جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه ای درباره‌ی اصول اخلاقی از سوی خداناباوران

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    فیزیک، فلسفه،اندیشه
    نوشته
    19
    حضور
    14 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36

    اشاره شبهه ای درباره‌ی اصول اخلاقی از سوی خداناباوران




    با سلام، چندی پیش مقاله ای رو درباره ی اصول اخلاقی اسلام در سایتی آتئیستی دیدم، پس از بررسی شبه ای برام ایجاد شده امیدوارم پاسخگو باشید.

    ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﺭﺳﻤﯽ یک ﺑﯿﺨﺪﺍ :

    -1 ﻫﺮ ﮐﺲ ﺁﺗﺌﯿﺴﺖ ﻧﺸﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

    -2 ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺣﺮﺍﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ !

    .
    .
    .
    .
    .
    ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻭ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﺍﺳﻼﻣﮕﺮﺍ ! ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺪ ﺭﺍﻩ
    ﻧﺪﻫﯿﺪ ! ﺍﯾﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ، ﺑﺎ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺗﺨﻔﯿﻒ ، ﺍﺣﮑﺎﻡ
    ﺗﺎﺯﯾﻨﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﻮﺭﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻡ !
    ﺷﺮﻡ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ ! ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ؟
    _____________________________
    ﭘﺎﻧﻮﯾﺲ
    -1 ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ : 22 ﺍﻧﻔﺎﻝ
    -2 ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ : 13 ﻗﻠﻢ


    ویرایش توسط M A H D I : ۱۳۹۴/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۷:۴۲ دلیل: حذف سوالاتی که باید در تاپیکی دیگر مطرح شود
    تعصب بی جا جهل است. انسانی که در عقاید خود شک نمیکند، عقایدش پوچ و باطل است.
    و در مورد عقاید یکدیگر قضاوت نکنیم!

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست






    شبهه ای درباره‌ی اصول اخلاقی از سوی خداناباوران








    کارشناس بحث: استاد رئوف


  4. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965



    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    با سلام، چندی پیش مقاله ای رو درباره ی اصول اخلاقی اسلام در سایتی آتئیستی دیدم، پس از بررسی شبه ای برام ایجاد شده امیدوارم پاسخگو باشید.

    ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﺭﺳﻤﯽ یک ﺑﯿﺨﺪﺍ :

    -1 ﻫﺮ ﮐﺲ ﺁﺗﺌﯿﺴﺖ ﻧﺸﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

    -2 ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺣﺮﺍﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ !

    .
    .
    .
    .
    .
    ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻭ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﺍﺳﻼﻣﮕﺮﺍ ! ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺪ ﺭﺍﻩ
    ﻧﺪﻫﯿﺪ ! ﺍﯾﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ، ﺑﺎ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺗﺨﻔﯿﻒ ، ﺍﺣﮑﺎﻡ
    ﺗﺎﺯﯾﻨﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﻮﺭﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻡ !
    ﺷﺮﻡ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ ! ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ؟
    _____________________________
    ﭘﺎﻧﻮﯾﺲ
    -1 ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ : 22 ﺍﻧﻔﺎﻝ
    -2 ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ : 13 ﻗﻠﻢ


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    فردی که این سوال را طرح کرده، یا از قرآن آگاهی نداشته است و یا آگاهی خود را کتمان کرده است. در هر صورت، نظر دادن در مورد قرآن و اسناد دیدگاه خاصی به آن، بدون آنکه حقیقتا این کتاب را بشناسیم و آموزه های آن را بفهمیم، امری اشتباه است.


    نخست بایستی در مورد واژه "کافر" تامل کنیم. کفر به معنای پوشاندن است و کافر از آن رو کافر نامیده می شود که حق را می پوشاند. به عبارت دیگر، کافر کسی است که حقیقت را با توجه به اینکه حقیقت است و با علم به درستی آن، انکار می کند.

    به طور مثال در قرآن کریم، اهل کتاب به جهت انکار پیامبر اسلام (ص) مورد ملامت قرار می گیرند زیرا:

    الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (1)

    كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى‏] داده‏ايم، همان گونه كه پسران خود را مى‏شناسند، او [محمد] را مى‏ شناسند و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مى‏ دارند، و خودشان [هم‏] مى‏ دانند.

    بر اساس این آیه، این افراد با اینکه حق را می دانند، آن را انکار می کنند. معنای این سخن آن است که روی عتاب و ملامت قرآن با افرادی است که حق را می شناسند و آن را انکار می کنند نه افرادی که به هر دلیل موجهی، هنوز به حقیقت نرسیده اند. به طور مثال، افرادی که اساسا مواجهه کاملی با اسلام نداشته اند و یا مواجهه آنها با ضد تبلیغاتی مانند گروه های تروریستی چون داعش همراه بوده است، اینها مخاطب چنین ندایی نیستند.

    اما در مورد آیات ذکر شده:

    در آیه نخست می خوانیم:

    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (2)
    بدترین جنبندگان نزد خدا ، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی کنند.

    در این آیه افرادی که از عقل و خرد خود استفاده نمی کنند، کر و لال دانسته شده اند و بدترین جنبدگان نامیده شده اند. در این مورد باید در نظر گرفت که موجودی که خداوند به او الطاف بیکران کرده است به طوریکه می تواند به مقام خلافت اللهی دست یابد و مظهر اسماء و صفات الهی شود، اگر به همه این امور پشت پا بزند، آیا از موجودی که هیچ کدام از این امکانات را نداشته است، پایین تر نیست؟

    به طور مثال دو نفر را فرض کنید: فرد نخست یک میلیارد تومان سرمایه دارد و فرد دوم هزار تومان دارایی دارد. فرد نخست با یک میلیارد خود هیچ کاری انجام نمی دهد و در پایان یک هفته، همه آن را از دست می دهد. فرد دوم نیز در پایان یک هفته، هزار تومان خود را از دست داده است. آیا نمی توان فرد نخست را بی کفایت تر و ناشایست تر از فرد دوم دانست؟

    بر همین اساس، انسان ها که از نعمت های بی شمار الهی، بهره نمی برد و از آنها سوء استفاده می کنند، حقیقتا در مقایسه، پایین تر از دیگران هستند.

    ادامه دارد ..

    ویرایش توسط رئوف : ۱۳۹۴/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۸:۳۹
    شبهه ای درباره‌ی اصول اخلاقی از سوی خداناباوران

  5. صلوات


  6. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965




    در مورد آیه دوم:

    عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنيمٍ (3)
    گذشته از این ها کینه توز و بی اصل و نسب است

    در این آیه و آیات قبل از آن به بیان برخی اوصاف ناپسند پرداخته شده است. با این حال، در شبهه، زنیم به معنای زنازاده گرفته شده است، در حالیکه زنیم به معنا فردی بی اصل و ریشه یا غیرخوشنام است. این مسئله علاوه بر کتب لغت در برخی از ترجمه های قرآنی نیز لحاظ شده است.
    با این حال نکته مهم این است که اساسا این صفت در مورد مکذبین به کار نرفته است. هنگامی که آیات را از ابتدای سوره قرائت کنیم، متوجه خواهیم شد که در آیه های 8 و 9 در مورد تکذیب کنندگان پیامبر است و از آیه 10 به بعد در مورد انسان های دیگری بحث می شود و لزوما به این معنا نیست که اوصاف ذکر شده از آیه 10 به بعد به کافران مربوط باشد. بنابراین این مسئله نیز اشکالی به رویکرد اخلاقی قرآن وارد نمی کند.

    نکته دیگر اینکه، اساسا در مورد شناخت نظام اخلاقی قرآن بایستی، به تمام جنبه های آن رجوع کرد و پرسشگر حقیقی فردی است که همه آموزه های قرآنی را مورد مطالعه قرار دهد. زیرا یک جمله به تنهایی نمی تواند بیانگر مقصود گوینده باشد بلکه آن جمله در مقایسه با دیگر جملات و نیز در نظام معنای آن گویند معنا می دهد. در قرآن آیات بسیاری وجود دارد که به اصول مترقی اخلاقی تصریح می کند. به طور مثال به این آیه توجه کنید:

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ(4)
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است!

    در این آیه، به روشنی مسلمانان را به برپایی عدالت فرا می خواند و از آنها می خواهد که به صرف مشکل و نزاع با گروهی خاصی، عدالت را فراموش نکنند و همواره در عمل، به این اصل کلی توجه داشته باشند. این یکی از مهمترین و زیر بنایی ترین اصول اخلاقی است که امروزه مدعی ترین جوامع نیز، موفق به اجرای آن نشده اند. همچنین بسیاری از متفکران، نتوانسته اند چنین عادلانه نظرورزی کنند و نظریه هایی در باب عدالت، در این سطح از اخلاق، ارائه کنند.
    این آیه و موارد بسیاری از این قبیل نیز از آموزه های اخلاقی قرآن است که بایستی در بررسی نظام اخلاق قرآن مورد توجه قرار گیرد.

    موفق باشید


    1. بقره 146
    2. انفال 22
    3. قلم 13
    4. مائده 8

    شبهه ای درباره‌ی اصول اخلاقی از سوی خداناباوران

  7. صلوات


  8. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    جمع بندی




    سوال:
    ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﺭﺳﻤﯽ یک ﺑﯿﺨﺪﺍ :

    -1 ﻫﺮ ﮐﺲ ﺁﺗﺌﯿﺴﺖ ﻧﺸﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !

    -2 ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺣﺮﺍﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ !

    .
    .
    .
    .
    .
    ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻭ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﺍﺳﻼﻣﮕﺮﺍ ! ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺪ ﺭﺍﻩ
    ﻧﺪﻫﯿﺪ ! ﺍﯾﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ، ﺑﺎ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺗﺨﻔﯿﻒ ، ﺍﺣﮑﺎﻡ
    ﺗﺎﺯﯾﻨﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﻮﺭﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻡ !
    ﺷﺮﻡ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ ! ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ؟
    _____________________________
    ﭘﺎﻧﻮﯾﺲ
    -1 ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ : 22 ﺍﻧﻔﺎﻝ
    -2 ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ : 13 ﻗﻠﻢ



    پاسخ:

    نظر دادن در مورد قرآن و اسناد دیدگاه خاصی به آن، بدون آنکه حقیقتا این کتاب را بشناسیم و آموزه های آن را بفهمیم، امری اشتباه است.

    نخست بایستی در مورد واژه "کافر" تامل کنیم. کفر به معنای پوشاندن است و کافر از آن رو کافر نامیده می شود که حق را می پوشاند. به عبارت دیگر، کافر کسی است که حقیقت را با توجه به اینکه حقیقت است و با علم به درستی آن، انکار می کند.

    به طور مثال در قرآن کریم، اهل کتاب به جهت انکار پیامبر اسلام (ص) مورد ملامت قرار می گیرند زیرا:

    الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (1)

    كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى‏] داده‏ايم، همان گونه كه پسران خود را مى‏شناسند، او [محمد] را مى‏ شناسند و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مى‏ دارند، و خودشان [هم‏] مى‏ دانند.

    بر اساس این آیه، این افراد با اینکه حق را می دانند، آن را انکار می کنند. معنای این سخن آن است که روی عتاب و ملامت قرآن با افرادی است که حق را می شناسند و آن را انکار می کنند نه افرادی که به هر دلیل موجهی، هنوز به حقیقت نرسیده اند. به طور مثال، افرادی که اساسا مواجهه کاملی با اسلام نداشته اند و یا مواجهه آنها با ضد تبلیغاتی مانند گروه های تروریستی چون داعش همراه بوده است، اینها مخاطب چنین ندایی نیستند.

    اما در مورد آیات ذکر شده:

    در آیه نخست می خوانیم:

    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (2)
    بدترین جنبندگان نزد خدا ، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی کنند.

    در این آیه افرادی که از عقل و خرد خود استفاده نمی کنند، کر و لال دانسته شده اند و بدترین جنبدگان نامیده شده اند. در این مورد باید در نظر گرفت که موجودی که خداوند به او الطاف بیکران کرده است به طوریکه می تواند به مقام خلافت اللهی دست یابد و مظهر اسماء و صفات الهی شود، اگر به همه این امور پشت پا بزند، آیا از موجودی که هیچ کدام از این امکانات را نداشته است، پایین تر نیست؟

    به طور مثال دو نفر را فرض کنید: فرد نخست یک میلیارد تومان سرمایه دارد و فرد دوم هزار تومان دارایی دارد. فرد نخست با یک میلیارد خود هیچ کاری انجام نمی دهد و در پایان یک هفته، همه آن را از دست می دهد. فرد دوم نیز در پایان یک هفته، هزار تومان خود را از دست داده است. آیا نمی توان فرد نخست را بی کفایت تر و ناشایست تر از فرد دوم دانست؟

    بر همین اساس، انسان ها که از نعمت های بی شمار الهی، بهره نمی برد و از آنها سوء استفاده می کنند، حقیقتا در مقایسه، پایین تر از دیگران هستند.

    عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنيمٍ (3)
    گذشته از این ها کینه توز و بی اصل و نسب است

    در این آیه و آیات قبل از آن به بیان برخی اوصاف ناپسند پرداخته شده است. با این حال، در شبهه، زنیم به معنای زنازاده گرفته شده است، در حالیکه زنیم به معنا فردی بی اصل و ریشه یا غیرخوشنام است. این مسئله علاوه بر کتب لغت در برخی از ترجمه های قرآنی نیز لحاظ شده است.
    با این حال نکته مهم این است که اساسا این صفت در مورد مکذبین به کار نرفته است. هنگامی که آیات را از ابتدای سوره قرائت کنیم، متوجه خواهیم شد که در آیه های 8 و 9 در مورد تکذیب کنندگان پیامبر است و از آیه 10 به بعد در مورد انسان های دیگری بحث می شود و لزوما به این معنا نیست که اوصاف ذکر شده از آیه 10 به بعد به کافران مربوط باشد. بنابراین این مسئله نیز اشکالی به رویکرد اخلاقی قرآن وارد نمی کند.

    نکته دیگر اینکه، اساسا در مورد شناخت نظام اخلاقی قرآن بایستی، به تمام جنبه های آن رجوع کرد و پرسشگر حقیقی فردی است که همه آموزه های قرآنی را مورد مطالعه قرار دهد. زیرا یک جمله به تنهایی نمی تواند بیانگر مقصود گوینده باشد بلکه آن جمله در مقایسه با دیگر جملات و نیز در نظام معنای آن گویند معنا می دهد. در قرآن آیات بسیاری وجود دارد که به اصول مترقی اخلاقی تصریح می کند. به طور مثال به این آیه توجه کنید:

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ(4)
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است!

    در این آیه، به روشنی مسلمانان را به برپایی عدالت فرا می خواند و از آنها می خواهد که به صرف مشکل و نزاع با گروهی خاصی، عدالت را فراموش نکنند و همواره در عمل، به این اصل کلی توجه داشته باشند. این یکی از مهمترین و زیر بنایی ترین اصول اخلاقی است که امروزه مدعی ترین جوامع نیز، موفق به اجرای آن نشده اند. همچنین بسیاری از متفکران، نتوانسته اند چنین عادلانه نظرورزی کنند و نظریه هایی در باب عدالت، در این سطح از اخلاق، ارائه کنند.
    این آیه و موارد بسیاری از این قبیل نیز از آموزه های اخلاقی قرآن است که بایستی در بررسی نظام اخلاق قرآن مورد توجه قرار گیرد.


    1. بقره 146
    2. انفال 22
    3. قلم 13
    4. مائده 8

    شبهه ای درباره‌ی اصول اخلاقی از سوی خداناباوران

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود