صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شورش های زمان حضرت علی علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    شرکت در مناظره
    نوشته
    6
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9

    اشاره شورش های زمان حضرت علی علیه السلام




    درکتب تاریخی اهل سنت ازجمله فتوح البلدان نوشته شده حضرت علی لشگری به فرماندهی حارث بن مره بسمت سندومکران وقیقان میفرسته.
    از کارشناس محترم مربوطه سوالی داشتم:
    حضرت علی این لشگرروبرای فتح اون منطقه فرستاده بودیا برای سرکوب شورش؟

    یعنی درزمان خلفای ثلاثه اون منطقه فتح نشده بود؟

    اگه بااستنادازکتب شیعه برام بگین واقعاممنون میشم
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۰:۴۰

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست






    شورش های زمان حضرت علی علیه السلام








    کارشناس بحث: استاد عماد


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10542



    نقل قول نوشته اصلی توسط kouhbanan نمایش پست ها
    درکتب تاریخی اهل سنت ازجمله فتوح البلدان نوشته شده حضرت علی لشگری به فرماندهی حارث بن مره بسمت سندومکران وقیقان میفرسته
    سلام علیکم
    این مطلب نمی تواند درست باشد زیرا یک حارث بن مره در زمان حضرت علی علیه السلام از یاران ایشان است که حارث بن مره عبدی است.
    اکثر منابع گفته اند پس از شهادت ابن خباب به دست خوارج حضرت علی علیه السلام حارث بن مره عبدی را نزد آنان فرستاد و از کار آنان بپرسد آنان فرستاده حضرت علی علیه السلام یعنی حارث بن مره بعدی را به شهادت رساندند(1)
    شهادت ابن خباب و حارث بن مره عبدی باعث شروع جنگ نهروان شد. این جنگ در سال 38ق اتفاق افتاد و حال آنکه حارث قبل از این یعنی در اواخر 37 یا اوایل 38ق به شهادت رسیده بود این گفته اکثر منابع است
    حال به گفته فتوح البلدان توجه کنید:
    در آخر سال سى و هشت و آغاز سال سى و نه، به هنگام خلافت على بن ابى طالب رضى الله عنه، حارث بن مره عبدى داوطلبانه و با اجازه على به آن ثغر رفت و ظفر يافت و غنائم و بردگانى به چنگ آورد و در يك روز هزار رأس قسمت كرد. سپس وى و همراهانش، جز گروه اندكى، در سرزمين قيقان كشته شدند. قتل وى به سال چهل و دو رخ داد.
    در این دو گزارش چند تناقض وجود دارد
    یک: حارث در اواخر سال 37 یا اواخر سال 38 قبل از شروع جنگ نهروان به شهادت می رسد . اما فتوح البلدان جنگ سند توسط ایشان را در اواخر سال 38 و اوایل سال 39 می داند.
    دو: گزارش فتوح البلدان از کشته شدن حارث در سال 42 خبر می دهد و حال آنکه علاوه بر تناقض با گزارش قبلی سال 42 ، دو سال پس از شهادت حضرت علی علیه السلام و در دوران خلافت معاویه است.
    این گزارش اول آنقدر معروف است که بلاذری خود در کتاب انساب الاشراف بحث شهادت حارث قبل از جنگ نهروان را آورده و سپس آن را تضعیف کرده است وآورده که حارث در فتح سند در سال 42 کشته شده است. (3)او بین دو گزارش اگر چه گزارش اول را نیز ذکر کروده ولی گویا گزارش دوم برایش از قوت بیشتری بر خوردار بوده است
    اما بر خلاف تصور بلاذری باید گزارش اول را قبول کنیم زیرا تعداد کسانی که این گزارش را نقل کرده اند بسیار است ولی بلاذری در بیان واقعه فتح سند تنهاست و ثانیا رفتن حارث به سند در زمان حضرت علی علیه السلام و جنگیدن و تا دو سال پس از شهادت حضرت علی علیه السلام (یعنی سال 42 در زمان حکومت معاویه) ماندن، قابل قبول نیست زیرا کارگزاران حضرت علی علیه السلام مخصوصا کسانی که مثل حارث که در جنگ صفین پرچمدار بوده(4) و سخنرانی نیز بر علیه معاویه نموده است معمولا با معاویه کنار نمی آمدند یا تحت فرمان وی نمی مانند


    1.اخبارالطوال/ترجمه،ص:252؛امامت‏وسياست/ترجمه،ص:175؛ تاريخ‏ابن‏خلدون/ترجمه‏متن،ج‏1،ص:630؛ تاريخ‏الطبري/ترجمه،ج‏6،ص:2606؛ الكامل/ترجمه،ج‏10،ص:142؛ مروج‏الذهب/ترجمه،ج‏1،ص:764
    2. فتوح‏البلدان/ترجمه،متن،ص:604
    3. أنساب‏الأشراف،ج‏2،ص:368(چاپ ‏زكار،ج‏3،ص:142)
    4. الأخبارالطوال،ص:171

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۴/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۵:۰۵
    شورش های زمان حضرت علی علیه السلام

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    شرکت در مناظره
    نوشته
    6
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    با تشکر از استاد عماد، منطقه ی سند رو حضرت علی فتح کرده یا نه اونجا جزء فتوحات خلفای قبلی بوده و حضرت علی فقط شورش روسرکوب کرده؟

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    بسمه الحق

    با سلام و عرض ادب

    استاد گرامی بنده هم در همین موارد سؤالاتی دارم که اگر با استناد به منابع شیعه پاسخ بفرمائید

    کمک بزرگی کرده اید.

    حضرت علی علیه السلام در حمله اعراب مسلمان به ایران مورد مشورت خلیفه ی اول بودند


    متن خطبه ی 146


    پيروزى و شكست اسلام، به فراوانى و كمى طرفداران آن نبود، اسلام دين خداست كه آن را پيروز ساخت، و سپاه اوست

    كه آن را آماده و يارى فرمود، و رسيد تا آنجا كه بايد برسد، در هر جا كه لازم بود طلوع كرد، و ما بر وعده پروردگار خود اميدواريم

    كه او به وعده خود وفا مى‏ كند، و سپاه خود را يارى خواهد كرد.

    جايگاه رهبر چونان ريسمانى محكم است كه مهره‏ ها را متّحد ساخته به هم پيوند مى‏ دهد. اگر اين رشته از هم بگلسد، مهره ‏ها پراكنده

    و هر كدام به سويى خواهند افتاد و سپس هرگز جمع آورى نخواهند شد. عرب امروز گر چه از نظر تعداد اندك، امّا با نعمت اسلام فراوانند،

    و با اتّحاد و هماهنگى عزيز و قدرتمندند، چونان محور آسياب، جامعه را به گردش در آور، و با كمك مردم، جنگ را اداره كن، زيرا اگر تو از اين

    سرزمين بيرون شوى، مخالفان عرب از هر سو تو را رها كرده و پيمان مى‏ شكنند، چنانكه حفظ مرزهاى داخل كه پشت سر مى ‏گذارى

    مهم‏تر از آن باشد كه در پيش روى خواهى داشت.


    همانا، عجم اگر تو را در نبرد بنگرند، گويند اين ريشه عرب است اگر آن را بريديد آسوده مى ‏گرديد، و همين فكر سبب فشار و تهاجمات

    پياپى آنان مى ‏شود و طمع ايشان در تو بيشتر گردد. اينكه گفتى آنان به راه افتاده ‏اند تا با مسلمانان پيكار كنند، ناخشنودى خدا از تو بيشتر،

    و خدا در دگرگون ساختن آنچه كه دوست ندارند تواناتر است. امّا آنچه از فراوانى دشمن گفتى، ما در جنگ‏هاى گذشته با فراوانى سرباز نمى‏جنگيديم،

    بلكه با يارى و كمك خدا مبارزه مى ‏كرديم.


    سؤالم این است امکان دارد در جنگی که حضرت طرف مشورت فاتحان بودند،این فاتحان دست به جنایت و توحش و مثله کردن افراد

    زده باشند و باز حضرت علیه السلام به آنها مشورت بدهند و از این جنایات باز ندارند؟

    چنین چیزی امکان ندارد!

    به نظر می رسد تمام این وقایع تاریخی از کتاب تاریخ طبری ذکر شده است که سندیت ندارد.

    آیا شیعه اسناد و مدارک و مستندات و یا منابعی در این خصوص دارند؟

    با تشکر



    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    زيرا اگر تو از اين

    سرزمين بيرون شوى، مخالفان عرب از هر سو تو را رها كرده و پيمان مى‏ شكنند، چنانكه حفظ مرزهاى داخل كه پشت سر مى ‏گذارى

    مهم‏تر از آن باشد كه در پيش روى خواهى داشت.
    سلام

    مورخ ثقه مسعودي بر خلاف اينرا آورده كه امام ع به عمر گفتند خودت برو !


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432




    بلاذري درباره حمله مسلمانان به هند در دوره عثمان مي نويسد:
    چون عثمان به خلافت رسيد،عبدالله بن عامر را ولايت عراق داد و وي را نامه نوشت که کسي را به حدود هند فرستد تا در حال آن ديارنظر کند و خبرنزد وي آورد. عبدالله ،حکيم بن جبله عبدي را به آنجا فرستاد. چون بازآمد ،وي را روانه درگاه عثمان کرد. خليفه احوال آن ديار باز پرسيد . گفت : اي اميرالمؤمنين ، آن ديار را نيک بشناختم . عثمان گفت: آنجاي را وصف کن . گفت : در آنجاي آب اندک ريزد، ميوه بر درخت هاي بلند آويزد و دزد آن خود دليري انگيزد . اگر سپاهي اندک بدانجاي رود ، ره نيستي گيرد،چون بسيار شود از گرسنگي بميرد . عثمان گفت : سجع مي پردازي يا خبر مي گويي ؟ گفت : اين خبري است سراپا حقيقت ؛پس هيچکس به جنگ آن ديار نرفت.(23)
    بنابراين مسلمانان تا زماني که احساس نکردند که حمله به هند براي ايشان منفعتي دارد به اين سرزمين حمله نکردند.

    اما در کتاب فتحنامه سند علت حمله به هند را اين گونه گفته اند:
    ملک سرانديب براي حجاج ،توسط کشتي ،تحفه و هدايا فرستاد و از در و جواهر و غلامان و کنيزکان وحشي و ديگر تحفه ها به دارالخلافه فرستاد و زنان مسلمان براي زيارت کعبه و ديدن دارالخلافه با ايشان روان شدند ؛اما در راه باد مخالف کشتي را از راه درست بيرون آورد و سرانجام در ساحل به دست دزدان افتاد؛و سرانجام دادخواهي زنان مسلمان که به دست دزدان افتاده بودند به گوش حجاج رسيد و سعي کرد تا اين همکيشان را نجات دهد و به همين دليل حجاج حوالت سند را از دارالخلافه گرفت و به آنجا لشکرکشي کرد.(24)
    براساس گزارش بلاذري دليل ديگري براي اين حمله وجود داشته و آن انتقام از داهر بوده است :
    چون حجاج نيک نظرکرد،دريافت که نفقه جنگ هاي محمدبن قاسم شصت هزار هزار درهم شده است و مالي که نزد وي آورده اند صد و بيست هزارهزار درهم شده است ،پس گفت : آتش خشم خويش فرونشانديم ،انتقام بگرفتيم و باز شصت هزار هزار درهم با سرداهر زياد آمد .(25)

    در نامه اي که محمد بن قاسم به حجاج نوشت چنين آمده بود : «اين مکتوب از محمد قاسم ثقفي که کشنده انتقام مسلمانان از متمردان و متعندان است...»(26)
    ازجمله انگيزه هاي مختلفي که براي حمله مسلمانان به هند در دوره حجاج بيان شده ،دستيابي به غنايم فراوان هند،که در حملات پيشين به آن پي برده بودند،ايجاد امنيت براي بازرگانان مسلمان در سرزمين سند و هند و انتقام جويي حجاج را مي توان برشمرد.در نقد برخي از اين عوامل مي توان گفت (27) کسب امنيت براي بازرگانان مسلمان در سرزمين سند و هند نمي تواند صائب باشد ،حتي اگر حادثه غارت کشتي به دست دزدان دريايي نيز درست باشد؛زيرا مسلمانان در هند موقعيت بسيارخوبي داشتند . بنا به برخي روايات ،بازرگانان عرب در عهد عمر بن خطاب با مسلمانان بومي جنوب و سواحل غربي هند مصاحبت داشتند و آنگاه که شمار مسلمانان در سال هاي بعد فزوني گرفت حاکم هندي براي نو مسلمانان آنجا قاضي مسلمان گماشت تا امورحقوقي را بر پايه احکام اسلامي رسيدگي کند.(28) در بعضي منابع درباره ورود اسلام به هند در دوران پيامبر سخن گفته اند. بنا بر روايتي در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) ،راجه مالابار هيئتي را به جزيره العرب فرستاد تا درباره دين اسلام پرس وجو کنند؛اما پيامبر در اين زمان وفات يافته بود و در نتيجه اين هيئت با ابوبکر در مدينه صحبت کردند و اسلام آوردند و پس از بازگشت ، مردم سرزمين خويش را به اسلام دعوت کردند ، (29) به گفته نهرو دولت هاي جنوب هند به ويژه راشترا کوتاها که در سواحل غربي هند حکومت مي کردند با عرب ها روابط بازرگاني داشتند. اين تماس ها موجب آشنايي هندوان با مذهب جديد اسلام شد و به تدريج مبلغان مسلمان نيز به هند سفر کردند و مورد استقبال واقع شدند و مساجدي نيز در هند ساختند.

    http://www.forum.98ia.com/t243568.html



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها


    سلام

    مورخ ثقه مسعودي بر خلاف اينرا آورده كه امام ع به عمر گفتند خودت برو !
    سلام علیکم

    این متن نهج البلاغه است!

    قول مسعودی را زحمت کشیده با منبع بیان بفرمائید.متشکر


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسمه الحق

    با سلام و عرض ادب

    استاد گرامی بنده هم در همین موارد سؤالاتی دارم که اگر با استناد به منابع شیعه پاسخ بفرمائید

    کمک بزرگی کرده اید.

    حضرت علی علیه السلام در حمله اعراب مسلمان به ایران مورد مشورت خلیفه ی اول بودند


    متن خطبه ی 146


    پيروزى و شكست اسلام، به فراوانى و كمى طرفداران آن نبود، اسلام دين خداست كه آن را پيروز ساخت، و سپاه اوست

    كه آن را آماده و يارى فرمود، و رسيد تا آنجا كه بايد برسد، در هر جا كه لازم بود طلوع كرد، و ما بر وعده پروردگار خود اميدواريم

    كه او به وعده خود وفا مى‏ كند، و سپاه خود را يارى خواهد كرد.

    جايگاه رهبر چونان ريسمانى محكم است كه مهره‏ ها را متّحد ساخته به هم پيوند مى‏ دهد. اگر اين رشته از هم بگلسد، مهره ‏ها پراكنده

    و هر كدام به سويى خواهند افتاد و سپس هرگز جمع آورى نخواهند شد. عرب امروز گر چه از نظر تعداد اندك، امّا با نعمت اسلام فراوانند،

    و با اتّحاد و هماهنگى عزيز و قدرتمندند، چونان محور آسياب، جامعه را به گردش در آور، و با كمك مردم، جنگ را اداره كن، زيرا اگر تو از اين

    سرزمين بيرون شوى، مخالفان عرب از هر سو تو را رها كرده و پيمان مى‏ شكنند، چنانكه حفظ مرزهاى داخل كه پشت سر مى ‏گذارى

    مهم‏تر از آن باشد كه در پيش روى خواهى داشت.


    همانا، عجم اگر تو را در نبرد بنگرند، گويند اين ريشه عرب است اگر آن را بريديد آسوده مى ‏گرديد، و همين فكر سبب فشار و تهاجمات

    پياپى آنان مى ‏شود و طمع ايشان در تو بيشتر گردد. اينكه گفتى آنان به راه افتاده ‏اند تا با مسلمانان پيكار كنند، ناخشنودى خدا از تو بيشتر،

    و خدا در دگرگون ساختن آنچه كه دوست ندارند تواناتر است. امّا آنچه از فراوانى دشمن گفتى، ما در جنگ‏هاى گذشته با فراوانى سرباز نمى‏جنگيديم،

    بلكه با يارى و كمك خدا مبارزه مى ‏كرديم.


    سؤالم این است امکان دارد در جنگی که حضرت طرف مشورت فاتحان بودند،این فاتحان دست به جنایت و توحش و مثله کردن افراد

    زده باشند و باز حضرت علیه السلام به آنها مشورت بدهند و از این جنایات باز ندارند؟

    چنین چیزی امکان ندارد!

    به نظر می رسد تمام این وقایع تاریخی از کتاب تاریخ طبری ذکر شده است که سندیت ندارد.

    آیا شیعه اسناد و مدارک و مستندات و یا منابعی در این خصوص دارند؟

    با تشکر

    با سلام


    دوست گرامی در این مورد قبلا مفصل در این تاپیک گفتگو شده

    سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟


    یک شبهه تاریخی (مساله فتوحات اعراب در ایران )
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود