صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر کل قرآن کریم به فارسی(تفسیر البرهان)قرآن مبین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605

    مطلب تفسیر کل قرآن کریم به فارسی(تفسیر البرهان)قرآن مبین




    بسم الله الرحمن الرحيم
    تفسیر کل قرآن کریم به تدریج در این تاپیک قرار میگیرد(فارسی و عربی)
    *از دادن هرگونه پیام و تفسیر و سوال در این تاریک جدا خودداری کنید
    تفسیر بسم الله الرحمن الرحيم به صورت نمونه:
    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (۱)

    [به نام خداوند رحمتگر مهربان]

    1) از عبد الله بن سنان روايت شده است كه وي گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» پرسيدم. ايشان فرمود: باء، بهاء و روشنايي خداوند و سين، سناء و شكوه خداوند و ميم، مجد و بزرگواري خداوند است؛ و برخي روايت كرده اند كه ميم، ملك و فرمانروايي خداوند است، و الله، خداي همه چيزهاست كه بر تمامي آفريدگان خود رحمان و بخشنده و بر مؤمنان به طور خاص رحيم و بخشايشگر است.#1#

    2) از هشام بن حكم روايت شده است كه وي گفت از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره اسمهاي خداوند و ريشه هاي آنها پرسيدم: «الله از چه مشتق شده است»؟ حضرت فرمود: اي هشام! الله از اله مشتق شده است و اله، معبود بودن را اقتضا مي كند و نام، غير از صاحب نام است. پس هر كس نام را بدون معنا بپرستد، كفر ورزيده است؛ و هر كس نام و معنا را بپرستد، شرك ورزيده و دو چيز را پرستيده است؛ و هر كه معنا را و نه اسم را بپرستد، اين توحيد است. اي هشام! فهميدي؟ عرض كردم: برايم بيشتر گوييد. فرمود: خداوند نود و نه اسم دارد، اگر هر نامي، همان صاحب نام باشد، بايد هر كدام از اسم ها، معبودي باشد. ولي خداوند، خود، معناست كه اين نام ها بر او دلالت كنند و همه غير از خود او باشند. اي هشام! نان، اسمي است براي خوردني و آب، اسمي است براي آشاميدني و لباس، اسمي است براي پوشيدني و آتش، اسمي است براي سوزانندگي؛ اي هشام! آيا چنان فهميدي كه با آن به دفاع بپردازي و در مبارزه با دشمنان خداوند كه همراه خداوند چيز ديگري مي پرستند، پيروز شوي؟ عرض كردم: بله. فرمود: اي هشام! خداوند تو را به اين جهت سود بخشد و استوار دارد. هشام گويد: به خدا سوگند از زماني كه از آن مجلس برخاستم تاكنون هيچ كس در مبحث توحيد بر من چيره نشده است. #2#

    3) از حضرت امام موسي كاظم عليه السلام روايت شده است كه وقتي از حضرت در باره معني الله پرسيدند، ايشان فرمود: بر تمام امور كوچك و بزرگ هيمنه و غلبه يافت.#3#

    4) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه از حضرت در باره «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» پرسيدند. ايشان فرمود: باء، بهاء و روشني خداوند و سين، سناء و شكوه خداوند و ميم، ملك و فرمانروايي خداوند است. عرض شد: الله چه؟ فرمود: الف، آلاء و نعمتهاي خداوند بر آفريدگان خود با بهره مندي از ولايت ماست و لام، الزامي است كه خداوند در ولايت ما بر آفريدگانش نهاده است. عرض شد: و هاء چه؟ فرمود: هوان و خواري است براي هر كس كه با محمّد و خاندان محمّد صلي الله عليه و آله مخالفت كند. عرض شد: و رحمان چه؟ فرمود: براي همه عالم. عرض شد: و رحيم چه؟ فرمود: خاصّ مؤمنان.#4#

    5) از حضرت امام حسن عسكري عليه السلام روايت شده است كه ايشان در باره كلام خداوند عز و جل «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» فرمود: او خداوندي است كه هر آفريده اي به هنگام نيازها و سختي ها، وقتي اميدش از همه كس جز او بريده شود و دستش از همه ي اسباب جز او گسسته گردد، به بندگي او روي آورده و مي گويد: «بِسْمِ اللَّهِ»؛ يعني در همه كارهايم از خداوندي ياري مي جويم كه هيچ كس جز او سزاوار پرستش نيست. هر گاه از او كمك خواهند به فرياد مي رسد و چون خوانده شود، پاسخ مي دهد. اين همان سخني است كه در گفتگوي مردي با امام صادق عليه السلام گذشت. او به حضرت عرض كرد: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله، مرا راهنمايي كن كه «خدا چيست»؟ اهل جدل با من بسيار سخن گفته اند و سرگردانم كرده اند. حضرت به او فرمود: اي بنده ي خدا، تاكنون سوار كشتي شده اي؟ عرض كرد: بله. فرمود: آيا پيش آمده كه كشتي تو بشكند، به گونه اي كه هيچ كشتي نباشد تا نجاتت دهد و هيچ شناگري نباشد تا نيازت برطرف كند؟ عرض كرد: بله. فرمود: آيا در آن جا دلت به چيزي از چيزها اميد داشت تا تو را از آن ورطه نجات بخشد؟ عرض كرد: بله. فرمود: آن چيز، همان خداوند تواناست كه مي تواند نجات دهد؛ جايي كه هيچ نجات بخشي نيست و به فرياد رسد، جايي كه هيچ فريادرسي نيست. سپس امام صادق عليه السلام فرمود: گاه مي شود كه كسي از شيعيان ما در آغاز كار خود «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» را وا مي گذارد. پس خداوند عز و جل او را به حادثه اي ناگوار مي آزمايد تا شكر گزاري و ستودن خداوند تبارك و تعالي را به يادش آورد و ننگ كوتاهي او را براي واگذاشتن كلام «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» از وي بزدايد. راوي مي گويد: مردي به خدمت حضرت علي بن حسين امام سجاد عليه السلام رسيد و عرض كرد: مرا آگاه ساز كه معناي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» چيست؟ حضرت عليه السلام فرمود: پدرم ، از برادرش امام حسن عليه السلام، از پدرش امير مؤمنان عليه السلام برايم نقل كرد و فرمود: مردي نزد امير مؤمنان عليه السلام رسيد و عرض كرد: اي امير مؤمنان، مرا آگاه ساز كه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» «چه معنا دارد»؟ حضرت فرمود: همانا سخنت، الله، برترين اسم در ميان اسمهاي خداوند عز و جل است؛ و آن اسمي است كه سزاوار نيست كسي جز الله بدان ناميده شود و هيچ آفريده اي اين اسم را نگيرد. آن مرد عرض كرد: تفسير كلمه الله چيست؟ فرمود: او كسي است كه هر آفريده اي به هنگام نيازها و سختي ها وقتي اميدش از همه چيز جز او بريده شود و دستش از همه اسباب جز او گسسته گردد، به بندگي او روي مي آورد. هر مهتر و بزرگي در اين دنيا، هر چند بسيار بي نياز و چيره باشد و نياز ديگران به او بسيار باشد، نيازمند چيزهايي خواهد شد كه از عهده اش برنيايد و ديگران نيز نيازمند چيزهايي شوند كه در توان او نباشد، پس به هنگام ضرورت و تنگنا از همه چيز به سوي خدا دست مي كشد. اما چون نگراني اش برطرف شود، به شرك خود باز مي گردد. آيا نشنيده اي كه خداوند عز و جل مي فرمايد «قُلْ أَرَأَيْتُكُم اِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ اِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، بَلْ اِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ اِلَيْهِ اِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ» [بگو: به نظر شما اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز شما را دريابد اگر راستگوييد كسي غير از خدا را مي‏خوانيد، (نه) بلكه تنها او را مي‏خوانيد و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مي‏گرداند و آن چه را شريك (او) مي‏گردانيد فراموش مي‏كنيد].#5# خداوند عز و جل به بندگان خود فرمود: اي نيازمندان رحمت من! همانا بر شما واجب كرده ام كه در همه حال نيازمند من باشيد و در همه وقت، در عبادت من خاكساري كنيد؛ پس در هر امري كه به دست مي گيريد و اميد داريد به پايانش رسانيد و به نهايتش برسيد، به سوي من پناه جوئيد. اگر بخواهم به شما عطا كنم، ديگري نتواند از شما دريغ دارد؛ و اگر بخواهم از شما دريغ دارم، ديگري نتواند به شما عطا كند. من سزاوارترين كسي هستم كه از او درخواست شود و شايسته ترين كسي هستم كه به سويش زاري شود؛ پس در آغاز هر كار كوچك يا بزرگي بگوييد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»؛ يعني در اين كار از كسي ياري مي جويم كه هيچ كس جز او سزاوار پرستش نيست. هر گاه از او كمك خواهند به فرياد مي رسد و چون خوانده شود، پاسخ مي دهد. بخشنده اي كه با فراخي روزي بر ما رحمت مي آورد و در دين و دنيا و آخرتمان بر ما مهربان است؛ كسي كه دين را بر ما آسان كرد و سهل و راحتش نمود و با جدا كردن ما از دشمنانمان به ما مرحمت فرمود. سپس حضرت فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر كه امري كه بدان مشغول است، او را غمگين كند و او در حالي كه به خداوند خلوص دارد و با قلب خويش به سويش رو كرده بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»، از يكي از اين دو جدا نخواهد بود، يا خواسته اش در دنيا به او رسد و يا نزد پروردگارش برايش فراهم آيد و ذخيره شود؛ و آن چه نزد خداست براي مؤمنان بهتر و پايدارتر است.#6#

    6) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: گاه مي شود كه كسي از شيعيان ما در آغاز كار خود «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» را وا مي گذارد. پس خداوند عز و جل او را به حادثه اي ناگوار دچار سازد تا شكرگزاري و ستودن خدا را به يادش آورد و گناه كوتاهي او را براي واگذاشتن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» از وي بزدايد. عبد الله بن يحيي خدمت امير مؤمنان علي عليه السلام رسيد، كنار حضرت تختي بود. عبد الله را فرمان داد تا بر آن بنشيند، عبد الله نشست. ناگهان تخت واژگون شد و او را بر زمين زد و تخت بر سرش افتاد. استخوان سر عبد الله، بيرون زد و سرش خون افتاد. امير مؤمنان عليه السلام امر فرمود تا آب بياورند و خون را از سر او بشست. سپس فرمود: نزديك من بيا. عبد الله نزديك ايشان شد. حضرت بر زخم او دست كشيد، حال آن كه درد، صبر از كف عبد الله بيرون كرده بود. حضرت بر زخم، دست كشيد و آب دهان خويش بر آن گذاشت. زخم التيام يافت و چنان شد كه گويي هيچ آسيبي نديده بود. سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: اي عبد الله، سپاس و ستايش خدايي را كه پاك كردن گناهان شيعيان ما را در سختي هاي ايشان در دنيا قرار داد تا طاعات آنها سالم بماند و اين چنين بر آن عبادات، سزاوار پاداش شوند. عبد الله بن يحيي عرض كرد: اي امير مؤمنان، يعني ما فقط در دنيا به خاطر گناهانمان مجازات مي شويم؟ فرمود: بله، آيا نشنيدي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر؟ همانا خداوند متعال شيعيان ما را در دنيا با دچار كردن به سختي هايي كه مايه آمرزش آنان مي شود از گناه پاك مي كند. خداوند متعال مي فرمايد: «وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ» [و هر (گونه) مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و (خدا) از بسياري درمي‏گذرد] تا عبادات و طاعات آنها به هنگام ورود به روز قيامت، نزدشان فراهم آيد و پاداش عبادت دشمنان ما را، هر چند از آن جا كه اخلاصي در آن نيست، بي مقدار است، در دنيا به آنها مي دهد تا چون به روز قيامت در آمدند، بار گناهان و دشمني آنها با محمّد و خاندانش صلي الله عليه و آله و برگزيدگان اصحابش بر آنان حاضر آيد و در آتش دوزخ افكنده شوند. عبد الله بن يحيي عرض كرد: اي امير مؤمنان! به راستي كه مرا سود رساندي و آموختي. اگر ممكن است، مرا از گناهي كه در اين مجلس به آن در بلا افتادم آگاه ساز تا آن را تكرار نكنم. حضرت فرمود: هنگامي كه نشستي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» نگفتي. پس خداوند اين بلا را كه به آن ناخوش شدي به خاطر غفلتي كه كردي قرار داد تا گناهي كه از تو سر زد، پاك شود. آيا نمي داني كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از خداوند عز و جل برايم روايت كرد و فرمود: هر كاري بدون نام خدا آغاز شود، بي سرانجام است؟ عرض كردم: بله- پدر و مادرم به فدايت - بعد از اين آن را ترك نمي كنم. فرمود: در اين حال، بهره مند و سعادتمند خواهي شد. عبد الله بن يحيي گفت: اي امير مؤمنان! تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» چيست؟ فرمود: همانا بنده هر گاه بخواهد چيزي بخواند يا كاري انجام دهد مي گويد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» يعني با اين اسم اين كار را انجام مي دهم. پس هر كاري را كه انجام مي دهد، اگر با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» آغازش كند، كاري پر بركت خواهد بود.#7#



    1 - كافي، ج 1، ص 89، باب معاني الاسماء، ح 3
    2 - كافي، ج 1، ص 89، باب معاني الاسماء، ح 2
    3 - كافي، ج 1، ص 89، باب معاني الاسماء، ح3
    4 - معاني الاخبار صدوق، ص 3، باب معني بسم الله
    5 - انعام/ 40 - 41
    6 - توحيد صدوق، ص 230، ح 5
    7 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 22، ح 7
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام
    قران مبین
    البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 95
    بسم الله الرحمن الرحيم
    ثواب فاتحة الكتاب و فضلها، و البسملة آية منها، و فضلها
    222/ [1]- (التهذيب): محمد بن الحسن الطوسي، باِسناده عن محمد بن علي بن محبوب، عن العباس، عن محمد بن أبي عمير، عن أبي أيوب، عن محمد بن مسلم، قال: سألت أبا عبدالله (عليه السلام) عن السبع المثاني و القرآن العظيم، أ هي الفاتحة؟ قال: «نعم».
    قلت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ من السبع؟ قال: «نعم، هي أفضلهن».
    223/ [2]- عنه: باِسناده عن محمد بن الحسين، عن محمد بن حماد بن زيد «1»، عن عبدالله بن يحيی الكاهلي، عن أبي عبدالله (عليه السلام)، قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أقرب اِلی اسم الله الأعظم من ناظر العين اِلی بياضها».
    224/ [3]- محمد بن علي بن بابويه، قال: حدثنا محمد بن القاسم المفسر المعروف: بأبي الحسن الجرجاني (رضي الله عنه)، قال: حدثني يوسف بن محمد بن زياد، و علي بن محمد بن سيار، عن أبويهما، عن الحسن ابن علي، عن أبيه علي بن محمد، عن أبيه محمد بن علي، عن أبيه الرضا علي بن موسی، عن أبيه، عن آبائه، عن أمير المؤمنين (عليهم السلام) أنه قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ آية من فاتحة الكتاب، و هي سبع آيات، تمامها: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سمعت رسول الله (صلی الله عليه و آله) يقول: اِن الله تعالی قال لي: يا محمد:
    وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ «2» فأفرد الامتنان علي بفاتحة الكتاب، و جعلها باِزاء القرآن العظيم.
    و اِن فاتحة الكتاب أشرف ما في كنوز العرش، و اِن الله عز و جل خص محمدا (صلی الله عليه و آله) و شرفه بها، و لم
    __________________________________________________
    1- التّهذيب 2: 289/ 1157.
    2- التّهذيب 2: 289/ 1159.
    3- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 1: 301/ 60، أمالي الصّدوق 148/ 2.
    (1) في «س» و «ط»: زياد، و الصواب ما أثبتناه من المصدر. راجع النجاشي: 371/ 1011، تنقيح المقال 3: 109.
    (2) الحجر 15: 87.


    البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 96
    يشرك معه فيها أحدا من أنبيائه، ما خلا سليمان (عليه السلام) فاِنه أعطاه منها: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حكی عن بلقيس حين قالت: اِنِّي أُلْقِيَ اِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ اِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ اِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. «1»

    ألا فمن قرأها معتقدا لموالاة محمد (صلی الله عليه و آله) و آله الطيبين، منقادا لأمرها، مؤمنا بظاهرها و باطنها، أعطاه الله بكل حرف منها أفضل من الدنيا و ما فيها، من أصناف أموالها و خيراتها.
    و من استمع اِلی قارئ يقرأها كان له قدر ما للقاری ء، فليستكثر أحدكم من هذا الخير المعرض لكم فاِنه غنيمة، لا يذهبن أوانه فتبقی في قلوبكم الحسرة».
    225/ [4]- ابن بابويه أيضا مرسلا، قال: قيل لأمير المؤمنين (عليه السلام): يا أمير المؤمنين، أخبرنا عن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أ هي من فاتحة الكتاب؟
    فقال: «نعم، كان رسول الله (صلی الله عليه و آله) يقرأها و يعدها منها، و يقول: فاتحة الكتاب هي السبع المثاني».
    226/ [5]- محمد بن يعقوب: عن علي بن اِبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن معاوية بن عمار، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: «لو قرئت الحمد علی ميت سبعين مرة، ثم ردت فيه الروح، ما كان عجبا».
    227/ [6]- و عنه: عن محمد بن يحيی، عن أحمد بن محمد بن عيسی، عن محمد بن اِسماعيل بن بزيع، عن عبدالله بن الفضل، رفعه، قال: «ما قرأت الحمد علی وجع سبعين مرة اِلا سكن».
    228/ [7]- و عنه: عن محمد بن يحيی، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن سنان، عن سلمة بن محرز، قال:
    سمعت أبا جعفر (عليه السلام) يقول: «من لم يبرئه الحمد لم يبرئه شي ء».
    229/ [8]- ابن بابويه، قال: حدثني أبي (رحمه الله)، قال: حدثني محمد بن يحيی العطار، عن محمد بن أحمد، عن محمد بن حسان، عن اِسماعيل بن مهران، قال: حدثني الحسن بن علي بن أبي حمزة البطائني، عن أبيه، قال:
    قال أبو عبدالله (عليه السلام): «اسم الله الأعظم مقطع في أم الكتاب».
    230/ [9]- و عنه، قال: حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد، قال: حدثني محمد بن يحيی العطار، عن أحمد بن محمد بن عيسی، عن محمد بن سنان، عن الرضا علي بن موسی (عليهما السلام) أنه قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أقرب اِلی اسم الله الأعظم من سواد العين اِلی بياضها».
    __________________________________________________
    4- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 1: 301/ 59، أمالي الصّدوق: 148/ 1. [.....]
    5- الكافي 2: 456/ 16.
    6- الكافي 2: 456/ 15.
    7- الكافي 2: 458/ 22.
    8- ثواب الأعمال: 104.
    9- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 2: 5/ 11.
    (1) النّمل 27: 29 و 30.
    البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 97
    231/ [10]- علي بن اِبراهيم في (تفسيره): عن ابن أذينة، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أحق ما جهر به، و هي الآية التي قال الله عز و جل: وَ اِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلی أَدْبارِهِمْ نُفُوراً». «1»

    232/ [11]- عنه، قال: حدثني أبي، عن الحسن بن علي بن فضال، عن علي بن عقبة، عن أبي عبدالله (عليه السلام)، قال: «اِن اِبليس رن رنينا «2»، لما بعث الله نبيه علی حين فترة من الرسل، و حين نزلت أم الكتاب».
    233/ [12]- العياشي، بأسانيده عن الحسن بن علي بن أبي حمزة البطائني، عن أبيه، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «اسم الله الأعظم مقطع في أم الكتاب».
    234/ [13]- عن محمد بن سنان، عن أبي الحسن موسی بن جعفر، عن أبيه (عليهما السلام)، قال: قال لأبي حنيفة: «ما سورة أولها تحميد، و أوسطها اِخلاص، و آخرها دعاء؟» فبقي متحيرا، ثم قال: لا أدري.
    فقال أبو عبدالله (عليه السلام): «السورة التي أولها تحميد، و أوسطها اِخلاص، و آخرها دعاء، سورة الحمد».
    235/ [14]- عن يونس بن عبدالرحمن، عمن رفعه، قال: سألت أبا عبدالله (عليه السلام): وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ «3»؟ فقال: «هي سورة الحمد، و هي سبع آيات منها بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و اِنما سميت المثاني لأنها تثنی في الركعتين».
    236/ [15]- عن أبي حمزة، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «سرقوا أكرم آية في كتاب الله بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».
    237/ [16]- عن صفوان الجمال، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «ما أنزل الله من السماء كتابا اِلا و فاتحته بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و اِنما كان يعرف انقضاء السورة بنزول بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ابتداء للأخری».
    238/ [17]- عن أبي حمزة، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «كان رسول الله (صلی الله عليه و آله) يجهر ب بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

    __________________________________________________
    10- تفسير القمي 1: 28.
    11- تفسير القمي 1: 29.
    12- تفسير العياشي 1: 19/ 1.
    13- تفسير العياشي 1: 19/ 2.
    14- تفسير العياشي 1: 19/ 3.
    15- تفسير العياشي 1: 19/ 4.
    16- تفسير العياشي 1: 19/ 5.
    17- تفسير العياشي 1: 20/ 6. [.....]
    (1) الاِسراء 17: 46.
    (2) الرنين: الصياح عند البكاء. «لسان العرب- رنن- 13: 187».
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (۳) مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (۴) اِيَّاكَ نَعْبُدُ واِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (۵) اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (۶) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (۷)»

    [ستايش خدايي را كه پروردگار جهانيان * رحمتگر مهربان * (و) خداوند روز جزاست * (بار الها) تنها تو را مي‏پرستيم و تنها از تو ياري مي‏جوييم* ما را به راه راست هدايت فرما * راه آنان كه گرامي‏شان داشته‏اي نه (راه) مغضوبان و نه (راه) گمراهان].
    قران مبین (تفسیر البرهان)

    1) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: شكر نعمت پرهيز از كارهاي حرام است و شكر كامل، گفتن «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» مي باشد. #1#

    2) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: چهارپاي پدرم گم شد. ايشان فرمود: اگر خداوند آن را به من بازگرداند آن چنان او را مي ستايم كه خشنود شود. طولي نكشيد كه آن را با زين و افسارش خدمت ايشان آوردند. چون امام سوار چهارپا شد و لباس خود را برچيد، سر به سوي آسمان برآورد و فرمود: «الْحَمْدُ للّهِ»، و چيز ديگري نگفت، سپس فرمود: هيچ چيز را جا نيانداختم و وانگذاشتم و همه گونه هاي ستايش را براي خداوند عز و جل به جاي آوردم و هيچ ستايشي نيست مگر آن كه آن را در گفته خويش داخل كردم. سپس علي بن عيسي گفت: راست فرمود و نيك گفت، الف و لام در كلام او «الْحَمْدُ للّهِ» جنس ستايش را در بر مي گيرد و آن را بر خداوند متعال يگانه مي دارد. #2#

    3) امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند: «الْحَمْدُ للّهِ» فرمود: تمامي شكر مخصوص خداوند است و در باره كلام خداوند: «رَبِّ الْعَالَمِينَ» فرمود: آفريننده همه آفريدگان. «الرَّحْمنِ» به تمامي مخلوقات خود، «الرَّحِيمِ» به طور خاص بر مؤمنان است.درباره «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» فرمود: يعني روز جزا؛ و دليل اين سخن كلام حق تعالي است «وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ» [ و مي‏گويند: اي واي بر ما، اين است روز جزا]، يعني در روز جزا؛ «اياك نعبد» خطاب به خداوند عز و جل است؛ «واِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» نيز همين طور؛ «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» راه همان امير مؤمنان علي عليه السلام و شناخت امام است. #3#

    4) امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند: «الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» فرمود: آن امير مؤمنان علي عليه السلام و شناخت اوست و دليل اين كه آن امير مؤمنان است كلام خداوند متعال مي باشد: «وَاِنَّهُ فِي ام الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» [و همانا كه آن در كتاب اصلي به نزد ما سخت والا و پر حكمت است]#4# و آن در ام الكتاب و در كلام خداوند متعال «صراط مستقيم»، امير مؤمنان علي عليه السلام است. #5#

    5) از سعدان بن مسلم روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره صراط پرسيدم، ايشان فرمود: آن از مو نازك تر و از شمشير برّان تر است. برخي همانند برق از آن مي گذرند و برخي همانند تاختن اسب و برخي قدم زنان و برخي بر دست و سينه مي خزند و چنگ زنان از آن مي گذرند. پس آتش بعضي از اندام هايشان را مي سوزاند و بعضي دگر را رها مي كند. #6#

    6) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه ايشان قرائت فرمود: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» و فرمود: كساني كه بر آنان غضب شده، ناصبي ها «جنگ برافروزان با امام» هستند و گمراهان، يهودي ها و نصراني ها مي باشند. #7#

    7) از عجلان ابي صالح روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره قبّه آدم عليه السلام پرسيدم: آيا اين «جهان» قبّه آدم است؟ فرمود: بله و خداوند عز و جل قبّه هاي بسياري دارد و اما در مغرب اين زمين شما، نود و نه سرزمين سفيد وجود دارد آكنده از آفريدگاني كه از نور آن سرزمين ها تابناك شده اند. آنها به اندازه چشم برهم زدني خدا را نافرماني نمي كنند و نمي دانند خداوند عز و جل آدم را آفريده يا نه ولي از فلان كس و فلان كس بيزاري مي جويند. از ايشان پرسيدند: چگونه اين ممكن است و چطور آنها از فلان كس و فلان كس و فلان كس بيزاري مي جويند، حال آن كه نمي دانند آيا خداوند آدم را آفريده يا نيافريده است؟ حضرت به سوال كننده فرمود: آيا شيطان را مي شناسي؟ عرض كرد: فقط از راه خبر. فرمود: آيا به لعنت كردن او و بيزاري جستن از او فرمان داده شده اي؟ عرض كرد: بله. فرمود: امر آنان نيز اين چنين است.

    8) از محمّد بن مسلم روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره ميراث دانش پرسيدم كه «آن چه مقدار است»؟ آيا دربرگيرنده جوامع#8# است يا تفسير همه اموري را كه از آنها سخن به ميان آمده در بر دارد؟ حضرت فرمود: خداوند دو شهر دارد: يكي در مشرق و ديگري در مغرب. در آن دو شهر مردمي زندگي مي كنند كه نه شيطان را مي شناسند و نه از آفرينش او خبر دارند. ما هميشه با آنها ديدار مي كنيم و آنها هر چه نياز دارند از ما مي پرسند و از ما در باره دعا سوال مي كنند و ما به آنها مي آموزيم. و در باره حضرت قائم ما عليه السلام و زمان ظهور ايشان مي پرسند و بسيار در عبادت و تلاش هستند. شهرشان دو دروازه دارد كه هر يك از ديگري هزار فرسخ فاصله دارد. آنها پيوسته در حال بزرگ داشتن و ستودن خدا و در دعا و تلاش هستند. اگر آنها را ببينيد، عمل خود را ناچيز خواهيد يافت. هر يك از آنها به سجده مي رود و يك ماه سر از سجده بر نمي آورد. غذايشان تسبيح گفتن، جامه هايشان پارسايي و چهره هايشان نور افروز است. هر گاه يكي از ما را مي بينند او را در ميان مي گيرند و به دورش حلقه مي زنند و از جاي پايش بر زمين تبرك مي جويند. هر وقت به نماز بايستند غريوي همانند وزش باد توفنده دارند. در ميان آنها كساني در انتظار قائم ما عليه السلام سلاح بر زمين نمي گذارند و به درگاه خداوند عز و جل دعا مي كنند كه او را به ايشان بنماياند و هر يك هزار سال عمر كنند. اگر آنها را ببينيد، فروتني و خاكساري و درخواست آن چه به خداوند نزديكشان مي سازد را ديده ايد. اگر نزدشان نرويم گمان مي كنند از آنها ناخشنوديم و اوقاتي كه در كنارشان هستيم هم پيمان شده اند تا نزد ما باشند و خسته نمي شوند و از پا نمي نشينند و كتاب خداوند عز و جل را چنان كه ما به آنان آموخته ايم تلاوت مي كنند. در آن چه به ايشان مي آموزيم چيزهايي باشد كه اگر بر مردم خوانده شود باور نمي كنند و به آن كفر مي ورزند. هر گاه در قرآن به چيزي برخورند كه آن را نمي دانند از ما مي پرسند و چون آنان را آگاه سازيم سينه هايشان براي آن چه از ما مي شنوند فراخ گردد و از ما مي خواهند نزدشان بمانيم تا ما را از دست ندهند و مي دانند آن چه به آنها مي آموزيم منّتي بزرگ از سوي خداوند بر آنهاست. براي نبرد همراه امام آماده اند و هر گاه امام برخيزد سلاح داران آنها به نبرد مي شتابند و از خداوند عزّ و جل مي خواهند ايشان را از جمله كساني قرار دهد كه به دست آنها دينش را ياري مي كنند. آنان پيران و جواناني هستند كه هر گاه جواني از آنها پيري را ببيند به خدمتش همچون بنده اي مي نشيند و تا پير فرمانش ندهد بر نمي خيزد. راه خواسته امام را نيك تر از هر آفريده اي مي شناسند و هر گاه امام فرمان انجام كاري را به آنها دهد، براي انجام آن كار تا ابد به پا مي خيزند تا اين كه امام و فرمانده آنها به كاري دگر دستور دهد. اگر آنان بر همه ي آفريدگان از مشرق گرفته تا مغرب وارد شوند، در ساعتي آنها را نابود مي كنند و هيچ شمشيري در برابرشان كارساز نمي افتد. آنان شمشيرهايي آهنين دارند ولي نه از جنس اين آهن ها، اگر يك تن از آنها شمشير خود بر كوهي فرود آورد هر آينه آن را مي شكافد و تكّه تكّه مي كند. امام عليه السلام در ساعتي آنان را از هند و ديلم و روم و بربر و فارس و سرزمين هاي بين جابرس و جابلق كه يكي در مشرق است و ديگري در مغرب، عبور مي دهد و آنان بر اهل هيچ ديني وارد نمي شوند مگر اين كه آنان را به سوي خداوند عز و جل و اسلام دعوت كنند و آنها را به اقرار كردن به محمّد صلي الله عليه و آله و يگانگي خدا و ولايت ما اهل بيت فرا خوانند. پس هر كس از آنها بپذيرد و به اسلام بپيوندد رهايش كنند و بر آن قوم از سوي خود اميري بنشانند و هر كس نپذيرد و به محمّد صلي الله عليه و آله و اسلام اقرار نكند و اسلام نياورد او را بكشند؛ آن چنان كه در شرق و غرب و بين آن دو و پشت كوه ها هيچ كس باقي نمي ماند مگر اين كه ايمان آورده باشد. #9#

    9) از ابان بن تغلب روايت شده است كه وي گفت: خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم. يكي از اهالي يمن بر ايشان وارد شد. حضرت به او فرمود: اي برادر يمني، آيا شما عالماني داريد؟ عرض كرد: بله. فرمود: عالمان شما از علم خود چه عرضه مي دارند؟ عرض كرد: در يك شب راه دو ماه را طي مي كنند و با پرندگان فال مي گيرند و آثار تاريخي را دنبال مي كنند. حضرت به او فرمود: عالم مدينه داناتر از عالم شماست. عرض كرد: عالم مدينه از علم خود چه عرضه مي دارد؟ فرمود: در ساعتي از روز راه يك سال خورشيد را طي مي كند آنچنان كه هزار جهان مثل جهان شما را كه كسي در آنها نمي داند خداوند آدم و يا شيطان را آفريده، پشت سر مي گذارد. عرض كرد: آيا «اهالي آنها» شما را مي شناسند؟ فرمود: بله، خداوند هيچ چيز به جز ولايت ما و بيزاري از دشمنان ما را بر آنها واجب نكرده است.

    10) مردي به خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و عرض كرد: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله، مرا از كلام خداوند سبحانه: «الْحَمْدُ للّهِ» با خبرساز، تفسير آن چيست؟ ايشان فرمود: پدرم، از جدّم، از امام باقر (عليهم السلام)، از امام زين العابدين، از پدر بزرگوارشان (عليهم السلام) برايم نقل كرد كه مردي خدمت امير مؤمنان علي عليه السلام رسيد و عرض كرد: مرا از كلام خداوند متعال: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» با خبرساز، تفسير آن چيست؟ ايشان فرمود: «الْحَمْدُ للّهِ» به اين معناست كه خداوند برخي از نعمت هاي خود را به نحو اجمال به بندگانش شناسانده است؛ چرا كه آنان قادر نيستند همه آن نعمت ها را به تفصيل بشناسند و نعمت هاي خداوند بيش از آن است كه شمرده يا شناخته شود. از اين رو به آنان فرمود: بگوييد: سپاس و ستايش خدايي را كه به ما نعمتها عطا فرمود، او كه پروردگار جهانيان است و جهانيان مجموعه همه آفريدگان از جمادات و حيوانات هستند. اما حيوانات، خداوند آن ها را در يد قدرت خود گردانندگي مي كند و از روزي خود آنان را غذا مي دهد و همگي را در پناه حمايت خويش گرفته است و هر يك را بنا بر مصلحت خود اداره مي كند؛ و اما جمادات، خداوند آنها را به قدرت خويش نگاه مي دارد و آنهايي را كه به هم پيوسته اند نمي گذارد از يكديگر پراكنده شوند و آن ها را كه از هم جدايند نمي گذارد به هم بپيوندند و آسمان را از اين كه بر زمين فروافتد نگاه مي دارد، مگر اين كه خود رخصت دهد و زمين را از اين كه فرو رود نگاه مي دارد مگر اين كه خود فرمان دهد. به درستي كه او بر بندگان خويش بسيار بخشنده و بخشايشگر است.

    حضرت فرمود: «رَبِّ الْعَالَمِينَ» فرمانروا و آفريننده آنها كه روزيشان را از جايي كه مي دانند و از جايي كه نمي دانند مي رساند؛ زيرا روزي قسمت شده است و آدمي هر شيوه اي را در دنيا بپيمايد روزي اش به او مي رسد، نه تقواي انسان پارسا روزي او را مي افزايد و نه بدكاري انسان نابكار روزي او را مي كاهد و بين آدمي و روزيش پرده اي كشيده شده؛ حال آن كه او جوينده ي آن است. پس اگر فردي از شما از روزي خود بگريزد، روزيش در پي او برآيد همچنان كه مرگ او را بجويد. خداوند جلّ جلاله فرمود: بگوئيد: سپاس و ستايش خداوند را كه به ما نعمتها عطا فرمود و پيش از آن كه ما هست شويم در كتابهاي پيامبران پيشين از ما به نيكي ياد كرد و اين گونه بر محمّد صلي الله عليه و آله و آل محمّد عليهم السلام و شيعيان او واجب فرمود كه چون ايشان را بر ديگران برتري بخشيده است ،او را شكر گذارند. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: چون خداوند عز و جل موسي بن عمران عليه السلام را به پيامبري برانگيخت و با او نجوا كرد و دريا را برايش شكافت و بني اسرائيل را نجات داد و تورات و الواح را به وي عطا فرمود و موسي مقام و منزلت خود را نزد پروردگارش ديد عرض كرد: پروردگارا، تو مرا چنان گرامي داشتي كه پيش از من هيچ كس را بدان ارجمند نساخته اي. پس خداوند جل و جلاله فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه محمّد صلي الله عليه و آله در نزد من برتر و گرامي تر از همه ي فرشتگان و تمامي آفريدگان من است؟ موسي عرض كرد: پروردگارا! اگر محمّد صلي الله عليه و آله در نزد تو از همه آفريدگانت گرامي تر است، آيا در بين خاندان پيامبرانت ارجمندتر از خاندان من هست؟ خداوند جلّ جلاله فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه برتري خاندان محمّد صلي الله عليه و آله بر خاندان همه پيامبران همچون برتري محمّد صلي الله عليه و آله بر تمامي پيغمبران است؟ موسي عرض كرد: پروردگارا، اگر خاندان محمّد چنينند، آيا در ميان امتهاي پيامبران، گرامي تر از امت من در نزد تو وجود دارد، چندان كه ابرها را بر سر ايشان سايبان كردي و براي آنان انگبين و بلدرچين فرو فرستادي و دريا را برايشان شكافتي؟ خداوند جلّ جلاله فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه برتري امّت محمد صلي الله عليه و آله بر ديگر امت ها همچون برتري خود محمّد صلي الله عليه و آله بر ديگر آفريدگان من است؟ موسي عرض كرد: پروردگارا، كاش آنها را مي ديدم. خداوند عز و جل به او وحي فرمود: اي موسي، تو آنان را نخواهي ديد؛ زيرا اكنون زمان پيدايش آنها نيست، اما به زودي آنان را در باغ هاي عدن و فردوس در حضور محمّد خواهي ديد كه در نعمت هاي آن جا غوطه ورند و در خيرات و بركاتش آرميده اند. اي موسي! آيا دوست داري كلام آنها را به گوش تو برسانم؟ موسي عرض كرد: بله اي معبود من. خداوند جل جلاله فرمود: پس همچون بنده اي ذليل كه در بارگاه پادشاهي توانمند مي ايستد، در برابر من بايست و كمر خود را محكم ببند. موسي چنين كرد. از جانب پروردگارمان عز و جل ندايي برخاست كه: اي امت محمد صلي الله عليه و آله! آن گاه همه آنها كه هنوز در پشت پدرانشان و رحم هاي مادرشان بودند پاسخ دادند: لبيك اللّهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، انّ الحمد و النعمة لك و الملك، لا شريك لك، حضرت فرمود: پس خداوند اين پاسخ را شعار حجّ قرار داد. سپس پروردگارمان عز و جل ندا داد: اي امت محمّد! حكم و قضاي من براي شما اين چنين است كه مهرم بر خشمم پيشي گيرد و بخششم بر كيفرم. پيش از آن كه مرا بخوانيد شما را پاسخ مي دهم و پيش از آن كه از من چيزي بخواهيد به شما ارزاني مي دارم. هر يك از شما مرا ديدار كند و شهادت دهد كه هيچ خدايي جز الله نيست، يگانه است و هيچ همتايي ندارد و محمّد صلي الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست كه در گفتارش راستگو و در كردارش بر حق است و علي بن ابي طالب، برادر او و وصي و جانشين اوست كه پيروي از او همچون پيروي از محمّد صلي الله عليه و آله واجب است و اولياي برگزيده و پاك او كه آورنده نشانه هاي شگفت خداوند و دلايل حجت هاي خداوند مي باشند پس از آن دو، اولياي او هستند، من او را به بهشت خود درآورم هر چند گناهانش به اندازه كف هاي روي دريا باشد. سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: چون خداوند عز و جل پيامبر ما محمد صلي الله عليه و آله را به پيامبري برانگيخت، فرمود: اي محمّد! «وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ اِذْ نَادَيْنَا» [و تو در جانب طور نبودي آن دم كه ندا درداديم]#10# امت تو را به اين ارجمندي؛ سپس خداوند عز و جل به محمّد صلي الله عليه و آله فرمود: بگو: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» كه مرا در اين برتري يگانه ساخت و به امت او فرمود: شما نيز بگوييد: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» كه اين فضيلت ها را به ما اختصاص داد. #11#

    11) امام رضا عليه السلام فرمود: مردم در نماز، به خواندن قرآن فرمان داده شدند تا قرآن دور افتاده و ضايع نشود و نگه داشته شود و درس داده شود تا از ميان نرود و ناشناخته نماند. همانا نماز با سوره حمد آغاز شد و نه با ديگر سوره ها؛ چرا كه آن چه از خير و حكمت در سوره حمد جمع آمده است در هيچ يك از سوره هاي قرآن و در هيچ كلام ديگري جمع نشده است؛ زيرا خداوند متعال فرمود: «الْحَمْدُ للّهِ» اين سخن به جا آوردن شكري است كه خداوند بر آفريدگان خود واجب كرده؛ شكر براي خوبي هايي كه بندگانش را به آن ها كامياب كرده است. «رَبِّ الْعَالَمِينَ» يگانه شمردن و ستايش خداوند است و اقرار به اين كه او آفريدگار فرمانرواست و نه كس ديگر. «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» مهرورزي او و ذكر نعمت ها و بخشش هاي او بر تمامي آفريدگان است. «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» اقرار به برانگيختن در روز قيامت و حساب و جزاست و تأييدي است بر اين كه او فرمانرواي آخرت است همان گونه كه فرمانرواي دنياست. «اِيَّاكَ نَعْبُدُ» رغبت و نزديكي جويي به خداي متعال است و اخلاص داشتن در عمل براي او و نه ديگري. «اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» طلب افزوني توفيق و عبادت و طلب استمرار يافتن نعمت ها و ياري هاي خداوند است. «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» طلب هدايت شدن به سوي دين خدا و چنگ زدن به ريسمان اوست و طلب افزوني شناخت پروردگار عز و جل و شناخت بزرگي و بزرگواري اوست. «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» تأكيد بر درخواست و رغبت است و ذكر كردن نعمت هايي است كه خداوند به اوليا خود داده و نشان دادن رغبت براي داشتن چنين نعمت هايي. «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ» پناه بردن به خداست، تا از كافران ستيزه جويي نباشيد كه او را و امر و نهي او را كوچك مي شمارند. «وَلاَ الضَّالِّينَ» تكيه كردن به خداست تا از كساني نباشيد كه بدون شناخت از راه او گمراه شده اند و گمان مي كنند كار نيك انجام مي دهند. پس در سوره حمد خير و حكمتي از امر آخرت و دنيا جمع شده است كه هيچ چيز ديگري آن ها را در بر نمي گيرد. #12#

    12) از مفضل بن عمر روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره صراط پرسيدم، ايشان فرمود: صراط، راهي است به سوي شناخت خداوند عز و جل و دو صراط وجود دارد: صراطي در دنيا و صراطي در آخرت؛ صراط دنيا، امامي است كه پيروي از او واجب است. هر كس در دنيا او را بشناسد و به هدايت او اقتدا كند، از صراط آخرت كه پل جهنم است عبور مي كند و هر كس در دنيا او را نشناسد، در آخرت قدمش بر صراط بلغزد و در آتش جهنم افتاده و هلاك شود. #13#

    13) امام صادق عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» فرمود: مي گويد: ما را به راه راست رهنمون باش و ما را به پيمودن راهي هدايت فرما كه به محبت تو مي انجامد و به دين تو مي رساند و مانع از آن مي شود كه با پيروي از هواهاي نفساني و آراء شخصي خود به هلاكت در افتيم. #14#

    14) امام سجاد عليه السلام فرمود: بين خداوند و حجّت او هيچ حجابي نيست و خداوند در برابر حجتش هيچ پوششي ندارد. ما دروازه هاي خدا و صراط مستقيم و مخزن علم او، و ترجمان وحي او و پايه هاي يگانگي او، و جايگاه اسرار او هستيم.#15#

    15) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: كلام خداوند عز و جل در سوره حمد: «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» يعني محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان او عليهم السلام. #16#

    16) رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره كلام خداوند عز و جل: «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» فرمود: يعني شيعيان علي عليه السلام كساني كه به ايشان نعمت ولايت علي بن ابي طالب عليه السلام را عطا فرمودي، هم آنان كه بر ايشان خشم نگرفتي و گمراه نشدند. #17#

    17) از حضرت امام حسن بن علي بن محمّد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمّد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب (عليهم السلام) روايت شده است كه ايشان در باره كلام خداوند عز و جل: «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» فرمود: يعني بگوييد: ما را به راه كساني هدايت فرما كه به ايشان توفيق دادي پيرو دين تو باشند و تو را فرمان برند؛ آنان كساني اند كه خداوند عز و جل فرمود: «وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» [و كساني كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كساني خواهند بود كه خدا ايشان را گرامي داشته (يعني) با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند]#18# و همين حديث از امير مؤمنان علي عليه السلام نيز روايت شده است. راوي مي گويد: سپس حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: به آنان نعمت مال و سلامتي بدن داده نشده است، اگر چه اينها نيز نعمت هاي آشكار خداوند مي باشد. آيا كافران و بدكاران را نمي بينيد؟ خداوند شما را فرا نخواند تا دعا كنيد به راه آنان هدايت شويد؛ بلكه به شما فرمان داد تا دعا كنيد به راه كساني هدايت شويد كه به آنان نعمت ايمان به خداوند و تأييد رسول او صلي الله عليه و آله و ولايت محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان پاكش و ياران نيك و والا تبارش داده شده است؛ و نيز نعمت تقيه نيكي كه با آن از شر بندگان خدا امان مي يابند و باعث نمي شوند كه گناهان و كفر دشمنان خدا افزون شود؛ بلكه با آنها مدارا مي كنند و آنان را تحريك نمي كنند تا به ايشان و ديگر مؤمنان آزار رسانند و نيز نعمت شناخت حقوق برادرانشان. #19#

    18) محمّد بن مسلم گفت: از حضرت ابي عبد الله امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند متعال: «وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ» [و به راستي به تو سبع المثاني و قرآن بزرگ را عطا كرديم]#20# پرسيدم، ايشان فرمود: فاتحة الكتاب از گنج هاي عرش است، و در آن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» مي باشد، آيه اي كه خداوند متعال در باره اش فرمود: «وَاِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَي أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا» [و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگي ياد كني، با نفرت پشت مي‏كنند]؛#21# و «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» سخن بهشتيان است در آن هنگام كه خداوند را به خاطر پاداش هاي نيك شكر مي گزارند؛ و «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» جبرئيل گفت: هيچ مسلماني آن را نگفت، مگر اين كه خداوند و اهالي آسمانهايش وي را تأييد كردند. «اِيَّاكَ نَعْبُدُ» اخلاص پرستش است. «واِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» بهترين سخني است كه بندگان خدا با آن نيازهاي خود را طلب مي كنند. «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» راه پيامبران و آنان كه خداوند ايشان را نعمت داد. «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ» يعني يهوديان. «وَلاَ الضَّالِّينَ» يعني نصراني ها. #22#

    19) امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند متعال: «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» فرمود: اين چنين نازل شده است و فرمود: المغضوب عليهم: فلان كس و فلان كس و فلان كس و ناصبي ها هستند. و الضالين: شك كنندگاني هستند كه امام عليه السلام را نمي شناسند. #23#




    1 - كافي، ج 2، ص 59 باب الشكر، ح 10
    2 - كشف الغمة، ج 2، ص 118
    3 - تفسير قمي، ج 1، ص 41
    4 - زخرف/ 4
    5 - تفسير قمي، ج 1، ص 42
    6 - تفسير قمي، ج 1، ص 42
    7 - تفسير قمي، ج 1، ص 42
    8 - جوامع الكلم: سخناني كه لفظ آنها اندك است و داراي معاني بسيار مي باشند
    9 - بصائر الدرجات، ص 448، ح 4 باب 14
    10 - قصص/ 46
    11 - عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 254 باب 28، ح 30
    12 - من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 219، ح 926
    13 - معاني الاخبار، ص 32، ح 1
    14 - معاني الاخبار صدوق، 33 - 36، ح 5
    15 - معاني الاخبار صدوق، 33 - 36، ح 7
    16 - معاني الاخبار صدوق، 33 - 36، ح 8
    17 - معاني الاخبار صدوق، ص 36، ح 8 ؛ شواهد التنزيل: ج 1، ص 66، ح 105
    18 - نساء/ 69
    19 - معاني الاخبار، ص 36، ح 9
    20 - حجر/ 87
    21 - اسراء/ 46
    22 - تفسير عياشي، ج 1، ص 36، ح 17
    23 - تفسير عياشي، ج 1، ص 38، ح 27 - 28
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    پایان تفسیر سوره فاتحه< و اغاز سوره بقره<
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    الم (۱) ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ (۲)
    [الف لام ميم* اين است كتابي كه در (حقانيت) آن هيچ ترديدي نيست (و) مايه هدايت تقواپيشگان است]

    1) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: كتاب، علي عليه السلام است كه هيچ شكي در او نيست و «هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ» در وصف شيعيان ماست.#1#



    1 - تفسير قمي، ج 1، ص 43، چاپ اعلمي
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ اِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (۴)»

    [و آنان كه بدآن چه به سوي تو فرود آمده و به آن چه پيش از تو نازل شده است ايمان مي آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند]

    1) علي بن ابراهيم در باره كلام خداوند متعال: «والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ اِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» گفت: به آن چه كه از قرآن بر تو نازل شده و به كتابهايي كه پيش از تو بر پيامبران نازل شده است.#1#

    1 - تفسير قمي، ج 1، ص 45
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    أُوْلَئِكَ عَلَي هُدًي مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۵) اِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ ام لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (۶)»

    [آنان برخوردار از هدايتي از سوي پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند* در حقيقت كساني كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهي چه بيمشان ندهي برايشان يكسان است (آنها) نخواهند گرويد]

    1) از ابو عمرو زبيري، روايت شده است كه وي گفت: به حضرت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: مرا از گونه هاي كفر در كتاب خداوند عز و جل آگاه ساز. ايشان فرمود: كفر در كتاب خدا پنج گونه است: يكي كفر جحود كه خود دو گونه است و يكي كفر با ترك دستورات خداوند و يكي كفر برائت و ديگري كفر نعمت.

    اما كفر جحود، يكي جحود و انكار ربوبيت خداست و اين سخن كسي است كه مي گويد: نه پروردگاري هست و نه بهشتي و نه جهنمي و اين سخن دو دسته از زنادقه است كه به آنها دهريه هم گويند. آنانند كه قرآن سخنشان را روايت كرده: «وَمَا يُهْلِكُنَا اِلَّا الدَّهْرُ» [و ما را جز طبيعت هلاك نمي‏كند]#1# و اين ديني است كه آنان براي خود نيك پنداشته اند و ساخته اند، بدون اين كه آن را ثابت كنند يا آن چه كه مي گويند حقيقتي داشته باشد. خداوند عز و جل فرمود: «اِنْ هُمْ اِلَّا يَظُنُّونَ» [(و) جز (طريق) گمان نمي‏سپرند]#2# اين همان چيزي است كه مي گويند و فرمود: «اِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ ام لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ» يعني به يگانگي خداوند، و اين يكي از گونه هاي كفر است.

    و اما گونه ديگر جحود، جحود و انكار شناخت است و آن اين است كه كسي با اين كه حق را شناخته و برايش ثابت شده آن را انكار كند. خداوند عز و جل فرموده: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا» [و با آن كه دلهايشان بدان يقين داشت از روي ظلم و تكبر آن را انكار كردند]#3# و نيز فرمود: «وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَي الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَي الْكَافِرِينَ» [و از ديرباز (در انتظارش) بر كساني كه كافر شده بودند پيروزي مي‏جستند؛ ولي همين كه آن چه (كه اوصافش) را مي‏شناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت ‏خدا بر كافران باد]#4# و اين تفسير دو گونه كفر جحود بود.

    گونه سوم كفر، كفر نعمت است كه خداي متعال در باره آن از حضرت سليمان عليه السلام حكايت كرده كه فرمود: «هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ ام أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَاِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَاِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ» [اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسي مي‏كنم و هر كس سپاس گزارد، تنها به سود خويش سپاس مي‏گزارد؛ و هر كس ناسپاسي كند، بي‏گمان پروردگارم بي‏نياز و كريم است]#5# و نيز خداوند عز و جل فرموده: «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» [اگر واقعاً سپاسگزاري كنيد، (نعمت) شما را افزون خواهم كرد؛ و اگر ناسپاسي نماييد، قطعاً عذاب من سخت‏خواهد بود]#6# و فرمود: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ» [پس مرا ياد كنيد (تا) شما را ياد كنم و شكرانه‏ام را به جاي آريد و با من ناسپاسي نكنيد]. #7# و گونه چهارم كفر ترك دستورات خداي عز و جل است كه در اين باره فرمود: «وَاِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالاِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاِن يَأتُوكُمْ أُسَارَي تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ اِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ» [و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه خون همديگر را مريزيد و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد، سپس (به اين پيمان) اقرار كرديد و خود گواهيد (ولي) باز همين شما هستيد كه يكديگر را مي‏كشيد و گروهي از خودتان را از ديارشان بيرون مي‏رانيد و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به يكديگر كمك مي‏كنيد و اگر به اسارت پيش شما آيند به (دادن) فديه آنان را آزاد مي‏كنيد با آن كه (نه تنها كشتن بلكه) بيرون كردن آنان بر شما حرام شده است. آيا شما به پاره‏اي از كتاب (تورات) ايمان مي‏آوريد و به پاره‏اي كفر مي‏ورزيد؟]#8# پس آنها را به خاطر ترك دستورات خداوند عز و جل كافر دانسته و به آنها نسبت ايمان هم داده است هر چند كه اين ايمان را از آنها نپذيرفته و به حالشان سودمند ندانسته است و فرمود: «فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ اِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ اِلَي أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» [پس جزاي هر كس از شما كه چنين كند، جز خواري در زندگي دنيا چيزي نخواهد بود و روز رستاخيز ايشان را به سخت‏ترين عذابها باز برند و خداوند از آن چه مي‏كنيد غافل نيست]#9# و گونه پنجم كفر، كفر برائت است كه خداوند عز و جل در باره اش از حضرت ابراهيم عليه السلام حكايت كرده است: «كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّي تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» [به شما كفر مي‏ورزيم و ميان ما و شما دشمني و كينه هميشگي پديدار شده تا وقتي كه فقط به خدا ايمان آوريد]#10# يعني از شما برائت جستيم و بيزار شديم و نيز از قول شيطان حكايت مي كند كه او از دوستان انسان خود، در روز قيامت برائت و بيزاري مي جويد و مي گويد: «اِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ» [من به آن چه پيش از اين مرا (در كار خدا) شريك مي‏دانستيد كافرم]#11# و نيز خداوند متعال فرموده: «اِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضًا» [جز خدا فقط بتهايي را اختيار كرده‏ايد كه آن هم براي دوستي ميان شما در زندگي دنياست؛ آن گاه روز قيامت بعضي از شما بعضي ديگر را انكار و برخي از شما برخي ديگر را لعنت مي‏كنند]#12# يعني از يكديگر بيزاري مي جويند. #13#



    1 - جاثيه/ 24
    2 - جاثيه/ 24
    3 - نمل/ 14
    4 - بقره/ 89
    5 - نمل/ 40
    6 - ابراهيم/ 7
    7 - بقره/ 152
    8 - بقره/ 84 و 85
    9 - بقره/ 84 و 85
    10 - ممتحنه/ 4
    11 - ابراهيم/ 22
    12 - عنكبوت/ 25
    13 - كافي، ج 2، ص 389 باب وجوه الكفر، ش 1
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    «خَتَمَ اللّهُ عَلَي قُلُوبِهمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ (۷)»

    [خداوند بر دلهاي آنان، و بر شنوايي ايشان مهر نهاده؛ و بر ديدگانشان پرده‏اي است و آنان را عذابي بزرگ است]

    1) از ابراهيم بن ابي محمود روايت شده است كه وي گفت: از حضرت امام رضا عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل: «خَتَمَ اللّهُ عَلَي قُلُوبِهمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ» پرسيدم، ايشان فرمود: ختم، همان مهر نهادن بر دلهاي كافران به عقوبت كفرشان است، چنان كه خداوند عز و جل فرمود: «بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ اِلاَّ قَلِيلاً» [بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مهر زده و در نتيجه جز شماري اندك (از ايشان) ايمان نمي‏آورند]#1#

    2) حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: كدام يك از شما ديروز از جان مؤمني با جان خود محافظت كرد؟ علي عليه السلام فرمود: من آن كسم اي رسول خدا و با جان خود از جان ثابت بن قيس بن شمّاس انصاري محافظت كردم. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: داستان را براي برادرانت بازگو؛ اما اسم آن منافقان نيرنگ باز را آشكار نكن، خداوند شرّ آنان را از شما دور كند و آنان را مهلت دهد تا توبه كنند، اميد است كه پند گيرند و بترسند. حضرت علي عليه السلام فرمود: در ميان مدينه و در بين قبيله بني فلان در حال رفتن بودم و دورتر روبروي من ثابت بن قيس بود كه داشت به چاهي عميق مي رسيد و در آن جا مردي از منافقان او را پس مي راند تا در چاه بياندازد. ثابت باز ايستاد پس آن منافق دوباره او را پس راند و آن مرد متوجه نزديك شدن من نبود تا به او رسيدم و نزديك بود كه ثابت در چاه بيافتد. از ترس جان ثابت، روا نديدم با آن منافق درگير شوم پس خود را در چاه انداختم به اين اميد كه او را بگيرم، نگاه كردم و دريافتم كه من زودتر از او به كف چاه رسيده ام. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: چرا از او زودتر نرسي؟ حال آن كه تو تنومندتر از او هستي و اگر تنومندي تو تنها به خاطر علم اولين و آخرين باشد كه در دل توست همان علمي كه خداوند آن را به رسول خدا و به تو سپرد، بدون شك سزاوار بود كه تو از هر چيزي تنومندتر باشي. داستان تو و ثابت چه شد؟ حضرت علي عليه السلام فرمود: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله به كف چاه رفتم و محكم بر پا ايستادم؛ حال آن كه اين كار بر من ساده تر و سبك تر از زماني بود كه آهسته گام بر مي داشتم. ثابت نزديك شد و به درون چاه سرازير گشت. دستانم را به سويش گشودم و او در آغوشم افتاد. از اين كه از افتادنش به من يا خودش آسيبي برسد مي ترسيدم اما همانند دسته ريحاني در دستانم قرار گرفت. ناگهان ديدم آن منافق با دو تن ديگر لب چاه ايستاد و به آن دو گفت: يك نفر را هدف گرفتيم و دو نفر را به دست آورديم. سپس صخره اي صد مني آوردند و بر سر ما فرو انداختند. از ترس اين كه به ثابت نخورد او را در آغوش كشيدم و سر به سينه اش نهادم و بر روي او خم شدم. صخره به پشت سرم خورد اما همانند نسيمي كه در گرماي شديد بر تنم بوزد نوازشم كرد. سپس صخره ديگري به وزن سيصد من آوردند و بر سر ما فرو انداختند. بر روي ثابت خم شدم و صخره به پشت سرم خورد؛ اما همانند آب خنكي كه در روزي بسيار گرم بر تنم بريزم بر بدنم نشست. باز صخره ديگري به وزن پانصد من آوردند؛ در حالي كه از بلند كردنش ناتوان بودند و آن را بر زمين مي غلطاندند. آن را نيز بر سر ما فرو انداختند. بر روي ثابت خم شدم و صخره به پشت سر و كمرم خورد اما همانند جامه اي لطيف كه بر تن كنم و به آن آرام گيرم بر بدنم نشست. در اين هنگام شنيدم كه مي گفتند: اگر علي بن ابي طالب عليه السلام و ابن قيس صد جان هم داشته باشند، هيچ يك از جان هايشان از شرّ اين صخره ها در امان نخواهد ماند. آن گاه رفتند و خداوند شرّشان را از ما دور كرد. سپس به فرمان خداوند لبه چاه پايين آمد و كف چاه بالا رفت تا به هم رسيدند و با سطح زمين يكي شدند و ما گام برداشتيم و بيرون شديم.

    رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اي ابا حسن، خداوند عز و جل آن چنان فضيلت و پاداشي براي تو واجب كرده است كه هيچ كس جز خودش نداند. ندا دهنده روز قيامت ندا سر مي دهد: كجايند دوستداران علي بن ابي طالب؟ در اين هنگام مردمي نيكوكار به پا خيزند. به آنها گويند هر كه را در اين صحراي قيامت مي خواهيد دست گيريد و به بهشت داخل كنيد و در ميان آن نيكوكاران كسي كه كمترين تعداد را شفاعت كند هزار هزار نفر از اهل محشر را نجات دهد. سپس ندا دهنده بار ديگر ندا مي دهد: بقيه دوستداران علي بن ابي طالب عليه السلام كجايند؟ گروهي در حدّ ميانه ايمان برخيزند، به آنها گويند هر چه مي خواهيد از خداي عز و جل درخواست كنيد. هر يك از آنان چيزي مي طلبد و يك صد هزار برابر به او عطا مي شود. باز ندا دهنده ندا مي دهد: بقيه دوستداران علي بن ابي طالب عليه السلام كجايند؟ گروهي كه در دنيا به خود ستم روا داشته اند بر مي خيزند. ندا آيد: كينه توزان علي بن ابي طالب كجايند؟ جمع انبوهي از آنان را مي آورند. ندا آيد: هر هزار تن از اين جمع فداي يك تن از اين دوست داران علي بن ابي طالب شود تا ايشان به بهشت درآيند و اين گونه خداوند عز و جل دوست داران تو را نجات مي دهد و دشمنانت را فدايي آنان مي كند. سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اين شريف ترين فضيلت هاست، دوست دار او، دوست دار خدا و دوستدار رسول خدا و كينه توز او، كينه توز خدا و كينه توز رسول خدا مي باشد. دوستداران او برترين آفريدگان خداي متعال در ميان امّت محمّد هستند. سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام فرمود: نگاه كن. علي عليه السلام، عبد الله بن اُبي و هفت تن از يهوديان را ديد. حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود: ببين كه خداوند بر دل ها و گوش ها و چشم هايشان مهر نهاده است. سپس فرمود: اي علي، تو پس از محمّد رسول خدا، برترين گواه خداوند روي زمين هستي. اين همان كلام خداوند متعال است كه فرمود: «خَتَمَ اللّهُ عَلَي قُلُوبِهمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» فرشتگان و رسول خدا صلي الله عليه و آله و برترين آفريده خداوند پس از او علي بن ابي طالب عليه السلام آن پرده را مي بينند و آنها را از اين نشانه مي شناسند. سپس خداوند متعال فرمود: «وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ» در آخرت به خاطر كفري كه به خدا و محمّد رسول خدا صلي الله عليه و آله ورزيده اند#2#.

    1 - عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 113 باب 11، ح 16
    2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 108، ح 57
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ(8)»

    [و برخي از مردم مي‏گويند: ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم، ولي گروندگان (راستين) نيستند]

    1) حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: وقتي در روز غدير رسول خدا صلي الله عليه و آله امير مؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام را در آن جايگاه معروف ايستاند، خطاب به مردم فرمود: اي بندگان خدا، نسب مرا بيان كنيد: عرض كردند: تو محمّد بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف هستي. سپس فرمود: اي مردم، آيا من از شما بر خودتان أولي نبوده، مولاي شما و از شما بر خودتان سزاوارتر نيستم؟ عرض كردند: بله اي رسول خدا صلي الله عليه و آله. رسول خدا صلي الله عليه و آله رو به سوي آسمان كرد و سه مرتبه فرمود: خدايا گواه باش كه اين بنده ات چنين گفت و آنها چنين گفتند. سپس فرمود: بدانيد هر كه من مولاي او و از او بر خودش سزاوارتر هستم اين علي مولاي او و از او بر خودش سزاوارتر است. خدايا، دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن باش. يار او را ياور باش و خواركننده او را خوار گردان.

    سپس فرمود: اي ابوبكر، برخيز و با او در مقام امير مؤمنان بيعت كن. وي برخاست و چنين كرد. سپس فرمود: اي عمر! برخيز و با او در مقام امير مؤمنان بيعت كن. وي برخاست و بيعت كرد. بعد از آن به همه آن نه نفر و سپس به سران مهاجرين و انصار فرمود و همه آنها بيعت كردند. از ميان آن جمع، عمر بن خطاب برخاست و گفت: مبارك باشد اي پسر ابي طالب. تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن مؤمن هستي. سپس در حالي كه اين عهد و پيمان بر آنان گران بود از آن جا بيرون رفته و پراكنده شدند. بعد از آن رويداد، گروهي از سركشان ستمگر آن قوم، در ميان خويش دسيسه چيدند (وگفتند:) اگر در محمد صلي الله عليه و آله شائبه اي وجود داشت (و انتقال ولايت به علي عليه السلام منشأ وحياني نداشت) محمد صلي الله عليه و آله قطعاً اين مقام را به علي عليه السلام نمي سپرد و (در اين صورت ) آنان (توطئه كنندگان) نيز اجازه نمي دادند علي عليه السلام به اين مقام برسد و در اين جايگاه بماند.

    اما خداوند متعال از دل هاي آنان و آن چه در آن مي گذشت آگاه بود. آنها نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله مي آمدند و مي گفتند: به راستي كه علي عليه السلام را نزد خداوند و خود و ما محبوب ترين آفريدگان قرار دادي و او را براي در امان نگاه داشتن ما از حكومت بيدادگران و ستم گران كافي دانستي. خداوند متعال مي دانست آنان در دل خلاف گفته هايشان و در سر دسيسه اي داشته، راه دشمني در پيش گرفته اند و برآنند تا اين مرد شايسته را از اين امر كنار زنند. پس خداوند حضرت محمّد صلي الله عليه و آله را از نيت آنها باخبر ساخت و فرمود: اي محمّد! «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ» اوست كه تو را فرمان داد تا علي عليه السلام را امام و مهتر و پيشواي امّتت گرداني، حال آن كه «وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ» يعني به ولايت علي عليه السلام ايمان ندارند؛ بلكه بر كشتن تو و او تباني كرده اند و خود را آماده كرده اند تا اگر شائبه اي در تو ببينند از علي عليه السلام سرپيچي كنند.#1#

    2) علي بن ابراهيم: اين آيه در باره قوم منافقان كه در ظاهر به رسول خدا ايمان آوردند نازل شد. آنها به هنگام ديدار كافران به آنان مي گفتند: ما با شماييم و به هنگام ديدار مؤمنان به ايشان مي گفتند: ما ايمان آورده ايم. آنها به كافران مي گفتند: «اِنَّا مَعَكْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ» خداي متعال به آنها چنين پاسخ داد: «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ»#2#

    3) از ابو بصير روايت شده است كه او گفت: حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود: حكم بن عتيبه از كساني است كه خداوند در باره آنها فرمود: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ» به خدا سوگند اگر شرق و غرب جهان را درنوردند، به دانش دست نمي يابند مگر نزد اهل بيت عليهم السلام كه جبرئيل برايشان نازل شد. #3#



    1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 111، ح 58
    2 - بقره / 14 و 15 ؛ تفسير قمي، ج 1، ص 47
    3 - بصائر الدرجات، ص 28، باب 6، ح 2
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    ناشمخص
    نوشته
    524
    حضور
    2 روز 16 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    605



    «يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ اِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ (۹)»

    [با خدا و مؤمنان نيرنگ مي‏بازند ولي جز بر خويشتن نيرنگ نمي‏زنند و نمي‏فهمند]

    1) حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: خبر دسيسه چيني و ياوه گويي و بدانديشي آنها عليه علي عليه السلام به رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيد. حضرت صلي الله عليه و آله آنها را فراخواند و سرزنش كرد. در تلاش براي اثبات ايمان خود، يكي از آنها عرض كرد: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله، به خدا سوگند تاكنون به هيچ بيعتي همچون اين بيعت اطمينان نداشته ام. اميد دارم كه خداوند به خاطر آن دري از قصرهاي بهشت را به روي من بگشايد و مرا از برترين ساكنان و مقيمان آن قرار دهد. ديگري عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت اي رسول خدا صلي الله عليه و آله، تنها پس از اين بيعت بود كه از راه يافتن خود به بهشت و نجات يافتن از دوزخ اطمينان يافتم و به خدا سوگند در ازاي سرباز زدن و روي بر تافتن از اين بيعت هيچ عطا و پاداشي مرا خوشحال نمي كند، حتي اگر برايم سرتاسر زمين و آسمان را آكنده از مرواريدهاي تر و گوهرهاي درخشان كنند. ديگري عرض كرد: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله، به خدا سوگند پس از اين بيعت، شادماني در جانم، جاي هراس را گرفت و اميد به بهشت خداوند متعال در دلم پر گشود و اطمينان يافتم كه اگر بار گناه تمامي اهل زمين بر دوش من باشد، با اين بيعت از همه ي آن پاك شده ام. سپس بر راستي گفته خود سوگند خورد و به كسي كه خلاف آن را به عرض رسول خدا صلي الله عليه و آله رسانده بود لعنت فرستاد. ديگر ستمگران و سركشان نيز پس از اين سه تن، پوزش خواستند و چنين سخناني گفتند.

    خداوند عز و جل به محمّد صلي الله عليه و آله فرمود: «يُخَادِعُونَ اللّهَ» يعني با سوگند خوردن بر آن چه كه خلاف باورشان است، قصد دارند رسول خدا را فريب دهند «وَالَّذِينَ آمَنُوا» و نيز آنان را كه علي بن ابي طالب عليه السلام سرور و مهترشان است. سپس فرمود: «وَمَا يَخْدَعُونَ اِلاَّ أَنفُسَهُم» يعني نيرنگ آنها تنها به خودشان زيان مي رساند؛ چرا كه خداوند تبارك و تعالي از آنها و ياريشان بي نياز است و اگر نبود فرصتي كه حق تعالي به آنها داده است، هرگز ياراي گستاخي و گردن كشي نداشتند. «وَمَا يَشْعُرُونَ» ماجرا اين گونه بود و خداوند پيامبرش را از دورويي و كفرورزي و دروغ گويي آنها آگاه ساخت و فرمان داد تا آنان را در جرگه ي ستمكاران و عهد شكنان لعنت گويد؛ لعنتي كه در دنيا از آنها جدا نشود و بر زبان بندگان برگزيده ي خداوند جاري شود و در آخرت به سخت ترين عذاب خداوند گرفتار آيند. #1#

    2) امام جعفر صادق عليه السلام از پدر بزرگوارشان روايت كرده است كه ايشان فرمود: از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيدند: فرداي قيامت نجات در گرو چيست؟ حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: نجات در گرو اين است كه با خداوند از در فريب وارد نشويد كه خداوند شما را فريب مي دهد؛ چرا كه هر كس با خدا نيرنگ بازي كند، خداوند او را مي فريبد و ايمانش را از او بر مي گيرد. پس اگر او مي فهميد، مي دانست كه خود را فريب داده است. عرض كردند: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله چگونه كسي خدا را مي فريبد؟ فرمود: به فرمان خداوند عز و جل عمل مي كند، اما در دل نيتي به جز او دارد. پس تقوا پيشه كنيد و از ريا بپرهيزيد كه ريا شرك به خداوند عز و جل است و رياكار در روز قيامت به چهار نام خوانده شود: اي كافر، اي بدكار، اي حيله گر، اي زيان كار عملت بر باد شد و پاداشت از ميان رفت و امروز هيچ بهره اي نخواهي داشت؛ پس پاداش خود را از كسي كه برايش عمل كردي بخواه.#2#

    1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 113، ح 59
    2 - معاني الاخبار، ص 340، ح 1
    اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.*شیخ الرییس ابن سینا*
    منبع:وب سایت حکیمانه(ادبیات ایران و جهان)
    *یادمان باشد بعضی مطالب منبع میخواهد*
    ارزش هر کس به همت اوست*سید محمد حسین میران*

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود