صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,198
    حضور
    144 روز 13 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93053

    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام




    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلاماَلسلامُ عَلیکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الْمُجْتَبى یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ`*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامپرسمان و موضوعات :
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام احادیثی گهربار از امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام مرواریدهایی از زبان امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام لقب امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام آیا امام علی علیه السلام, امام حسن علیه السلام را به عنوان جانشین معرفی کردند؟
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام نام همسران و فرزندان امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام داستان ها و حکایت هایی از امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامداستان هایی از زندگانی امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام گوشه ای از فضائل امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامگونه شناسی یاران امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام انتظارات امام حسن علیه السلام از شیعیان
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام علل و عوامل صلح امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامنگاهی به صلح امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامدلائل صلح امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامنقش امام حسین علیه السلام در دوران خلافت امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام توطئه معاویه در شهادت امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامچرا امام حسن علیه السلام از کوزه زهرآلود نوشیدند؟
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامآیا امام حسن علیه السلام میدانستند که ظرف شیر یا آب زهرآلود است؟
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامچرا امام حسن علیه السلام, قاتل خود را به برادر معرفی نکرد؟
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامازدواج امام حسن علیه السلام با جعده, با وجود علم غیب امام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامدلائل ازدواج امام حسن علیه السلام با جعده
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامآیا جعده پس از شهادت امام حسن علیه السلام با شخص دیگری ازدواج کرد؟
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامچرا بعد از شهادت امام حسن علیه السلام, بجای فرزندشان, امام حسین علیه السلام به امامت رسیدند؟
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامغربت امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامتیرباران شدن امام حسن علیه السلام, بعد از شهادت ایشان
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامامام حسن علیه السلام و شرکت در نماز جمعه
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلاممسئولیت های امام حسن علیه السلام در دوران پدر
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامماجرای امام حسن علیه السلام و قیصر روم و یزید
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامافسانه کثرت همسران امام حسن علیه السلام و مطلاق بودن آن حضرت
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام پژوهشی در علت تغییر تاریخ شهادت امام حسن(ع)
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام نماز خواندن امام حسن ع بر جنازه اشعث !
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامفرهنگی و رسانه مذهبی :
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام كتاب موبايل چهل حديث امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام دانلود کتاب - حضرت امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام غریبِ مدینه اشعار و پیامک ویژه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام خورشید بقیع شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تصاویری از غریب بقیع امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام دانلود براش نام های امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام سخنرانی های صوتی با موضوع امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام دانلود مرثیه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامدانلود صوتی زیارت نامه امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام40 ثانیه در حرم امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامنرم افزار مذهبی :
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامنرم افزار مذهبی حق الحقیق (سخنان امام حسن علیه السلام) - ویژه اندروید
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامنرم افزار امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلامنرم افزار شناخت امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام کتاب مالتي مديا از توليدات اسک دين- 40 داستان امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام نرم افزار امام حسن علیه السلام - كريم سفره احسان
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام دانلود نرم افزار - فرهنگ سخنان امام حسن علیه السلام
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ارسال کارت پستال صوتی به دوستان
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1389 ( 28 صفر)
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1390 (7 صفر و 28 صفر )
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1391 (7 صفر و 28 صفر)
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1392 (7 صفر و 28 صفر)
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1393 ( 7 صفر )
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1393 (7 صفر و 28 صفر)
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1394 ( 7 صفر )




    دانلود صوت



    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله






  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,198
    حضور
    144 روز 13 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93053



    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

    یک عمر در حوالی غربت مقیم بود
    آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود
    خورشید بود و ماه از او نور میگرفت
    تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود
    سر می کشید خانه به خانه محله را
    این کارهای هر سحر این نسیم بود
    آتش زبانه می کشد از دشت سبز او
    چون گلفروش کوچه ی طور کلیم بود
    این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد
    چون حال آفتاب مدینه وخیم بود
    حقش نبود تیر به تابوت او زدن
    این کعبه در عبادت مردم سهیم بود
    بی سابقه است حادثه اما جدید نیست
    این خانواده غربتشان از قدیم بود
    آقا ببخش قصد جسارت نداشتم
    پای درازم از برکات گلیم بود




  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6569



    جانم امام حسن(ع)...

    چشمی که در مصیبتتان تر نمی شود

    شایسته شفاعت حیدر نمی شود



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6569



    چرا به امام حسن عليه السلام كريم اهل بيت گفته مي شود ؟

    امام حسن ـ عليه السلام ـ داراي قلبي پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تيره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشينان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشين مي‌شدند و درد دلِ آن‌ها را با جان و دل مي‌شنيدند و به آن ترتيب اثر مي‌دادند، و در اين حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نيز هيچ‌گاه هر ضعيف، ناتوان و درمانده، نااميد از درب خانة آن حضرت برنمي‌گشت، حتّي خود ايشان به سراغ فقرا مي‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت مي‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس مي‌دادند.[1]
    امام حسن ـ عليه السّلام ـ تمام توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه به كار مي‌گرفت و اموال فراواني در راه خدا مي‌بخشيد، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگاني پر افتخار ايشان، بخشش‌هاي بي‌سابقه و انفاق‌هاي بسيار بزرگ و بي‌نظيري ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايي خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نيز ثروت خود را به دو نيم كردند و نصف آن را براي خود و نصف ديگر را در راه خدا به فقرا بخشيدند.[2]
    از ابن شهر آشوب روايت شده كه روزي امام حسن ـ عليه السّلام ـ بر جمعي از گدايان گذشت كه پاره‌اي چند از نان خشك‌ها را بر روي زمين گذاشته‌اند و مي‌خورند، چون نظر ايشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پياده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمي‌دارد و با ايشان نشستند و از طعام ايشان تناول كردند و سپس از همة گدايان خواستند كه براي صرف غذا به خانة حضرت بروند و حضرت بر ايشان طعام‌هايي نيكو حاضر ساختند و به لباس‌هاي فاخر همة آن‌ها را مزيّن ساختند.[3]
    تاريخ از بخشندگي‌هاي امام حسن ـ عليه السّلام ـ داستآن‌هاي فراوان به ياد دارد مثلاً روزي عربي به نزد ايشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قريب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابي بخشيدند.[4]
    نسبت به كرامت‌هاي امام حسن ـ عليه السّلام ـ داستآن‌هاي زيادي در تاريخ آورده شده است كه جاي ذكر همة آن‌ها نيست. امّا وقتي از خود امام پرسيدند، چرا هرگز سائلي را نااميد برنمي‌گردانيد؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلي هستم و مي‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنين اميدي سائلان را نااميد كنم. خداوندي كه عنايتش را به من ارزاني مي‌دارد، مي‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،[5] لذا به خاطر اين بخشندگي‌ها و كارهاي نيكويي كه از امام حسن ـ عليه السّلام ـ در مسير خير، احسان و كمك به طبقات درمانده و نيازمند انجام مي‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها مي‌بخشيد باعث شده كه به ايشان كريم اهل بيت گفته شود.
    پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌هاي كم‌نظير و گاهي بي‌نظير آن امام بزرگوار لقب «كريم» برازنده آن حضرت است. البته بايد توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه داراي تمام فضايل و كرامات هستند. هر چند كه شرايط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخي از اوصاف آن‌ها دخيل بوده است.


    منابع:

    [1] . زماني، احمد، حقايق پنهان، نشر دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ اوّل، سال 1375، ص 268.
    [2] . قمي، شيخ عباس، منتهي الآمال، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374، قم، ج1، ص 417 ـ پيشوايي، مهدي، سيرة پيشوايان، نشر مؤسسة تحقيقاتي امام صادق، چاپ دوّم، 1374، ص 90.
    [3] . مجلسي، محمد باقر، جلاء العيون، نشر انتشارات علميه اسلاميه، ص 241.
    [4] . شيخ عباس، قمي، منتهي الآمال، پيشين، ص 418.
    [5] . قرشي، باقر شريف، زندگاني امام حسن ـ عليه السّلام ـ ، ترجمة فخر الدين حجازي، تهران: نشر بعثت، چاپ اوّل، 1376، ص135.(راسخون)



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6569



    وصف کَرَمَش در نفَسِ کل جهان پیچیده

    قارون شده هر کس ز درش آیه ی نعمت دیده



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,648
    حضور
    63 روز 9 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33588



    مراسم تودیع حق و معارفه ی باطل !

    در هنگامی که امام حسن مجتبی علیه السلام حکومت را به معاویه سپرد، جلسه ای تشکیل شد که می توان نام آن را "مراسم تودیع و معارفه" گذاشت. معاویه می کوشید که در کنار کار نظامی، در بُعد فرهنگی و تبلیغاتی نیز کار کند و خود را در امر حکومت شایسته و حضرت را ناشایست معرفی کند. در اینجا گزارشی از گفته های معاویه و امام حسن علیه السلام ارائه می کنیم که برای شناسایی شخصیت با عظمت امام مجتبی علیه السلام راهگشاست.


    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    خطابه ای که دنیا را در چشم دشمن تار کرد


    در ابتدا معاویه، امام حسن علیه السلام را در جایگاهی پایینتر از خود قرار داد و بر بالای منبر رفت و گفت: ای مردم این حسن بن علی است و پسر فاطمه است که ما را برای برای خلافت، اهل دانست و خود را اهل خلافت ندانست و آمد که با میل خود با ما بیعت کند. سپس گفت: ای حسن بایست. حضرت مجتبی علیه السلام خطبه خود را با حمد خدا شروع کردند. امام حسن علیه السلام ایستاد و خطبه را با این جمله شروع کرد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُسْتَحْمِدِ بِالْآلَاءِ وَ تَتَابُعِ النَّعْمَاء ...» و بعد از حمد خدا چنان خطابه پُر شهامتی ایراد فرمود که نقشه معاویه کاملا بر آب شد، به طوری که معاویه در انتها گفت: به خدا قسم حسن با این خطبه خود زمین را بر من تیره و تار کرد. در آنجا خواستم که برخورد کنم اما دانستم که ساکت ماندن بیشتر مرا در امان نگه می دارد.
    تبدیل شکست به پیروزی با یک خطبه

    واضح است که معاویه بسیار می کوشید که خود را فردی شایسته معرفی کند و این جلسه را به هدف پاکسازی چهره خود و خاندانش برگزار کرده بود. امام حسن علیه السلام صراحتا اعلام نمود که هرگز معاویه را سزاوار سرپرستی امور مسلمانان نمی داند و فقط و فقط بخاطر نداشتن یاور از ادامه جنگ با او صرفنظر کردند. اعلام اینکه ترک جنگ در شرایط بی یاور بودن بر مبنایی الهی و طبق سنت رسول الله صلی الله علیه و آله بوده و در میان انبیاء گذشته نیز سابقه داشته است.
    بیان اینکه رهبر باید عالمترین فرد باشد و فرد شایسته در آن زمان هیچکس جز خود ایشان و برادرشان حضرت حسین علیه السلام نبود.
    نشان دادن سنت الهی در اینکه امت پیامبران را بدون راهنما نمی گذارد اما خود امتها سرنوشت خود را خراب می کنند.
    بعد از حمد خدا چنان خطابه پُر شهامتی ایراد فرمود که نقشه معاویه کاملا بر آب شد، به طوری که معاویه در انتها گفت: به خدا قسم حسن با این خطبه خود زمین را بر من تیره و تار کرد. در آنجا خواستم که برخورد کنم اما دانستم که ساکت ماندن بیشتر مرا در امان نگه می دارد

    باز معرفی فضایل امام علی بن ابیطالب علیه السلام و نشانه اینکه آن حضرت می دانستند که دروغ پردازی و خراب کردن چهره حضرت علی علیه السلام از سیاستهای آینده معاویه بود و حتی دستگاه تبلیغاتی معاویه به دنبال تخریب چهره ابوطالب، پدر امام علی علیه السلام نیز بودند.
    بی اعتنایی صریح به ابهت معاویه در بیان و عمل. آنگونه که فرمودند: «بدانید که با این (اشاره به معاویه) بیعت کردم "وَ إِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِینٍ" ...».
    گزارشی از آنچه در آن جلسه تاریخی گذشت

    این خطبه حاوی نکات فراوان معارفی و تاریخی با اسلوبی زیبا و تأثیرگذار است. در اینجا فقط می توانیم گزارش کوتاهی از آن را بیاوریم.
    در ابتدا معاویه، امام حسن علیه السلام را در جایگاهی پایینتر از خود قرار داد و بر بالای منبر رفت و گفت:
    ای مردم این حسن بن علی است و پسر فاطمه است که ما را برای خلافت، اهل دانست و خود را اهل خلافت ندانست و آمد که با میل خود با ما بیعت کند. سپس گفت: ای حسن بایست.
    حضرت مجتبی علیه السلام خطبه خود را با حمد خدا شروع کردند. سپس به معرفی جایگاه اهل بیت علیهم السلام و برگزیده بودن آنان و مبرا بودنشان از رجس و پلیدی پرداختند. اعلام کردند که نسَب خانوادگی اهل بیت علیهم السلام حتی قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز نسبتی ویژه و ممتاز بوده است.
    سپس از فضیلتهای امام علی علیه السلام یاد کردند مانند سبقت در اسلام آوردن و اینکه منظور از "شاهد" در آیه "أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ" و آیات مختلفی که در شأن و مدح حضرت علی علیه السلام نازل شده است را تلاوت نمودند (1) و بیانات مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله درباره حضرت علی علیه السلام (2) را یادآور شدند. ایشان با ذکر مثالهایی به اهمیت و جایگاه وابستگان پیامبر صلی الله علیه و آله پرداختند و مثالهایی از شهیدان، زنان و مسجدها (3) زدند.
    به مردم یادآور شدند که بر هر مسلمانی واجب است به همراه نام پیامبر صلی الله علیه و آله بر ما نیز صلوات بفرستند.
    احکام اختصاصی دین که برای پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان پیامبر علیهم السلام (4) بود را بیان کردند.
    فرمودند: «آیه "فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ" مربوط به مباهله بود که پیامبر صلی الله علیه و آله پدرم را در میان "انفس" و من و برادرم را در میان "فرزندان" و مادرم فاطمه علیهاالسلام را از میان همه زنان انتخاب کرد. ما اهل و گوشت و خون و نفس پیامبریم و از اوییم و او از ماست و خدای متعال فرموده است: "إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً".»
    سپس توضیح دادند که آیه تطهیر درباره مقام خاصی است که شامل هیچیک از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نمی شود و در این باره استدلال کردند.(5)
    یادآور شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله صراحتا و به کرات آنها را به طور خاص به اسم اهل بیت علیهم السلام صدا زده است. مثال آوردند که: «پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از نزول آیه تطهیر هر طلوع فجر به سمت خانه ما می آمد و می فرمود: نماز! خدا به شما رحمت آورد "إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً".»
    امام مجتبی علیه السلام سپس به صراحت ادعای معاویه را "دروغ" و خود را اهل و شایسته خلافت دانستند و به افشای ظلمها و توطئه هایی پرداختند که بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله بر اهل بیت علیهم السلام وارد شد (6) و قسم خوردند که اگر مردم از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله اطاعت کرده بودند، آسمان بارانش و زمین برکتش را به آنها داده بود و هیچ جنگی در میان امت پیدا نمی شد و تا قیامت نعمتهای خدا را سبز سبز می خوردند.
    معاویه بسیار می کوشید که خود را فردی شایسته معرفی کند و این جلسه را به هدف پاکسازی چهره خود و خاندانش برگزار کرده بود. امام حسن علیه السلام صراحتا اعلام نمود که هرگز معاویه را سزاوار سرپرستی امور مسلمانان نمی داند و فقط و فقط بخاطر نداشتن یاور از ادامه جنگ با او صرفنظر کردند

    در ادامه فرمودند:
    «معاویه، اکنون نیست که تو طمع خلافت را کرده ای... خلافت که از جایگاه اصلی اش که خارج شد، قریش آن را مانند توپ به یکدیگر پرتاب کردند تا اینکه تو و اصحابت بعد تو طمع آن را کرده اید و این در حالی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: "اگر مردی زمام امتی را به دست بگیرد که در میان آن امت از او داناتر وجود داشته باشد کارشان همواره به افول و نگونی می رود تا اینکه به آنچه رها کرده بود، بازگردند."
    حضرت مجتبی علیه السلام به شباهت امت اسلام با امت یهود پرداختند و فرمودند:
    «اصحاب موسی، هارون را که برادر و خلیفه و وزیر او بود رها کردند و به سراغ گوساله رفتند و از سامری خودشان اطاعت کردند، با اینکه می دانستند که هارون جانشین و وزیر موسی است و این امت نیز از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدند که فرمود که پدرم [امام علی علیه السلام] به منزله هارون نسبت به موسی است بجز آنکه بعد از او پیامبری نیست و رسول خدا صلی الله علیه و آله را در هنگامی که او را در غدیر خم نصب کرده بود دیدند که به ولایت او ندا داد و دستور داد که شاهدان به غایبان خبر دهند.»
    سپس درباره بیعت خودشان فرمودند:
    «بیعت من با تو جزو سنن و امثالی است که یکی بعد از دیگری تکرار می شوند.»(7)
    در انتها نیز یادی از پدربزرگشان ابوطالب کردند که گویا جوابیه ای به دروغ پردازی های دستگاه تبلیغاتی معاویه باشد: «ابوطالب پدر علی علیه السلام نیز در حال مسلمانی از دنیا رفت.»(8)
    آخرین سخن، توصیه ناامیدانه به مردم بود: «مردم، گوش دهید و تقوا داشته باشید و از این راه بازگردید. و شما به حق باز نخواهید گشت و شما (به حقیقت) پشت کرده اید و طغیان و انکار تخمیرتان کرده " أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ".»
    البته الگوگیری از رک گویی امام حسن علیه السلام نیاز به فقاهت دارد و باید در جایگاه درست خود به کار رود تا آسیبهایش از سودش بیشتر نشود.
    پی نوشت:
    1. سبقت امام علی علیه السلام در ایمان و امین بودن و کاردار امور سخت پیامبر صلی الله علیه و آله بودن " السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ" و نیز اینکه نسبت به توان مالی خود از همه بیشتر خرج کرد و خدا می فرماید: "لا یَسْتَوِی مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً..." و مردم همه امتها برایش طلب مغفرت می کنند: "وَ الَّذِینَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ" و نیز آیه "وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ" و او مومن مجاهدی است که آیه "أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ" در شأن اوست.
    2. در جریان بردن سوره برائت به گفته پیامبر صلی الله علیه و آله "علی مردی از من" است و در جای دیگر فرمود: " أَمَّا أَنْتَ یَا عَلِیُّ فَمِنِّی وَ أَنَا مِنْكَ وَ أَنْتَ وَلِیُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی"
    3. اشاره به جایگاه حمزه سیدالشهداء و جعفر بن ابیطالب در میان سایر شهداء و نیز جایگاه خاص زنان پیامبر صلی الله علیه و آله که نیکوکارشان دو برابر پاداش دارد و بدکردارشان نیز دو برابر سنگینی دارد و نماز در مسجد النبی معادل هزار نماز در سایر مساجد (بجز مسجدالحرام) است و همه اینها بخاطر جایگاه رسول الله صلی الله علیه و آله نزد خداست. خدا واجب کرده که همه مومنان بر پیامبر درود فرستند و آن حضرت صلوات را اینگونه آموزش داده اند: " اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"
    4. خدا خمس را واجب کرد و آن را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله حلال کرد و همین کار را برای ما نیز کرد و صدقه را بر او و بر ما حرام کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله همه درهایی که به مسجدش راه داشت را بجز در خانه ما مسدود کرد و وقتی مردم در این باره با او صحبت کردند فرمود: این کار به میل شخصی ام نبوده بلکه به امر خدا بوده است.
    5. و هنگام نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله من و برادرم و مادرم و پدرم را در اتاق ام سلمه رضی الله عنها به زیر کساء خیبری ام سلمه جمع کرد و گفت "اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَ هَؤُلَاءِ أَهْلِی وَ عِتْرَتِی فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً" ام سلمه پرسید آیا من نیز داخل شوم؟ رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «خدای بر تو رحمت آورد تو بر خیری و به سوی خیر و من از تو بسیار خوشنودم اما این آیه مخصوص من و آنهاست.»
    6. از هنگام وفات پیامبر صلی الله علیه و آله ما اهل بیت همواره مورد ظلم و بی رغبتی و فشار بوده ایم (گویا) بر گردن ما افتادند و مردم را بر کتفهای ما سوار کردند و ما را از سهمی که در کتاب خدا از فیء و غنائم داشتیم منع کردند و مادرمان فاطمه را از ارثی که از پدرش داشت منع کردند. اسم از کسی نمی بریم ...
    7. رسول خدا صلی الله علیه و آله آن هنگام که از آسیب و مکر قومش به غار رفت، یاوری نداشت و اگر یاور می داشت با آنها می جنگید ... به هارون نیز از جانب خدا اشکالی وارد نیست در آن هنگام که قومش او را ضعیف کردند و با او دشمنی کردند. من و پدرم نیز همینطوریم که امت ما را ترک کردند و با غیر ما بیعت نمودند و یاورانی نداشتیم.
    8. پیامبر صلی الله علیه و آله در نزدیکی مرگ ابوطالب به او گفت "لا اله الا الله بگو تا روز قیامت شفاعتت کنم" و اگر ایمان ابوطالب یقینی نبود پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نمی گفت و این فضیلت برای هیچکس بجز شیخ ما ابوطالب نیست (زیرا توبه در لحظه دیدن مرگ فایده ندارد) و خدا می گوید" وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ وَ لَا الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً".

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,648
    حضور
    63 روز 9 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33588



    امام مجتبی علیه السلام و خشمی که فرو نبرد!

    در سیره حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام شواهد متعددی وجود دارد که به روشنی حاکی از سیطره تام و تمام وجود نورانی ایشان بر قوّه غضبیه است و شاید برجسته ترین آن، داستان معروف برخورد زننده مرد شامی با امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد.


    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    یکی از صفات پسندیده و فضایل اخلاقی مورد تاکید در آیات و روایات، صفت "حِلم" است. گرچه در احادیث متعددی معنای این فضیلت برجسته و ممتاز تبیین شده است، به عنوان مثال در نقلی از امام حسن مجتبی علیه السلام آمده است که شخصی از ایشان درباره معنای حلم پرسید و حضرت در پاسخ فرمودند: «كَظْمُ الْغَیْظِ وَ مِلْكُ النَّفْس» یعنی حلم، فروبردن خشم و تسلط بر خویشتن است.(1) با این حال به نظر می رسد یکی از آسانترین روشهای پی بردن به معنای حقیقی یک لفظ، شناخت ضدّ آن است. جمله ای در زبان اهل علم شایع است كه می گویند «تعرف الاشیاء باضدادها» یعنى اشیاء از راه نقطه مخالف و نقطه مقابلشان شناخته مى شوند.

    این دو لشکر را بشناسید تا هدایت شوید

    شیخ کلینى در نخستین باب از ابواب کتاب کافى، روایت مفصّلى را از امام صادق علیه السلام با عنوان "جنود عقل و جهل" نقل کرده است.(2) سماعة بن مهران، راوى این حدیث، مى گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم، در حالى که جمعى از یاران و اصحاب آن حضرت، گِرد ایشان بودند، سخن از عقل و جهل به میان آمد. آن حضرت فرمود: «عقل و لشکر عقل و همچنین جهل و لشکر جهل را بشناسید تا هدایت شوید.» آن گاه امام علیه السلام بنا به درخواست راوى با ذکر مقدمه اى درباره چگونگى آفرینش عقل و جهل، لشکریان هر یک از آنها را بر شمرد. طبق این روایت، یکی از 75 لشکر عقل، "حلم" و ضدّ آن که یکی از لشکریان جهل شمرده شده، "سَفَه" می باشد.(3) برای اینکه فهم دقیقتری از این فراز از روایت پیدا کنیم لازم است مقدمتا به یک مطلب اساسی اشاره نمائیم.
    غضب بهشتی، غضب جهنمی

    قوّه غضبیّه یک حالت اعتدالی دارد که در آن از طرفی مرز بین حلم و سستی و تساهل و ظلم پذیری کاملا تفکیک شده است و از طرف دیگر، افسار خشم و غضب به دست عقل داده شده و تحت سیطره آن در آمده است و باید دانست که تنها راه رسیدن به این اعتدال آنست که این قوّه شریفه، تحت تصرف و تربیت عقل و شرع قرار گیرد

    یکی از نعمتهای بزرگ الهی که در وجود آدمی به ودیعه گذاشته شده، قوه غضبیه است. این قوه همانند دیگر قوای انسانی ممکن است گاهی دچار افراط و زیاده روی شود و گاهی نیز مبتلا به تفریط و کندروی گردد. در صورتی که این قوّه شریفه، در دام رخوت و خمودی و سستی گرفتار آید، باعث می شود انسان در جایی که باید اقدام کند، پا پس بکشد. مثلا در انجام امر به معروف و نهى از منكر سستی کند و در مقابل ظلم ستمكاران، سکوت کرده و لب فرو ببندد و جرأت عمل به وظیفه جهاد و جنگ در مقابل دشمنان خدا را نداشته باشد.
    حالت افراط و زیاده روی این قوّه شریفه، همان رذیله اخلاقی است که بیشتر مردم از آن رنج می برند که در روایت فوق از آن به "سفه" تعبیر شده است. سفه به معنای خفت عقل و سبک مغزی است. زیرا در زمان فوران قوّه غضبیّه، انسان به جهت خفت عقل، كور و كر و چونان حیوانی درّنده و آتشی پر لهیب می شود؛ و چه بسا در همین حالت، اختیار را از کف بدهد و اقدام به هتك نوامیس محترمه و قتل نفوس مؤمنین كند.
    بنابراین قوّه غضبیّه یک حالت اعتدالی دارد که در آن از طرفی مرز بین حلم و سستی و تساهل و ظلم پذیری کاملا تفکیک شده است و از طرف دیگر، افسار خشم و غضب به دست عقل داده شده و تحت سیطره آن در آمده است و باید دانست که تنها راه رسیدن به این اعتدال آنست که این قوّه شریفه، تحت تصرف و تربیت عقل و شرع قرار گیرد.
    دو لشکر مردافکن در قبضه ولیّ خدا

    در سیره حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام شواهد متعددی وجود دارد که به روشنی حاکی از سیطره تام و تمام وجود نورانی ایشان بر این قوّه غضبیه است و شاید برجسته ترین آن، داستان معروف برخورد زننده مرد شامی با امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد.(4)
    ولی به نظر می رسد آنسوی دیگر شخصیت والای سبط رسول الله علیهماالسلام تا حدودی مورد غفلت قرار گرفته است. آنچه بیشتر برای ما از این امام همام نقل کرده اند، حلم و خویشتنداری بی نظیر ایشان بوده است در صورتی که آن حضرت در مواقعی که صحبت از دفاع از جریان حق و منکوب کردن تفکر باطل به میان می آمد، با صلابت و خشونت و بدون هیچ گونه تساهل و تسامحی رفتار می کرد.
    دفاع از حق و رسوایی باطل

    آنچه بیشتر برای ما از این امام همام نقل کرده اند، حلم و خویشتنداری بی نظیر ایشان بوده است در صورتی که آن حضرت در مواقعی که صحبت از دفاع از جریان حق و منکوب کردن تفکر باطل به میان می آمد، با صلابت و خشونت و بدون هیچ گونه تساهل و تسامحی رفتار می کرد

    نقل است پس از ماجرای صلح تحمیلی، روزی معاویه وارد کوفه شد. بعضی از این متملقین و چاپلوسان نزد معاویه آمدند و گفتند: "حسن بن علی در نزد مردم برای خود جایگاهی دارد، برای اینکه او را در نگاه مردم کوچک و خوار کنی، به او امر کن که نزد تو بیاید و پایین منبرت برای مردم خطبه بخواند. ایراد خطبه در چنین شرایط تحقیرآمیزی، حتما او را به هم خواهد ریخت و از خواندن خطبه عاجز می کند و بدینگونه از چشم مردم خواهد افتاد."
    معاویه چنین کرد و حضرت حسن بن علی علیهماالسلام را فراخواند و با همان شرایط امر به ایراد خطبه برای مردم نمود. ایشان پس از حمد و ثنای الهی فرمود:
    «ای مردم شما هر جایی را که می خواهید جستجو کنید ولی جز من و برادرم کسی را نمی یابید که جدش رسول الله صلی الله علیه و آله باشد. ما تصمیم گرفتیم با این طغیانگر ٓ در حالیکه با دست مبارکشان به معاویه که در بالای منبر و در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود اشاره کردند ٓ صلح کنیم و خون و جان مسلمانان را (از اینکه بیهوده و بی ثمر ریخته شود) حفظ کنیم.» سپس این آیه شریفه را تلاوت فرمود: «وَ إِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِینٍ»(5) در حالیکه به معاویه اشاره می نمود.
    معاویه گفت: منظورت از این آیه که تلاوت کردی چه بود؟!
    حضرت فرمود: «همان كه خداوند اراده فرموده است.»
    سپس معاویه برخاست و خطبه اى سست و ضعیف و فاحش ایراد نمود و در آن به أمیر المؤمنین علی علیه السّلام دشنام داد!
    آنگاه امام حسن علیه السّلام خطاب به معاویه -كه بالاى منبر بود- فرمود: «اى پسر هند جگرخوار! آیا همچون تویى به أمیر المؤمنین دشنام مى دهد!؟ حال اینكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده: «هر كه على را دشنام دهد مرا دشنام داده، و هر كه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده، و هر كه لب به سبّ خداوند گشاید او را تا ابد در جهنّم مقیم ساخته و برایش عذابى همیشگى خواهد بود».
    سپس امام از منبر پائین آمد و رهسپار خانه اش شد، و دیگر تا آخر عمر در آن مسجد نماز نگزارد.(6)
    این تنها یک نمونه از برخوردهای حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام با معاویه و اطرافیان وی بود. ایشان در موارد متعددی خصوصا در مواقعی که سکوت، موجب تثبیت یک تفکر باطل در اذهان مردم می شد، بدون هیچ تساهل و تسامحی، حقایق را با صراحت و صلابت بیان می کردند و معارضین و مخالفین را بر سر جای خود می نشاندند.


    پی نوشت :
    1. تحف العقول، ص225
    2 . کافی، ط ٓ الاسلامیه، ج1 ص20
    3 . وَ الْحِلْمُ وَ ضِدَّهَا السَّفَه /همان ص22
    4 . كشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)، ج 1، ص: 561
    5 . و من نمی دانم، شاید این ماجرا آزمایشی برای شماست، و بهره گیری تا مدتی (معین): انبیاء/111
    6 . الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج 2، ص: 285

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,648
    حضور
    63 روز 9 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33588



    جایگاه رفیع سبط رسول وحی

    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    با نگاهی مختصر و گذرا به تاریخ صدر اسلام به روشنی می توان جایگاه ویژه فرزند ارشد حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را یافت.

    سفارشاتی که پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله درباره دو فرزندش دارد حرمت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را نشان می دهد که همه مسلمانان را به احترام کردن به این دو بزرگوار ترغیب می کند و از اهانت به ایشان بر حذر می دارد. حرمت نهادن به ایشان توسط پیامبر صلی الله علیه و آله به دو صورت بوده است: یکی با توصیه به دیگران و بیان فضائل این دو بزرگوار و دیگر احترام عملی حضرت نسبت به ایشان.

    سیره گفتاری
    الف. سرور جوانان بهشت: فَقَامَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنِ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ؟ فَقَالَ الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَیْنُ‏ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ زَیْنُ الْعَابِدِینَ فِی زَمَانِهِ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُم‏...[1]
    جابر از پیامبر صلی الله علیه و آله درباره امامان از نسل امیر المۆمنین علیه السلام می پرسد حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرمایند: حسن و حسین که سرور جوانان اهل بهشت اند و سپس علی بن الحسین و ... تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
    ب. از اولین کسانی که وارد بهشت می شوند: عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ‏ شَكَوْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَسَدَ النَّاسِ إِیَّایَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّ أَوَّلَ أَرْبَعَةٍ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ أَنَا وَ أَنْتَ وَ الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَیْنُ‏ وَ ذُرِّیَّتُنَا خَلْفَ ظُهُورِنَا وَ أَحِبَّاۆُنَا خَلْفَ ذُرِّیَّتِنَا. [2]
    امیرالمۆمنین علیه السلام از حسادت مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کرد. حضرت به ایشان فرمودند: یا علی! همانا چهار نفر اولی که وارد بهشت می شوند من و تو و حسن و حسین هستند.
    ج. بهشت جایگاه دوست دار امام: رَوَى سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یَقُولُ‏ الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَیْنُ‏ ابْنَایَ مَنْ أَحَبَّهُمَا أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَحَبَّنِی أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ مَنْ أَبْغَضَهُمَا أَبْغَضَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَنِی أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ النَّارَ عَلَى وَجْهِه‏. [3]
    در اینکه امام حسن مجتبی علیه السّلام یکی از اهل بیت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است اهل بیتی که مدحشان در قرآن کریم آمده است و آنان را از آلودگی ها دور دانسته روایات زیادی از کتب شیعه و سنی وجود دارد

    سلمان فارسی می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: حسن و حسین دو فرزند من هستند؛ هر کس آن دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست داشته باشد خدا را دوست داشته و هر کس خدا را دوست داشته باشد داخل در بهشت می شود و...

    سیره رفتاری
    الف. نشستن بر شانه مهبط وحی: امام حسن علیه السّلام نزد پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى‏آمد در حالى كه آن حضرت بر فراز منبر خطبه مى‏خواند. از منبر بالا مى‏رفت و بر گردن آن حضرت سوار مى‏شد و پاهایش را روى سینه مبارك آویزان مى‏كرد بطورى كه برق خلخال در پایش دیده مى‏شد، و این در حالى بود كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مشغول خطبه بود و او را همچنان نگاه مى‏داشت تا خطبه‏اش به پایان مى‏رسید! [4]
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    ب. از زمره اهل بیت پیامبر رحمت: در اینکه امام حسن مجتبی علیه السّلام یکی از اهل بیت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است اهل بیتی که مدحشان در قرآن کریم آمده است و آنان را از آلودگی ها دور دانسته روایات زیادی از کتب شیعه و سنی وجود دارد که در اینجا تنها به یک نمونه اشاره می شود:
    امّ سلمه، همسر گرامى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نقل مى‏كند. روزى فاطمه سلام اللَّه علیها در حالى كه ظرف سفالى در دستش و امام‏ حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام در كنارش بودند، به حضور پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله آمد. حضرت فرمود: «پسر عمویت را نیز صدا كن بیاید». امام على علیه السّلام آمد. پیامبر امام حسن علیه السّلام را در زانوى راست و امام حسین علیه السّلام را در زانوى چپ نشاند. امام على علیه السّلام و حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها یكى پشت سر و دیگرى در جلو نشستند. رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:
    «بار الها! اینها اهل بیت من هستند، تمام پلیدیها را از آنها بزداى و آنان را پاكیزه و منزه گردان».
    و این مطلب را سه بار تكرار كرد. [5]
    با توجه به این همه تأکید و احترامی که اسوه تمام مسلمین یعنی پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله بر امام مجتبی علیه السّلام داشته و مۆمنان به خصوص مسلمانان مدینه از آن کاملا آگاه بودند چه شد که حرمت حضرت مجتبی صلوات الله علیه نگه داشته نشد؟!

    ج. احترام ویژه حضرت رسول نسبت به امام: یك وقت پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله براى نماز آماده شد و امام‏ حسن علیه السّلام ‏ با آن حضرت بود. رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله امام‏ حسن علیه السّلام ‏ را کنار خود جاى داد و مشغول نماز گردید. پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله سجده را طولانى كرد، وقتى من در میان مردم سر خود را بلند نمودم دیدم امام‏ حسن علیه السّلام ‏ روى كتف پیغمبر اعظم صلى اللَّه علیه و آله میباشد. هنگامى كه پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله سلام نماز را گفت مردم گفتند: یا رسول اللَّه! در این نماز یك سجده‏اى بجاى آوردى كه هیچ وقت بجاى نیاورده بودى، گویا: وحى به شما نازل شده بود!؟
    فرمود: وحى به من نازل نشده بود، ولى چون این پسرم روى كتف من بود لذا دوست نداشتم وى را به تعجیل پائین بیاورم، تا اینكه خودش فرود آمد.
    در كتاب: حلیة الاولیاء از ابو بكره روایت می كند كه گفت:
    پیغمبر خدا صلى اللَّه علیه و آله با ما مشغول نماز بود، امام حسن علیه السّلام كه كودكى بود مى‏آمد و بر پشت یا گردن مقدس پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله سوار مى‏شد و رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله آهسته امام حسن علیه السّلام را بلند می كرد. وقتى نماز تمام شد گفتند: یا رسول اللَّه! تو با این كودك عملى انجام دادى كه با احدى انجام ندادى!؟
    فرمود: این كودك گل من است. و ...[6]
    روایاتی که آورده شد نمی از دریای فضائل فرزند بزرگ زهرا و علی علیهماالسلام است. همه این روایات و روایات مشابه آن و داستان های تاریخی نشان دهنده جایگاه ویژه امام حسن مجتبی علیه السّلام نزد حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله می باشد. با توجه به این همه تأکید و احترامی که اسوه تمام مسلمین یعنی پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله بر امام مجتبی علیه السّلام داشته و مۆمنان به خصوص مسلمانان مدینه از آن کاملا آگاه بودند چه شد که حرمت حضرت مجتبی صلوات الله علیه نگه داشته نشد؟!

    پی نوشت:
    1. احمد بن علی طبرسی، الإحتجاج ، مشهد: نشر مرتضی،چاپ اول، 1403ق،ج‏1،ص 67
    2. شیخ مفید، ارشاد، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق، ج1، ص43
    3. شیخ طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى، تهران: ‏اسلامیه‏، چاپ: دوم 1390 ق‏، ص : 217
    4. هلالى، سلیم بن قیس - انصارى زنجانى خوئینى، اسماعیل، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق. ص 401
    5. قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله - محرمى، غلام حسن، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام (ترجمه الخرائج و الجرائج)، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش. ص34-33
    6. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، 1جلد، اسلامیه - تهران، چاپ: اول، 1377 ش، ص

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,648
    حضور
    63 روز 9 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33588



    محبوبیت امام حسن نزد پیامبر(علیهماالسلام)



    گـاه او را بـا بـرادر كـوچـكـش حـسین علیه السلام به كشتى گرفتن وا مى داشت و در حین كـشـتـى او را تـشـویـق مـى كـرد، و مـى فـرمـود: «مـن حـسـن را تـشـویـق مـى كـنـم، زیـرا جبرئیل حسین را تشویق مى كند.»

    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    مـحـبـوبیت امام مجتبى علیه السلام در كودكى نزد پیامبر صلّى اللّه علیه و آله براى همه كـس مـشـهـود بـود. پـیـامـبـر او را پـاره تـن، نـور دیـده، مـیـوه دل و گـل خـوشـبـوى بـوسـتـان نبوت مى نامید. پیوسته او را فرزند خود مى خواند و مى فـرمـود:«هـمـه فـرزندان مادران به پدرشان نسبت مى برند جز اولاد فاطمه ، كه آنان بـه من نسبت مى برند.» از عمق دل به او عشق مى ورزید، دست او را مى گرفت ، بر روى دامـن خـود مـى نـشـانـد و بـه مردم مى گفت :«هر كه این فرزند مرا دوست بدارد مرا دوست داشـتـه ، و هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است . خداوند دوست بدارد كسى را كه حسن مرا دوست بدارد.»
    و گـاه مـى فـرمـود :«خـداونـد مـرا بـه دوستى حسن و حسین فرمان داده است.). و گاه مى فرمود: (من در جنگم با هر كس كه با تو در جنگ باشد.»
    پیامبر بـه هـنـگـام گـریـه او، سـر از پـا نـشـنـاخته، از منبر به زیر مى آمد، او را در آغوش مى گـرفـت و آرام مـى كـرد، آن گـاه بـه مـنـبر باز مى گشت. او را در آغوش مى گرفت و مى بویید و مى بوسید و به او مى گفت:« تو آقا، فرزند آقا، و برادر آقایى.»
    او در كودكى در سجده نماز بر دوش پیامبر مى نشست و آن حضرت از شدت مهر به او سر از سـجـده بـر نمى داشت تا خود فرود آید، و گاه به نهایت نرمى و عطوفت او را از دوش خود فرود مى آورد. گاهى دیگر او را بر دوش مى نشاند و مى فرمود:« چه خوب مركبى است مركب تو، و چه خوب سوارى هستى تو!»
    پـیـامـبـر در مـراقـبـت و تـربـیـت او سـخت مى كوشید. گاهى او را بر دامن مى نشاند و او را تـشـویق مى كرد كه از سینه مباركش بالا برود و راه رفتن را بیاموزد و مى گفت : حزقة، حزقة، ترق عین بقة (كودك كوچك و نوپاى من ، از سینه ام بالا برو اى كودك ریز نقش من).
    گـاه او را بـا بـرادر كـوچـكـش حـسین علیه السلام به كشتى گرفتن وا مى داشت و در حین كـشـتـى او را تـشـویـق مـى كـرد، و مـى فـرمـود: «مـن حـسـن را تـشـویـق مـى كـنـم ، زیـرا جبرئیل حسین را تشویق مى كند.»
    پـیـامـبـر تـا آنـجـا بـه شـخصیت او ارج مى نهاد كه در كودكى، امضاى او را پاى برخى قـراردادهـا مـى نـهـاد و بـدیـن وسیله شایستگى او را براى امامت و خلافت روشن مى ساخت

    پـیـامـبـر صـلّى اللّه علیه و آله او و حسین را دو گوشواره عرش خدا مى نامید و زینت جهان آفرینش مى دانست. درباره آن دو بزرگوار مى فرمود:« حسن و حسین امامند، خواه قیام كنند و خـواه دست از قیام بردارند.» (1) و مى فرمود: «حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشتى اند.»
    مردى در زمان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله خطایى مرتكب شده بود، خود را از بیم پنهان كرد. روزى امام حسن و امام حسین را در راهى تنها دید، آنان را بر دوش گرفت و نزد پیامبر صـلّى اللّه علیه و آله آمد و گفت : یا رسول اللّه ، من به خداوند و این دو كودك شما پناه آورده ام .
    پیامبر خندید و به او فرمود: برو، تو آزادى ....
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    پـیـامـبـر تـا آنـجـا بـه شـخصیت او ارج مى نهاد كه در كودكى، امضاى او را پاى برخى قـراردادهـا مـى نـهـاد و بـدیـن وسیله شایستگى او را براى امامت و خلافت روشن مى ساخت. هـنـگـامـى كـه هـیـئتى از طائف به نام هیئت ثقیف آمدند و قراردادى جهت عدم تعرض بسته شد پـیـامبر امام حسن را فرمود تا پاى قرارداد را امضا كند. و نیز در صلح حدیبیه كه پیامبر در زیـر درخـتـى از مـسـلمـانـان بـیـعـت مـجـدد گـرفـت، دو كـودك خـردسـال او حـسـن و حـسـیـن هـم بـیـعـت كـردنـد و پـیـامـبـر فـرمـود:از افـراد خـردسـال كـسى با ما بیعت نخواهد كرد مگر كسى كه از ما خاندان باشد.(2)
    محبوبیت نزد امیرمؤمنان علیه السلام
    هنگامى كه ابن عباس مردم را به بیعت با آن حضرت فراخواند، مردم سخن او را پذیرفته ، گفتند: راستى كه چقدر حسین بن على نزد ما محبوب است ! بى شك او سزاوار خلافت است.(3)

    پی نوشت ها:

    1. منظور از قیام ، قیام به شمشیر است والا همه امامان قائمند و هیچ كدام قاعد نیستند. و قابل توجه است با اینكه این مطلب درباره همه امامان علیه السلام صادق است ، پیامبر آن را درباره این دو امام فرمود، زیرا اختلاف بیشبر درباره روش این دو بزرگوار است .
    2. مكاتیب الرسول صلى اللّه علیه و آله 1/273.
    3. ترجمه مقاتل الطالبیین / 43.
    منبع: حسن بن علی علیهماالسلام ، بیدارترین سردار

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,648
    حضور
    63 روز 9 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33588



    امام حسن علیه السلام در آستانه شهادت



    هـنگامى كه امام حسین علیه السلام از برادر دیدن مى كرد، امام او را از مسمومیت خویش آگاه كـرد، سـخـن هـا مـیـان آنـهـا رد و بـدل شـد ولى امـام حـاضر نشد در برابر اصرار برادر، قاتل خویش را معرفى كند، مبادا فتنه اى برخیزد.

    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    سـرانـجام معاویه جاسوسى نزد دشمن خانگى امام یعنى همسرش ‍ جعده دختر اشعث فرستاد كـه اگـر حـسن را مسموم كنى صد هزار درهم به تو میدهم ، برخى از زمینهاى عراق را به تـو وا مـى گـذارم و تو را به همسرى پسرم یزید در مى آورم . و چون او كار خود را كرد مـعـاویـه پـول را فـرسـتـاد و پیام داد كه ما دوست داریم یزید زنده بماند از این رو نمى توانیم به عهدمان با تو وفا كنیم .
    جـعـده از خـانـدان بـسـیـار پـلیـدى بـود، پـدرش اشـعـث در قـتـل على علیه السلام دست داشت ، خودش امام مجتبى علیه السلام را مسموم كرد و برادرش محمد بن اشعث در كربلا حضور داشت و در ریختن خون امام حسین علیه السلام شركت جست .
    امـام را چـنـد بـار تـوسـط هـمـسـر یـا دیگران مسموم كرده بودند ولى بار آخر سم بسیار خـطـرناكى را كه معاویه با دسائسى از پادشاه روم گرفته بود و براى جعده فرستاد ظـاهـرا در حـال افـطار به آن حضرت خورانید كه جگر حضرتش را پاره پاره كرد و خون زیادى از او رفت .
    خونى كه خورد در همه عمر از گلو بریخت خود را تهى ز خون دل چند ساله كرد
    امـام چـنـد روزى (بـه روایـتـى چـهل روز) در بستر بیمارى افتاد، اصحاب به دیدن او مى آمـدنـد، و در هـمان حال نیز از برخى یاران زخم زبانها شنید. یكى از یاران او مى گوید: نزد حسن بن على رفتم و گفتم : اى پسر رسول خدا، با واگذارى حكومت به این مرد طاغى گـردنـهـاى مـا را خـوار كـردى و مـا شـیعیان را برده دیگران ساختى ! امام شروع كرد به پاسخ دادن و در حین سخن ناگهان خلط خون در گلوى حضرت برآمد امام طشتى طلبید و در آن قى كرد و طشت پر از خون شد.. .

    وصیت

    هـنگامى كه امام حسین علیه السلام از برادر دیدن مى كرد، امام او را از مسمومیت خویش آگاه كـرد، سـخـن هـا مـیـان آنـهـا رد و بـدل شـد ولى امـام حـاضر نشد در برابر اصرار برادر، قاتل خویش را معرفى كند، مبادا فتنه اى برخیزد. آن گاه چنین وصیت نمود:
    «چون به شهادت رسیدم ، مرا غسل ده و كفن كن و به نزد قبر پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله بـبـر تـا بـا او دیـدارى تـازه كـنـم ، سـپـس مـرا نـزد مادرم فاطمه ببر، آن گاه به قـبـرسـتان بقیع روانه ساز و در آنجا به خاك بسپار، و بدان كه از دست حمیرا (عایشه ) به خاطر كینه اى كه با ما دارد مصیبتها به من خواهد رسید.»(1)
    ابـن عـبـاس بـه عـایـشـه گـفـت : روزى سـوار بـر شـتـر شـدى (در جـمـل)، و امـروز سـوار بـر اسـتـر، و اگـر زنـده بـاشـى لابـد روزى هـم بـر فـیـل سـوار خـواهـى شد و فتنه دیگرى بر پا خواهى كرد؟!

    و بـه روایـتـى سفارش فرمود: «(اگر مانع شدند) مرا در بقیع كنار جده ام فاطمه بنت اسد دفن كنید».
    و بـه روایـتـى دیگر فرمود:« مرا در كنار رسول خدا دفن كن ، زیرا من به آن حضرت و خانه اش از دیگران (ابوبكر و عمر) كه بدون اجازه او در آنجا دفن شدند سزاوارترم ... امـا اگـر آن زن (عـایـشـه) مـانـع شـد تـو را بـه خـویـشـاونـدیـم بـا تـو و بـا رسول خدا كه به اندازه شاخ بادكشى خون ریخته نشود… .»

    مصیبت بزرگ

    بـه هـر حال روح بلند آن امام ملك و ملكوت و سبط اكبر پیامبر، دردانه على و عزیز زهرا، به ملكوت اعلى پرواز كرد.
    جسم مباركش را بر تابوت نهاده، بر آن نماز گزاردند و چون نزدیك قبر پیامبر بردند عـایـشـه بـا خبر شد، سوار بر استرى (با تنى چند از بنى امیه) آمد و صدا زد: او را از خانه ام دور كنید...!
    در ایـن مـیـان بنى هاشم به خشم آمدند و هر كدام سخنى گفتند، امام حسین علیه السلام طى سخنان تندى به وى گفت: «به خدا اى عایشه، اگر به حكم الهى موظف بودیم حسن را در كـنـار پدرش دفن كنیم ، مى دیدى كه على رغم تو او را در آنجا دفن مى كردیم و كسى جلودارمان نبود».
    از سوى دیگر مروان و بنى امیه و برخى از فرزندان عثمان صدا برداشتند و به بهانه آنـكـه عـثـمـان در گـورسـتـانـى مخروبه دفن است ممانعت ایجاد كردند و تهدید به آهیختن شـمـشـیـر نـمـودنـد. مشاجرات لفظى بالا گرفت تا دستور تیر داده شد و جنازه مبارك را تیرباران كردند و هفت یا هفتاد چوبه تیر بر آن جنازه نشست.
    ابـن عـبـاس بـه عـایـشـه گـفـت : روزى سـوار بـر شـتـر شـدى (در جـمـل)، و امـروز سـوار بـر اسـتـر، و اگـر زنـده بـاشـى لابـد روزى هـم بـر فـیـل سـوار خـواهـى شد و فتنه دیگرى بر پا خواهى كرد؟!(2) و سـخـنـانـى مـیـان او و عـایـشـه رد و بـدل شـد. عـایـشـه بـازگـشـت و گـفـت : بـه هـر حال او زندگى را به پایان برد و در زیر خاك خفت.
    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    در رثاى امام

    بدن شریف امام مجتبی (علیه السلام) را به قبرستان بقیع بردند و در آنجا مظلومانه به خاك سپردند.
    امـام حـسـیـن عـلیـه السـلام بـا دلى پر سوز و دیدگانى اشكبار كنار قبر ایستاد و گفت: «چـگـونـه سر و صورت خود را آرایش و خوشبو كنم با آنكه چهره مباركت روى خاك نهاده شده و لباس در بدن ندارى !...
    پـس از تـو گـریـه هـاى طـولانى و دیدگان اشكبار خواهیم داشت . گر چه تو از ما دورى ولى دلخوشیم كه مزار تو به ما نزدیك است… .»
    مـحـمـد بـن حـنـفـیه برادر دیگر آن حضرت با دیده گریان بر بالاى قبر ایستاد و گفت : «اى ابـا محمد، خدایت رحمت كند، اگر حیاتت با شكوه بود مرگت اركان ما را فرو ریخت ، خوشا روحى كه بدن تو را آباد داشت ، و خوشا بدنى كه در كفن تو آرمید! چرا نه ؟ كه تـو فـرزنـد هـدایـت ، یـار بـا وفـاى پـرواپـیـشـگـان و از زمـره اهـل عـبـا هـسـتـى! در دامان اسلام پرورش یافتى ، از پستان ایمان شیر نوشیدى ، سوابق درخـشـان و اهـداف بـلنـد داشـتـى ؛ خـداونـد بـه دسـت تـو میان دو گروه از مسلمانان صلح بـرقـرار كـرد و پـراكـنـدگـى دیـن را تـجـمع بخشید، تو را سلام كه پاكیزه زیستى و پاكیزه دیده از جهان فرو بستى .»(3)
    آرى شهادت او دلهایى را سوزاند و دیدگانى را گریاند و جانهایى را عزادار نمود، امام خـدانـاشـنـاسـان كفر پیشه را دلشاد كرد چنانكه معاویه با شنیدن خبر شهادت او در كاخ سـبـز خـود فـریـاد اللّه اكبر بر آورد!(4) اللّه اكبرى كه به هر حـرفـش هزاران لعن و نفرین بر جان خود مى نشاند و سخنان تند یاران با وفاى امام جان او را مـى خـراشید، چنانكه بعدها ابن عباس در پاسخ وى گفت : از مرگ حسن خرسند مباش ، بـه خـدا سوگند كه مرگ او عمر تو را دراز نمى كند و خاك قبر او گور تو را پر نمى سازد.(5)
    حسین استادولیبخش عترت و سیره تبیان
    پی نوشت ها:
    1.كافى 1/302
    2.ابن الحجاج شاعر بغدادى این سخن را به شعر در آورده :
    یا بنت ابى بكر، لاكان و لا كنت لك التسع من الثمن و بالكل تملكت تجمك تبغلت ، و ان عشت تفیلت
    "اى دختر ابوبكر ، نه حق با پدرت ابوبكر بود و نه با تو، تو یك نهم از یك هشتم ارث پیامبر سهم دارى و اینك همه را تصرف كرده اى ! روزى بر شتر سوار شدى ... "
    3.تذكرة الخواص / 122. و در تاریخ یعقوبى 2/225 این سخن را پس از مراسم تكفین آورده است .
    4.مروج الذهب 3/8.
    5.همان مدرك .
    منبع: حسن بن علی علیهماالسلام، بیدارترین سردار

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود