جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظام خانوادگي در دوره ساساني! ، مقارن با ظهور اسلام؟ii

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب نظام خانوادگي در دوره ساساني! ، مقارن با ظهور اسلام؟ii




    به نام خدا
    با عرض سلام
    تعدد زوجات در دورة ساساني جاري و معمول بوده است. و جاي انکار نيست . ازهرودوت يوناني و استرابون در عصر هخامنشي گرفته تا مورخين عصر حاضر اين مطلب را تاييد کرده اند .
    هرودوت دربارة طبقة اشراف عهد هخامنشي مي‏گويد:
    « هر کدام از آنها چند زن عقدي دارند ولي عدة زنان غيرعقدي بيشتر است.» (مشيرالدوله، تاريخ ايران باستان، جلد ششم، چاپ جيبي/ 1535.)
    استرابون دربارة همين طبقه مي‏گويد:«آنها زنان زياد مي‏گيرند و با وجود اين ، زنان غيرعقدي بسيار دارند.» (همان ص 1543
    )
    ژوستين از مورخان عصر اشکاني دربارة اشکانيان مي‏گويد:«تعداد زنان غيرعقدي در ميان آنها و بخصوص در خانوادة سلطنتي از زماني متداول شده بود که به ثروت رسيده بودند، زيرا زندگاني صحراگردي مانع از داشتن زنان متعدد است.(همان ص 2693)
    آنچه در ايران باستان در ميان طبقة اشراف معمول بوده است چيزي بالاتر از تعدد زوجات يعني حرمسرا بوده است و لهذا نه محدود به حدي بوده است، مثلاً چهار تا يا بيشتر يا کمتر، و نه مشروط به شرطي از قبيل عدالت و تساوي حقوق زنان و توانايي مالي يا جنسي، بلکه همان‏طور که نظام اجتماعي، يک نظام طبقاتي بوده است، نظام خانوادگي نيز چنين بوده است.
    دختر مستقلاً حق اختيار شوهر نداشت. اين حق به پدر اختصاص داشت. اگر پدر در قيد حيات نبود، شخص ديگر اجازة شوهر دادن دختر را داشت. اين حق نخست به مادر تعلق مي‏گرفت و اگر مادر مرده بود متوجه يکي از عموها يا داييهاي او مي‏شد. (ايران در زمان ساسانيان/ کريستين سن 346 و 347.)
    شوهر بر اموال زن ولايت داشت و زن بدون اجازة شوهر حق نداشت در اموال خويش تصرف کند. به موجب قانون زناشويي فقط شوهر شخصيت حقوقي داشت. (همان /ص 351)
    شوهر مي‏توانست به وسيلة يک سند قانوني زن را شريک خويش سازد. در اين صورت زن شريک‏المال مي‏شد و مي‏توانست مثل شوي خود در آن تصرف کند. فقط بدين وسيله زوجه مي‏توانست معاملة صحيحي با شخص ثالث به عمل آورد. (همان ، ص 352)
    هرگاه شوهري به زن خود مي‏گفت: از اين لحظه تو آزاد و صاحب اختيار خودت هستي، زن بدين وسيله از نزد شوهر خود طرد نمي‏شد، ولي اجازت مي‏يافت به عنوان «زن خدمتکار» (چاکر زن) شوهر ديگري اختيار کند... فرزنداني که در ازدواج جديد در حيات شوهر اولش مي‏زاييد، از آنِ شوهر اولش بود؛ يعني زن تحت تبعيت شوهر اول باقي مي‏ماند. (همان ، ص 353.)
    شوهر حق داشت يگانه زن خود را يا يکي از زنانش را (حتي زن ممتاز خود را) به مرد ديگري که بي‏آنکه قصوري کرده باشد محتاج شده بود بسپارد (عاريه بدهد)، تا اين مرد از خدمات آن زن استفاده کند؛ رضايت زن شرط نبود. در اين صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزنداني که در اين ازدواج متولد مي‏شدند، متعلق به خانوادة شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب مي‏شدند... اين عمل را از اعمال خير مي‏دانستند و کمک به يک هم دين تنگدست مي‏شمردند.
    خلاصه اين است که براي اينکه نام خانواده‏ها محفوظ بماند و اصل مالکيت خاندانهايي که حق مالکيت داشته‏اند متزلزل نشود و ثروتي که از آنها باقي مي‏ماند به دست بيگانه نيفتد، اگر کسي مي‏مرد و فرزند پسري از او باقي نمي‏ماند و به اصطلاح اجاقش کور مي‏ماند، «ازدواج نيابي» بعد از قوتش انجام مي‏دادند.
    در باب ارث مقرر بود که زن ممتاز و پسرانش يکسان ارث ببرند. به دختران شوهر نکرده نصف سهم مي‏دادند. چاکر زن و فرزندان او حق ارث نداشتند، ولي پدر مي‏توانست قبلاً چيزي از دارايي خود را به آنان ببخشد يا وصيت کند که پس از مرگ به آنان بدهند. (همان /357.)


    ملاک و محور مقررات خانوادگي دو چيز بوده و همة مقررات براي حفظ آندو بوده است: نژاد، ثروت.
    ازدواج با محارم که سنتي رايج بوده [و] در آن عهد و از دوران پيشين سابقه داشته است روي همين اساس قرار داشته است؛ يعني خاندانها براي اينکه مانع اختلاط خون خود با بيگانه و افتادن ثروت خود در اختيار بيگانه بشوند کوشش مي‏کرده‏اند تا حد امکان با اقرباي نزديک خود ازدواج کنند، و چون اين عمل بر خلاف مقتضاي طبع بوده، با زور و قدرت مذهب و اينکه اجر و پاداشش در جهان ديگر عظيم است و کسي که امتناع ورزد جايش در دوزخ است، آن را کم و بيش به خورد مردم مي‏داده‏اند.
    در صدر اسلام ازدواج با محارم ميان زردشتيان امر رايجي بوده است، لهذا اين مسأله پيش آمده است که گاهي بعضي از مسلمين، بعضي از زردشتيان را به علت اين کار مورد ملامت و دشنام قرار مي‏دادند و آنها را بدين سبب زنازاده مي‏خواندند، اما ائمة اطهار مسلمانان را از اين بدگويي منع مي‏کردند، تحت اين عنوان که اين عمل در قانون آنها مجاز است و هر قومي نکاحي دارند و اگر مطابق شريعت خود ازدواج کنند فرزندانشان زنازاده محسوب نمي‏شوند. (وسائل الشيعه، چاپ امير بهادر، ج 3، ابواب مواريث، ص 368.)
    و هم در روايات باب «حدود» آمده است که در حضور امام صادق (ع) شخصي از شخص ديگر پرسيد که با آن مردي که از او طلبکار بودي چه کردي؟ آن مرد گفت: او يک ولدالزّنايي است. امام سخت برآشفت که اين چه سخني بود؟ آن شخص گفت: قربانت گردم، او مجوسي است و مادرش دختر پدرش است و لهذا هم مادرش است و هم خواهرش پس قطعاً ولدالزّناست. امام فرمود: مگر نه اين است که در دين آنها اين عمل جايز است و او به دين خود عمل کرده است؟ پس تو حق نداري او را ولدالزّنا بخواني. (وسائل الشيعة، چاپ امير بهادر، ابواب الحدود، ص 439.)
    يا حق

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۲/۲۴ در ساعت ۲۳:۲۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نظام خانوادگي در دوره ساساني! ، مقارن با ظهور اسلام؟ii

    مقتضیات عصر ما ایجاب می کند که بسیاری از مسائل مجددا مورد ارزیابی قرار گیرد. ” نظام حقوق و تکالیف خانوادگی” از جمله این مسائل است .
    در عصر ما , چنین فرض شده که مسئله اساسی در زمینه نظام حقوق و تکالیف خانوادگی آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد است و همه مسائل دیگر مسائلی فرعی هستند . اما باید توجه داشت که نظام آفرینش این دو جنس را در وضعیتهایی نامشابه و مخالف قرار داده است.
    در قرن بیستم برای اولین بار در سازمان ملل متحد و با صراحت تمام مساله تساوی کامل “حقوق زن” و “حقوق مرد” در اعلامیه جهانی حقوق بشر (سال ۱۹۸۴میلادی) مطرح شد.
    در اینگونه نهضتهای اجتماعی غرب ، دو محور اصلی ، “آزادی” و “تساوی” بوده است ، در مورد حقوق زن نیز جز درباره”آزادی” و تساوی سخن نرفته است .
    هرچند که زن و مرد در انسانیت برابرند ولی دوگونه انسانند با دو گونه خصلت و دوگونه روانشناسی که طرح آن در متن آفرینش ریخته شده و باید توجه داشت که هرگونه عملی بر ضد طبیعت و فطرت ، عوارض نا مطلوبی به بار می آورد.
    در این نهضت(حقوق زن) به این نکته توجه نشد که مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست,تساوی حقوق یک مطلب است و تشابه حقوق مطلب دیگر در این نهضت عمدا یا سهوا تساوی به جای تشابه به کار رفته است.
    مدافعان حقوق زن با بی توجهی به وضع طبیعی و فطری زن بیشتر موجب پایمال شدن حقوق او شدند .اگر مرد در برابر زن جبهه بگیرد و بگوید تو یکی– من یکی , بگوید در کارهای سخت و سنگین با من شریک باش, به فراخور نیروی کارت مزد بگیر , تمام هزینه زندگیت را خودت بر عهده بگیر و … در این حالت کلاه زن پس معرکه است ، زیرا که زن بالطبع نیروی کارش کمتر و استهلاک ثروتش بیشتر از مرداست .
    از سویی دیگر عادت ماهانه , وضع حمل و…زن را در وضعی قرار میدهد که به حمایت مرد و حقوقی بیشتر نیازمند است . در همه جانداران دیگر هم, جنس نر به حکم غریزه به حمایت از جنس ماده بر می خیزد.
    از عمده مسائلی که لازم است مورد تجدید نظر قرار گیرد روابط تغییر یافته دو جنس زن ومرد در عصر حاضر است که سعی شده است در ده بخش ذیل آگاهی لازم را به خواننده ارائه دهد.
    خاصیت حقیقت این است که شک و تشکیک به روشن شدن حقیقت کمک می کند. زیرا که شک مقدمه یقین است و تردید پلکان تحقیق



    دانلود این کتاب الکترونیکی

    حجم کتاب: ۷۱۷ کیلوبایت
    دانلود با لینک مستقیم از سرور ساب دانلود
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۳/۰۲ در ساعت ۲۱:۰۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    اشراق
    نوشته
    60
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    سلام!
    اين مسائلي كه درباره نظام خانوادگي در دوره ساساني گفتيد خيلي به نظام طاغوتي فراعنه شبيهه!چطور است كه ايران متمدن ما كه حتي حضرت موسي(ع) را به خودش جلب كرد هم فرقي با اين نظام تاريخي برده گيري و سلطه طلبي نداره!؟!
    اين با اطلاعات تاريخي من تناقض نشون ميدهلطفا بگين اين مطالب را از كدوم منبع آورديد!
    ممنون و با تشكر!
    از تلخي مرگ مترس ،كه تلخي آن درترسيدن از آن است!

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط نيلوفرانه نمایش پست ها
    سلام!
    اين مسائلي كه درباره نظام خانوادگي در دوره ساساني گفتيد خيلي به نظام طاغوتي فراعنه شبيهه!چطور است كه ايران متمدن ما كه حتي حضرت موسي(ع) را به خودش جلب كرد هم فرقي با اين نظام تاريخي برده گيري و سلطه طلبي نداره!؟!
    اين با اطلاعات تاريخي من تناقض نشون ميده:gig:لطفا بگين اين مطالب را از كدوم منبع آورديد!
    ممنون و با تشكر!

    سلام دوست گرامی
    خوش آمدید
    مطالب را اگر نگاه کنید منبع دارد!!!
    این که با
    اطلاعات تاریخی شما تناقض دارد!!شاید به منابع بیشتری نیاز دارید!
    موفق باشید

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۴:۳۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام میتوانید به این کتابها و صفحات مراجعه کنید !

    تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 34

    مشیرالدوله، تاریخ ایران باستان، جلد ششم، چاپ جیبی، صفحه‏ 1535
    همان ماخذ، صفحه 1543
    همان ماخذ، جلد نهم، صفحه 2693

    ایران در زمان ساسانیان، صفحه 346 - 347
    ایران در زمان ساسانیان، صفحه 352، و تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 46
    ایران در زمان ساسانیان، صفحه 353
    ایران در زمان ساسانیان، صفحه 354، و تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 45

    تاریخ یعقوبی جلد ۱ ص۱۵۲

    وسائل الشیعه چاپ امیر بهادر ج ۳ ابواب مواریث ص ۳۶۸

    خدمات متقابل ایران و اسلام، ص 258-256 وص 259-258 و ص 264 و ص 261-260 و ص 263-261 و ص 264-263


    خدمات متقابل ایران و اسلام، ص258-256، ادیان آسیایی، مهرداد بهار

    برای اطلاعات تاریخی بیشتر به این تاپیکها مراجعه کنید!!!

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=4395

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=4731
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۶:۴۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۱۱:۱۴ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود