جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خواهر طغیانگر من !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58305

    اشاره خواهر طغیانگر من !




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام
    ما در خانواده ای نسبتا مذهبی و فرهنگی بزرگ شده ایم.
    پدر و مادر من حدودا 60 ساله و هر دو فرهنگی و مذهبی (نماز خوان) می باشند.
    من متولد 1363 و برادرم که ازدواج کرده متولد 1361 و خواهر بزرگترم که ازدواج کرده و مقیم آمریکا است، متولد سال 65 می باشد و خواهر کوچکتر بنده متولد سال 74 می باشد.
    با توجه به اینکه مادر بنده ، خواهر کوچکترم را لوس بار آورده و همچنین به جهت اختلاف سنی نسبتا بالای وی با کل افراد خانواده و همچنین تشنج روانی خفیف ایشان، ایشان بسیار بی بند و بار شده تا حدی که بارها وی را در خیابان با همکلاسی های دبیرستانی و دانشگاهی اش دیده ایم که در حال سیگار کشیدن بوده و یا حتی به ارتباط وی با پسر شک داریم. بیشتر اوقات تا ساعت 9 شب با دوستانش بیرون است (شهرک غرب)و واقعا از کمک و تربیت وی عاجز مانده ایم. نزدیک دو سال است که ظاهرش کاملا عوض شده است. موهایش را رنگ می کند و لباس های بسیار جلف می پوشد و بینی خود را عمل کرده و با آرایش بسیار غلیظ بیرون می رود.
    به جهت بیماری تشنج خفیف وی، مادر بنده از هر گونه رفتار تند و خشن ما با او جلوگیری کرده و حتی پس از هر گونه رفتار خشونت آمیز ما بااو ، با وی همراه و همگام شده و ما را سرزنش می کند.
    بیشتر مشکلات ما به جهت رفتار مادر خانواده با وی است که حتی گاهی وی را پس از خرید لباس های جلف و زننده و ... تشویق کرده و همواره بیماری روانی اش (تشنج خفیف و نیاز به آرامش و دوری از استرس) شده آلت دست این دختر گستاخ و طغیانگر برای سو استفاده از خانواده...
    نه در کارهای خانه به مادرمان کمک می کند و نه حتی وسایل خود را جمع و جور می کند. همواره مادر ما، همه کارهای وی را انجام می دهد. با وجود اینکه چند سال مدام وی را به نماز و ... تشویق می کردم اما هیچگاه موفق به نماز خوان کردن وی نشده و بی خیال شدم.(بنده خودم نماز می خوانم)
    از آشپزی هیچ نمی داند و حقیقتا نمی تواند از پس کارهای خود به تنهایی بر بیاید.
    یکی از عواملی که شاید باعث افسردگی و وخامت اوضاع شده، مهاجرت خواهر بزرگترم به آمریکا می باشد.خواهر کوچکترم از ابتدا به وی تکیه می کرده است. جدایی در سن بحرانی 20 سال...
    البته اشتباه دیگر ما این بود که به او اجازه می دادیم با خواهر بزرگترم و دوستانش که چند سال از وی بزرگتر بودند به کوه، سینما و تئاتر و ... بروند و شاید بودن با خانواده ای بزرگ سال و دوستان بزرگسال وی را به این وادی کشانده است.
    البته کمی هم از دوستی های وی با همکلاسی هایش در دبیرستان و دانشگاه غافل بودیم، دوستانی که شاید سیگاری یا پسر باز یا مشروب خوار یا شیشه باز بودند. معاون مدرسه اش، گوشی یکی از دوستان صمیمی وی را به جرم داشتن فیلم های مبتذل گرفته بود.
    حقیقتا ما به دنبال مشاوری خوب برای این مورد هستیم و از طرفی هر کداممان، مشغله ها و گرفتاری های خاص خود را داریم و از طرفی هم نمی توانیم غرق شدن یکی از عزیزان خود را ببینیم.
    در حال حاضر من با خواهر کوچکترم و پدر و مادرم زندگی می کنیم.
    آیا می توان مشاوری خوب برای وی پیدا کرد؟







    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58305



    با نام و یاد دوست







    خواهر طغیانگر من !








    کارشناس بحث: استاد راهنما

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    764
    حضور
    25 روز 7 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3689



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    سلام
    ما در خانواده ای نسبتا مذهبی و فرهنگی بزرگ شده ایم.
    پدر و مادر من حدودا 60 ساله و هر دو فرهنگی و مذهبی (نماز خوان) می باشند.
    من متولد 1363 و برادرم که ازدواج کرده متولد 1361 و خواهر بزرگترم که ازدواج کرده و مقیم آمریکا است، متولد سال 65 می باشد و خواهر کوچکتر بنده متولد سال 74 می باشد.
    با توجه به اینکه مادر بنده ، خواهر کوچکترم را لوس بار آورده و همچنین به جهت اختلاف سنی نسبتا بالای وی با کل افراد خانواده و همچنین تشنج روانی خفیف ایشان، ایشان بسیار بی بند و بار شده تا حدی که بارها وی را در خیابان با همکلاسی های دبیرستانی و دانشگاهی اش دیده ایم که در حال سیگار کشیدن بوده و یا حتی به ارتباط وی با پسر شک داریم. بیشتر اوقات تا ساعت 9 شب با دوستانش بیرون است (شهرک غرب)و واقعا از کمک و تربیت وی عاجز مانده ایم. نزدیک دو سال است که ظاهرش کاملا عوض شده است. موهایش را رنگ می کند و لباس های بسیار جلف می پوشد و بینی خود را عمل کرده و با آرایش بسیار غلیظ بیرون می رود.
    به جهت بیماری تشنج خفیف وی، مادر بنده از هر گونه رفتار تند و خشن ما با او جلوگیری کرده و حتی پس از هر گونه رفتار خشونت آمیز ما بااو ، با وی همراه و همگام شده و ما را سرزنش می کند.
    بیشتر مشکلات ما به جهت رفتار مادر خانواده با وی است که حتی گاهی وی را پس از خرید لباس های جلف و زننده و ... تشویق کرده و همواره بیماری روانی اش (تشنج خفیف و نیاز به آرامش و دوری از استرس) شده آلت دست این دختر گستاخ و طغیانگر برای سو استفاده از خانواده...
    نه در کارهای خانه به مادرمان کمک می کند و نه حتی وسایل خود را جمع و جور می کند. همواره مادر ما، همه کارهای وی را انجام می دهد. با وجود اینکه چند سال مدام وی را به نماز و ... تشویق می کردم اما هیچگاه موفق به نماز خوان کردن وی نشده و بی خیال شدم.(بنده خودم نماز می خوانم)
    از آشپزی هیچ نمی داند و حقیقتا نمی تواند از پس کارهای خود به تنهایی بر بیاید.
    یکی از عواملی که شاید باعث افسردگی و وخامت اوضاع شده، مهاجرت خواهر بزرگترم به آمریکا می باشد.خواهر کوچکترم از ابتدا به وی تکیه می کرده است. جدایی در سن بحرانی 20 سال...
    البته اشتباه دیگر ما این بود که به او اجازه می دادیم با خواهر بزرگترم و دوستانش که چند سال از وی بزرگتر بودند به کوه، سینما و تئاتر و ... بروند و شاید بودن با خانواده ای بزرگ سال و دوستان بزرگسال وی را به این وادی کشانده است.
    البته کمی هم از دوستی های وی با همکلاسی هایش در دبیرستان و دانشگاه غافل بودیم، دوستانی که شاید سیگاری یا پسر باز یا مشروب خوار یا شیشه باز بودند. معاون مدرسه اش، گوشی یکی از دوستان صمیمی وی را به جرم داشتن فیلم های مبتذل گرفته بود.
    حقیقتا ما به دنبال مشاوری خوب برای این مورد هستیم و از طرفی هر کداممان، مشغله ها و گرفتاری های خاص خود را داریم و از طرفی هم نمی توانیم غرق شدن یکی از عزیزان خود را ببینیم.
    در حال حاضر من با خواهر کوچکترم و پدر و مادرم زندگی می کنیم.
    آیا می توان مشاوری خوب برای وی پیدا کرد؟
    با عرض سلام و ادب
    امیدوارم نکاتی را که خدمتتون عرض میکنم راهگشا باشد
    به سایت خوبی مراجعه نموده اید مطالب آن را که تناسب با مسئله شما می باشد را مطالعه نمایید امیدوارم نکات خوبی نصیب شما شود و راهکارهای مفیدی بیابید.
    چون خواهر سن شما حدود 20 سال دارد و در میانه سن نوجوانی و جوانی قرار دارد نمی شود با او به دعوا و نصیحت و...صحبت کرد چرا که نه تنها فایده ای ندارد بلکه سبب می شود ارتباط شما با او کمتر و بی ثمرتر شود لذا اصلا در پی نصیحت و برخوردهای خشونت آمیز و...نباشید.بلکه:

    1. ابتدا پدر و مادر را با خود همراه سازید و عواقب کار را به آنها گوشزد نمایید.
    2. سپس در پی دوستی با او برآیید(بسیار مهم) و تا حدودی او را درک نمایید (درک؟)
    3. درک کردن نه به معنای تایید کار او باشد خیر بلکه کارهای او را با توجه به برخورد پدر و مادر و دوستان و وضعیت جامعه طبیعی بدانید و البته این به معنای بی تفاوت بودن نیست بلکه به معنای این است که خود را جای او بگذارید و سپس در صدد اصلاح بر آیید.
    4. سعی کنید ارتباط او را با دوستان نامناسب او کم کنید و البته نه با نصیحت چرا که در این سن و حتی پایین تر انسان از نصیحت بیزار می شود و دوست دارد که به او شخصیت داده شود بلکه با جایگزین مناسب . که میتوانید خود یا افراد دیگری باشند با او به پارک و اماکن تفریحی و... بروید البته مواظب خود هم باشید.
    5. به او شخصیت دهید و او را بزرگ حساب کنید و با او مشورت نمایید و ویژگیهای سنی او را درک نمایید.
    6. فضا را آرام نمایید و به هیچ عنوان از بحث و دعوا و مشاجره استفاده ننمایید.چرا که بی فایده می باشد و تاثیر منفی نیز دارد.
    7. سعی نمایید به صورت غیر مستقیم روی ایشان اثر بگذارید رفتن به اماکن و مجالس مذهبی و مسافرتهای مذهبی همچون مشهد و راهیان نور و...،خواندن کتابهای علما و شهدا،استفاده از برنامه ها و فیلمهای خوب تلویزیون و...می تواند اثر گذار باشد البته به صورت غیر مستقیم باشد به این صورت که شما خود استفاده نمایید و جلو چشمان او قرار دهید که خود رغبت کند که مطالعه نماید.
    8. از دعا و توسل به اهل بیت هرگز غافل نشوید و سعی نمایید با زبان نه بلکه با عمل تبلیغ دین نمایید

    ادامه دارد...


    ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۰۷:۰۳
    خواهر طغیانگر من !

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    764
    حضور
    25 روز 7 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3689



    از راههای جلب محبت و مهارتهای اثر گذاری روی دیگران استفاده نمایید :



    راههای جلب محبت:

    1. آراستگی ظاهر
    2. نرم و ملایم بودن
    3. خود را محترم دانستن و به دیگران احترام گذاشتن
    4. حق شناسی و تشکر از دیگران
    5. آغاز به سلام
    6. گذشت از لغزشهای دیگران
    7. هدیه دادن
    8. اظهار کردن دوستی خود به دیگران
    9. تواضع و فروتنی
    10. به جای عیبجویی از دیگران به اصلاح عیبهای خود پرداختن
    11. سکوت به موقع و حرف زدن به موقع و گوش دادن به موقع
    12. پرهیز از منت گذاشتن
    13. ایمان و عمل صالح
    14. همدردی با دیگران همراه با صداقت نه تظاهر
    15. خوشرویی
    16. کارگشایی و خیر خواهی برای دیگران


    مهارتهای اثرگذاری بر دیگران

    1. محبت و صمصمیت

    2. برخورد با نشاط

    3. آغاز مثبت

    4. شنونده خوب بودن

    5. ارج گذاری

    6. رفتار مطلوب

    7. هدیه دادن

    8. گفتار زیبا

    9. تبلیغ عملی





    در پناه قرآن و عترت موفق باشید

    یا علی

    خواهر طغیانگر من !

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    771
    حضور
    5 روز 2 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3082



    من نه کارشناسم نه چیزی

    چیزی که تجربه خودم دیدم خواهر یکی از دوستانم بود ان هم شاکی بود بدحجاب بود و اصلا نماز نمیخوند و مدام تو دوست پسر بازی بود گفت پیش هر کی بردیمش مشاور و .. درست نشده


    من شانسی یاد یک فیلم افتادم به اسم از جیغ لاک تا خدا بهش گفتم که تو داداشش هستی روزی یک قسمتش براش بزار خودت هم بشین کنارش ببین

    بگو نظرت درباره اش چیه

    بعد مدتی که دیده بود کامل عوض شده بود ان دختر محجبه شده بود خود من نشناختمش

    من در حدی نیستم که کمک کنم چون مسیول یا کارشناس این کار ها نیستم

    ولی شما این فیلم چند قسمتی جیغ لاک تا خدا دانلود کن ببین و براش بزار شاید تاثیر گذار باشه

    درباره بد حجاب هایی که محجبه شدن و اثرات حجاب فهمیدن و چه کارهایی که دیگران باهاشون نکردن و حرف هایی
    در کل زیباست

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6569



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    سلام
    ما در خانواده ای نسبتا مذهبی و فرهنگی بزرگ شده ایم.
    پدر و مادر من حدودا 60 ساله و هر دو فرهنگی و مذهبی (نماز خوان) می باشند.
    من متولد 1363 و برادرم که ازدواج کرده متولد 1361 و خواهر بزرگترم که ازدواج کرده و مقیم آمریکا است، متولد سال 65 می باشد و خواهر کوچکتر بنده متولد سال 74 می باشد.
    با توجه به اینکه مادر بنده ، خواهر کوچکترم را لوس بار آورده و همچنین به جهت اختلاف سنی نسبتا بالای وی با کل افراد خانواده و همچنین تشنج روانی خفیف ایشان، ایشان بسیار بی بند و بار شده تا حدی که بارها وی را در خیابان با همکلاسی های دبیرستانی و دانشگاهی اش دیده ایم که در حال سیگار کشیدن بوده و یا حتی به ارتباط وی با پسر شک داریم. بیشتر اوقات تا ساعت 9 شب با دوستانش بیرون است (شهرک غرب)و واقعا از کمک و تربیت وی عاجز مانده ایم. نزدیک دو سال است که ظاهرش کاملا عوض شده است. موهایش را رنگ می کند و لباس های بسیار جلف می پوشد و بینی خود را عمل کرده و با آرایش بسیار غلیظ بیرون می رود.
    به جهت بیماری تشنج خفیف وی، مادر بنده از هر گونه رفتار تند و خشن ما با او جلوگیری کرده و حتی پس از هر گونه رفتار خشونت آمیز ما بااو ، با وی همراه و همگام شده و ما را سرزنش می کند.
    بیشتر مشکلات ما به جهت رفتار مادر خانواده با وی است که حتی گاهی وی را پس از خرید لباس های جلف و زننده و ... تشویق کرده و همواره بیماری روانی اش (تشنج خفیف و نیاز به آرامش و دوری از استرس) شده آلت دست این دختر گستاخ و طغیانگر برای سو استفاده از خانواده...
    نه در کارهای خانه به مادرمان کمک می کند و نه حتی وسایل خود را جمع و جور می کند. همواره مادر ما، همه کارهای وی را انجام می دهد. با وجود اینکه چند سال مدام وی را به نماز و ... تشویق می کردم اما هیچگاه موفق به نماز خوان کردن وی نشده و بی خیال شدم.(بنده خودم نماز می خوانم)
    از آشپزی هیچ نمی داند و حقیقتا نمی تواند از پس کارهای خود به تنهایی بر بیاید.
    یکی از عواملی که شاید باعث افسردگی و وخامت اوضاع شده، مهاجرت خواهر بزرگترم به آمریکا می باشد.خواهر کوچکترم از ابتدا به وی تکیه می کرده است. جدایی در سن بحرانی 20 سال...
    البته اشتباه دیگر ما این بود که به او اجازه می دادیم با خواهر بزرگترم و دوستانش که چند سال از وی بزرگتر بودند به کوه، سینما و تئاتر و ... بروند و شاید بودن با خانواده ای بزرگ سال و دوستان بزرگسال وی را به این وادی کشانده است.
    البته کمی هم از دوستی های وی با همکلاسی هایش در دبیرستان و دانشگاه غافل بودیم، دوستانی که شاید سیگاری یا پسر باز یا مشروب خوار یا شیشه باز بودند. معاون مدرسه اش، گوشی یکی از دوستان صمیمی وی را به جرم داشتن فیلم های مبتذل گرفته بود.
    حقیقتا ما به دنبال مشاوری خوب برای این مورد هستیم و از طرفی هر کداممان، مشغله ها و گرفتاری های خاص خود را داریم و از طرفی هم نمی توانیم غرق شدن یکی از عزیزان خود را ببینیم.
    در حال حاضر من با خواهر کوچکترم و پدر و مادرم زندگی می کنیم.
    آیا می توان مشاوری خوب برای وی پیدا کرد؟
    سلام...
    مشاور به نکات خوبی اشاره کردن ولی چندتاتجربه عملی م بگم ...
    هیچوقت بهش اجبار نکنین عقایدتونو چون نتیجه عکس میده،جوری رفتار نکنین که فکر کنه شما مذهبی و خشک هستین وهمه کاراشو غلط میدونین و اصلا درکش نمیکنین!!!
    بلکه اینجوری فکر کنه بااینکه مذهبی هستین ولی "باز " فکر میکنین ، آدم خشک و متعصبی نیستین!!! فاصله تونو باهاش کم کنید و سعی کنین انقدر واسش شخصیت محبوبی بشین که ازتون تاثیر بگیره و الگوش بشین شما!! اگر این امکان وجود نداره زمینه های رفت و آمد و دوستی شو با اشخاص مذهبی هم سنش فراهم کنید چون دوستی واقعا تاثیرگزاره!!!!
    زمینه آشنایی شو با اشخاص (اساتید خانم ) مذهبی و خوشرو به طور غیر مستقیم فراهم کنین درحد چند جمله توی احوال پرسی برای اول کار!!!
    میتونین از قبل در مورد برنامه تون و خواهرتون بهشون توضیح بدین! فقط کافیه کمی فکرش درگیر بشه که چقدر خوشرو بود به ظاهرم گیر نداد
    جالب حرف میزد حرفاشو نشنیده بودم و...
    دفعات بعد علاقه ش برای دیدن و شنیدن حرفاش بیشترمیشه!
    خودتونو همیشه مخالفش نشون ندین همش سعی نکنین مچ بگیرین،عامل تنش نباشین چون اینجوری ازتون متنفرمیشه!!!
    در مورد ظاهرش میتونین یه امتحان کنین به بهونه همراهی کردن با خودتون ببرینش تو یه مکان مذهبی احتمالا اونجا کمی خجالت میکشه و حجابشو درست میکنه،اگه بعدش نگران این بود که ادمای اونجا بعدا اونو تو خیابون یه جور دیگه ببینن به درست شدن تیپش امیدوار باشین
    کلا سعی کنید خواهرتونو دوست داشته باشین تا به خواسته تون برسین!!

    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۰۷:۵۵


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3699




    با سلام

    چند وقت پیش یک دختری را دیدم که تاسف خوردم به حال خودم و اینده بچه هامون

    ساعت نزدیک12ظهر بود موقع تعطیلیه مدرسه ها یک دختری کنارمن راه میرفت چون داشت با گوشی موبایل بلند حرف میزد تو ذهنم موند دختری با یک کوله پشتی احتمالا چهارم یا پنجم دبستان از لباس فرمش معلوم بود ابتدائیه
    اون تندتر از ما راه میرفت و پیچید تو کوچه ای که من میخواستم برم شاید فاصله من تا رسیدن به اون کوچه نسبت به اون دختر3دقیقه شد وقتی وارد شدم دیدم یکی داره پشت ماشین بالا پائین مییره یکم جلوتر که رفتم دیدم همون دخترست
    من نمیدونم چطوری اون دختر کل لباسهاشو عوض کرد مانتو شلوار اخر سر هم که من رسیدم یک شال سفید انداخت سرش لباسهای فرمشم انداخت تو کولش به همین راحتی واقعا این بچه مادر نداره؟نمیدونه کی تعطیل میشن ؟
    متاسفم برای بعضی مادرها که اصلا خبر ندارن که بچشون کی میاد کی میره؟
    اگه خبر داشت که دخترش میرفت خونه لباس عوض میکرد نه توی کوچه خوب طبیعتا وقتی هم بخواد برگرده خونه باید یک گوشه ای لباس مدرسشو بپوشه وقتی یک دختر ابتدائی تو این سن اینکار رو میکنه وای به ایندش
    وقتی اونقدر راحت برای این بچه گوشی موبایل میخریم به این فکر نمیکنیم چه اثراتی میتونه داشته باشه واقعا که حیف اسم مقدس پدر و مادربرای منی که خودم باعث بی بند وباری بچم میشم گوشی من در مقابل گوشی اون صفر بود واقعا لازمه؟
    چه احتیاجی داره بچه تو این سن به موبایل؟
    تقصیر از خودمونه خودمون داریم دستی دستی بچه هامونو سوق میدیم به سمت بی بند وباری

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    292
    حضور
    6 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    999



    درود
    یه هشدار خیلی خیلی جدی میدم و اونم اینکه وقتی الان وضع خواهرتون اینه،اگه فکری به حالش نکنید تا دوسه سال دیگه که قشنگ با محیط دانشگاه و جامعه و ... خو بگیره،وضع ده ها برابر بدتر میشه و خواهرتون احتمالا به تمام چیزهایی که ازش میترسید روی میاره(مثل سیگار و مشروب و پسربازی و ...)
    کارهایی که شما میتونید بکنید:
    1-خیلی خیلی مهم:سعی کنید به خواهرتون نزدیک بشید و باهاش صمیمی تر از قبل بشید و مشکلاتش رو بشناسید
    2-حتما حتما حتما با یه بهونه ای اون رو چند وقت یه بار به مسجد ببرید تا با محیط آشنا بشه
    3-این یکی هم که به اندازه ی قبلی ها خیلی مهمه اینه که اصلا اصلا اصلا چیزی رو بهش اجبار نکنید وگرنه نتیجه ی برعکس و وحشتناکی رو مشاهده میکنید
    4-پیشنهاد میکنم همراه خواهرتون به یه سفر مذهبی (مثلا مشهد ) برید تا با حال و هوای ائمه آشنا بشن
    5-و در آخر و مهم تر از همه بقیه ی اعضای خانواده رو هم با خودتون همراه کنید

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,196
    حضور
    144 روز 14 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44204



    سلام و درود

    تا میتوانی خودت رو از نظر عاطفی بهش نزدیک کن
    تا میتوانی بهش محبت کن
    طوری که هیچ موقع احساس کمبود نکنه
    باهاش زیاد صحبت کن ولی هیچ موقع احساس نکنه که داری نصیحتش میکنی ( خودش رو کوچیک نبینه )

    هر چه قدر رابطه ات باهاش قوی باشه به همان میزان میتونی راحت تر تاثیر بزاری روی عملکردش

    باید خودش رو بشناسه و برا خودش ارزش قائل بشه اینجاست که از برخی رفتارها کناره گیری میکنه
    برخی نوجوان ها سعی میکنند با این کارا خودشون رو نشون بدهند
    باید به این نتیجه برسه که در جهت مثبت هم میشود خود رو نشون داد

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    درک زیبایی به گونه ای که به آموختن وادارم کند
    نوشته
    902
    حضور
    78 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    3
    گالری
    8
    صلوات
    3513



    سلام.
    به نظرم
    به هیچ وجه نباید احساس کند که شما نسبت به او دید منفی دارید.کافیست این کلمه ی گستاخ را از ذهن شما بخواند.فقط از ذهن شما نه اینکه خدای نکرده بشنود.دیگر واضح ترین مطالب را هم از شما نخواهد پذیرفت.
    او باید احساس کند که شما عمیقا دوستش دارید و فقط نسبت به رفتار اشتباه او انتقاد دارید.
    او برای چه به سمت دوستانش میرود؟ برای اینکه با آنها بهش خوش میگذره.فضای خونه رو سرشار از شادی کنید.طوری که نتونه از خونه دل بکنه.
    به مادرتون اطمینان خاطر بدید که قرار نیست دعوا و مشاجره کنید که خدای نکرده برای وضعیت خواهرتون بد باشه،تا ایشون هم با شما همراه بشن.
    خواهرتون باید عمیقا درک کند که حجاب برای چیست.با امر و نهی به هیچ وجه قابل اصلاح نیست.
    اینهمه بدون رعایت حجاب با دوستاش بیرون رفته،بهش پیشنهاد کنید یک بار هم با حجاب باهاشون بیرون بره،ببینه عکس العملشون چیه؟ آیا طردش میکنند؟چرا؟فرض کند یک روز تصادف کرد و بلایی سر ظاهرش اومد،آیا دوستاش میخوان ترکش کنند؟یعنی بیشتر به خاطر منافع خودشون باهاش رفت و آمد میکنند تا بخاطر خود خواهرتون؟
    سعی کنید کم کم این جور مسائل را توی ذهنش وارد کنید.
    خداوند شما خواهر یا برادر دلسوز را یاری فرماید.
    ویرایش توسط یکی دیگه. : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۴:۳۸
    خداوندا
    مرا برای همه ی چیز هایی که نمی دانم ولی جار می زنم ببخش

  21. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود