نباید به بزرگ تر مراجعه کند و مراجعه به آنها مفید نیست بلکه این راهکار قبل از بالا کشیدن دعوا و مراجعه به مراجع قضایی و حکومتی ، حتما عقل پسند خواهد بود و اگر این کار انجام نشود دیگران خواهند گفت چرا قبل از مراجعه به دادگاه و آشکار شدن اختلافات برای حل و فصل به بزرگ ترها مراجعه نکردید.
    بزرگ تر فامیل خصوصا وقتی افرادی از طرفین برای شکایت مراجعه می کنند معمولا سعی در حل و فصل قضایا دارند و سعی می کنند زندگی آن دو و آبروی کل فامیل را با جلوگیری از کشمکش حفظ نمایند و این به تجربه ثابت شده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    اما حقیقت اینه که خیلی از دستورات اسلام جنبهء سوری دارن و عملاً نه قابلیت اجرا دارن و نه ضمانت اجرا
    عجب!

    از چه جامعه آماری استفاده کردید که به این نتیجه رسیدید ؟ یعنی اگر مثلا اسلام هزار تا حکم دارد هشتصد مورد آن صوری هستند و قابل اجرا نیستند ؟ این چه فرمایشی است؟
    حتما موقع نوشتن دچار سهو شدید و الا لازمه این حرف ادعای بزرگی است که قطعا قابل اثبات نیست.

    در پناه حضرت حق باشید

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۴/۱۱/۱۱ در ساعت ۰۷:۳۶

  12. صلوات ها 6


  13. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 21 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19275



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    حتما موقع نوشتن دچار سهو شدید
    سلام استاد عزیز
    بله درست میفرمائید. من گفتم خیلی از دستورات ، اما منظور برخی دستورات بود که من روی اونها بحث دارم و البته تعدادشون کم هست. جملهء خودم رو اصلاح میکنم و کامل شرح میدم. امیدوارم الان منظورم بهتر بیان بشه


    1 - نگاه کاریکاتوری به دستورات اسلام ، یعنی برجسته دیدن برخی از آنها و کوچک دیدن برخی دیگر ، بدون توجه به اینکه این نوع تفکیک مهم و غیر مهم از جانب ما آیا مورد تایید دین هست یا خیر (اعمال سلیقه های شخصی) ، باعث شده که دستورات اسلام کارایی لازم را نداشته باشند چون اولاً در جای مناسب خود قرار نگرفته اند ، ثانیاً میزان اعمال این دستورات با اصل آن تطابق ندارد

    2 - نیاز روز جامعه و تغییرات زمان ، آنچنان که باید از سوی متولیان دین در نظر گرفته نشده. یعنی دستوراتی که قابلیت تغییر با شرایط زمان را دارند ، اکثراً مانند سابق به کار گرفته میشوند که مشخص است کارایی لازم را ندارند. دستورات اسلامی همگی برای رسیدن به یک سری اهداف قرار داده شده اند ، اما متاسفانه گاهی آنقدر درگیر اجرای دستوراتِ صرف شده ایم که هدف اصلی را جا انداخته ایم. مثلاً اگر اسلام گفته دختر باید برای ازدواج از پدر اجازه بگیرد ، به دلیل حفظ احترام والدین و همچنین داشتن پشتوانه محکم برای دختر بوده است. اما برخی خیال کرده اند که صرف همین اجازه مهم است و اجازهء اسلام به معنی ضایع کردن حق فرزند است

    3 - آن دسته از دستوراتی هم که کاملاً کاربردی هستند و همچنین چگونگی و جوانب آن توسط مراجع و علما به خوبی تبیین شده ، متاسفانه یا در قانون به شکل غلطی تعریف شده اند و یا در زمان اجرا ، با عدم پشتوانه اجرایی روبرو هستند. در نتیجه گر چه راهکار مناسب برای آن موضوع از سوی شارع در نظر گرفته شده ، اما بی قیدی و کم توجهی باعث شده که این راهکارها ، بعضاً به نتایج درست ختم نشوند




    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    قطعا این فرمایش شما کلیت ندارد و این طور نیست که همه افراد سن بالا یا غالب آنها برای فرزندانشان ارزش قائل نشوند و بی منطق باشند ممکن مشکلاتی به خاطر تفاوت نسل ها وجود داشته باشد اما نباید گفت هر کسی دعوا کرده نباید به بزرگ تر مراجعه کند و مراجعه به آنها مفید نیست بلکه این راهکار قبل از بالا کشیدن دعوا و مراجعه به مراجع قضایی و حکومتی ، حتما عقل پسند خواهد بود و اگر این کار انجام نشود دیگران خواهند گفت چرا قبل از مراجعه به دادگاه و آشکار شدن اختلافات برای حل و فصل به بزرگ ترها مراجعه نکردید.
    بزرگ تر فامیل خصوصا وقتی افرادی از طرفین برای شکایت مراجعه می کنند معمولا سعی در حل و فصل قضایا دارند و سعی می کنند زندگی آن دو و آبروی کل فامیل را با جلوگیری از کشمکش حفظ نمایند و این به تجربه ثابت شده است
    با احترام فراوان ، چندان با شما برادر عزیزم موافق نیستم. البته این بخش از فرمایش شما رو قبول دارم که به هر حال بهترین راه اینه که به بزرگترها مراجعه کنیم. اما نه به این دلیل که الزاماً بزرگترها خیلی عاقلانه برخورد میکنند ، بلکه به این دلیل که مجبور هستیم و چارهء دیگری نداریم!

    حرف شما به عنوان یک کارشناس به روی چشم من ، اما عرض کنم که خیلی از مسائل رو نمیشه با آمار گرفتن به دست آورد و به چگونگی اون پی برد. شما مطمئن باشید اگر راه بیفتیم و از فرزندان ، بخصوص از دخترها بپرسیم که نظرتون درمورد والدین چیه ، اکثراً میگن عالی! بیست! باقلوا! اما حقیقت اینه که بیشتر اونها از ترس از دست ندادن همین موقعیت فعلی چنین حرفی میزنن. از ترس اینکه نکنه بابام بفهمه و مرده های من رو بیاره جلوی چشمم! یا مثلاً دخترهایی رو میشناسم که پسری رو دوست داشتن اما پدر اونها رو با زور شلاق به کسی دادن که حالش ازش به هم میخوره و الان دختر با همون مردی که دوست داشته رابطه داره. واقعاً انتظار دارید که این دختر بیاد و توی آمار گرفتن از رابطش بگه؟!

    با توجه و احترام بیش از حد و اندازه ای که در جامعهء ما به والدین شده ، والدین اکثراً فکر میکنن که هر بلایی دلشون خواست میتونن سر فرزندان بیارن و تازه معجور هم خواهند بود!!! در نتیجهء این موضوع و البته از طرفی ، وسوسه های غرب برای نسل جوان ، باعث شد که در ابتدا جوان ها با هزاران مشکل مواجه بشن و وقتی هم که دیدن صداشون به جایی نمیرسه ، خودشون دست به کار شدند و کلاً احترام به والدین رو بوسیدن و گذاشتن کنار

    شاید بفرمایید خب چرا تاکید من روی اشتباه والدین هست و به شیطنت غرب اشاره نمیکنم؟ به این دلیل که اگر اولی پیش نمی اومد ، دومی هم هرگز محقق نمیشد. یعنی این ما بودیم که زمینه رو برای تاثیرپذیری جوانان از غرب فراهم کردیم. خب دیگه ، خود کرده را تدبیر نیست. اون روزی که والدین با کمربند دختر رو کتک میزدند که باید زن کسی بشی که من میگم ، اون موقع که مدام امکاناتی که برای فرزند فراهم کرده بودند توی چشمش میزدند که مگه ما اون موقع این چیزا رو داشتیم ، اون وقتی که هر تفکر نو و تازه در ذهن فرزندان با ترس از اینکه میخوان به آیین خاندان توهین کنن ، سرکوب میشد..... باید هم منتظر این روز میبودن که پسر به پدرش زنگ بزنه و لابلای صحبتش بگه: راستی بابا چند روز پیش عقد کردم! باید منتظر این روز میبودن که دخترشون دوست پسر داشته باشه


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  14. صلوات ها 2


  15. #8
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    جناب Reza-D عزیز عجب دل پردردی دارند از دست والدین و ریش سفیدان فامیل و اسلام و....
    در هر تاپیکی هم فرصت را برای ابراز سخنان خویش غنیمت می شمرند...
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 21 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19275



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    بزرگ تر فامیل خصوصا وقتی افرادی از طرفین برای شکایت مراجعه می کنند معمولا سعی در حل و فصل قضایا دارند و سعی می کنند زندگی آن دو و آبروی کل فامیل را با جلوگیری از کشمکش حفظ نمایند و این به تجربه ثابت شده است
    موضوع دقیقاً همینه استاد
    بله من هم موافقم که تلاش میکنن تا ماجرا ختم بشه و کشمکش هم تمام بشه. اما با چه روشی و در چه راستایی و با چه هدفی؟

    اولاً سعی بر این هست که اونچه که برای خودشون ارزشمند هست حفظ بشه ، نه اونچه که واقعاً ارزش هست
    ثانیاً میل و خواست دختر و پسر غالباً تا جایی مورد قبوله که با ارزش های شخصی بزرگترها همراه باشه و اگر غیر از این باشه نادیده گرفته میشه
    ثالثاً حفظ حرمت عمو و دایی و..... ، ولو اینکه حرف اشتباه بزنن ، برای ریش سفیدان مهمتر از حفظ حرمتِ جوانان هست
    رابعاً گاهی حتی منافع مالی بر صلاح جوانان ترجیح داده میشه ، مثلاً در بحث مهریه یا دیه
    خامساً در این بحث ها اونچه که از همه چیز مهمتر است طایفه هست و همه چیز باید فدای سنت های طایفه ای بشه ، حتی خوشبختی فرزندان
    و..........

    یک نمونه براتون مثال میزنم. در یکی از شهرها
    (نمیخوام اسم ببرم تا به کسی جسارت نشه ، چون اشتباه عده ای دلیل بر جسارت به همه نمیشه) جوانی حالا به هر دلیلی کشته میشه. انسان های عاقل در چنین شرایطی به مراجع قضایی مراجعه میکنن و موضوع رو اونجا پی گیری میکنن. اما ریش سفیدان و بزرگان اون شهر ، به جوان های طایفه گفتند که باید انتقام خون فامیلتون رو بگیرید ، اون هم نه فقط با یک خون!!! (یعنی باید بیشتر از 1 نفر بکشید). تا آخرین باری که من خبر دارم ، 13 نفر از دو طایفه کشته شده!!!!! ، خانه های عدهء زیادی به آتش کشیده شده و خیلی ها آواره شدن!!! نکتهء جالب اینکه تعدادی از جوانها مایل هستن این خون ریزی تمام بشه ، اما ریش سفیدها اجازه نمیدن!!! چند نفر از مسئولین رفتن پیش ریش سفیدهای طایفه ها تا موضوع رو خاتمه بدن ، اما بزرگ یکی از طایفه ها گفته بود که چون از ما 9 نفر کشته شده و از اونها 4 تا ، ما باید 5 تا دیگه بکشیم که مساوی بشیم!!!!!!!

    حالا شما منظق رو در این ماجرا به من نشون بدید استاد

    ویرایش توسط Reza-D : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۶:۰۵

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 21 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19275



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    جناب Reza-D عزیز عجب دل پردردی دارند از دست والدین و ریش سفیدان فامیل و اسلام و....
    سلام برادر
    نه دیگه بی انصافی نکنید ، نسبت به اسلام ابداً اینطور نیست. در بالا هم اون حرف اشتباه خودم رو اصلاح کردم
    البته درمورد اسلام هم ابهامات دارم ، ولی خب همه میدونن که من خاک پای اهل بیت(ع) هستم. ولی در مورد متولیان اسلام بله ، شدیداً دل پری دارم

    درمورد تاپیک هم حق با شماست. جای این صحبت ها اینجا نبود (به خاطر همون دل پری بود که گفتید )
    عذرخواهی میکنم از استارتر محترم و کارشناس بحث
    اگر صلاح میدونن پست های من رو پاک کنن


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود