صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: واقعا سرگردان شده ام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    14
    حضور
    6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    51

    اشاره واقعا سرگردان شده ام




    سلام
    جوانی هستم ۲۷ ساله از تهران.خلاصه وار بگم پسری با ایمان و عاشق خدا و ایمه اطهار بودم ولی رابطمو درسته ک با خدا حفظ کردم اما ب سوی گناه هم رفتم و کم کم این رابطه سردتر شد و ترس از گناه در وجودم رفته رفته کم رنگ تر طوری ک دیگر عذاب وجدان نمیگرفتم از گناه کردن اینم بخاطر این بود ک نماز و ترک کرده بودم مثلا عرق خوردم و دختر بازی و قمار و لاتی...این جریان قطع نمازو رفتن ب سوی گناه هفت سال طول کشید ولی حدود دوماه پیش بعد از مصرف ماری جوانا اونم ب طور تفریحی ن اینکه معتاد ب مواد مخدر باشم دچار ترس شدید ناشی از توهمش شدم و چهار ساعت عذاب داد اونم فقط منو ن دوستای دیگمو بعد از رفتن توهمات فکرمو داغون کرد ک چرا باید اینکارو بکنم و چرا باید زندگی من اینجوری باشه و اینجور سواالا تا حدی ک تا پای افسردگی شدید پیش رفتم ولی در اون تاریکی ک تمام زندگیمو گرفته بود خدا را حس کردم و با گریه اولین بار نماز خوندم جالبه ب چند تا دکترم رفتم و هیچ کدام از قرص ها حالمو خوب نکرد الا نماز الان ک یه ماهه نماز میخونم درسته حالم خوب شده تا حدی ولی کامل ن.میحواستم بپرسم این اتفاقات ربطی ب بازگشت دوباره من ب سوی خدا بود ک خدا بر سرم اورد یا کلا من اینجوری فکر میکنم و دیگر اینکه اگه کار خدا بود پس چرا حالم کامل خوب نمیکنه.در ضمن اینم بگم ک نماز الان من با نماز هفت سال پیش من کاملا فرق داره و از خونذن نماز احساس ارامش میکنم و رفته رفته عاشق خدا میشم ب طوریکه هیچی تو این دنیا برام باارزشتر از خدا و کارهای خوب ک در راه خدا میکنم نیست.خواهشا ب سوال من اونایی واقعا از ایجور چیزا سر در میارن جواب بدن چون تو مرحله ای هستم ک هر جوابی عمیقا تو ذهنم و نحوه فکرم تاثیر میزاره...
    یاعلی
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۴/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۶:۵۲

  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    واقعا سرگردان شده ام








    کارشناس بحث: استاد نسیم رحمت

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,728
    حضور
    48 روز 19 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    می خواستم بپرسم این اتفاقات ربطی ب بازگشت دوباره من ب سوی خدا بود ک خدا بر سرم اورد یا کلا من اینجوری فکر میکنم


    عالمي كه ما در آن زندگي مي كنيم، عالم مادي است كه ساختار آن بر اساس نظام عليت و معلوليت است، يعني هر چيز بر اساس علت‌هاي شناخته شده يا ناشناخته‌ تحقق مي يابد. محال است معلولي بدون علت پديد آيد؛ آتش مي‌سوزاند، آب سرد مي كند، ابر به بارش در مي‌آيد، ويروس بيماري مي‌آفريند و دارو درمان مي‌كند؛ همه اين حوادث بر اساس ضابطه معيني نظام عالم را تشكيل مي‌دهند. بنابراين معلولات عالم بر اساس نظام علت و معلول است كه بر تمام عالم هستي و از جمله زندگي انسان ها حكمفرما است.
    با توجه به اين نكته مي گوييم:
    هر چند در يك نگاه كلي مي توان گفت ريشه و اساس بيشتر مصيبت ها و گرفتاري هاي انسان، «عملكردهاي خود او» است. قرآن كريم مي فرمايد: ‌« وَ ما اصابكم من مصيبه، فبما كسبت ايديكم(1) هر مصيبت و ناملايمتي (فردي يا اجتماعي) كه به شما مي رسد به خاطر اعمالي است كه با دست خود ( فرد يا جامعه ) انجام داده ايد»؛
    اما گاهي نظام زندگي انسان در جهان هستي وگاهي آثار وضعي اعمال انسان و گاهي امتحان ها الهي سبب بروز مشكلات و گرفتاري ها در زندگي انسان مي شود.
    بهترين راه براي اين كه انسان بتواند تشخيص دهد كه مشكلش از ناحيه كوتاهي خودش در وظايف مادي يا معنوي هست يا امتحان الهي و ... ، اين است كه با هرگونه مشكلات و گرفتاري كه مواجه مي شود، ابتدا نامه عمل خود را بازبيني كند كه آيا وظايف خود را انجام داده يا كوتاهي كرده؟ در صورتي كه از طرف او كوتاهي صورت گرفته، براي جبران آن اقدام كند تا خداوند عنايت خود را به او بيشتر نمايد.
    در صورتي كه كوتاهي در انجام وظايف از او سر نزده، انسان در مقابل سختي و گرفتاري در به هر صورت كه باشد، صبر نموده و خدا را شاكر باشد تا خداوند سفره نعمت هايش براي او بگشايد.
    امير مؤمنان(ع) مي فرمايد:
    «
    الدَّهْرُ يَوْمَانِ فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَلَا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِمَا سَتُخْتَبَرُ؛ (2)
    دنيا دو روز است: روزى به زيان توست و روزى به سود توست. روزى كه به سود توست، سرمست مشو و روزى كه به زيان توست، غم مخور؛ زيرا تو در هر دوى آن ها آزمايش مى‏شوى
    »‏.

    پي‌نوشت‌ها :
    1. شورى (42) آيه 30.
    2. ابن شعبه حرانى‏، تحف العقول عن آل الرسول، جامعه مدرسين‏ قم‏، 1404 ق‏، چاپ دوم‏، ص 207.


    واقعا سرگردان شده ام
    ....إِلَهِي‏ كَفَى‏ بِي‏ عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِب‏ ....

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,728
    حضور
    48 روز 19 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    دیگر اینکه اگه کار خدا بود پس چرا حالم کامل خوب نمیکنه.
    مشكلاتي كه ما در زندگي پيدا مي كنيم از سه حالت خارج نيست:
    1- يا در اثر قصور و تقصير خود ما است و خودمان به خودمان ظلم كرده ايم.
    2- يا در اثر قصور و تقصير ديگران است و ناشي از ظلم ايشان است.
    3- يا در حالت سوم مشكلي است كه خداوند ما را در آن گرفتار کرده است.

    حالت اول و دوم كه ربطي به خدا ندارد و بايد خودمان براي رفع آن تلاش كنيم و البته از خدا هم كمك بگيريم ولي بالاخره خداوند در آن نقشی ندارد.

    در مورد حالت سوم گفتني است به دليل اينكه خداي متعال خير مطلق است و هرگز براي بنده اش شر نمي خواهد، به اين نتيجه مي رسيم كه مشكلات ناشي از اراده خدا تماما خير است، يعني :

    يا براي امتحان انسان است كه باعث رشد او مي شود ؛
    و يا باعث مي شود گناهان شخص كم شود ؛
    يا باعث ترفيع درجات مومن است در صورتي كه گناه كار نباشد.
    درهر صورت ما يقين داريم كه آنچه از ناحيه خداوند به ما مي رسد خير و باعث شكوفايي ما است و حتي اگر ظاهرش مورد پسند ما نباشد باطنش خير و به صلاح ما است.
    به همین دیلی معنا ندارد كه اصرار كنيم كه خداي متعال اين مشكلات را رفع كند. انسان دعا مي كند و اصرار در دعا كردن هم خوب است ولي اينكه توقع داشته باشيم كه نتيجه حتما عوض شود توقع به جايي نيست زيرا چه بسا خير ما در آن است و اصولا نتيجه ها دست خدا است و انسان مومن با توكل به خداوند نتيجه را به خداوند واگذار مي كند و به خاطر همين هم آرام است. يعني در اوج مشكلات چون به خدا ايمان دارد و به او توكل مي كند و معتقد است كه خداوند جز خير براي بنده اش نمي خواهد، آرامش دارد و جزع و فزع نمي كند و صبور است و اجازه نمي دهد مشكلات دنيوي بر قدرت ايمان و اراده او فايق شود.

    واقعا سرگردان شده ام
    ....إِلَهِي‏ كَفَى‏ بِي‏ عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِب‏ ....

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    سلام ...
    عالم ( کسی که به دنبال علم میره ) هیچ وقت سیری نداره و گرسنه میمونه ...
    علم در گرسنگی هست و مردم به دنبال سیری در علم هستند و هیچ گاه بهش نمیرسن .

    نماز خوندن شما هم به نوعی گرسنگی در خوب شدن رو براتون ایجاد کرده ... و هیچ وقت هم خوب نمیشین ...
    پس به دنبال سیری ( خوب شدن ) نباشین .
    ویرایش توسط لی لی ت : ۱۳۹۴/۱۰/۰۸ در ساعت ۱۹:۳۹

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6568



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    سلام
    جوانی هستم ۲۷ ساله از تهران.خلاصه وار بگم پسری با ایمان و عاشق خدا و ایمه اطهار بودم ولی رابطمو درسته ک با خدا حفظ کردم اما ب سوی گناه هم رفتم و کم کم این رابطه سردتر شد و ترس از گناه در وجودم رفته رفته کم رنگ تر طوری ک دیگر عذاب وجدان نمیگرفتم از گناه کردن اینم بخاطر این بود ک نماز و ترک کرده بودم مثلا عرق خوردم و دختر بازی و قمار و لاتی...این جریان قطع نمازو رفتن ب سوی گناه هفت سال طول کشید ولی حدود دوماه پیش بعد از مصرف ماری جوانا اونم ب طور تفریحی ن اینکه معتاد ب مواد مخدر باشم دچار ترس شدید ناشی از توهمش شدم و چهار ساعت عذاب داد اونم فقط منو ن دوستای دیگمو بعد از رفتن توهمات فکرمو داغون کرد ک چرا باید اینکارو بکنم و چرا باید زندگی من اینجوری باشه و اینجور سواالا تا حدی ک تا پای افسردگی شدید پیش رفتم ولی در اون تاریکی ک تمام زندگیمو گرفته بود خدا را حس کردم و با گریه اولین بار نماز خوندم جالبه ب چند تا دکترم رفتم و هیچ کدام از قرص ها حالمو خوب نکرد الا نماز الان ک یه ماهه نماز میخونم درسته حالم خوب شده تا حدی ولی کامل ن.میحواستم بپرسم این اتفاقات ربطی ب بازگشت دوباره من ب سوی خدا بود ک خدا بر سرم اورد یا کلا من اینجوری فکر میکنم و دیگر اینکه اگه کار خدا بود پس چرا حالم کامل خوب نمیکنه.در ضمن اینم بگم ک نماز الان من با نماز هفت سال پیش من کاملا فرق داره و از خونذن نماز احساس ارامش میکنم و رفته رفته عاشق خدا میشم ب طوریکه هیچی تو این دنیا برام باارزشتر از خدا و کارهای خوب ک در راه خدا میکنم نیست.خواهشا ب سوال من اونایی واقعا از ایجور چیزا سر در میارن جواب بدن چون تو مرحله ای هستم ک هر جوابی عمیقا تو ذهنم و نحوه فکرم تاثیر میزاره...
    یاعلی
    سلام ...
    گفتین افراد صاحب نظر کامنت بزارن
    ولی حیفم اومد بهتون تبریک نگم ... شما خیلی اراده قوی ای داشتین که تونستین ترک کنین...
    هفت سال مدت کمی نیست و بالاخره دل کندن ازگناه اون هم در شرایطی که میتونستین ادامه بدین کارهرکسی نیست!!!
    البته هنوز اول راهین ...ولی مطمئن باشین این بازگشت هم خواست خدا بوده ... خودش هم توان ادامه راه رو بهتون میده ...
    دعامیکنم واستون ثابت قدم باشین توی این راه و دیگه هوس گذشته رو نکنین....
    برای اینکار اول باید لذت گناه رو ازبین ببرین و بعد از خدا کمک بخواین و واقعا از کارتون پشیمون باشیدو از خدا طلب آمرزش کنید...
    چه بسا این باعث رسیدن شمابه جایگاهیی بشه که قبل این نمیتونستین درکش کنید (مثل همون لذت نمازی که فرمودین)
    ان شالله کسی که دستتونو گرفته و از این منجلاب نجاتتون داده خودش برای ادامه راه و رسیدن به نهایت کمال پشتیبان تون خواهد بود ...
    موفق باشید



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6568



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    سلام ...
    عالم ( کسی که به دنبال علم میره ) هیچ وقت سیری نداره و گرسنه میمونه ...
    علم در گرسنگی هست و مردم به دنبال سیری در علم هستند و هیچ گاه بهش نمیرسن .

    نماز خوندن شما هم به نوعی گرسنگی در خوب شدن رو براتون ایجاد کرده ... و هیچ وقت هم خوب نمیشین ...
    پس به دنبال سیری ( خوب شدن ) نباشین .
    اینجوری که من از حرفاتون برداشت کردم منظورتون اینه ادم هیچوقت دنبال خوبی نره چون خوبی انتهایی نداره
    انسان ذاتا کمال طلبه و دنبال خوبی هاست و نفس لوامه ای داره که نمیزاره به سادگی گناه کنه و ککش نگزه ...
    حالا در یکی پررنگ تره و دربعضی کمرنگ تر ... ولی بالاخره روزی میاد که نفس لوامه ای که دراثر پرکاری نفس اماره به خواب رفته هم ازخواب بیدارمیشه و اون وقته که انسان سعی میکنه نه تنها چیزایی که ازدست داده رو به دست بیاره وجبران کنه بلکه به جایگاهی بالاتر از اون چیزی که بود برسه و این کمال طلبی ادامه داره ...



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    292
    حضور
    6 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    999



    سلام
    به نظرم اول از همه از عواملی که احساس میکنید شما رو به گناه پیوند میدن(مثل یک رفیق بد،یک عادت بد و یا حتی یک فیلم و ...) دوری کنید و رابطه تون رو با این عوامل به حداقل برسونید

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    156
    حضور
    5 روز 9 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    سلام
    جوانی هستم ۲۷ ساله از تهران.خلاصه وار بگم پسری با ایمان و عاشق خدا و ایمه اطهار بودم ولی رابطمو درسته ک با خدا حفظ کردم اما ب سوی گناه هم رفتم و کم کم این رابطه سردتر شد و ترس از گناه در وجودم رفته رفته کم رنگ تر طوری ک دیگر عذاب وجدان نمیگرفتم از گناه کردن اینم بخاطر این بود ک نماز و ترک کرده بودم مثلا عرق خوردم و دختر بازی و قمار و لاتی...این جریان قطع نمازو رفتن ب سوی گناه هفت سال طول کشید ولی حدود دوماه پیش بعد از مصرف ماری جوانا اونم ب طور تفریحی ن اینکه معتاد ب مواد مخدر باشم دچار ترس شدید ناشی از توهمش شدم و چهار ساعت عذاب داد اونم فقط منو ن دوستای دیگمو بعد از رفتن توهمات فکرمو داغون کرد ک چرا باید اینکارو بکنم و چرا باید زندگی من اینجوری باشه و اینجور سواالا تا حدی ک تا پای افسردگی شدید پیش رفتم ولی در اون تاریکی ک تمام زندگیمو گرفته بود خدا را حس کردم و با گریه اولین بار نماز خوندم جالبه ب چند تا دکترم رفتم و هیچ کدام از قرص ها حالمو خوب نکرد الا نماز الان ک یه ماهه نماز میخونم درسته حالم خوب شده تا حدی ولی کامل ن.میحواستم بپرسم این اتفاقات ربطی ب بازگشت دوباره من ب سوی خدا بود ک خدا بر سرم اورد یا کلا من اینجوری فکر میکنم و دیگر اینکه اگه کار خدا بود پس چرا حالم کامل خوب نمیکنه.در ضمن اینم بگم ک نماز الان من با نماز هفت سال پیش من کاملا فرق داره و از خونذن نماز احساس ارامش میکنم و رفته رفته عاشق خدا میشم ب طوریکه هیچی تو این دنیا برام باارزشتر از خدا و کارهای خوب ک در راه خدا میکنم نیست.خواهشا ب سوال من اونایی واقعا از ایجور چیزا سر در میارن جواب بدن چون تو مرحله ای هستم ک هر جوابی عمیقا تو ذهنم و نحوه فکرم تاثیر میزاره...
    یاعلی
    راستش من هم حالتی شبیه شما رو تجربه کردم، با این تفاوت که من مثل شما کلا از دین دور نبودم، ظاهرا دیندار بودم ولی باطنا هیچ رابطه ای با خدا نداشتم

    ببینید، شما تا یه مدتی احساس گناه و عذاب وجدان شدیدی می کنید، فکر نکیند که دو ماهه حالتون خوب میشه مثل قبل میشید، ممکنه خیلی بیشتر طول بکشه ولی تحمل کنی

    در روانشناسی به این حالت شما اضطراب وجودی گفته میشه،

    که رواندرمانگران وجودی میگن که سعی نکنید سریع از این دوره رد بشید یا انکار کنید یا دنبال راه حل باشید، چون راه حلی جز پیدا کردن راه زندگی نداره
    (البته چون مشکل شما مذهبیه، من فقط برای این موضوع رو گفتم که بدونید حال شما طبیعیه، ولی هیچ نظریه روانشناسی در دین کارآمد نیست)

    فکر نکیند قرص و دارو و راه حل های روانشناسی بهتون کمک می کنند

    داروی شما صبر و صبر و فقط صبره و مداومت در راهی که الان واردش شدید،آرام آرام وارد بشید(هیجانی و شتابزده عمل نکنید) و با همین اراده ای که الان دارید ادامه بدید

    خداوند خودش آرامش رو به شما برمیگردونه

    خداوند آرامش رو در قرآن یکی از اهداف زندگی بیان می کنه، از خدا بخواهید که راهو نشونتون بده و بهترین هدیه الهی(آرامش) رو بهتون هدیه کنه.

    برای رسیدن به آرامش ذکر بگید، دعا زیاد بخونید مخصوصا هر وقت حالتون خوب نیست، لا اله الا الله که همیشه برای من بهترین ذکر بوده و بهم قوت قلب داده


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    سلام
    بنده آن شرایطی را که در متن خود قید نمودید ندارم. با این حال ، فضولی بنده را ببخشید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    دچار ترس شدید ناشی از توهمش شدم و چهار ساعت عذاب داد اونم فقط منو ن دوستای دیگمو بعد از رفتن توهمات فکرمو داغون کرد ک چرا باید اینکارو بکنم و چرا باید زندگی من اینجوری باشه
    همیشه ، نعمات و لطف الهی ، در قالب خوشی ها نیست. بلکه خیلی از اوقات ، لطف الهی در قالب سختی ها و امور ظاهراً ناخوشایند ما ، نصیب ما میشود.
    به عنوان یک مثال ، هر پدری ، اگر فرزندش به حرفش گوش نکند و درس نخواند ، بعد از چندین بار تذکر و نصیحت ، ممکن است به فرزندش سیلی بزند. خوب ، چرا به فرزندش سیلی زد ، اما به فرزند همسایه که او هم مثل فرزندش درس نمی خواند سیلی نزد؟ چون این فرزندش است و او را دوست دارد و سعادت او را خواهان است.
    اگر فرزندش را دوست نداشت ، یا خواهان سعادت او نبود ، به او سیلی نمی زد.
    به قول قرآن: عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیراً لکم و عسی أن تحبوا شیئاً و هو شر لکم والله یعلم و أنتم لا یعلمون (سوره بقره - آیه 216)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    درسته حالم خوب شده تا حدی ولی کامل ن.میحواستم بپرسم این اتفاقات ربطی ب بازگشت دوباره من ب سوی خدا بود ک خدا بر سرم اورد یا کلا من اینجوری فکر میکنم و دیگر اینکه اگه کار خدا بود پس چرا حالم کامل خوب نمیکنه
    انتظار نداشته باشید مسیر اشتباه هفت ساله ، در عرض چند ماه جبران بشود.
    آیت الله بهجت (اگه اشتباه نکنم) فرموده اند: گاهی یک عصبانیت ، 20 سال انسان را عقب می کشاند. ( یعنی جبران آن عصبانیت ، 20 سال زمان می برد. منظور از این زمان ، زمان خالی نیست، بلکه منظور 20 سال کار و تلاش و جدیت است).

    خداوند ، بندگانش را به راه راست هدایت می کند. بندگان خدا هم باید در مسیر اطاعت الهی ، از خود جدیت و استقامت نشان دهند تا به نتیجه برسند. نه اینکه مانند ماجرای قوم حضرت موسی که در قرآن ذکر شده است ، انتظار داشته باشند که بدون زحمت و تلاش خودشان ، خداوند همه کارها را درست و راست بکند:
    قالوا یا موسى انا لن ندخلها ابدا ما داموا فیها فاذهب انت و ربک فقاتلا انا هیهنا قاعدون (سوره مائده - آیه 24)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliwolf نمایش پست ها
    از خونذن نماز احساس ارامش میکنم و رفته رفته عاشق خدا میشم ب طوریکه هیچی تو این دنیا برام باارزشتر از خدا و کارهای خوب ک در راه خدا میکنم نیس
    آفرین بر شما. ماشاء الله زمینه قلب مساعدی دارید. نمونه های زیادی از افرادی که ابتدا مواظبت چندانی بر کارهای خود نداشتند ولی بر اثر حادثه ای ، خداوند آنها را به راه درست هدایت فرمود ، در تاریخ مضبوط است. افرادی که پس از بازگشت به سوی خدا ، با استمرار در مسیر حق ، به درجاتی رسیدند که خیلی از مومنین در حسرت آن درجات مانده اند.

    خداوند شما را هدایت فرموده است. حالا وقت آن است که شما در این راه که راه حق است و به سوی خداست ، "استقامت" کنید تا به درجات بالا برسید.

    لو استقاموا علی الطریقة لأسقیناهم ماء غدقاً. (سوره جن - آیه 16)


    فاستقم کما امرت و من تاب معک (سوره هود - آیه 112 )
    ویرایش توسط شمس الضحی : ۱۳۹۴/۱۰/۰۸ در ساعت ۲۱:۴۰
    قدرت انسان آن قدر زیاد است که می تواند با عظمت ترین تغییرات را در عالم ایجاد کند. با عظمت ترین تغییرات در عالم ، تغییر نظر خداست.
    انسان می تواند با استغفار ، "خدای قهار" را از خود راضی کند؛ و با گناه ، نظر "خدای مهربان" را به خود تغییر دهد؛ و با دعا و تضرع ، تصمیم "خدای بزرگ" را درباره خود تغییر دهد.

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود