صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر قرآن یا ترسیم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    فیزیک، فلسفه،اندیشه
    نوشته
    19
    حضور
    14 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36

    اشاره تفسیر قرآن یا ترسیم؟




    با سلام بدون مقدمه شروع میکنم. خواستار دلایل عقلی ام نه نقلی. با تشکر.(ترسیم، رسم کردن یه موضوعی به شکل بزرگتر از حد واقعی.)
    بابا آب داد. مادر نان را پخت.

    برداشتی که من ازین دو جمله میکنم اینه
    1- اولا چون واژه بابا قبل از مامان اومده دلالت بر این داره که این پدره که وظیفه تامین خوراک و آشامیدنی کودکان را برعهده داره
    2- کلمه آب قبل از نان اومده پس این دو جمله نشان دهنده اینه که آشامیدنی دارای اهمیت بیشتری نسبت به خوراکه.
    3- از جمله دوم که نوشته نان را مادر پخت اینطور استنباط میشه که پختن نان بر عهده مادر بوده و خرید آن اشتباه است.
    4- علته اینکه بجای واژه ی نوشاندن، دادن برای آب بکار رفته اینه که پدر تنها وظیفه تامین مخارج زندگی رو داره و نوشاندن و خوراندن برعهده مادر است.
    5- از حروف ب،د هر کدوم 3 بار استفاده شده در این دوجمله که وقتی اونهارو کناره هم میزاریم به سه واژه بد، بد، بد میرسیم که یکی از علل تکرار این واژه اینه که کمک نکردن به پدر و مادر در امور زندگی، چه در تامین خوراک و ... و چه در کارهای خانه بد، بد و بد است! که نشان دهنده اهمیت بدی این موضوع است.
    6- آمدن آب قبل از نان میتواند نشان دهنده این باشد که پیش از خوردن غذا مقداری آشامیدنی باید تناول گردد که در حین خوردن خوراک آبی نوشیده نشود!
    7- در این دو جمله 21 حرف را میبینیم که نشان دهنده تعداد جویدن یک لقمه غذا در حد قابل قبول و تحمل باشد که این نشان دهنده اهمیت بلع غذا در هضم آن است.(دانشمندان به تازگی کشف کرده اند جویدن غذا به این میزان موجب هضم و جذب کامل غذا میشود!)
    8- سوالی در این دو جمله به شکل مستتر مطرح است که این نان و آب برای چه کسانی تهیه میشود، علت اینکه آن اشخاص معرفی نشده اند این است که پختن نان و تهیه آب تنها محدود به فرزندان نمیشود بنابرین ازین جمله ها به اهمیت بخشش نیز پی میبریم.
    9- هر دو فعل پخت و داد متعدی اند ولی برای پخت حرف اضافه را آمده و برای داد نیامده، این میتواند نمایان گر این مسئله مهم باشد که مادر اگر گاهی وقت ها فاصله ای بین وظیفه ای که دارد بندازد (فاصله ای مانند را یعنی فاصله ای کوتاه) عیب زیادی بر او وارد نیست اما پدر حق هیچ کوتاهی در انجام وظایف خود ندارد.
    10- به جای تمامی نوشیدنی هایی مانند شیر، نوشابه و هر چیز دیگه واژه آب بکار رفته و به جای هر خوردنی دیگه ای مثل چلو خورش و آبگوشت واژه نان بکار رفته، بنابرین ازین دو جمله متوجه میشویم که غذای اصلی هر شخصی نان و آب است.

    اول میخواستم 30 تا جمله تفسیر برای این دو نیم جمله! بنویسم ولی دیدم ممکنه از حوصله خارج بشه. حتی اگه میخواستم میشد یه کتاب با همین دو جمله نوشت،
    1- حالا آیا این از اعجازی در این دو جمله وجود داره؟ میتونید رد کنید اعجازش رو؟
    2- از اونجایی که انجمن معطوف به علوم اسلامیه پس در مورد فقط علمای اسلامی میپرسم، برای بنده با دلایل عقلی ثابت کنید که علمای اسلامی مرض ترسیم نگرفته اند و هرچه از قرآن میگویند عین حقیقت ماجرا و در قرآن نهفته شده است.
    3- راه جلوگیری از ابتلا به مرض ترسیم چیست؟
    4- آیا در تمامی اعجاز هایی که به قرآن نسبت داده میشه، این مشکل وجود نداره؟ از گردش زمین به دور خورشید و معجزه های دیگه، تنها برداشت دلخواه ما از متن قرآن نیست؟ اینکه یه فیلسوف و عالم اسلامی دوست داشته باشه برداشت ها و تفسیراتی کنه که با علوم روز بخونه و اونو به عنوان اعجاز نشون بده آیا کار درستیست؟
    ویرایش توسط ذره بین : ۱۳۹۴/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۰:۳۰

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست







    تفسیر قرآن یا ترسیم؟








    کارشناس بحث: استاد صدیقین

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    با سلام بدون مقدمه شروع میکنم.
    سلام
    امیدوارم گفتگوی خوبی داشته باشیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    خواستار دلایل عقلی ام نه نقلی
    تا جایی که بحث اقتضا کند، از دیدگاه خود دلایل عقلانی اقامه خواهم کرد. امیدوارم شما هم عقلانی گفتمان کنید و کلمات نامناسب را از گفتمانتان حذف کنید؛ مثلا در همین پست آغازین، مریض بودن علمای اسلام را فرضی ثابت قلمداد کرده اید و از ما خواسته اید با دلیل عقلی مریض نبودنشان را ثابت کنیم(!):
    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    برای بنده با دلایل عقلی ثابت کنید که علمای اسلامی مرض ترسیم نگرفته اند
    اگر قصدتان اهانت است، بفرمایید تا گفتگو نکنیم، ولی اگر به راستی می خواهید عقلانی بحث کنید، لطفا ادب گفتمان را مراعات فرمایید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    ترسیم، رسم کردن یه موضوعی به شکل بزرگتر از حد واقعی
    این واژه و تعریفش را از کجا نقل می کنید؟
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۰۹ در ساعت ۲۰:۴۳

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    نقد گزاره مورد استناد




    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    بابا آب داد. مادر نان را پخت.
    این جمله، یادآور نوستالژی کتاب اول دبستان دهه شصت است، با این تفاوت که در آنجا _در صفحه 16 که حرف «د» آموزش داده می شد_ نوشته بود: «بابا آب داد، بابا نان داد»؛ یعنی هر دو کار آب دادن و نان دادن، به بابا نسبت داده بود و از مامان جون خبری نبود!

    در عین حال، با همین جمله خودساخته شما پیش می رویم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    بابا آب داد. مادر نان را پخت.
    این جمله، یک گزاره خبری است که درباره بابای نامعین و مادر نامعین سخن می گوید و نه درباره همه باباها و همه مادرها؛ بنابراین به تمام آن ده تفسیری که از خودتان نوشته اید و همه را از این دو جمله برداشت کرده اید، این اشکال اساسی وارد می شود که: شما در آن تفاسیر، گزاره های قانونمند و کلی که شامل همه باباها و مادرها باشد نتیجه‌گیری کرده اید، در حالی که اصل گزاره مورد استنادتان، درباره بابا و مادر نامعینی سخن می‌گوید و محمول آن گزاره مبهم، قابل تطبیق و سرایت به همه باباها و مادرها نیست!

    همین اشکال ساده، اساس تمام آن تفاسیر بامزه‌تان را از بین می برد و آنها را چیزی شبیه سفسطه و مغلطه می کند!

    مثل این می ماند که بنده بگویم: «معلم، دانش‌آموزش را کتک زد»، و سپس از این جمله مبهم، قانونی کلی درباره همه معلمان و دانش‌آموزان و علم و دانش، استنتاج و نتیجه گیری کنم که مثلا:

    معلم ها، دستِ بزن دارند!
    معلم حق دارد دانش آموزش را کتک بزند!
    علم و دانش، با کتک همراه است!
    هر دانش آموزی، عاقبت کتک می خورد!
    کتک را می زنند، و نمی خورند!
    همیشه کتک از ناحیه فرد برتر صادر می شود!
    عاقبت علم آموزی، کتک‌خوری است!
    دانش آموز، باید تو سری خور بار بیاید!
    آنکه کتک نمی خورد، دانش نمی آموزد!
    این گزاره ناظر به بیت معروف سعدی در گلستانش است که: "تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر"!
    این جمله بیست حرف دارد، یعنی برای سر به راه کردن دانش آموز، باید بیست بار او را کتک زد!
    این جمله بیست حرف دارد، پس برای تفهیم بهتر درس، مطالب را باید بیست بار تکرار کرد!
    این جمله بیست حرف دارد، یعنی فراگیری تمام علوم بیست سال طول می کشد!
    این جمله بیست حرف دارد، یعنی دانش های بنیادین جهان در بیست رشته طبقه‌‎بندی می شوند!

    و ...

    سفسطه بافتن و مغالطه کردن، کاری ندارد! می شود درباره همین یک جمله ساده _و نه دو جمله_ یک کتاب چرت و پرت نوشت؛ سیاهه‌ای که سرش به تنش نیرزد و بین مقدمه و نتیجه‌اش، هیچ ارتباط منطقی برقرار نباشد!

    اینکه از گزاره‌ای مبهم، ده‌ها قانون کلی و فراگیر نتیجه‌گیری کنیم، چیزی جز مغلطه و سفسطه نیست و این کاری است که در پست آغازین انجام شده است! هیچ ارتباط منطقی بین قوانین کلی و فراگیرِ نتیجه‌گیری شده، و گزاره مبهم مورد استناد، وجود ندارد!

    می شود یک گزاره کلی معین را بر ده‌ها مصداق تطبیق داد (= تطبیق موضوع کلی بر مصادیقش)، ولی منطقی نیست که از یک گزاره مبهم، ده‌ها گزاره کلی را نتیجه‌گیری نماییم!
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۶:۵۸

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    نقد گزاره مورد استناد، به سخن ساده‌تر




    به سخن ساده تر، اینکه می فرمایید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    بابا آب داد. مادر نان را پخت.
    درباره همه باباها و مادرها است (الف)
    یا درباره بابا و مادر خاص و معینی است (ب)
    و یا درباره هیچیک از این دو فرض نیست، بلکه مبهم است! (ج)

    نتیجه هر یک از این سه فرض چنین می شود:

    (الف) اگر درباره همه باباها و مادرها است، عرض می کنم که چنین ادعایی کلیت ندارد و اشتباه است. در حال حاضر هم باباها آب می دهند و هم مادرها ولی قدر مسلم بیشتر مادرها دیگر نان نمی پزند بلکه نانوای محترم _که از همین جا خسته نباشید عرض می کنیم به همه نانواها و شاترهای عزیز_ زحمت پخت نان گرم را می کشند! برخی پدر عزیزشان را از دست داده اند و وظیفه آب دادن را مادر گرامی‌شان بر عهده دارد. برخی نیز مادر گرامی‌شان را از دست داده اند ولی همچنان _کما فی السابق_ از نانوای سر کوچه که نانشان را می‌پزد، این خوراک را تهیه می‌کنند! گرچه اساسا بچه های دهه هفتاد (و نه ما بچه‌های دهه شصت) معنای «مادر نان را پخت» را درست درک نمی کنند، چون هیچ وقت چنین چیزی به چشمشان ندیده اند و چنین فضایی را تجربه نکرده اند!

    (ب) اگر هم آن دو جمله تان، درباره بابا و مادر خاصی است، که قضیه خارجیه هست و قابل تطبیق بر همه باباها و مادرها نیست و تفاسیری که ارائه داده اید _صرفنظر از درستی یا نادرستی آنها_ بی‌ارتباط با آن دو گزاره است.

    (ج) در غیر این دو صورت، آن دو جمله شما _به خاطر ابهام موضوع_ مبهم می شود و در این صورت، باز هم قابلیت استنتاج نتایجی کلی و قانونمند و فراگیر را ندارد و تفاسیر ارائه شده _صرفنظر از درستی یا نادرستی آنها_ بی‌ارتباط با آن دو گزاره است.

    با این توضیحات روشن شد که ده تفسیر ارائه شده در پست آغازین _که پرسشگر محترم ادعا می کند می‌تواند آن را تا سی مورد افزایش دهد_ چیزی جز سفسطه و مغلطه نیست! در آن تفاسیر، بین نتیجه و مقدمه هیچ ارتباط منطقی وجود ندارد؛ به توضیحی که گذشت!
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۲:۰۴

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    1- حالا آیا این از اعجازی در این دو جمله وجود داره؟ میتونید رد کنید اعجازش رو؟
    به توضیحی که گذشت، مغلطه و سفسطه‌اش روشن شد!

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    2- از اونجایی که انجمن معطوف به علوم اسلامیه پس در مورد فقط علمای اسلامی میپرسم، برای بنده با دلایل عقلی ثابت کنید که علمای اسلامی مرض ترسیم نگرفته اند و هرچه از قرآن میگویند عین حقیقت ماجرا و در قرآن نهفته شده است.
    تا منظور شما از علمای اسلام که باشد؟ اگر منظورتان هر بشر دو پایی است که عبا و قبایی به سر و تن کشیده و جمعی به دور خود جمع کرده، عرض می کنم با این بیان مفتی‌های وهابی _که بدترین دشمنان دین و قرآن‌اند_ هم از علمای اسلامند و روشن است که چنین مطلبی پذیرفته نیست! چه رسد به همه چیزهایی که درباره قرآن عزیز، گفته یا نوشته می شود!

    تفسیر قرآن مقدمات دارد، تخصص نیاز دارد، سال‌ها زانو زدن در محضر اساتید بزرگ و سال ها پژوهش نیاز دارد! نمی دانم چرا دیواری کوتاه تر از قرآن کریم برای تفسیر پیدا نمی شود! تفسیر علمی قرآن بحث گسترده و نوپایی است و هنوز در آغاز راه است. روشن است که نمی شود هر رخداد تازه ای را به صرف مشابهت لفظی، به آیات کریمه قرآن نسبت داد. برخی به خیال خود خواسته اند از ارزش دستاوردهای علمی جدید، پشتوانه ای برای قرآن کریم درست کنند، در حالی واقعیت نشان از مقهور بودن آن افراد در برابر نظریات علمی دارد. این اشتباه تاکتیکی در تفسیر علمی قرآن، ربطی به خود آیات کریمه ندارد و حساب چنین نوشتارها و ادعاهایی جداست!
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۲:۰۷

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    3- راه جلوگیری از ابتلا به مرض ترسیم چیست؟
    با آن تعریفی که خودتان از ترسیم ارائه دادید، برطرف کردن عیب بزرگ‌بینی و غُلُو گری و خلاف واقع نمایاندن تفسیر متون دینی، نیازمند دو چیز است:

    1- تهذیب نفس (تقوی، پارسایی)؛ تا هر مطلبی را به دلخواه یا از روی تعصب به آیات کریمه قرآن نسبت ندهد. در آیات و روایات، فراوان به این مطلب تاکید شده؛ به عنوان نمونه، در روایات متعددی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سفارش نموده که: کسی که قرآن را به رای خویش تفسیر کند، جایگاهی از آتش برای خویش فراهم نموده است.

    2- کسب تخصص و دانش لازم؛ تا از روی آگاهی و شناخت کافی سخن بگوید و کلام الهی را مطابق مقصود گوینده ارجمندش، برای مردم تفسیر نماید. (تخصص کافی در علوم لغت، صرف و نحو، حدیث، فقه، رجال و ... ؛ برای آگاهی بیشتر رجوع شود به: تفسیر و مفسران، آیة الله معرفت، جلد 1، صفحه 54 به بعد)

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    4- آیا در تمامی اعجاز هایی که به قرآن نسبت داده میشه، این مشکل وجود نداره؟ از گردش زمین به دور خورشید و معجزه های دیگه، تنها برداشت دلخواه ما از متن قرآن نیست؟ اینکه یه فیلسوف و عالم اسلامی دوست داشته باشه برداشت ها و تفسیراتی کنه که با علوم روز بخونه و اونو به عنوان اعجاز نشون بده آیا کار درستیست؟
    در زمینه اعجاز علمی، برخی افراط می کنند و شیوه درستی در تفسیر علمی قرآن ارائه نمی دهند و تلاش دارند هر دستاورد تازه‌ای را به قرآن مستند کنند و آن را اعجاز علمی قلمداد نمایند که شیوه صحیحی نیست! اشتباه این افراد، ارتباطی با قرآن ندارد. البته اگر مواردی با توضیح منطقی و مستند مطرح شود، پذیرفته می شود.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۲:۱۰

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    فیزیک، فلسفه،اندیشه
    نوشته
    19
    حضور
    14 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36



    سلام اگه کمی تندی در لحن بنده احساس کردید، به بزرگواری خودتون ببخشید، بنده محققم و مجبورم کمی تند حرف بزنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    تا جایی که بحث اقتضا کند، از دیدگاه خود دلایل عقلانی اقامه خواهم کرد. امیدوارم شما هم عقلانی گفتمان کنید و کلمات نامناسب را از گفتمانتان حذف کنید؛ مثلا در همین پست آغازین، مریض بودن علمای اسلام را فرضی ثابت قلمداد کرده اید و از ما خواسته اید با دلیل عقلی مریض نبودنشان را ثابت کنیم(!):
    اولا کلمه مریض هیچ گونه اهانتی نیست، هر شخصی در هر درجه ای که هست میتونه مریض بشه و مریضی هم درمان داره. مریضی فقط جسمانی نیست و امراض روحی هم جزو مریضی ها به حساب میان. اینکه شما این برداشت رو کردید از جمله بنده که مریض بودن علمای اسلام فرضی ثابته، ناشی از برداشت اشتباه شما هست. کافی بود جمله اول همین سوال که علمای اسلام به مرض ترسیم مبتلا نشده اند رو مطالعه میکردید به خوبی روشن بود که این اشکال تنها به علامای اسلامی و از همه مهم تر فقط به قرآن وارد نیست. واقعا کار قشنگی نبود که عنوان تایپیک رو بدون اطلاع عوض کرده اید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    اگر قصدتان اهانت است، بفرمایید تا گفتگو نکنیم، ولی اگر به راستی می خواهید عقلانی بحث کنید، لطفا ادب گفتمان را مراعات فرمایید.
    من اهانتی نکردم به دلایلی که در بالا رفت ، اگر شما اهانتی در متن بنده دیدید، مطمئن باشید که تنها اشتباه برداشت کرده اید، چون بنده به شدت به عقاید دیگران حالا هرچی که هست احترام میزارم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    این واژه و تعریفش را از کجا نقل می کنید؟
    تنها جعل اصطلاح کردم، مثلا من متنی رو مینویسم و میگم کلمه ی ((شتر)) که در این متن به کار رفته به معنی اسب است! کسی نمیتواند بگوید نه! شتر حیوان دیگریست! به دلایلی جعل اصطلاح کردم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    این جمله، یادآور نوستالژی کتاب اول دبستان دهه شصت است، با این تفاوت که در آنجا _در صفحه 16 که حرف «د» آموزش داده می شد_ نوشته بود: «بابا آب داد، بابا نان داد»؛ یعنی هر دو کار آب دادن و نان دادن، به بابا نسبت داده بود و از مامان جون خبری نبود!
    در عین حال، با همین جمله خودساخته شما پیش می رویم:
    قصد بنده یاد آوری خاطرات دوران کودکی نبود، تنها سعی کردم ساده ترین دو جمله ای که به ذهنم مبادرت میشه رو بنویسم، و خب اولین دو جمله ای که رسید به ذهنم این بود!

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    این جمله، یک گزاره خبری است که درباره بابای نامعین و مادر نامعین سخن می گوید و نه درباره همه باباها و همه مادرها؛ بنابراین به تمام آن ده تفسیری که از خودتان نوشته اید و همه را از این دو جمله برداشت کرده اید، این اشکال اساسی وارد می شود که: شما در آن تفاسیر، گزاره های قانونمند و کلی که شامل همه باباها و مادرها باشد نتیجه‌گیری کرده اید، در حالی که اصل گزاره مورد استنادتان، درباره بابا و مادر نامعینی سخن می‌گوید و محمول آن گزاره مبهم، قابل تطبیق و سرایت به همه باباها و مادرها نیست!
    یعنی الان با اضافه کردن یک ها و یک شناسه ی نده، این اشکال اساسی رفع میشه؟ خیلی خب باشه
    بابا ها آب دادند.مادر ها نان پختند. مشکل حل شد؟.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    همین اشکال ساده، اساس تمام آن تفاسیر بامزه‌تان را از بین می برد و آنها را چیزی شبیه سفسطه و مغلطه می کند!
    البته بنده قصد مزه پراکنی نداشته و ندارم. در ادامه بیشتر در مورد مغلطه صحبت میکنیم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    اینکه از گزاره‌ای مبهم، ده‌ها قانون کلی و فراگیر نتیجه‌گیری کنیم، چیزی جز مغلطه و سفسطه نیست و این کاری است که در پست آغازین انجام شده است! هیچ ارتباط منطقی بین قوانین کلی و فراگیرِ نتیجه‌گیری شده، و گزاره مبهم مورد استناد، وجود ندارد!
    بحث بر سر نوع تفسیر است نه خود تفسیر! به عنوان مثال در آیه ای از قرآن آمده است که تنها خداوند را عبادت کنید و به پدر و مادر نیکی کنید. «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» (سوره بقره، آیه 83)
    اولا اگه بخوایم مدل شما از این متن اشکال بگیریم (( جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد)) ((ترجمه بهرام پور)) پدر و مادر جمع نیستن پس دلالت بر جمع هم ندارند(تنها مثنی اند)، از طرفی این گزاره به پدر و مادر معینی هم اشاره ندارد، بنابرین تمامی تفاسیری که از این جمله (ذکر میکنم یه تعدادی رو) تنها یک مشت مبهمیات است که پر از مغلطه و سفسطه است (اینگونه نیست، اما طبق فرمایش شما اینگونه است!) در حقیقت به قول شما درست این آیه میشد (والدین و والدات) به جای والدین! پس لطفا از اینگونه اشکالات نگیرید چرا که در قرآن امثالش زیاد است.
    برای مثال در تفسیر المیزان ص 329 میخوانیم
    (وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً)، اين جمله امر و يا بگو خبرى بمعناى امر است، و تقدير آن (احسنوا بالوالدين احسانا، و ذى القربى، و اليتامى، و المساكين) ميباشد، ممكن هم هست تقدير آن را (و تحسنون بالوالدين احسانا) گرفت، (خلاصه كلام اينكه كلمه (احسانا) مفعول مطلق فعلى است تقديرى حال يا آن فعل صيغه امر است، و يا جمله خبرى) نكته ديگرى كه در آيه رعايت شده، اين است كه در طبقاتى كه امر باحسان بانان نموده، ترتيب را رعايت كرده، اول آن طبقه‏اى را ذكر كرده، كه احسان باو از همه طبقات ديگر مهم‏تر است، و بعد طبقه ديگرى را ذكر كرده، كه باز نسبت بساير طبقات استحقاق بيشترى براى احسان دارد، اول پدر و مادران را ذكر كرده، كه پيداست از هر طبقه ديگرى باحسان مستحق‏ترند، چون پدر و مادر ريشه و اصلى است كه آدمى بان دو اتكاء دارد، و جوانه وجودش روى آن دو تنه روئيده، پس آن دو از ساير خويشاوندان بآدمى نزديك‏ترند


    مثلا همین بحث طبقه بندی که ایشون فرمودند و گفتن اول پدر مادر و .... عینه همین رو شما میتونستید در تفسیر بنده در اون دو جمله ببینید. اتفاقا اشکال بنده هم دقیقا به همین نوع تفسیراست! ایشون میگن مثلا چون اول پدر و مادر اومده در آیه مبارکه پس اول اهمیت احترام به آنها رو داره نشون میده و .... اگه اینگونه تفسیر درست است، تفسیر بنده نیز خالی از عیب است. مثال زیاد است، فرصت اندکی دارم مجبورم به طور خلاصه و سریع هرچیزی به ذهنم میرسه رو بنویسم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    (الف) اگر درباره همه باباها و مادرها است، عرض می کنم که چنین ادعایی کلیت ندارد و اشتباه است. در حال حاضر هم باباها آب می دهند و هم مادرها ولی قدر مسلم بیشتر مادرها دیگر نان نمی پزند بلکه نانوای محترم _که از همین جا خسته نباشید عرض می کنیم به همه نانواها و شاترهای عزیز_ زحمت پخت نان گرم را می کشند! برخی پدر عزیزشان را از دست داده اند و وظیفه آب دادن را مادر گرامی‌شان بر عهده دارد. برخی نیز مادر گرامی‌شان را از دست داده اند ولی همچنان _کما فی السابق_ از نانوای سر کوچه که نانشان را می‌پزد، این خوراک را تهیه می‌کنند! گرچه اساسا بچه های دهه هفتاد (و نه ما بچه‌های دهه شصت) معنای «مادر نان را پخت» را درست درک نمی کنند، چون هیچ وقت چنین چیزی به چشمشان ندیده اند و چنین فضایی را تجربه نکرده اند!
    بنده میتونم دوتا گزاره غلط رو بنویسم و سپس اونارو تفسیر کنم و باز هم این سوال رو مطرح کنم، اصلا این اشکالاتی که شما گرفته اید من رو مطمئن کرده که منظور بنده رو متوجه نشده اید، ببینید اولا اشکاله اشکالتون اینه که این مطالبی که فرمودید ناخود آگاه من رو به یاد مغالطه پهلوان پنبه می اندازد، چرا که در حقیقت بنده کلیتی برای متن قائل نشدم و شما خودتون یه کلیت قائل شدید و تازه ردش هم کردید! اجازه بدید مثالی براتون بزنم، مثلا قرآن می فرماید لا ضرر و لا ضرار فی السلام ضرر زدن و ضرر دیدن در اسلام حرام است، بعد بنده بیام بگم پس ضرر زدن به طاغوت و دشمنان اسلام هم حرام است، از طرفی آیه های فرآوانی در باب این مسئله اومده که با طاغوت باید دشمنی کرد و اصلا اصل تبری هم از همینجا نشات میگیره، حالا ازین دو گزاره ظاهرا متناقض نتیجه بگیرم آیه مذکور غلط است!!!!
    برای اینکه بهتر درک کنید منظورم رو، لطف کنید نوع تفسیر رو نقد کنید نه خود تفسیر رو! مثلا همین شمردن حروف یا ... که در مثال ها هست، اینهارو برای بنده نشون بدید که وقتی در قرآن قائل میشن، کار درستی است. مازاد بر اینکه هنوزم کودکان روستایی دسترنج مادر خودشون رو میخورند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    با این توضیحات روشن شد که ده تفسیر ارائه شده در پست آغازین _که پرسشگر محترم ادعا می کند می‌تواند آن را تا سی مورد افزایش دهد_ چیزی جز سفسطه و مغلطه نیست! در آن تفاسیر، بین نتیجه و مقدمه هیچ ارتباط منطقی وجود ندارد؛ به توضیحی که گذشت!
    بنده ادعا کردم میتونم یک کتاب کامل از تفسیر این دو جمله بنویسم، 30 جمله سهل است! اتفاقا بنده هم میگم همین سفسطه و مغلطه رو به وضوح میشه در تفاسیر دید! مثلا همین تفسیر سوره توحید که یک کتاب کامل شده، شما اگر مطالعه کرده باشید به شدت نوع تفسیر های بنده رو درش میبینید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    به توضیحی که گذشت، مغلطه و سفسطه‌اش روشن شد!
    بله بنده هم از نوشته شما اگه یه برداشت غلط کنم و اون برداشت غلط رو رد کنم و اسمش رو بزارم سفسطه خب، سفسطه و مغلطه خیلی زیبا روشن میشود!(البته اگر همین کار مغلطه نباشد.)
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    سفسطه بافتن و مغالطه کردن، کاری ندارد! می شود درباره همین یک جمله ساده _و نه دو جمله_ یک کتاب چرت و پرت نوشت؛
    در زبان فارسی تعداد جملات از روی افعال مشخص میشود، و حروفی که بین دو جمله ارتباط برقرار میکنند به دو دسته هم پایه ساز و وابسته ساز تقسیم میشوند، بین این دو جمله هیچ حرف وابسته ساز یا هم پایه سازی دیده نمیشود، از طرفی بین فعل جمله اول و ابتدای جمله دوم، نقطه آماده است، بنابرین به علت داشتن دو فعل، و عدم ارتباط این دو جمله، شاهد دو جمله مستقل ساده هستیم نه یک جمله، حتی اگه جای نقطه حرف هم پایه سازی هم میومد، مثل (و) باز هم دو جمله مستقل ساده بود، و اگر حرف وابسته سازی مانند که بین این دو جمله می آمد، مانند (که) شاهد یک جمله مستقل مرکب بودیم. در مورد کتاب چرت و پرت هم دقیقا اشکال بنده است به شما!

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    تا منظور شما از علمای اسلام که باشد؟ اگر منظورتان هر بشر دو پایی است که عبا و قبایی به سر و تن کشیده و جمعی به دور خود جمع کرده، عرض می کنم با این بیان مفتی‌های وهابی _که بدترین دشمنان دین و قرآن‌اند_ هم از علمای اسلامند و روشن است که چنین مطلبی پذیرفته نیست! چه رسد به همه چیزهایی که درباره قرآن عزیز، گفته یا نوشته می شود!

    تفسیر قرآن مقدمات دارد، تخصص نیاز دارد، سال‌ها زانو زدن در محضر اساتید بزرگ و سال ها پژوهش نیاز دارد! نمی دانم چرا دیواری کوتاه تر از قرآن کریم برای تفسیر پیدا نمی شود! تفسیر علمی قرآن بحث گسترده و نوپایی است و هنوز در آغاز راه است. روشن است که نمی شود هر رخداد تازه ای را به صرف مشابهت لفظی، به آیات کریمه قرآن نسبت داد. برخی به خیال خود خواسته اند از ارزش دستاوردهای علمی جدید، پشتوانه ای برای قرآن کریم درست کنند، در حالی واقعیت نشان از مقهور بودن آن افراد در برابر نظریات علمی دارد. این اشتباه تاکتیکی در تفسیر علمی قرآن، ربطی به خود آیات کریمه ندارد و حساب چنین نوشتارها و ادعاهایی جداست!
    البته اگه بازم به ابتدای سوال من بیشتر دقت میکردید گفتم چون انجمن اسلامیه میپرسم علمای اسلام، بنده این اشکال رو به انواع مکاتب وارد کردم و خب منتظر پاسخ هاشون هم هستم، نمیتونستم اینجا از شما بپرسم که آیا علمای مسیحی به این مرض مبتلا هستن و انجیل و تورات دارای اشکال است! مجبور بودم که در مورد قرآن بپرسم، بنابرین بنده کاری به خود قرآن ندارم به طور خاص، اصولا این اشکال در تفسیر اکثر متون قدیمی به شدت واضحه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    کسی که قرآن را به رای خویش تفسیر کند، جایگاهی از آتش برای خویش فراهم نموده است.
    صحیح، اما چند نفر جمع شده اند و همگی یک رای رو در مورد یک موضوع حالا به علت داشتن آموزه مشترک در دوران محصلگی یا هر علت دیگه ای دارند. حالا یک نفر در میان اینها تفسیری را به رای خود صادر میکند و دیگران نیز چون هم رای اویند، همگی اتفاق میکنند این تفسیر صحیح است، حالا این تفسیر واقعا صحیح است؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    در زمینه اعجاز علمی، برخی افراط می کنند و شیوه درستی در تفسیر علمی قرآن ارائه نمی دهند و تلاش دارند هر دستاورد تازه‌ای را به قرآن مستند کنند و آن را اعجاز علمی قلمداد نمایند که شیوه صحیحی نیست! اشتباه این افراد، ارتباطی با قرآن ندارد. البته اگر مواردی با توضیح منطقی و مستند مطرح شود، پذیرفته می شود.
    مستند و منطق کافی در اینگونه موارد چیست؟
    تعصب بی جا جهل است. انسانی که در عقاید خود شک نمیکند، عقایدش پوچ و باطل است.
    و در مورد عقاید یکدیگر قضاوت نکنیم!

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    سلام اگه کمی تندی در لحن بنده احساس کردید، به بزرگواری خودتون ببخشید، بنده محققم و مجبورم کمی تند حرف بزنم.
    سلام
    بزرگوارید. از اینکه با یک محقق گفتگو می کنم، خرسندم. البته لازمه تحقیق، دقت و نکته‌سنجی است نه تند حرف زدن! حالا درباره چه موضوعاتی تحقیق می کنید؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    واقعا کار قشنگی نبود که عنوان تایپیک رو بدون اطلاع عوض کرده اید.
    بنده هیچ ویرایشی در عنوان شما ایجاد نکرده ام. در این باره با دوستان ارجاع پرسش مکاتبه فرمایید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    اولا کلمه مریض هیچ گونه اهانتی نیست، هر شخصی در هر درجه ای که هست میتونه مریض بشه و مریضی هم درمان داره. مریضی فقط جسمانی نیست و امراض روحی هم جزو مریضی ها به حساب میان. اینکه شما این برداشت رو کردید از جمله بنده که مریض بودن علمای اسلام فرضی ثابته، ناشی از برداشت اشتباه شما هست. کافی بود جمله اول همین سوال که علمای اسلام به مرض ترسیم مبتلا نشده اند رو مطالعه میکردید به خوبی روشن بود که این اشکال تنها به علامای اسلامی و از همه مهم تر فقط به قرآن وارد نیست. واقعا کار قشنگی نبود که عنوان تایپیک رو بدون اطلاع عوض کرده اید.
    ممنون از توضیحاتی که دادید، گرچه به نظرم می توان پرسش را به گونه ای بهتر مطرح کرد! (قصه همان «بشین و بتمرگ» است!)

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    یعنی الان با اضافه کردن یک ها و یک شناسه ی نده، این اشکال اساسی رفع میشه؟ خیلی خب باشه
    بابا ها آب دادند.مادر ها نان پختند. مشکل حل شد؟.
    خیر، باز هم همان مشکل را دارد با همان توضیحات! (دقت کنید)

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۱۱ در ساعت ۰۲:۳۸

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572




    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    البته بنده قصد مزه پراکنی نداشته و ندارم.
    بنده جسات نمی کنم. تفاسیرتان واقعا بامزه بود، گرچه قصدتان خیر است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط paradoxy نمایش پست ها
    تنها جعل اصطلاح کردم، مثلا من متنی رو مینویسم و میگم کلمه ی ((شتر)) که در این متن به کار رفته به معنی اسب است! کسی نمیتواند بگوید نه! شتر حیوان دیگریست! به دلایلی جعل اصطلاح کردم.
    در بحث علمی، جعل اصطلاح درست نیست زیرا زیرساخت گفتمان علمی _که بر اساس مبانی پذیرفته شده و بر اساس واژه ها با معانی مشخص و روشن صورت می گیرد_ را به هم می ریزد. نمی شود دو نفر با هم گفتگوی علمی کنند و هر یک از طرفین گفتگو، از واژه های خودساخته برای تفهیم مطلب یا دفاع از مدعیات بهره ببرند! در این صورت، راه مغالطه در استدلال از یک سو، و گریز از مدعیات از سوی دیگر، فراهم می شود و گفتگو بی‌نتیجه باقی می ماند!

    اول که این واژه را با آن معنا بیان کردید، از آنجا که برایم تازگی داشت شروع به جستجو کردم اما اثری از آن نیافتم! و حالا می فرمایید از جیب مبارک بوده!

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۱۰/۱۱ در ساعت ۰۲:۳۸

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۱۸ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود