صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خداوند ما را محتاج آفرید؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211

    اشاره چرا خداوند ما را محتاج آفرید؟




    یادش بخیر !!!

    دبیرستان بودم . یکی از متون نثر منظوم منتسب به گنجور سعوی را خوندیم .


    منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قرب است و به شکر اندرش مزید نعمت ....
    هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میاید مفرح ذات
    پس در هر نفس دو نعمت رواست و هرنعمت را شکری واجب ...

    من همون روزها دایما داشتم به این فکر میکردم ... چرا خدا من رو محتاج به نفس کشیدن کرد که با نفس کشیدنم باید شکری به جای بیاورم .
    چرا خدا باید من رو برهنه خلق میکرد که با پوشاندنم باید شکری به جا بیاورم .
    چرا خدا باید من رو گرسنه خلق میکرد و با سیر کردنم باید شکری به جای اورم .
    چرا خدا باید من رو تشنه خلق میکرد که با سیراب کردنم باید شکری به جای اورم .
    چرا خدا باید من رو محتاج به ازدواج خلق میکرد و با ازدواجم باید شکری رو به جای بیاورم .

    من واقعا برام سوال شد ...
    اگر کسی رو من مهتاجش کنم و سپس به او عطا کنم ... ایا من به او نعمت داده ام ؟؟؟
    مثلا اگر از کسی لباسهایش گرفته شود ...
    این شخص ابرویش برود ...
    و سپس به او لباسهایش را بدهم ...

    ایا من به او نعمت داده ام ؟
    ویرایش توسط M A H D I : ۱۳۹۴/۱۲/۰۵ در ساعت ۰۲:۵۰

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3698



    با سلام

    «کفر» در لغت به معنای پوشاندن و مخفی کردن است که در مقابل شکر و سپاس‌گذاری قرار دارد، و «کفر نعمت» به معنای شکر نکردن احسانی است که به انسان می‌شود. از این رو عاقبت و آثار کفر نعمت را به دو صورت کلی می‌توان بررسی کرد. یکی از آن جهت که موجب از دست دادن منافع و فواید شکر نعمت خواهد شد؛ دوم ضررها و مشکلاتی که از ناحیه خود کفران نعمت به انسان می‌رسد.
    الف. در بخش اول باید گفت؛ یادآوری نعمت‌‏های مادی و معنوی برای ایجاد انگیزه مثبت برای شکر و انگیزه منفی نسبت به کفران و ناسپاسی، از سنّت‌‏های الهی است که توسط پیامبران(ع) اعمال می‌‏شود؛ نظیر آنچه حضرت هود(ع) به قوم خود، یعنی عاد، حضرت صالح(ع) به قوم خود، یعنی ثمود و حضرت موسی(ع) به قوم خود یعنی بنی‌‏اسرائیل فرمودند.
    نکته‌ای که در این‌جا وجود دارد آن است که اصرار خدای سبحان و سفارش به شکرگذاری برای آن است که انسان در سعادت باقی بماند؛ زیرا انسانی که به یاد نعمت خدا نبوده و در اندیشه ولی ‏نعمت خود نباشد نعمت را در راه باطل صرف می‏‌کند و در نتیجه سعادت خود را از دست خواهد داد.
    توضیح این‌‏که، خدای سبحان هم طبع اوّلی انسان را (که غیر از فطرت است) به او تفهیم می‌‏کند و هم سنّت خود را گوشزد می‌نماید؛ درباره طبع اوّلی انسان می‏‌فرماید: «طبیعت انسان بر سوء استفاده است؛ هم نعمت‌‏ها را کرامتی برای خویش می‌‏پندارد، و هم نعمت سبب سرکشی و روگردانی او می‌‏شود.»
    درباره سنّت ثابت خود نیز می‏‌فرماید: «هر کس از نعمت الهی سوء استفاده کند، خدا نعمت را تغییر می‌‏دهد.»
    به هر تقدیر، خدای سبحان برای این‌‏که انسان به کیفر تغییر نعمت مبتلا نشود، پیوسته با تعبیرهای گوناگون به او گوشزد می‌‏کند که به یاد نعمت حق باشید؛ گاهی با تعبیر «اذکروا» و گاهی با لفظ «اشکروا».
    روشن است که ذکر و شکر نعمت و یادآوری و بازگویی آن، اگرچه مفهوماً از هم جدا هستند، ولی مصداقاً در کنار یکدیگرند؛ چراکه ذکر نعمت و یادآوری آن، زمینه شکر نعمت را فراهم می‌‏کند و مقدمه‌‏ای برای بجا صرف کردن آن است.
    ب. عواقب و مضرات کفران نعمت: کفر نعمتی که در آیات و روایات آمده، گاهی در مقابل نعمت‌های الهی است و گاهی در مقابل احسان و نیکی دیگران به انسان که آثار این دو متفاوت است.
    عواقب کفر نعمت‌های الهی متعدد است که در قرآن به چند مورد آن اشاره شده است:
    1. هلاکت و نابودی کسانی که نعمت را کفران می‌کنند: «و این به شیوه خاندان فرعون بود و کسانى که پیش از آنها بودند. آنها آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما به کیفر گناهانشان هلاکشان کردیم و خاندان فرعون را غرقه ساختیم، زیرا همه ستمکار بودند».]
    2. تبدیل نعمت به نقمت و بلا، چنان‌که خداوند فرموده‌اند دست و پا و زبان و مال و فرزندش به ابزاری برای گرفتار شدن وی به عذاب مبدل می‌‌‏گردد و در این حال اگر مهلتی به آنان داده شود، در جهت کیفر سخت آنان خواهد بود.
    3. زوال نعمت و یا تغییر آن: در حدیث آمده است مردى از امام صادق(ع) در مورد آیۀ «فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَینَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» سؤال کرد. امام(ع) در جواب فرمودند: «این جماعت، گروهى بودند که چند روستای به هم پیوسته داشتند و اهل آنها همدیگر را مى‏‌دیدند، و نهرهاى روان و مال‌‏هاى زیاد داشتند. اما نعمت‌‏هاى خداى عز و جل را ناسپاسى نمودند، پس خداوند متعال نعمت‌هایی که در اختیار آنها بود را تغییر داد و سیل عَرِم را به سوى ایشان فرستاد که به سبب آن روستاهایشان را غرق کرد و خانه‌‌‏ها را خراب نمود و مال‌‏هاى ایشان را از بین برد، و به جای آن باغ‌ها، دو باغ که حاصل آن میوۀ بدمزه اراک و کنّار بود، به آنها داد. بعد از آن فرموده است: «ذلِکَ جَزَیناهُمْ بِما کَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْکَفُورَ»؛ یعنى این عذاب عاجل، پاداش دادیم ایشان را، به سبب آن‌که کفرانِ نعمت ورزیده، بر رسولان ما کافر شدند، و آیا جزا مى‌‏دهم، مگر کفور را».
    جا دارد در این‌جا به این نکته اشاره کنیم که این عذاب، از اقتضاى عمل گنه‌کاران ناشى مى‌‏شود نه از ناحیه خداوند؛ چرا که از ناحیه او جز رحمت و نعمت ناشى نمى‌‏شود. در قرآن کریم آمده است: «ما یفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ»، و «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ». از این دو آیه به خوبى بر مى‌‏آید که اگر خداوند گنه‌کاران را عذاب مى‏‌کند، به اقتضاى ربوبیتش نیست، و عذاب او به افراد معینى تعلق مى‌‏گیرد که همان کسانی‌اند که نعمتش را کفران کرده‌‏اند. پس عذاب او مستند به گنه‌کاران است نه به او. همچنین از آیات کریمه قرآن بر مى‌‏آید که اصولاً عذاب همان فقدان رحمت است، همچنان‌که نقمت، عدم بذل نعمت است و این محروم کردن نعمت و رحمت، جز در مورد افرادى که به خاطر کفر و گناه استعداد رحمت و نعمت را از دست داده‏‌اند، تحقق پیدا نمى‌‏کند.
    در مورد عاقبت کفران احسانی که غیر خداوند به انسان نموده است، حضرت رسول(ص) فرمود: «هر کس که به او احسان شود، باید جزاى آن‌را بدهد، اگر نتوانست باید آن‌را ستایش کند و اگر چنین نکرد کفران‏ آن نعمت را نموده است»

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    حق، افزایش آگاهی
    نوشته
    1,248
    حضور
    140 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    66
    صلوات
    6260



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    یادش بخیر !!!

    دبیرستان بودم . یکی از متون نثر منظوم منتسب به گنجور سعوی را خوندیم .


    منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قرب است و به شکر اندرش مزید نعمت ....
    هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میاید مفرح ذات
    پس در هر نفس دو نعمت رواست و هرنعمت را شکری واجب ...

    من همون روزها دایما داشتم به این فکر میکردم ... چرا خدا من رو محتاج به نفس کشیدن کرد که با نفس کشیدنم باید شکری به جای بیاورم .
    چرا خدا باید من رو برهنه خلق میکرد که با پوشاندنم باید شکری به جا بیاورم .
    چرا خدا باید من رو گرسنه خلق میکرد و با سیر کردنم باید شکری به جای اورم .
    چرا خدا باید من رو تشنه خلق میکرد که با سیراب کردنم باید شکری به جای اورم .
    چرا خدا باید من رو محتاج به ازدواج خلق میکرد و با ازدواجم باید شکری رو به جای بیاورم .

    من واقعا برام سوال شد ...
    اگر کسی رو من مهتاجش کنم و سپس به او عطا کنم ... ایا من به او نعمت داده ام ؟؟؟
    مثلا اگر از کسی لباسهایش گرفته شود ...
    این شخص ابرویش برود ...
    و سپس به او لباسهایش را بدهم ...

    ایا من به او نعمت داده ام ؟
    سلام و عرض ادب

    مشکل شما در درک نادرست از معنای شکر خداست. مقاله زیر را بخوانید ان شا الله که پاسختان را خواهید گرفت.

    فلسفه شکر از خداوند

    شکر کلمه ای است که در
    قرآن زیاد به آن برخورد کرده ایم. معنی شکر این است که انسان در مقابل فردی که از او خیری به وی رسیده است اظهار قدردانی کند و مثلا بگوید: من ممنون هستم. آیا معنی شکر خدا همین است که بگوییم الهی شکر؟ نه، اشتباه است. الهی شکر صیغه شکر است نه خود شکر. خود شکر چیز دیگری است. مثل اینکه کلمه استغفرالله صیغه توبه است نه خود توبه. توبه پشیمانی از گناه و تصمیم به عدم تکرار است. اظهار «الهی استغفرت و اتوب الیک» اظهار صیغه توبه است نه خود توبه. پس شکر یک معنی دقیقی دارد و آن عبارت است از قدردانی، اندازه شناسی و حق شناسی. لذا شکر هم درباره بنده نسبت به خدا و هم درباره خدا نسبت به بنده به کار می رود: «والله شکور حلیم؛ و خدا بسیار قدرشناس و بردبار است» (تغابن/ 17). خدا شکور است یعنی از عمل بنده قدردانی می کند، آن را از بین نمی برد. بنده اگر بخواهد قدرشناس و شاکر باشد باید قدر نعمتهای خدا را بداند، یعنی هر نعمتی را بداند برای چه هدف و منظوری است و در همان مورد مصرف کند.
    در تعریف شکر چنین گفته اند: «استعمال الشیء فبما خلق الله لاجله؛ به کار بردن شیء در راهی که بخاطر آن آفریده شده». آیا شکر مثلا چشم که خدا به ما داده این است که بگوییم: خدایا شکر که به من چشم دادی؟ نه. عقل، فکر، عاطفه، احساسات، فرزند، مال، سلامت، و هر نعمتی که داری، اگر این نعمت را از مسیر خودش منحرف نکنی و در مسیر دیگر استفاده نکنی، شاکری. مثلا زبان را خداوند عبث نیافریده است. با این زبان می شود حقایق را قلب کرد، دروغ گفت، به مردم آزار رسانید، دشنام داد، بدیهای مردم را پخش کرد، اشاعه فحشا کرد، جعل کرد، ولی واقعا باید حساب کینم آیا دست خلقت زبان را برای همین به ما داده: تهمت، غیبت، دشنام؟ یا اینکه مقاصد خود را به دیگران بفهمانیم. فهماندن مقاصد خود به دیگران، تعلیم، ارشاد، نصیحت، شکر زبان است. پس باید همیشه نعمتها را در راه خودش مصرف کرد.
    خداوند می فرماید: «و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون؛ به شما چشم و گوش داد، حواس داد باشد که شما سپاسگزاری کنید» (نحل/ 78). «لعلکم تشکرون» این خیلی مهم است: باشد که شما سپاسگزاری کنید. یعنی چه؟ ممکن است بگوئید یعنی خدایا شکرت که به ما چشم و گوش دادی. نه، اتفاقا یکی از لغات قرآن که شناختن آن خیلی لازم است، لغت شکر است. اصلا لغت شکر معنایش تقدیر است، یعنی قدردانی کردن. شکر یعنی قدردانی. به همین دلیل به خدا شکور گفته می شود.
    چرا به خدا شکور می گویند؟ آیا یعنی خدا خودش را شکر می کند؟! این که غلط و معنا ندارد، یا مثلا به بندگانش می گوید من از شما تشکر می کنم؟! خدا را به حکم اینکه تقدیر و قدردانی می کند: «لا یضیع اجر المحسنین؛ مسلما خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى کند» (توبه/ 120)، ارزش شناسی می کند شکور می گویند، یعنی اعمال نیک و بد، عمل صالح و فاجر را در یک میزان نمی گذارد: «ام نجعل الذین امنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار؛ آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند، همانند مفسدان در زمین میکنیم، یا پرهیزکاران را چون فاجران قرار میدهیم؟» (ص/ 28) آیا ما چنین هستیم که هر دو را یک جور حساب کنیم؟، «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؛ آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی هستند؟» (زمر/ 9)، نه، چنین چیزی نیست. از این جهت که خدا فضیلت و کوشش و حرکت بشر را، حسن نیت و خلوص بشر را قدردانی می کند به خدا شکور گفته می شود.
    بنده شکور یعنی چه؟ یعنی بنده ای که خدا نعمتی را به او داده است و او آن نعمت را تقدیر می کند. تقدیر نعمت یعنی چه؟ قدر نعمت را بشناسد یعنی چه؟ این مسئله ای است که از قدیم مطرح بوده و همه اینطور تعریف کرده اند و تعریفش هم خیلی روشن است، یعنی آن نعمت را در مسیری که برای آن آفریده شده است به کار برد. شکر یعنی به کار بردن نعمت حق در مسیری که خدای متعال آن نعمت را برای آن آفریده است. شکر نعمت دست، گفتن الهی شکر نیست، الهی شکر خبر از شکر است نه خود شکر. مثل اینکه «استغفرالله ربی و اتوب الیه» صیغه توبه است نه خود توبه. برخی میان صیغه توبه و خود توبه اشتباه می کنند، توبه یعنی پشیمانی شدید از گناه، تصمیم اکید بر تکرار نکردن گناه و بازگشت به سوی حقیقت. این، یک لفظ بیانگری دارد که می گوییم: «استغفرالله ربی و اتوب الیه» ولی خود این که توبه نیست. من اگر یک تسبیح دستم بگیرم، نه صد بار بلکه هزاربار این جمله را بگویم، در حالی که پشیمان از گناه نیستم و تصمیم به اینکه دیگر گناه نکنم ندارم و اگر باز هم گناه پیش بیاید انجام می دهم، این صد هزار بار گفتن، توبه نیست، این نگفتنش بهتر از گفتنش است، این صیغه توبه است نه خود توبه. الهی شکر صیغه شکر است نه خود شکر. خود شکر یعنی حرکت کردن، عمل کردن، به کار انداختن نعمت در مسیری که خدا این نعمت را برای آن مسیر آفریده است.
    دست را خدا برای چه آفریده است؟ پا را برای چه آفریده؟ مغز را برای چه آفریده؟ گوش را برای چه آفریده؟ عقل را برای چه آفریده؟ به کار انداختن همه اینها در مسیر خود شکر است. پس شکر سمع و بصر چیست؟ «قل انظروا ما ذا فی السموات و الارض و ما تغنی لآیات و النذر عن قوم لایومنون؛ بگو: بنگرید که در آسمان ها و زمین چه آیت هاست، ولى این آیت ها و هشدارها قومى را که ایمان نمى آورند سود نمى بخشد» (یونس/ 101). شکر چشم، مطالعه عالم است! شکر گوش، حقایق را شنیدن، شکر دل، فکر کردن، اندیشه کردن، تجزیه و تحلیل کردن، تجرید کردن، تعمیم دادن و استدلال کردن است. پس معنی آیه چه شد؟ «و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئدة لعلکم تشکرون؛ و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالى که چیزى نمى دانستید، و براى شما گوش و دیدگان و دل ها قرار داد تا شکر گزارید» (نحل/ 78).
    بشر! مسیر خودت را بدان، خدا تو را در این مسیر حرکت داده است، یعنی اینها نظام الهی است، سنت و مشیت الهی است، مظاهر اراده اوست که تو آمدی، وقتی که آمدی هیچ چیز نمی دانستی، به تو چشم داد، به تو گوش داد، به تو دل داد، برای اینکه شکر کنی، برای اینکه اینها را به کار اندازی، یعنی برای اینکه بشناسی، برای اینکه چشم و گوش و دل را برای شناخت به کار بیندازی. این چشم و گوش تو، لامسه و ذائقه تو، ابزار شناخت است. هر حس ظاهر و باطنی که داری ابزار شناخت است. آن فکر و لب و قلب تو، عقل و اندیشه و حجر تو، سر و خفی و اخفای تو، همه اینها ابزار شناخت است. خدا اینها را آفریده برای اینکه جهان را بشناسی، بنابراین از آنجا که نعمت ابزار شناخت برترین نعمتى است که به انسان داده شده است، چرا که نه تنها با چشم و گوش، آثار خدا را در پهنه هستى مى نگرد و سخنان رهبران الهى را مى شنود و با دل درک و تجزیه و تحلیل مى کند، بلکه در زندگى مادى او نیز هر گونه پیشرفت و ترقى و تکامل مرهون این سه وسیله است، به همین جهت بلافاصله بعد از آن با جمله «لعلکم تشکرون» اهمیت این سه موضوع را یادآور مى شود، یعنى این وسائل را به شما داد تا عالم و آگاه شوید و سپس شکر این همه آگاهى و علم و دانش که بزرگترین امتیاز شما از حیوانات است بجاى آورید، و بدون شک هیچ انسانى قادر بر اداى شکر این سه نعمت بزرگ نیست جز اینکه عذر تقصیر به درگاه خدا آورد!.
    منـابـع

    مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن - صفحه 14-15

    مرتضی مطهری- مسأله شناخت- صفحه 48-45

    ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 11- صفحه 338

    همان گونه كه [عذاب را] بر تقسيم‏ كنندگان نازل كرديم
    همانان كه قرآن را جزء جزء كردند
    [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]
    پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد
    از آنچه انجام مى‏ دادند (آیه ۹۰ تا ۹۳ حجر)

    امام علی علیه السلام:
    مؤمن دنیا را سپر دینش قرار می‌دهد و فاجر دینش را سپر دنیایش. غررالحکم، ح 1546

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    چرا خداوند ما را محتاج آفرید؟








    کارشناس بحث: استاد کریم

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    من واقعا برام سوال شد ...
    اگر کسی رو من مهتاجش کنم و سپس به او عطا کنم ... ایا من به او نعمت داده ام ؟؟؟
    مثلا اگر از کسی لباسهایش گرفته شود ...
    این شخص ابرویش برود ...
    و سپس به او لباسهایش را بدهم ...

    ایا من به او نعمت داده ام ؟
    سلام علیکم:
    فقر انسان:
    خدا انسان را فقیر ومحتاج نیافریده است. بلکه هر موجودی ذاتا نیازمند وفقیر به خداوند است. چون انسان وسایر موجودات بغیر از خداوند متعال از نیستی آفریده شده اند. وزمانی نبوده اند وبعد خداوند آنها را بوجود آورده است. لذا اصل وجود خود را محتاج به خداوند هستند.
    موجودی که در اصل وجودش نیازمند است. چطور می شود. او را غنی وبدون نیاز آفرید؟ وقتی انسان چیزی از خود ندارد وهمه چیز خود را از خداوند دریافت کرده است. نمی تواند غنی از او باشد. واین امر غیر ممکنی است. چون اگر قرار باشد. بی نیاز وغنی قرا رداده شود. خدا باید این کار را انجام دهد. وخود این عین احتیاج به اوست.
    علت احتیاج انسان به خداوند:
    خداوند متعال واجب الوجود است. یعنی در هیچ چیز از اصل وجود گرفته تا کارها وفعالیتهای خود احتیاج به کسی وچیزی ندارد. چون قائم به خود است. وبالذات همه اینها را از خود دارد. اما انسان ممکن الوجود است. یعنی اول نبوده وبعد خداوند به او وجود بخشیده است. واین احتیاج با تولد یافتن از بین نمی رود. بلکه در هستی وذات او باقی است. انسان در تک تک افعال خود نیاز به ابزار ووسایل خاص آنرا دارد. ولی خداوند وقتی می فرماید: کن فیکون، ارداه خداوند کافی است در تحقق چیزی، ولی انسان چنین نیست. چون ذات انسان فقر است. وباید غنی باشد تا این فقر را پوشش دهد. وآن غنی بالذات خداوند متعال است.
    واگر قرار بود خداوند انسان را غنی خلق کند. خود همین نوع خلقت فقر بود. چون از خودش ندارد از دیگری گرفته است. وتا او وجود دارد اینهم هست. لذا اگر لحظه ای عنایت خداوند از انسان برداشته شود از بین خواهد رفت.
    بنابراین اگر خدا ما را غنی هم می آفرید باید شکرش می کردیم. چون خدا باز ما را غنی قرار داده بود.



    چرا خداوند ما را محتاج آفرید؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    اتصال به کرّ:
    خداوند متعال می فرماید: بیدک الخیر، یعنی تمام خیر در دست توست.
    تمام خیرات مال خدا وبدست اوست. وچون بخشنده ومهربان است. وبخلی ندارد. در مقابل هر خیری ده برابر اعطاء می کند.
    من جاء الحسنة فله عشر أمثالها، وانسانی که سر تا پا فقر ونداری است محتاج این خیری است که در دست اوست. وخداوند به بهانه ای بند است تا ثواب اعطاء کند. چون در مقابل یک کار ساده دهها برابر ثواب عنایت می کند. حتی به نیت خوب هم ثواب می دهد. وهر کس نیت انجام کار خوبی داشته باشد. ولی نتواند به هر دلیلی، خداوند ثوابش را می دهد.
    انسان محتاج به خداست. انسان به مثابه آب قلیل است که با برخورد با یک قطره نجاست کلا نجس می شود. ولی همین آب قلبل اگر به کر متصل شود. نجاستش از بین می رود. وهمه اجزائش پاک می شود.
    حالا انسانی که شهوت دارد، غضب دارد، هوای نفس دارد. اگر به خودش واگذار شود. با هر کدام از این خطاها وگناهان پاکی خود را از دست داده وآلوده می گردد. اما اتصال وارتباط با خداوند موجب می شود. که طهارت پیدا کند. باهر وضویی که می گیرد. کل گناهانش پاک شود. اگر با آداب خودش باشد.
    پس باید به خدا متصل شویم. از کانال بندگان صالحش که اهل بیت(ع) باشند. بتوانیم طهارت کسب کنیم. وخود را از آلودگی نجات دهیم.

    چرا خداوند ما را محتاج آفرید؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    638
    حضور
    30 روز 15 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    709



    راست میگه این چه وضعشه، یا منو مثل خودش بکنه یا لااقل شکنجه ام نده ، این چه وضعشه آخه ؟


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    232
    حضور
    17 روز 4 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    785



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    من همون روزها دایما داشتم به این فکر میکردم ... چرا خدا من رو محتاج به نفس کشیدن کرد که با نفس کشیدنم باید شکری به جای بیاورم .
    چرا خدا باید من رو برهنه خلق میکرد که با پوشاندنم باید شکری به جا بیاورم .
    چرا خدا باید من رو گرسنه خلق میکرد و با سیر کردنم باید شکری به جای اورم .
    چرا خدا باید من رو تشنه خلق میکرد که با سیراب کردنم باید شکری به جای اورم .
    چرا خدا باید من رو محتاج به ازدواج خلق میکرد و با ازدواجم باید شکری رو به جای بیاورم .
    به نام خدا
    سلام
    شکر کردن از خدا متفاوت از شکر کردن از انسانهای مثل خودمون هست.
    چون انسانها به هم نیاز دارن ولی خدا به ما هیچ نیازی نداره،
    پس اگر هم از خدا شکر گذاری نکنیم ضرری به خدا نمی رسه
    شاید باید کمی نگاهمون رو به خداتغییر بدیم و خدا رو بهتر بشناسیم
    اینکه میگیم شکرگذاری از خدا ، یعنی استفاده ی از نعمتهایی که به ماداده در راهی که برامون ضرری نداره
    همین که به سلامت خود توجه کنیم
    همین که از خودمون مراقبت کنیم
    با نیت رضای خدا
    این یعنی شکر

    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است


    السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    راست میگه این چه وضعشه، یا منو مثل خودش بکنه یا لااقل شکنجه ام نده ، این چه وضعشه آخه ؟
    منو مثل خودش هم بکنه باز او کرده است. ولی او همه چیز را از خودش دارد.
    زاحمد تا احد یک میم فرق است همه عالم در آن یک میم غرق است.
    مساله درآن یک میم است. که میم امکان است. امکان یعنی احتیاج، نیازمندی، فقر، لذا این ممکن هر چه دارد از او دارد. پس نیازمند اوست. لذا این انسان باید این طناب اتصال را نگه دارد. تا پاره نشود. واگر در اثر گناه ونافرمانی وعدم توبه پاره شود. تهش آنقدر عمیق است. که نمی شود از این چاه ظلمت نجات پیدا کرد.
    بندگی وشکر گذاری در مقابل نعمت های خداست. وهر قدر لطف خدا بیشتر، شکر گذاری بیشتر وبندگی شدید تر.
    خداوند برای بنده اش غیر خوبی نمی دهد. این بنده است که با معصیت وپاره کردن طنابهای بندگی وغرق شدن در معاصی موجب شکنجه ونابودی او می شود. والا کسانی که با خدا بوده اند. بعد ازدیدن بالاترین وشدید ترین مشکلات فرموده اند:
    ما رایت إلّا جمیلا، من غیر زیبایی ندیدم. مگر حادثه ومصیبتی بالاتر از کربلا بود که زینب از مصیبت برادران ویاران برادرش به زیبایی یاد می کند. چون آنها در راه خدا وبرای احیاء ارزشهای دینی جان خود را فدا کرده اند.
    چرا خداوند ما را محتاج آفرید؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    745
    حضور
    20 روز 6 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1777



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    اگر کسی رو من مهتاجش کنم و سپس به او عطا کنم ... ایا من به او نعمت داده ام ؟؟؟
    مثلا اگر از کسی لباسهایش گرفته شود ...
    این شخص ابرویش برود ...
    و سپس به او لباسهایش را بدهم ...

    ایا من به او نعمت داده ام ؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام سرکار مارینر،
    شاید شما هم تا کنون در اطرافتان دیده باشید و شاید خودتان هم تجربه کرده باشید، گاهی که انسان گرسنه است و غذای خوشمزه‌ای مقابلش می‌گذارند و او می‌خورد و سیر می‌شود در حالی که هنوز دوست دارد از آن غذای خوشمزه بخورد، چه بسا می‌گوید ای کاش هنوز گرسنه بودم یا جا داشتم که از این غذا بخورم، حیف که چقدر زود سیر شدم ...!
    یا جلوی یک نفر یک سفره از غذاهای خوشمزه و متنوع بچینید که تمام غذاهای آن سفره را دوست داشته باشد و خیلی هم دوست داشته باشد، آن شخص چه بسا با خوردن چند لقمه از تعدادی از آن غذاها سیر شود و نتواند از باقی غذاها بخورد و آن وقت حسرت بخورد از اینکه سیر شده است و دیگر گرسنه نیست تا بتواند از باقی آن غذاها نیز بخورد ...
    این سؤال خودتان را از آن اشخاص بپرسید می‌بینید که برایشان بدیهی است که داشتن نیاز (گرسنه بودن) برای خودش یک نعمت است ... گرسنه بودن وقتی غذایی برای برطرف کردن آن باشد خودش یک نعمت است ... برای وصف بهشت چه گفته‌اند، اینکه می‌خورید و از هر چه به آن اشتها دارید نیز می‌خورید ولی سنگین نمی‌شوید و دل‌درد نمی‌گیرید و خوابتان هم نمی‌گیرد ... داشتن اشتها را با این توصیف همگان می‌دانند که خودش یک نعمت است اگر این اشتها بدون پاسخ نماند ... اشتها اگر باشد ولی پاسخ مناسبی برایش نباشد این می‌شود مایه‌ی رنجش و بلا ... از تمام بزرگوارانی که در همین سایت مجرد مانده‌اند و در رنجش هستند سؤال بپرسید می‌گویند میل جنسی آزارشان می‌دهد، ولی از همانها بعد از ازدواج سؤال بپرسید می‌گویند همین میل و اشتها خودش مایه‌ی لذات بزرگی است ...!

    بنابراین اگر خداوند نیازی به انسان بدهد و بعد نیازش را برطرف کند همین خودش یک نعمت است
    نیاز داشتن و برطرف شدن آن نیاز سطحی از رضایت (satisfaction) را به همراه دارد و این رضایت به صورت تجربه‌ای از لذت بردن خواهد بود ... کسی که نیازی نداشته باشد از داشتن امکانات مرتبط با آن نیاز لذتی نمی‌برد یا لااقل لذت زیادی نمی‌برد ... شما هر روز اگر از غذایی که خیلی دوست دارید هم بخورید دیگر از خوردن آن خیلی لذت نخواهید برد ... هر چه نیاز شخص شدیدتر باشد برطرف شدن آن نیاز هم لذتی بیشتر دارد ... آنها که از عبادت خدا لذت می‌برند ابتدا یک احساس فقر و نیاز شدید نسبت به رابطه داشتن با خدا را در خود یافته‌اند، نشان به آن نشان که مدام هم در دعاهایشان می‌گویند این مقام عبد فقیر مسکین مستکین است که هیچ توانایی بر خیر و شرّ خود و همچنین حیات و ممات خود ندارد و نیازمند هر نعمتی است که تو برایش مقرر فرمایی ... این سؤالتان را از کسانی که لذت چشیدن این فقر را درک کرده‌اند بازگو نمایید تا جواب آن‌ها را بشنوید ... برای ممکن‌الوجود داشتن نیاز عیب نیست و نقص هم نیست، انکار این نیاز است که عیب و نقص است، به همین خاطر هم تکبر در مقابل خداوند گناه است، انسان موجودی است نیازمند و تظاهر کردن به بی‌نیازی از خداوند نقص است و مانع از بهره‌مندی انسان از رشد و سعادتش می‌شود ... جهنم بزرگترین مصداق داشتن نیاز و برطرف نشدن آن نیاز است و بهشت نیز بزرگترین مصداق داشتن نیاز و برطرف شدن آن نیاز است ... اولی بزرگترین جلوه‌ی رنج و سختی است و دومی بزرگترین جلوه‌ی آرامش و لذت بردن است ...

    یا علی علیه‌السلام

    «سین» نماینده‌ی مورد تأیید هیچ جریان اعتقادی یا فکری نیست و مشارکتش در بحث‌ها صرفاً جنبه‌ی هم‌فکری دارد

    اللهم أرزقنی معرفتک و حبک و عبادتک خالصاً ... و معرفة خلفائک و حبّهم و طاعتهم ... و معرفة أعدائک و عداوتهم و مخالفتهم
    ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي ... دعا کنید خدا هدایتم کند و عاقبت‌بخیر بشوم ... همه حلال کنید

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود