صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعویق ازدواج تا بهبود وضع مالی به خاطر فرار از منت گذاشتن های پدرم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120

    تعویق ازدواج تا بهبود وضع مالی به خاطر فرار از منت گذاشتن های پدرم




    سلام

    من یک سال پیش تاپیکی باز کردم (اینجا) در مورد تردید در انتخاب بین دو فرد برای ازدواج که البته هیچ کدوم به نتیجه نرسید .. که شرحش مفصله و دردی دوا نمیکنه. بعد از اون قضایا یک خواستگاری بی سرانجام دیگه هم رفتم و بعدش تا حالا نزدیک به یک ساله که بی خیال این قضیه شدم فعلاً.

    حالا چرا بی خیال؟ من بعد از این همه خواستگاری و رفت و آمد به این نتیجه رسیدم که تا زمانی که به استقلال و اوضاع مالی خوب نرسم ازدواج نکنم. چرا که اولا در حال حاضر با توجه به درآمد کمی که دارم نمی تونم از پس تمام هزینه ها بر بیام . و ثانیا نمی خوام از پدرم در این زمینه هیچ کمکی دریافت بکنم. علی رغم اینکه پدرم اصرار داره که پشتیبانیت می کنم میدونم که این حمایت مالی برام گرون تموم میشه. چون پدرم همیشه در تمام شؤون زندگی ما اعمال نظر میکنه یا دوست داره اعمال نظر کنه و وای به حال ما (و بیشتر از بقیه من!) اگه دقیقا طبق نظر ایشون رفتار نکنیم : کلا از هر حیث ساقط می شیم و سالها چوبشو میخوریم و سرکوفت و تخریب شخصیت و ...
    حالا مگه پدرم چی میگن؟ ایشون به خاطر شخصیت وسواسی جبری که دارن فقط نظر خودشون رو قبول دارن و هر کی هم خلاف نظرشون رو داشته باشه هیچی! مثلا توی پول خرج کردن .. توی انتخاب و خرید لباس ، همه مون باید اصول ایشان را رعایت کنیم و الا بی فرهنگ و فلانیم! شغل باید حتما استخدام میشدیم تا یه باریکه حلال گیرمون بیاد و الا بازنده بودیم .(توی تاپیک قبلی گفتم که کارمند بخش دولتی هستم با یه حقوق کم. پس انداز زیادی هم ندارم).

    توی انتخاب همسر چی؟ فقط خونواده ش خوب باشن (بخوانید وضعت مالی خوب داشته باشن) .. خود دختره شل حجاب هم بود اشکالی نداره . توی این دوره و زمونه همه اینجورین. اصل خونواده ست. صحبت با دختر توی خواستگاری فقط 5 دقیقه! بیشتر حرف بزنی دختر ازت زده میشه! مگه من و مادرت چقدر حرف زدیم؟ بعدشم هر چقدر حرف بزنی نمی تونی بشناسیش . (حالا هر بار من کم کمش 1 ساعت میحرفیدم و هر بار که میومدم خونه کلی سرزنشم میکردن وقتی هم که جواب خونواده دختر منفی میشد ربطش میدادن به این قضیه!) مشاور؟ حرفشم نزن! قرتی بازیه. پول حروم کردنه....

    اینایی که این بالا نوشتم خلاصه ای از افکار و عقاید پدرم بود که در زمینه ازدواج باهاشون مواجه بودم. موردی هم که پارسال دربارش تاپیک زدم با اینکه تا دو قدمی عقد پیش رفته بودم به خاطر اصرار پدرم به هم خورد . (بماند که چه خون دلی خوردم تا حالم بهتر شد . جالبه بدونید شب همون روزی که اون مورد رو کنسل کردم، با اون حال من، پدرم یکی دو نفر دیگه رو بهم پیشنهاد کرد! )

    الان من دارم نهایت سعیم رو می کنم که وضعیت مالیم رو سر و سامون بدم. دلم می خواد علاوه بر خونه و ماشین اون قدری پول داشته باشم که دیگه کسی نتونه برام تصمیم سازی کنه.

    توی یک سال اخیر هر مورد جدیدی که خونوادم پیشنهاد کردن جوابم این بود که : بی خیال ، از خیرش گذشتم، فعلاً نه. اوایل زیاد مشکلی نبود اما چند ماهیه که به شدت تحت فشارم از جانب پدر و مادرم برای ازدواج . از یه طرف حس ازدواج رو ندارم و حوصله دردسر و بحث و اینا رو دیگه ندارم. از طرف دیگه دارم به 30 سال نزدیک میشم و این کمی نگرانم کرده . از یه طرف فشارهای پدر و مادرم و تصمیم سازی های پدرم رو نمی تونم بپذیرم و از طرف دیگه وقتی یادم میاد اون زمونی که چقدتور دلم میخواست ازدواج کنم و خونواده مانع بودن و یا اینکه زمانی که یه دختری پیدا شد که همون منو قبول کرد و هم من اونو، با اون وضعیت بهم خورد ، یه جورایی دچار لج بازی شدم . البته برای این لجبازی دلایل معقول و منطقی هم دارم که بعضیاش رو نوشتم. یک دلیل دیگه هم اینه که اگه الان بخوام ازدواج کنم باید طبق نظر پدرم انتخاب کنم، طبق نظر پدرم عقد و عروسی کنیم، طبق نظر پدرم بریم و بیایم و کلا طبق نظر پدرم زندگی کنیم.

    حالا سوالی که از مشاوران محترم سایت دارم اینه که آیا به نظرتون در شرایط فعلی تصمیم درستیه به تعویق انداختن ازدواج حداقل تا 2 سال دیگه که به بعضی چیزایی که میخوام برسم؟

    از کارشناس محترم ارجاع سوالات خواهش می کنم موضوع رو از اول باز بگذارند تا زمانی که مشاور محترم جواب بدن بتونم از نظر دوستان اسک دینی هم مطلع بشم. (وجداناً نبندین تاپیک رو!)

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58317



    با نام و یاد دوست







    تعویق ازدواج تا بهبود وضع مالی به خاطر فرار از منت گذاشتن های پدرم








    کارشناس بحث: استاد امین

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4651



    سلام

    با توجه به مشکلاتی که گفتید به تعویق انداختن ازدواج مشکل چندانی از شما حل نمی کند؛ چون نهایتش این است که شما الان مثلا هیچ چی پس انداز نداری و دو سال دیگر شاید یک ماشین و کمی پس انداز هم داشته باشی؛ تازه همینش هم با هزار اما و اگر است؛ چون پول جمع کردن و پیشرفت در دوران مجردی حتی با درآمد بالا از شاخ فیل شکستن هم سخت تر است. اینکه چرا؛ دلایل مختلفی دارد که به نظرم قبلا در موردش بحث شده باشد؛ در حالی که مشکلات مطرح شده صرفا با پول حل نمی شود و برای حل هر کدام باید از راه خودش وارد شد.

    بنابراین پاسخ کلی شما این است که چنین کاری در این شرایط چندان عاقلانه نیست و بهتر است هم برای ازدواج و هم برای رفع مشکلات مطرح شده با ساز و کاری جدید اقدام کنید تا مشکلاتتان از این بیشتر نشود؛ چون اگر بخواهید ازدواج را عقب بیندازید، نه تنها ضمانتی برای حل مشکلات فعلی وجود ندارد؛ بلکه مشکلات جدید هم مثل بالا رفتن سن و بی حوصلگی بیشتر و کم شدن موردهایی که با شما تناسب داشته باشند و فشار تنهایی و آدم حساب نشدن در جو خانواده و اطرافیان و ... هم به مشکلات فعلی اضافه می شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    من بعد از این همه خواستگاری و رفت و آمد به این نتیجه رسیدم که تا زمانی که به استقلال و اوضاع مالی خوب نرسم ازدواج نکنم. چرا که اولا در حال حاضر با توجه به درآمد کمی که دارم نمی تونم از پس تمام هزینه ها بر بیام . و ثانیا نمی خوام از پدرم در این زمینه هیچ کمکی دریافت بکنم. علی رغم اینکه پدرم اصرار داره که پشتیبانیت می کنم میدونم که این حمایت مالی برام گرون تموم میشه. چون پدرم همیشه در تمام شؤون زندگی ما اعمال نظر میکنه یا دوست داره اعمال نظر کنه و وای به حال ما (و بیشتر از بقیه من!) اگه دقیقا طبق نظر ایشون رفتار نکنیم : کلا از هر حیث ساقط می شیم و سالها چوبشو میخوریم و سرکوفت و تخریب شخصیت و ...
    هزینه های ازدواج را باید به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش آن مربوط به هزینه های اولیه مثل مخارج ازدواج و خرید کالا و ... است و بخش دیگر آن مخارج مربوط به بعد از ازدواج و هزینه های روزمره زندگی است. به نظر می رسد با توجه به اینکه شاغل هستید مشکلی در مخارج روزمره وجود نداشته باشد؛ البته به شرطی که مثل خیلی ها که حتی درآمدشان از شما هم کمتر است قناعت به خرج دهید. اگر اینطور باشد مشکلات بعدی هم حل می شود؛ چون معمولا زمانی کمک گرفتن از پدر منجر به مشکلات مطرح شده از جانب شما می شود که هزینه های روزمره را هم از ایشان بگیرید؛ وگرنه در غالب موارد بخش عمده ای از خرج های اولیه ازدواج را پدر خانواده تقبل می کند و معمولا هم منتی نمی گذارد و در مقابلش هم چیزی طلب نمی کند. به عبارتی اگر پدر شما در هزینه های ابتدایی به شما کمک کند و در هزینه های روزمره، خودتان از پس زندگی بر بیایید، دیگر آنگونه که شما می گویید دستتان زیر سنگ ایشان نخواهد بود.
    همه اینها در کنار این مسئله است که اولا استفاده از نظرات پدر و مادر در طول زندگی کارساز و مفید است و نباید اسم هر مشورت و دلسوزی را دخالت بگذارید؛ چون حتی اگر پدر و مادر به شما کمک مالی هم نکنند باز هم دلسوز شما هستند و قطعا دوست دارند هر طور شده به شما کمک کنند. حتی اگر آنها به سراغ شما نیایند شما نباید هیچ وقت خودتان را مشورت و تجربه آنها محروم کنید چون این شما هستید که در این صورت ضرر خواهید کرد نه آنها و ثانیا در مواردی که احساس می کنید بوی دخالت می دهد، می توانید مدیریت کنید و به مرور، جریان زندگی را به سمتی هدایت کنید که نه تنها دخالتی از جانب آنها در زندگی شما صورت نگیرد بلکه آنها برای زندگی خود از شما مشورت بگیرند که این مسئله خود بحث مفصلی می طلبد که انشاء الله بتوانیم در یک فرصت مناسب جوانب و چگونگی آن را بررسی کنیم.

    بنابراین اولا برای هزینه های ابتدایی روی کمک پدر حساب کنید و به نگرانی های گفته شده توجه نکنید و ثانیا سعی کنید خود را به درجه ای برسانید که آنها به شما اعتماد کنند و روی شما حساب باز کنند و حتی از شما مشورت بگیرند. یکی از راه های رسیدن به این مرتبه، ازدواج است. تا زمانی که شما مجرد باشید تقریبا همین آش و همین کاسه است.



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    ایشون به خاطر شخصیت وسواسی جبری که دارن فقط نظر خودشون رو قبول دارن و هر کی هم خلاف نظرشون رو داشته باشه هیچی! مثلا توی پول خرج کردن .. توی انتخاب و خرید لباس ، همه مون باید اصول ایشان را رعایت کنیم و الا بی فرهنگ و فلانیم! شغل باید حتما استخدام میشدیم تا یه باریکه حلال گیرمون بیاد و الا بازنده بودیم .(توی تاپیک قبلی گفتم که کارمند بخش دولتی هستم با یه حقوق کم. پس انداز زیادی هم ندارم).
    این نگاه فقط برای پدر شما نیست و در غالب بزرگتر ها وجود دارد و تا حدودی طبیعی هم هست؛ چون آنها فکر می کنند تجربه بیشتری دارند که دارند و می خواهند با تحمیل این تجربه ها به شما سود برسانند. قصد و نیست آنها درست است؛ اما این شیوه آنهاست که درست نیست. بخشی از آن را می شود حل کرد؛ اما در بعضی موارد که قابل حل نیست باید ساخت؛ مگر اینکه خلاف شرع باشد. این کمترین کاری است که می شود در قبال زحمات آنها انجام داد و احترامشان را حفظ کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    فقط خونواده ش خوب باشن (بخوانید وضعت مالی خوب داشته باشن) .. خود دختره شل حجاب هم بود اشکالی نداره . توی این دوره و زمونه همه اینجورین. اصل خونواده ست. صحبت با دختر توی خواستگاری فقط 5 دقیقه! بیشتر حرف بزنی دختر ازت زده میشه! مگه من و مادرت چقدر حرف زدیم؟ بعدشم هر چقدر حرف بزنی نمی تونی بشناسیش . (حالا هر بار من کم کمش 1 ساعت میحرفیدم و هر بار که میومدم خونه کلی سرزنشم میکردن وقتی هم که جواب خونواده دختر منفی میشد ربطش میدادن به این قضیه!) مشاور؟ حرفشم نزن! قرتی بازیه. پول حروم کردنه....
    در این مسئله باید به طور جدی ایستاد و نباید شل گرفت؛ یعنی اگر خانواده به چیزی اهمیت نمی دهند که برای شما قابل اهمیت است مثل حجاب، تحت هیچ شرایطی نباید تسلیم خواست آنها شوید؛ به خصوص مواردی که خلاف شرع است. اما باید به دو نکته مهم توجه کرد:

    1- گاهی اوقات مسئله کاملا واضح و روشن است که حق با کیست؛ مثل همین مسئله حجاب؛ اما گاهی ممکن است به این وضوح نباشد و جوان فکر کند نظر خودش درست است ولی در واقع اینطور نباشد. لذا بهترین راه این است که شما یک مرجع و یک معیار برای درست و نادرستی نظرات خود داشته باشید تا اگر احیانا در مواردی با پدر و مادر خود دچار اختلاف شدید، بتوانید نظر درست را جویا شوید. سوال کردن از مشاور و افراد با تجربه و اهل تدین می تواند مرجع خوبی باشد.
    2- درست است که گاهی نظر خانواده اشتباه و حتی خلاف شرع است؛ اما این مسئله مجوزی برای بی احترامی به والدین نیست؛ چون احترام به والدین تحت هر شرایطی از ضروریات است. لذا تمام سعی و تلاش شما این باشد که با حفظ احترام آنها را متقاعد کنید که مطابق خواست شما عمل کنند.
    مثلا در مورد شما که می گویید تنها ملاکشان وضعیت مالی دختر است و به دیگر موارد توجهی ندارند، شما می توانید مستقیم و غیر مستقیم در مورد ملاک های ازدواج خود با آنها صحبت کنید و بگویید که چنین ملاک هایی دارید و دلیل عقلی و شرعی و عرفی هر کدام را هم بیان کنید.
    اگر حرف شما خریدار نداشت از واسطه کمک بگیرید. این واسطه می تواند یک فرد صاحب نفوذ در خانواده شما باشد یا یک کتاب یا حتی یک کلیپ. مهم این است که شما از هر راه نفوذی استفاده کنید.
    نهایتا اگر نتوانستید به طور منطقی آنها را قانع کنید، استفاده از احساسات و عواطف آنها می تواند مشکل شما را بدون ایجاد ناراحتی حل کند. مثلا شرایط فعلی شما مساعد این است که به آنها بفهمانید تصمیم گذشتشان اشتباه بوده؛ یعنی به آنها بگویید اینکه از ازدواج زده شدید به خاطر این است که به هیچ وجه به نظر شما اهمیت نمی دهند و اگر بنا باشد شما به سلیقه خودتان کسی را انتخاب کنید، بهتر است به جای من خودتان با او زندگی کنید. البته این را هم بگویید که نظرات شما برای من محترم و قابل استفاده است و اعتراف می کنم که تجربه ای که شما دارید من ندارم؛ اما شما هم کمی به من حق بدانید و بپذیرید کسی که بناست با دختر مورد نظر عمری زندگی کند من هستم. بهترین کمک شما به من این است که کسی را برای من پیدا کنید که با افکار و عقاید و خلقیات من سازگار باشد؛ چون شما مرا از خودم هم بهتر می شناسید و اگر بنا باشد من اشتباه کنم، در این تطبیق اشتباه می کنم که شما با تجربه تان می توانید مانع اشتباه در این تطبیق شوید. ولی اگر شما بخواهید به جای فکار و عقاید من، افکار و عقاید خودتان را ملاک قرار دهید و بعد بگویید من با او زندگی کنم، مثل این است که شما بروید برای درد خودتان که مثلا دلدرد است قرص بخرید و بعد به من که سردرد دارم بگویید همین را بخور خوب می شوی!! اینجوری نه تنها خوب نمی شود بلکه ممکن است دلدرد هم به دردهای من اضافه شود.

    صمیمیت+احترام+جلب اعتماد با تقویت نقاط مثبت خود+توکل به خدا و اهل بیت علیهم السلام، کلید موفقیت شما در حل این مشکلات خواهد بود.

    پیروز و سربلند

    تعویق ازدواج تا بهبود وضع مالی به خاطر فرار از منت گذاشتن های پدرم



    وَقالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إِنَّ قَومِي اتَّخَذوا هٰذَا القُرآنَ مَهجورًا


    و پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».
    سوره مبارکه الفرقان آیه ۳۰


    <<<<<<<<<<<<<<!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!> >>>>>>>>>>>>>
    پرسید:

    "سخت می گذرد"

    چه باید کرد؟

    گفت:خودت که می گویی

    سخت
    "می گذرد"؛ سخت که "نمی ماند"






  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 5 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6570



    سلام ...
    می تونین به پدرتون به جای یه ادم خود رای به چشم یه ادم دلسوز نگران نگاه کنین! اونوقت دیگه کارهاشو دخالت تلقی نمیکنین و مطمئنا نگرانی بیش ازحد معنی میکنین!!
    اینکه مشاور گفتن خودتونو به حدی برسونین که روتون حساب باز کنن خیلی درسته!! وقتی این اتفاق بیفته راحتتر تصمیم گیری ها رو میزارن به عهده خودتون و بهتون اعتماد میکنن...
    گاهی رفتارای خودمون باعث بی اعتمادی والدین میشه یه کارایی میکنیم فکرمیکنن هنوز از پس زندگیمون نمیتونیم بربیایم اینکه اعتمادشونو جلب کنین خیلی مهمه...
    بهتره ملاکاتونو دقیقا به خونواده تون بگین اولویت هاتونو مشخص کنین و ازشون بخواین برای زندگی شما به جای شما تصمیم نگیرن

    یه سوال چرا نمیرین دنبال دختری که هم شرایط شمارو داشته باشه هم خونواده رو؟؟
    دنبال دختری بگردین که هم وضعیت مالی ش خوب باشه هم وضع حجاب و ایمان و ...

    به نظر منکه الان اکثرا میدونن طرف بعد چندسال درس و دوسال سربازی ونهایت دوسال کار نمیتونه خونه وماشین داشته باشه و به داشتن کار بسنده میکنن و رو بقیش (اخلاق ایمان و...) فکرمیکنن ...
    شمام بگردین دنبال دختر باخانواده خوب مطمئن باشین قبول میکنه!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    من بعد از این همه خواستگاری و رفت و آمد به این نتیجه رسیدم که تا زمانی که به استقلال و اوضاع مالی خوب نرسم ازدواج نکنم. چرا که اولا در حال حاضر با توجه به درآمد کمی که دارم نمی تونم از پس تمام هزینه ها بر بیام . و ثانیا نمی خوام از پدرم در این زمینه هیچ کمکی دریافت بکنم.
    یعنی شما باوجود یه شغل به نظرتون نمی تونین از پس مخارج یه زندگی دونفره بربیاین؟؟؟ فکر میکنین باوجود شغل باز به پدرتون نیاز دارین؟؟؟
    مگه میخواین چیکار کنین؟؟؟ در حد زندگی دونفره که دیگه یه کارگرم درمیاره!!!!




    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۰:۵۵


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    سلام
    خیلی ممنون از پاسخ شما

    بیشتر حرفهاتون رو قبول دارم اما...

    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    بنابراین اولا برای هزینه های ابتدایی روی کمک پدر حساب کنید و به نگرانی های گفته شده توجه نکنید
    ببینید من نتونستم تموم مسائل رو بگم. مثلا در همین موردی که پارسال یه تاپیک براش باز کردم و در پست اولم بهش لینک دادم، بعد از بهم خوردن قضیه و حتی همون موقع که پدرم مشغول قانع کردن من برای بهم زدنش بودن، و در طی همین یک سالی که گذشته، در بحث هایی که با ایشون داشتم شونصد دفعه به اون ماجرا ریفرنس میدادن که من میدونستم خونواده اون دختر مناسب ما نبودن و زندگیت تباه میشد و یه جمله تکرارشونده که نمیشه هم پول من بره هم اعصابم و هم آبروم!
       
    جالبه توی این مدت چند بار بهم گفتن که اگه دلت پیش اون دختره گیر کرده بگو من برم دوباره درست کنم کلا موضع ایشون رو نمیشه ثابت فهمید.

    خب این یعنی منت گذاشتن دیگه . (اگه هنوز قبول ندارین کلی مثال عجیب و غریب دارم براتون بگم) اونم وقتی که عملا هیچ اتفاقی نمی افته!
    من الآن نمیتونم اعتماد کنم واقعا . چرا که توی دو سال گذشته بارها مواردی پیش اومده که به اصرار پدرم قصد خواستگاری کردم و ایشون صرفا برای تحمیل نظرش یه روز من رو منع میکرد یه روز هل میداد ! یه روز خونواده دختر بهترین خونواده بودن (و وای بر من اگه دخترشون منو نمیپسندید!) و یه روز خونواده همون دختر به درد نخور بودن ( و وای بر من اگه روی اون دختر اصرار کنم!)

    از اینها گذشته بحث منطقی و واسطه و تحریک عواطف تقریبا منتفیه. تنها چیزی که برای پدرم اهمیت داره نظر خودشون و تحمیل اون به دیگرونه (دیگران شامل خوانواده و فامیل و کل عالم).

    بنابراین در حال حاضر دو راه بیشتر ندارم : یا هر چی ایشون بگن بگم چشم و کل عقل و احساس و شخصیت و استقلال خودم رو ندیده بگیرم و یا اینکه از این ماجرا دوری کنم و پول و اعصاب و آبروی پدرم رو حفظ کنم.

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    سلام
    ممنون از نظرتون
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترگل نمایش پست ها
    می تونین به پدرتون به جای یه ادم خود رای به چشم یه ادم دلسوز نگران نگاه کنین! اونوقت دیگه کارهاشو دخالت تلقی نمیکنین و مطمئنا نگرانی بیش ازحد معنی میکنین!!
    من فرق دخالت و حمایت رو می دونم . اما ایشون دارن توی تمام شؤون زندگی ما (و بیشتر از بقیه بچه ها من) کنترل و برنامه ریزی و تصمیم سازی میکنند.
    مثلا اینکه کدوم مسجد برم عزاداری . چرا مسجدی که ایشون میرن نمیرم و اون مسجدی که من میرم چه خبره مگه؟ کی میاد کی میره کی میخونه ؟ اگه یه وقتی به تماس تلفنی همکار سابقم (در مورد یه کار خصوصی نه اداری) جواب ندم میگن چرا جواب نمیدی؟ شکایتتو میکنه رو پدرتو درمیارنا! :) یه بار سررسیدم روی میزعسلی پذیرایی منزل جامونده بود بازش کرده بودن و توش رو میگشتن و اتفاقا 2 تا کاغذی که نمیخواستم کسی ببینه رو دیده بودن و چند روز بعد در موردش می پرسیدن!
    مثلا یه بار که بهشون گفتم رفتیم پیش مشاور اصرار داشتن که بگو چقدر پول گرفت؟ (در مورد دختری که هنوزم گهگاهی سرش باهام دعوا میکنند ، از من میخواستند که به دختره بگم دانشگاهی که شهر دیگه قبول شده نره! چون ممکنه زمستون راه بندون بشه ! )
    کلا می خوان بدونن من دقیقا و توی هر لحظه چی کار میکنم



    نقل قول نوشته اصلی توسط ترگل نمایش پست ها
    یه سوال چرا نمیرین دنبال دختری که هم شرایط شمارو داشته باشه هم خونواده رو؟؟
    دنبال دختری بگردین که هم وضعیت مالی ش خوب باشه هم وضع حجاب و ایمان و ...
    اولا همون طور که در ضمن پست های قبلیم عرض کردم اگه با وضعیت فعلی دوباره بخوام وارد میدون بشم چاره ای ندارم که خواسته های ایشون رو بدون چون و چرا بپذیرم چون هم پول هم اعصاب و آبروی پدرم در خطره! و نظر پدرم بهم تحمیل خواهد شد و احیاناً اگه خدای نکرده دختره از من خوشش نیومد من باید سرکوفت بشنوم (چرا که عرضه نداشتم دختره رو گول بزنم)
    ثانیا شرایط پدرم با اینکه تقریبا ثابته اما صدق کردنش در مورد یه دختر و خانوادش مثل موج سینوسی دائم در حال تغییره (از نظر پدرم البته)
    ثالثا من این توصیه رو که خانواده و اطرافیان بهم میکنن (دنبال دختر پولدار یا شاغل باش) یه جورایی توهین به خودم و عرضه خودم تلقی می کنم و بهم بر میخوره.
    رابعا به فرض که دختری پیدا شد که پولدار بود و پدرم هم پسندید (خودم که هیچی) آیا به من با شغل کم درآمد فعلیم جواب مثبت میده؟ تجربه م چیز دیگه ای رو میگه.


    ------------
    راستی صبح که پست ویرایش نشده تون رو دیدم نوشته بودین که با یه حساب سرانگشتی خرج زیادی نداره ازدواج بنده (حالا نمیدونم چرا اون قسمت رو حذف کردین). مثلا جهیزیه که با دختره و ... دوباره تاکید میکنم که من نمی تونم بپذیرم زیر بار منت جهیزه و کمک عروسی و ... رفتن رو.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    5,244
    حضور
    302 روز 2 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    356
    صلوات
    19636



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    سلام
    خیلی ممنون از پاسخ شما

    بیشتر حرفهاتون رو قبول دارم اما...


    ببینید من نتونستم تموم مسائل رو بگم. مثلا در همین موردی که پارسال یه تاپیک براش باز کردم و در پست اولم بهش لینک دادم، بعد از بهم خوردن قضیه و حتی همون موقع که پدرم مشغول قانع کردن من برای بهم زدنش بودن، و در طی همین یک سالی که گذشته، در بحث هایی که با ایشون داشتم شونصد دفعه به اون ماجرا ریفرنس میدادن که من میدونستم خونواده اون دختر مناسب ما نبودن و زندگیت تباه میشد و یه جمله تکرارشونده که نمیشه هم پول من بره هم اعصابم و هم آبروم!
       
    جالبه توی این مدت چند بار بهم گفتن که اگه دلت پیش اون دختره گیر کرده بگو من برم دوباره درست کنم کلا موضع ایشون رو نمیشه ثابت فهمید.

    خب این یعنی منت گذاشتن دیگه . (اگه هنوز قبول ندارین کلی مثال عجیب و غریب دارم براتون بگم) اونم وقتی که عملا هیچ اتفاقی نمی افته!
    من الآن نمیتونم اعتماد کنم واقعا . چرا که توی دو سال گذشته بارها مواردی پیش اومده که به اصرار پدرم قصد خواستگاری کردم و ایشون صرفا برای تحمیل نظرش یه روز من رو منع میکرد یه روز هل میداد ! یه روز خونواده دختر بهترین خونواده بودن (و وای بر من اگه دخترشون منو نمیپسندید!) و یه روز خونواده همون دختر به درد نخور بودن ( و وای بر من اگه روی اون دختر اصرار کنم!)

    از اینها گذشته بحث منطقی و واسطه و تحریک عواطف تقریبا منتفیه. تنها چیزی که برای پدرم اهمیت داره نظر خودشون و تحمیل اون به دیگرونه (دیگران شامل خوانواده و فامیل و کل عالم).

    بنابراین در حال حاضر دو راه بیشتر ندارم : یا هر چی ایشون بگن بگم چشم و کل عقل و احساس و شخصیت و استقلال خودم رو ندیده بگیرم و یا اینکه از این ماجرا دوری کنم و پول و اعصاب و آبروی پدرم رو حفظ کنم.
    باسلام
    چیزی که تو ازدواج برادرم تجربه کردیم
    شاید پدرتان نگران شما هست که از پس زندگی بر نیاین و هدفش دخالت نیست بلکه حمایت
    ولی درست بروز نمیدن
    مطمئنا هر چقدر شما تو تصمیماتتان مصمم و حساب شده رفتار کنید به قول شما دخالت پدرتان کمتر میشه
    البته خیلی از رفتارها بعد از ورود فرد جدید تو خانواده تغییر میکنه چون شاید برای شما تعیین تکلیف کنند برای عروسشون نمیتونند
    این تجربه ای بود که کردیم
    پیش داوری نکنید
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    تعویق ازدواج تا بهبود وضع مالی به خاطر فرار از منت گذاشتن های پدرم

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 5 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6570



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    من فرق دخالت و حمایت رو می دونم
    سلام...من نگفتم شما نمی دونین ... من گفتم سعی کنین به چشم دیگه ای ببینین!


    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    ثالثا من این توصیه رو که خانواده و اطرافیان بهم میکنن (دنبال دختر پولدار یا شاغل باش) یه جورایی توهین به خودم و عرضه خودم تلقی می کنم و بهم بر میخوره.
    بازم اینو من نگفتم گفتم دنیال دختری باوضعیت مالی خوب وهم سطح خودتون باشین ضمن اینکه معیارای خودتونم داشته باشه!!
    لابد وضعیت مالی تون متوسط دیگه هست که پدر میتونن ساپورت کنن دنبال خانواده هم سطح خودتون بگردین!
    درضمن در مورد شاغل بودن هیچ نظری ندارم ... چون کلا به نظرمن وظیفه مرده و اگه کسی به خاطر این بخواد ... بگذریم


    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    راستی صبح که پست ویرایش نشده تون رو دیدم نوشته بودین که با یه حساب سرانگشتی خرج زیادی نداره ازدواج بنده (حالا نمیدونم چرا اون قسمت رو حذف کردین). مثلا جهیزیه که با دختره و ... دوباره تاکید میکنم که من نمی تونم بپذیرم زیر بار منت جهیزه و کمک عروسی و ... رفتن رو.
    چون دیدم به من ربطی نداره حذفش کردم
    جهیزیه و کمک عروسی اصلاااا زیربار منت رفتن نیست به نظرم!!
    اینجوری بخواین فکرکنین تا50بمونین شاید بتونین پول جهیزیه و مراسمو جورکنین! اونوقتم که دیگه عروس خانم نه جهیزیه میخواد نه مراسم :))



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    با سلام و سپاس از نظر شما

    نقل قول نوشته اصلی توسط اللیل والنهار نمایش پست ها
    شاید پدرتان نگران شما هست که از پس زندگی بر نیاین و هدفش دخالت نیست بلکه حمایت
    در پاسخ به خانم ترگل نوشتم که پدرم دوست داره در تمام شؤون زندگی بنده نظرش رو تحمیل کنه . ابراز نظر خوبه اما تحمیل نه . اگه من خلاف نظر تحمیلی ایشون کاری رو انجام بدم تا مدتها سرکوفت و متلک می شنوم و تحقیر میشم . اگه به خاطر ایشون کاری رو برخلاف میل خودم انجام میشم پسر خوب بابا! نه فقط بنده تمام اطرافیان ایشون باید طبق میل و سلیقه شون رفتا رکنند. حتی مادربزرگم (مادر پدرم)! وگرنه به قول غیاث فلان و فلان!

    نقل قول نوشته اصلی توسط اللیل والنهار نمایش پست ها
    البته خیلی از رفتارها بعد از ورود فرد جدید تو خانواده تغییر میکنه چون شاید برای شما تعیین تکلیف کنند برای عروسشون نمیتونند
    مثال نقضش رو در پاسخ به خانم ترگل نوشتم که ایشون اصرار داشتن که اون دختره به عنوان مثال سراغ فلان کار نره (چون به نظر پدرم سبکه چه برای مرد چه زن) و دانشگاه هم اون شهری که فقط یه ساعت فاصله شه نرن (چون پدرم عقیده دارن سالی 2-3 بار برفی که میاد اتوبان بسته میشه یا ماشین پیدا نمیشه) .

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    نقل قول نوشته اصلی توسط ترگل نمایش پست ها
    سلام...من نگفتم شما نمی دونین ... من گفتم سعی کنین به چشم دیگه ای ببینین!
    سلام مجدد
    من نظر شما رو با حسن خوندم و اصلا برداشت توهین ازش نکردم . چون شما که منو نمیشناسین . لذا اصلا نگران نباشین . منظورم به خانواده و اطرافیان خودم بود که من رو میشناسن و همچین اصراری رو میکنند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ترگل نمایش پست ها
    جهیزیه و کمک عروسی اصلاااا زیربار منت رفتن نیست به نظرم!!
    درسته جهیزیه کمک و هدیه است از جانب دختر یا خانواده دختر . اما یکی از مشکلات بنده نحوه مواجهه پدرم و خانوادم با این مساله است (که بخشی از نظرشون رو من قبول دارم و بخشی رو نه). اگه خواستید و وقتش رو هم داشتید تاپیک سال گذشته بنده رو مطالعه بفرمایید تا متوجه جریان بشین.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترگل نمایش پست ها
    چون دیدم به من ربطی نداره حذفش کردم
    نه اتفاقا چیز خوبی نوشته بودین و البته قابل بحث بود :)

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

مقابله با پدرسالاری, می خوام دستم توی جیب خودم باشم, متفاوت بودن ملاک های خانواده با من در اردواج, مخالفت بی دلیل خانواده با ملاک های ازدواج من, مخالفت خانواده, مشکلات و موانع ازدواج, مشکلات کمک مالی خانواده بعد از ازدواج, مشکلات ازدواج در سن بالا, مشاور مذهبی, مشاور حوزه, مشاور طلبه, مشاوره, مشاوره ازدواج, مشاوره تربیتی, مشاوره خانواده, مشاوره دینی, مشاوره رایگان, نمی خوام زیر بار منت خونواده باشم, چیکار کنم که خونوادم منت نزارن, چطوری به پدرم بگم نظرش درست نیست, چطوری بگم منم آدمم, چطوری با نظر پدرم مخالفت کنم, نظر پدرم باید اجرا بشه, والدین, وضع مالی, کمک مالی پدر و منت گذاشتن, کمک گرفتن از خانواده بعد از ازدواج, کمک خانواده در هزینه اولیه ازدواج, کارشناس ازدواج و خانواده, پول, پدر م برای ما لباس می خره, پدر زورگو, پدرم منو آدم حساب نمی کنه, پدرم همه کاره است, پدرم در مورد همه چیز نظرش رو تحمیل می کنه, پدری که نظرش رو تحمیل می کنه, پدرسالاری در خانواده, انگیزه, اگه از پدرم کمک بگیرم منت میزاره, اختلاف نظر با خانواده در ملاک های ازدواج, ازدواج, ازدواج پسران سن بالا, ازدواج با درآمد کم, ازدواج بدون پس انداز, ازدواج بعد از 30 سالگی, استقلال مالی, به تفاهم رسیدن با خانواده در ملاک های ازدواج, به تعویق انداختن ازدواج برای پول جمع کردن, بالارفتن سن و مشکلات ازدواج, تحمیل نظر پدر, خانواده, دخالت پدر در تصمیمات شخصی, دخالت خانواده در زندگی, راضی کردن خانواده, سرد شدن از ازدواج, شغلی دولتی دارم ولی از ازدواج می ترسم, عقب انداختن ازدواج

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود