صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خداوند لایق پرستش است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    کیک تولد
    نوشته
    55
    حضور
    17 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    115

    اشاره آیا خداوند لایق پرستش است؟




    با سلام
    من زیاد تو سایت جستجو کردم اما مطلبی زیاد شبیه با تایپیک خودم نیافتم به همین دلیل این تایپیکو ایجاد کردم امیدوارم کارشناسان به این شبهه من پاسخ بدن.
    یه مسئله ای هست که زیاد ذهن منو درگیر کرده اون هم اینه که اگه ما فرض کنیم خدا وجود داره و دین اسلام حقه اونوقت یک سری سوالات واسه آدم پیش میاد.
    سوال اینه که چرا انسان ها همیشه باید با خضوع و خشوع تو هر شرایطی خدا رو بپرستند و شکر گذارش باشن کاری با ثروتمندان و افراد سالم جامعه که هیچ مشکل جسمی و روانی واسشون پیش نمیاد ندارم!
    افرادی که معلول به دنیا میان یا زشتن یا در طول عمر مثلا دچار یک بیماری عذاب آور میشن یا در کشوری جنگ زده یا قحطی زده یا بدون امکانات به دنیا میان این افراد چه دلیلی داره از خدا به خاطر زندگی سخت و عذاب آورشون تشکر کنن ؟ مگه ما انسانها با خدا روز اول عهد بستیم که طبق هر شرایطی برده و فرمان بردار خدا باشیم ؟ این معامله و درخواست یک طرفه بوده ما آدما وارد یک بازی زندگی شدیم که هیچ اختیاری روز اول نداشتیم و این زندگی به ما تحمیل شد وقتی هم چشم باز کردیم خودمونو وسط دنیایی از بیماری ها و سختی هایی دیدیم که برای خیلی از ما قابل تحمل نیست....مثلا خود بنده به مدت چند سال با یک بیماری عذاب آور درگیر بودم در بهترین سالهای جوانی باعث شد تو تحصیلم دچار مشکل بشم فرصت های زیادی رو از دست دادم الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر الکی عمرم و زندگیم تو اون شرایط حساس از دست رفت فقط به خاطر اون بیماری...من قبلا خیلی مذهبی و مومن بودم از بچگی تمام روضه های امام حسینو میرفتم بچه هیئتی بودم....اکثر روزای ماه رمضون رو روزه میگرفتم...نمازهام سروقت خونده میشد حتی قرآن رو ختم کردم..یه بارم خواب بهشتو دیدم...تعریف از خود نباشه تو فامیل خیلی رو من حساب میکردن از لحاظ دیندار بودن و.......بگذریم! اما بعد ها که با سخنان مخالفین اسلام روبرو شدم و کمی فکرم از اون چارچوب بسته و مسخ شده بندگی و بردگی بی چون و چرای خداوند آزاد شد به خودم اومدم... و فهمیدم نه بابا حق من خیلی بیشتر از اینهاست..من که روز اول خدارو ندیم و باهاش معامله ای نکردم اما اون از من انتظاراتی در حد خیلی زیادی داره...من چرا باید بازی داده بشم بیمار بشم بیکار و بی پول بشم اما همیشه شکر گذارش باشم ؟ اخه به خاطر کدوم نعمتش ؟ نه جسم سالمی به من داد نه خوانواده پولداری به من داد پدرم رو هم که تو بچگی ازم گرفت....خدا خودش اون بالا راحت نشسته از من میخواد مثل برده واسش خم و راست بشم که چی بشه ؟ خودش اگه یه مدت جای من یا بدتر از من بود میتونست تحمل کنه ؟ مگه نه اینکه حتی انسان ها خودشون واسه خودشون حقوق بشر درست کردن چرا ما پیش خدا حقوف انسانیت نداریم ؟ آیا اصولا هر موجودی که از ما بزرگتر و قویتر باشه باید احترام گذاشت و پرستید ؟ این که میشه ترس و بردگی....به هر موفقیتی هم رسیدم هرچند کم بود همش علت طبیعی و قابل توضیح داشته هیچ جا تو زندگیم علت غیر قابل کشف و غیر منتظره ماورالطبیعی ندیدم...اگه به وجود خدا اعتقاد نداشته باشم کمتر دچار عذاب روحی میشم چون فکر میکنم خدایی که نیست پس همش به علت جبر محیط و طبیعت و خودمه و از خدایی که نیست دیگه شاکی نمیشم...چون فکر میکنم اگه خدا و قدرت برتری بود بالاخره وضع زندگی و سلامتیم اینجوری نبود بهم کمک میکرد....آقا من نه رودخونه شیر و عسل میخوام نه حرمسرای بهشتی میخوام نه 100 تا حوری خوشگل که تا میلیارد ها سال باهاشون تو بهشت خوش بگذرونم...فقط یک جسم سالم و یه زندگی مرفه تو این دنیا میخوام کاریم به کار کسی ندارم...تو اون دنیا هم منو تو دیگ مواد مذاب یا آبجوش نندازه واسم کافیه من انتظار زیادی از خدا ندارم....آخه یعنی چی با خم و راست شدن نماز روزانه اونم با کلمات عربی و انجام ندادن گناهان کبیره و گریه واسه ائمه آدم بهشت جاویدانو بخره این کجاش عاقلانه و عادلانس ؟ اما بعضی که اعمال خیرخواهانه انجام مبدن و به کسی ظلم و تجاوز نکردن اما خدا رو با دلایل منطقی نمیپرستن و قوانین خدارو قبول ندارن باید تو جهنم برن؟ یه آدم باید چقد شستشوی مغزی و مسخ شده باشه که این حرفارو باور کنه ؟ مگه خدا عقده اییه که آدما رو بخاطر عبادت نکردنش عذاب بده ؟ خدا که اینقد عابد داره چه کمبودی داره که همه از ترس جهنم باید مثل برده تو هر شرایطی باید شکرگذارش باشن حتی افراد سرطانی و بدبختی که مثل آب خوردن جون میدن اونا واسه چی خدارو باید بپرستن و شکر گذار باشن؟ به امید حرمسرا تو بهشت ؟ یا نیفتادن تو دیگ مواد مذاب ؟ اون چیزی که من فهمیدم خدا پارتی بازی میکنه الان در جهان علما و روحانیونی هستن قدرت و ثروت دارن که ما اونارو مقدس تصور کردیم هم تو این دنیا تو رفاهن هم تو اخرت..اما یه عده خیلی زیادی هم تو این دنیا تو عذابن هم تو اون دنیا...ببخشید بحثم به درازا کشید حرف دلم زیاد بود.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۵:۱۵
    سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول میگیرد

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست







    آیا خداوند لایق پرستش است؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام خدمت شما و ممنون از مشارکتی که داشتید.

    در پستی که ایجاد کردید، مطالب متنوع و زیادی را مطرح کردید.
    از فلسفه پرستش خدا، از نیاز خدا به پرستش ما، از فایده پرستش برای ما، از علت عذاب، از عذاب کافران، از فایده ایمان به خدا و اموری از این دست.
    محور اساسی سوال شما، به این باز میگردد که چرا انسان باید خدا را عبادت کند؟
    وقتی پاسخ این سوال مشخص شود، فلسفه عبادت همه انسانها، حتی کسانی که دچار مشکلات جسمی و روحی در این دنیا هستند نیز مشخص میشود.
    در ضمن، لازم است به این نکته نیز توجه شود، تمامی مشکلاتی که برای انسان در دنیا پیش می آید، ناشی از خداوند است یا نه؟

    قرآن کریم، فلسفه و هدف آفرینش انسان را عبادت و به قول بزرگی عبودیت و بندگی معرفی کرده است:
    «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(1)
    «و ما جن و انس را خلق نکردیم، مگر به خاطر اینکه عبادت کنند»


    آفرینش انسان دارای هدف و قصدی بوده است، اما این قصد و غرض، عبادت کردن بندگان و عابد شدن آنان است نه معبود شدن خداوند.
    به همین جهت، می فرماید هدف از خلقت، عبادت کردن بندگان است نه عبادت شدن خدا.
    وگرنه می فرمود: "لاعبد" یا "لاکون معبودا لهم" یعنی نفرموده تا انکه من پرستش شود یا تا من معبودشان باشم.

    بنابراین، با همین بیان لطیف مشخص میشود که فایده عبادت و عبودیت به خود انسان میرسد نه خداوند. چون خداوند غنی مطلق است:


    «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ‏ الْحَميدُ »(2)
    «
    آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و يقيناً خداست كه خود بى‏نياز و ستوده است‏»

    خداوند انسان را خلق کرد تا انان عابد و عبد شوند.
    عابد میشوند تا خداوند را بهتر بشناسند و معرفت کامل بیابند.
    از طریق معرفت، کامل میشوند و از رهگذر تمام این امور، رحمت و مغفرت خداوند شامل حالشان میشود.
    پس مشخص میشود که عبادت خودش هدف اصلی خلقت نیست بلکه هدف میانی است و هدف نهایی کمال و قرب انسان است که از طریق عبادت و معرفت برایش حاصل میشود.
    (3)

    چنانکه امام حسین(علیه السلام) در روایتی به این نکته اشاره دارد و می فرماید:
    «ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه‏»(4)
    « خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏ كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى ‏شوند»


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
    1.
    سوره ذاریات، آیه56.
    2. سوره حج، آیه64
    3.
    تفسیر المیزان، ج18، ص386، جامع التفاسیر
    4. بحار الانوار، ج5، ص312، طبع بیروت، جامع الاحادیث

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۵ در ساعت ۰۸:۴۵
    آیا خداوند لایق پرستش است؟

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    مطلب دوم: عبادت چیست؟
    ایا عبادت،
    تنها انجام مراسمى مانند ركوع و سجود و قيام و قعود و نماز و روزه است؟ يا حقيقتى است بالاتر از اينها؟ هر چند عبادات رسمى نيز همگى واجد اهميتند.
    عبادت از ریشه "عبد" است و عبد کسی است که آخرین درجه خضوع در برابر معبود و مولایش را انجام میدهد. در برابر او مالک چیزی نیست و در اطاعت او هیچگونه سستی به خود راه نمیدهد.(1)
    عبادت، حقیقتی دارد که انسان را به کارهایی وا میدارد تا این حالت درونی را به مولایش نمایان کند.


    مطلب سوم: فایده عبادت چیست؟
    عبادت فواید زیادی دارد.
    بعضی ازاین فواید اخروی و برخی دنیوی است.
    بعضی برای خود فرد است و برخی مربوط به اجتماع میشود.

    برخی از فواید عبادت عبارتند از:
    1. رهایی از پوچی و سرگردانی در زندگی: کسی که در دنیای امروز که موج انسان پرستی و خودپرستی سراسر عالم را گرفته است، خداوند را معبود خودش گرفته و او را از صمیم قلب دوست دارد و میپرستد، افرینش خود را دارای هدفی میداند و به همین جهت هیچ گاه گرفتار پوچی و یاس و ناامیدی نمیشود.(2)

    2. یافتن پشتوانه نیرومند و مهربان: انسانی که خداوند را عبادت میکند، در دنیایی که سراپا سختی، ظلم و مشکلات است، پشتوانه ای را برای خودش یافته است که در مشکلات به او پناه میبرد. میداند که اگر، این نیروی قهار مشکلاتش در این دنیا حل میکند و اگر حل و برطرف نکند حتما به صلاحش بوده و با صبر منتظر اجر اخروی پاداش صبرش می ماند.

    3. سلامت و ارامش روان: عبادت به انسان آرامش روحی می بخشد. همانطور که قران کریم، یاد خداوند را مایه اطمینان قلب و آرامش معرفی میکند.(3) خصوصا در دنیای امروز که انسان همه تلاشش برای رسیدن به آرامش است، چه راهی بهتر از این.

    4. جلوگیری از غرور و تکبر: حضرت علی(ع) در خطبه 196 نهج البلاغه بیان میکند که نماز و زکات و روزه، بندگان مومن را از سرکشی، ظلم و تکبر باز میدارد.

    5. جلوگیری از فحشا و بی بند وباری: قرآن کریم به این فایده عبادت و خصوصا نماز اشاره دارد و در این مورد میفرماید:
    همانا نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد:
    «
    ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر»(4)

    با توجه به این نکات مشخص میشود که عبادت، برای خود انسان است و فایده آن به خود انسان میرسد نه به خداوند. پس دیگر این سوال که چرا کسی که بدبخت است باید عبادت کند. این سوال درست مانند این میماند که درمورد کسی که نان شب ندارد بخورد، بگوییم چرا باید لباس داشته باشد؟


    ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
    1.
    تفسیر نمونه، ج22، ص387، جامع التفاسیر
    2. یادداشتهای شهید مطهری، ج6، ص196
    3. سوره رعد، آیه28
    4. سوره عنکبوت، آیه45




    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۵ در ساعت ۰۸:۴۶
    آیا خداوند لایق پرستش است؟

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    مطلب چهارم: نکته دیگری که باید به آن توجه کرد آن است که بر اساس مباحث فلسفی و نیز آموزه های قران کریم، تمام بدبختی هایی که به انسان میرسد، از جانب خودش است.
    خداوندی که بر اساس ادله عقلی، رحیم، کریم، علیم و قدیر است، هیچ گاه بد بنده اش را نمیخواهد.
    سختی هایی که به انسان در این دنیا میرسد از جهت منشأ و به وجود آورنده بر 2 و به یک تعبیری 4 دسته کلی است:
    دسته اول: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست خداوند است و با هدف و مصلحتی به وجود آمده است.
    دسته دوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه خواست و اراده و عملکرد خود شخص است.
    دسته سوم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه اراده و عملکرد دیگران(انسانهای دیگر، حیوانات) است.
    دسته چهارم: مشکلاتی که مستقیما نتیجه قهری و تکوینی این دنیاست.

    دسته دوم و سوم که بحث چندانی ندارد.
    مشکلی که نتیجه قهری اراده و فعل خود انسان است که ربطی به خداوند ندارد و خداوند نباید پاسخگوی آن باشد. به همین جهت، هیچ عوضی نیز برای این دسته از مشکلات در جهان آخرت در نظر گرفته نمیشود. به قول معروف "خودم کردم که لعنت بر خودم باد"
    مشکلی که نتیجه اراده و فعل انسانهای دیگر است نیز مستقیما ربطی به خداوند ندارد. نتیجه اراده آزاد و اختیار داشتن انسانهاست. اینکه چرا خداوند چنین اختیاری به انسانها داده تا به دیگران ظلم کنند، ربطی به این تاپیک ندارد و تحت عنوان "شرور اخلاقی" باید پیگیری شود. با این حال، خداوند به جهت لطفی که به بندگانش دارد، عوض این سختی ها را در سرای آخرت به انسان میدهد. بعلاوه اگر انسان صبر کند، پاداش صبرش را نیز در آخرت خواهد دید.
    مشکلات دسته چهارم نیز تحت عنوان "شرور طبیعی" معروف است و نتیجه تراحمات و کاستی های عالم ماده است. عالم ماده بیش از این تاب و کشش ندارد و در آن منافع همگان تامین نمیشود. نتیجه قهری و تکوینی تراکم گازهای درون زمین، زلزله است و ... هرچند برخی اوقات، این شرور طبیعی نتیجه افعال اراده و "شرور اخلاقی" است. با این حال، خداوند متعال، به جهت اینکه این شخص خودش باعث این مشکل نشده است، هم عوض این مشکلش را در اخرت می بیند و هم اگر صبر کند، اجر صبرش را در می یابد.
    میماند دسته اول مشکلات که مستقیما نتیجه اراده خود خداوند است و هیچ اراده و قانون طبیعی عامل آن نیست. مانند جریاناتی که در داستان حضرت خضر و موسی(علیهما السلام) روی داد.
    این دسته که البته خیلی کم است و در موارد معدود صورت میگیرد، به جهت اینکه خداوند را رحیم و عالم میدانیم، قطعا دارای هدف و مصلحتی است که گاه فقط خود خداوند از آن آگاه است و خودش است که میداند به چه جهتی است. این موارد نیز قطعا عوض و پاداشی برای تحمل و صبر خواهد داشت.
    به همین جهت خداوند می فرماید:
    «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»(1)
    «
    و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى‏ داند و شما نمى ‏دانيد.»

    ــــــــــــــــــــــ
    1.
    سوره بقره، آیه216



    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۵ در ساعت ۰۸:۴۷
    آیا خداوند لایق پرستش است؟

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    در انتها نیاز به توجه به چندین نکته نمود.
    نکته اول: این دنیا محل گذر است و انسان با عمر 60- 70 سال، قرار نیست در این سرا بماند. بلکه باید توشه جمع کند و به سرای ابدی برود.
    بنابراین، اگر انسان بداند که عبادت برای خودش است و فایده اش کمال خودش و راحتی در سرای ابدی آخرت است، بی قراری نمیکند و امیدوار به فضل و رحمت خدا باقی میماند.

    نکته دوم: مشکلات مالی و سعادت اخروی نه ملازم هم هستند نه منافات با هم دارند.
    به همین جهت، چه بسا انسانهایی که پولدار هستند و هیچ مشکل بدنی ندارند و سعادت اخروی نیز دارند(نمونه بارز آن حضرت سلیمان است)
    چه بسا انسانهایی که مشکلات زیادی دارند و به سعادت نیز دست نمی یابند.
    چه بسا انسانهایی که مشکلی در دنیا ندارند ولی میدانیم که بدبخت شدند(نمونه بارز این دسته، قارون و فرعون و نمرود و... است)
    چه بسا انسانهایی که مشکلات دنیایی دارند ولی سعادتمند شدند.(مانند خیلی از انسانها و مومنان)

    خلاصه اینکه،
    اولا: فایده عبادت برای خود انسان است نه برای خداوند.
    ثانیا: مشکلات مالی و جسمانی در صورتی بهانه درستی برای عدم عبادت بود که فایده عبادت به خداوند میرسید، درصورتی که فایده آن برای خود انسان است. پس به این بهانه نمیتوان عبادت را ترک کرد. درست همانطور که انسان به بهانه لباس مناسب نداشتن، از خوردن غذا یا نفس کشیدن یا ... صرف نظر نمیکند.
    ثالثا: اکثر مشکلات انسان، از جانب خود او، انسانهای دیگر یا طبیعت است. با این حال، خداوند در آخرت پاداشی برای صبر در برابر این مشکلات به او میدهد و عوضی نیز به او خواهد داد.

    آیا خداوند لایق پرستش است؟

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    در انتها نیاز به توجه به چندین نکته نمود.
    نکته اول: این دنیا محل گذر است و انسان با عمر 60- 70 سال، قرار نیست در این سرا بماند. بلکه باید توشه جمع کند و به سرای ابدی برود.
    بنابراین، اگر انسان بداند که عبادت برای خودش است و فایده اش کمال خودش و راحتی در سرای ابدی آخرت است، بی قراری نمیکند و امیدوار به فضل و رحمت خدا باقی میماند.

    نکته دوم: مشکلات مالی و سعادت اخروی نه ملازم هم هستند نه منافات با هم دارند.
    به همین جهت، چه بسا انسانهایی که پولدار هستند و هیچ مشکل بدنی ندارند و سعادت اخروی نیز دارند(نمونه بارز آن حضرت سلیمان است)
    چه بسا انسانهایی که مشکلات زیادی دارند و به سعادت نیز دست نمی یابند.
    چه بسا انسانهایی که مشکلی در دنیا ندارند ولی میدانیم که بدبخت شدند(نمونه بارز این دسته، قارون و فرعون و نمرود و... است)
    چه بسا انسانهایی که مشکلات دنیایی دارند ولی سعادتمند شدند.(مانند خیلی از انسانها و مومنان)

    خلاصه اینکه،
    اولا: فایده عبادت برای خود انسان است نه برای خداوند.
    ثانیا: مشکلات مالی و جسمانی در صورتی بهانه درستی برای عدم عبادت بود که فایده عبادت به خداوند میرسید، درصورتی که فایده آن برای خود انسان است. پس به این بهانه نمیتوان عبادت را ترک کرد. درست همانطور که انسان به بهانه لباس مناسب نداشتن، از خوردن غذا یا نفس کشیدن یا ... صرف نظر نمیکند.
    ثالثا: اکثر مشکلات انسان، از جانب خود او، انسانهای دیگر یا طبیعت است. با این حال، خداوند در آخرت پاداشی برای صبر در برابر این مشکلات به او میدهد و عوضی نیز به او خواهد داد.
    سلام.

    حال که صحبت از لیاقت عبادت است، بنده هم در مورد آیه های 75 و 76 سورۀ مائده سؤالی داشتم: مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

    بر اساس این دو آیه آیه مشخص می شود غذا خوردن لیاقت پرستش را از بین می برد: لم یستحق المسیح ولا امه للعبادة; فانهما کانا محتاجین لحفظ حیاتهما باکل الطعام، وان الذی یستحق العبادة غنی فی ذاته عن غیره. والمسیح بنفسه کان یعبد الله کما ان امه الصدیقة کانت تعبد الله، فلم تعبد ولدها، کما لم تعبد نفسها ولم یعبد المسیح امه. (به نقل از رسالة المسیح)

    سؤال اینجاست که چرا اگر موجودی غذا بخورد، لیاقت پرستش را از دست می دهد؟

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    9
    حضور
    4 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18



    سلام
    نکته هایی نیز به ذهن این حقیر می رسد:

    - آیا شما خودتان برای شفا یافتن و بهتر شدن سلامتی خود تلاش نکردید؟ آیا لوازم و امکانات موجود در حد توانتان را استفاده نکردید که از آن سختی جسمی رهایی پیدا کنید؟
    نه تنها من و شما، بلکه تمام موجودات نیز در تلاش هستند که چیزی را که دارند نگه دارند و یا زیاد کنند.
    اینها همه لوازم و نتایج «بودن» است. ما همه هستیم و همین که می خواهیم بودن و لوازم و نتایج آن را حفظ کنیم، نشان می دهد که بودن برای ما ارزشمند است.
    از همه ی موجودات (حتی سنگ ها) نیز اگر بتوان سؤال کرد که آیا حاضری بودنت را از تو بگیرند؟ او قطعا پاسخ خواهد که خیر! ما خیلی اوقات آرزوی مرگ و نیستی می کنیم، اما حواسمان نیست که این آرزو (یا حتی خود کشی) صرفا برای رهایی از وضعیت الآن ماست، و گرنه هیچ موجودی دوست ندارد «بودن» خود را از دست بدهد.

    - خودتان و خودتان باشید و پاسخ این سؤال را به خودتان بدهید: آیا اگر عاملی (فعلا اسمش را خدا نگذاریم) چیز با ارزشی را که شما خودتان اعتراف به خوب بودن و ارزش آن دارید به شما بدهد، صحیح است که به جای تشکر از او، او را نفرین کنیم یا از او طلبکار باشیم یا بخواهیم او را از بین ببریم؟! نهاد هر انسانی شهادت می دهد که در مقابل لطفی که عامل یا چیزی به او کرده، از او سپاسگزار باشد. نکته دیگر در این سپاسگزاری این است که ما خودمان می فهمیم و می بینیم که اگر کسی بدون هیچ انتظار و چشم داشت و نیازی، به ما لطف کند، از او طلبکار نمی شویم که چرا بیشتر ندادی، مگر این که بدی و صفت نکوهیده ای در ما باشد که همیشه در طلبکاری و حرص باشیم. این که عرض کردم، از ارتباط والدین و فرزند هم بالاتر و والاتر است. شاید پدر و مادر در تأمین فرزندشان، هدف و انتظاری داشته باشند که مثلا در پیری از آنها مواظبت نماید یا منبع درآمد والدین باشد و ... . اما وقتی کسی بدون چشم داشت به ما لطف و مرحمت می کند، ما واقعا در برابر او حس تشکر و سپاس گزاری داریم.

    - حال با خودتان ببینید عاملی (فعلا اسمش را خدا نگذاریم) که بزرگترین و ارزشمند ترین و والاترین چیز، یعنی «بودن» (که همه ی ما آن را می خواهیم و اصلا دوست نداریم از دست بدهیم!) را به ما بدهد، آن هم بدون این که به ما نیازی داشته باشد یا چشم داشتی داشته باشد، ما در برابرش چطور باید باشیم؟ آیا شایسته است که در برابر او سپاسگزار باشیم؟ یا سرکشی کنیم؟

    - ما با استفاده از عقلمان (که آن هم به ما بدون دلیل و چشم داشت داده شده، و گرنه فقط انسان بودن، حتما عاقل بودن نیست!) می فهمیم و می بینیم که تمام چیزهایی که بودن آنها را شناخته ایم نیز مانند ما هستند! یعنی بودنشان به آنها داده شده، وگرنه خودشان چیزی نبودند که اصلا قابل ذکر و یادآوری باشند، چه برسد به این که توانایی داشته باشند که اعتراض کنند! و همین نشانه ی این است که بودن ما و موجودات اطرافمان را خودمان نداشته ایم. بودنمان را چیزی به ما داده که نمی شود مانند خود ما نیازمند «بودن» باشد!

    - و اگر نبود معرفی خدا در عالم ذر به ما، که باز این لطف و مهربانی اوست (و جای سپاسگزاری دارد!) نمی توانستیم بفهمیم که آن عامل که این لطف «بودن» را به ما کرده، خداست. اسمش را می گذاشتیم طبیعت، یا عوامل خارجی! اما به گواهی عقل و آن شناسایی که در نهاد ماست، می فهمیم که همین طبیعت و جبر محیط که شما نام بردید، خودشان وام دار و نیازمند آن خدا هستند.

    - شما خود بگویید، آیا شایسته نیست که در برابر این لطف و مهربانی بزرگ و شگرف که هیچ کلمه و هیچ جمله و فکر و تعقل و هر چه و هر چه، نمی تواند آن را وصف کند، خاضع و سپاسگزار باشیم؟ حتی فلج 100% که 100% هم فقیر است، باز در تلاش است که همین بودن خود را حفظ کند و سختی های این بودن را کم کند، حال شما که اکنون سلامتی خود را باز یافته اید، حاضرید دوباره این سلامتی (قسمتی از بودن خود) را از دست بدهید؟ چرا در برابر خدایی که این بودن را به شما داده، به جای اعتراض و سرکش بودن و طلبکار بودن، تشکر نکنید؟

    - همین خدا با تمام مهربانی و لطف و رحمتش، البته بزرگ است و سلطان ماست و اصلا همین بودن را که به ما داده به دل ما می اندازد که بزرگی او را ببینیم و از او بترسیم که همو که این را داده، قدرت گرفتنش را هم دارد!! ولی نمی گیرد. همیشه در این ترس و امید (یا به قول با سواد تر ها، خوف و رجاء) باشیم که همو که بودن را به من داده، همو مرا می چرخاند و تغییر می دهد و می تواند بودن من را بگیرد! همین سلطان و بزرگ و با عظمت، از ما خواسته کارهایی بکنیم و کارهایی نکنیم! آن نیز باز به خاطر جهل و نادانی ماست که نمی دانیم کارهایی که می کنیم چه اثرات مخرب یا سازنده برای خود ما دارد. به این خدای مهربان و بزرگ، اعتماد نمی کنیم و او را پشت گوش می اندازیم و حتی اندازه ی همکلاسی خود قبولش نداریم! اگر هم کلاسی ما بگوید فردا مدرسه تعطیل است باور می کنیم، ولی وقتی خدا می گوید این کار را نکن بد است، می گوییم به تو چه! ما اصلا کاری به خدا نداریم و او را تحویل نمی گیریم! و باز اوست که با لطف و مهربانی اش ما را به سوی خودش می خواند!

    - زیاد حرف زدم، این دو جمله را هم بگویم: همین خدا از بشر خواسته که ربا نخورد و مستی نکند و دزدی نکند و ... . چرا بیماری یا فقر یا سختی زندگی خودمان را گردن گذشتگان خودمان یا افراد بدکار اطراف خودمان نمی اندازیم؟ چطور وقتی آب می نوشیم و سیراب می شویم، اعتراضی نمی کنیم، اما وقتی اطرافیانمان یا خودمان یا گذشتگانمان ربا خورده اند یا دزدی کرده اند (و با این که جهل داشته اند که این کارشان در دیگرانی مثل ما اثر می گذارد، باز به خدا اعتماد نکرده و پیروی شیطان را کرده اند) به آنها اعتراض نمی کنیم که فقر یا سختی و بیماری ما تقصیر شماها بوده؟!

    - چرا از خود خدا نمی خواهید که همین سؤالات شما را پاسخ دهد؟!! حتی من پیشنهاد جالب تری دارم: از امام زمان بخواهید که این سؤالات شما را پاسخ دهد! وگرنه هر چه ما ها با هم حرف بزنیم و تایپ کنیم، شاید دلمان آرام نگیرد (:


  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3699



    با سلام

    «امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: گروهی در عبادت، به انگیزه دستیابی به منافع اخروی و بهشت، خدا را می پرستند که این رقم عبادت، عبادت تجار و بازرگانان است که هدف، سودجوئی است. گروهی دیگر به انگیزه ترس از عذاب و جهنم، خدا را عبادت می کنند؛ این هم عبادت بردگان است. گروهی هم به انگیزه شکر و سپاس از نعمت های فراوان خداوندی، عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزاد مردان است.
    بر اساس فرمایش علی بن ابی طالب علیه السّلام سه هدف و انگیزه در عبادت خداوند وجود دارد. 1- رسیدن به بهشت و رضوان الاهی. 2- دوری و اجتناب از جهنم. 3- سپاس از خداوند. چون خداوند لایق پرستش است. اگر یک وعده مهمان کسی باشید، یا پزشکی، بیمار شما را از مرگ نجات دهد، تا آخر عمر خود را مدیون میزبان و پزشک، دانسته و هر وقت ایشان را ببینید؛ کرنش کرده و تشکر می نمایید. بندگان، در تمام لحظات بر سر سفره خداوند نشسته اند. هر چه دارند از خداست. وجود، سرمایه، امنیت، سلامتی، خوراک، پوشاک و غیره همه را خداوند ارزانی کرده است. آیا تشکر از چنین شخصیت کریمی، لازم و واجب نیست. کریمی که هر چه عنایت کرده، بی منّت است. پزشک از شما توقع پول دارد، میزبان بشری، معمولا انتظار جبران دارد. ولی خداوند تمام نعمت ها را به انسان داده و توقع جبران ندارد. حال عقل بشر دستور به تشکر از چنین خدایی نمی دهد؟
    شما به هر انگیزه ای که تشکر کنید؛ می شود عبادت. چون بشر در تشکر از انسان ها نیازی به آموزش ندارد؛ ولی در تشکر از خدا نمی داند که چگونه تشکر کند که لایق ایشان باشد، نیاز به آموزش دارد. به همین دلیل خداوند انبیا را فرستاده تا راه هدایت بشر و نحوه پرستش خدا را به آن ها آموزش دهند. پس هدف از عبادت، برطرف کردن نیازمندی های خداوند نیست؛ چرا که او وجودی نامحدود، نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز و غنی مطلق است. پس احتیاجی به پرستش ما ندارد. در قرآن کریم آمده است: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید؛ خدا بی نیاز و درخور ستایش است «زیرا هر که خدا را سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسی کند، خدا بی نیاز و ستودنی است»

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    کیک تولد
    نوشته
    55
    حضور
    17 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    115



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    آفرینش انسان دارای هدف و قصدی بوده است، اما این قصد و غرض، عبادت کردن بندگان و عابد شدن آنان است نه معبود شدن خداوند.
    به همین جهت، می فرماید هدف از خلقت، عبادت کردن بندگان است نه عبادت شدن خدا.
    وگرنه می فرمود: "لاعبد" یا "لاکون معبودا لهم" یعنی نفرموده تا انکه من پرستش شود یا تا من معبودشان باشم.

    بنابراین، با همین بیان لطیف مشخص میشود که فایده عبادت و عبودیت به خود انسان میرسد نه خداوند. چون خداوند غنی مطلق است:


    «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ‏ الْحَميدُ »(2)
    «آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و يقيناً خداست كه خود بى‏نياز و ستوده است‏»

    خداوند انسان را خلق کرد تا انان عابد و عبد شوند.
    عابد میشوند تا خداوند را بهتر بشناسند و معرفت کامل بیابند.
    از طریق معرفت، کامل میشوند و از رهگذر تمام این امور، رحمت و مغفرت خداوند شامل حالشان میشود.
    پس مشخص میشود که عبادت خودش هدف اصلی خلقت نیست بلکه هدف میانی است و هدف نهایی کمال و قرب انسان است که از طریق عبادت و معرفت برایش حاصل میشود.(3)

    چنانکه امام حسین(علیه السلام) در روایتی به این نکته اشاره دارد و می فرماید:
    «ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه‏»(4)
    « خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏ كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى ‏شوند»
    سلام حاج آقا ممنون که به پست بنده توضیحات مفصلی ارائه کردید امام در جواب این قسمت از سخنان شما که گفتید هدف از عبادت شناخت خدا بوده باید عرض کنم متاسفانه وقتی من با توجه به محکوم شدن اجباری یه زندگی و اومدن به این دنیا این معامله یک طرفه جلوم گذاشته شده تا حد توان سعی در عبادت خدا داشتم اما باعث گمراهی بیشتر من و سوء ظن به خدا شد چون در این سنین جوانی هیچ رحمت و مغفرتی که ندیدم هیچ بدتر دچار مشکلات شدم و این شبیه اینه حاکم یک کشور مردمشو به سختی بندازه و خودش راحت زندگیشو بکنه و براشون قوانین سخت بزاره و تو زندان بیفتن تا فقط بعدا مثلا 50 سال دیگه بهشون آپارتمان و پول و امکانات بده و تازه اون موقع بفهمن عجب حاکم خوبی دارن !این با عقل متاسفانه جور در نمیاد وقتی من تو این دنیا به شناخت نمیرسم دیگه تو اخرت که خودشو میبینم شناخت حضوری دازم به چه دردم میخوره ؟ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!
    سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول میگیرد

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود