صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مفهوم وعده خدا به پاداش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579

    اشاره مفهوم وعده خدا به پاداش




    با سلام
    وعده خداوند به پاداش چه وجهی برای تشویق شدن دارد؟ وقتی که مفهوم خیر و سعادت نزد ما و خدا به کلی متفاوت است
    بعنوان مثال در ماه رمضان ما مهمان خداوندیم اما مفهوم آن کاملا مغایر با اونی هست که در دنیا رواج داره...
    در مهمانی دنیا میخوریم و میاشامیم ولی مهمانی خدا در واقع گرسنگی کشیدن است
    ویرایش توسط M A H D I : ۱۳۹۴/۱۲/۱۹ در ساعت ۰۱:۱۵

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58327



    با نام و یاد دوست






    مفهوم وعده خدا به پاداش








    کارشناس بحث: استاد کریم


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    با سلام
    وعده خداوند به پاداش چه وجهی برای تشویق شدن دارد؟ وقتی که مفهوم خیر و سعادت نزد ما و خدا به کلی متفاوت است
    بعنوان مثال در ماه رمضان ما مهمان خداوندیم اما مفهوم آن کاملا مغایر با اونی هست که در دنیا رواج داره...
    در مهمانی دنیا میخوریم و میاشامیم ولی مهمانی خدا در واقع گرسنگی کشیدن است
    وعده خدا:
    وعده خدا، وعده ومژده به پاداش است. که عمده این پاداشها در قیامت نصیب انسان خواهد شد. جایی که سرای باقی است بر عکس دنیا، وهمه جیز ابدی است.
    چقدر زیبا می فرماید: ماعندکم ینفد وما عندالله باق، چیزی که نزد شماست تمام شدنی واز بین رفتنی است. ولی چیزی که پیش خداست، باقی می ماند.
    خوردن وآشامیدن دوامی ندارد. ولذتش فقط موقع خوردن است. وبعدش درد شکم ومواد زائی است که باید از بدن دفع شود.وهمه اینها دردسر دارد.
    اما خداوند پاداشهای اصلی خود را برای قیامت نگه داشته است. ونعمتهای آن که در بهشت تبلور دارد. اصلا قابل قیاس با این دنیا نیست. حتی خوردنیها ونوشیدنیهای آن، چرا که درد ورنج ندارد. وهر چه دلت بخواهد هست.
    مثلا خداوند متعال در مورد نعمتهای آنجا می فرماید:
    نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ (فصلت/31)در زندگى دنيا و در آخرت دوستانتان ماييم، و هر چه دلهايتان بخواهددر [بهشت‏] براى شماست، و هر چه خواستار باشيد در آنجا خواهيد داشت؛
    يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَ انٌ مُخَلَّدُونَ * بِأَكْوَابٍ وَ أَبَارِيقَ وَ كَأْسٍ مِن مَعِينٍ * لاَ يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَ لاَ يُنزِفُونَ. (آیات 17 تا19 سوره واقعه)«پيوسته اطفال نابالغِ نورس و تازه ، گرداگرد آنان براي خدمت درگردش آيند، اطفالي كه پيوسته و جاودان به همان حالت حداثتِ سنّ مي مانند (و يا اطفالي كه گوشواره بر گوشدارند). با كوزه ها و ابريق ها و كاسه اي مملوّ از شراب مَعين كه بياشامند وبيارامند؛ ولي براي آنان در اثر خماري اي كه از خمر پيدا مي شود هيچگونه صُداع وسردردي پيدا نمي شود، و هيچگاه بواسطة سُكر حاصل از آن ، عقلشان از دست نمي رود.»
    در عین اینکه هر چه در این دنیا هم داریم، از خداست. ووطبق فرموده خداوند متعال: لئن شکرتم لأزیدنّکم، اگر شکر گذار باشید. نعمت خود را بیشتر می کنیم.
    ولی آنچه در مورد روزه می فرمایید، مشکل عدم سنخیت نیست. بلکه ما چون ما به مادیات عادت کرده ایم. امور معنوی را نمی توانیم پاداش حساب کنیم. در حالی که اصل آنها هستند. وروزه طبق آیه 183سوره مبارکه بقره عامل تقوی که می شود.




    ویرایش توسط کریم : ۱۳۹۴/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۲:۴۰
    مفهوم وعده خدا به پاداش
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    هدف و غایت در تهذیب نفس، از رذائل و تکمیل آن به فضائل رسیدن به خیر و سعادت است، و حکماى پیشین گفته اند: «خیر» دو گونه است: مطلق و نسبى. خیر مطلق همان است که مقصود از ایجاد کل است، زیرا کل هستى به او شوق دارد و او غایت غایات است. و خیر نسبى آن است که وسیله وصول به خیر مطلق است. و «سعادت»، رسیدن هر شخصى با حرکت ارادى خود به کمالى است که در خلقت او نهاده شده است. و بنابراین فرق بین خیر و سعادت این است که خیر نسبت به اشخاص متفاوت نیست ولى سعادت نسبت به آنان مختلف است. خیر مطلق همان کمالات نفسانى است و خیر نسبى و اضافى چیزى است که یا به تحصیل کمالات کمک مى کند مانند تعلم و تندرستى، یا براى آنها سودمند است مانند مال و ثروت. اما سعادت نزد حکماى نخستین فقط مربوط به نفوس است و گفته اند که بدن را در آن بهره اى نیست، و سعادت را در اخلاق فاضله منحصر کرده اند. و استدلال آنان در این باره این است که حقیقت انسان همان نفس ناطقه است و بدن فقط آلت اوست، پس آنچه به عنوان کمال بدن به شمار مى آید همان سعادت انسان نیست. ولى نزد متأخرین ایشان نظیر ارسطو و پیروان وى سعادت مربوط به شخص است و شخص مرکب از نفس و بدن است، و بنابراین سعادت هم به نفس و هم به بدن متعلق است. زیرا هر آنچه با بخشى از شخص معین ملائم و سازگار باشد نسبت به وى سعادت جزئى است. وانگهى صدور افعال نیکو و زیبا بدون وسائل تسهیل آنها و یاوران و بخت مسعود و جز اینها که راجع به نفس نیست دشوار است. و لذا سعادت را تقسیم کرده اند به آنچه متعلق است به بدن من حیث هو، مانند تندرستى و اعتدال مزاج، و به آنچه به وسیله آن به آشکار کردن نیکوئی ها و اصل مى شود. حکیمان نخستین از آنجا که سعادت جسمانى و بدنى را نفسى مى نمودند تصریح کردند که سعادت بزرگ تا زمانی که نفس وابسته به بدن و آلوده به کدورت هاى طبیعت و اشتغالات مادى است حاصل نمى شود بلکه حصول آن در این حالت میسر نیست. زیرا سعادت مطلق براى نفس تا زمانی که به اشراقات عقلى و انوار الهى روشن نشود، به طورى که تام و تمام نامیده شود، حاصل نخواهد شد. و این مقام موقوف است به رهائى تام او از ظلمت جهان مادى. ارسطو و پیروان وى بر این عقیده اند که حصول سعادت عظمى براى نفس با تعلق به بدن نیز ممکن است. زیرا حصول آن براى کسانى که همه فضائل را در خود جمع دارند و به تکمیل دیگران نیز اشتغال مى ورزند آشکار است. و چقدر ناروا و ناپسند است که گفته شود چنین کسانى وقتى زنده اند ناقص اند و هنگامى که مرگ آنان فرا رسد تام و کامل مى شوند. بنابراین سعادت را مراتبى است که نفس با مجاهده مى تواند از پله ها و مدارج آن بالا رود تا اینکه به آخرین مرتبه آن برسد و در این موقع به سعادت تام و کامل نائل مى شود اگر چه قبل از مفارقت از تن باشد و این حال مى تواند بعد از آن نیز باقى بماند. اما حکماى اسلام معتقدند که سعادت در زندگان تمام و کامل نمى شود مگر اینکه همه کمالات متعلق به روح و بدن در آنان جمع شود. و پائین ترین مرتبه سعادت این است که سعادت بدنى بر سعادت نفسانى بالفعل غالب باشد مگر اینکه در عین حال شوق به سعادت نفسانى و حرص بر اکتساب کمالات انسانى فزون تر و غالب تر باشد. و بالاترین مرتبه سعادت این است که هم فعلیت و هم شوق براى کمال و سعادت روحى بیشتر باشد، اگر چه توجه و التفات به این دنیا و تنظیم امور آن بالعرض رخ خواهد نمود. و اما درباره درگذشتگان که از امور بدنى بى نیازند سعادتشان فقط به نفس بستگى دارد یعنى سعادت آنان مختص به ملکات فاضله و علوم حقیقى یقینى و وصول به مشاهده جمال ابدى و دیدار جلال سرمدى است. و گفته اند که سعادت آدمى در حالت اول نفس با بدن، آمیخته به ظواهر حسى و آلوده به تیرگی ها و کدورت هاى طبیعى است و اما در حالت دوم نفس مفارق از بدن به واسطه خالى و عارى بودن از آن تیرگی ها صافى و خالص است. در این حالت است که انسان همواره به انوار الهى روشن است و از پرتو عقل کسب نور مى کند. به یاد خداوند و انس با او مولع و حریص است و غرق دریاى عظمت و قدس اوست، و هیچ التفاتى به ماسوا ندارد، و تصور حسرت از فقدان لذت یا محبوبى درباره او نابجاست. و به طلب چیزى شوق و رغبتى نشان نمى دهد، و از وقوع آنچه مردم از آن بر حذرند هراسى ندارد، بلکه از همه چیز منصرف شده و به واسطه نیروى عقل خود کوشش و هم خویش را یکسره بر امور الهى منحصر مى کند بدون اینکه به غیر این امور التفات و اعتنائى داشته باشد. این قول از یک سو نظریه معلم اول را از این حیث که سعادت را براى بدن اثبات مى کند ترجیح مى دهد، و از سوى دیگر طریقه پیشینیان را از این حیث که سعادت عظمى را براى نفس تا زمانی که وابسته به بدن است نفى مى کردند ترجیح مى دهد. و در نزد ما قول درست و حق و شایسته انتخاب همین است. زیرا شک نیست که آنچه وسیله رسیدن به سعادت مطلق است خود سعادتى است نسبى. و معلوم است که مقصود کسى که متعلقات بدنها مانند تندرستى و مال و یاران و یاوران را سعادت مى داند از این روست که اینها به عنوان آلت و وسیله تحصیل سعادت حقیقى قرار مى گیرند نه اینکه خود به طور مطلق سعادت باشند. زیرا هیچ خردمندى معتقد نیست که تندرستى و متاع دنیوى اگر چه وسیله اى براى خشم و عذاب خداوند قرار گیرد و مانع رسیدن آدمى به عطا و پاداش او باشد باز هم سعادت است. و همچنین شک نیست در اینکه نفس تا زمانی که وابسته به بدن و در زندان طبیعت گرفتار است براى او مقام عالى عقل بالفعل حاصل نمى شود، و حقایق چنانکه هستند به طور کامل براى او مکشوف نخواهد شد و به حقیقت ابتهاجات عقلى و لذات حقیقى نخواهد رسید، اگر چه براى بعضى از وارستگان از پرده تن در یک آن رخ نماید و برق آسا بگذرد. بنابراین از سخنان همه علماء اخلاق آشکار است که حقیقت خیر و سعادت چیزى جز معارف حقیقى و اخلاق پاک نیست. زیرا که حقیقت خیر و سعادت براى خودش خواستنى و مطلوب است و آنها همیشه با نفس باقى اند، با این وجود در این شک نیست که آثار مترتب بر آن دو خیر و سعادت مانند حب و انس به خدا و ابتهاجات عقلى و لذات روحانى اعتبارا غیر از آنهاست، اگر چه از آن دو جدا نمى شود و مطلوبیت ذاتى آن آثار شدیدتر و قوی تر است و نام خیر و سعادت براى آنها مناسب تر و اولى است هر چند همه درخورند که خیر و سعادت نامیده شوند. بدین سان مى توان میان اقوال صاحبان نظر و استدلال حکما و فلاسفه و اصحاب کشف و حال عرفا و متصوفه و اهل شرع و ظاهر (نقل و روایت)، متشرعه و اهل حدیث جمع کرد، به طورى که دسته اول را نظر این است که حقیقت سعادت همان عقل و علم است و دسته دوم معتقدند که حقیقت سعادت عشق است و دسته سوم بر این عقیده اند که زهد و ترک دنیاست.

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    ولی آنچه در مورد روزه می فرمایید، مشکل عدم سنخیت نیست. بلکه ما چون ما به مادیات عادت کرده ایم. امور معنوی را نمی توانیم پاداش حساب کنیم.
    سلام

    بنده هم همینو میگم
    پس چه وجهی پاداشها برای تشویق دارند وقتی فقط اشتراک اسمی دارند؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda solimani نمایش پست ها
    و اما درباره درگذشتگان که از امور بدنى بى نیازند سعادتشان فقط به نفس بستگى دارد یعنى سعادت آنان مختص به ملکات فاضله و علوم حقیقى یقینى و وصول به مشاهده جمال ابدى و دیدار جلال سرمدى است. و گفته اند که سعادت آدمى در حالت اول نفس با بدن، آمیخته به ظواهر حسى و آلوده به تیرگی ها و کدورت هاى طبیعى است و اما در حالت دوم نفس مفارق از بدن به واسطه خالى و عارى بودن از آن تیرگی ها صافى و خالص است. در این حالت است که انسان همواره به انوار الهى روشن است و از پرتو عقل کسب نور مى کند. به یاد خداوند و انس با او مولع و حریص است و غرق دریاى عظمت و قدس اوست، و هیچ التفاتى به ماسوا ندارد، و تصور حسرت از فقدان لذت یا محبوبى درباره او نابجاست.
    سلام

    شما هم با تفصیل بیشتر حرف بنده رو زدید؟

    اما سوال اینه که پس سعادت اخروی که ورای ادراکات بدنی است چه وجهی برای تشویق دارد؟!

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    سلام

    بنده هم همینو میگم
    پس چه وجهی پاداشها برای تشویق دارند وقتی فقط اشتراک اسمی دارند؟
    سلام وعرض ادب
    مساله اینجاست که انسان دو بعد وساحت دارد. مادیات ومعنویات، بله کسی که فقط جنبه مادی را پرورش داده باشد. گفتن امور معنوی در او تاثیر ندارد. ودائما به فکر مادیات است. وعقل حسابگر مادی دارد. چیزی که معاویه وعمرو در حد عالی آنرا داشتند. ولی در سیره اهل بیت علیه السلام به این عقل گفته نمی شود بلکه نکرا می گویند. که امام صادق علیه السلام در کتاب عقل وجهل اصول کافی به آن اشاره کرده است.
    اما معیار عقلی در اسلام عقلی است که انسان را به بهشت برساند. وعبادتگر خدا باشد. العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان،
    که باز در اصول کافی کتاب عقل وجهل این حدیث از امام ششم نقل شده است.
    واین نشان می دهد که این استعداد برای کسب بهشت ورسیدن به آن وتهیه توشه در وجود انسان قرار داده شده است. که عبارت از عقل است.
    اما کسی که بعد عقلی ار رها کرده وهمه چیز را مثل جهان امروز در مادیات خلاصه کرده است. نمی تواند این مساله را بخوبی درک کند. بنابراین ما برای اینکه آیات الهی ووعده های الهی را بخوبی درک کنیم باید بعد عقلی خود رابیشتر از بعد مادی پرورش دهیم.
    به این آیه شریفه دقت کنید:
    وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلّ ُأُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ (اعراف/179)
    و در حقيقت، بسيارى از جنّيان و آدميان را براى دوزخ آفريده‏ايم.[چرا كه‏] دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى‏كنند، و چشمانى دارند كهبا آنها نمى‏بينند، و گوشهايى دارند كه با آنها نمى‏شنوند. آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ترند. [آرى،] آنها همان غافل‏ماندگانند.
    خداوند ابزار لازم را قرار داده است. اما من انسان فقط به بعدی جسمی که اصل کار نبوده چسبیده ام. ولی انسانهای بزرگی هم بوده اند که بعد معنوی خودر ا پرورش داده اند، وحتی به بهشت هم قانع نبودند بلکه خود خدا را می خواستند. لذا بهشت از اینکه سلمان فارسی وارد آن شود احساس افتخار می کند. چون سلمان درجه اش از این بهشت بالاتر است.
    پس اشکال در وعده های خدا نیست. بلکه ماییم که خود را درست تربیت نکرده ایم. واستعدادهای درونی خود را درست پرورش نداده ایم.

    ویرایش توسط کریم : ۱۳۹۴/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۲۰
    مفهوم وعده خدا به پاداش
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    نقل قول نوشته اصلی توسط معلق نمایش پست ها
    سلام

    شما هم با تفصیل بیشتر حرف بنده رو زدید؟

    اما سوال اینه که پس سعادت اخروی که ورای ادراکات بدنی است چه وجهی برای تشویق دارد؟!
    با سلام

    یکی از گرایش‌های فطری انسان، گرایش به لذت و خوشی و راحتی است که با فرار از درد و رنج و ناراحتی، همراه است. معنای فطری بودن این گرایش آن است که ساختمان روح انسان طوری است که نمی‌تواند از لذت و خوشی صرف‌نظر کند و یا این که طالب رنج و مشقت و سختی باشد و از این روی خود به خود جزو قلمرو اخلاق نیست، یعنی نمی‌توان کسی را مذمت کرد که چرا طالب لذت و خوشی است یا کسی را مدح کرد برای اینکه طالب لذت است یا از درد و رنج می‌گریزد، مساله سعادت جدای از لذت نیست، حقیقت سعادت، بازگشتن به این است که انسان لذت دائمی و فراگیر داشته باشد، خوشبختی و سعادت چیزی جز این نیست که انسان بتواند لذت دائمی و پایدار و همه جانبه ببرد، و این که لذت و سعادت را با هم ذکر می‌کنیم به خاطر همین است.
    واژه‌های کلیدی که در این موضوع قابل توجه است عبارت است از لذت، سعادت و خوشبختی فطرت، لذات دنیایی و لذات آخرتی، پایداری و حقیقت لذت‌ها و سعادت‌ها.
    با بررسی آیات قرآن کریم در ارتباط با لذت و سعادت انسان برای ارائه دیدگاه قرآن درمی‌یابیم که قرآن کریم نه تنها این میل طبیعی انسان را انکار نمی‌کند، بلکه یک سلسله از تعالیم خود را براساس آن مبتنی می‌کند، یعنی وقتی انسان را به پیروی از دستورهای خدا تشویق می‌کند وعده می‌دهد که اگر این راه را بپیمایید به لذت و سعادت می‌رسید، و همین طور کسانی را که از این راه سرپیچی می‌کنند به دوری از لذات و ورود به عذاب و درد و بدبختی، تهدید می‌کند. سراسر قرآن آکنده از بشارت به سعادت و لذت، و انذار از عذاب و شقاوت است. در همه مواردی که تعبیرهای سعادت، فلاح، فوز، فرح و امثال آنها در آیات به کار رفته معنایش همین است که چون طالب سعادت و فوز و کامیابی وخوشبختی است باید به دستورهای دینی عمل کند تا به آن فوز مطلوب برسد.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda solimani نمایش پست ها
    با سلام

    یکی از گرایش‌های فطری انسان، گرایش به لذت و خوشی و راحتی است که با فرار از درد و رنج و ناراحتی، همراه است. معنای فطری بودن این گرایش آن است که ساختمان روح انسان طوری است که نمی‌تواند از لذت و خوشی صرف‌نظر کند و یا این که طالب رنج و مشقت و سختی باشد و از این روی خود به خود جزو قلمرو اخلاق نیست، یعنی نمی‌توان کسی را مذمت کرد که چرا طالب لذت و خوشی است یا کسی را مدح کرد برای اینکه طالب لذت است یا از درد و رنج می‌گریزد، مساله سعادت جدای از لذت نیست، حقیقت سعادت، بازگشتن به این است که انسان لذت دائمی و فراگیر داشته باشد، خوشبختی و سعادت چیزی جز این نیست که انسان بتواند لذت دائمی و پایدار و همه جانبه ببرد، و این که لذت و سعادت را با هم ذکر می‌کنیم به خاطر همین است.
    واژه‌های کلیدی که در این موضوع قابل توجه است عبارت است از لذت، سعادت و خوشبختی فطرت، لذات دنیایی و لذات آخرتی، پایداری و حقیقت لذت‌ها و سعادت‌ها.
    با بررسی آیات قرآن کریم در ارتباط با لذت و سعادت انسان برای ارائه دیدگاه قرآن درمی‌یابیم که قرآن کریم نه تنها این میل طبیعی انسان را انکار نمی‌کند، بلکه یک سلسله از تعالیم خود را براساس آن مبتنی می‌کند، یعنی وقتی انسان را به پیروی از دستورهای خدا تشویق می‌کند وعده می‌دهد که اگر این راه را بپیمایید به لذت و سعادت می‌رسید، و همین طور کسانی را که از این راه سرپیچی می‌کنند به دوری از لذات و ورود به عذاب و درد و بدبختی، تهدید می‌کند. سراسر قرآن آکنده از بشارت به سعادت و لذت، و انذار از عذاب و شقاوت است. در همه مواردی که تعبیرهای سعادت، فلاح، فوز، فرح و امثال آنها در آیات به کار رفته معنایش همین است که چون طالب سعادت و فوز و کامیابی وخوشبختی است باید به دستورهای دینی عمل کند تا به آن فوز مطلوب برسد.
    با سلام
    این پستتون با پست قبلی همخونی نداره
    ظاهرا منابعشون کاملا متفاوته و در یک راستا نیست

    یاحق

  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها

    سلام وعرض ادب
    مساله اینجاست که انسان دو بعد وساحت دارد. مادیات ومعنویات، بله کسی که فقط جنبه مادی را پرورش داده باشد. گفتن امور معنوی در او تاثیر ندارد. ودائما به فکر مادیات است. وعقل حسابگر مادی دارد. چیزی که معاویه وعمرو در حد عالی آنرا داشتند. ولی در سیره اهل بیت علیه السلام به این عقل گفته نمی شود بلکه نکرا می گویند. که امام صادق علیه السلام در کتاب عقل وجهل اصول کافی به آن اشاره کرده است.
    اما معیار عقلی در اسلام عقلی است که انسان را به بهشت برساند. وعبادتگر خدا باشد. العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان،
    که باز در اصول کافی کتاب عقل وجهل این حدیث از امام ششم نقل شده است.
    واین نشان می دهد که این استعداد برای کسب بهشت ورسیدن به آن وتهیه توشه در وجود انسان قرار داده شده است. که عبارت از عقل است.
    اما کسی که بعد عقلی ار رها کرده وهمه چیز را مثل جهان امروز در مادیات خلاصه کرده است. نمی تواند این مساله را بخوبی درک کند. بنابراین ما برای اینکه آیات الهی ووعده های الهی را بخوبی درک کنیم باید بعد عقلی خود رابیشتر از بعد مادی پرورش دهیم.
    به این آیه شریفه دقت کنید:
    وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلّ ُأُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ (اعراف/179)
    و در حقيقت، بسيارى از جنّيان و آدميان را براى دوزخ آفريده‏ايم.[چرا كه‏] دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى‏كنند، و چشمانى دارند كهبا آنها نمى‏بينند، و گوشهايى دارند كه با آنها نمى‏شنوند. آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ترند. [آرى،] آنها همان غافل‏ماندگانند.
    خداوند ابزار لازم را قرار داده است. اما من انسان فقط به بعدی جسمی که اصل کار نبوده چسبیده ام. ولی انسانهای بزرگی هم بوده اند که بعد معنوی خودر ا پرورش داده اند، وحتی به بهشت هم قانع نبودند بلکه خود خدا را می خواستند. لذا بهشت از اینکه سلمان فارسی وارد آن شود احساس افتخار می کند. چون سلمان درجه اش از این بهشت بالاتر است.
    پس اشکال در وعده های خدا نیست. بلکه ماییم که خود را درست تربیت نکرده ایم. واستعدادهای درونی خود را درست پرورش نداده ایم.
    بله درسته انسان ظرفیت متعالی شدن را دارد
    اما چرا اگر متعالی نشد مستحق عذاب است؟

    بعدم اینکه ما وقتی میتوانیم وعده به پاداش دهیم که اون پاداش مورد درک و خواسته اون فرد باشه نه چیزی که براش خوبه ولی مورد خواستش نیست!

    کاری با بعد از مرگ ندارم که آیا اونجا درکش حاصل میشه یا خیر
    سوال این است که وقتی خیر و سعادت نزد ما و خدا یکی نیست چه درکی و فهمی میتوان از وعده خدا داشت...
    و این وعده چگونه میتواند موجب تشویق شود؟

  20. صلوات


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۲:۴۹ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود