صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش خدا در ظلمی که یک ظالم انجام می دهد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380

    اشاره نقش خدا در ظلمی که یک ظالم انجام می دهد




    سلام...
    یک شبهه ای داشتم....
    یکی کودکی توسط آقای x زجر کش می شود با اشک و زاری و هزار آه و ناله، پس از مصیبت ها از دنیا می رود،آیا حق آن کودک در این دنیا ضایع شده و بی عدالتی صورت گرفته؟؟
    اگر پاسخ بلی است...
    پس خدا ظلمی انجام داده.چرا که....
    گفته می شود.... بی عدالتی را آقای x انجام داده و این دخلی به خدا ندارد، آن شخص بی عدالتی روا داشته و اوست که عادل نیست و نه خدا....
    پاسخ اینکه:چه کسی آن شخص را آفریده و لوازم و وسایل و اختیار و آزادی را برای آن شخص فراهم نموده در حالی که می دانسته ظلمی صورت خواهد گرفت؟آیا پاسخ خدا نیست؟؟پس آیا خدا مقصر اولی نیست و در این بی عدالتی سهیم نیست؟مثل این است که من کودک و حیوانی را در یک قفس رها کنم، در حالی که متوجه هستم با همه تربیت ها و نصیحت ها که به آن شیر دارم، آن شیر به کودک حمله خواهد کرد و او را به وحشت خواهد انداخت... و در حالی که می توانستم، و اختیار داشتم که همچین صحنه ای را محیا نکنم(یعنی شیر و کودک را در قفس نگذارم)، بگویم من که مسئول به وحشت افتادن آن کودک نیستم و این به وحشت افتادن کودک هیچ دخل و ربط به من ندارد.....
    ممنون به این شبهه پاسخ بدهید...
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۱/۰۱ در ساعت ۱۴:۵۹
    چه تاریکـــــــــــــــ استــــ فریبـــــ انسان...

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58327



    با نام و یاد دوست







    نقش خدا در ظلمی که یک ظالم انجام می دهد








    کارشناس بحث: استاد صادق

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    سلام...
    یک شبهه ای داشتم....
    یکی کودکی توسط آقای x زجر کش می شود با اشک و زاری و هزار آه و ناله، پس از مصیبت ها از دنیا می رود،آیا حق آن کودک در این دنیا ضایع شده و بی عدالتی صورت گرفته؟؟
    اگر پاسخ بلی است...
    پس خدا ظلمی انجام داده.چرا که....
    گفته می شود.... بی عدالتی را آقای x انجام داده و این دخلی به خدا ندارد، آن شخص بی عدالتی روا داشته و اوست که عادل نیست و نه خدا....
    پاسخ اینکه:چه کسی آن شخص را آفریده و لوازم و وسایل و اختیار و آزادی را برای آن شخص فراهم نموده در حالی که می دانسته ظلمی صورت خواهد گرفت؟آیا پاسخ خدا نیست؟؟پس آیا خدا مقصر اولی نیست و در این بی عدالتی سهیم نیست؟مثل این است که من کودک و حیوانی را در یک قفس رها کنم، در حالی که متوجه هستم با همه تربیت ها و نصیحت ها که به آن شیر دارم، آن شیر به کودک حمله خواهد کرد و او را به وحشت خواهد انداخت... و در حالی که می توانستم، و اختیار داشتم که همچین صحنه ای را محیا نکنم(یعنی شیر و کودک را در قفس نگذارم)، بگویم من که مسئول به وحشت افتادن آن کودک نیستم و این به وحشت افتادن کودک هیچ دخل و ربط به من ندارد.....
    ممنون به این شبهه پاسخ بدهید...
    باسلام .
    اولا - تمثیل تان ما را به یاد سخن مولوی انداخت که گفته است :
    از قیاسش خنده آمد خلق را
    چون که خود پنداشت صاحب دلق را
    در ثانی -خداوند جهان هستی را بر اساس سنّت هایی آفریده و بر اساس سنّت‏ها و قوانین الهی، جهان هستی و از جمله انسان‏ها اداره می‏شوند. این سنّت‏ها همان گونه که خداوند در قرآن فرموده است، قابل تغییر و تبدیل نیست.
    یکی از سنت‏های الهی برای جامعه انسانی آن است که: "خداوند سرنوشت هیچ گروهی را تغییر نمی‏دهد، مگر آن که سرنوشت خویش را تغییر دهند".(1) بر اساس این سنت الهی، انسان‏های نیک کردار و پیروان ادیان الهی اگر بخواهند مغلوب ستمگران واقع نشوند و حاکمان زمین بوده و زیر سلطه انسان‏های نابکار قرار نگیرند، باید خود بخواهند و پس از خواستن و اراده، گام‏های عملی برای رسیدن به این هدف را بردارند و شرایط رسیدن به آن را فراهم کرده و موانع را از بین ببرند.
    خداوند انسان را موجودی صاحب اراده و اختیار آفریده و او را د رمقابل آن مسئول قرار داده است ، حال اگر عده ای با استفاده از سوء اختیار بر طغیان و ستمگری اقدام می کنند ، خداوند نمی تواند به اراده تکوینی آنها را از این کار باز دارد ، زیرا در این صورت اراده و اختیار معنا نداشت.

    اما در تحلیل فلسفی وجود شردر جهان به طور کلی باید گفت :
    شر در مقابل خیر است و خیر در مورد ما انسان‏ها به چیزی گفته می شود که با وجود ما هماهنگ بوده و مایه پیشرفت و تکامل است.
    شر چیزی است که ناهماهنگ با وجود ما باشد و مایه عقب ماندگی و انحطاط گردد.
    خیر و شر بر سه گونه است:
    أ) خیر مطلق که هیچ گونه بدی در آن راه ندارد، مانند خداوند که خیر مطلق است.
    ب) شر مطلق که هیچ گونه جهت مثبتی در آن وجود ندارد، که چنین چیزی در دار هستی نمی‏تواند وجود داشته باشد.
    ج) خیر و شر نسبی که بین دو قسم بالا است.
    از دیدگاه موحّد و خدا پرست، دو قسم امکان وجود دارد:
    خیر مطلق و دیگر آنچه خیرش بیشتر باشد اما آنچه شرّ محض یا شرش بیشتر است، امکان وجود آن از سوی خداوند نیست.
    شرّ و بدی امری عدمی است، نه وجودی، بدین معنا: کسی که مریض است، مریضی در او عدم سلامتی است؛ دروغ گویی همان راست نگفتن است؛ مرگ، عدم زندگی و حیات است وگرنه شر به معنای چیزی که در خارج وجود داشته باشد، بی معنا است. بنابراین شر چیزی نیست تا مخلوق باشد و نیاز به خالق داشته باشد.(2)
    از طرف دیگر شرور «نسبی» هستند، یعنی به خودی خود بد نیستند، بلکه وقتی نسبت به چیزی سنجیده می شوند، شر است، به طور مثال گرگ ذاتاً حیوان خوبی است که دارای خلقتی عجیب و یکی از مخلوقات الهی است که باعث تعادل چرخه طبیعت می شود. آن نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستی مفید و خیر است. اگر گرگ به درختان، گیاهان و سنگ‏ها سنجیده شود، نسبت به آن‏ها هیچ گونه بدی ندارد، اما نسبت به گوسفند یا انسان شر است.
    نیز عقرب و مارهای گزنده که نیش آن‏ها برای جانداران مضر است، ولی برای خودش لازم است. مولوی می گوید:
    پس بد مطلق نباشد در جهان
    بد به نسبت باشد، این راهم بدان
    زهر مار آن مار را باشد حیات
    نسبتش با آدمی باشد ممات
    پس در عالم، شر و بدی مطلق وجود ندارد. آن چه شر نسبی است، به خودی خود خیر است ، اما این که چرا خداوند آن‏ها را آفریده است. مصالح و فواید بسیاری می تواند داشته باشد. باید در مجموع جهان هستی سنجیده شود. در نسبت به انسان‏ها می توان گفت هدف این بوده که انسان دلبسته و اسیر زَرق و برق جهان نباشد و آن را جاودانه نپندارد، زیرا دلبستگی مانع تکامل انسان می باشد.
    برخی از این شرور و مصائب ،شکننده تفاخر و غرور انسان‏ها هستند. گذشته از این که شرور دارای آثار تربیتی فراوانی است، مانند شکوفایی استعداهای نهفته، زیرا انسان در پرتو مصائب و مشکلات، قوای ادراکی خود را به کار می اندازد و به قله‏ های مرتفع علم و آگاهی می رسد.
    اگر سختی‏ها و محرومیت‏ها نبود، هرگز بشر از نردبان علم بالا نمی‏رفت. شرور در انسان روح مقاومت و پایداری را تقویت می کند و او را در برابر حوادث، صبور و بردبار بار می آورد. طوفان حوادث نمی‏تواند درخت و جود او را از جا کند. نیز زندگی او را از یکنواختی بیرون می بَرد و او را از غفلت بیدار می کند.(3)

    پی نوشت‏ها:
    1. انفال(8) آیه 53.
    2. عدل الهی، ج 19، ص 216.
    3. برای اطلاع بیشتر به پیام قرآن، استاد مکارم شیرازی، ج چهارم، همچنین تفسیر نمونه مراجع نمایید.
    نقش خدا در ظلمی که یک ظالم انجام می دهد

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    بسم الله الرحمن الرحیم
    بحث امروزمان بحث ظلم است. چون بچه و بزرگ، زن و مرد باسواد و بی سواد و هر كدام از ما به یك نحوی گرفتار ظلم هستیم. گاهی ظلم میكنیم و گاهی مورد ظلم قرار می گیریم و در قرآن هم چند مرتبه در مورد بحث ظلم و ظالمین سخن به میان آمده است. می خواهیم بحث ظلم را داشته باشیم و بعد به یك نتیجه هایی برسیم. خدا كند این بحث ما مفید و موثر باشد، هم برای دنیا فایده داشته باشد و هم ذخیره قیامت ما باشد.
    1- سیمای ظالمان در قرآن

    در بحث ظلم اول سراغ قرآن برویم و هشدارهایی كه قرآن به ظالم داده است مطرح كنیم. آیات زیادی در این زمینه وجود دارد و من به طور خلاصه می گویم. «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ» (بقره/258)افرادی كه ظلم می كنند خدا لطفش را از آنها برمی دارد. هدایتشان نمی كند. راه حق را پیدا نمی كنند و در باطل گم می شوند. «إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» (انعام/21)افرادی كه ظلم می كنند رستگار نمیشوند «لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمینَ» (ابراهیم/13)قرآن میگوید: پدر ظالم را در میآوریم. «أَلا لَعْنَه یُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمینَ» (هود/18) «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمینَ» (هود/44) «وَ ما لِلظَّالِمینَ مِنْ أَنْصارٍ» (بقره/270)روز قیامت ظالم یار و یاور ندارد. «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُواای مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» (شعراء/227)به ظالمها خواهم گفت كه چه عاقبت تلخی خواهند داشت. «ما لِلظَّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ» (غافر/18)افرادی كه ظلم میكنند ممكن است اینجا یك باندی باشند و كمك هم كنند، ولی روز قیامت دوست صمیمی و حمیمی نیست. «حَمیمٍ» یعنی رفیق دلسوز. «حمیم» یعنی داغ داغ. حمام میگویند چون در حمام آب داغ است. «حَمیمٍ» یعنی رفیق داغ. آنوقت آنجا میگوید در قیامت رفیقهایی كه در دنیا خیلی رفیق داغ داغ بودند، آنجا یخ یخ میشوند. «ما لِلظَّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ» . «فَوَیْلٌ لِلَّذینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ یَوْمٍ أَلیمٍ» (زخرف/65)وای بر ظالمین. «وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» (جن/15)آتش گرفته و در دوزخند. «تَرَی الظَّالِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا كَسَبُوا» (شوری/22)روز قیامت كه پرونده باز میشود، ظالم سرش را پایین میاندازد و شرمنده است. تعبیرات: خدا ظالم را هدایت نمی كند. ظالم روی رستگاری را نخواهد دید. ظالم تحت تعقیب قهر خداست، ظالم قیامت یار نخواهد داشت. وای بر ظالم. ظالم آتش زننده دوزخ است، پرونده ظالم وقتی كه روز قیامت باز می شود «مُشْفِقینَ مِمَّا كَسَبُوا» شرمنده است. این ها هشدارهای قرآن نسبت به ظالم است. افرادی كه ظلم می كنند لذت نبرند از اینكه مثلاً كسی را چاپیدیم، كلاه سرش گذاشتیم، احتكار كردیم، رشوه گرفتیم، اذیتش كردیم، حقش را خوردیم، خوشی نكنند. چون «لَا خَیْرَ فِی لَذَّه یٍ مِنْ بَعْدِهَا النَّارُ» (أمالی صدوق، ص 498)امیرالمومنین (ع) می فرماید: «لَا خَیْرَ فِی لَذَّه یٍ» خیر نیست در لذت هایی كه «مِنْ بَعْدِهَا النَّارُ» بعدش باید انسان گرفتار آتش شود. آن كیفی كه بعدش آتش است، كیف نیست «لَا خَیْرَ فِی لَذَّه یٍ
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    اکبر چاقو رو میده دست زید ...
    زید با چاقو اصغر رو میکشه ...

    با اینکه اکبر میدونسته ممکن هست زید از چاقو سو استفاده کنه ... آیا اکبر در این امر مقصر هست یا خیر ؟؟؟؟

    مثلا اگر من هر کاری بکنم ... نمیتونم 1 سانت رویه قدم بزارم ... این پورت برای من بسته شده ...
    چرا خداوند پورت مردم آزاری و شکنجه رو نبسته ؟؟؟ مثلا خدا میتونست کاری کنه که انسانها مرگ اختیاری داشته باشند ؟؟؟ تا مورد شکنجه قرار نگیرند !!!

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    خیر مطلق و دیگر آنچه خیرش بیشتر باشد اما آنچه شرّ محض یا شرش بیشتر است، امکان وجود آن از سوی خداوند نیست.
    چیزایی که شرش بیشتره هم وجود داره! پرتوی فرابنفش، یه نمونه از چیزاییه که شرش خیلی بیشتر از خوبیاشه! اگه لایه ی اُزُن دور زمین تشکیل و مانع قسمت اعظم این پرتو نمیشد، حیات هیچوقت بوجود نمیومد! همین طور الان نگرانی بشر از سوراخ شدن لایه ی اُزُن، بخاطر همین مطلبه که البته همین الانشم که کمی سوراخ شده، بیماریهای پوستی رو گسترش داده!
    همینطور مثلا ویروس hiv چه سودی داره!؟ بیماری msـم که وضعش مشخصه!(حمله ی گلبولای سفید به سلولای عصبی!)


    یه نکته! اگه اشتباه نکنم قران گفته که خدا جهانو(یا حداقل بگیم سیاره ی زمین) برای انسان بوجود آورده! و نباید در این مورد از نظر علمی حرف بزنیم، بلکه فقط وضعیت اون عوامل برای انسانو بیان کنیم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    شرّ و بدی امری عدمی است، نه وجودی، بدین معنا: کسی که مریض است، مریضی در او عدم سلامتی است؛ دروغ گویی همان راست نگفتن است؛ مرگ، عدم زندگی و حیات است وگرنه شر به معنای چیزی که در خارج وجود داشته باشد، بی معنا است. بنابراین شر چیزی نیست تا مخلوق باشد و نیاز به خالق داشته باشد.(2)
    مثلا موقع گفتن، فقط راست و دروغ مطرحه!؟ هر کی که راست نگفت دروغ گفته!؟ و برعکس!؟ کسی که حرف نزده جزو کدومه!؟
    آیا اینطور نمیشه گفت جهنم وجود نداره و جهنم جاییه که بهشت نیست!؟؟

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380



    سلام..استاد گرامی..امیدوارم...این تاپیک به نتیجه برسد...چون واقعا این پاسخ هایی که شما دادید.مرا فعلا قانع نکرده...باور کنید که بنده همه ی این پاسخ ها را از کودکی می شنوم...ولی قانع کننده نیستند//
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    یکی از سنت‏های الهی برای جامعه انسانی آن است که: "خداوند سرنوشت هیچ گروهی را تغییر نمی‏دهد، مگر آن که سرنوشت خویش را تغییر دهند".(1) بر اساس این سنت الهی، انسان‏های نیک کردار و پیروان ادیان الهی اگر بخواهند مغلوب ستمگران واقع نشوند و حاکمان زمین بوده و زیر سلطه انسان‏های نابکار قرار نگیرند، باید خود بخواهند و پس از خواستن و اراده، گام‏های عملی برای رسیدن به این هدف را بردارند و شرایط رسیدن به آن را فراهم کرده و موانع را از بین ببرند.
    تا اینجا که استاد گرامی بنده پاسخی نگرفتم...یعنی یکی از سنت های خدا این است که بچه و کودک که قدرت و توانی ندارد،زور بازو ندارد که ایستدگی کند، باهوش است..و رو دست هوشش هوش ظالم است که بالاتر است...محکوم است که زیر دست یک ظالم، شکنجه شود؟یعنی از سنت های خدا این است؟؟واقعا چه سنت خوبی است..بعد خدا که این سنت را قرار داده، در ظلم آن ظالم نقشی ندارد؟؟.خدا این سنت ها را تبیین و اندازه گرفته؟؟؟بعد اینجا خدا تقش و دخالتی در ظلمی که بر کودک شده ندارد؟؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    خداوند انسان را موجودی صاحب اراده و اختیار آفریده و او را د رمقابل آن مسئول قرار داده است ، حال اگر عده ای با استفاده از سوء اختیار بر طغیان و ستمگری اقدام می کنند ، خداوند نمی تواند به اراده تکوینی آنها را از این کار باز دارد ، زیرا در این صورت اراده و اختیار معنا نداشت.
    استاد گرمی ببینید....اینکه اختیار و اراده معنا ندارد...دلیلی نمی شود...و اصلا پاسخ سوال بنده نیست...در سوال من این است که ظلمی صورت می گیرد توسط خدا...بعد شما می قرمایید که اگر خدا بخواهد جلوگیری کند و باز دارد و چنین و چنان کند..اختیار دیگر معنا ندارد، اگر ظلم نکند خدا، اختیار معنا پیدا نمی کند؟؟؟..خوب نداشته باشد.مگر واجب است که اختیار معنا داشته باشد؟خوب اگر این دنیا با انسان بی اختیار معنا ندارد.خوب اصلا خدا، این دنیا و این انسان را خلق نمی کرد.مثل این است که خدا دنیای سرشار از دروغ و تهمت خلق کند و بعد ما بگوییم که این دنیا بدون تهمت و دروغ معنا ندارد...خوب، خدا این دنیای سرشار از دروغ و تهمت را خلق نمی کرد....در مثال من هم آمده که آن شخص، می توانست و این قدرت و اختیار را داشت، که آن صحنه شیر و کودک و قفسش را محیا نکند و که کودک وحشت نکند(خدا هم این صحنه بازی دنیا را خلق نمی کرد، به همین سادگی...یعنی نهایتش همین است دیگر....حالا بماند....که اگر خدا خداست...می تواند بدون سلب اختیار به طور کل، این مشکلات و ایرادات را هم از بین ببرد...یعنی دنیا را به گونه ای خلق می کرد که اینطور مشکلات نمی بود...مثل همان حرف که کاربر مارینر در بالا فرمودن)...پس اگر می شود..در این مورد بیشتر صحبت نمایید....واقعا اگر استاد پاسخ بنده این ها بود..بنده بار ها و بارها این پاسخ ها را از کودکی در تلویزیون و مدرسه شنیده ام...اگر فکر می کنید پاسخی غیر از اینها نیست...پس بزرگی کنید..کمی با موشکافی بیشتر توضیح دهید..لطف می کنید....
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    شر در مقابل خیر است و خیر در مورد ما انسان‏ها به چیزی گفته می شود که با وجود ما هماهنگ بوده و مایه پیشرفت و تکامل است.
    شر چیزی است که ناهماهنگ با وجود ما باشد و مایه عقب ماندگی و انحطاط گردد.
    شما در ادامه..خواستید بگویید که مثلا لازم است که شری باشد..انسان مثلا برای بالا رفتن از نردبان علم باید که شر را تجربه کند و امثال اینها...
    ببینید...این کمی فاصله گرفتن از آن سوال بنده است...سوال بنده این بود که آیا آن شخص در حق کودک ظلمی انجام داده...اگر بلی پس خدا هم در آن ظلمی سهیم است... خوب اگر واقعا ظلمی صورت گرفته...که خوب خدا هم سهیم است و نقش دارد دیگه..این ربطی به نتیجه و هدف ندارد..حالا ما فلسفه بسازیم که مثلا بله این ظلم لازم است برای تکامل بشر...این چیزی را عوض نمی کند و این بحثی دیگر است...به هر حال، خدا ظلمی انجام داده...حالا ما می خواهیم ظلم را توجیه کنیم!!!!!..مثلا خدا دروغ بگوید و بعد ما بخواهیم دروغ را توجیه کنیم!!!..که بله این دروغ لازم است.. برای تکامل بشر خدا باید دروغ می گفت.... !!
    اگر می خواهیم این فلسفه عمل را بگوییم که در نتیجه بگیریم که این عمل خدا ظلمی نیست(یعنی به هدف و فلسفه نگاه کنیم و نتیجه بگیریم) که خدا ظلمی انجام نداده...پس، آن عمل فردی که کودک را زجر کش کرده هم را نباید ظلم در نظر بگیریم..خوب آن شخص عملی که در حق کودک انجام داده، باعث ترقی و تکامل کودک می شود!!!!!این که خوب است....
    بعد سوال اینکه....مثلا کودک از کودکی زجر کش شده، به تکامل و سعادت رسیده...ولی کودکی که با ناز بزرگ شده و در بهترین مدارس رشد پیدا کرده و با تربیت عالی بزرگ شده...به تکامل نرسیده، و خنگ بار آمده؟؟ زمانه برعکس شده..من یادم باشد در آینده ازدواج کردم و بچه دار شدم..بچه ام را از کودکی زیر انواع و اقسام فشار های روحی قرار دهد،زجر کشش کنم و از مدرسه هم محرومش کنم...بگزارم که به تکامل برسد .از نردبان علم بالا برود...
    به عبارتی جناب استاد..اگر هم شر باعث پیشرفت و تکامل است..این شر باید حدودی داشته باشد...یعنی اگر و اگر و اگر شر لازمه پیشرفت است..این شر باید محدودیتی داشته باشد..غیر از این است؟؟؟اگر خیر، پس ما از این بعد بعد بچه هایمان را تربیت نکنیم...زیر لگد بزرگ کنیم از بچگی زجرش بدهیم، دردش بدهیم...(توجه داشته باشید که در مثال بنده هم، این بود که کودکی از بچکی زجر کش می شود و با آه و ناله و گریه و زاری از دنیا می رود)آن حد بیشتر از مجاز را چه می گویید؟؟؟
    این پاسخ ها به هیچ وجه قانع کنده نیست...
    ویرایش توسط پیروز : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵ در ساعت ۱۶:۳۵
    چه تاریکـــــــــــــــ استــــ فریبـــــ انسان...

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    دنیا برای‌انسان‌خانه‌عمل‌است ‌، نه‌خانه‌مجازات‌. انسان‌برای‌این‌آفریده‌ش د که‌با استفاده‌از هدایت‌الهی‌و راهنمایی‌پیامبران‌و به‌کارگیری‌عقل‌و هوش‌خود، راه‌تکامل‌را پیموده‌و به‌خوش‌بخشی‌و سعادت‌همیشگی‌رسیده‌و از نعمت‌های‌لذت‌بخش‌و جاویدان‌بهشتی‌بهره‌مند شود.
    اعمال‌انسان‌وقتی‌ثمر بخش‌است‌و او را به‌کمال‌می‌رساند که‌اختیاری‌باشد، یعنی‌اگر انسان‌با اختیار خود، کار خوب‌را انجام‌داد، اثر انسانی‌و تربیتی‌دارد و به‌او ثواب‌داده‌می‌شود. وقتی‌فردی‌از مال‌خودش‌احسان‌می‌دهد و به‌فقیران رسیدگی‌می‌کند و مدرسه‌می‌سازد و به‌مسجد کمک‌می‌نماید، هم‌اثر روحی‌و تربیتی‌دارد و هم‌پاداش‌عظیم‌از طرف‌خداوند به‌چنین‌شخصی‌داده‌می‌ش د، لیکن‌چنان‌چه‌از همین‌شخص‌به‌زور پول‌گرفته‌و به‌مصرف‌خیریه‌رسانده‌ شود، اثر روحی‌و تربیتی‌ندارد و ثواب‌احسان‌داده‌نمی‌شود . کسی‌که‌با خلوص‌نیت‌و با اراده‌خود نماز بخواند و روزه‌بگیرد، به‌پاداش‌بهشتی‌این‌اعما ل‌می‌رسد، ولی‌اگر با نیت‌ریایی‌یا سبب‌اجبار اعمالش‌را انجام ‌دهد، پاداش‌و ثوابی‌نخواهد داشت‌.
    در جنایات‌و گناهان‌هم‌اگر خداوند هر گناه‌کار را بلافاصله‌بعد از ارتکاب‌گناه‌مجازات‌می‌گ رد دیگر ترک‌گناه‌اختیاری‌نمی‌شد ، بلکه‌به‌خاطر ترس‌از مجازات‌دنیوی‌ترک‌می‌شد، مثلا اگر به‌محض‌گفتن‌دروغ‌خار در زبان‌فرو می‌رفت‌و بوی‌گند همه‌جا را می‌گرفت‌و مشخص‌می‌شد طرف‌دروغ‌می‌گوید، کسی‌دروغ‌نمی‌گفت‌، که‌این‌اثر تربیتی‌نداشت‌و موجب‌تکامل‌انسان‌نمی‌شد .
    انسان‌مؤمن‌و با تقوا دست‌به‌دزدی‌نمی‌زند، چون‌این‌عمل‌را برخلاف‌مقررات‌الهی‌می‌د اند. دزد به‌زندان‌افتاده
    هم‌دزدی‌نمی‌کند، اما نه‌به‌این‌خاطر که‌دزدی‌حرام‌است‌، بلکه‌از این‌جهت‌که‌در بند است‌و قدرت‌بر دزدی‌ندارد.
    پس‌این‌که‌خداوند در دنیا گناه‌کاران‌را بلافاصله‌مجازات‌نمی‌کند نه‌از این‌جهت‌است‌که‌عادل‌نی ت‌و با قدرت‌بر مجازات‌جانیان‌ندارد یا بر بندگانش‌رحم‌نمی‌کند، بلکه‌بدین‌خاطر است‌است‌که‌بشر باید دردنیا آزاد باشد و با اختیار خود کارها را انتخاب ‌کند و در غیر این‌صورت‌به‌هدف‌خلقتش‌ ه‌رسیده‌به‌کمال‌و قرب‌الهی‌است‌، نایل‌نمی‌گردد.
    هدف‌از خلقت‌انسان‌به‌کمال‌رسید ن‌از راه‌اختیار و انتخاب‌است‌خدا در قرآن‌می‌فرماید: «من‌جن‌و انس‌را نیافریدم‌جز برای‌این‌که‌عبادتم‌کنند (و از این‌راه‌تکامل‌یابند و به‌من‌نزدیک ‌شوند.»(1) و فرمود: «ما راه‌را به‌او (انسان‌) نشان‌دادیم‌، خواه‌شاکر باشد و با اختیار خود پذیرا گردم‌ناسپاس.» پس‌رمز عدم‌مجازات‌متخلفین‌در دنیا این‌است‌که‌دنیا سرای‌تکلیف‌و عمل‌است‌، نه‌محل‌ثواب‌و عقاب‌. از طرف‌دیگر خدای مهربان‌، سرانجام داد مظلوم‌را از ظالم‌خواهد گرفت‌. این‌گونه‌نیست‌که‌مجرم‌ جازات‌نشود. هنگامی‌که‌قیامت‌بر پا شد، به‌حساب‌همه‌رسیدگی‌می‌ ود و ظالمان‌و جانیان‌چنان‌مجازات‌می‌ گردند که‌تصورش‌را نمی‌‌کردند.
    قرآن‌می‌فرماید: «آن‌ها که‌ستم‌کردند، به‌زودی‌می‌دانند که‌بازگشت‌شان‌به‌کجا است‌.»(2) «ما ترازوهای‌عدل‌را در روز قیامت‌بر پا می‌کنیم‌. پس‌به‌هیچ‌کس‌کم‌ترین‌س تمی‌نمی‌شودو اگر به‌مقدار یک‌دانه‌خردل‌، کار نیک‌و بد باشد، ما آن‌را حاضر می‌کنیم‌.»(3)«روزی‌که‌ ستمکار از شدت‌حسرت‌) دست‌خود را به‌دندان‌می‌‌گیرد و می‌گوید: ای‌کاش‌با رسول‌خدا راهی‌برگزیده‌بودم‌.»(4)
    از سوی‌دیگر در دنیا تحقق‌عدل‌کامل‌در مقام‌پاداش‌و کیفر امکان‌پذیر نیست‌، زیرا سرنوشت‌پاکان‌و مجرمان‌به‌هم‌گره‌خورده و از یکدیگر تفکیک‌پذیر نیست‌، نیز دنیا گنجایش‌پاداش‌و کیفر برخی‌را ندارد. چگونه‌ممکن‌است‌کسی‌را که‌حق‌جویان‌و بی‌گناهان‌بی‌شماری‌را نابود ساخته‌، در این‌جهان‌کیفر داد، در حالی‌که‌جای‌یک‌جان‌بیش تر ندارد و با یک‌تیر می‌میرد؟! این‌گونه‌افراد باید در قیامت‌و جهان‌آخرت‌که‌مرگ‌ندارد و پایان‌نمی‌پذیرد، مجازات‌شوند. در این‌جا به‌مسئله‌دیگری‌باید توجه‌داشت‌و آن‌این‌که‌در زندگی‌مصائب‌زیادی‌دامن‌ انسان‌را می‌گیرد که‌عامل‌اصلیش‌خود او است‌، منتها بسیاری‌از افراد برای‌این‌که‌خود را تبرئه‌کنند، و ندانم‌کاری‌و تنبلی‌ها و سستی‌های‌خود را نادیده‌بگیرند و به‌گردن‌عوامل‌دیگر بیندازند، همه‌این‌ها را به‌حساب‌خدا می‌گذارند و عدالت‌خدا را زیر سؤال‌می‌برند، در حال‌که‌اگر درست‌بنگریم‌، فرد یا جامعه‌عامل‌اصلی‌و مقصر واقعی‌هستند.
    گرفتاری‌هایی‌که‌از سوی‌حکومت‌های‌جبار دامن‌مردم‌را می‌گیرد، معمولاً از این‌قبیل‌است‌، چرا که‌ظالمان‌افراد معدودی‌هستند. این‌سکوت‌و تسلیم‌بی‌دلیل‌و گاه‌همکاری‌مردم‌با آن‌ها است‌که‌به‌آنان‌نیرو و توان‌می‌بخشد که‌بر گُرده مردم‌سوارشوند و هزار گونه‌بدبختی‌برای‌آن‌بیا فرینند.(5) خدا به‌مردم‌دستور داده‌زیر بار ظلم‌نروید تا آقا باشید، ولی‌مردم‌گوش‌نمی‌دهند و به‌جای‌شجاعت‌و اعتراض‌و قیام‌، ترس‌و سستی‌و تسلیم‌را پیشه‌می‌کنند و ظلم‌را تحمل‌می‌کنند. قرآن‌مجید خوش‌بختی‌و بدبختی‌جامعه‌ها را به‌عنوان‌سنت‌تغییرناپذی به‌دست‌جامعه‌می‌داند: «خداوند وضع‌هیچ‌ملتی‌را عوض‌نمی‌کند تا که‌خودشان‌تغییری‌ایجاد کنند.» (6) «فساد در خشکی‌و دریا به‌خاطر کارهایی‌که‌مردم‌انجام‌د اده‌اند، آشکار شده‌است‌.
    خدا می‌خواهد نتیجه‌بعضی‌از اعمال‌شان‌را به‌آنان‌بچشاند، شاید (به‌سوی‌حق‌) بازگردند. (7) رسول‌گرامی‌اسلام‌فرمود: «هیچ‌نکبتی‌دامن‌گیر شخص‌ نمی‌شود مگر به‌واسطة‌گناهی‌که‌مرتکب ‌شده‌است‌.» (8)
    علی‌(ع) فرمود: «بنده هیچ‌کس‌مباش‌، خداوند تو را آزاد آفریده‌است‌». حضرت‌در خطبه جهاد می‌فرماید: «مردمی‌که‌از جهاد روی‌برگردانند، خداوند لباس‌ذلت‌بر تن‌آنان‌می‌پوشاند و بلا به‌آنانی‌هجوم‌می‌آورد، حقیر و ذلیل‌می‌شوند، عقل‌و فهم‌شان‌تباه‌می‌گردد و به‌خاطر تضیع‌جهاد، حق‌آن‌ها پایمال‌می‌شود.» (9)
    نتیجه‌: خدا عادل‌است‌و به‌احدی ظلم‌نمی‌کند و دنیا محل‌عمل‌است‌، نه‌پاداش‌و جزا در آخرت‌ظالمان‌و تضییع‌کنندگان‌حقوق‌مجاز ت‌می‌شوند و حق‌مظلوم‌از ظالم‌گرفته‌می‌شود. از طرف‌دیگر منشأ بسیاری‌ از ستم‌ها خود مردم‌! که‌ظلم‌را می‌پذیرند و جهاد و مبارزه‌را رها می‌کنند. سنت‌همیشگی‌خدا این‌است‌که‌فرد و جامعه‌با توکل‌
    به‌خدا، خود باید تغییر وضعیت‌بدهند و خود را با وضعیت‌مطلوب‌اداره‌کنند و جلوی‌جنایات‌را بگیرند.


    پی­نوشت­ها:
    1. ذاریات‌(51) آیه‌56.
    2. شعرا (26) آیه‌227.
    3. انبیاء (21) آیه‌47.
    4. فرقان‌(25) آیه‌27.
    5. آیت‌الله‌فاضل‌مکارم‌شیر ازی‌، پیام‌قرآن‌، ج‌2 ص‌456.
    6. رعد (13) آیه‌11.
    7. روم‌(30) آیه‌41.
    8. محمد تقی‌فلسفی‌، کودک‌، ج‌1، ص‌15 (اصول‌کافی‌، ج‌2، ص‌269.
    9. نهج‌البلاغه‌فیض‌الاسلام .
    نقش خدا در ظلمی که یک ظالم انجام می دهد

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    سلام...
    یک شبهه ای داشتم....
    یکی کودکی توسط آقای x زجر کش می شود با اشک و زاری و هزار آه و ناله، پس از مصیبت ها از دنیا می رود،آیا حق آن کودک در این دنیا ضایع شده و بی عدالتی صورت گرفته؟؟
    اگر پاسخ بلی است...
    پس خدا ظلمی انجام داده.چرا که....
    گفته می شود.... بی عدالتی را آقای x انجام داده و این دخلی به خدا ندارد، آن شخص بی عدالتی روا داشته و اوست که عادل نیست و نه خدا....
    پاسخ اینکه:چه کسی آن شخص را آفریده و لوازم و وسایل و اختیار و آزادی را برای آن شخص فراهم نموده در حالی که می دانسته ظلمی صورت خواهد گرفت؟آیا پاسخ خدا نیست؟؟پس آیا خدا مقصر اولی نیست و در این بی عدالتی سهیم نیست؟مثل این است که من کودک و حیوانی را در یک قفس رها کنم، در حالی که متوجه هستم با همه تربیت ها و نصیحت ها که به آن شیر دارم، آن شیر به کودک حمله خواهد کرد و او را به وحشت خواهد انداخت... و در حالی که می توانستم، و اختیار داشتم که همچین صحنه ای را محیا نکنم(یعنی شیر و کودک را در قفس نگذارم)، بگویم من که مسئول به وحشت افتادن آن کودک نیستم و این به وحشت افتادن کودک هیچ دخل و ربط به من ندارد.....
    ممنون به این شبهه پاسخ بدهید...

    با سلام

    این حرف رو که قبول دارید :

    هیچ فردی ظالم متولد نمی شود ==> یعنی بدو تولد برنامه ظلم بر کودک نصب نیست

    .

    مثال فیزیکی میزنم :

    من از بازار یه گوشی اکبند میخرم ===> هیچ برنامه خلافی در گوشی نصب نیست==> بقولی گوشی معصوم هست


    حالا بنده میارم و یه برنامه خلافی روی گوشی نصب میکنم و شروع به استفاده خلاف

    ایا شرکت تولیدی گوشی مقصر هست ؟

    مسلما خیر

    _________________

    میگید که خداوند چرا شرایط رو برای اون فرد ظالم محیا کرده ====> خب خیر و شر از ویژگی ها دنیای مادی هست ===> یعنی خلاف این بود اختیار معنایی نداشت

    یعنی انسان مثل یه رباتی ===> فقط برنامه خیر روش نصب میشد

    زندگی جبری

    _____________________


    نکته دیگر دیگر اینکه :

    دید ما محدود هست به عقل و احساسات و نگرش انسانی خودمون و قیاس هایی که میکنیم هم ناشی از این ها .


    هیچ موقع ما بعنوان یه فرد عادی نمی تونیم دیدی که یه مثلا رییس جمهور داره به امورات داشته باشیم
    چون در اون موقعیت نیستیم


    چه برسد به اینکه در مورد مسائل هستی قضاوتی کنیم با محدودیت انسانی خودمون!
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    .....
    نوشته
    301
    حضور
    17 روز 1 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    868



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    من از بازار یه گوشی اکبند میخرم ===> هیچ برنامه خلافی در گوشی نصب نیست==> بقولی گوشی معصوم هست


    حالا بنده میارم و یه برنامه خلافی روی گوشی نصب میکنم و شروع به استفاده خلاف

    ایا شرکت تولیدی گوشی مقصر هست ؟

    مسلما خیر
    سلام.
    تفاوت در اینجاست که خدا میدونه شخص از اختیاراتش چطور استفاده خواهد کرد. در مثال شما مثل این میمونه که کمپانی سازنده گوشی رو به کسایی بفروش که شرکت میدونه اونها ازش سواستفاده خواهند کرد.
    آیا در این حالت شرکت مقصر نیست؟
    قطعا هست.

    ===================
    به عنوان مثال، در کشورهایی که سلاح فروخته میشه، فروشنده ها حق ندارند به افرادی که دارای سوابق روانی بوده اند سلاح بفروشند، چون احتمال میدهند که این افراد از سلاح سو استفاده کنند.

    در اینجا خدا به یقین میدونه که شخص چه خواهد کرد. اما تنها نظاره گره
    قوّت و استحکامِ روحِ هر انسان احتمالاً بايد با اين اندازه گرفته شود که او قادر به تحمّلِ چقدر «حقيقت» است يا به‌بيانِ دقيق‌تر او تا چه حدنياز دارد حقيقت برايش رقيق شده، مبدّل، تلطيف‌شده، ملايم و دروغ‌آميز شود.
    قوت روح شما چقدر است؟؟

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۹/۲۷, ۰۲:۳۰ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود