صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا چرا منو به دنیا فرستاده؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    22
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145

    خدا چرا منو به دنیا فرستاده؟




    من نمیدونم برای چی به وجود اومدم و چرا باید زندگی کنم خودکشی هم که نمیتونم کنم چون در این صورت میرم جهنم واقعا این دنیا برای من پوچ و دردناک شده برای همین من هیچ انگیره ای برای ادامه دادن ندارم و فقط چون مجبورم زندگی کنم زندگی میکنم اخه چرا من باید یهو چشممو را باز کنم و خودمو توی این دنیا پیدا کنم در گذشته پیش خود فکر می کردم که ای کاش پا به عرصه وجود نمی گذاشتم و کسی به نام من وجود نداشت و نیز مشمول لطف خدا نمیشدم ولی در یکی از همین فوروم ها دیدم یه بابائی نوشته بود چطور خدائی که عشق به خوبی ها و نفرت از بدی ها و نعمت عقل و میل به عدالت را در وجود انسان قرار داده به او ظلم کرده ؟ اینجا بود که مجبور شدم اعتراف کنم که اشتباه میکردم لطفا به این سوالم پاسخ دهید خدا چرا منو به زمین فرستاده؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    22
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145



    به نظرم هدف از فرستاده شدن به زمین متوجه خود انسان است ولی نمیدونم چرا خدا کمالات را از اول در وجود ما قرار نداده و ما باید این کمالها را بدست بیاریم؟

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    سلام بزرگوار

    در تايپك قبلي چنان صحبت كرديد كه بنده فكر كردم همه چيز تمام شده و شبهات حل شده است.

    ولي خوب با اجازه شما بزرگوار به بحث مي گذاريم مطالب تان را:


    نقل قول نوشته اصلی توسط بدبخت نمایش پست ها
    من نمیدونم برای چی به وجود اومدم


    شما و تمام انسانها در امدن به دنيا هيچ نقشي نداشتند و اين نوعي جبر است و در امدن به دنيا داراي اختيار نيستيم.

    ولي ما توسط خدايي عالم و قادر و عادل به دنيا فرستاده شده ايم كه خداي خود را بشناسيم استعدادهاي خود را دريابيم

    در دنيا زندگي كنيم وبه استعدادهاي بالقوه خود آگاه شويم

    بدانيم كه داراي چه تواني هستيم در انسانيت و در ابراز فضايل اخلاقي داراي چه نيرويي هستيم

    آيا انچنان كه در صحبت ها مي گوييم و در نفس خود،‌ خود را چنان برتر مي دانيم خود را تحويل مي گيريم ايا در برخورد با موانع و مشكلات هم ان چنانيم ؟؟

    آيا زماني كه مختار كامل هستيم و اختيار تام در عالم داريم و به راحتي مي توانيم هر كاري بكنيم حتي خود را از هستي ساقط كنيم جرات ان را داريم؟؟

    و مي توانيم در راهي قدم برداريم كه خدا فرموده است.

    و البته همين خداي عالم و قادر و عادل با توجه به حكمت خود هر دو راه را براي مان مهيا كرده و البته راه سعادت را پر رنگ تر برايمان نمايانده كه با توجه به قوه اختيار خود در هر راهي كه خواستيم قدم بر داريم و عاقبت خود را تعيين كنيم

    خداوند هر چند ما را به دنيا به اختيار خودمان نياورده ولي ابتكار عمل را به دست ما داده و در زيستن اصلا مجبور نيستيم و هيچ نيرويي نمي تواند ما را از هر كاري باز دارد

    خداوند قوه اي به نام اختيار را در ما نهاده و پشتوانهاي به نام فطرت برايمان گذاشته.

    خدا از روح خود در ما دميده و فرموده اكر براي من باشي تو را همچون خود مي كنم

    عقل به ما داده تا تفكر كنيم و تدبرو برنامه ريزي كنيم براي اينده خود.

    ادامه دارد......


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    خداوند دارای کمالاتی است که از ذاتش می جوشد و موجودی دیگر به او کمالات را نداده زیرا برتر از او موجودی نیست .یعنی هر کمال را که تصور کنی و به ذهن برسد خداوند داراست (مستجمع جمیع کمالات) /یکی از این کمالات فیض دادن به موجودات است خدا فیاض بالذات و علی الاطلاق است یعنی ذات خدا چنین است و بدون هیچ قید وشرطی.چیزی که ذاتی شد دلیلی برای اثبات نمی خواهد.مثلا آیا می توان گفت چرا حسن انسان است می گویی چون انسان است
    یعنی برای انسان بودن حسن دلیلی ارائه نمی دهی.لذا وقتی می گوییم ذات خدا چنین است چون خدا خداست چنین است که فیاض باشد در غیر این صورت دیگر خدا نبود یک موجود دیگری بود
    یکی از موجودات در سلسله ممکنات همانا انسان است و متبلور کننده صفات کمالی خداست یعنی به دلیل اینکه انسان ظرفیتی بالاتر از ملائکه دارد(مختار است)چون اگر با اختیار خوبیها را انتخاب کند ولو با داشتن توانایی بر انجام گناه از ملائکه بالاتر میرود بنابر این مظهر صفات و اسماءالهی می شود لذا مسجود فرشتگان می گردد
    از سوی دیگر چون انسان وجودی مادی دارد ،ماده نیز تحت نظام سبب و مسببی است وقتی شرایط خلقت یک انسان فراهم می گردد(مثل وجود پدر و مادر سالم)انسان خلق می شود آیا وقتی نوزادی بخواهد متولد شود پدر و مادر از وی می پرسند می خواهی متولد شوی و او بتواند انتخاب کند شاید بخندید ولی نوزاد توان انتخاب ندارد اصلا شانیت انتخاب ندارد.بنابراین در ابتدا جبرا خلق شده ولی در ادامه با رشد قوای درک و نیروی عقلانی کم کم توان انتخاب دارد.و چنانچه بهترین انتخاب را به وسیله راهنمایان دین داشته باشد هم لذت دنیوی رابرده است وهم حظ اخروی را .به تعبیر دیگر سعادتمند شده است.اگر راه رابشناسیم نه تنها تصور پوچی به ما دست نمی دهد بلکه دنیا راچنان زیبا می بینیم که می خواهیم از لحظه لحظه اش بهترین استفاده را ببریم.


    ر.ک.انسان شناسی،محمد تقی،مصباح یزدی.
    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۲:۳۸
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    ..یا ستار..

    با سلام.

    دوستان جواب مقتضی را داده اند ولی :

    اینکه به وجود امدن ما جبری است یا ضرورت؛بلکه بر حسب ضرورت است نه جبر چون جبر با ضرورت مغایر است از جهت ماثر.به عبارتی ضرورت فعل ، غير از جبر است فعلى كه در خارج ايجاد مى شود،

    اگر تمام اجزاى علتش تحقق پيدا كنند، واقع خواهد شد و ضرورى است ، و از جمله مقدمات فعل اختيارى ، صفت اختيار فاعل است كه اگر بخواهد مى كند و اگر نخواهد نمى كند. و فعل نسبت به هر يك از اجزاى علتش (كه از آن جمله اختيار فاعل است ) ممكن است و نسبت امكان به آن داده مى شود،

    ولى نسبت به تمام علت و مجموع اجزاى علت تامه اش ضرورى و حتمى الوقوع خواهد بود.حتی خود اراده که مغایر با اختیار است ؛ نیز در این سیر طولی حکم اجزاء علت تامه خواهد بود نه خود علت تامه .

    به عبارتی اراده حق از مقام فعل او انتزاع می گردد نه از مقام ذات نتیجتا فعل که معلول حق است نمی تواند از لحاظ مرتبه بر گردد و در ذات تاثیر بگذارد تا حکم جبر بر ان صادق گردد.

    نتیجتا تمام مراتب وجود بر حسب ضرورت وجوب پیدا نموده اند ؛مانند اعداد که خود هر عدد حکم مرتبه ان را بازی می کند و جایگاه اعداد را نمی توان عوض نمود در حالی که ان همان عدد باشد .تولد اشخاص نیز همین حکم را دارند که بر حسب همین ضرورت است که از اینده می توان خبر داد وگرنه در احکام اتفاق؛ نمی توان خبر واقع داد...


    اما علی الظاهر در احادیث اختیار انسان را طینت از پیش تعیین شده او رقم می زند به عبارتی اختیار تحت طینت شخص رقم می خورد که اختیار را به جهات هم سوی خود سوق می دهد....هر چند برخی از بزرگان چونین امری را اقتضای ان امر دانسته اند نه علت تامه که به ضرورت بینجامد...والله العالم..مانند:


    عبد الله بن کیسان گوید: بامام جعفر صادق (ع ) عرضکردم : قربانت گردم ، من عبد الله بن کیسان چاکر شما هستم . فرمود: نژادت را میشناسم ، اما ترا نمیشناسم . گـوید: عرضکردم من در کوهستان متولد شده و در سرزمین فارس (شیراز) بزرگ شده ام ، و در امـر تـجارت و کارهاى دیگر با مردم امیزش دارم ، گاهى با مردى معاشرت میکنم و از او خوشرفتارى و حسن خلق و امانت دارى میبینم ، سپس از مذهبش جستجو میکنم ، معلوم میشود با شـما دشمن است . و با مرد دیگرى معاشرت میکنم و از او بد خلقى و کمى امانت و نا پاکى میبینم ، سپس جستجو میکنم ، معلوم میشود ولایت شما را دارد، این چگونه است ؟

    فـرمود: ابن کیسان ! مگر نمیدانى که خداى عزوجل گلى از بهشت گرفت و گلى از دوزخ ، سپس ان دو را بهم امیخت ، انگاه این را از ان ، و انرا از این جدا ساخت (یعنى پس از انکه این دو گـل بـیـکـدیـگـر تـمـاس پـیـدا کـردنـد، انـهـا را از هـم جـدا سـاخـت و مـؤ مـنـان را از گل بهشت و کفار را از گل دوزخ افرید) پس انچه از امانت دارى و حسن خلق و خوشرفتارى در دشـمـنـان مـا بـیـنـى از جـهـت تـمـاس انـهـاست با طینت بهشتى (پیش از جدا کردن انها از یکدیگر) و ایشان عاقبت به اصل خلقت خود برگردند (و یکسره دوزخى شوند) و انچه از بـى امـانـتـى و بـدخـلقـى و الودگـى در دوستان ما میبینى ، در اثر تماس انهاست یا طینت دوزخى و بالاخره باصل خلقت خود بر گردند (یکسره بهشتى شوند).


    ولی در کل خداوند متعال هر چه خلق فرموده خير محض است .و با بودن خیرات است که شرور معلوم می گردند این در حالی است که شرور که با عث چونین دیدی برای افراد می گردد همه جنبه عدمی و نیستی دارند و با بودن خیرات است که شرور معلوم می گردند...
    نتیجتا جعل وجود هر شخصی همه اش خیر است و در خیر بودن که همان فضل الهی است دیگر حرف غیر ان را زدن بحثی مع الفارق و نادرست است...


    خداوند می فرماید: ما يفتح الله للناس من رحمه ، فلا ممسك لها. (فاطر:2)
    هر رحمتى را كه خداوند براى مردم گشايد، باز دارنده اى براى آن نيست .

    یا حق



    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۸:۱۷

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    22
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145



    با سپاس از پاسختان لطفا به این دو سوال جواب بدهید 1) چرا خدا انسان را به زمین فرستاده ؟ 2)چرا خدا کمال ها را از اول در وجود ما قرار نداده و فقط استعداد کسب کمال را در نهاد ما قرار داده؟ گاهی پیش خود فکر میکنم که شاید برای پخته شدن انسان هست که به زمین فرستاده شده ایم برای مثال اگر انسان مختار است چه در این دنیا باشد یا چه در اخرت مختار است و اگر نتواند از این اختیار درست استفاده کند در جهان اخرت نیز فساد میکند و از اختیارش سوءاستفاده خواهد کرد برای مثال انسانهائی که در بهشت هستند نیز مختار اند و اگر انها نتوانند از اختیار خود درست بهره برداری کنند در بهشت نیز مرتکب فساد می شون (شاید خدا با داستان حضرت ادم خواسته این را به ما بفهماند که ادم(ع) از اختیارش سوءاستفاده کرده است و در دنیا باید یاد بگیرد که از نعمت اختیارش چگونه استفاده کند)

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    22
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145



    وظیفه من در این دنیا چیست؟من چرا باید در اینجا باشم؟

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    میانه روی
    نوشته
    55
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    239



    من وقتی کودک بودم،فکر می کردم خدا همه ی انسان ها را برای من آفریده است،تا من سرگرم شوم
    امیدوارم منظورم را بگیرید

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدبخت نمایش پست ها
    چرا خدا انسان را به زمین فرستاده ؟


    با سلام

    بزرگوار


    در پست هاي بالا مطالبي از طرف دوستان نوشته شده است كه تاحدي پاسخ به سوال شماست

    نقل قول نوشته اصلی توسط بدبخت نمایش پست ها
    )چرا خدا کمال ها را از اول در وجود ما قرار نداده و فقط استعداد کسب کمال را در نهاد ما قرار داده؟


    خوب همان طور كه خود فرمودين اگر از اول اين كمالات در انسان بود كه ديگر نيازي نبود انسان خود را بشناسد

    اگر انسان بالفعل خود را درمي يافت و به توان و استعداد خود واقف بود كه امتحان الهي ديگر معنايي نداشت.

    انسان صاحب اختيار است كه استعدادهاي خود را شكوفا كند و به فضايل انساني كه خداوند انها را در دستورالعمل هايي به بندگان خود رسانده است عمل كند.

    انسان بين دو راههدايت و ضلالت كه خود بايد يكي را انتخاب كند تا به سعادات دست يابد و به بهشت در ايد .

    ادامه دارد.......



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط بدبخت نمایش پست ها
    من نمیدونم برای چی به وجود اومدم و چرا باید زندگی کنم خودکشی هم که نمیتونم کنم چون در این صورت میرم جهنم واقعا این دنیا برای من پوچ و دردناک شده برای همین من هیچ انگیره ای برای ادامه دادن ندارم و فقط چون مجبورم زندگی کنم زندگی میکنم اخه چرا من باید یهو چشممو را باز کنم و خودمو توی این دنیا پیدا کنم در گذشته پیش خود فکر می کردم که ای کاش پا به عرصه وجود نمی گذاشتم و کسی به نام من وجود نداشت و نیز مشمول لطف خدا نمیشدم ولی در یکی از همین فوروم ها دیدم یه بابائی نوشته بود چطور خدائی که عشق به خوبی ها و نفرت از بدی ها و نعمت عقل و میل به عدالت را در وجود انسان قرار داده به او ظلم کرده ؟ اینجا بود که مجبور شدم اعتراف کنم که اشتباه میکردم لطفا به این سوالم پاسخ دهید خدا چرا منو به زمین فرستاده؟
    باعرض سلام و تشکر تمامی کاربران و کارشناسان
    معمولا انسان ها زندگی را دوست دارند زیراارتباط با پدیده های محیطی و کسب لذت و آرامش و انتقال این الگوها های لذت بخش ،زمینه زندگی و علاقه به زنده ماندن را به نسل های دیگر انتقال می دهد انسان یک سری علاقه هایی را در زندگی دارد که این علاقه ها باعث ادامه زندگی شان می شود خب کسی که این افکار را دارد ممکن است علاقه های زندگی خود را به دلایلی از دست داده باشد وگرنه ما به صورت مادرزادی علاقه به مردن نداریم و دست و پا می زنیم که زنده بمانیم و همین طور در مراحل مختلف زندگی علاقه های و موضوعاتی است که ما را به زندگی امیدوار تر می کنند اما افرادی که به دلایلی دچار افسردگی شده باشند احساس می کنند که هیچ چیزی در او خوشحالی به وجود نمی آورد و علاقه های گذشته دیگر برایش اهمیت ندارد بنابراین افکار این فرد با واقعیت ها فاصله گرفته و در سایر زمینه های زندگی هم رفتار عادی ندارد بنابراین کسی احساس پوچی می کند و هویت خود را گم کرده است نیاز به درمان دارد این از نظر انسان شناسی و روان شناسی
    اما صرف نظر از بحث تاریخی گذشته دور ما و جریان اخراج حضرت آدم از بهشت و زاد و ولد کردن و به وجود آمدن نسل ها از نظر مذهبی و دینی ما به این دنیا آمده ایم که به تکامل برسیم و فلسفه زندگی ما عبادت و طاعت و بندگی است و این مسیر از خداوند آغازشده و به خداوند هم ختم می شود البته در این مسیر مشکلات ، امتحان های الهی هم وجود دارد که آخرت ما را مشخص می کنند خداوند غرایز و کشاننده هایی را در ما قرار داده است که ما به سمت زندگی می کشاند وگرنه یک لحظه هم انسان نمی توانست زنده بماند و خودش را نیست و نابود می کرد پس چرا این همه انسان زندگی می کنند و اصلا احساس پوچی و بی هویتی ندارند به دلیل اینکه به هر حال برای زندگی خود معنایی در نظر گرفته اند و مشغول نفس کشیدن هستند.
    خدا چرا منو به دنیا فرستاده؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۳/۰۵, ۱۱:۰۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود