جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح حال عبداللّه بن جعفر طيّار

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514

    مطلب شرح حال عبداللّه بن جعفر طيّار




    عبداللّه بن جعفر الطّيّار، در (مجالس ) است كه او اوّل مولودى است از اهل اسلام كه در ارض حبشه متولد شده و بعد از هجرت نبوى صلى اللّه عليه و آله و سلّم در خدمت پدر خود به مدينه آمدند و به شرف ملازمت حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم فائز شدند از عبداللّه بن جعفر مروى است كه گفت : من ياد دارم كه چون خبر فوت پدرم جعفر به مدينه رسيد حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم به خانه ما آمدند و تعزيت پدرم رسانيد و دست مبارك بر سر من و سر برادر من فرود آوردو بوسه بر روى ما زد و اشك از چشمش روان شد به حيثيتى كه بر محاسن مباركش متقاطر مى شد و مى فرمود كه جعفر به بهترين ثوابى رسيد اكنون خليفه وى تو باش در ذُريّه وى به بهترين خلافتى و بعد از سه روز باز به خانه ما آمد و همگى را بنواخت و دلدارى نمود و از لباس تعزيه بيرون آورده در حق ما دعا كرد و به مادر ما اَسماء بنت عُمَيْس فرمود كه غم مخور من ولىّ ايشانم در دنيا و آخرت . عبداللّه به غايت كريم و ظريف و حليم و عفيف بود، سخاى او به مرتبه اى بود كه او را (بحر جود) مى گفتند. آورده اند كه بعضى او را در كثرت سخا عتاب نمودند، او در جواب گفت : مدّتى است كه مردم را معتاد به اِنعام خود ساخته ام از آن مى انديشم كه اگر انعام خود را از ايشان قطع نمايم خداى تعالى نيز عطاى خود را از من قطع نمايد انتهى .(203) ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزى حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم به عبداللّه بن جعفر گذشت و او در كودكى بازى مى كرد و خانه از گل مى ساخت حضرت فرمود كه چه مى كنى اين را؟ گفت : مى خواهم بفروشم . فرمود كه قيمتش را چه مى كنى ؟ گفت كه رُطب مى خرم و مى خورم . حضرت دعا كرد كه خداوندا در دستش بركت بگذار و سودايش را سودمند گردان . پس چنان شد به بركت دعاى آن حضرت كه هيچ چيز نخريد كه در آن سودى نكند و آن قدر مال به هم رسانيد كه به جود و بخشش او مثل مى زنند و اهل مدينه كه قرض مى كردند وعده مى دادند كه چون وقت عطاى عبداللّه بن جعفر شود دَيْن خود را ادا مى كنيم (204) و روايت شده كه او را ملامت مى كردند در كثرت بخشش و جودش . عبداللّه گفت : شعر : لَسْتُ اَخْشى قِلَّةَ الْعَدَمِ ما اتَّقَيْتُ اللّهَ في كَرَمي كُلَّما اَنفَقْتُ يُخْلِفُهُ لِىَ رَبُّ واسِعُّ النِّعَمِ(205) فقير گويد:حكاياتى كه از جود و سخاى او نقل شده زياده از آن است كه نقل شود، چنين به خاطر دارم كه در (مروج الذّهب ) ديدم كه چون اموال عبداللّه بن جعفر تمام گشت روز جمعه در مسجد جامع از خدا طلب مرگ كرد و گفت : خدايا! تو مرا عادتى دادى به جود و سخاو من عادت دادم مردم را به بذل و عطا، پس اگر مال دنيا را از من قطع خواهى فرمود، مرا در دنيا باقى نگذار؛ پس آن هفته نگذشت كه از دنيابگذشت . و در (عمدة الطالب ) است كه عبداللّه بن جعفر در سنه هشتاد هجرى در مدينه وفات كرد، ابان بن عثمان بن عفّان بر وى نماز گزاشت و در بقيع مدفون شد و قولى است كه در اَبواء وفات كرد سنه نود و سليمان بن عبدالملك مروان بر او نماز گزاشت و در آنجا دفن شد و عبداللّه را بيست پسر و به قولى بيست و چهار پسر بوده از جمله معاوية بن عبداللّه بن جعفر است كه وصىّ پدرش عبداللّه بوده و او را عبداللّه (معاويه ) نام گذاشت به خواهش معاويه ؛ و او پدر عبداللّه بن معاويه است كه در ايّام (مروان حِمار) سنه صد و بيست و پنج خروج كرد و مردم را به بيعت خود خواند مردم با او بيعت كردند پس مالك جبل شد پس بود تا سنه صدو بيست و نه ابومسلم مروزى او را به حيله گرفت و در هرات او را حبس كرد پيوسته در مَحْبَس ‍ بود تا سنه صدو هشتاد و سه وفات كرد، قبرش در هرات است زيارت كرده مى شود. صاحب عمده گفته كه من ديدم قبر او را در سنه هفتصد و هفتاد شش .(206) و ديگر از اولاد عبداللّه بن جعفر، اسحاق عريضى است و او پدر قاسم امير يمن است و قاسم مردى جليل بوده ، مادرش امّ حكيم دختر جناب قاسم بن محمّد بن ابى بكر است پس قاسم بن اسحاق با حضرت صادق عليه السّلام پسر خاله است و او پدر ابوهاشم جعفرى است . و ديگر از اولاد عبداللّه بن جعفر، على زينبى است كه مادرش حضرت زينب بنت حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام است و او را دو پسر است از لبابه دختر عبداللّه بن عبّاس بن عبدالمطّلب : يكى محمّد رئيس و ديگر اسحاق اشرف . و محمّد رئيس ‍ پدر ابى الكرام عبداللّه و ابراهيم اعرابى است كه از اَجِلاء بنى هاشم است و به او منتهى مى شود نسب ابويعلى الجعفرى خليفه شيخ مفيد كه وفات كرد در سنه چهارصد و شصت و سه . و ديگر از اولاد عبداللّه بن جعفر، محمّد و عون است كه در كربلا شهيد گشتند و بيايد در احوال حضرت سيد الشهداء عليه السّلام ذكر شهادت ايشان و بيايد در فصل پنجم آن كلام غلام عبداللّه با او در باب قتل پسران او و جواب او غلام را.(207)

    _________________________ 203 (مجالس المؤ منين ) 1/193 195 . 204 (مناقب ) ابن شهر آشوب 1/118 . 205 (المجدي ) ص 297 298 . 206 (عمدة الطالب ) ص 38 . 207 ر.ك : (المَجْدي ) ص 298 306 .
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود