صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا به انسان عقل بزرگتر نداد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    حضور
    4 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    176

    چرا خدا به انسان عقل بزرگتر نداد؟




    با سلام.

    عقل انسان کوچک است و نمیتوان به همه مسائل احاطه داشت، و این بدیهی است که اگر عقل و قوه عقل انسان بزرگتر آفریده می شد قدرت تحلیل انسان هم بالاتر می رفت.

    اگر عقل انسانها بزرگتر بود حقایق را بهتر می توانستند درک کنند و خدا را بهتر می شناختند.

    شاید اگر عقل انسانها بزرگتر بود خیلی ها راه صحیح را بهتر پیدا میکردند

    شاید خیلی از اشتباهات انجام نمی شد.

    شاید علم بیشتری میتواستند کسب کنند....

    مگر ما آفریده نشدیم که خدا را بشناسیم و عبادت کنیم؟ پس چرا خداوند عقل ما را بزرگتر نیافرید؟
    و رأیت النّاس یدخلون فی دین الله افواجا...

    ---
    قعلا صلوات تموم کردیم - لطفا بعدا مراجعه کنید

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست







    چرا خدا به انسان عقل بزرگتر نداد؟








    کارشناس بحث: استاد عامل

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,238
    حضور
    30 روز 19 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4483



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نکته سنج نمایش پست ها
    مگر ما آفریده نشدیم که خدا را بشناسیم و عبادت کنیم؟ پس چرا خداوند عقل ما را بزرگتر نیافرید؟
    قبل از پاسخ به سوال، ابتدا باید به معنای عقل پرداخت و انواع آن را مشخص نمود.

    معنای لغوی و اصطلاحی عقل:
    عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است.
    از نظر اصطلاحی نیز میتوان به دو معنا اشاره کرد:

    الف)
    عقل فطری: قوه ای که پذیرای علم و دانش است و در تمام انسانها به ودیعه گذاشته شده است.
    ب)
    عقل اکتسابی: علمی که انسان بوسیله عقل فطری آنرا کسب میکند. بدین ترتیب عقل فطری مقدمه ای برای عقل اکتسابی محسوب میشود. در روایات نیز به ایندو اصطلاح اشاره شده است. رسول اکرم(ص) به معنای اول عقل در حدیث: «وما خلق الله خلقا اکرم من العقل؛ خداوند هیچ آفریده ای را گرامی تر از عقل نیافریده است»[1]، اشاره کرده و حضرت(ص) در جای دیگر نیز به معنای دوم اشاره میکند: «ما کسب احدا شیئاً افضل من عقل یهدیه الی هدی او یرده عن ردی؛ هيچ احدى چيزى را با فضيلت‏تر از عقلى كه او را به سوى خوبى هدايت مى‏كند و از بدى برمى‏گرداند كسب نكرده است‏»[2].
    بنابراین عقل فطری به هوش و استعداد و تمیز اطلاق می شود، که انسان را از حیوانات متمایز می سازد و عقل اکتسابی در حقیقت به فعلیت در آوردن همان استعداد و هوش می باشد که توسعه پیدا می کند و ظرفیت آن افزایش می یابد.

    اقسام عقل:
    عقل در اصطلاح حکما دارای دو قسم است:

    ۱.
    عقل نظری: عقل نظری کارش درک و شناخت واقعیت‌ها و قضاوت در باره آنها است.[3]
    ۲.
    عقل عملی: عقل عملی همان قوه ای است که کنش و رفتار آدمی را کنترل می کند.[4] یا کارش درک بایدها و نبایدها است و در واقع عقل عملی مبنای علوم زندگی می باشد و مورد قضاوت در عقل عملی این است که این کار را بکنم یا نه؟ عقل عملی به تعبیر امام صادق (ع) مرکز عبودیت انسان و سرمایه تحصیل بهشت از خداى سبحان است: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان».[5]

    رابطه عقل و تعالی انسان:
    در قرآن و روایات اسلامی، عقل و تعقل، ستایش شده و همان گونه که انبیاء و معصومان(ع) حجت های ظاهری اند، عقل نیز یکی از حجت های الهی در باطن انسان است. امام صادق(ع) در توصیه به هشام می فرمایند: «
    یا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَینِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول »[6] تحقیقاً خداوند برای مردم دو حجت قرار داده است، یکی حجت ظاهری و دیگری باطنی است. اما حجت ظاهری رسولان، انبیاء و امامان(ع) هستند و حجت باطنی عقول می باشد.
    در بسیاری از روایات به تاثیر به سزای تعقل در رشد انسان اشاره شده، تا جایی که یک ساعت تفکر و تعقل معادل هفتاد سال عبادت شمرده شده و همچنین امیرالمومنین(ع) یکی از مهمترین کارهای پیامبران(ع) را احیاء و بکارگیری عقل انسانها دانسته و میفرماید: «
    فبعث منهم رسله و واتر اليهم انبيائه ليستأدرهم ميثاق فطرته و يذكروهم منسي نعمته و يحتجوا عليهم بالتبليغ و يثيروا لهم دفائق العقول؛ پس پيامبرانش را پي در پي به سوي مردم فرستاد تا از آنها بخواهد ميثاق و پيمان فطرت خود را ادا كند و نعمت هاي فراموش شده را به ياد آنان اورند و با ابلاغ پيام و احكام الهي جهت را بر آنان تمام كنند و گنجينه هاي پنهان و مدفون عقل را براي آنان آشكار كند»[7].
    اما نکته اساسی اینست که آیا همین قوه تعقل که خداوند در وجود انسان قرار داده برای رسیدن به او و تعالی انسان کافی است یا نه؟
    خداوند در مورد خلقت انسان میفرماید: «
    فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ (مومنون/14)؛ آفرين بر (قدرت كامل) خداى كه بهترين آفرينندگان است»، و همچنین با توجه مقدمات گذشته، که انسان در بدو امر دارای عقل فطری بوده و میتواند آنرا پیشرفت داده و قویتر کند، روشن میشود که همین عقل قابلیت اعتلای زیادی داشته تا جایی که حتی از ملائک مقرب هم بالاتر رود.
    جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى
    غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد

    بهترين دليل بر وجود اين سرمايه در همه انسانها و امكان اين سفر روحاني براي همه، دعوت همگاني و عامي است كه خداوند متعال و شرع مقدس نسبت به همه انسانها دارند و همگي را به پيمودن راه قرب و رسيدن به جوار حق دعوت كرده اند.
    اما اینکه برخی انسانها به درجات بالاتری رسیده و بعضی سقوط عملی و اخلاقی کرده اند، بستگی به میزان استفاده از عقل برمیگردد. بنابراین هرچقدر از عقل بیشتر استفاده شود، عقل قویتر شده و مسائل بیشتری را می فهمد و به تبع آن رشد بیشتری خواهد داشت.
    عقل تو افزون شود از ديگران
    ليک توباشي ز حفظ آن گران


    البته برخی اعمال انسان میتواند در تضعیف عقل موثر باشد، به عنوان مثال می توان به روایات زیر اشاره کرد:
    1. پیروى از هواى نفس، عقل را تباه مى‏ سازد؛
    2. عامل فساد عقل، حب دنیا است؛
    3. بدترین آفات عقل، کبر و نخوت است؛
    4. خشم و غضب، عقل‏ها را تباه مى‏ کند؛
    5. آفت عقل، عجب و خودپسندى است؛
    6. آن که لهو و خوشگذرانى‏ اش فراوان باشد، عقلش کم مى‏ شود؛
    7. از دست رفتن عقل در زیاده‏ طلبى است.



    موفق باشید...



    [1] تاج العروس، ج15، ص504.

    [2] مفردات الفاظ قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص629.

    [3] شهید مطهری، ده گفتار ص۴۶.

    [4] جوادی آملی، عبدالله، رحیق مختوم ج۱ بخش اول ص۱۵۳.

    [5] کلینی، اصول کافی، ج۱،‌ ص ۱۱، ح ۳.

    [6] الکافی ج 1، کتاب العقل و الجهل، ص 10.

    [7] نهج البلاغه، صبحی صالح، ص43.

    چرا خدا به انسان عقل بزرگتر نداد؟

  7. صلوات ها 16


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    771
    حضور
    5 روز 2 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3082



    این از اون سوال ها بود

    یکی میگفت نیوتن بیکار بوده هی قوانین کشف کرده

    یکی میگه اصلا ریاضی به چه درد میخوره

    دوست عزیز همه ادم ها به یک اندازه عقل و هوش و ذکاوت دارن

    منتها استفاده اش نمیکنیم مثلا یکیش خودم یا الان منم جز لیست ترور شده ها بودم

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق , موسیقی آرامش بخش, مناظر زمستانی, ترنم باران
    نوشته
    187
    حضور
    14 روز 12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354



    سلام
    عقل ادمی که حد خاصی نداره.
    هرچه انسان منطقی تر زندگی کنه و به کسب معارف علاقه و رغبت بیشتر ی نشان بده قطعا عقلش شکوفا تر و باز تر میشه و در این مورد نمیتوان حدی قائل شد.



  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    حضور
    4 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    176



    نقل قول نوشته اصلی توسط Farzandeh-Shahid نمایش پست ها
    این از اون سوال ها بود

    اشکال نداره. سوال کردن بر کودکان عیب نیست

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    با سلام و درود
    چرا خدا عقل بزرگتر نداد؟ یعنی مغز بزرگتر و تحلیل و منطق قوی تر یا عقل و قلب و روح بزرگتر؟
    میتوانست بدهد و نداد یا امکان نداشت و نشدنی بود؟
    اگر مخلوقی با همین حد از عقل وجود نداشت خداوند فیاض علی الاطلاق نبود؟
    اگر عقل بزرگتر میداد تکلیف و مسئولیت بیشتر نمی داد؟ ایا این تفاوت ها با وجود تکلیف متناسب با عقل داده شده در بهشتی و جهنمی شدن تاثیری داشت؟ اگر نداشت پس چرا کسانی که عقل بیشتر دارند رتبه و مقام بالاتر دارند؟ ایا تفاوت در عقل ها به خواست خداست یا به اراده و خواست ما یا هر دو دخیل است؟

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    412
    حضور
    8 روز 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1095



    یک سوال از استارتردارم. منظورتان چقدر بزرگتر شدن عقل است؟تاچه حدی اگه عقل بزرگتر می شد بهتر بود؟

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی، شعر، عکاسی
    نوشته
    541
    حضور
    20 روز 8 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1113



    نقل قول نوشته اصلی توسط نکته سنج نمایش پست ها
    عقل انسان کوچک است و نمیتوان به همه مسائل احاطه داشت، و این بدیهی است که اگر عقل و قوه عقل انسان بزرگتر آفریده می شد قدرت تحلیل انسان هم بالاتر می رفت.

    اگر عقل انسانها بزرگتر بود حقایق را بهتر می توانستند درک کنند و خدا را بهتر می شناختند.

    شاید اگر عقل انسانها بزرگتر بود خیلی ها راه صحیح را بهتر پیدا میکردند

    شاید خیلی از اشتباهات انجام نمی شد.

    شاید علم بیشتری میتواستند کسب کنند....

    مگر ما آفریده نشدیم که خدا را بشناسیم و عبادت کنیم؟ پس چرا خداوند عقل ما را بزرگتر نیافرید؟
    با عرض سلام
    سوال بسیار جالبی است که از دیدگاههای مختلف میتوان به آن نگاه کرد. فبل از هر چیز من از سوال شما این طور برداشت میکنم که منظور شما این بوده که چرا خداوند عقل کاملتری (به جای کلمه بزرگتر) به ما نداده؟ و با این پیش فرض ادامه میدهم:
    از دیدگاه دینی: همانطور که پاسخگوی محترم جناب عامل اشاره فرمودند، قدرت تفکر و تعقل مغز انسان در حد بسیار بالایی است و اگر انسان تصمیم داشته باشد از این مغز برای خداشناسی و پرهیز از منکرات و ... استفاده کند این مغز چیزی کم ندارد. کما اینکه عالمان و فرهیختگان دینی هم از مغری با همین مشخصات استفاده کرده اند.
    از سوی دیگر مغز کاملتر به معنای مغز خداشناس تر نیست! مغز کاملتر میتواند در هر دو جهت خیر و شر کاملتر باشد. بنا بر این از مغز کاملتر نیز- از منظر دینی- باید انتظار شر بیشتر هم داشته باشیم. مگر اینکه توان انتخاب از این مغز گرفته شود که در این صورت تعریف انسان با فرشتگان یکی میشود.
    اما از دیدگاه نظریه تکامل و شاید تلفیقی از آن با باور های دینی، مغز انسان در مسیر تکامل طبیعی خود به این گونه رشد کرده و این رشد با گذشت زمان رفته رفته بیشتر میشود. همانگونه که سایر اجزای بدن انسان و سایر جانداران با همین روند تکامل پیدا میکنند. بر این اساس، آنچه آفریدگار در هر موجود زنده ای نهادینه کرده، قابلیت رشد هوشمندانه یا انتخاب طبیعی است نه میزان رشد.
    اگر شهامت داشته باشی که سوال کنی خواهی دید چقدر سوال بی جواب داری

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    12
    حضور
    20 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    50



    نقل قول نوشته اصلی توسط نکته سنج نمایش پست ها
    با سلام.

    عقل انسان کوچک است و نمیتوان به همه مسائل احاطه داشت، و این بدیهی است که اگر عقل و قوه عقل انسان بزرگتر آفریده می شد قدرت تحلیل انسان هم بالاتر می رفت.

    اگر عقل انسانها بزرگتر بود حقایق را بهتر می توانستند درک کنند و خدا را بهتر می شناختند.

    شاید اگر عقل انسانها بزرگتر بود خیلی ها راه صحیح را بهتر پیدا میکردند

    شاید خیلی از اشتباهات انجام نمی شد.

    شاید علم بیشتری میتواستند کسب کنند....

    مگر ما آفریده نشدیم که خدا را بشناسیم و عبادت کنیم؟ پس چرا خداوند عقل ما را بزرگتر نیافرید؟
    به نام خدا
    اگر منظورتان مفهومِ «عقل» است ، نمی توان عقل انسان را محدود دانست و در واقع عقل او بسیار توانا و ارزشمند است.

    اگر منظورتان مفهومِ «مغز» است ، از نظر تجربی (تصور می کنم در بیولوژی کمپل این مطلب وجود دارد.) درست نیست که هر چه انسان مغزش بزرگ تر باشد ، باهوش تر است ، و به علاوه اگر مغز انسان بزرگ تر از این بود ، جرم آن زیاد و تغذیه آن سخت می شد . درست است که در بحث جرم خداوند می توانست فُرمِ بدن انسان را تغییر دهد و در بحث تغذیه می توانست انسان را در سیاره ی دیگری بیافریند. اما در این قسمت باید به بحث «طبیعت انسان» اهمیت داد. اینکه اولا اگر به این که انسان (65% اکسیژن ، 18% کربن ، 10% هیدروژن و 7% بقیه عناصر) از خاک (کربن ، هیدروژن ، اکسیژن) آفریده شده است باور داشته باشید ، سازگارترین سیاره با او زمین (پوسته و جو : 48% اکسیژن ، 28% سیلیسیم ، 8% آلومینیوم و 16% بقیه عناصر) است که دقیقا همانند بدن انسان درصد زیادی از آن از اکسیژن تشکیل شده است. و بحث دیگر اعمال انسان است که با فساد فقط خدا می داند چه بلایی ممکن بود بر سر سیاره ای دیگر بیاورد. اگر بگویید مگر خدا نمی توانست سیاره ای دیگر بیافریند ، خُب یحتمل باید بگویم نمی دانم اما بهترین جواب این است که ممکن بود در فضاهای دیگر شرایط برای انقراض گونه ی ما فراهم شود و به علاوه ممکن بود شرایط برای انقراض گونه های دیگر (همین الان شما روی زمین را ببینید!) فراهم شود.
    خب بحث جرم و تغذیه را گفتیم و از همین قسمت مشخص می شود که انسان مطمئنا نمی توانسته مغز بزرگ تری داشته باشد. به علاوه شما نمی توانید بگویید من چرا انسانم ؟ من می خواستم موجودی هوشمندتر باشم . از این رو نتیجه گیری را بر عهده ی خودتان می گذارم ، فقط می توانم بگویم اگر گونه ی ما تفاوت هایی اساسی با زمان حال داشت ، شرایط برای خود ما سخت می شد.

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود