صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه با خدای ناشناخته

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747

    رابطه با خدای ناشناخته




    سلام

    چگونه میتوان با خدایی که انسان وار نیست و اورا نمیشناسیم رابطه داشت؟
    همه ما اکثرا وقتی دعا میکنیم خدا را مثل یک شخص در نظر میگیریم و در این حالت فقط میتوانیم با او صحبت کنیم
    اما وقتی که مانند یک شخص پاسخ ما را نمیدهد و به کارمان رسیدگی نمیکند و از طرفی وقتی که پی میبریم او شخص نیست و اصلا انسان وار نیست این رابطه با ابهام و سردی روبرو میشود

    دین اسلام چه پاسخی به این سوال دارد؟

    باتشکر

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288




    با نام و یاد دوست







    رابطه با خدای ناشناخته








    کارشناس بحث: استاد عامل

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,236
    حضور
    30 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4479



    سلام علیکم و رحمه الله

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    چگونه میتوان با خدایی که انسان وار نیست و اورا نمیشناسیم رابطه داشت؟
    همه ما اکثرا وقتی دعا میکنیم خدا را مثل یک شخص در نظر میگیریم و در این حالت فقط میتوانیم با او صحبت کنیم
    اما وقتی که مانند یک شخص پاسخ ما را نمیدهد و به کارمان رسیدگی نمیکند و از طرفی وقتی که پی میبریم او شخص نیست و اصلا انسان وار نیست این رابطه با ابهام و سردی روبرو میشود
    دین اسلام چه پاسخی به این سوال دارد؟

    این سوال رو در چند قسمت میتوان دسته بندی کرد:
    1.خداوند متعال شبیه انسان نیست. این عبارت با آیاتی مانند: لیس کمثله شیء تاکید و تایید میشود.
    2.ما خداوند را نمیشناسیم! البته این قسمت بطور مطلق نیست...همانطور که مستحضرید امیر المومنین(ع) میفرماید: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ‏ مَعْرِفَتِهِ‏ فَهُوَ الَّذِي تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُود... (نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص88) بنابراین بیان انسان بدلیل محدودیت، احاطه علمی به خداوند ندارد اما این مانع از شناخت او بطور محدود و در حد انسان نمیشود. حضرت در جای دیگر میفرماید: «مع کلّ شیء لا بمقارنة و غیر کلّ شیء لا بمزایلة؛خداوند با همة موجودات عالم معیت(همراهی) دارد اما مقارنتی و امتزاجی(آمیختگی) در کار نیست و با همه غیریت دارد، لکن گسیختگی در بین نیست». (نهج البلاغه، خطبه 1(
    3.هنگام دعا و مناجات، اکثرا خدا را به عنوان یک شخص در نظر میگیریم و فقط در این حالت میتوانیم با او ارتباط بگیریم.
    4.هنگامی که جواب ما را مانند یک شخص نمیدهد، رابطه رو به سردی میرود.

    در مورد مقدمه اول، رابطه انسان با خدا تباین مطلق نیست، چرا که معلول مرتبه ضعیفی از علت است و باید سنخیتی بین آنها باشد. و هرچقدر انسان خود را به اوصاف حمیده الهی نزدیک کند و خود را شبیه تر به او کند، قرب بیشتر خواهد داشت.

    اما مقدمه دوم، با استفاده از صفات خبری که در قرآن و روایات مطرح شده ما شناختی هرچند حداقلی و در حد مفهوم، از خدا داریم؛ مانند سمیع و بصیر بودن خداوند. بنابراین میدانیم خدا حرف ما را میشنود و ما را میبیند، هر چند این دیدن و شنیدن بوسیله ابزار بینایی و شنوایی نیست.

    در مورد مقدمه سوم، اگر منظور شما از شخص، انسان یا موجودی مانند انسان است، گمان نمیکنم غالب انسانها هنگام دعا خدا را اینچنین در نظر بگیرند! و اگر منظور شما از شخص، موجود متشخص است، از آنجایی که مطلعید تشخص مساوق با وجود است و هر چه موجود باشد باید تشخص هم داشته باشد. چنین فرضی برای خدا مشکل آفرین نیست.

    اما قسمت آخر، هنگام دعا و عرض نیاز به در بی نیاز، مهمترین مساله برای حاجتمند، برآورده شدن حاجت اوست، و در بسیاری از موارد این خواسته برآورده میشود، و در برخی موارد هم که پاسخی نمیگیرد، طبق روایت امام صادق(ع) به مصلحت اوست و خداوند پاداش او را برآورده شدن حاجتش بطور کامل در آخرت قرار میدهد. بنابراین برای انسان مهم اینست که حاجتش برآورده شود(از هر طریقی) نه اینکه مانند یک شخص از خداوند پاسخ دریافت کند.
    روح انسان بدلیل وابستگی و نیازمندی به جسم و ماده، قابلیت و ظرفیت ارتباط مستقیم (به آن معنائی که شما در نظر دارید) ندارد. و این نقص از ناحیۀ قابل است نه فاعل.

    اگر روح انسانی از حالت اسارت تن خارج شود و از قید و بندهای نفسانی و حجاب های ظلمانی و نورانی رهائی یابد به مقام شهود می رسد و این ارتباط در سطحی بالاتر حاصل می شود، به طوری که با قلب و دلش حضور خدا و آثار و نتایج این ارتباط را احساس می کند، چنانکه تمام فعل و انفعالات درونی و نفسانی خویش را احساس می کند.

    دوست نزدیک تر از من به من است
    وین عجب که من از وی دورترم
    چه کنم با که توان گفت که او
    در کنار من و من مهجورترم

    رابطه با خدای ناشناخته

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,236
    حضور
    30 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4479



    ذکر چند نکته در بحث ارتباط انسان با خدا خالی از لطف نیست:

    رابطه انسان با خدا در دو بعد وجودی و معرفتی میسر است. البته از نظر ملاصدرا خداوند ارتباطی بی واسطه با انسانها دارد(بر اساس نظریه تجلی و وحدت شخصی)، این رابطه مستقیم به دلیل تعلقی بودن وجود ممکن، از طرف انسانها نیز نسبت به خدا وجود دارد. در بعد معرفتی نیز خداوند مستقیما به انسان علم دارد، از طرف انسان هم این رابطه مستقیم است. از نظر ملاصدرا ضعف وجودی(انسان) مانع از ارتباط قوی است(صدرا، فصل هفتم از منهج اول اسفار)
    باد ما و بود ما از داد توست هستی ما جمله از ایجاد توست

    خدا در مجموعه عالم هستی و بلکه تمام این مجموعه است و هیچ چیز در عالم هستی خارج از وجود خداوند نیست و این معنای بی نهایت بودن خدا است(از همین رو در سوره حدید میفرماید: او همه جا را در بر گرفته از اول و آخر و ظاهر و باطن) و دقت و شناخت رابط وجودی روح و بدن درک معیت ارتباط خداوند با عالم را آسان می کند. زیرا معیت خداوند با مخلوقات مانند احاطه نفس انسان بر بدن است. نفس خود را ملاحظه کنید که احاطه بر تمام بدن دارد. ولی جای خاص نیز در بدن ندارد و هر جزئی از بدن را که تصور کنید نفس در آن جا حاکم است.

    رابطه انسان با خدا گاهی به شکل قوی است، مانند رابطه پیامبران با خدا که از طریق وحی صورت میگیرد و گاهی ضعیف تر است مانند رابطه عرفا و اولیاء و گاهی از اینهم ضعیف تر است مانند انسانهای عادی در حال دعا و توجه به حضرت حق جل و علی.

    در توحيد صدوق از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه از حضرتش پرسيدند:
    «آن حالت مدهوش شدن كه به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به هنگام وحي دست مي‌داد، چه بود؟ فرمود: اين در هنگامي بود كه در ميان او و خداوند هيچ كس واسطه نبود و خداوند مستقيماً بر او تجلي مي‌كرد». ) درس‌هايي از علوم قرآن، ج 1، ص 251 ـ 258( همچنین از حضرت امیر (ع) پرسیدند: آیا خدا را مشاهده می کنی، حضرت فرمود: خدائی را که نبینم عبادت نمی کنم. البته این مشاهده و رؤیت با چشم دل صورت می گیرد نه با چشم سر.
    رابطه با خدای ناشناخته

  9. صلوات ها 18


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3698



    با سلام

    آیا لفظ "خدا" (و معادلهای آن در دیگر زبانهای جهان)، در عالم واقع، به وسیعترین معنای این اصطلاح، مصداق دارد یا نه؟ اگر پاسخ منفیست، یعنی خدا اسمیست بی مسمّا و، در عالم و واقع، موجودی وجود ندارد كه بتوان این نام را به او داد، چرا اكثر قریب به اتفّاق انسانها، در طول تاریخ، معتقد به وجود او بوده‌اند؟ یعنی چه علّتِ/عللِ غیر معرفتی موجب پیدایش تصّور خدا در اذهان و نفوس انسانها و موجب زایش تصدیق به وجود او شده‌است/اند؟ و اگر پاسخ مثبتست (و به قطع و یقین می‌دانیم كه پاسخ مولانا مثبتست) ؛

    آیا خدا شناختنی است یا نه؟ اگر پاسخ منفیست، یعنی هستی خدا محرزست امّا به چیستی او، به هیچ روی، نمی‌توان پی برد، نتیجه می‌شود كه هر كس كه از خدا تصّور و تصویری دارد، به هیچ شیوه، نمیتواند بداند كه آیا آن تصّور و تصویرش با واقعیت مطابقت دارد یا نه؛ و در اینجاست كه این سوال پیش می‌آید ، آیا برای ترجیح یك تصّور و تصویر بر تصّور و تصویر دیگر وجهی وجود داردیا نه؟ و اگر وجود دارد، آن وجه ترجیح و رجحان كدامست؟ و اگر پاسخ مثبتست ؛

    آیا خدا، تاكنون، شناخته شده است یا نه؟ اگر پاسخ منفیست، یعنی خدا شأنیت شناخته شدن دارد امّا هنوز، بالفعل و عملاً، شناخته نشده است، باز، نتیجه می‌شود كه هر كس كه، تاكنون، از خدا تصّور و تصویری داشته است، به هیچ شیوه، نتوانسته است بداند كه آیا آن تصّور و تصویرش با واقعیت مطابقت دارد یا نه؛ و، باز، در اینجا همان سوال وجود/عدم و ماهیت وجه ترجیح یك تصّور و تصویر بر تصّور و تصویر دیگر طرح می‌شود. و اگر پاسخ مثبتست ؛

    چه كس/كسانی خدا را شناخته است/اند؟ انبیاء/رُسُل یا متكلمان یا فلاسفه یا عارفان یا گروهی غیر از همه‌ی اینان یا همه انسانها یا تركیبهای دوتایی یا سه‌تایی یا چهارتایی از پنج گروه اوّل یا همه‌ی پنج گروه اول؟ و در هر صورت ؛

    اختلافِ نظراتِ شناسندگانِ خدا چگونه تبیین می‌پذیرد؟ آيا الف)- همه‌ی شناسندگان بر صواب نیستند و حّداكثر یكی از آنان بر صوابست و دیگران بر خطایند، یعنی از میان مدعیان خداشناسی، در بهترین حالت، فقط یكی واقعاً خداشناسست و دیگران، در واقع، خدا را نمی‌شناسند، خواه از خداناشناسی خود باخبر باشند و خواه نباشند؟ یا ب) - خدا دارای وجوه و جنبه‌های گونه‌گون است و هر شناسنده‌ی وجه و جنبه‌ای از او را شناخته است غیر از وجه و جنبه‌ای كه شناسنده‌ی دیگر شناخته است؟ یا ج)‌ - هر شناسنده‌ای نظرگاه خاصّ خود را دارد و اختلاف نظرها معلول اختلاف نظرگاه‌هاست؟ یا د) - به محض اینكه شناخت شناسندگان در قالب لفظ و مفهوم در میاید وحدت خود را از دست می‌دهد و به صورتهای متكثّر در میاید؟ یعنی خود شناخت وحدت دارد و كثرت مخصوص مقام تعبیر و تفسیر و بیان است؟

    آیا خدا موجودی متشخص است یا نه؟
    یعنی آیا خدا، خود، یكی از موجودات جهان هستی است، به صورتی كه غیر دارد، بدین معنا كه موجوداتی هستند كه خدا نیستند و خدا نیز هیچیك از آن موجودات نیست؟ یا اینكه خدا یكی از موجودات جهان هستی نیست، بلكه همه‌ی آنها است، به صورتی كه غیر ندارد، بدین معنا كه هیچ موجودی نیست كه، در عین اینكه موجود خاصی است، خدا نباشد. به عبارت دیگر، آیا باید به هر موجودی، غیر از خدا اشاره كرد و گفت: "این فلان موجود است و خدا نیست" و به خدا اشاره كرد و گفت: "این خداست و هیچ موجود دیگری نیست"؟ یا باید به هر موجودی اشاره كرد و گفت: "این، در عین حال كه فلان موجود است، خدا هم هست" و نباید سراغ موجودی را گرفت كه فقط خدا باشد و هیچ موجود دیگری نباشد؟

    اگر خدا موجودی متشخص است، یعنی فقط یكی از موجودات جهان هستی است (هر چند با سایر موجودات تفاوتهای بینهایت عظیم و عمیق دارد)،
    انسان‌واراست یا نه؟
    یعنی آیا خدا وضع یا خاصه‌هایی را كه، در میان موجودات عالم طبیعت، فقط انسانها واجدند واجد هست یا نه؟ مثلاً، آیا خدا فاعل (اخلاقی) است، از عقل یا عقلانیت برخوردارست، زبان به معنای( Language) دارد و سخن می‌گوید یا مهارتهای معرفتی‌ای را كه زبان پشتوانه‌‌ی آنها است، مانند حیث التفاتی و خود آگاهی، داراست، می‌تواند با انسانها ارتباطات و مناسبات درخور داشته باشد (یا، به تعبیر مارتین بوبر، فیلسوف و الهی‌دان یهودی آلمانی (1965-1878) با انسانها رابطه‌ی من-تویی برقرار كند و با آنان وارد گفت و شنود شود) و رفتار انسانها را بر حسب باورها، میلها، و نیات آنان تبیین كند؟ یا اینكه هیچ یك از این قبیل وضع یا خاصه‌ها را ندارد و در هیچیك از این ویژگیهای انسانی سهیم و شریك نیست؟

    خدا، اگر موجودی متشخص نیست، پس چیست؟
    و چه الزامی به اعتقاد به وجود او هست؟ اگر جهان هستی را فقط او پر كرده است كثرتها، تفاوتها، اختلافات، و تضادها از كجا نشأت گرفته‌اند؟ و هر یك از موجودات محسوس و مشهود، كه فهم عرفی و عقل سلیم به وجود آنها التزام دارد، با سایر موجودات محسوس و مشهود و با خدا چه ربط و نسبتی دارد؟

    اگر خدا موجودی متشخص اما نا انسان وار است، انسان چگونه می‌تواند با او ارتباط و داد و ستد و تعامل داشته باشد؟ و ربط و نسبت همه‌ی موجودات غیر او با او چگونه است؟

    و اگر خدا موجودی متشخص و انسان‌وار است وجوه تشابه‌اش با انسان‌تا چه حد گستره و ژرفا دارند؟ و وجوه اختلاف‌اش با انسان كدامند؟ و اگر، غیر از خدا، موجود متشخص و انسان‌وار دیگری هم وجود دارد وجوه تشابه و اختلاف او با انسان و با خدا كدامند؟

    آیا خدای نامتشخص و خدای متشخص ناانسان‌وار و خدای متشخص انسان‌وار سه تصور آشتی‌ناپذیر و ناسازگار با یكدیگرند كه چاره‌ای جز قبول یكی از آنها و ردّ دو تصور دیگر نیست یا اینكه دو تصور از این تصورات یا هر سه تصور قابل جمع‌اند و می‌توان، در عین حال به دو تا از آنها یا هر سه‌ی آنها التزام و اعتقاد داشت؟ اگر شقّ دوم صحیح است جمع تصورات مختلف ( در مورد انواع خدا ) چگونه، عقلاً امكان‌پذیر است؟

    اگر خدا موجودی متشخص و انسان‌وار است (اعم از اینكه ناانسان‌وار هم باشد یا نباشد و اعم از اینكه نا متشخص هم باشد یا نباشد) جای طرح این پرسشها هست ؛

    درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان در دنیا چیست؟ مولی – عبد (= خدایگان- بنده = خواجه- برده) یا عاشق و معشوق- معشوق و عاشق یا همكار- همكار یا ... ؟

    آیا درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و سایر موجودات (غیر از انسان) ‌هم هست یا نه؟ اگر پاسخ مثبت است ؛

    وجه/وجوه تشابه و اشتراك انسان با سایر موجودات كدام است/اند كه مقتضی ارتباط یكسان آنها با خداست/یند؟ و اگر پاسخ منفیست:

    وجه/وجوه تخالف و اختلاف انسان با سایر موجودات كدام است/اند كه مقتضی ارتباط نایكسان آنها با خدا است/یند؟

    اگر انسان حیات پیشادنیایی‌ای هم داشته است، آیا درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان در دنیا درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان در قبل از دنیا هم هست یا نه؟ چرا؟

    اگر انسان حیات پسادنیایی‌ای هم داشته باشد، آیا درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان در دنیا درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان در بعد از دنیا هم هست یا نه؟ چرا؟

    لوازم درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباط خدا و انسان در دنیا برای ساحتهای الف) باورها، ب) احساسات و عواطف، ج) خواسته‌ها، و د) افعال (اعم از درونی و بیرونی) كدامند؟ یعنی، به اقتضای آن انگاره و انگاشت به چه گزاره‌هایی باید باور داشت/نداشت، چه احساسات و عواطفی (نسبت به خدا، خود، انسانهای دیگر، و سایر موجودات) باید داشت/نداشت، چه اموری را باید خواست/نخواست و چه كارهایی را باید كرد/نكرد؟

    انسان بر اثر الزام نظری و عملی به همه‌ی لوازم درست‌ترین انگاره و انگاشت از ارتباطش با خدا چه سودی می‌برد؟ و بر اثر عدم این التزام چه زیانی می‌بیند؟
    آیا سعی در جهت التزام مذكور عملی مقرون به صرفه است؟ به عبارت دیگر، آیا دستاوردهای این التزام بیشتر از هزینه‌های آن هستند یا نه؟ چرا؟

    آیا همه‌ی دردهایی كه انسان می‌كشد و همه‌ی رنجهایی كه می‌برد ناشی از عدم التزام مذكوراند؟ یا دردها و رنجهایی وجود دارند كه، فارغ از التزام و عدم التزام مذكور، به هر تقدیر، عائد می‌شوند، یعنی دردها و رنجهای گریز ناپذیر زندگی از وجوه تراژیك حیات‌اند؟

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    619
    حضور
    12 روز 13 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1766



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    چگونه میتوان با خدایی که انسان وار نیست و اورا نمیشناسیم رابطه داشت؟
    خدا به این خوبی خودش رو تو قرآن معرفی کرده چطور نمیشناسیمش؟
    مادامیکه هزینه وارد کننده (‌قیمت دلار ) ثابت میماند و هزینه تولید کننده افزایش می یابد ( تورم جامعه ) تولید کننده ورشکست خواهد شد و بیکاری رشد میکند (‌این یعنی یارانه دادن به تولید کننده خارجی ) . تجربه نشان میدهد هر راهی غیر از این (‌ افزایش قیمت ارز همگام با تورم ) بیراهه است و نتیجه نخواهد داد و روز به روز تولید کنندگان ضعیف تر میشوند . بر اساس این منطق و با نگاهی به رویکرد دولت فعلی نتیجه گیری میشود مادامیکه این دولت سر کار باشد شرائط اشتغال جامعه بدتر خواهد شد .
    افتخار به افزایش فروش نفت !

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    اما وقتی که مانند یک شخص پاسخ ما را نمیدهد
    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    هنگام دعا و عرض نیاز به در بی نیاز، مهمترین مساله برای حاجتمند، برآورده شدن حاجت اوست، و در بسیاری از موارد این خواسته برآورده میشود، و در برخی موارد هم که پاسخی نمیگیرد، طبق روایت امام صادق(ع) به مصلحت اوست و خداوند پاداش او را برآورده شدن حاجتش بطور کامل در آخرت قرار میدهد.
    سلام عرض می کنم

    جایی مطلبی خوندم که ذهنم رو درگیر کرده از کارشناس محترم تقاضا دارم اگر امکان داشته باشه توضیح بدهند:
    برای حاجت روائی و قبول شدن دعا می بایستی بتوانیم رازها و قوانین پشت پرده ی جهان را کشف کنیم. خداوند هیچ وقت برای بنده هایش شانسی و الکی برنامه نمی دهد تاس نمی اندازد، این جهان را برنامه نویسی کرده است و اگر بدانیم در این نرم افزار چه کدهایی باعث می شود که دعا قبول شده و حاجت روا می شویم می توانید هر بار از این قوانین ثابت در جهان استفاده کنید و حاجت روا شوید. قوانینِ جهان، ثابت هستند همیشه 2 ضربدر 2 باید بشود 4.

    ذهن نود درصد مردم جهان برنامه ریزی شده برای فقر و ناکامی. و وقتی ذهن برای فقر و عدم رسیدن به حاجت هایمان برنامه ریزی شود ما در مداری قرار می گیریم که ایده ها، شرایط و امکانات، اتفاقات و افرادی را که می توانند ما را به موفقیت های بیشتری برسانند را نمی توانیم ببینیم. یعنی از لحاظ فرکانسی به آنها دسترسی نداریم. در واقع این باورهای ماست که مدارِ ما را در بی نهایت مداری که در جهان وجود دارد را مشخص می کند و با توجه به باورهایمان ما در مداری قرار می گیریم که باورهای ما را تأیید می کنند. یعنی جهان همواره در حال تأیید باورهایمان است و باورهای بنیادینِ ما را تأیید می کند. اگر باورمان این باشد که حاجت روائی سخت است، ما در مداری قرار می گیریم که در آن شرایط، اتفاقات، افراد، خبرها و رویدادها و چیزهائی است که اثبات میکند حاجت روائی سخت است. اما افرادی که باور دارند که نه این طور نیست و خیلی خیلی هم راحت است و خیلی راحت می شود حاجت روا شد، اصلا همیشه فرصت و کمال برای حاجت روا شدن در حال بیشتر و بیشتر شدن است، آنها در مداری قرار می گیرند که ایده ها، امکانات، شرایط، موقعیت ها و افرادی را به سمت خودشان جذب می کنند که در آن مدار هست که نشان می دهد بله خیلی ها هستند که خیلی راحت حاجت روا می شوند و هر روز هم آگاهی و علم شان به حاجت روائی بیشتر و بیشتر می شود و یک توضیح خیلی مهم هم این است که وقتی میگوئیم که باورهایِ بنیادین، منظور ما این است که افکاری که بسیار زیاد در حال تکرار در ذهن ما هستند، افکاری که زیاد تکرار می شود و در ذهن ما به شکل های مختلف، تبدیل به باور یا همان عقیده می شوند و باورهایِ ما، ما را در مداری قرار می دهند که جهان باورهای ما را تایید و تثبیت می کند و اگر در زندگی در شرایطی هستی که واقعا حاجت روا نمی شوی و واقعا خیلی سخت یک حاجتی را بدست می آوری، فکر نکن که همه ی مردم جهان هم همینطوری هستند، فکر نکن که همه در حال عذاب برای رسیدن به حاجات شان هستند. خیر افرادی هستند که خیلی راحت با یک تلفن حاجت روا می شوند و با یک تلفن هم حاجت های دیگر مردم را حل می کنند و کمک می کنند و خدمتگزاری می کنند و اگر آنها را نمی بینی به این خاطر است که آنها در مدارِ تو نیستند که آن ها را ببینی. به خاطر اینست که از لحاظ فرکانسی به آن ها دسترسی نداری که آنها را ببینی و همه ی این افراد خیلی خیلی زیادند و هر روز آن ها یکدیگر را می بینند.
    منبع:
    http://doa198.blogfa.com/post/162
    حال سوالم اینه:
    تو دنیایی که همه جا صحبت از باورها و انرژی های مثبت و قانون کائنات برای جذب مطرح هست، منی که فقط به خدا اعتقاد دارم و ذهنم انباشته از تجربیات منفی و تلخ زندگی است اسم این رو چی باید بذارم؟ خواست خدا؟ امتحان خدا؟ یا بی لیاقتی خودم به خاطر نداشتن باورهای مثبت و انرژی های مثبت؟
    ایا مطلب بالا درسته؟ یعنی باور ما در قبولی دعاهامون تاثیر داره؟ اگه جواب مثبته، این چه خداییه که بنده اش رو با ذهن و روح پر از منفی و شکست تنها می ذاره؟ بنده ای که قادر نیست باور کنه که دعاش روزی قبول می شه چون این باور از اونجایی شکل گرفته که مدام قبول نشده و نشده. حال تکلیف من نوعی چیه؟
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم. با سپاس

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    178
    حضور
    4 روز 8 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    156



    نقل قول نوشته اصلی توسط گم گشته نمایش پست ها
    حال سوالم اینه:
    تو دنیایی که همه جا صحبت از باورها و انرژی های مثبت و قانون کائنات برای جذب مطرح هست، منی که فقط به خدا اعتقاد دارم و ذهنم انباشته از تجربیات منفی و تلخ زندگی است اسم این رو چی باید بذارم؟ خواست خدا؟ امتحان خدا؟ یا بی لیاقتی خودم به خاطر نداشتن باورهای مثبت و انرژی های مثبت؟
    ایا مطلب بالا درسته؟ یعنی باور ما در قبولی دعاهامون تاثیر داره؟ اگه جواب مثبته، این چه خداییه که بنده اش رو با ذهن و روح پر از منفی و شکست تنها می ذاره؟ بنده ای که قادر نیست باور کنه که دعاش روزی قبول می شه چون این باور از اونجایی شکل گرفته که مدام قبول نشده و نشده. حال تکلیف من نوعی چیه؟
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم. با سپاس
    یاد یک داستان از آهنگری افتادم
    آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار.
    شاید اگه باورمون اینجوری باشه ، از رنجها و دردها مون هم بتونیم انرزی بگیریم .


  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط گم گشته نمایش پست ها
    یعنی جهان همواره در حال تأیید باورهایمان است و باورهای بنیادینِ ما را تأیید می کند. اگر باورمان این باشد که حاجت روائی سخت است، ما در مداری قرار می گیریم که در آن شرایط، اتفاقات، افراد، خبرها و رویدادها و چیزهائی است که اثبات میکند حاجت روائی سخت است. اما افرادی که باور دارند که نه این طور نیست و خیلی خیلی هم راحت است و خیلی راحت می شود حاجت روا شد، اصلا همیشه فرصت و کمال برای حاجت روا شدن در حال بیشتر و بیشتر شدن است،
    باسلام

    این یعنی اینکه ما خودمونیم و باورهای مثبت یا منفیمون..در متون دینی هم آمده که خدا طبق گمان شما برخورد میکند
    و این یعنی اینکه ما به خودمون رها شدیم و کسی جز خودمون نسیت که به ما کمک کنه
    و در این اندیشه خدا یعنی باور به قدرت های باطنی خویشتن

    اگر واقعا خداوند موجودی در کنار موجودات بود در قیامت و بعد از مرگ نمیگفت که چی آوردی؟ بلکه میگفت چی میخوایی چون تو فقیری و من غنی ام
    اما خدایی که میگه چی آوردی در واقع خودمون و اعمالمون و نه چیز دیگه
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۶:۱۱

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    245
    حضور
    12 روز 18 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    288



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    باسلام

    این یعنی اینکه ما خودمونیم و باورهای مثبت یا منفیمون..در متون دینی هم آمده که خدا طبق گمان شما برخورد میکند
    و این یعنی اینکه به به خودمون رها شدیم و کسی جز خودمون نسیت که به ما کمک کنه
    و در این اندیشه خدا یعنی باور به قدرت های باطنی خویشتن

    اگر واقعا خداوند موجودی در کنار موجودات بود در قیامت و بعد از مرگ نمیگفت که چی آوردی؟ بلکه میگفت چی میخوایی چون تو فقیری و من غنی ام
    اما خدایی که میگه چی آوردی در واقع خودمون و اعمالمون و نه چیز دیگه
    سلام

    در ادیان آسمانی (مسیحیت، اسلام، یهود) خدا موجودی توانا، آگاه با اراده معرفی شده، به عنوان وجودی مستقل که آفریننده و مدبر جهان هست، که فرستنده پیامبران است و ...، مطالبی مانند قانون جذب، آگاهی کیهانی، فرکانس ها و ... هر چند ممکنه در ادیان آسمانی هم مطرح شده باشن اما منبعی دیگه دارن، ادیان آسمانی بلا استثنا محور اساسی شون همون اعتقاد به خداست، اونطور که تعریف کردن
    ای فرزند آدم ...
    دل تو تنها با من خو می گیرد و آرامش می یابد ...



  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود