صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    اشاره سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)




    با سلام


    از اساتید گرامی تقاضا دارم به این شبهاتی که اهل سنت عنوان کرده اند پاسخ دهید

    البته این شبهه شامل ۱۲ سوال است که بنده بعد از جواب هر سوال ,سوال دیگر را مطرح میکنم



    سوال اول:در خطبه ۶۷ نهج البلاغه آمده که حضرت علی علیه السلام در مورد ماجرای سقیفه از یارانش می پرسد که انصار در سقیفه چه گفتند؟


    و آنها پاسخ می دهند که انصار گفتند: زمامداری از ما و رهبری از شما مهاجرین انتخاب گردد پس حضرت علی علیه السلام فرمود: چرا با آنها به این سخن رسول خدا استدلال نکردید که آن حضرت درباره انصار سفارش فرمود: با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید و در این هنگام یارانش از حضرت علی علیه السلام پرسیدند چگونه این سخن آنها را از زمامداری و خلافت دور می کرد که حضرت علی علیه السلام در پاسخ می گوید: اگر زمامداری و حکومت در آنان بود سفارش کردن در مورد آنها معنایی نداشت.

    حال ما در اینجا طبق گفته خود حضرت علی می گوئیم اگر خلافت فقط منحصر به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم بوده است پس چرا اینقدر پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد اهل

    بیت سفارش می کرده است( شیعه نیز دائم به این سفارشات اشاره دارد) اگر خلافت در بین اهل بیت می بود سفارش مکرر در مورد آنها معنایی نداشت و به طور مثال ممکن بود مردم در

    غدیر خم یا جاهایی که شیعه معتقد است علی به عنوان خلیفه بلافصل معرفی می شده است به پیامبر صلی الله علیه وسلم بگویند تو می بایست سفارش ما را به علی بکنی نه

    سفارش او را به ما ، چونکه او پس از تو خلیفه و حاکم بر ما خواهد شد و باید مراقب ما باشد.


    پس طبق این سخن حضرت علی علیه السلام نتیجه می گیریم که دستوری از سوی خداوند یا پیامبر صلی الله علیه وسلم مبنی بر خلافت در اهل بیت نبوده است و شما نیز نمی توانید سخن حضرت علی را قبول نکنید.

    آیا آنهمه که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم، سفارش اهل بیت و خاندان خود را به دیگر مردم می کردند دلیل بر این نبوده که خلافت در خاندان ایشان نبوده است؟(ضمن اینکه چرا حضرت علی نمی گویند منظور از الائمه: من و فرزندان من هستند؟)

    لازم به تذکر است که مراجع رافضی در پاسخ به این سوال می گویند: در مورد انصار چنین آمده که با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید ولی در مورد اهل بیت چنین چیزی نیامده است!!! که در جواب به مراجع رافضی باید گفت: سوال ما واضح است و صحبت از سفارش در مورد انصار است، خود حضرت علی فرموده: اگر زمامداری و حکومت در آنان بود سفارش کردن در مورد آنها معنایی نداشت.

    خواننده گرامی دقت کند که حضرت علی زمامداری را گفته و سپس بطور صریح به سفارش در مورد ایشان اشاره دارد یعنی در واقع خود حضرت علی جمله با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید را به سفارش کردن معنا نموده است و آنرا نوعی سفارش دانسته اند و سوال ما نیز همین است که بنابراین طبق همین سخن حضرت علی پس اگر زمامداری در اهل بیت بود سفارشات دائم پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد ایشان معنا نداشت، پس سوال تنها در مورد سفارشات پیامبر در مورد ایشان است، آیا شما این جمله پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد انصار را سفارش می دانید یا خیر؟

    خود حضرت علی در این خطبه آنرا سفارش دانسته است، حال شما می گویید: نه در مورد اهل بیت چنین جمله ای نیامده!! و در واقع کاری با بحث سفارش و سوال ما ندارید و اصلا رفته اید به سراغ موضوعی دیگر، البته دلیل آن کاملا روشن است، چون سوال ما جوابی ندارد. برخی دیگر از منتقدین باسواد نیز بجای پاسخ به این سوال می آیند و به موارد دیگری چون کتاب الله و عترتی اشاره می کنند که در پاسخ باید بگویم: جواب سوال ما چه شد؟!
    لطفا پاسخ همین سوال و سخن حضرت علی را بدهید و ما فعلا با موارد دیگر کاری نداریم.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۰:۱۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست







    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)








    کارشناس بحث: استاد عماد
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۱:۱۳ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    سلام علیکم
    سوال شما تاریخی صرف نیست بلکه باید در انجمن اعتفادات و حدیث و سپس در انجمن تاریخ مطرح شود زیرا بیشتر اعتقادی و حدیثی می نماید تا تاریخی از حیث بررسی اصل حدیث و معنای وصیت بهم حدیثی است و از نگاه دیگر اعتقادی البته در آخر به بحثهای تاریخی نیز مربوط می شود که بنده ابتدا به آنها پاسخ داده و اگر نیاز شد از دوستان حدیثی و اعتقادی نیز کمک می گیریم :
    اما جواب:
    جواب را در قالب یک مثال عرض می کنم
    فرض کنید امام خمینی در مواقع مختلف نسبت به رهبری آینده مقام معظم رهبری بعد از خود اشاره کرده باشند در ضمن این اشاره ها بفرمایند ای مردم نسبت به مقام معظم رهبری پس از من مهربان باشید
    در جای دیگر نسبت به یک اقلیتی مثلا اهل سنت امام سفارش می کنند که با اهل سنت ایران پس از من مهربان باشید
    مثلا پس از امام یکی از اهل سنت ادعا می کند که من هم می توان ولی فقیه باشم مقام معظم رهبری بفمایند شما نمی تواند ولی فقیه باشید چرا که امام خمینی نسبت به خوشرفتاری با شما به ما سفارش اکید کرده است اگر بنا بود شما رهبر باشید چنین سفارشی نمی کرد چون شما زیر دست هستید چنین سفارشی کرده است. حال آن اهل سنت بگوید پس خودت هم نمی توانی چرا که نسبت به خودت هم وصیت کرده مردم مهربان باشند
    اینجا مقام معظم رهبری جواب می دهند: فرق است بین وصیت نسبت به بنده و وصیت نسبت به شما چرا که بارها در مورد رهبری من سخن فرموده است معلوم می شود سفارش نسبت به من سفارش در اطاعت است که با سفارش نسبت به شما کاملا فرق دارد(این از مثال)
    حال به اصل بحث می پردازیم

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    ابتدا وصیت پیامبر صلی الله نسبت به انصار را بررسی می کنیم:
    کسی که ابتدا این سوال را مطرح کرده اگر به سراغ کتابهای خودشان می رفت جواب را می یافت تا چه رسد به کتابهای ما و ادعای عدم توان پاسخگویی مراجع ما!!!
    ابن ابی الحدید یکی از علمای اهل سنت که شرح نهج البلاغه دارد این سوال را مطرح کرده و خود جواب داده است . بنگرید:
    ان خبر الوصية الوارد في الأنصار صحيح كما ذكره ابن ابي الحديد والبحراني في شرحهما على (نهج البلاغة) وقد ذكرا ان الشيخين البخاري ومسلم قد أخرجاه في مسنديها عن أنس بن مالك، قال: مر أبو بكر والعباس بمجلس من الأنصار في مرض رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) وهم يبكون، فقالا: ما يبكيكم؟ قالوا: ذكرنا محاسن رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)،فدخلا على النبي(صلى الله عليه وآله وسلم) وأخبراه بذلك، فخرج(صلى الله عليه وآله وسلم) وقد عصب على رأسه حاشية بُردة، فصعد المنبر ـ ولم يصعده بعد ذلك اليوم ـ فحمد الله واثنى عليه، ثم قال: (أوصيكم بالأنصار، فأنهم كَرِشي وعيبتي، وقد قضوا الذي عليهم، وبقي الذي لهم، فاقبلوا من محسنهم، وتجاوزوا عن مسيئهم). (1)
    خلاصه گفته ابن ابی الحدید این است مسلم و بخاری در کتاب حدیثیشان نقل کرده اند که ابابکر و عمر در هنگام بیماری آخر پیامبرصلی الله علیه واله وسلم از کنار انصار گذشتند. آنها گریه می کردند. پرسیدند چرا گریه می کنید؟ جواب دادند خوبیهای پیامبرصلی الله علیه واله وسلم را مرور می کنیم و گریه می کنیم. آندو به پیامبرصلی الله علیه واله وسلم جریان را گفتند و پیامبرصلی الله علیه واله وسلم به منبر رفته و ضمن سفارش نسبت به انصار فرمودند خوبیهای آنان را قبول کنید از بدیهای آنان در بگذرید.
    از این سخن پیامبرصلی الله علیه واله وسلم همان طور که حضرت علی علیه السلام استناط کردند بر می آید که انصار نمی تواند حاکم باشند چرا که روح سخن پیامبرصلی الله علیه واله وسلم حاکی از آن است که انصار زیر دست قرار دارند نه در راس.

    1.شرح نهج البلاغة للمعتزلي: 6: 173 ـ 174

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    اگر سفارش پیامبر صلی الله علیه واله وسلم در مورد اهل بیت را با سفارش ایشان نسبت انصار مقایسه کنید خواهید یافت که جنس این دو سفارش با هم فرق دارد
    إني تارك فيكم الثقلين ،ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا ، كتاب الله ، وعترتي أهل بيتي ، وأنهما لن يفترقا ، حتى يردا علي الحوض

    دقت در این دو سفارش عرض ما را ثابت می کند که سفارش در مورد انصار، سفارش به رئسا است که حق آنان را رعایت کنند ولی سفارش دوم سفارش به تبعیت است نه صرفا رعایت حق آنان و به خوبی روشن است که این دو سفارش از دو نوع مختلف هستند.

    اگر نبود سفارش ایشان نسبت به تبعیت، اشکال وارد بود و جنس هر دو سفارش یکی می شد ولی سفارش به تبعیت این دو سفارش از از هم جدا می کند و بر فرض که پس از آن سفارشهایی نیز در رعایت حقوق اهل بیت بیاید با مقدمه سفارش به تبعیت، خلافت و حکومت را از آنان سلب نمی کند بر عکس اولی

    حضرت علی علیه السلام نیز با لحاظ تفاوت این دو نوع سفارش، این استدلال را کردند چرا که اگر جمله حضرت علی علیه السلام کامل بیان شود به خوبی بیانگر این مطلب است اما متاسفانه جمله را کامل بیان نکرده اند. کامل جمله این است

    من كلام له ع قالوا لما انتهت إلى أمير المؤمنين ع أنباء السقيفة بعد وفاة رسول الله ص قال ع ما قالت الأنصار قالوا قالت منا أمير و منكم أمير قال ع‏
    فَهَلَّا احْتَجَجْتُمْ عَلَيْهِمْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَصَّى بِأَنْ‏ يُحْسَنَ‏ إِلَى‏ مُحْسِنِهِمْ‏ وَ يُتَجَاوَزَ عَنْ‏ مُسِيئِهِمْ‏ قَالُوا وَ مَا فِي هَذَا مِنَ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ فَقَالَ ع لَوْ كَانَ الْإِمَامَةُ فِيهِمْ لَمْ تَكُنِ الْوَصِيَّةُ بِهِمْ ثُمَّ قَالَ ع فَمَا ذَا قَالَتْ قُرَيْشٌ قَالُوا احْتَجَّتْ بِأَنَّهَا شَجَرَةُ الرَّسُولِ ص فَقَالَ ع احْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَ أَضَاعُوا الثَّمَرَة(1)

    ترجمه : پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اخبار سقيفه به آن حضرت رسيد فرمود: انصار چه گفتند؟ عرضه داشتند:
    انصار گفتند: اميرى از ما و اميرى از شما باشد. آن حضرت فرمود:
    چرا به گروه انصار اين گونه احتجاج نكرديد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وصيت فرمود كه به نيكوكار انصار نيكى شود، و از بد كارشان چشم پوشى گردد؟ به حضرت گفتند:
    در اين وصيت چه حجّتى بر انصار است؟ فرمود: اگر حكومت از آنان بود پيامبر در حقشان سفارش نمى‏كرد. سپس فرمود: قريش چه گفتند؟
    عرضه داشتند: قريش استدلال كردند كه آنان شجره رسولند صلّى اللّه عليه و آله. فرمود:به درخت‏ احتجاج كردند، و ميوه‏ آن را ضايع نمودند!(2)

    دقت کنید: حضرت بلافاصله پس از آنکه نسبت به عدم صلاحیت انصار برای تصدی خلافت سخن می گویند عدم صلاحت غیر خودشان از قریش را نیز مطرح می کنند و حال آنکه اگر حضرت علی علیه السلام جنس آن دو سفارش از از هم جدا نمی دانست با توجه به آنهمه سفارش پیامبرصلی الله علیه واله وسلم نسبت به خودشان و اهل بیت دیگر اثبات صلاحیت خودشان برای تصدی خلافت بی معنا بود.
    حضرت علی علیه السلام بنا بر منابع اهل سنت در شورای شش نفره استدلال بر اصلحیت خودشان برای تصدی خلافت آوردند این یعنی جنس آن دو سفارش از هم جدا بود و الا نه تنها نباید این کار را می کردند بلکه باید می گفتند چون پیامبر نسبت به ما اهل بیت سفارش کرده خلافت شامل حال ما نمی شود زبیر لطف کن به بنده در شورا رای نده و عبدالرحمن من طبق سفارشهای پیامبرصلی الله علیه واله وسلم نمی توان خلیفه باشم لطف کن با من شرط شروط نگذار.
    اما می بینیم هم پس از بیان آن جمله نسبت به انصار و در شورا بین این دو سفارش تفکیک قائلند و آنان را هم جنس نمی دانند
    1. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص98
    2. ترجمه نهج البلاغه، انصاریان، ص142

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521




    سوال دوم:


    علمای شیعه دائم بر این عقیده هستند که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم، خلافت الهی حضرت علی توسط کودتای سقیفه بنی ساعده غصب شده است و در واقع ابوبکر غاصب خلافت الهی علی بوده است و کسانیکه حق علی را غصب کرده اند پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم خفقان شدیدی ایجاد نمودند و هیچکس جرات مخالفت با ایشان را نداشته است و محیط به شکلی بوده است که حتی حرمت دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم را نگه نداشته اند و به خانه او هجوم برده اند و باعث سقط جنین او شده اند و حضرت علی را نیز به زور و با طنابی به گردنش برای بیعت گرفتن به بیرون کشیده اند و غاصبان خلافت در مدینه و محیط آن زمان خفقان شدیدی ایجاد کردند.

    حتی چنانچه به آخوندها بگویید چرا کسی به حق الهی حضرت علی و غدیر خم اشاره ای نداشته؟
    خواهید دید که همین پاسخها را خواهند داد و می گویند: ای آقا در آن زمان درب خانه آتش می زدند و سیلی به گوش دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم می زدند و طناب به گردن علی انداختند، شما نمی دانید که ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان در آن زمان چه خفقانی ایجاد کرده بودند.

    پس از این توضیحات من سوال خود را طرح می کنم:

    می شود بفرمایید این چه خفقانی بوده که حتی زنان می توانسته اند علیه خلیفه در مسجد خطبه بخوانند؟

    منظورم خطبه فاطمه زهرا است که به عقیده شیعه پس از غصب خلافت حضرت علی در مسجد علیه ابوبکر ایراد شده است.
    این چه خفقانی بوده که ایشان برای بیعت گرفتن به درب منازل انصار می رفته اند؟

    چون شیعه بر این عقیده است که ایشان به درب منازل انصار می رفته اند تا برای خلافت علی بیعت بگیرند.
    فراموش نکنید شیعیان در مورد خطبه فاطمه زهرا نمی توانند بگویند حضرت فاطمه دختر نبی اکرم صلی الله علیه وسلم بوده و می توانسته این کارها را بکند، چون از آن طرف می گویند به همین دختر ظلم و ستم فراوانی شده و به گوش او سیلی زده اند و درب منزل را آتش زده اند و باعث سقط جنین او شدند.

    پس او نیز در خفقان به سر می برده و در واقع از همه بیشتر در این خفقان بوده و از همه بیشتر به او ظلم شده است. پس این تضادها را چگونه توجیه می کنید؟

    اگر ابوبکر و عمر خفقانی ایجاد کرده بودند پس خطبه فاطمه زهرا و رفتن نزد انصار برای اخذ بیعت دیگر چیست؟

    سوال دیگر پیرامون خفقان این است که یک حکومت باید چندین سال بر روی کار بیاید و طرفدار جمع کند تا پس از ایجاد شرایط لازم بتواند ایجاد خفقان کند، پس چطور ابوبکر فوری پس از به دست گرفتن حکومت ایجاد خفقان کرده؟
    آن هم در همان روز اول؟
    او که هنوز بر سر کار نیامده بود و هنوز نمی توانسته خفقان ایجاد کند. چطور توانسته فوراً در همان ابتدای امر علیه بزرگانی چون علی و فاطمه دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم ایجاد خفقان کند؟
    و همچنین علیه بقیه مردم و مخالفین؟ و آیا بقیه مردم به همین زودی خدمات حضرت علی را فراموش کرده بودند؟
    مگر اینکه همان جوابهای احمقانه سابق را بدهید که همه مردم و صحابه از همان ابتدای بعثت نفرت و کینه علی را در دل داشته اند و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم این کینه ها را نشان داده اند!!!
    لازم به تذکر است که مراجع رافضی پاسخهای بی ربطی را ارائه می دهند، مثلا می گویند: همیشه در هر جامعه ای افرادی بوده اند که حتی در خفقان سخن حق را بگویند و جریان خطبه حضرت فاطمه علیه ابوبکر نیز همینگونه بوده است!!!

    در پاسخ به این مراجع باید گفت: فکر نمی کنم خواندن خطبه علیه خلیفه و در حضور مردم، نوعی اعتراض و سخن کوچک تلقی شود و چنین چیزی نشانه عدم خفقان در یک جامعه است.
    حتی امروزه در کشورهای بسیار پیشرفته که دموکراسی و آزادی بیان بطور مطلق برقرار است، باز هم نمی توان به این سادگی، علیه شخص اول مملکت قد علم کرد و در حضور خودش و مردم علیه او سخنرانی نمود!! (تازه اعتراض و خطبه ای که توسط فردی مهم و شناخته شده مطرح شود و نه توسط عوام ساده و ناشناس که مردم توجهی به آن نداشته باشند) [۲] پس باید متوجه باشید که این موارد با خفقانی که مطرح می کنید در تضاد کامل هستند.

    در ضمن چطور شما در جایی دیگر می گویید که حضرت علی طبق وصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم و بخاطر مصلحت سکوت اختیار کرده و حرکتی انجام نداده است، ولی در اینجا ناگهان می گویید که حضرت فاطمه علیه خلیفه خطبه ایراد کرده است؟!!
    چطور در اینجا رعایت مصلحت نشده است؟!!
    و اگر عمل صحیحی بوده پس چرا خود حضرت علی این خطبه را نخوانده است؟!!(و چرا عمل این دو معصوم در برابر یک موضوع واحد با یکدیگر تفاوت داشته و چرا فاطمه به امام خویش اقتدا نکرده و برعکس وی عمل نموده است؟؟چرا پیرو خط ولایت و امامت نبوده است؟؟؟)
    فراموش نکنید که شما حضرت فاطمه را بیش از همه مورد ظلم و تحت خفقان می دانید و می گویید که به گوش او سیلی زدند و او را مضروب کردند تا جایی که باعث شهادت وی و جنین داخل شکمش شدند!! حال همین فرد که تحت خفقان و ظلم شدیدی بوده، می رود و در مسجد علیه خلیفه خطبه می خواند!!!
    خوب آیا چنین چیزی منطقی و معقول است؟!!
    آخر کدامیک از اینها صحیح هستند؟!!
    آزادی بیان بوده یا خفقان و ظلم؟!!

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۴/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۷:۲۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    پس چطور ابوبکر فوری پس از به دست گرفتن حکومت ایجاد خفقان کرده؟
    آن هم در همان روز اول؟
    او که هنوز بر سر کار نیامده بود و هنوز نمی توانسته خفقان ایجاد کند. چطور توانسته فوراً در همان ابتدای امر علیه بزرگانی چون علی و فاطمه دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم ایجاد خفقان کند؟
    سلام

    برای جواب به این شبهات اگر تاریخ دقیق وقایع بعد از شهادت رسول خدا ص را ببینیم دیگر دچار چنین مشکلاتی نمیشویم .


    تهاجم به خانه زهرا س و ایجاد خفقان از همان روز اول نبود یعنی اگر چه نقشه حزب سقیفه از اواخر عمر حضرت رسول شروع شد اما اجرای ان مرحله به مرحله بود .

    قبلا استاد ممسوس در این باره تحقیقی داشتند که :فاصله رحلت پیامبر (ص) و هجوم به خانه حضرت زهرا ( حدودا 50 روز) بوده است :

    http://www.askdin.com/thread52330-8.html



  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    علمای شیعه دائم بر این عقیده هستند که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم، خلافت الهی حضرت علی توسط کودتای سقیفه بنی ساعده غصب شده است و در واقع ابوبکر غاصب خلافت الهی علی بوده است و کسانیکه حق علی را غصب کرده اند پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم خفقان شدیدی ایجاد نمودند و هیچکس جرات مخالفت با ایشان را نداشته است و محیط به شکلی بوده است که حتی حرمت دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم را نگه نداشته اند و به خانه او هجوم برده اند و باعث سقط جنین او شده اند و حضرت علی را نیز به زور و با طنابی به گردنش برای بیعت گرفتن به بیرون کشیده اند و غاصبان خلافت در مدینه و محیط آن زمان خفقان شدیدی ایجاد کردند.
    حتی چنانچه به آخوندها بگویید چرا کسی به حق الهی حضرت علی و غدیر خم اشاره ای نداشته؟
    خواهید دید که همین پاسخها را خواهند داد و می گویند: ای آقا در آن زمان درب خانه آتش می زدند و سیلی به گوش دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم می زدند و طناب به گردن علی انداختند، شما نمی دانید که ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان در آن زمان چه خفقانی ایجاد کرده بودند.

    اولا اینها فقط در منابع شیعه نیست بلکه در منابع اهل سنت به وفور در مورد تمام این سخنان مدرک است

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    پس از این توضیحات من سوال خود را طرح می کنم:

    می شود بفرمایید این چه خفقانی بوده که حتی زنان می توانسته اند علیه خلیفه در مسجد خطبه بخوانند؟

    منظورم خطبه فاطمه زهرا است که به عقیده شیعه پس از غصب خلافت حضرت علی در مسجد علیه ابوبکر ایراد شده است.
    این چه خفقانی بوده که ایشان برای بیعت گرفتن به درب منازل انصار می رفته اند؟
    با این استدلال باید بگوییم ابن زیاد که تمام مردم را به اجبار به جنگ امام حسین علیه السلام فرستاد، و امام را به شهادت رساند، هانی بن عروه را به آن وضع به شهادت رساند و خفقانی ایجاد کرد که مزحجیان نه تنها انتقام خونش را نگرفتند بلکه مجبور شدند به کربلا آمده و با امام حسین علیه السلام بجنگند، پس از شهادت امام حسین علیه السلام با اعتراض شخص نابینایی به نام عبدالله بن عفیف واکنش تند نشان داد و او را به شهادت رساند و ...... هیج اختنافی ایجاد نکرده بود چون حضرت زینب در کوفه خطبه خواند!!!!
    ایا با یک خطبه خوانی حضرت زینب علیها سلام در کوفه می توان تمام ظلمهای این زیاد را نادیده گرفت و گفت نه هیج اختناقی نبوده است؟؟؟!!!
    آیا با خطبه خوانی امام سجاد علیه السلام در شام می توان ظلمهای یزید را نادیده گرفت و ادعای آزادی بیان و عقیده و .... در دوران یزید کرد؟؟؟!!! و شهادت امام حسین علیه السلام ، واقعه حره و جنایات وحشتناک او در مدینه و پس از آن در مکه را نادیده گرفت و گفت نه اختناق نبوده بلکه آزادی کامل بوده چرا که امام سجاد علیه السلام در شام خطبه خواند؟؟؟!!!
    این استدلال، استدلال نیست بلکه توجیه هم نیست ، در نبود توجیه باید فراکنی کرد، ما این گونه سخنان فراکنی می گویم
    گاهی شرایطی ایجاد می شود که حاکم اگر چه خونخوارو جنایکار است و خفقان در دایره حکومت ایجاد کرده ولی نمی تواند با بعضی از جریانات مقابله کند مثل خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها، خطبه حضرت زینب در مجلس یزید، خطبه امام سجاد علیه السلام در شام و...
    اینها دلیل بر عادی بودن فضای جامعه و عدم خفقان نیست بلکه شرایط بر حاکم گاهی تنگ می شود(این جواب کلی)

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    بر همین اساس(مطالب پست قبل) به زمان پس از رحلت پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بر می گردیم.
    پس از جریان غدیر باند مخالف، تحرکات خود را آغاز کرده و مقدمات کوتای پس از پیامبرصلی الله علیه واله وسلم را ریختند. و پس از رحلت نیز با برنامه ریزی دقیق از پیش بردند.

    همان طور که جناب خیر البریه فرمودند و کارشناس محترم ممسوس نیز در آدرسhttp://www.askdin.com/thread52330-8.html مطرح کردند

    سقیفه نشینان پس از به دست گرفتن خلافت، مردم عادی را مجبور به بیعت کردند، به در خانه حضرت علی علیه السلام نیز هجوم آوردند ولی با مقاومت حضرت علی علیه السلام بر عدم بعیت روبرو شدند اما از آنجا که اکثر اهل مدینه را با تطمیع و تهدید و عوامل دیگر با خود همراه کرده بودند مقاومت حضرت علی علیه السلام برایشان گران تمام نشد، و اهمیتی ندادند چرا که سیاستمدان کار اخر را اول انجام نمی دهد تمام تلاش خود را می کند تا کار به جاهای باریک نکشد تا می شود از اهرم آخر یعنی کشتن طرف مقابل استفاده نمی کند مگر اینکه تمام راها بسته و مجبور به این کار شود
    اینجا نیز چنین بود، در هجوم اول اقدام فیزیکی انجام ندادند و به جای برخورد فیزیکی به سراغ فدک رفتند و پشتوانه مالی حضرت علی علیه السلام را مصادره کردند، حضرت زهرا سلام الله علیها خطبه خواند، اما سیاستمداران سقیفه تمام سعیشان بر این بود که دستشان به خون اهل بیت آغشته نشود مگر اینکه مجبور شوند باز از اقدام فیزیکی اصلی خودداری کردند نهایت با اعتراض هایی روبرو شدند که از بعیت خودداری می کردند و عدم بیعت حضرت علیه السلام را دلیل آن بیان می کردند اینجا بود که تصمیم نهایی را گرفتند و گفتند باید قائله علی را به هر ترتیبی هست بخوابانیم وگرنه تا آخر با این مشکل روبرو هستیم لذا هجوم اصلی را انجام داده که منجر به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها شد.(1)

    ابن سعد خبیث بود اما نهایت سعیش را کرد که دستش به خون حضرت امام حسین علیه السلام آغشه نشود و بلکه این ماجرا بدون این ننگ پایان پذیرد لذا تا توانست از جنگ خودداری کرد و سعی بر متقاید کردن امام حسین علیه السلام بر بیعت و از طرف دیگر رام کردن ابن زیاد نمود ولی نه ابن زیاد از تصمیمش برگشت و نه امام حسین تن به ذلت داد در اینجا عمر بن سعد تصمیم آخر را گرفت و لکه ننگ ابدی را بر جان خود قبول کرد.

    باند سقیفه نیز چنین بودند می خواستند تا جا دارد از درگیری و آغشته شدن دستشان به خون اهل بیت خوددرای کنند نقشه های آنها در به پایان رساندن ماجرا بدون خونریزی عقیم ماند و لکه ننگ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها گردنشان را گفت تا جایکه ابوبکر آخر عمری از این کار اظهار پیشمانی کرد.

    1.شيخ طوسي، تلخيص الشافي، ج3، ص50، 78. به نقل از ابراهيم ثقفي. و رك: موسوعة التاريخ الاسلامي،محمد عهادی یوسفی غروی، ج4، ص101ـ100

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    سوال دیگر پیرامون خفقان این است که یک حکومت باید چندین سال بر روی کار بیاید و طرفدار جمع کند تا پس از ایجاد شرایط لازم بتواند ایجاد خفقان کند، پس چطور ابوبکر فوری پس از به دست گرفتن حکومت ایجاد خفقان کرده؟
    آن هم در همان روز اول؟
    نه خیر این فرمایش صحیح نیست
    در کودتا از همان روز اول خفقان ایجاد می شود وگرنه حکومت پا نمی گیرد
    همین الان به کودتاهایی که انجام شده نگاه کنید بلافاصله بعد از کودتا حکومت نظامی، گرفتن و بستن و کشتن در کار است، السیسی در مصر به محض کودتا بالغ بر صدها نفر کشته و زخمی و زندانی شدند و حزب مصر یعنی اخوان المسلیمن را منحل کرد و مسوئلین رده بالای حزب را زندانی کرد و پس از آن کودتا نیز حکومت نظامی اعلام کرد
    مشرف در پاکستان همین کار را کرد
    داعش یک روزه به موصل آمدند و با کشتار و ایجاد رعب و وحشت خفقان را بر شهر حاکم کردند
    اصلا بر عکس فرمایش شما قاعده در کودتا ایجاد خفقان است وگرنه کودتا در اکثر موارد بدون خفقان تحقق پیدا نمی کند

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    چطور توانسته فوراً در همان ابتدای امر علیه بزرگانی چون علی و فاطمه دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم ایجاد خفقان کند؟
    و همچنین علیه بقیه مردم و مخالفین؟
    همانطور که السیسی با کودتا رئیس جمهور رسمی کشور را به زندان انداخت و با آنکه در طول دو سال در شش انتخابات جناح طرفدار رئیس جمهور مرسی پیروز شده بود باز هم خود به زندان رفت و هم طرفدارانش کشته یا ساکت شدند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    و آیا بقیه مردم به همین زودی خدمات حضرت علی را فراموش کرده بودند؟
    مگر اینکه همان جوابهای احمقانه سابق را بدهید که همه مردم و صحابه از همان ابتدای بعثت نفرت و کینه علی را در دل داشته اند و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم این کینه ها را نشان داده اند!!!
    بقیه مردم یا تطمیع شدند یا با تهدید کنار کشدند این گونه موارد سابقه قرآنی دارد
    حضرت موسی چهل روز به طور رفت مردم گوساله پرست شدند نه تنها وصی پیامبراشان یعنی هارون را کنار زدند بلکه خود پیامبر را نیز کنار زدند بالاتر خدا را نیز انکار کرده و گوساله پرست شدند اینها همه در چهل روز اتفاق افتاد حال ممکن نیست پس از پیامبرما مردم وصی را کنار بزنند؟؟؟
    ایا این جوابهای محکم و دندان شکن که یاشاهد مثال وحیانی دارد یا پشتوانه عقلانی دارد یا در بیرون بارها اتفاف افتاده باز احمقانه حساب می شود؟؟؟

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۴/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۲:۲۲
    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه)

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود