جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بی اعتقادی برادرم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    قرائت قرآن ، شعر ، زبان عربی
    نوشته
    3
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9

    بی اعتقادی برادرم




    بسم الله الرحمن الرحیم
    مشکل من با برادرم است. برادرم ۲۱ ساله است و از من بزرگتر. مشکل از آنجا شروع شد که برادرم دیپلمش را در حالی که درسش خوب بود ، گرفت و به دانشگاه نرفت. در عوض به سربازی رفت . سربازی اش افتاد یک شهر دیگر. آنجا با دوست هایی آشنا شد که خیلی خوب نبودند، مثلا گاهی که به دیدنش میرفتیم، به وضوح ، حس میکردیم که با ما غریبی میکند. از سربازی هم که برگشت، به بازی کلش معتاد شد. در کلش دوستانی پیدا کرد که رویش تاثیر زیادی گذاشتند. اعتقاداتش به طرز عجیبی سست شد . حالا از آدم های متدین و روحانیون متنفر است و به آنها ناسزا میگوید در حالی که من و پدر و مادرم مذهبی هستیم و از این رفتارش می رنجیم. الان به من و پدر و مادرم هم بی احترامی می کند. به زبان هم میگوید که من با شما فرق دارم . یا من فقط برای خوابیدن به این خانه می آیم وگرنه هیچ علاقه ای به بودن با شما ندارم. چند ماهیست که شب های جمعه میرود پیش همان دوستان کلشی اش میماند. این پدر و مادرم را خیلی اذیت میکند. پدرم از آبرویش میترسد. من نمیتوانم ببینم که پدرم می شکند و برادرم هیچ حس مسئولیتی ندارد. پدر و مادرم معتقدند اما وقتی برادرم شبهه ای پیش می کشد ، توان علمی برای پاسخگویی ندارند. و وقتی من جواب قانع کننده ای میدهم،برادرم میگوید تو دخالت نکن. والدینم به مشاور هم مراجعه کردند اما نتوانستتد به توصیه هایش عمل کنند و آن را جدی هم نگرفتند. برادرم امروز گفت تصمیم دارد به ترکیه و بعد آلمان برود، این را پدرم اگر بشنود ، خیلی خیلی ناراحت میشود.ضمنا برادرم هیچ تمایلی به ازدواج هم ندارد. مانده‌ام مستأصل. چه کنم؟

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    بی اعتقادی برادرم








    کارشناس بحث: استاد امیدوار

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط Rahaei نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مشکل من با برادرم است. برادرم ۲۱ ساله است و از من بزرگتر. مشکل از آنجا شروع شد که برادرم دیپلمش را در حالی که درسش خوب بود ، گرفت و به دانشگاه نرفت. در عوض به سربازی رفت . سربازی اش افتاد یک شهر دیگر. آنجا با دوست هایی آشنا شد که خیلی خوب نبودند، مثلا گاهی که به دیدنش میرفتیم، به وضوح ، حس میکردیم که با ما غریبی میکند. از سربازی هم که برگشت، به بازی کلش معتاد شد. در کلش دوستانی پیدا کرد که رویش تاثیر زیادی گذاشتند. اعتقاداتش به طرز عجیبی سست شد . حالا از آدم های متدین و روحانیون متنفر است و به آنها ناسزا میگوید در حالی که من و پدر و مادرم مذهبی هستیم و از این رفتارش می رنجیم. الان به من و پدر و مادرم هم بی احترامی می کند. به زبان هم میگوید که من با شما فرق دارم . یا من فقط برای خوابیدن به این خانه می آیم وگرنه هیچ علاقه ای به بودن با شما ندارم. چند ماهیست که شب های جمعه میرود پیش همان دوستان کلشی اش میماند. این پدر و مادرم را خیلی اذیت میکند. پدرم از آبرویش میترسد. من نمیتوانم ببینم که پدرم می شکند و برادرم هیچ حس مسئولیتی ندارد. پدر و مادرم معتقدند اما وقتی برادرم شبهه ای پیش می کشد ، توان علمی برای پاسخگویی ندارند. و وقتی من جواب قانع کننده ای میدهم،برادرم میگوید تو دخالت نکن. والدینم به مشاور هم مراجعه کردند اما نتوانستتد به توصیه هایش عمل کنند و آن را جدی هم نگرفتند. برادرم امروز گفت تصمیم دارد به ترکیه و بعد آلمان برود، این را پدرم اگر بشنود ، خیلی خیلی ناراحت میشود.ضمنا برادرم هیچ تمایلی به ازدواج هم ندارد. مانده‌ام مستأصل. چه کنم؟

    بسمه تعالی
    با سلام و عرض تحیت خدمت جنابعالی
    هرچند اشاره کردید که خانواده به مشاور مراجعه کردند، اما همچنان لازم است برای رسیدن به نتیجه مطلوب مشاوره حضوری تداوم داشته باشد.

    در عین حال آنچه که لازم است به آن توجه شود این است که دوره سنی که برادرتان در آن قرار دارد دوره ای است که معمولا از طرفی تقابل افراد با خانواده و از طرف دیگر تعلق به دوستان و تاثیرپذیری از آنها افزایش می یابد. این گسل زمانی بیشتر می شود که در گذشته نسبت به مسائل تربیتی یا بیش از اندازه سختگیری و یا سهل گیری شده باشد و اکنون نیز با امر و نهی و یا جر و بحث مستمر سعی در تغییر و کنترل ایشان داشته باشید.
    بنابراین لازم است در کنار کمک گرفتن از افرادی که تاثیرگزاری بیشتری بر وی دارند، با کاستن از میزان تذکر و پرهیز از برچسب زدن به وی و متقابلا افزایش و تقویت سطح اشتراکات، فضایی در محیط خانه و خانواده فراهم شود که تعلق خاطر برادرتان به خانواده بیشتر گردد.
    بی اعتقادی برادرم
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    سلام .
    برادر شما در درون سنی هستش که الان دنبال الگو میگرده ...
    چرا دانشگاه نرفته ... چون میبینه لیسانسه های اطرافش بی کارن .
    چرا نسبت به روحانیون بی اعتماده ... چون از اینطرف و اونطرف چیزهایی رو میشنوه .

    بهترین کاری که میشه برای ایشون انجام داد الگو سازی هست .
    اگر یکی از فامیلهای دورتون مثلا شرکت مهندسی در ارتباط با حرفه بخصوصی داره ...
    یا اینکه پدرتون میتونه صحبت کنه ایشون برن جایی و علم و هنری رو یاد بگیرن ....

    میتونه براش مفید باشه .

  9. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود