جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسائلی در مورد معاد!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443

    مسائلی در مورد معاد!




    یا ستار..

    ..با سلام..

    حضرت امیر می فرماید:

    شگفت‏آورتر از آفرینش آغازین آن نیست، چگونه محال است در صورتیکه اگر همه جانداران جهان، از پرندگان و چهارپایان، آنچه در آغل است و آنچه در بیابان سرگرم چراست، از تمام نژادها و جنس‏ها، درس نخوانده و زیرک انسانها، گرد هم آیند تا پشه‏ای را بیافرینند، توان پدید آوردن آن را ندارند، و راه پیدایش آن را نمی‏شناسند، که عقلهایشان سرگردان و در شناخت آن حیران می‏ماند، و نیروی آنها سست و به پایان می‏رسد، و رانده و درمانده باز می‏گرداند، آنگاه اعتراف به شکست می‏کنند، و اقرار دارند که نمی‏توانند پشه‏ای بیافرینند و از نابود ساختنش ناتوانند و همانا پس از نابودی جهان تنها خدای سبحان باقی می‏ماند، تنهای تنها که چیزی با او نیست، آنگونه که قبل از آفرینش جهان چیزی با او نبود، بی وقت و زمان، نه روزگاری و نه مکان، در آن هنگام مهلت‏ها به‏سرآید، سالها و ساعتها سپری شود و چیزی جز خدای یگانه قهار باقی نمی‏ماند که بازگشت همه چیز به سوی اوست.



    از خطبه ناب مربوطه چند نکته به ذهن می اید:

    با توجه به متن و بالاخص نوشته قرمز رنگ:

    1-طبق خطبه تنهایی خداوند در نابودی جهان همان تنهایی اوست در قبل از خلقت!

    2-تنهایی خداوند را مناط نابودی زمان و مکان می داند!

    3-در حالی که خداوند تنهاست ؛در اخر خطبه بازگشت همه را نیز به سوی او می داند !

    4-باز با وجود بازگشت ؛خداوند مصداق تنهایی قرار می گیرد!

    5-مناط تنهایی او را نابودی جهان و موجودات ان می داند!!


    در قران داریم:

    كُلُّ شَیءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ

    كُلُّ مَنْ عَلَیهَا فَانٍ

    مَا عِنْدَكُمْ ینْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ ..
    آنچه نزد شماست فانی میشود؛ اما آنچه نزد خداست باقی است؛..


    1- منظور از تنهایی خداوند یعنی چه!

    2-منظور از نابودی زمان و مکان یعنی چه!

    3-ایا نابودی جهان همان پوچ و باطل شدن ان می باشد یا نه منظور چیزی دیگر است!

    4-این امر چه تناسبی با ایه اخری دارد !

    5-چرا بازگشت موجودات در تنهایی رقم خورده است!!

    6-منظور از هلاکت در ایه مربوطه چیست!


    انشاالله با یاری و صیانت دوستان به جواب انها نیز نائل گردیم...

    با تشکر




  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    ..یا ستار..

    با سلام..

    پیرو مطالب پیشین بحث بر سر این است که ملاک سخن حضرت امیر در این امر(معاد) چیست و چرا تنهایی خداوند را مناط نابودی جهان می داند؛البته از ظواهر سخن مشخص است که منظور نظر جهان مادی می باشد چون در ابتدای خطبه نیز این امر نمایان است ؛به عبارتی نابودی لوازم ضروری مادی را مناط تنهایی حضرت حق می داند این در صورتی است که حاملان عرش و فرشتگان مقرب و یا به عبارتی عالم عقول و یا عالم ملکوت و عالم امر از این نابودی استثنا شده اند و این در صورتی است که این امورچون عندالله هستند پس باقی هستند ...
    البته برخی افراد خداوند را می برند تا اغاز خلق ؛خداوند یعنی ان چیزی که اولین خلق را انجام داد!ان چیزی که ابتدای خلقت است!البته در قران جهات خلقی و امری مبرهن است که جهاتی مغایر می باشند یکی سویی الهی دارد و دیگری جهتی خلقی و تدریجی!پس خداوند یعنی ابتدای خلق!....علی الظاهر خطبه مربوطه با موارد مربوطه جور در نمی اید ...

    البته این امر بر می گردد به ان چیزی که برخی از متشرعه گمان کرده اند که قبل از جهان مادی مگر غیر از خداوند چیزی هم بوده است البته لفظ خود همین قبل نیز بی معنی است چون خود قبل و بعد نیز از لوازم زمانی و مادی است که خارج از ذات خود زمان نیست.ولی بر اساس خطبه مربوطه ان تنهایی حضرت حق را ارتباط داده است به نابودی جهت خلقی و لوازم مادی از قبیل زمان و مکان و موجودات متعلق به ان نتیجتا اگر ما قبول کنیم که علیت از لوازم ذات علت می باشد همانطور که معلولیت از لوازم ذات معلول می باشد نتیجتا این علیت که همان جعل و تراوش وجود و فیض حضرت حق می باشد باید ذاتی باشد ؛البته در نظر داشته باشید که این امر با همراه بودن ذات با اراده که همان فعل اوست تفاوت دارد به عبارتی اینجا نمی خواهیم بگوییم که اراده همراه با ذات است چون اگر اینطور باشد پس اراده عین ذات شده نتیجتا افعال الهی نیز همیشه با او بوده و همراه ذات قرار می گیرند که این امر خلاف مدعا می باشد؛این در حالی است که خداوند همیشه علت علی هست و همه ماسوا متاخر از علت هستند .نتیجتا علیت از لوازم ذات می باشد اگر خداوند را علت همه اشیا بدانیم.

    با این حساب ان تنهایی که خداوند را مناط تنهایی قرار می دهد نبودن چیزی همراه با او و علیت محض برای اوست چون همه علل و ارتباطات و اسباب نیز به او بر می گردد و وجوب خود را از او دارند به عبارتی همه ماسوی وجوب به غیر دارند نتیجتا همیشه تاخر علی نسبت به علت اصلی خود خواهند داشت ...

    علهذا این طور می توان قبول نمود که تنهایی خداوند یعنی اینکه تمام ارتباطات و اسباب از کار بیفتند و یک علت تنها باقی بماند که همان ذات واجب باشد این تنهایی علت همان تنهایی او رقم می خورد به عبارتی جهان خلقت جهان تقدیر و اندازه می باشد این در حالی است که در مخزن غیب تقدیر و اندازه وجود ندارد چون عندالله یعنی باق و باقی می باشد؛بنابراین از دایره تجافی خارج می گردد .

    البته این تقدیر و اندازه همان اندازه علل و ارتباط بین جهان خلق می باشند که از عالم بالا به صورت تجلی نزول نموده و باعث ادامه فیض می گردد که این عمل نیز کار فرشتگان و یا عالم امر می باشد نتیجتا با برداشته شدن جهان مادی این نزول مقادیر نیز متوقف شده نتیجتا ارتباط و اسباب نیز برداشته می شوند ؛که با برداشته شدن جهان مادی یک علت و سبب خواهد ماند و ارتباط و اسباب بین موجودات نیز از بین خواهد رفت که این امر مناط همان تنهایی رقم خورده است ..این امر (نابودی) یعنی همان تغییر نظام مادی به غیر ان ؛به عبارتی روزی که این زمین به غیر ان تبدیل شود ؛که همان مناط نابودی لوازم مادی می باشد.و نشاء ونظامی دیگر اغاز گردد..


    فعلا تا اینجا بماند تا مسائل بعدی را دنبال نماییم.البته از ایات نیز یاری خواهیم جست..

    ان شاالله از وجود دوستان نیز استفاده نموده تا بحث را به سرمنزل مطلوبی برسانیم..

    به بحث دیدگاه برخی از علما در مورد معاد (چگونگی عود )؛مانند صدرالمتالهین(ره) و علامه طباطبایی (ره)و غیرهم نیز خواهیم پرداخت و نظرات ان بزرگان را نیز خواهیم اورد و با کمک دوستان اگر ایراداتی بود نیز بررسی می گردد..

    ----------------



  4. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر

    نقل:1-طبق خطبه تنهایی خداوند در نابودی جهان همان تنهایی اوست در قبل از خلقت!

    2-تنهایی خداوند را مناط نابودی زمان و مکان می داند!


    5-مناط تنهایی او را نابودی جهان و موجودات ان می داند!!

    این تفسیری که از کلام حضرت امیر علیه السلام نمودید چگونه
    از متن حدیث استفاده کردید؟
    لطفا نحوه استلال را بیان کنید تا بحث و گفتگو شود.

    موفق باشید


    ویرایش توسط سعید : ۱۳۸۹/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۲۰

  5. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    یا ستار..

    ..با سلام..

    حضرت امیر می فرماید:


    در قران داریم:

    كُلُّ شَیءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ

    كُلُّ مَنْ عَلَیهَا فَانٍ

    مَا عِنْدَكُمْ ینْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ ..
    آنچه نزد شماست فانی میشود؛ اما آنچه نزد خداست باقی است؛..


    1- منظور از تنهایی خداوند یعنی چه!

    2-منظور از نابودی زمان و مکان یعنی چه!

    3-ایا نابودی جهان همان پوچ و باطل شدن ان می باشد یا نه منظور چیزی دیگر است!

    4-این امر چه تناسبی با ایه اخری دارد !

    5-چرا بازگشت موجودات در تنهایی رقم خورده است!!

    6-منظور از هلاکت در ایه مربوطه چیست!


    انشاالله با یاری و صیانت دوستان به جواب انها نیز نائل گردیم...:gol:

    با تشکر


    در آيه"كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذلجلال و الا كرام"(الرحمن 26) به پايداري و ثبات ذات خدا و ناپايداري و زمانمند بودن و فعال مند بودن ساير موجودا ت اشاره شده است .
    خداوند در اين آيه مي فرمايد :« هر چيزي فاني است و نابود شدني است» اينكه قيد هر چيزي را مي آورند براي داخل بودن تمام موجودات اعم از جمادات ،گياهان ، انسانها ، حيوانات ، ملك،جن و ... و آنچه باقي است و زوال ناپذير كه ابتدائي ندارد و انتهايي هم نخواهد داشت ذات حق است اوست كه پايان ندارد هو الاول والآخرو الظاهر والباطن و هو بكل شي عليم.
    منظور از هلاك و نابودى و فنا به هم خوردن نظام است نه از بين رفتن مواد و مـى دانـيـم در پـايـان اين جهان خورشيد بى فروغ و ماه تاريك و كوهها ازهم متلاشى مى شوند و موجودات زنده مى ميرند اين است معنى هلاك آنها .
    پس هلاك در آيه شريفه به معنى نابودى و فناى مطلق نيست ,زيرا نه تنها روح انسان , بلكه جسم او هم نابود محض نمى شود و پس از تجزيه شدن ,در دل خاك و ديگر موجودات اين جهان باقى مى ماند و در روز رستاخيز هم از آن برانگيخته مى شود .
    هلاك و فنا در مورد موجودات امكانى منحصر به پايان جهان نيست آنهاالان هم فانى و هالكند كه در درون ذات از خود چيزى ندارند و هر چه دارند از ديگرى است . آنها متغيرند و دائما در حال حركت , و مى دانيم حركت به معنى فناى تدريجى و تركيبى از وجود و عدم است .
    گـواه اين مطلب آيات فراوانى است كه درباره هلاك اقوام گذشته وارد شده است ,مانند : و انه اهلك عادا الاولى * و ثمود فما ابقى * و قوم نوح من قبل (النجم 51 و 52)
    ( وآيا به انسان نرسيده است كه در كتب انبياى پيشين آمده ) كه خداوند قوم عادنخستين را هلاك كرد ؟ و همچنين قوم ثمود را , و كسى از آنان را باقى نگذارد و نيز قوم نوح را پيش از آنها . روشن است كه منظور از هلاكت اقوام عاد و ثمود و نوح در اين آيات , همان ميراندن آنها و بر هم زدن رابطه جسم و جان آنهاست . بـنـابـر ايـن , منظور از آيه كل شى ءهالك الا وجهه اين است كه تمامى موجودات جهان هستى مـتـلاشـى مـى شـونـد و وضع آنهادگرگون مى گردد و تنها ذات پاك خداست كه از هرگونه دگرگونى بركنار است .
    ویرایش توسط هادي : ۱۳۸۹/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۱:۵۰

  6. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود