صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** محبوب ترین کار در محضر دوست *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764

    ***** محبوب ترین کار در محضر دوست *****






    توسّل یعنی کسی را در پیشگاه خداوند شفیع قرار دادن، البته آدمی می‏تواند و مجاز است که مستقیماً از خداوند حاجت خود را بخواهد، ولی اگر بتواند در این مسیر دعای دیگران- به خصوص مقرّبان درگاه الهی را نیز همراه خود سازد، احتمال تأثیر فزون‏تری در کار خواهد بود. ولی اگر خداوند به طور کلی فراموش گردد و تنها وسایط دیده شوند، بدیهی است که این امر با آموزه‏های دینی و قرآنی سازگاری ندارد.
    توسل به اولیای الهی موجب شرک نیست؛ ‌زیرا کسانی که توسل به اولیای الهی پیدا می‌کنند، هیچ گونه استقلالی برای ایشان قائل نمی‌شوند .
    فرق توسل به ائمه (ع) و معبودهای ساختگی آن است که: توسل جویندگان به معبودها آنها را عوامل مستقل و تصمیم گیرنده در عرض خداوند به حساب می‏آورند و این شرک است. ولی به اعتقاد ما نقش ائمه و انبیا (ع) و اولیای الهی شفاعت اذنی است. یعنی آنان با اذن خدا و طبق خواست او به مدد مددجویان می‏شتابند. چنین دیدگاهی هرگز مستلزم شرک نیست. زیرا اراده ائمه (ع) را در طول اراده خدا و مجرای همان قرار می‏دهد، نه مستقل از آن. از توضیح فوق اشتباه وهابیون که شیعه را در این زمینه متهم به شرک می‏کنند ،به خوبی روشن می‏شود.
    به دلائل ذیل به اولیای الهی متوسل می‌شویم:
    اولاً: خداوند در قرآن فرموده است: «وَ اِبْتَغُوا إِلَیهِ اَلْوَسِیلَةَ ؛به سوی خداوند وسیله برگیرید»،(1). این وسیله می‏تواند اعمال صالح باشد و می‏تواند شخص صالح و وجیهی باشد. زیرا انسان آلوده و گنهکار چون از ساحت قرب الهی دور است، با توسل به محبوبین درگاه خدا تضمین بهتری برای درخواست خود می‏یابد. در قرآن نیز آیاتی در مورد توسل به اولیا آمده است. فرزندان یعقوب هنگام پشیمانی از گناه خود گفتند: «یا أَبانَا اِسْتَغْفِرْ لَنا؛ ای پدر ! برای ما طلب آمرزش نما»،(2) در آیه دیگر می‏فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً ؛اگر به هنگام ستم برخویش نزد تو آیند "ای پیامبر" و استغفار کرده و تو نیز برای آنان استغفار کنی ،خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت»،(3).
    دوم: خداوند عنایت دارد که در مراحل گوناگون و به راه های مختلف انسان‏ها به افراد برگزیده و الگوهای راستین توجه یابند تا از این طریق راهی به سوی تربیت درست بیابند و توسل یکی از همان راه‏هاست.
    بنا براین متوسلان، با معرفت بر این اسباب‌ها و وسائل، نه اصالتی قائلند و نه استقلالی، بلکه وسیله ای می‌اندیشند که خدای سبب ساز آن‌ها را مجرای فیض و طریق رحمت خود قرار داده و
    مومنان را بر آن امر نموده است.

    پی‏نوشت‏‌ها:
    1. مائده(5) آیه 25.
    2. یوسف (12) آیه 97.
    3. نساء (4) آیه 64.
    ***** محبوب ترین کار در محضر دوست  *****

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431




    سلام

    وهابيون ميگويند كه مشركين هم الله را ميشناختند وبتها وسايل جهت تقرب به الله بودند اما وسيله باعث شرك است ! وخواندن غير خدا موجب شرك بر اساس آيات قران ! فلا تدعوا مع الله احدا ...

    جوابشان چيست ؟

    بتي بنام الله وابراهيم هم وجود داشت ؟!

    فلسفه اتخاذ مصلي از مقام ابراهيم ع چيست؟


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3699



    با سلام

    توسل در لغت؛ یعنی تقرب به چیزی به وسیله عملی.
    آنچه را در توسل به اولیای خدا باید در نظر داشت، این است که توسل برای تقرب به خداوند است و توسل به اولیای الاهی هیچ منافاتی با صحبت کردن با خدا بدون واسطه ندارد؛ یعنی انسان از دو راه می تواند با پروردگار و خالق خود ارتباط برقرار کند: 1. با واسطه قرار دادن اولیای خداوند 2. بدون واسطه. بدون شک، تقرب به خداوند به وسیله اولیایش که مورد محبت اویند، چه بسا آسان تر باشد و باعث شود انسان راحت تر به بارگاه قرب الهی برسد.
    توسل به اولیای الهی و امامان معصوم(ع) که همان انسان های کامل هستند، یکی از امور مسلمی است که در آیات قرآن و احادیث آمده است.
    قرآن در این زمینه خطاب به پیامبر اکرم (ص)می فرماید: "و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم می‌‏کردند (و فرمان هاى خدا را زیر پا می‌‏گذاردند)، به نزد تو می‌‏آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌‏کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار می‌‏کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می‌‏یافتند
    بر همین اساس قرآن کریم، انسان را در جهت کسب کمالات معنوی و قرب به درگاه الهی، امر به توسل به اسباب تقرب کرده و می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ...) در روایات پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم (ع) نیز بر لزوم توسل به اولیای الهی هنگام دعا، تأکید شده است.

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    توسل به معنای مدد جستن از وسیله برای رسیدن به مقصود است، انسان برای رسیدن به هدف باید به اسباب و واسطه‌های فیض متوسل شود . توسل به معنای استفاده از اسباب برای دستیابی به هدف است.
    خداوند به مقتضای لطف و رحمت بی انتهای خویش، اسباب هدایت مردم را فراهم کرده که یکی از آن ها فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی و راهنمایی رهبران دینی است. هر چند خداوند توانا است که مستقیم تمام عالم را اداره کند و نیاز به واسطه های فیض ندارد، اما با استفاده از ضمیر جمع(انّا) اشاره به اسباب و نظام عالم می کند و در عین حال که می تواند بدون واسطه، فیض خود را به موجودات برساند، ولی سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد . فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق(ع) می فرماید: "ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (1) خداوند امور و اشیا را از طریق علل و سببش جاری می سازد".
    بر این اساس انسان در همه کارهای زندگی(مادی یا معنوی) به اسباب و وسایل توسل می جوید.
    خداوند برای اعطای فیض خویش ، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز ، روزه ، نیکی به یتیم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی ، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشک‌ آگاهی برای درمان انسان ها داده است.
    بر همین اساس ریشه اصلی توسل در قرآن کریم آمده :
    «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛(2) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و با وسیله به او توسل جویید».
    با توجه به اینکه کلمه وسیله در آیه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوی می‌شود که انسان را برای دریافت حاجت از خداوند کمک می‌کند، بنابر این همان طور که برای گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پیامبر متوسل می‌شویم، به ارواح و قبور مطهر پیامبر، اولیای الهی، و بندگان صالح نیز می‌توان متوسل شد و آن ها را در پیشگاه خداوند شفیع قرار داد و از خداوند حاجت خواست.
    حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی، جایگاه معنوی آنان است، همه موجودات عالم هستی، آیات و نشانه‌های حضرت حق‌اند، هر موجودی به اندازه وسعت وجودی خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند، عالی‌ترین و تابناک‌ترین جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آینه وجود پیامبر و ائمه تحقق یافته است، آن ها مظهر کامل اسما و صفات خداوندند، توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسمای خداوند است. برای دریافت فیض الهی . این کار از نظر عقلی و شرعی نه تنها محذوری ندارد،‌ بلکه یک کار پسندیده است . در آموزه‌های دینی در این باره دلایل بسیار وجود دارد.(3)
    آیت الله سبحانی در کتاب آیین وهابیت درباره دلایل قرآن و روایی وتاریخ توسل به اولیای الهی به تفصیل بحث کرده ، به نمونه‌هایی از دلایل ایشان در آن کتاب اشاره می‌شود . تفصیل بحث را در همان کتاب ملاحظه فرمایید.
    یکی از دلایل قرآنی آیه‌ای است که در سورة یوسف آمده، حضرت یوسف خطاب به برادران خود فرمود:
    «اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا؛(4) پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید تا بینا شود».
    قرآن کریم در ادامه از بینایی یعقوب به برکت پیراهن یوسف چنین خبر داده است:
    «فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا؛(5) پس چون مژده‏ رسان آمد (پیراهن) را بر چهره او انداخت، پس بینا گردید».
    بر اساس این آیه قرآن معلوم می‌شود که توسل حتى به پیراهن یکی از اولیای الهی برای یک پیامبر الهی نظیر یعقوب مؤثر واقع شد.
    آیت الله سبحانی از کتاب‌های معتبر اهل سنت جریان‌های بسیار نقل کرده که اصحاب در حیات حضرت و در زمان بعد از رحلت او به حضرت توسل می‌کردند، تفصیل این رخدادها را به کتاب یاد شده مراجعه نمایید.(6) در این جا به حدیث امیر مؤمنان(ع) اشاره می‌شود :
    «سه روز از دفن پیامبر گذشته بود که عربی آمد و خود را بر قبر پیامبر افکند. خاک قبر او را بر سر خود پاشید و شروع کرد به سخن گفتن با قبر پیامبر . از جمله این آیه را خواند: اگر کسی به خود ستم کند، آن گاه نزد پیامبر بیاید و او برایش از خدا طلب آمرزش نماید، بخشیده می‌شود(7) بر خویشتن ستم کرده‌ام .برای من از خدا طلب آمرزش بفرما، ناگهان ندایی شنید که گناهان تو آمرزیده شد».(8)
    بر اساس مبانی اعتقادی و روایات صحیح و عملکرد صحابه به روشنی معلوم می‌شود که توسل به پیامبر و اهل بیت(ع) و امامزاده‌ها و علما و صلحا و شهدا مؤثر است، در آموزه‌های وحیانی و عقلانی نه تنها منع و محذوری برای آن ذکر نشده بلکه بر انجام آن تأکید گردیده است.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. کافی،ج1، ص 183.
    2. مائده (5) آیه 35.
    3. شفاعت و توسل، سید کاظم روحانی، ص 49 ـ 50.
    4. یوسف (12) آیه 93.
    5. همان، آیه 96.
    6. آیین وهابیت، ص 188.
    7. نساء (4) آیه 64.
    8. آیین وهابیت، ص 190.
    ***** محبوب ترین کار در محضر دوست  *****

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    سلام
    استاد گرامی سئوالی که گاهی میپرسن ازمون اینه که: از نظر روانشناسی آدم به هر چی "اعتقاد" داشته باشه ، اون اعتقاد باعث میشه هدف مورد نظرش تحقق پیدا کنه. مثلاً اگر آدم به یک "سنگ" اعتقاد داشته باشه (مبنی بر این که این سنگ میتونه مشکلشو حل کنه) بعد به نوعی به اون سنگ متمسک بشه ، مشکلش حل میشه.
    در درمانهای روانشناسی هم گاهی از این روش استفاده میکنن.
    مثلاً به بچه ای که ترس داره یا کمرو هستش یا میخواد مسابقه ای بده ،.... بگن: اگه این شی در جیبت باشه ، تو بر همه رقیبات پیروز میشی. ، اگه "واقعاً" این اعتقاد در او ایجاد بشه ، او بر رقیباش پیروز میشه. یا اگه در بیماری این اعتقاد ایجاد بشه که اگه او فلان سنگ را در جیبش بذاره ، حالش خوب میشه ، اون وقت اگه بذاره ، چون این اعتقاد در او هست ، واقعا خوب میشه.

    این یک مساله روانشناسی است.
    از طرفی ، ما توسل را به صورتی که توضیح دادین قبول داریم.
    سئوال اینکه که فرق بین او دو چیه؟ چطور میشه ثابت کرد که توسل به امامان (ع) ، همانند اعتقاد داشتن به یک شیء بی جان ، از طریق تأثیر روحی عمل نمی کند؟

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاقوت احمر نمایش پست ها
    سلام
    استاد گرامی سئوالی که گاهی میپرسن ازمون اینه که: از نظر روانشناسی آدم به هر چی "اعتقاد" داشته باشه ، اون اعتقاد باعث میشه هدف مورد نظرش تحقق پیدا کنه. مثلاً اگر آدم به یک "سنگ" اعتقاد داشته باشه (مبنی بر این که این سنگ میتونه مشکلشو حل کنه) بعد به نوعی به اون سنگ متمسک بشه ، مشکلش حل میشه.
    در درمانهای روانشناسی هم گاهی از این روش استفاده میکنن.
    مثلاً به بچه ای که ترس داره یا کمرو هستش یا میخواد مسابقه ای بده ،.... بگن: اگه این شی در جیبت باشه ، تو بر همه رقیبات پیروز میشی. ، اگه "واقعاً" این اعتقاد در او ایجاد بشه ، او بر رقیباش پیروز میشه. یا اگه در بیماری این اعتقاد ایجاد بشه که اگه او فلان سنگ را در جیبش بذاره ، حالش خوب میشه ، اون وقت اگه بذاره ، چون این اعتقاد در او هست ، واقعا خوب میشه.

    این یک مساله روانشناسی است.
    از طرفی ، ما توسل را به صورتی که توضیح دادین قبول داریم.
    سئوال اینکه که فرق بین او دو چیه؟ چطور میشه ثابت کرد که توسل به امامان (ع) ، همانند اعتقاد داشتن به یک شیء بی جان ، از طریق تأثیر روحی عمل نمی کند؟
    باسلاموتشکر .
    آنچه از روان شناسی مطرح نموده اید تنها در حد یک فرضیه است ولی مسله توسل یک تکیه ها مهم دینی دارد.
    چه این که بفرض صحت آن فرضه تازه آن نکته موئید تاثیر توسل است .
    البته در توسل شی بی جان و با جان فرقی ندارد در قران آمده که چشمان جناب یعقوب با لباس بی جان یوسف شفا یافت .
    تاملي در ماهيت توسل داشته باشيم ؛ توسل به معنای مدد جستن از وسیله اي برای رسیدن به مقصود است، انسان برای رسیدن به هدف باید به اسباب و وسايل يا واسطه‌های فیض متوسل شود . اين امري طبيعي است ؛ پس توسل به معنای استفاده از اسباب برای دستیابی به هدف است.
    خداوند به مقتضای لطف و رحمت بی انتهای خویش، اسباب هدایت مردم را فراهم کرده که یکی از آن ها فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی و راهنمایی رهبران دینی است. هر چند خداوند توانا است که مستقیم تمام عالم را اداره کند و نیاز به واسطه های فیض ندارد، اما با استفاده از ضمیر جمع (انّا) اشاره به اسباب و نظام عالم می کند . در عین حال که می تواند بدون واسطه، فیض خود را به موجودات برساند، ولی سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد . فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق (ع) می فرماید:
    "ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (3) خداوند امور و اشیاء را از طریق علل و سببش جاری می سازد". بر این اساس انسان در همه کارهای زندگی (مادی یا معنوی) به اسباب و وسایل توسل می جوید.
    خداوند برای اعطای فیض خویش ، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز ، روزه ، نیکی به یتیم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی ، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشک‌، آگاهی برای درمان انسان ها داده است.
    چنان كه در گذشته اشاره شد، ریشه اصلی توسل در قرآن کریم آمده :
    «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛ (4) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و با وسیله به او توسل جویید ».
    با توجه به این که کلمه وسیله در آیه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوی می‌شود که انسان را برای دریافت حاجت از خداوند کمک می‌کند، بنا بر این همان طور که برای گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پیامبر متوسل می‌شویم، به ارواح مطهر پیامبر، اولیای الهی، و بندگان صالح نیز می‌توان متوسل شد . آن ها را در پیشگاه خداوند شفیع قرار داد و از خداوند حاجت خواست .
    در نتيجه درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار مي گردد كه ما اين عمل را در راستاِِِِِِي درخواست از خود خداوند قلمداد مي نماييم . تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند مي دانيم ، در نتيجه كمك خواستن از ايشان همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثر بخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد .
    حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی هم امور مختلفي همچون جایگاه معنوی آنان است؛ همه موجودات عالم هستی، آیات و نشانه‌های حضرت حق‌اند. هر موجودی به اندازه وسعت وجودی خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند. عالی‌ترین و تابناک‌ترین جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آینه وجود پیامبر و ائمه تحقق یافته است. آن ها مظهر کامل اسما و صفات خداوندند. توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسمای خداوند است. برای دریافت فیض الهی . این کار از نظر عقلی و شرعی نه تنها محذوری ندارد،‌ بلکه یک کار پسندیده است . در آموزه‌های دینی در این باره دلایل بسیار وجود دارد. (5)
    پس همه خواستن هاي ما از اين واسطه ها عين درخواست از خود خداوند است و تفاوت ماهوي ندارد و همه اين امور نوعي عبادت و توجه به خداوند محسوب مي گردند ، همان گونه كه خود خداوند براي عبادت خود بندگان را به سوي نمادها و مظاهري چون كعبه و ... فراخوانده است ؛ آيا مي توان گفت وقتي خدا هست ديگر چرا توجه به كعبه و طواف بر گرد او ؟
    به علاوه اگر خداوند تا اين حد به انسان نزديك است كه براي تقرب به او و يا رسيدن به برخي از نتايج مطلوب و مورد نظر هيچ نيازي به كمك خواستن از امور ديگر نيست ، چرا خود برخي از اعمال و عبادات را به عنوان وسايلي براي رسيدن به نتيجه به ما معرفي مي فرمايد ؟ چنان كه در قرآن تاكيد مي نمايد :
    « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ؛(6) اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد » آيا منطقي است بگوييم وقتي خود خدا هست، كمك گرفتن از نماز چه معنايي دارد ؟
    به علاوه اگر براي تقرب به خداوند و توجه به او نياز به هيچ واسطه ديگري نبود چرا خداوند خود براي وساطت پيامبر در طلب مغفرت از خداوند براي گنهكاران تاثير و نتيجه قائل است ؟ در قران آمده است :
    « و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرسول لوجدوااللّه توابا رحیما . (7) اگـر آنـان هنگام ستم بر خویشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى کردند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند».
    يا در داستان برادران حضرت يوسف ، درخواست وساطت در استغفار و طلب بخشش از درگاه خداوند صراحتا از جانب برادران گنهكار در نزد پدرشان نقل شده است كه گفتند :
    « یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین ؛ (8) اى پدر ! براى ما استغفار کن که ما خطا کار بودیم ».
    حضرت یعقوب نیز این تقاضا را نه تنها انکار نکرد، بلکه به آنها قول مساعد داد و فرمود: «سوف استغفر لکم ربى؛ به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى‏کنم ».
    از اين قبيل آيات به خوبي روشن مي شود كه:
    نفس توجه و كمك خواستن از واسطه هاي آبرومند در درگاه خداوند همانند استفاده از ابزارهايي تاثير گذار در نتيجه گيري براي امور مورد نظر است و اين امر هيچ منافاتي با قدرت و خواست و اراده الهي هم ندارد ، همان گونه كه همه موحدين براي بهبود از بيماري دست به دامان درمان و دارو مي شوند و اين امر را هم در تنافي با قدرت خداوند و شفا بخش بودن او نمي دانند .
    بر این اساس درخواست از اولیاء الهی منشای کاملا قرآنی دارد و توجه به همین آیات در تایید و درستی این رفتار و مطلوب بودن آن از جانب خداوند کافی است ، هرچند در این خصوص روایات بسیار زیادی هم وجود دارد که راهکارهای روشن و مشخص بررسی صحت سندی این روایات که در علم درایه و حدیث تبیین شده برای کشف ارزش سندی و محتوایی این روایات وجود دارد و این راهکارها برای کارشناسان فن روشن و بدیهی است .
    در مورد بخش پایانی هم مقصود شما به روشنی برای ما حاصل نشد ؛ لطفا دقیق تر سوال خود را بیان بفرمایید ؛ البته اگر منظور آن است که توسل ما بخاطر واسطه فیض بودن است باید گفت واسطه فیض بودن هم به نوعی منشا درخواست و توسل ما از این بزرگواران محسوب می شود .


    پی نوشت ها :
    1. ق (50)، آیه 16.
    2. غافر (40)، آیه 60.
    3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج1، ص 183. دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ،
    4. مائده ، آیه 35.
    5. نمونه هاي متعدد اين امر را مي توانيد در كتاب «آیین وهابیت» تألیف آیه الله جعفر سبحانی ،نشر موسسه امام صادق عليه السلام قم مطالعه فرمایید.
    6. بقره (2)، آيه 153.
    7. نساء (4)، آيه 64 .
    8. يوسف (12)، آيه 97 .
    ***** محبوب ترین کار در محضر دوست  *****

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    فلسفه شفاعت و رابطه آن با عدل الهی چیست؟

    شفاعت به مفهوم صحیح آن مورد قبول همه ی مومنان عالم از همه ی ادیان است. شفاعت به معنای تبعیض و پارتی بازی و دور زدن قانون و فرار از قانون و حاکمیت خدا، غلط است و با توحید و عدالت خدا منافات دارد اما شفاعت به معنای ساز و کار قانونمندی که خود خدا قرار داده و همگان را به بهره مندی از این ساز و کار فرا خوانده ،نه مخالف توحید است و نه مخالف عدالت.
    اگر شفاعت به معنای وسیله ای باشد که به وساطت آن بتوان از نفوذ حکم خدا جلوگیری کرد ،این پارتی بازی و شرک است که در اجتماعات بشری است نه در درگاه خدا.
    اگر کسی شفاعت را این گونه تصور کند که در کنار دستگاه خدا ، دستگاه دیگری است با قانونمندی دیگر که گناهکار می تواند بدون توبه و عمل صالح فقط با توسل به صاحب آن دستگاه -مثلا امام حسین (ع) - و گریه و زاری برای مظلومیت او ،از عذاب نجات یابد و کسب رضای امام با گریه کافی است و ایمان و توبه و عمل و...، لازم نیست ؛چنین شفاعتی هم انکار توحید است و هم اقرار به ظلم در درگاه خدا.
    شفاعت باید نه تنها مخالف قانونمندی حاکم بر جهان نباشد بلکه تایید کننده و حافظ آن باشد.
    اصولا شفاعت بنا بر آیات و روایات بر دو نوع است:
    1-شفاعت رهبری؛همچنان که رهبر در دنیا سبب هدایت و نجات و کمال پیروان می گردد ، تجسم این مناسبات در قیامت، شفاعت است و پیروان در قیامت به وساطت و شفاعت رهبران از جهنم نجات یافته و بهشتی می شوند:
    یوم ندعوا کل اناس بامامهم (1)
    روزی که هر کس را به نام پیشوایش بخوانیم.
    یقدم قومه یوم القیامه فاوردهم النار (2)
    فرعون قوم خود را به سوی آتش راهبری می کند و آنان را وارد آتش می گرداند.
    بنا بر این نظام ،هر رهبری شفیع قوم خویش است و به همین جهت در این نظام سلسله ی شفیعان داریم که مثلا رسول خدا در راس است و امامان در مرحله ی بعد و عالمان و پدر و مادر و مومنان و...
    این که در روایات داریم که خلق کثیری به شفاعت امام حسین وارد بهشت می شوند؛ از آن روست که پیروان مکتب حسینی بیش از پیروان سایر مکاتبند و افراد بیشتری به واسطه ی امام حسین هدایت شده و می شوند.
    2-شفاعت مغفرت؛از آنجا که رحمت خدا واسعه است و بر غضبش سبقت دارد، بنای خدا بر آن است که بندگان را با کمترین دستاویزی ببخشد :
    یا من سبقت رحمته غضبه(3)
    ای که رحمتت بر غضبت سبقت گرفته است.
    از این رو دو عامل برای نجات انسان ها قرار داده :اول ایمان و عمل ،دوم رحمت واسعه ی خودش . رسول خدا فرمود :«لا ینجی الا عمل مع رحمه (4)جز عمل با رحمت خدا، نجات بخشی نیست».
    این رحمت عام و مغفرت گسترده نیز مانند همه ی اجزای دیگر این جهان قانونمند است و گزاف و گتره نمی باشد.شفاعت مجرای این رحمت است.
    در واقع این رحمت است که شامل حال بندگان می شود و شفاعت تنها یک مجرا است ، همان گونه که توبه نیز یک مجرای آن است و صفت رحمت خدا مغایر با صفت عدالت نیست. چون عدالت آن است که بدکارن جزا داده و نیکوکاران به بهشت الهی راه یابند . حال عده ای از بدکارن باشند که از اعمال نیک هم برخوردار باشند و ایمان به خدا و قیامت داشته باشند ، آیا اگر رحمت و مغفرت الهی شامل حال اینان شود و به جهت آن ایمان و اعمال که نیک داشتند از برخی گناهان آنها گذشت نماید ؟ خلاف عدالت واقع شده است؟
    به نظر ما چنین نیست ، چون در کنار صفت عدالت رحمت نیز باید دیده شود .
    بحث ما در شفاعت این است که این مجرای همان رحمت است که در واقع خود خدا بخشیده است اما از مجرای برگزیدگان خود ، همان گونه که در عالم هستی همه چیز فعل خداست ، اما از طریق اسباب و علل دیگر جریان می یابد . بنابراین در موضوع شفاعت خداوند این رحمت عام را از مجرای بندگان صالح و برگزیده اش اعما ل می کند. ملائکه نیز یکی از مجراهای این رحمت هستند: الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یستغفرون للذین آمنوا(5)
    ملائکه حامل و اطراف عرش به حمد خدا تسبیح او می گویند و برای مومنان طلب آمرزش می کنند.
    پیامبر و اهل بیت والا مقامش از دیگر مجراهای این شفاغت هستند:
    رسول خدا فرمود:
    ادخرت شفاعتی لاهل الکبائر من امتی(6)
    شفاعتم را برای مرتکبان کبیره ذخیره کرده ام.
    دو عامل مهم در این بین هست که یاد آوری آن بسیار لازم می باشد:
    اول : شفاعت فقط به مومنان می رسد و ضعف عملی آنان را جبران می کند.
    دوم: شفاعت فقط یک وعده ی اجمالی است و امید زا و یاس زدا می باشد ولی قطعی و غره کننده نیست.خداوند در اصل کلی مربوط به این شفاعت می فرماید :
    ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفرما دون ذالک لمن یشاء(7)
    خداوند هرگز شرک را نمی آمرزد ولی غیر آن را برای هر کس بخواهد می بخشد.
    خداوند مومنانی را که به حکمت بالغه ی خودش شایسته ببیند با این شفاعت می آمرزد و به بهشت می برد .
    بنا بر این شفاعت قانونمند بوده و هر کسی می تواند از این قانون با تمهید شرایط بهرمند گردد و هیچ تبعیض و محدودیتی برای بعضی وجود ندارد تا آن را غیر عادلانه بدانیم.
    مثال آن این گونه است: دونفر از حیث عمل یکسان هستند ولی یکی یا به خاطر سستی، مقام پیامبر و جانشینانش را نشناخته یا بدانان متوسل نشده و به سوی آنان دست دراز نکرده و دیگری مقام آنان را شناخته واز آنان شفاعت طلبیده است . آیا اگر نفر دوم به شفاعت آنان ترفیع درجه بیابد ، ظلم است؟اینکه دومی به خاطر سستی یا طلب نکردن محروم شده ،ظلم است؟آری اگر هر دو متوسل می شدند و یکی بهره مند می شد و دیگری محروم؛ این ظلم بود.
    ضمن آن که طبق روایات شفاعت به معنای تخفیف مجازات است، نه به معنای برداشتن تمام مجازات ها ، حتی در عالم برزخ ؛ به همین خاطر در روایتی از امام صادق آمده است که من از برزخ بر شما (شیعیان) بسیار بیمناکیم .(8)
    برخی از شفیعان درگاه الهی بر اساس قرآن کریم و احادیث معتبر به قرار ذیل است:
    1- رسول گرامی اسلام (ص)2- امیر مؤمنان (ع)3- فاطمه زهرا(ع)4- ائمه از نسل ایشان 5-پیامبران الهی 6 -فرشتگان 7- شهیدان 8- علمای دین 9- متعلّمان و حافظان عامل به قرآن 10- خویشاوندان 11- همسایگان 12- مؤمنان , شیعیان 13- قرآن مجید 14- روزه .

    پاورقی
    1-اسراء 17/71
    2-هود11/98
    3-بحار الانوار،91/ 239
    4-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2،ص863.
    5-غافر40/7.
    6-بحارالانوار،ج8،ص34.
    7-نساء4/48.
    8- . پیام قرآن، ج 5، ص 447، به نقل از تفسیر برهان، ج 3، ص 120.
    ***** محبوب ترین کار در محضر دوست  *****

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در مورد بخش پایانی هم مقصود شما به روشنی برای ما حاصل نشد ؛ لطفا دقیق تر سوال خود را بیان بفرمایید
    با سلام و تشکر.
    ببینید ْ ما به عنوان شیعه ْ توسل را قبول داریم.
    از طرف دیگر این مساله روانشناسی که اگر کسی به چیزی حتی یک جسم بی جان ْ اعتقاد داشته باشد ْ این اعتقاد باعث بروز مسایلی می شود (به خواسته اش می رسد ْ به علت عقیده قاطعی که دارد و اثر روانشناسی آن).

    در حالیکه توسل ْ این نیست.
    در توسل ْ ائمه اطهار با توجه به قربی که به درگاه الهی دارند ْ واسطه در برآوردن حاجت ما می شوند.
    اما در آن مساله روانشناسی ْ جسم بی جان (فرضا)ْ کاری نمی تواند بکند! و هر اتفاقی که برای شخص می افتد (رسیدن به هدفش : مانند بهبود بیماری و ...) در حقیقت معجزه روان خود او و به خاطر آن عقیده بوده است. این مطلب در روانشناسی هست دیگر.

    ظاهر این دو ( توسل ْ مساله روانشناسی فوق) مثل هم است: به کسی یا چیزی توسل می کنی ْ حاجتت برآورده می شود.
    مخالفان شیبعه ْ ممکن است بگویند: این توسل به ائمه اطهار که به قول شیعه باعث برآوردن حاجات می رسد ْ ربطی به ائمه اطهار و مقام و قرب آنها ندارد. بلکه طبق همان اثری که در علم روانشناسی بحث شده و موارد زیادی از آن تجربه شده است ْ قابل توجیه است و دلیلی بر مقام اهل بیت (ع) نیست.

    نمیدانم منظورم را خوب بیان کردم یا خیر؟

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاقوت احمر نمایش پست ها
    با سلام و تشکر.
    ببینید ْ ما به عنوان شیعه ْ توسل را قبول داریم.
    از طرف دیگر این مساله روانشناسی که اگر کسی به چیزی حتی یک جسم بی جان ْ اعتقاد داشته باشد ْ این اعتقاد باعث بروز مسایلی می شود (به خواسته اش می رسد ْ به علت عقیده قاطعی که دارد و اثر روانشناسی آن).

    در حالیکه توسل ْ این نیست.
    در توسل ْ ائمه اطهار با توجه به قربی که به درگاه الهی دارند ْ واسطه در برآوردن حاجت ما می شوند.
    اما در آن مساله روانشناسی ْ جسم بی جان (فرضا)ْ کاری نمی تواند بکند! و هر اتفاقی که برای شخص می افتد (رسیدن به هدفش : مانند بهبود بیماری و ...) در حقیقت معجزه روان خود او و به خاطر آن عقیده بوده است. این مطلب در روانشناسی هست دیگر.

    ظاهر این دو ( توسل ْ مساله روانشناسی فوق) مثل هم است: به کسی یا چیزی توسل می کنی ْ حاجتت برآورده می شود.
    مخالفان شیبعه ْ ممکن است بگویند: این توسل به ائمه اطهار که به قول شیعه باعث برآوردن حاجات می رسد ْ ربطی به ائمه اطهار و مقام و قرب آنها ندارد. بلکه طبق همان اثری که در علم روانشناسی بحث شده و موارد زیادی از آن تجربه شده است ْ قابل توجیه است و دلیلی بر مقام اهل بیت (ع) نیست.

    نمیدانم منظورم را خوب بیان کردم یا خیر؟
    با سلام و درود
    بگذارید یک دیدگاه به ظاهر عجیب را مطرح کنم.
    در واقع در جهان طبیعت قانونی وجود ندارد. این برداشت ما از طببعت است که قوانین را میسازد. و خواست خدا به نوع باور ما کمک میکند. و نوعی تلقین است که خداوند در ما به وجود میاورد. در واقع علیتی در کار نیست. و به عبارتی سنخیت به معنای امروزیش در کار نیست. به این معنا که چیزی ذاتا سبب چیز دیگری باشد. که خود این فکری شرک الود است. هر چیزی میتواند هر کاری را سبب شود اما بسته به خواست و نیاز ما دارد. ممکن استت اتش گرم نباشد و اتش باشد. ممکن است کسی فکر کند سنگ میتواند سرطان را درمان کند او درست فکر میکند چون سنگ هم میتواند سرطان را درمان کند. این بسته به خواست شما و قدرت اراده دارد..خود سنگ نیز اراده دارد شعور دارد. اتش نمرود هم شعور داشت. هر چیزی شعور دارد.
    بت چوبی هم شعور دارد. میتواند جواب بدهد. هر چیزی شعور دارد و میتواند جواب بدهد اما این دلیل بر این نیست که حتما جواب دهد.
    بسته به این دارد که خدا اجازه بدهد و ان موجود نیز بخواهد. چه ان موجود سنگ باشد یا دارو...
    در واقع دو چیز اراده میکند و خدا اذن میدهد. انسان اراده میکند. سنگ اراده میکند و خدا اذن میدهد. در واقع قوانین طبیعت از نوع تشریع اند نه تکوین.
    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۰۹/۲۷ در ساعت ۲۱:۲۱

  19. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    با سلام و درود
    بگذارید یک دیدگاه به ظاهر عجیب را مطرح کنم.
    در واقع در جهان طبیعت قانونی وجود ندارد. این برداشت ما از طببعت است که قوانین را میسازد. و خواست خدا به نوع باور ما کمک میکند. و نوعی تلقین است که خداوند در ما به وجود میاورد. در واقع علیتی در کار نیست. و به عبارتی سنخیت به معنای امروزیش در کار نیست. به این معنا که چیزی ذاتا سبب چیز دیگری باشد. که خود این فکری شرک الود است. هر چیزی میتواند هر کاری را سبب شود اما بسته به خواست و نیاز ما دارد. ممکن استت اتش گرم نباشد و اتش باشد. ممکن است کسی فکر کند سنگ میتواند سرطان را درمان کند او درست فکر میکند چون سنگ هم میتواند سرطان را درمان کند. این بسته به خواست شما و قدرت اراده دارد..خود سنگ نیز اراده دارد شعور دارد. اتش نمرود هم شعور داشت. هر چیزی شعور دارد.
    بت چوبی هم شعور دارد. میتواند جواب بدهد. هر چیزی شعور دارد و میتواند جواب بدهد اما این دلیل بر این نیست که حتما جواب دهد.
    بسته به این دارد که خدا اجازه بدهد و ان موجود نیز بخواهد. چه ان موجود سنگ باشد یا دارو...
    در واقع دو چیز اراده میکند و خدا اذن میدهد. انسان اراده میکند. سنگ اراده میکند و خدا اذن میدهد. در واقع قوانین طبیعت از نوع تشریع اند نه تکوین.
    سلام
    در مطلب فوق ، هم جمله های منفرد درستی وجود دارد و هم جمله های منفرد اشتباه.
    کل مطلب را اگر یکجا و روی هم در نظر بگیریم ، اشتباه است.
    کل این دیدگاه روی هم ، شبیه دیدگاه امام محمد غزالی است که معتقد بود وقتی آتش پنبه را می سوزاند ، این آتش نیست که پنبه را می سوزاند بلکه خدا پنبه را می سوزاند....

    تفصبل نقد مطلب.... با اساتید محترم سایت.

  20. صلوات


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۲:۵۹ : 12

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود