صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شغل تحقیر آمیز

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293

    شغل تحقیر آمیز




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    من یه دختر 28 ساله، مجرد و فوق لیسانس با معدل فوق العاده خوب و از یه دانشگاه نسبتا خوب هستم. بیشتر از یک ساله که از پایان نامه ام دفاع کردم و با این که دکتری برای مصاحبه به چند دانشگاه دولتی روزانه دعوت شدم اما نرفتم. چون با تحقیقات وسیعی که کردم متوجه شدم که رشته من و صد البته گرایش من و از اون مهم تر موضوع پایان نامه من اگرچه یکی از بهترین رشته و گرایش ها و بروزترین موضوعات در دنیاست که حتی چند دانشگاه خوب امریکایی رشته تخصصی پایان نامه من رو به عنوان رشته ورودی دکتری دارند ، اما متاسفانه در ایران حتی تره هم برای اون خرد نمیشه و دکتری این رشته نهایتا باید به تدریس خصوصی تو نقاط دور و نزدیک و یا چند واحد اندک دانشگاهی ( صد البته با پارتی و التماس به این و اون) رضایت بده. البته میدونیم که نحوه پیدا کردن شغل برای افراد مختلف متفاوته و خدا به بعضی ها چنان لطفی کرده که با سر و زبون مثال زدنی و پاچه خواری و پارتی بازی می تونن خودشونو بالا بکشن.

    مشکل دیگه من مشکلات خانوادگی عدیده ایی که دارم که دیگه نمیگم چون خودم واقعا حوصله یاداوری مجددشون رو ندارم ولی به این نکته اکتفا می کنم که پدر من با وجود این که بسیار وضع مالیش خوب هست ( 6 باب منزل دارن) یه مقدار خسیسه و تا بهش رو نزنی و دستت رو پیشش دراز نکنی بهت پول نمی ده و تازه بعد از دادن به روش های مختلف آدمو میچزونه که وای دیگه خرجی نداریم و باید برم نسیه بگیرم و من که همیشه نمیتونم خواستگار راه بدم چون همیشه توانایی دادن جهیزیه ندارم و اینا.
    اعتراف می کنم که حدود 6 ماه پس از دفاع خیلی افسرده شدم چون هر چی دنبال کار گشتم (حتی کاری که ماهی 200 تومن درامد داشته باشه که حداقل پول توجیبی خودم در بیاد) پیدا نکردم.

    تا این که بعد از یه مدتی تو یه موسسه قرآنی کار پیدا کردم. اولش اصلا نپرسیدم که حقوقش چقدره چون فقط به خاطر مفید بودن برای جامعه و رضای خدا رفتم. متاسفانه توی اون موسسه از طرف کادر و کارمندانش با من بسیار بد برخورد شد. یه بار سر یه موضوعی به من گفتن که شما یا نمیفهمی یا نمیخوای بفهمی که باید این کارو انجام بدی ( در صورتی که اصلا وظیفه من نبود). یا این که مدام کنایه میزنن که شما فکر کردی فقط خودت پایان نامه نوشتی و دیگران هیچ کاری نکردن و یا این که شما اصلا حس مسئولیت و همکاری نداری و نمیتونی مسائل رو اهم و مهم کنی و ....
    متاسفانه تمام کادر اونجا مدرک تحصلیشون از من پایین تره و با وجود این که خدا رو شاهد میگیرم که حتی از توهین هاشون اشک توی چشمهام جمع شده ولی تا به حال یکبار هم جوابشونو ندادم ( چون من مثل اونا نیستم).

    اولش هم که برای کار رفتیم در نهایت تاسف باید بگم که مدیرش گفت شمایی که دنبال کار می گردید اگه یه مقدار هم تحقیر شدید باید تحمل کنید!!!.

    متاسفانه مدیر اونجا هم اصلا بلد نیست مدیریت کنه و حتی یکبار تلویحا به من گفت که دخترم رو ببر دستشویی!!!!!. یه سری مسائل دیگه هم هست که نمیگم.

    خوب ببخشید زیاد شد اما باید بگم که کاری که من اونجا انجام میدم کار سیکل هست. و به خدا فقط به خاطر این اونجا موندم که ممکنه کسی بخواد قرآن یاد بگیره و راهنماییش کنم که چطور کلاس بیاد همین.

    حدود سه ماهه که بطور جدی تو فکر بیرون اومدنم . باور میکنی برای 6 ساعت کار در روز فقط ماهی حداکثر 320 تومن میدن بدون بیمه. حس میکنم استعدادم داره تلف میشه.

    از طرفی از بچه های فارغ التحصیل دکتری رشته خودم هم میپرسم میگن همینو بچسب که اصلا گیرت نمیاد حتی گیر ما هم نمیاد.

    من تو یه رشته هنری فعالیت دارم وحتی از طرف انجمن اون رشته هر ماه در کمال ادب و احترام برای من دعوت نامه شرکت در مجمع و انتخابات و ... میاد اما متاسفانه توی این موسسه خیلی تحقیر شدم و هر وقت که میخوام کلید بندازم و بیام تو انگار تمام ساختمانش رو روی سرم خراب میکنن.

    از شما مشاوره میخوام که کمکم کنید که چکار کنم. در ضمن من برای کار به هر کس که بود رو انداختم بطوری که دیگه واقعا از خودم بدم اومده که چرا اینقدر دست پیش کسان دراز کرده ام.




    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست







    شغل تحقیر آمیز








    کارشناس بحث: استاد حامی

  5. صلوات ها 14


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    سلام خدمت شما خواهر گرامي و كوشا
    از اعتمادتون به اين مركز سپاسگزارم. متأسفانه بايد اعتراف كنم به واقعيات زيادي كه در نامه شما منعكس شد. پارتي بازي، تقلب، پاچه خواري و مدرك گرايي و.... از واقعيات بسيار تلخ جامعه ما است. خدا را شكر كه شما اهل عقب نشيني نيستيد و همت بالايي داريد. بسياري از مردان كه بايد براي ازدواج و مسكن و نفقه دادن همت بالايي داشته باشند اهمالكار هستند.
    اين چرا جامعه ما به اين بلا گرفتار شده است بحث و تحليل خودش را مي طلبد ولي اين كه ما در چنين شرايطي چه كاري از دستمان بر مي آيد حرف ديگري است. در اين جا محور بحث بخش دوم است يعني با اين شرايط موجود چه بايد كرد.

    - اين كه كار در دارالقرآن را به دليل باورهاي ديني عميق خودتان با سختي هايش پذيرفته ايد ستودني. زندگي به اين چند روزه دنيا ختم نمي شود و شما سرمايه معنوي خوبي خواهيد داشت و ان شاالله در اين جا كارفرماي شما خداوند است و به زندگي شما بركت و نشاط مي دهد و رزق فراوان به شما مي دهد. متأسفم كه بگويم دارالقرآن ها و جامعه القرآن هاي كشور ما بودجه دولتي ندارند و اغلب با هزينه خيران و والدين اداره مي شود. گاهي مربيان حافظ قرآن در اين مراكز خيلي كمتر از دريافتي شما درآمد دارند و در بسياري از موارد حقوقشان با تأخير پرداخت مي شود و حتي خود مراكز انها اجاره اي است.
    - در كمتر كاري اين مشكلات و تنش ها نيست. بله گاهي كارفرما از زيرداستانش شايسته تر نيست. مدير فرهنگي كارخانه بزرگي از يكي از روحانيان درخواست كرد برايشان كتابي بنويسد و قرارداد را به تعويق انداخت بعد از بيش از دوهزار ساعت كار وقتي به طوري جدي گفت كه نياز به قرار داد است. گفت هزينه كتاب بالا است و من فكر نمي كردم اين طور شود و شما كتاب را براي خودتان بنويسيد و چاپ كنيد. يك سال از چاپ كتاب با هزينه بالايش
    گذشته ولي به دليل حمايت نشدن از سوي كارخانه هاي از 6000 فقط 500 عدد فروخته شده است.
    - بزرگوار روزي ما به دست خداوند است بله همت ما و خوش بيني ما به خداوند بسيار مهم است. روحانيون و طلابي كه وارسته اند بعد از سال ها تحصيل در حوزه شهريه انها به در مدارج بالا در حد 400 تومان است. ولي اعتقاد دارند كه خداوند روزي اهل علم را مي دهد وقتي با روحانيون رواسته روبه رو مي شويم مي بينيم كه آنها همان مشكلات اقتصادي جامعه بلكه بيشتر را دارند ولي نشاط انها از افرادي كه درآمد بالا دارند و خسيس هستند بيشتر است.
    - در ضمن كار در دارالقرآن اگر به رشته خودتان علاقه داريد و مي دانيد كه زمينه موفقيت شما در آن هست ادامه دهيد. براي ادامه تحصيل حتما با اساتيد متعدد رشته خود مشورت كنيد و زمينه هاي فعاليت را بررسي كنيد.
    - گاهي رضايت نداشتن از شغل سبب مي شود انسان حس خوبي نسبت به محل كار و همكاران و ...نداشته باشد خيلي مرافب باشيد نارضايتي از شرايط جامعه و نيافتن شغلي متناسب با رشته خود شما سبب ارتباط سرد در دارالقرآن نشود ولي اگر اين امر در شما نيست بهتر است با ارتباط خوب با مربيان و دانش آموزان و والدين زمينه ارتقا خودتان را افزايش دهيد. با مطالعه و مشورت با مربيان فرهنگي دارالقرآن ها ايده هاي جديد بدهيد و حتي با گذراندن دوره هاي آموزشي نزد اساتيد زمينه رشد خود را فراهم آوريد تا خودتان هم استاد شويد. اگر شرايط كاري براي تان دشوار بود ابتدا با جامعه القران يا دارالقران ديگري هماهنگ شويد و زمينه انتقال خود را فراهم آوريد. كتاب هاي جامعه القرآن و نرم افزارهاي تربيت مربي كودك و آشنايي با اساتيد مختلف اين رشته مهم است.
    - افرادي زيادي در جامعه شرايط شما را دارند ولي از نظر روان شناختي افرادي كه اهل كار هستند از چند جهت موفق تر هستند.
    الف) يقينا كار هر چند متناسب با رشته و گرايش تحصيلي ما نباشد از بي كار خيلي بهتر است و مانع خيالپردازي و افسردگي مي شود. با كار قدرت ذهن و خلاقيت انسان تحليل نمي رود. انسان نزد خانواده و دوستان اعتبار و عزتش پايين نمي آيد.
    ب) همين طور كه بركه به دليل حركت نداشتن بوي تعفن مي گيرد و رودخانه جاي با صفا و زلال است. انساني كه بي كار است گرفتار هيجان هاي منفي (خشم، نفرت، غم و افسردگي و..) مي شود. چنين فرد نسبت به خود و ديگران و آينده بدبين تر از فردي است كه از شغلش راضي نيست.
    ج) افرادي كه فعال هستند و با نشاط و دنبال كار هستند. چون روابط اجتماعي زيادتري دارند بيشتر از ديگران در معرض موقعيت هاي خوب قرار مي گيرند و احتمال اين كه در ضمن كار خود رشد كنند و علاقمند شوند و يا با كار ديگري آشنا شوند بيشتر است. يكي از بازاريان موفق مي گفت: من نزديك چهل كار را تجربه كرده ام و از يك روز هم بي كار نبودم. براي همين زياد نگران نبودم كه محترمامه به كارفرمايم انتقاد يا پيشنهاد و ايده بدهم. تا اين كه بالاخره با كار بازاريابي آشنا شدم ابتدا از كارهاي بسيار جزيي و تحقيرآميز شروع كردم ولي به تدريج تجربه ام زياد شد و سختي ها را تحمل كردم و رشد كردم و مورد اعتماد مديران ارشد شركت هاي مختلف قرار گرفته ام. الان انها از من دعوت براي كار مي كنند و من براي قرار داد برايشان شرط مي گذارم. همكاران من كه از هم اول دنبال كار پر درآمد و آسان مي گشتند رشدي نكرده اند.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۹:۵۲
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

    قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ



    دوست داشتن خواستنى‏ ها از زنان و اولاد و اموال فراوان از زر و سيم و اسبان نشاندار و دام‏ها و كشتزاران در چشم مردم آراسته شده است، ولى اينها متاع زود گذر زندگانى دنياست و سر انجام نيكو [و زندگى عالى ‏تر] نزد خداست
    بگو: آيا شما را به بهتر از اينها خبر دهم؟ براى پرهيزگاران نزد پروردگارشان باغ‏هايى است كه از پاى درختانش نهرها جارى است و در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاكيزه و [از همه خوش ‏تر] رضا و خرسندى خدا را دارند، و خداوند بر [احوال‏] بندگان بصير است


    سوره : آل عمران آیه : 15 و 14

    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    • نوع فایل: mp3 014.MP3 (61.1 کیلو بایت, 12 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 015.MP3 (83.7 کیلو بایت, 14 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 014.MP3 (63.4 کیلو بایت, 14 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 015.MP3 (74.2 کیلو بایت, 13 مشاهدات)


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    379
    حضور
    25 روز 10 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1118



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    اولش هم که برای کار رفتیم در نهایت تاسف باید بگم که مدیرش گفت شمایی که دنبال کار می گردید اگه یه مقدار هم تحقیر شدید باید تحمل کنید!!!.

    متاسفانه مدیر اونجا هم اصلا بلد نیست مدیریت کنه و حتی یکبار تلویحا به من گفت که دخترم رو ببر دستشویی!!!!!. یه سری مسائل دیگه هم هست که نمیگم.

    سلام. بنده سوالی از استاد حامی داشتم و اون اینکه وقتی که آدم بدی رو از یه کسی که اصلا ازش همچین انتطاراتی نمیره می بینه قبح و زشتی اون چند برابره. حالا این خانوم اگه از طرف استادشون تو دانشگاه تحقیر می شدن خیلی بهتر از این بود که اینجا این اتفاق براش بیوفته.

    من خودم شخصا به این امر اعتقاد دارم که آدم تا میتونه باید عزت و کرامت خودش رو حفظ کنه و به خاطر پول تن به هر خفتی نده.

    فکر میکنم استاد حامی از دید مردانه خودشون به قضیه نگاه کردن چون شرایط کاری در مورد خانم ها واقعا فرق داره و این موارد با عث لطمه روحی میشه.

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    سلام. بنده سوالی از استاد حامی داشتم و اون اینکه وقتی که آدم بدی رو از یه کسی که اصلا ازش همچین انتطاراتی نمیره می بینه قبح و زشتی اون چند برابره. حالا این خانوم اگه از طرف استادشون تو دانشگاه تحقیر می شدن خیلی بهتر از این بود که اینجا این اتفاق براش بیوفته.

    من خودم شخصا به این امر اعتقاد دارم که آدم تا میتونه باید عزت و کرامت خودش رو حفظ کنه و به خاطر پول تن به هر خفتی نده.

    فکر میکنم استاد حامی از دید مردانه خودشون به قضیه نگاه کردن چون شرایط کاری در مورد خانم ها واقعا فرق داره و این موارد با عث لطمه روحی میشه.
    سلام بر شما
    خب سيره ائمه و روايات اخلاق اجتماعي ما مانند تغافل، مدارا، عفو، عاقبت انديشي، هم انديشي، نقدپذيري، و... براي انسان اعم از زن و مرد است و اگر جايي بحث جنسيت باشد اشاره مي كنند.
    وقتي دخترم از تبعيص و بي انصافي ها در محيط آموزشي گله مي كرد به او مي گفتم: شما به تدريج از محيط كوچك منزل وارد محيط بزرگتر معاشرت با اقوام مي شوي و بعد محيط بزرگ تر مدرسه را تجربه مي كني و بعد ارتباط هاي وسيع تر مانند مانند محيط دانشگاه يا همكاران و همسر و خانواده اش را تجربه مي كني.
    بايد دقت كني كه افراد همه يك جور نيستند. اخلاق متفاوت و شخصيت منحصر به فردي دارند. در معاشرت ها افراد بد قلق داريم. افرادي كه خودشان هم اسير مشكلات اخلاقي و شخصيتي خود هستند.
    تفاهم باديگران قسمت عمده اش به تواناني تحمل تفاوت ها است.
    همين طور كه بين چندين خواهر و برادر به طوري طبيعي اختلاف نظر و شخصيت بين برخي وجود دارد در جامعه هم همين طور است
    ولي غالبا خرده شيشه ندارند
    به قول آيت الله جوادي هم در دنيا ظلم زياد است ولي ظالم زياد نيست.
    اين را در مشاوره ها هم مي بينيم وقتي در خانواده درماني اعضاي يك خانواده يا در زوج درماني زن و شوهر جداگانه با مشاور صحبت مي كنند همه واقعا فكر مي كنند حقشان ناديده گرفته شده است اگر به اين دقت كنيم راحت تر مي توانيم ديگران را تحمل كنيم. اگر قلق هاي ارتباط با افراد را متناسب با حساسيت هاي انها و شخصيت و خلا هاي عاطفي شان به دست اوريم ارتباط موفق تري خواهيم داشت. گذشت با همه سختي اش به ما آرامش بيشتري مي دهد و نفرت و كينه با دل خنك شدن ابتدايي اش خرواري از سنگيني و تاريكي و آشفتگي رواني به بار مي اورد. ولي افراد ديگر هم در افزايش صبر و حلم ما هم موثر هستند ولي معمولا افراد مشوق تنش مي شوند تا بردباري.

    به نرمی ز دشمن توان کرد دوست
    چو با دوست
    سختی کنی دشمن اوست


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ در ساعت ۲۲:۵۲
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460




    داستان بانوي نيشابوري شطيطه به ما مي گويد:
    گاهي اموال زياد وبال مي شود
    و اموال كم بال.
    بخوانيم

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    379
    حضور
    25 روز 10 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1118



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    تغافل، مدارا، عفو، عاقبت انديشي، هم انديشي، نقدپذيري
    استاد جان حالا به نظر شما اگه بازهم ایشون مورد طعن و تحقیر قرار گرفتن چه رفتار عملی نشون بدن؟؟؟

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    استاد جان حالا به نظر شما اگه بازهم ایشون مورد طعن و تحقیر قرار گرفتن چه رفتار عملی نشون بدن؟؟؟
    سلام
    خب بنده گفتم گاهي واقعا حال دروني انسان آن قدر بد است كه منبع ارتباط بد با ديگران مي شود مانند دانشجوي غريبي كه از يار و ديار دور افتاده است و به اجبار والدين رشته اي را گزينش كرده است. او مردم آن شهر، هم كلاسي ها و استاتيد و محيط دانشگاه را تاريك ارزيابي مي كند ولي اگر برعكس باشد حتي تنبيه استاد و تلخ كامي ها را راحت تر تحمل مي كند.
    بايد بررسي شود آيا خود ما به دلايلي زودرنج شده ايم؟ آيا وقتي معدل گيري مي كنيم افراد متعددي نظر ما را درباره شيوه رفتاري مدير دارند؟
    آيا چنين تنش هايي در محيط هاي ديگر هم تا حدودي طبيعي نيست؟ مثل تنش بين اعضاي خانواده
    آيا احتمال دارد مدير عوض شود؟
    همه موارد در نظر گرفته شود
    ولي اگر حال ما خوب است و افراد زيادي اتفاق نظر دارند كه برخورد مدير نادرست است و با گفتگوي صميمانه اصلاح نمي شود و مدير به اين زودي عوض نمي شوند
    بهتر است در ضمن داشتن همين كار به دنبال مركزي ديگري باشند.
    البته گاهي ارتباط صميمانه با فردي كه مي بينيم تلخ برخورد است نگرش ما را تغيير مي دهد مثلا اگر ما فكر كنيم دست مدير دادن حقوق باز است و حقوق كم دريافت مي كنيم يك نظر داريم ولي وقتي بدانيم مدير براي اداره ان مركز بايد به خيران زيادي رو بزند و اذيت مي شود يك نگرش ديگر.
    ...
    بنده خودم در ايام تحصيل در حوزه از دست مدير مدرسه مان شاكي بودم و شب نامه اي چند صفحه اي نوشتم بين نزديك هزار طلبه پخش كنم بعد به فكر آمد شب بيندازم داخل اتاق مدير. اسمم را نوشتم و با امضا انداختم داخل اتاق مدير.
    به دوستان هم گفتم كه فردا سر در مدرسه معصوميه قم بنده را دار زنده اند تا مايه عبرت شود
    فردا بلندگوي مدرسه صدا در امد آقاي حامي .....به دفتر مدرسه
    استرجاع را بر زبان جاري كردم:‌انا لله و انا اليه راجعون با چشماني اشكبار با دوستان خدا حافظي كردم و پلاكم را دادم به هم حجره اي ام و گفتم به بابام بگو حامي يك مَرد از دنيا رفت
    مدير مدرسه با احترام بي سابقه با بنده برخورد كرد و گفت نيازي نمي بينم مشكلات اقتصادي مدرسه و دست خالي بودنم را و نداشتن پول براي پرداخت حق التدريس اساتيد را در مدرسه جار بزنم ولي به احترام نامه با نامي كه نوشتي برايت بخشي از مشكلات را مي گويم و راضي نيستم به ديگران بگوييد كه طلاب سرد شوند بگذاريد ناسزا را به بنده بگويند نه حوزه.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    خارجكي ها يه مثل خوبي دارند:
    مي گويند اگر مي خواهي راه رفتن كسي را نقد كني ابتدا كفش هاي او را بپوش و چند قدمي با آن راه برو.
    من خودم وقتي الان ارتباط هايم را با هم اتاقي هايم در زمان تحصيل ارزيابي و بازنگري مي كنم
    مي بينم كه چه قدر خام بوده ام و مي توانسته ام بهتر باشم
    مثلا سال اول كسي به بنده تهمت زد با او درگير شدم و زد و خوردي داشتيم اون موقع به خون او تشنه بودم
    بعد از چندسال او را ديدم سراغش رفتم با گرمي با او احوال پرسي كردم خودش خجالت مي كشيد اگر همين به كلام خدا گوش داده بودم همان موقع او را مي بخشيدم و خون خود را مدت زيادي كثيف نمي كردم

    «
    وَلا تَستَوِي الحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ
    ادفَع بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ فَإِذَا الَّذي بَينَكَ وَ بَينَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ؛
    (فصلت / 34)
    هرگز نیکی و بدی یکسان نیست، بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی است گویی دوستی گرم و صمیمی است.»


    قرآن از ویژگی های بندگان خوب خداوند چنين مي گويد :
    «
    وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً

    سوره فرقان،آیه63

    بندگان رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏ تكبّر بر زمين راه مى‏ روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى ‏گويند و با بى‏ اعتنايى و بزرگوارى مى ‏گذرند





    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    • نوع فایل: mp3 034.MP3 (38.3 کیلو بایت, 15 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 034.MP3 (31.7 کیلو بایت, 14 مشاهدات)


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ در ساعت ۲۳:۲۸
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۷/۰۲, ۱۰:۴۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود