صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 6 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747

    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام





    سلام
    در مورد عملکرد مثبت قوه وهم و خیال، اسلام چه دستوراتی دارد؟


    باتشکر

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۱۱/۰۴ در ساعت ۰۱:۰۴

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست







    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام








    کارشناس بحث: استاد حافظ

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    690
    حضور
    15 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1794



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    در مورد عملکرد مثبت قوه وهم و خیال، اسلام چه دستوراتی دارد؟
    «بسم الله الرحمن الرحیم»
    سلام علیکم؛
    لازم است ابتدا مقصود از نقش و کارکرد تخیل در کارهای روحی و معنوی روشن شود: مقصود از تخیل، عملی ذهنی و توصیه شده از سوی دین که نتیجه آن، تولید تصویر و ایده‌ای غیر مطابق با واقعیات حسی و حتی غیبی است که به لحاظ تأثیر گذاری معنوی و روحی مفید و مؤثر است.
    طبق این تعریف، نقش ایفا کردن برخی باورها از قبیل بهشت و جهنم و یا ثواب و عقاب اخروی، هیچ ارتباطی با تأثیر گذاری تخیل اراده شده، ندارد؛ زیرا زیرا این امور مصادیق بارزی از امور واقعی هستند که اعتقاد به آن ها نیازمند استمداد از تخیل نیست.

    می‌توان گفت امور تخیلی مد نظر ما، به لحاظ وجودشناسانه قابل توجیه نیستند و تنها برای تقویت انگیزش فاعل خیر یا ارتقای درک وی از یک واقعیت هستی شناسانه و حقایق هستی به کار گرفته می‌شود.

    ممکن است تصور شود نفس تصویر یک امر خلاف واقع، همواره مذموم و غیر اخلاقی و مضر است و حال آن که با عنایت به نمونه‌های قرآنی و احادیث معصومین علیهم السلام می‌توان به نقطه مقابل این باور معتقد شد.

    نمونه‌هایی وجود دارد که خداوند، اموری غیر واقعی را ترسیم می‌نماید تا در متن واقعیت، تغییرات مفیدی را ایجاد کند. این تغییرات، شامل نگرش بندگان (در حوزه معرفتی) و عملکرد و گرایش آنان (در حوزه رفتاری) می‌شود.

    با توجه به آیه 42 و 43 از سوره انفال، می‌توان دریافت خداوند اموری غیر واقعی را ترسیم می‌نماید تا در متن واقعیت، تغییرات مفیدی را ایجاد کند.
    « إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَ هُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَ لَوْ تَوَاعَدتُّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فىِ الْمِيعَدِ وَ لَاكِن لِّيَقْضىِ‏َ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَ يَحْيىَ‏ مَنْ حَىَّ عَن بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيم» (42) « إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فىِ مَنَامِكَ قَلِيلًا وَ لَوْ أَرَئكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَ لَتَنَزَعْتُمْ فىِ الْأَمْرِ وَ لَاكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمُ بِذَاتِ الصُّدُور» (43)
    ترجمه:‌ آن روزى كه شما در نقطه مرتفع نزديك‏ترى و ايشان در بلندى دورترى قرار داشتند، و قافله پائين‏تر از شما بودند، و اگر برخورد به اين صورت را قبلا قرار داد مى‏كرديد اختلاف مى‏كرديد (باز به اين وجه صورت نمى‏گرفت) و ليكن خدا (چنين پيش آورد) تا بگذارند آن امرى را كه شدنى بود، براى اينكه هلاك شود هر كه هلاك مى‏شود از روى بينش و زنده گردد هر كه زنده مى‏شود از روى بينش و همانا خدا شنواى دانا است (42).
    هنگامى كه خداوند ايشان را به تو در خوابت اندك نماياند و اگر بسيار نشان مى‏داد هر آينه در كار اختلاف مى‏كرديد، ليكن خداوند (شما را) سلامت داشت كه او دانا است به آنچه در سينه‏ها است (43)

    کوچک‌نمایی دشمن، در منظر مؤمنان و پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند حاکی از آن است که می‌توان اموری غیر واقعی را برای نتایجی واقعی و مثبت ترسیم نمود و نفس این کار تا آنجا که مضبوط و قاعده‌مند باشد، امری پذیرفته شده است.
    نکته: هرچند کوچک‌نمایی و کم‌بینی مذکور در آیه، در اثر فعالیت ذهنی پیامبر (اعم از تفکر، تخیل و ... نمی‌باشد و محصول القای الهی و به یک معنا، دستکاری ادراک پیامبر از جانب خداوند است، اما می‌توان از آیه این استفاده را داشت که نفس ندیدنِ واقعیت ظاهری یا ترسیم دیگرگون آن، همواره و در همه جا مذموم نیست.

    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۴/۱۱/۲۵ در ساعت ۰۹:۳۲
    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    690
    حضور
    15 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1794



    نمونه‌ی دیگر:
    در آیه شانزدهم از سوره مبارکه «توبه» خداوند به نوعی خود را بی‌خبر از آینده نشان داده است تا با تقویت حس همدلی مؤمنان با خود، درک آنان را از این موقله، عینی‌تر و ساده‌تر و تا حدی انسانی‌تر سازد؛ در این آیه می‌فرماید:
    « أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُترَْكُواْ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَ اللَّهُ خَبِيرُ بِمَا تَعْمَلُون»؛ ترجمه: « آيا گمان كرديد كه رها مى‏شويد و هنوز خدا از شما كسانى را كه جهاد كردند و غير از خدا و رسولش و مؤمنان همرازى نگرفتند، نشناخته است و خدا با خبر است به آنچه مى‏كنيد».

    علامه طباطبایی در المیزان معتقد‌ است معنای اینکه در خارج معلوم نمى‏شود كه جهاد مى‏كنيد يا نه و آيا غير خدا و رسول و مؤمنين را براى خود اتخاذ مى‏كنيد يا خير؛ نشان دهنده آن است که خودِ پديد آمدن اين صحنه‏ها در خارج، خود علم خداوند است به آنها.

    اما به نظر می‌رسد شاید آسان‌ترین راه قبول این نظر، تخیل است؛ زیرا تصور وجود خدایی ناآگاه که همانند انسان منتظر بنشیند تا آینده از راه برسد و در مورد آن به قضاوت بنشیند، به تخیل احتیاج دارد.
    مشابه این کریمه قرآنی در سوره آل‌عمران/ 142 مطرح شده است «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُم ... » (ر.ک).

    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    690
    حضور
    15 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1794



    جناب صدرالمتألهین در کتاب شواهد الربوبیة می‌گوید:
    «خدای متعال، نفس انسان را بدان گونه آفریده که دارای قدرت بر ابداع صُوَری است غایب از حواس، بدون مشارکت ماده و هر صورتی که از هر فاعلی بدون وساطت ماده صادر می‌گردد ... بعضی از عرفا گفته‌اند که هر انسانی به نیروی وهم، اموری را در قوه خیال خود می‌آفریند که به جز در قوه خیال او وجود ندارد، اما شخص عارف می تواند اموری به صرف همت و اراده خویش، بدون هیچ گونه واسطه و وسیله‌ای در خارج نیز خلق و ایجاد کند؛ ولی همواره آنها را به همت و اراده خویش حفظ و نگهداری می‌کند و از حفظ و نگهداری آنها خسته و فرسوده نمی‌شود و هرگاه از حفظ و نگهداری آنها غفلتی روی دهد، آن امر مخلوقْ معدوم خواهد شد و ما می‌گوییم:‌این قدرت و توانایی بر ایجاد اشیا در خارج که ویژه اصحاب کرامات و اولیای خداست در دار دنیا- برای اهل آخرت در سرای آخرت نیز خواهد بود» (اشراق اول از مشهد چهارم، ص 1041).

    اگر چه عبارت فوق ناظر به نحوه تحقق وعده‌های اخروی (بهشتی) است، اما متضمن مفهومی گسترده‌تر نیز می‌باشد. در واقع می‌توان این نکات را تأییدی بر این نکته دانست که کسانی که در مسیر تکامل روحی و معنوی گام برمی‌دارند، پس از طی مراحلی می‌توانند با یاری گرفتن از قوه خیال، مقولاتی که در این مسیر روحی و معنوی مفید واقع می‌شوند را تخیل کنند.


    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 6 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    کوچک‌نمایی دشمن، در منظر مؤمنان و پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند حاکی از آن است که می‌توان اموری غیر واقعی را برای نتایجی واقعی و مثبت ترسیم نمود و نفس این کار تا آنجا که مضبوط و قاعده‌مند باشد، امری پذیرفته شده است.
    با سلام و تشکر

    یکی از چیزهایی که باعث شد سوال این تاپیک برای بنده به وجود بیاد مربوط میشود به صفات خداوند
    خب وقتی ما میگوییم خداوند کریم و مهربان است مسلما اونچه که در خیال ما در رابطه با این صفات نقش میبندد کاملا مرتبط با خواسته و حاجات ما است
    یعنی ما مهربانی خدارو نمی تونیم در خلاء و ورای اونچه که می فهمیم تصور کنیم لذا کاملا مربوط است به حاجات ما

    سوال: وقتی کار دنیا و خداوند برخلاف امیال و خواسته های ما پیش میرود ناخود آگاه تصورات خراب و افسرده میشوند ، اینجا چطور باید با این تصورات منفی و ویرانگر جنگید؟ که منشاء بیرونی و واقعی دارند
    آیا تنها تمسک به وعده های اخروی کافی اند؟ پس اونهایی که معتقد نیستند اما تا آخر عمر از روحیه و اعتماد به نفس بالایی برخوردارند رازش در چیست؟

    یاحق

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    690
    حضور
    15 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1794



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    یکی از چیزهایی که باعث شد سوال این تاپیک برای بنده به وجود بیاد مربوط میشود به صفات خداوند
    خب وقتی ما میگوییم خداوند کریم و مهربان است مسلما اونچه که در خیال ما در رابطه با این صفات نقش میبندد کاملا مرتبط با خواسته و حاجات ما است
    یعنی ما مهربانی خدارو نمی تونیم در خلاء و ورای اونچه که می فهمیم تصور کنیم لذا کاملا مربوط است به حاجات ما
    رویکردها و کارکردهای مختلفی در باب تخیل مطرح است که می‌توان آن ها را در قالب سه نگاه کلی دسته بندی کرد:
    1. کارکرد محکاتی یا تقلیدی: که متعلق به دوران پیشامدرن است و تخیل را به مثابه یک آینه می‌نگرد.
    2. کارکرد تولیدی:‌ که متعلق به دوران مدرن است و تخیل را مانند یک چراغ یا لامپ قلمداد می‌نماید.
    3. کارکرد در پارادایم پارودیک: یا تقلید تمسخرآمیز که متعلق به وضعیت پست‌مدرن است و تخیل را مانند آینه‌ای موج‌دار و مبهم می‌بیند.
    مدافعان مدل دوم (تولیدی) برآنند علت آن که کارکرد تولیدی جایگزین کارکرد تقلیدی شده است، تأکید فراوان فیلسوفان بر جنبه خلاقانه تخیل، به جای حیثیت بازتابنده و مقلدانه‌ی آن است.
    در حقیقت، تخیل مدرن، چراغ و لامپی است که نور داخلی و درونی خود را بر پدیده‌ها ساطع می‌کند؛ به جای آن که مانند آینه‌ای خنثی، منعکس‌کننده بخشی از واقعیات بیرونی باشد.
    به نظر می‌رسد تخیل در سنت اسلامی، تمام نقاط مثبت هر سه کارکرد را در خود جمع کرده و از نقاط منفی هر یک مبراست. ر.ک: به تعریف ارائه شده در پست ابتدایی.
    نکته حائز اهمیت آن که باور متدینان و مؤمنان به امور ماورائی و غیبی، محصول تخیل و برساخته وهم نبوده؛ بلکه اموری واقعی و کاملا حقیقی‌اند که صرفا به دلایلی از دسترس حس بشر خارج شده‌اند. پس اموری از قبیل بهشت و جهنم و اسماء حسنای حق و در یک کلام، بخش غیبی عالم، دارای واقعیت بوده، از گستره‌ی تخیلی بودن خارج اند. اگر چه می‌توان برای تسهیل در ایجاد باوری وثیق به آنها، از تخیل و وهم استفاده کرد.
    گاهی اوقات برای تحقق بخشی به برخی دستورات شریعت و همچنین برای وصول به معارف نفس الامریِ توحیدی ضروری است قوه تخیل و واهمه به کار گرفته شود. مثلا، باید از طریق تخیلی واضح و دقیق، خود را در موقعیتی نسبت به 1- جهان هستی؛ 2- خداوند؛ 3- انسان‌های دیگر؛ تصور کرد تا بتوان به هدف‌های نهایی که واقعیت‌هایی در این سرا و سرای آخرت است دست یافت.

    البته انسان‌ها در اثر دلدادگی به شریعت، در این به کار گیری قوه‌ی متخیله، به حال خود واگذاشته نشده‌، در چارت‌های مدونی هدایت‌ می‌شوند. در نتیجه به دلیل وسعت بیش از حد عملکرد قوه متخیله نسبت به قوای عاقله و حاسّه، دچار سردرگمی و بی‌انضباطی‌ و در نهایت طغیان و انحراف نخواهند شد.
    یکی از محوری‌ترین عناصر شریعت برای جهت‌دهی به تخیل متشرعان، عنصر «دعا» است. مراد از دعا، در عین حال که شامل ادعیه‌ی مأثور می‌شود، شامل ادعیه غیر مأثور (دست ساز انسان‌ها) هم می‌گردد؛ به شرط آن که با روح شریعت و اصول و ضوابط آن متعارض نباشد.
    می‌توان گفت مناسک دعا در راستای جهت‌دهی به تخیل، حداقل از دو طریق، تأثیر‌گذار است:
    الف:‌ از تنزل یا ارتقاء شخصیت افراد؛ ب: از طریق قرار دادن فرد در وضعیت‌های متفاوت. که هر یک از این دو، آثار روحی- روانی و شخصیتیِ‌خاصی را به جای خواهد گذاشت.
    گاهی انسان در دعا، شخصیت خود را نه تنها نسبت به خداوند،‌ بلکه در مقایسه با دیگران تنزل مي‌بخشد.
    این سخن بویژه در ادعیه مأثور (نقل شده توسط معصومین) اعجاب برانگیز است؛ زیرا تذلل و فروتنی و تنزل شخصیت از جایگاه معصومین و برگزیدگانِ از خلق، مورد توقع افکار عمومی نمی‌باشد؛ مثلا امام سجاد علیه السلام در مواجهه با خدا و در مقام توصیف جایگاه خود در میان خلائق و انسان‌ها اینچنین بیان کرده است:
    «أنا بعدُ أقلُّ الأقلّین و أذلُّ الأذلین و مثلُ الذَّرة أو دونها ...» (صحیفه سجادیة، ص 224).
    یا در مورد قرار گرفتن در وضعیت‌های متفاوت با استفاده از متخیله، می‌توان به فقراتی از دعای کمیل اشاره کرد که امیر المؤمنین علیه السلام ابتدا قرار گرفتن در دوزخ را مورد تصویر سازی قرار داده و در ادامه و با مبنا قرار دادن این حالت تخیلی، ابتدا، شرایط سخت دوزخ را ترسیم نموده، سپس با توجه به رحمت الهی، این حالت خیالی را مردود می‌شمارد و باز در ادامه، خود را در دوزخ تخیل کرده، می‌گوید:

    «خداوندا! گیرم که بر عذابت صبر کنم؛ اما فراقت را چگونه تحمل کنم و گیرم بر حرارت آتشت شکیبایی ورزم، پس چگونه چشم از کرامتت بپوشم و چگونه در آتش دوزخ مسکن گزینم؛ با وجود آن که به بخشایشت امیدوارم»


    نکته قابل دقت در این جا آن است که ما همه می‌دانیم خداوند هرگز جایگاه مؤمنان و کافران را در قیامت یکسان قرار نخواهد داد و تنها این یک وضعیت تخیلی است که ترسیم نموده‌ایم که البته دارای آثار و نتایج واقعی و خارجی است.

    این نحوه تصویر سازی، چه تأثیرات واقعی می‌تواند داشته باشد؟

    یکی از آثار این گونه تخیل، جهت دهی امیال ماست.

    پرسش‌گر محترم در سؤال خود این‌گونه گفت:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سوال: وقتی کار دنیا و خداوند برخلاف امیال و خواسته های ما پیش میرود ناخود آگاه تصورات خراب و افسرده میشوند ، اینجا چطور باید با این تصورات منفی و ویرانگر جنگید؟ که منشاء بیرونی و واقعی دارند
    به نظر می‌رسد مشکل آن‌جاست که امیال ما امیالی آموزش دیده و تربیت‌شده نیستند. «دعا» یکی از بسترهای آموزش امیال است که یکی از ابزارهای آن، عنصر تخیل و تصویر‌سازی است.



    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    690
    حضور
    15 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1794



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    آیا تنها تمسک به وعده های اخروی کافی اند؟
    نکته گفتنی‌ِ دیگر آن که «چه نسبتی میان تخیل و باور به امور غیبی برقرار است؟»

    دست کم از منظر یک باورمند دینی، جهان موجودات فراتر از دنیای مشهودات یا محسوسات است و دایره وسیع‌تری را شامل می‌شود. لذا جهان به دو بخش پنهان و آشکار (غیب و شهادت) تقسیم خواهد شد؛ به طوری که بخش ناپیدای عالم دارای وجودی قوی‌تر و غنی‌تر می‌باشد. پس اینچنین نیست که این بخش، برساخته‌ی وهم و خیال باشد، بلکه چون این امور پنهانی، آنچنان‌که هستند، به چنگ ذهن و حس ما نمی‌آیند، برای توجه و التفات به آنها، از قوه متخیله استفاده می‌شود تا به صورت مبهم و تقریبی به آنها راه‌ یابیم.

    البته دستگیری قوه متخیله، از نوع دستگیری به ابزارها و وسائط میانی و وسط راهی (یا به تعبیری، ابتدای راه) است؛ زیرا قرار نیست کسی که دل در گرو تصویر‌سازی‌های این قوه قرار داده، تا پایان‌ کار اینچنین بماند؛ بلکه در سایه ایمان به غیب و به برکت به کار گیری این قوه در مسیر توحیدی و خیر، راه برای شهودات عین‌الیقینی و حق الیقینی باز خواهد شد.
    از نکته بیان شده در پست بالا می‌توان به این نکته منتقل شد که تخیل در فضای فارغ از آگاهی و معرفت، گمراه ‌کننده است. این معرفت و آگاهی، شامل باورهای ما نیز خواهد شد. اگر کسی باور به خدای قاهر و قادر و عالم و ... نداشته باشد، طبیعتا، تخیل وی از این خدا نیز تخیلی پست و شرک آمیز خواهد بود؛ در مقابل، تخیلی که به باورهای نیکو و شایسته ضمیمه شده باشد، مایه حرکت انسان به سوی کمال و نور خواهد شد.

    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۴/۱۱/۱۱ در ساعت ۰۸:۴۴
    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    690
    حضور
    15 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1794



    نمونه‌هایی از به کارگیری تخیل در شریعت:

    1. نسیان خداوند:
    در مواردی از قرآن به این نکته‌ برخورد می‌کنیم که خداوند اهل جهنم را به فراموشی می‌سپارد؛ همچنان‌که آنان خدا را از یاد بردند؛[1] و حال آن که فراموشی از صفات مخلوق بوده و از ساحت پاک خداوند، به دور است.[2]
    با این توصیف، معنای فراموشی خداوند چیست و چگونه ممکن است خداوند چیزی را از یاد ببرد؟

    برخی مفسران تعبیر فراموشی خداوند را کنایه از اِعراض و بی‌اعتنایی و نادیده‌گرفتن مجرم و گنهکار دانسته‌اند؛ اما چگونه باید یک خدای فراموش‌کار را تصور و فهم کرد؟ در اینجا باید دست به دامان تخیل شویم زیرا مفهوم فراموشی به این دلیل برای کنابه از بی‌توجهی و بی‌اعتنایی خدا نسبت به گنهکار به کار برده شد تا تخیل ما را فعال ساخته، عمق مصیبت و محرومیت را بیشتر درک کنیم. در این جا چنین تخیلی، نه تنها ما را به بیراهه نمی‌کشاند، بلکه ما را به بندگی و گردن نهادن بر فرامین الهی آماده‌تر خواهد کرد.

    در حقیقت وقتی گفته می‌شود این تعابیر (فراموشی خداوند) کنایه یا تمثیل اند، در حقیقت می‌پذیریم که این آیات، واقعیاتی هستند که تبیین عمیق آنها مستلزم یا مبتنی بر تخیل است. خیال این که خدا ما را فراموش کند و ما در قعر دوزخ و در دل زبان‌های آتش بدون هیچ پناه و تکیه‌گاهی گرفتار باشیم، تأثیر فوق‌العاده‌ای بر انسان خواهد داشت. این نوع خیال، سازنده بوده، موجب حرکت انسان خواهد شد.


    [1]. «وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنسَئكمُ‏ْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكمُ‏ْ هَاذَا وَ مَأْوَئكمُ‏ُ النَّارُ وَ مَا لَكمُ مِّن نَّاصِرِين» (جاثیه/ 34)؛ « فَذُوقُواْ بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَاذَا إِنَّا نَسِينَاكُم» (سجده/ 14).

    [2]. «... إنه بکل شیء علیم» (شوری/ 12).




    جایگاه وهم و خیال در شریعت اسلام

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 6 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    به نظر می‌رسد مشکل آن‌جاست که امیال ما امیالی آموزش دیده و تربیت‌شده نیستند. «دعا» یکی از بسترهای آموزش امیال است که یکی از ابزارهای آن، عنصر تخیل و تصویر‌سازی است.
    با سلام

    چیزی در زندگی انسان نیست اعم از شادی ناراحتی ، شجاعت ، ترس و غیره که قوع خیال در آن نقشی نداشته باشد اما با توجه به اهمیتش خیلی کم تر در موردش صحبت شده

    نگاه کنید
    شخصی به خدا و معاد اعتقاد داره اما باز احساس تنهایی میکنه و افسردست و یا احساس پوچی داره اما شخصی بی دین داریم که تا اون نفس آخر از روحیه بالایی برخوردار بوده
    ماجرا چیست؟ آیا باید کارکرد قوه خیال را مرتبط با سلامت مزاج هم دانست؟

    واقعا چرا بعضی از غیر مذهبی ها اینقدر از روحیه بالایی برخوردارند؟!! در حالی که جهانبینی درست و مطابق با واقعی ندارند

    منتظر پاسخ شما هستم

  21. صلوات


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۹, ۰۷:۲۵ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود