صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خطبه 80 نهج البلاغه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    232
    حضور
    17 روز 4 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    785

    خطبه 80 نهج البلاغه





    به نام خدا
    باسلام و عرض ادب
    سوال من پیرامون خطبه ی80 بود.
    البته من در سایت هم جستجو کردم که پستی مرتبط پیدا کردم. ولی موضوع بسته شده بود، ولی من پاسخم را نگرفتم.
    لینک های زیر را نیز خوانده ام
    http://www.soalcity.ir/node/1920
    http://www.pasokhgoo.ir/node/52108

    در لینک اول ، در 5 محور روایت را بررسی کرده است.
    در محور اول، یعنی عرضه ی روایت به قران:
    بر اساس آیات قرآن تفاوتی در ایمان و مسئولیت پذیری و كرامت انسانی و یا بالعكس فریب و گمراهی، میان زن و مرد دیده نمی شود.
    خوب ولی این محور زن را از دید قران گفته بود ولی در خطبه ی 80 عکس این(در ظاهر) بود.

    محور دوم: بررسی اسناد روایت:
    این قسمت را بالاخره نفهمیدم که این خطبه معتبر است یا نه.

    سوم - بررسی شان صدور و فضای تاریخی این روایت:
    در این قسمت هم گفته بود که بعد از جنگ جمل این خطبه ایراد شده است.
    سوال این است که اگر عایشه کار خطایی کرده چرا تمام زنان مورد مذمت قرار گرفته اند، ان هم در دو مورد بسیار مهم عقل و ایمان.

    چهارم – بررسی سیره عملی حضرت امیر (ع) در برخورد با زنان:
    لطفا در این مورد چند مثال برای بزنید.
    یعنی نحوه برخورد ایمه با زنان (همسران و دخترانشان)
    غیر از اینکه زن ریحانه است میخواهم جایگاه زن را در امور مهم از دیدگاه ایمه (در نظر و در عمل) بدانم.
    مثلا اینکه ایا در امور مهم (مثلا مسایل سیاسی و حکومتی) با زنان مشورت کرده اند؟ یا تنها زن مسیول تربیت فرزند بوده؟

    پنجم - بررسی متن روایت

    وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    بَعْدَ فَراغِهِ مِنْ حَرْبِ الْجَمَلِ فى ذَمِّ النِّساءِ
    پس از پايان جنگ جمل در مذمّت زنان
    مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ النِّساءَ نَواقِصُ الاْيمانِ، نَواقِصُ الْحُظُوظِ،
    اى مردم، زنان از نظر ايمان و ارث
    نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ايمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ
    و عقل ناقصند. اما نقصان ايمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه
    وَالصِّيامِ فى اَيّامِ حَيْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواريثُهُنَّ
    در ايام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اينكه سهم ارث آنان
    عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواريثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ
    نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اينكه شهادت دو زن
    امْرَاَتَيْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ
    برابر شهادت با يك مرد است. از بَدان آنان بترسيد، و از خوبانشان
    خِيارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطيعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لايَطْمَعْنَ
    بر حذر باشيد، و در امور پسنديده از آنان پيروى نكنيد تا در اعمال ناشايسته طمع
    فِى الْمُنْكَـرِ.
    پيروى نداشته باشند.


    در این روایت ابتدا بیان شده که زن از نظر عقل و ایمان و ارث در مقایسه با مرد ناقص است . سپس عللی را بیان می کند.
    در ایمان : اسقاط نماز و روزه در ایام عادت ماهیانه امر مولاست و تبعیت از آن، عین ایمان است.......> پس از این نظر زن ناقص نیست.
    در عقل: (آیه ۲۸۲ بقره)یعنی اگر یكی از دو زن فراموش نمود، دیگری یادآوری نماید و اگر بنابر فراموشی نبود و مبنای دو شاهد زن گرفتن، نقصان عقل – به معنای كمبود و نقص در عقل - بود، زن دوم نیز زن است و عقل او نیز ناقص......> پس عقل او هم ناقص نیست.
    در ارث:نه كمتر بودن ارث زن امری مذمت بار است و نه در مواردی كه ارث او بیشتر از مرد است، تحسین آور، بلكه این مساله صرفا مربوط به دایره مسئولیتها و امور جاری زندگی است و مشمول نقص یا توصیف مذمت بار نمی شود.....> از این نظر هم نقصی ندارد.
    .
    .
    .
    پس چرا امام علی ع زن را ناقص معرفی نموده و فرموده اند که حتی در امور پسنديده از آنان پيروى نكنيد!!!!!!

    این سوال را می پرسم تا قلبم آرام گیرد و بتوانم پاسخ دیگران را هم با دلایل عقلی و هم باشواهد تاریخی بدهم.

    با تشکر.

    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است


    السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    خطبه 80 نهج البلاغه








    کارشناس بحث: استاد آلاء


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی و محترم ؛

    من در ابتدا نکات کلی در خصوص سوالات شما را عرض کنم و بعد به سراغ جزئیات بروم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط zah94 نمایش پست ها
    در لینک اول ، در 5 محور روایت را بررسی کرده است.
    در محور اول، یعنی عرضه ی روایت به قران:
    بر اساس آیات قرآن تفاوتی در ایمان و مسئولیت پذیری و كرامت انسانی و یا بالعكس فریب و گمراهی، میان زن و مرد دیده نمی شود.
    خوب ولی این محور زن را از دید قران گفته بود ولی در خطبه ی 80 عکس این(در ظاهر) بود.
    قبل از این که به نکات جزئی . مصداقی این روایت اشاره کنم باید عرض کنم که اصولا براساس مبانی دینی و اعتقادی ما نباید بین قرآن و احادیث تفاوت و تناقضی وجود داشته باشد و اگر احیانا در مواردی مثل موردی که شما اشاره کردید تقاوتی باشد باید دید آیا می توان بر اساس وجهی مورد قبول این اختلاف و تعارض را برطرف کرد یا خیر؛ اگر امکان رفع اختلاف به شیوه عقلی و مورد قبول بود که بازهم به عدم وجود اختلاف می رسیم اما اگر نتوانسیم بین ظاهر قرآن و روایات معصومین به هیچ وجهی رفع اختلاف کنیم در این حالت باید اصل را قرآن قرار داد و به دلیلی که می تواند سند روایت یا متن روایت باشد از روایت دست کشید چون قرآن اصطلاحا قطعی السند است و ظنی الدلاله و روایات ظنی السند است و ظنی الدلاله . در یک عبارت اگر بخواهم مفهوم جمله قبل را توضیح بدهم این است که قرآن قطعا از نظر سند از سوی خداوند نازل شده است و هیچ کس شکی ندارد که قرآن از سوی خداوند است گرچه ممکن است مفهوم آیات قرآن را غیر از معصوم کسی نتواند قطعی بفهمد اما در مقابل روایات هم از نظر سند ممکن است شک در اتصال و صادر شدن آنها از معصوم داشته باشیم و هم از نظر مفهوم و درک متن روایت , ممکن است غیر از افراد خبره کسی نتواند فهم قطعی از قرآن داشته باشد , پس در در هر حال در صورت تعارض بین متن قرآن و متن روایات وظیفه اول و گام نخست رفع تعارض است و اگر تعارض و اختلاف ظاهری رفع نشد متن قرآن مدرک نهایی ما برای تصمیم گیری است .

    خطبه 80 نهج البلاغه

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    نوشته
    14
    حضور
    7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    با سلام
    جسارتا مسائلی که دوستمون فرمودن بسیار مسائل اساسی و اصولی ای بود و توضیحاتی که شما فرمودید کاملا کلی و غیر مفید، من اکیدا پیشنهاد میکنم لطف بفرمایید ایراد عقلی و منطقی وارد شده به دین رو پاسخ بفرمایید که اگر این ایراد قابل رفع نباشه جزئی و کلی نداره اصل خیلی چیزها زیر سواله در حدی که اگر بخوهید نهج البلاغه رو زیر سوال ببرید اونوقت اساس خیلی مسائل و احکام شرعی هم با همین اسلوب زیر سوال خواهد رفت
    من به شدت منتظر پاسخ دقیق شما هستم
    با تشکر

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    عرض ادب و سلام ؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط naljamot12 نمایش پست ها
    جسارتا مسائلی که دوستمون فرمودن بسیار مسائل اساسی و اصولی ای بود و توضیحاتی که شما فرمودید کاملا کلی و غیر مفید، من اکیدا پیشنهاد میکنم لطف بفرمایید ایراد عقلی و منطقی وارد شده به دین رو پاسخ بفرمایید که اگر این ایراد قابل رفع نباشه جزئی و کلی نداره اصل خیلی چیزها زیر سواله در حدی که اگر بخوهید نهج البلاغه رو زیر سوال ببرید اونوقت اساس خیلی مسائل و احکام شرعی هم با همین اسلوب زیر سوال خواهد رفت
    من به شدت منتظر پاسخ دقیق شما هستم
    با تشکر
    ممنونم از دقت و عنايت حضرت عالي ؛ انشا الله به لطف خداوند در حد توان پاسخگوي موارد مطرح شده هستم. اما دوست محترم پاسخ به هر سوالي بايد بر اساس زير ساخت و مباني فکري باشد و الا ممکن است طرف مقابل در اواسط و يا انتهاي بحث؛ اصل مباني را زير سوال ببرد. حتما شما که انسان پيگير و حقيقت طلبي هستيد به اين مسائل واقفيد ؛ پس حوصله کنيد و کمي انضباط بحث را هم در نظر داشته باشيد .

    موفق باشيد .

    خطبه 80 نهج البلاغه

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامي و محترم ؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر ایرونی نمایش پست ها
    خوب ولی این محور زن را از دید قران گفته بود ولی در خطبه ی 80 عکس این(در ظاهر) بود.
    دوست محترم و گرامي ؛‌ظاهرا موارد مطرح شده از سوي شما در متن فوق برگرفته از مطالبي است که در صفحه الکترونيکي به آدرس :« http://www.soalcity.ir/node/1920» آمده است و البته ظاهرا همان گونه که فرمويد به دليل اين که اين صفحه بسته شده است شما سوالتان را در اين فضا مطرح کرده ايد .

    اما دوست گرامي ؛ در همين صفحه و در پايين محورهاي 5 گانه توضيحات خوب و قابل قبولي در ارتباط با سوال شما مطرح شده است شايد به دليل اين که بيان عبارات در صفحه مورد اشاره من کمي علمي است شما متوجه منظور نويسنده نشده ايد . بنده در حد توان با اشاره به همان مطالب و ساير مطالب ديگر به پاسخ سوال اول شما مي پردازم :

    اولاً: اين روايت هرگز در مقام تحقير و پايين آوردن مقام و حيثيت زن و بر ضد تساوى زن و مرد در كمالات انسانى نيست. آنچه با دقت و ژرف كاوى در متن روايت به دست مى آيد نفى تشابه (Similarity) آزن و مرد است.
    توضيح اينكه از ديدگاه اسلام زن و مرد هر دو در گوهر شريف انسانيت همتا و داراى مراتب كمالى واحدى هستند. در عين حال نظام زيباى آفرينش هر يك از اين دو را با ابزارهاى ويژه اى مجهز ساخته و به تناسب آن رسالت و مسؤوليت خاصى نيز بر دوش هر كدام نهاده است. تجهيز هر يك از دو صنف فوق به گونه اى است كه از تركيبشان شرايط و بستر مطبوع و دلپذيرى براى ايجاد خانواده و كانونى فعال و پر مهر و صفا پديد مى آيد. هر يك در كنار ديگرى مى تواند آرامش، سكون و شرايط استكمال را بيابد. هم چنين زمينه مناسبى براى رشد و تربيت سالم فرزند به وجود مى آيد. در اين تقسيم طبيعى آنچه معمولاً در مرد ظهور و بروز بيشترى دارد، قدرت و توانايى بيشتر براى انجام كارهاى سخت و طاقت فرسا و نيز زيركى و حسابگرى در امورى است كه به تيزبينى و كياست نيازمند است و آنچه در زن نمود و پيدايى بيشتر دارد؛ لطافت، زيبايى، مهر، عاطفه، شور و احساس قلبى است. اين نكته اولاً به معناى بى خردى زن يا بى عاطفگى مرد نيست و ثانيا به معناى آن نيست كه هر زنى كم انديش تر از هر مردى و هر مردى كم عاطفه تر از هر زنى است؛ بلكه مى توان گفت كه به طور متوسط وجه غالب كنش هاى مرد، رفتارهاى حسابگرانه، و وجه غالب كنش هاى زن كردارهاى مهر انگيز و عاطفى است.
    ثانيا: اين دو گونه حركت هر يك در جاى خود بسيار ضرورى است و اين تقسيم تكوينى به هيچ روى نشانگر برترى مرد بر زن و فرومايگى زن نيست؛ بلكه هر يك جلوه اى خاص از اسماى حسناى الهى است. به قول سعدى:


    جهان چون چشم و خط و خال و ابروست كه هر چيزش به جاى خويش نيكوست
    ثالثا : عقل بر دو قسم است:

    1- عقلى كه معيار كمال و قرب الهى است: «العقل ماعبد به الرحمان واكتسب به الجنان» اين عقل همان «عقال» و زانوبند هواها و اميال نفسانى است. در چنين عقلى مرد بر زن فزونى ندارد.
    2- عقل حسابگر، ابزارى (Instrumental Reason) كه كاربرد آن بيشتر در تنظيم معاش و سياسات است. در اين زمينه هر چند به طور معمول مرد از زن پيشى مى گيرد؛ ولى اين معيار كمال نيست و چنان كه گفته شد نوعى تقسيم كار طبيعى و تكوينى است و در مقابل آن زن نيز از مهر و عاطفه افزون ترى برخوردار است.
    از توضيح ياد شده روشن مى شود كه تعبير امير مؤمنان(ع) تحقير كننده زن نيست؛ بلكه هشدار به كسانى است كه در هر مسأله اى انتظار حركتى مردگونه از زنان دارند. سخن آن حضرت در واقع تفطن و توجه دادن به اين نكته است كه زن موجودى سراپا شور و احساس و عاطفه است و در برخورد با او نبايد انتظار حسابگرى هاى مردانه را داشت؛ بلكه بايد دقيقا روان شناسى او را به دست آورد و به تناسب آن با وى روبه رو شد.
    تعبير «نواقص الايمان» نيز با تبيينى كه با اشاره به ترك عباداتى چون نماز و روزه در ايام عادت در بر دارد، بيانگر تذكر مهمى به زنان است.



    اين فراز در واقع مشتمل بر نوعى مقايسه فقهى بين كسى است كه در چنين ايامى به حكم الهى ترك عبادت مى كند و كسى كه از عادت خارج است و به حكم الهى عبادات واجب را انجام مى دهد. در اين جا هر دو به حكم الهى عمل مى كنند و احكام شرعى مربوط به هر كدام نيز مبتنى بر مصالح و مفاسد نفس الامرى و مقتضيات تكوينى خاصى است كه دست ما از آنها كوتاه است و علم ما به آنها راه ندارد؛ ليكن در هر صورت اين مسأله را به عنوان يك واقعيت وجدانى و انكار ناپذير بايد پذيرفت كه تأثير هر يك از اين دو عمل ـ كه هر دو هم اطاعت از فرمان پروردگار است ـ بر نفس انسان متفاوت است. به عنوان مثال كسى كه در ماه مبارك رمضان در سفر است و به حكم الهى روزه مى خورد هرگز نورانيت و معنويتى را كه در شرايط ديگر؛ يعنى، موقعى كه در حضر است و به فرمان خدا روزه مى گيرد، احساس نمى كند و از نظر قوت ايمانى و ظهور جلوه هاى زيبا و نورانى آن در وضعيت فروترى قرار مى گيرد.
    بنابراين آنچه حضرت در اين فراز فرموده اند بيان يك حالت طبيعى است.
    ثانيا :خداوند متعال در حد امكان راه هاى ديگرى براى نقص خلأ ياد شده وضع نموده است؛ چنان كه در رساله هاى عمليه آمده است كه مستحب است زن در مواقع نماز وضو بگيرد و در محل عبادت رو به قبله بنشيند و به ياد خدا باشد؛ ليكن چون غالب زنان از اين كار دورى مى كنند، سخن امير مؤمنان نسبت به آنها به گونه اى كه بيان شد صدق مى كند.
    تعبير «نواقص الحظوظ» بيان يك مسأله حقوقى است و با كاوش دقيق روشن مى شود كه اگر سهم و بهره مالى زن در برخى اَشكال آن كمتر از مرد است، كاستى آن به شكل ديگرى جبران شده است. لذا اين سخن نيز چون فرازهاى ياد شده، بيانگر «ناهمانندى» (Dissimilarity) و تفاوت هاى شكلى (Formal) است، نه «عدم تساوى» (unequality).
    توجه به ساختار كلى اقتصادى خانواده نشان مى دهد كه اسلام بار مالى خانواده را تماما بر عهده مرد نهاده و تأمين نيازهاى اقتصادى زن را اعم از تهيه مسكن، خوراك و پوشاك وظيفه مرد دانسته است. هم چنين حقوق ديگرى براى زن مانند مهريه قرار داده است. بنابراين اگر زن نصف مرد ارث مى برد، مى تواند همه آن را براى خود محفوظ بدارد و هرگونه دوست دارد خرج يا ذخيره نمايد و مرد كوچكترين حقى بر دارايى زن ندارد؛ ليكن مرد بايد نيازهاى زن را تأمين كند و بخش عظيمى از آنچه را كه به عنوان سهم الارث يا اشكال ديگر به چنگ مى آورد بايد براى زن خرج نمايد.
    از آن چه گذشت به خوبي آشكار مي شود كه يك نوع «ناهمانندي» ميان ويژگي هاي زن و مرد وجود دارد و كساني كه اين واقعيت را ناديده مي گيرند و شعار «همانندي» حقوق زن و مرد را سر مي دهند چند گروهند:
    - گروهي به خاطر ظلم مردسالاري از احقاق حقوق زنان در عرصه هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي سخن گفته اند.
    - گروهي با نگاه اقتصاد برنامه هاي مشاركت زنان را در رونق اقتصادي كشور مطرح كردند.
    - گروهي در جهت منافع اقتصادي و سود جويي هاي شخصي و جنسي نگاهي ابزاري به زن داشتند.
    آن چه از مشابه انگاري زن و مرد [فمينيسم] مورد اعتراض است. سوء استفاده از نيروي كار زنان به عنوان نيروهاي ارزان قيمت و سوء استفاده از زيبايي هاي آنان در تبليغات كالاها و به كارگيري زنان در جايگاه هاي نامناسب با لطافت هاي روحي و جسمي آنان است.
    در صورتي كه با رعايت قوانين و احكام اسلامي ضايعه هاي فوق اتفاق نمي افتد بلكه هنجارهاي اجتماعي نهادينه مي شود و از بحران اشتغال و بي بند و باري و... جلوگيري مي شود.
    بايد دانست تفاوت ظاهري و جسمي زن و مرد، نشان از آن دارد كه هر دو به اضافه همديگر و با تقسيم كار ميان يكديگر بايد در رشد و توسعه نهاد خانواده و نهاد جامعه همياري كنند و همان گونه كه در نظام خانواده برخي فعاليت هاي زن و مرد اختصاصي و برخي مشترك مي باشد در نظام اجتماعي نيز با توجه به ويژگي هاي جسمي و روحي زن و مرد برخي عرصه ها اختصاصي است و برخي كارها به طور مشترك نيز قابل انجام است. يكسان سازي كارها و انتظارات از زن و مرد، مخالف نظام تكوين و جدا از واقعيت است و بحران ها و ناهنجاري هايي را به دنبال دارد. بنا بر آنچه گفته شد «ناهمانندي» زن و مرد انكار ناپذير است و انتظار حركت مردانه از زنان، ظلم به زنان و جامعه و نسل آينده است. از اين رو در اسلام احكام و قوانين ويژه اي و گاهي متفاوتي براي زن و مرد و يا پدر و مادر تعيين شده است.
    آن چه مهم است توجه به نكات ذيل است:
    1- تفاوت هاي زن و مرد مربوط به امور جسمي و اجرايي است اما از جهت گوهر انساني داراي يك حقيقت واحد هستند «خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها پروردگارتان كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفتش را [نيز] از آن [نفس واحد كه در آدم(ع) دميده شد] آفريد (سوره نساء، آيه 1)
    2- اگر چه زن و مرد از نظر جسمي و امكانات اجرايي متفاوت مي باشند اما از هر كدام به تناسب موقعيت خودش مسؤوليت خواسته مي شود و پاداش داده مي شود. چنان كه «اسماء دختر يزيد انصاري» به نمايندگي از زنان نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: فدايت شوم مي دانم كه هيچ زني در شرق و غرب عالم نيست كه سخن مرا بشنود مگر اين كه با من هم رأي خواهد بود. خداوند تو را به حق سوي مردان و زنان فرستاد و ماهم به تو و خدايي كه تو را فرستاده است ايمان آورديم. ما طايفه زنان محدود و محصور هستيم و اساس خانه هاي شما مي باشيم و خواهش هاي شما را برمي آوريم و فرزندان شما را حامله مي شويم اما شما مردها بر ما برتري هايي داريد. مثلا نماز جمعه و جماعت مي خوانيد، به عيادت بيماران مي رويد، تشييع جنازه مي كنيد و پياپي به زيارت حج مي رويد و بالاتر از همه اينها، جهاد در راه خداست. هرگاه مردي از شما براي حج يا عمره يا جهاد از خانه بيرون مي رود، ما اموال شما را حفظ مي كنيم و پارچه هاي لباسهايتان را مي بافيم و فرزندانتان را تربيت مي كنيم. پس اي رسول خدا، آيا در اجر و ثواب شريك شما نيستيم؟
    پيامبر(ص) كاملا رو به اصحاب خود كرد و فرمود: آيا تا به حال شنيده ايد كه زني در پرسش از امور دين خود به اين خوبي سخن بگويد؟ عرض كردند: اي رسول خدا، گمان نمي كرديم كه زني تا بدين پايه برسد!
    سپس پيامبر(ص) رو به اسماء كرد و فرمود: اي زن، برگرد و به زناني كه تو را به نمايندگي فرستاده اند اعلام كن كه نيكو شوهرداري هر يك از شما زنان و جلب رضايت مردش و پيروي كردن از نظر موافق او (در كاري) با همه اين اعمال (كه براي مردان نام بردي) برابري مي كند. اسماء در حالي كه از شادي تهليل (لا اله الا الله) و تكبير مي گفت، برگشت.(الدر المنثور، ج 2، ص 518 - ميزان الحكمه، ح 3655 ، ج 11، ص 5489)
    3- تعبير به نقص ناشي از مقايسه است. وقتي يك پديده با پديده ديگري مقايسه شود, به نظر مي رسد كه يكي نسبت به ديگري نقصان دارد, ولي اين حالت در اثر مقايسه است. در صورتي كه اگر آن پديده به تنهايي مورد توجه قرار بگيرد, يعني خودش با جايگاه خودش مقايسه شود, هيچ گونه نقصي در آن مشاهده نمي شود و عين كمال است. مانند اينكه بخواهيم انسان را با حيواني همچون شير مقايسه كنيم, خوب به نظر مي رسد كه انسان كاملتر باشد و شير در بعضي جهات, مانند عقل از انسان ناقص تر است, ولي اين شير اگر با جايگاه آفرينشي خودش مقايسه شود و به خودش نگريسته شود, عين كمال است وهيچ نقصي در آن مشاهده نمي شود. در اين گونه موارد مي توان گفت: نقصاني كه در اين حيوان مشاهده مي شود, مقايسه اي است و براي او عين كمال است و اگر شير عقل انسان را داشت, اصلا نمي توانست زندگي كند و واقعا ناقص مي شد. كمال شير به داشتن همين مقدار عقل است كه خداي متعال و حكيم به او عنايت نموده است.
    در مورد مقايسه مرد با زن هم همين قانون صادق است. كمال زن به داشتن همين وضعيت به لحاظ داشتن احساس و عقل است و اگر غير اين بود, اين وجود ناقص مي شد و نمي توانست ماموريت هاي خود, مانند مادري و مديريت منزل را در زندگي انجام دهد. و مرد نيز براي اينكه كامل باشد به نوعي احساس تا حدودي ضعيف تر و عقل تا حدودي قوي تر نياز دارد وگرنه ناقص خواهد بود و نمي تواند ماموريت هاي خود در جامعه را به انجام برساند.
    بنابراين مرد و زن اگر با ديگري مقايسه نشوند, عين كمال هستند و نقصاني در آنها مشاهده نمي شود و ظهور نقصان در صورتي است كه با هم مقايسه شوند و كلام امير المومنين(ع) در مقام مقايسه صادر شده است.







    ادامه دارد .........
    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۰:۱۱
    خطبه 80 نهج البلاغه

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    232
    حضور
    17 روز 4 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    785



    به نام خدا
    با سلام و عرض احترام
    جناب آلاء، در ابتدا از اینکه برای پاسخگویی به سوال اینجانب، وقت گذاشتید کمال تشکر را دارم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    اما دوست گرامي ؛ در همين صفحه و در پايين محورهاي 5 گانه توضيحات خوب و قابل قبولي در ارتباط با سوال شما مطرح شده است شايد به دليل اين که بيان عبارات در صفحه مورد اشاره من کمي علمي است شما متوجه منظور نويسنده نشده ايد . بنده در حد توان با اشاره به همان مطالب و ساير مطالب ديگر به پاسخ سوال اول شما مي پردازم :
    در صفحه ی مذکور ، 5 محور بررسی شده بود، که من سوال خود را در هر محور پرسیده ام.
    منظور من این نیست که متوجه نشده ام، خیر. غیر از محور دوم که بررسی اسناد بود، باقی محورها را کاملا متوجه شده ام.
    لذا از شما نیز خواهشمندم با توجه به همین محورها پاسخ دهید.

    ادامه دارد...

    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است


    السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام
    منم یک سوال داشتم
    چرا امام علی که این همه سواد داشت و خطبه های پیچیده بلد بود هیچ وقت نمی اومد یک اختراعی چیزی بکنه؟

    مثلا کایت درست کنه یا بمب دستی و اینا درست کنه بعد سربازا شو سوار اون کایت ها بکنه بعد دستشون بده ازین بمب های دستی کوچیک و بریزن سر معاویه و سربازانش؟

    این که خیلی سخت نبود بود؟ (از لحاظ تکنولوژی میگم)


  17. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    232
    حضور
    17 روز 4 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    785



    به نام خدا

    محور اول: عرضه ی روایت به قرآن

    شما فرمودید که

    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    اصولا براساس مبانی دینی و اعتقادی ما نباید بین قرآن و احادیث تفاوت و تناقضی وجود داشته باشد و اگر احیانا در مواردی مثل موردی که شما اشاره کردید تقاوتی باشد باید دید آیا می توان بر اساس وجهی مورد قبول این اختلاف و تعارض را برطرف کرد یا خیر؛ اگر امکان رفع اختلاف به شیوه عقلی و مورد قبول بود که بازهم به عدم وجود اختلاف می رسیم اما اگر نتوانسیم بین ظاهر قرآن و روایات معصومین به هیچ وجهی رفع اختلاف کنیم در این حالت باید اصل را قرآن قرار داد و به دلیلی که می تواند سند روایت یا متن روایت باشد از روایت دست کشید

    1. آیا قرآن زن را از نظر ایمان و عقل، ناقص تر از مرد می داند؟
    جنسیت بر اساس آیات قرآن كریم در ایمان و یا گمراهی افراد نقشی ندارد و بالعكس در آیات قرآن كریم تصریح شده است كه نفس انسانی مخاطب تقوا و فجور است نه جنسیت

    2. و اما در خطبه ی مذکور نظر چیست؟
    پاسخ شما:
    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    اولاً: اين روايت هرگز در مقام تحقير و پايين آوردن مقام و حيثيت زن و بر ضد تساوى زن و مرد در كمالات انسانى نيست.
    فرمایش شما صحیح، پس چرا گفته بعد از جنگ جمل در مذمت زنان؟ مذمت یعنی چه؟ و چرا همه زنان؟ (لطفا پاسخ دهید)
    پس با این حساب تا اینجا اینگونه نتیجه میگیرم که عقل لازم برای رسیدن به کمال در زن و مرد یکسان بوده و عقل مورد نظر در این روایت چیز دیگری است.
    سوال : وقتی با چنین روایتی روبرو می شویم، یا نه کلا با هر روایتی و بخواهیم صحت آن را بررسی کنیم، آیا بنا را بر صحت آن می گذاریم و در پی اثبات آن می رویم؟ یا خیر، بدون هیچ پیش فرضی به دنبال حقیقت می رویم؟
    ویرایش توسط دختر ایرونی : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۲۱:۱۱
    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است


    السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    232
    حضور
    17 روز 4 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    785



    به نام خدا


    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    ثالثا : عقل بر دو قسم است:
    1- عقلى كه معيار كمال و قرب الهى است: «العقل ماعبد به الرحمان واكتسب به الجنان» اين عقل همان «عقال» و زانوبند هواها و اميال نفسانى است. در چنين عقلى مرد بر زن فزونى ندارد.
    2- عقل حسابگر، ابزارى (Instrumental Reason) كه كاربرد آن بيشتر در تنظيم معاش و سياسات است. در اين زمينه هر چند به طور معمول مرد از زن پيشى مى گيرد؛ ولى اين معيار كمال نيست و چنان كه گفته شد نوعى تقسيم كار طبيعى و تكوينى است و در مقابل آن زن نيز از مهر و عاطفه افزون ترى برخوردار است.
    برچه اساس می فرمایید عقل بر دو نوع است؟
    آیا برای این تقسیم بندی دلیل خاص یا منبع موثقی وجود دارد؟
    تعریف شما از اصل عقل چیست که آن را تقسیم بندی نموده اید؟
    و آیا از این عقل (عقل حساب گر) در قرآن یاد شده و می توان این را با توجه به قرآن تایید و اثبات نمود؟
    لطفا در مورد عقل توضیح بفرمایید. و اینکه این عقل چیست؟ آیا مربوط به روح است؟ و چرا عقل را تقسیم بندی می کنید؟

    متوجه نمی شوم، چرا عقلی که خدا به انسان داده تا به وسیله ی آن بتواند راه سعادت را بشناسد و حق را از باطل تشخیص دهد، (و در زن و مرد یکسان است) آیا نمی تواند در امور دیگر یعنی در تنظیم معاش و سیاست از آن استفاده شود؟ یعنی تنظیم معاش و سیاست از شناخت حق و باطل مشکل تر است؟ از غلبه بر نفس اماره و جهاد اکبر که برای تمام انسان ها وجود دارد چطور؟

    مگر وظیفه ی عقل (منظور عقل معیار کمال)حسابگری نیست؟ وظیفه و کارآیی عقل (معیار) چیست؟ پس اگر حسابگری نمی کند ، چکار میکند؟ چطور حق را از باطل تشخیص میدهد؟

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط دختر ایرونی : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۲۲:۵۳
    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است


    السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

  20. صلوات ها 4


صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود