صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله





    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهاَلسَلامُ عَلَیکَ یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّهِ یا اِمامَ الرَّحمَةِ •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسمان و موضوعات :
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله حمایت از عظمت پیامبر صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله چهل نکته ناب از سیره پیامبر (ص) مهربانی هادائماً متفکر بود اکثر اوقات ساکت بود
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آیا میدانید شش جمله ی مهم پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی (ع) چه بود؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله سیره اخلاقی پیامبر رحمت و مهربانی محمد مصطفی صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ديدگاه دانشمندان جهان درباره شخصيت پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پيامبر صلی الله علیه و آله از نگاه انديشمندان غير مسلمان
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهپيامبر اسلام حضرت محمدصلی الله علیه و آله در كلام انديشمندان جهان
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله قصاص پیامبرصلی الله علیه و آله در واپسین لحظات حیات
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تبرک جستن به پیامبر در روایات اهل سنت
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله حقانیت محمّدصلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در كلام اهل بيت علیهم السلام
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله اجداد خاتم النبین حضرت محمّد صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله خاتمیت نبی اکرم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله درسهای زندگی از سيره حضرت محمدصلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله زندگي پيامبر صلی الله علیه و آله در دوران کودکي و نوجواني چگونه بوده است؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله اتّفاقات واقع شده در هنگام ولادت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را توضيح دهيد؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در مکه
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژگی و برتری های رسول گرامی اسلام (ص) نسبت به سایر انبیاء چیست؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله دین پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از بعثت
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله منظور از رحمة للعالمين‌ درمورد نبی اکرم صلی الله علیه و آله چیست؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله امی بود؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله اگر گوشه نشینی در اسلام نهی شده چرا...
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تبرک جستن به پیامبر صلی الله علیه و آله در روایات اهل سنت
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به نبوت رسیدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله خاتم النبین صلی الله علیه و آله و کتب آسمانی پیشین
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و فرشته عزرائیل
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهپیامبر اسلام یک فمنیست بود؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهدلایل جهانی بودن نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله ؟؟؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهبررسی تاریخی معجزات پیامبر صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهحضرت محمد صلی الله علیه و آله فقط پیامبر مردان است !!!!!
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهپيامبر صلی الله علیه و آله مقام امامت داشت؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهقضا شدن نماز صبح رسول الله صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهآیا پیامبراکرم (ص) ازهمان ابتدای تولدشان از عصمت تکوینی برخوردار بودند؟
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله حدیث دوات و قلم و جسارت به مقام رسالت
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهفرهنگی و رسانه مذهبی :
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله کتابشناسی حضرت محمد صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله دانلود کتاب با موضوع پیامبر صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسمان قرآنی نبوت
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسمان انبیاء و پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله کتاب اخلاق نبوی(آشنائی باسیره ی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله)
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله کتاب سيره پيامبر صل الله علیه و آله با نگاهي به قرآن كريم
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهكتاب موبايل چهل حديث نبوي صلي الله عليه وآله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهدانلود کتاب شریف معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهکتابخانه نبوی و سبط اکبرش امام مجتبی علیه السلام
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهغروب خورشید مکه (رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله )
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلههمه جا غم، همه جا ماتم - اشعار و پیامک
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تصاویر ویژه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهاحادیث تصویری از نبی اکرم صل الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهتصاویری زیبا از مکه مکرمه و مدینه منوره
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تصاویر متحرک از ذکر صلوات
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آلبوم تصویری صلوات
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهماجراي پنجره بالاي قبه پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله +عکس
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهدانلود مرثیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گلچین روضه و سینه زنی از رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله دانلود صلوات - فایل صوتی صلوات
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهکیفیت معراج پيامبر صلی الله علیه و آله ؟ (صوتی )
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله انیمیشن های کوتاه از داستان های زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهروايات تصويري 28 صفر (حتماً ببينيد) - فلش
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله احادیث محمدی (کلیپ فلش)
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فلش زیارت حضرت رسول الله صل الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نرم افزار مذهبی :
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تم هاي مذهبي پيامبر اكرم صل الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نرم افزار تلفن همراه چهل حدیث از حضرت محمد صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهنرم افزار غروب ماتم ویژه رایانه و تلفن همراه - تولید اسک دین
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهتولید اسک دين - چهل داستان و چهل حديث پيامبر اکرم صل الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آلهپیامبر امی(ص)-نرم افزار جدید اسک دین(برگرفته ازاثر شهید مرتضی مطهری)
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ارسال کارت پستال صوتی به دوستان ویژه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله طرح هدیه صلوات به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژه نامه سال 1389
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژه نامه سال 1390
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژه نامه سال 1391
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژه نامه سال 1392
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژه نامه سال 1393




    دانلود صوت




    `*۩๑ داغ بی انتها ๑۩*´ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام





  2. صلوات ها 9




  3. انجمن گفتگوی دینی

    انجمن کفتگوی دینی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

    گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
    دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
    گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
    تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است
    گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
    اشک عزا به دیدة زهرای اطهر است
    گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
    دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
    پایان عمر سید و مولای کائنات
    آغاز دور غربت زهرا و حیدر است
    قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
    اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است
    روی حسین مانده به دیوار بی کسی
    چشم حسن به اشک دو چشم برادر است


  5. صلوات ها 4


  6. #3
    شادی92 آنلاین نیست. همکار اجرایی مهدویت و آخر الزمان و معاد شناسی

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر- مطالب مذهبی و علمی - طنز
    نوشته
    1,591
    حضور
    24 روز 13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    9909



    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

    سلام بر خاتم مهربانى و عشق! سلام براو که گام هاى مهتابى اش شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
    یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.
    هر که دارد سر همراهی ما بسم الله....
    بر روح رســـــول مهـــــربانی صلوات
    (اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم)

    چون گلشن گل به شادمانی صلوات
    (اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم)
    او رونق عیش ماســـت اندر دو سرا
    بر رونق عیــش جاودانی صلــــــوات
    (اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم)

    رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد



    کـــاش بیـــטּ ایـــטּ دستهـــاے رو بـــ ه آسمـــاטּ

    آرزوے دیرینـــ ه زمیـــטּ مستجـــاب شـــود


    اللّهـُــمَّ عَجـِّــل لِوَلیـِّــکَ الفَـــرَجَ

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    مشهوری ناشناخته به نام «سنت پیامبر»

    بیشتر مسلمانان خود را "اهل سنت" می دانند. اما یکی از تعجب آورترین مسائل آن است که "سنت پیامبر" یکی از ناشناخته ترین امور در میان ما مسلمانان است.

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    "سنت پیامبر" یکی از پرتکرارترین عبارات در میان مسلمانان است. بیشتر مسلمانان خود را "اهل سنت" می دانند و شیعیان نیز با استدلال ثابت می کنند که شیعیان اهل سنت واقعی هستند. اما یکی از تعجب آورترین مسائل آن است که "سنت پیامبر" یکی از ناشناخته ترین امور در میان ما مسلمانان است. در اینجا می خواهیم در این باره سخن بگوییم.

    راهی مطمئن برای شناخت دین

    نه تنها اهل بیت پیامبر علیهم السلام، بلکه خود ایشان نیز مردم را به پیروی از سنت خود دعوت کرده اند. امام صادق علیه السلام فرموده اند: هیچ چیزی نیست مگر آنکه درباره اش از کتاب یا سنت مطلبی بیان شده باشد.(1) از امام کاظم علیه السلام پرسیدند: آیا جواب همه سوالها در کتاب خدا و سنت پیامبر موجود است یا آنکه شما هم در آن باره بیاناتی دارید؟ حضرت کاظم علیه السلام فرمودند: همه چیز در کتاب خدا و سنت پیامبرش است.(2) همین سخن نیز ریشه قرآنی دارد، چه آنکه در سوره احزاب می خوانیم: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثیراً»(احزاب 21)
    سنت پیامبر چیست؟

    اگر صرفا به دنبال مشابهت های ظاهری باشیم باید بگوییم که مثلا درباره "طریقه استفاده از اینترنت" سنتی وجود ندارد؛ اما اگر سنت را به معنای "روش زندگی" و "طرز فکر پیامبر" بگیریم باید بگوییم که درباره استفاده از اینترنت نیز آموز ه های فراوانی در سنت وجود دارد

    دانشمندان دینی می گویند "سنت پیامبر" عبارتست از گفتار یا رفتار یا اعلام رضایت پیامبر؛ به عبارت دیگر هر آنچه در کتابهای حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله یا درباره آن حضرت روایت شده است، سنت نامیده می شود. از این رو اهمیت دارد در کنار قرآن به آموختن احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز اهتمام کنیم.
    تفاوت میان "سنت" و "کهنگی"

    وقتی در فرمایشات پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام با توجه بیشتری اندیشه کنیم، به معنای والاتری از سنت پی می بریم. به عنوان مثال پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرموده اند: عمل اگر مطابق سنت باشد هرچند کم باشد بهتر است از عمل بدعت گونه ای که پرحجم باشد.(3)
    از اینجا متوجه می شویم که سنت حقیقتی است در مقابل بدعت؛ و امری است شایسته تفکر و فقاهت. هر کار جدیدی بدعت نیست؛ بنابراین هر کار قدیمی هم سنت نیست. از طرف دیگر، سنت همیشه درست است اما رفتارهای قدیمی همیشه درست نیست. بنابراین باید بین "سنت" و "کهنگی" تفاوت قائل شویم.
    اشتباهی که شاید همه دچار آن شویم

    بسیار پیش می آید که که "سنت پیامبر" را به معنای عین رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله حساب می کنند. مثلاً روش صحبت کردن، خوردن، خوابیدن، مسافرت کردن و... را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کنند و آن را به معنای "سنتهای پیامبر" معرفی می کنند. البته شکی نیست که "سنتهای پیامبر" در لابلای رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله خود را نشان می دهد و رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله معصومانه بوده است؛ اما به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم بینشی عمیقتر نسبت به سنت داشته باشیم. به عنوان مثال به شخصی نسبت داده اند که در طول عمر خود هرگز خربزه نخورد زیرا می گفت: "نمی دانم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چگونه خربزه را تناول می کرده اند."
    پیداست که این طرز تفکر، مربوط به شخصی است که می کوشد همه زندگی خود را بر پایه "سنت پیامبر" تنظیم کند؛ اما دچار چند اشتباه مهم شده است:
    می پندارد که پیروی از "سنت پیامبر" یعنی کپی برداری ظاهری از همه رفتارهای پیامبر صلی الله علیه و آله.
    می پندارد که برخی از "سنت پیامبر" به دست ما نرسیده است.
    می پندارد که در اموری که نمونه آن در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله نبوده است راهی برای یافتن سنت نداریم.
    به عبارت دیگر صاحبان این تفکر بجای اینکه به روش زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله اقتدا کنند به دنبال یافتن مشابهت هایی ظاهری اند. در حالیکه "سنت پیامبر" آنگونه که خود پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای معصوم از خاندانش برای ما معرفی کرده اند، رسا و کامل است و شامل اتفاقهای نو نیز می شود؛ بنابراین نمی تواند محدود به مشابهت های ظاهری باشد.
    اگر صرفا به دنبال مشابهت های ظاهری باشیم باید بگوییم که مثلا درباره "طریقه استفاده از اینترنت" سنتی وجود ندارد؛ اما اگر سنت را به معنای "روش زندگی" و "طرز فکر" پیامبر صلی الله علیه و آله بگیریم باید بگوییم که درباره استفاده از اینترنت نیز آموز ه های فراوانی در سنت وجود دارد. مثلا تلاش برای بهره برداری حلال از اینترنت و ذکاوت به خرج دادن در شناخت نقلهای درست از نادرست و مراقبت از شیوع ندادن دروغها و زشتیها و توجه به هدر نرفتن وقت در دنیای مجازی و نیز وارد نشدن به عرصه هایی که باعث ذلت مومنان یا تسلط کفار بر آنان شود... .
    کلید قبولی اعمال

    زندگی مسلمانانه، به معنای پرکاری و انجام اعمال شدید و سخت نیست بلکه به معنای مطابقت رفتار با "سنت" است. زیرا اگر رفتار ما با "سنت" تطبیق نکند در حقیقت "بدعت" است، هر چند که به شکل عبادتهای طولانی و طاقت فرسا باشد

    بنابراین "سنت پیامبر" یک مسأله جدی است که باید همواره مدنظرمان باشد و در زندگی خود همواره جویای آن باشیم که طبق سنت رفتار کنیم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هیچ گفته ای بدون عمل قبول نمی شود و هیچ گفته و عملی هم بدون نیت قبول نمی شود و هیچ گفته و عمل و نیتی هم بدون تطبیق با سنت پذیرفته نمی شود.(4)
    و توجهی که ما برای تطبیق با سنت به خرج بدهیم از دید خدا پنهان نمی ماند و هرچه سختتر هم باشد اجر بیشتری دارد. از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله نقل شده است که: هر کس در حال اختلاف امت من به سنتم تمسک کند پاداش صد شهید را دارد. (5)
    سبک زندگی آسان

    زندگی مسلمانانه، به معنای پرکاری و انجام اعمال شدید و سخت نیست بلکه به معنای مطابقت رفتار با "سنت" است. زیرا اگر رفتار ما با "سنت" تطبیق نکند در حقیقت "بدعت" است، هر چند که به شکل عبادتهای طولانی و طاقت فرسا باشد.
    از طرف دیگر، دست ما برای یافتن "سنت" خالی نیست. اهل بیت پیامبر علیهم السلام الگوهایی بودند که با زندگی خود به طور عملی "سنت پیامبر" را به ما نشان داده اند. بنابراین پیروی از اهل بیت علیهم السلام در حقیقت همان پیروی از سنت رسول خداست. هر کس می خواهد با مسلمانی زندگی کند باید هر صبح و شام، رفتار و گفتار و اندیشه خود را بر طبق سنت تنظیم کند.
    پی نوشت:
    1) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا وَ فِیهِ كِتَابٌ أَوْ سُنَّةٌ. (کافی، ج1، ص59)
    2) عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ أَ كُلُّ شَیْ ءٍ فِی كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ أَوْ تَقُولُونَ فِیهِ قَالَ بَلْ كُلُّ شَیْ ءٍ فِی كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ. (کافی، ج1، ص62)
    3) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَمَلٌ قَلِیلٌ فِی سُنَّةٍ خَیْرٌ مِنْ عَمَلٍ كَثِیرٍ فِی بِدْعَةٍ (امالی طوسی، ص285) همچنین از حضرت زین العابدین علیه السلام نقل شده است که "إِنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ مَا عُمِلَ بِالسُّنَّةِ وَ إِنْ قَل" . (کافی، ج1، ص70)
    4) عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَا یُقْبَلُ قَوْلٌ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا یُقْبَلُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ إِلَّا بِنِیَّةٍ وَ لَا یُقْبَلُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ وَ نِیَّةٌ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّةِ.
    5) أَبِی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ أَخِیهِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ تَمَسَّكَ بِسُنَّتِی فِی اخْتِلَافِ أُمَّتِی كَانَ لَهُ أَجْرُ مِائَةِ شَهِیدٍ.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    آخرین نگرانی های رسول خدا صلی الله علیه و آله

    زندگی مبارک پیامبر اکرم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله تا 10 سال پس از هجرت ادامه یافت. در هر یک از این سالها وقایع مهمی اتفاق افتاده است، که هم از نظر تاریخ عمومی، و هم تاریخ اسلام، و هم از نظر دینی و ماهیت خود اسلام، دارای اهمیتهای ویژه است. از جمله، در این مدت، اسلام توسعه یافت و به سراسر جزیرة العرب رخت کشید.

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    اندک اندک، سال دهم هجری فراز آمد. پیامبر صلی الله علیه و آله در این سال به سفر حجة الوداع رفت. در بازگشت از این سفر، واقعه غدیر به وقوع پیوست. پس از واقعه غدیر، پیامبر صلی الله علیه و آله همراه کاروانها، به مدینه آمد. چیزی نگذشت که بیمار شد، و هنگام درگذشت او نزدیک گشت. مولفان و محدثان معتبر و عالمان موثق، وقایع هفته های آخر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله را چنین نقل کرده اند، که ما خلاصه ای از آن را در اینجا می آوریم.
    دو امانت گرانبها

    هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حجة الوداع بازگشت، و معلوم شد که رحلت او نزدیک شده است، پیوسته در میان اصحاب خود خطبه می خواند و سخن می گفت، و آنان را از فتنه ها و دگرگونیها بر حذر می داشت، و تاکید می فرمود که از روشها و سنتهای او دست نکشند، و در دین خدا بدعت نگذارند، و از خاندان او (علی بن ابیطالب و امامان بعد از علی علیهم السلام) پیروی کنند، و آنان را تنها نگذارند، اختلاف درست نکنند، از دین بر نگردند. مکرر فرمود:

    هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حجة الوداع بازگشت، و معلوم شد که رحلت او نزدیک شده است، پیوسته در میان اصحاب خود خطبه می خواند و سخن می گفت، و آنان را از فتنه ها و دگرگونیها بر حذر می داشت، و تاکید می فرمود که از روشها و سنتهای او دست نکشند، و در دین خدا بدعت نگذارند، و از خاندان او (علی بن ابیطالب و امامان بعد از علی علیهم السلام) پیروی کنند، و آنان را تنها نگذارند، اختلاف درست نکنند، از دین بر نگردند

    «مردم! من از میان شما می روم... در قیامت از شما می پرسم که در حق آن دو چیز گرانقدر بزرگ که در میان شما باقی گذاردم، یعنی کتاب خدا و امامان و عترت، چه کردید؟! توجه کنید که در میان آنان چگونه رفتار خواهید کرد؟ قرآن و خاندان من از من جدا نخواهند شد، تا لب حوض کوثر، که بر من وارد شوند. بدانید که علی بن ابیطالب وصی من است.»
    این سخنان را پیامبر صلی الله علیه و آله مکرر می گفت و در مجالس متعدد القا می فرمود.
    فرمانی که سرپیچی شد

    پیامبر صلی الله علیه و آله در ایام نزدیک به رحلت خود، اسامة بن زید را فرا خواند، و او را امیر سپاه قرار داد، و امر کرد که مردم به او بپیوندند و جزء سپاه او شوند. و اسامة فرمود، برای جهاد و غذا به جایی رود که پدرش (زید) آنجا شهید شده بود (بلاد روم).
    یکی از حکمتهای تجویز این سپاه ایمن بود که مدینه از برخی کسان خالی شود، و آنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حدس می زد با خلافت امام علی علیه السلام مخالفت کنند، به هنگام فوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه نباشند. لیکن چنین نشد و نرفتند و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله عمل نکردند، و به سپاه اسامه نپیوستند.
    مردگان بیدار، بیداران مرده

    پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد. چون حالت بیماری رسید، دست امیرالمومنین علیه السلام را گرفت، و به سوی بقیع (گورستان مدینه) رفت. بیشتر اصحاب نیز در پی پیامبر صلی الله علیه و آله روان گشتند. چون به بقیع رسید فرمود:
    «السلام علیکم یا اهل القبور؛ سلام بر شما ای مردگان خفته در گور، خوشا به حال شما، چون شما نجات یافتید از فتنه هایی که در پیش است، زیرا که فتنه هایی از سوی مردم روی کرده است مانند سیاهی های شب تار...»
    آنگاه مدتی ایستاد، و برای همه مردگان بقیع، طلب آمرزش کرد .پس به خانه بازگشت.
    آخرین سخنان بر فراز منبر

    بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله شدت یافت. پی از سه روز به مسجد آمد، در حالی که دستاری بر سر بسته بود، و دست راست خود را بر دوش امام علی علیه السلام گذاشته بود، و دست چپ را بر دوش فضل بن عباس. آمد و بر منبر بالا رفت و نشست و فرمود:

    یکی از حکمتهای تجویز این سپاه ایمن بود که مدینه از برخی کسان خالی شود، و آنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حدس می زد با خلافت امام علی علیه السلام مخالفت کنند، به هنگام فوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه نباشند. لیکن چنین نشد و نرفتند و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله عمل نکردند، و به سپاه اسامه نپیوستند

    «ای مردمان! من از میان شما می روم. هر که را نزد من وعده ای است بیاید و وعده خویش بطلبد. هر کس از من طلبی دارد بیاید و بگیرد. ای مردم! میان خدا و احدی از مردم، جز عمل و اطاعت خدا، وسیله ای نسبت... ای مردم! کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار می شود. کسی آرزو نکند که بدون اطاعت خدا، به رضا و خشنودی خدا می رسد. سوگند به خدایی که مرا به حق به پیامبری فرستاد، جز عمل نیکو و رحمت خدا، مایه نجاتی از عذاب وجود ندارد. خود من اگر معصیت کنم هلاک خواهم شد...».
    آنگاه از منبر فرود آمد، نمازی خفیف با مردم خواند، و به خانه بازگشت.
    سر بر بالین برادر

    همینگونه بود، و دو سه روزی بگذشت، اصحاب به دیدارش می آمدند و برای فراق پیامبر صلی الله علیه و آله می گریستند. پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک مرگ خویش، باز امام علی علیه السلام را پیش خود خواست. به او وصیتها و سفارشهایی چند کرد. و چون لحظه مرگش فرا رسید به امام علی علیه السلام فرمود:
    «سر مرا در دامن خود گذار، که امر خداوند رسیده است. روی مرا بسوی قبله بگردان. و تو خود مرا غسل ده و کفن کن، و نخست تو خود بر من نماز گزار... در همه این کارها از خدا یاری بخواه....»
    وداع جانگداز

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دیده از جهان فروبست. امام علی علیه السلام بدن پیامبر صلی الله علیه و آله را بپوشاند، و سپس با همراهی فضل بن عباس، به غسل دادن و کفن کردن بدن پیامبر صلی الله علیه و آله پرداخت و خود به تنهایی پیش ایستاد، و بر بدن پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند. گروهی از صحابه در این لحظات در کنار بدن پیامبر صلی الله علیه و آله نبودند، بلکه بدن او را رها کرده بودند، و وصی او را تنها گذارده بودند، و در پی به دست آورن مقام جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله بودند.
    سپس امام علی علیه السلام در میان مردم رفت و گفت:
    «پیامبر صلی الله علیه و آله در حال حیات و ممات، پیشوای ماست، مردم خود خود دسته دسته بروند و بر بدن او نماز (نماز میت) بخوانند.»
    مردم دسته دسته می آمدند، و بر بدن پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می خواندند. پیامبر صلی الله علیه و آله را در خانه خود، در محلی که جان سپرده بود، به خاک سپردند. به هنگام دفن، امام علی علیه السلام داخل قبر شد، و کفن را باز کرد، و صورت پیامبر صلی الله علیه و آله را از کفن درآورد، و گونه مبارک آن حضرت را، رو به قبله، بر روی خاک نهاد. آنگاه لحد پیامبر صلی الله علیه و آله را چید و خاک بر روی آن بزرگوار ریخت .

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    شوخ طبعی‌های پیامبرانه
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله


    اسلام ، شوخی را تا زمانی تأیید کرده است که با گناه دیگری مانند تحقیر و تمسخر و افترا و غیبت و مانند آن همراه نباشد. رسول گرامی اسلام با سفارش یاران خود به شوخ طبعی ، به مقدار ضرورت ، خود نیز با آنان شوخی می‌کرد.

    حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید:
    کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لیسر الرجل من اصحابه اذا راءه مغموما بالمداعبه و کان یقول ان الله یبغض المعبس فی وجه اخیه (1).
    رسول الله (صلی الله علیه و آله ) هر گاه مردی از اصحابش را غمگین می‌یافت ، او را با شوخی ، خرسند می‌ساخت و می‌فرمود: خداوند دشمن دارد کسی را که به روی برادرش چهره در هم کشد.
    نمونه های دیگری از مزاح‌های پیامبر در کتاب‌های احادیث و سیره ذکر شده است . از آن جمله :
    1. انجشه ، خادم رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) برای شتر همسر آن حضرت “حدی (2)“ می‌خواند. پیامبر فرمود: “ای انجشه ! با شیشه‌ها مدارا کن (3)“. (کنایه از این که زنان ، لطیف و ضعیفند ممکن است با شتابان رفتن شتر بترسند و بیفتند).
    2. زنی خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) آمد و نام شوهرش را برد. حضرت فرمود: شوهرت همان است که در چشمانش سفیدی است ؟ گفت : نه در چشمانش سفیدی نیست . آن زن به خانه آمد و جریان را برای شوهرش تعریف کرد. مرد گفت : آیا نمی‌بینی که سفیدی چشم من از سیاهی آن بیشتر است .(4)
    3. پیامبر به پیرزنی از قبیله اشجع فرمود: پیرزنان وارد بهشت نشوند. بلال حبشی که سیاه چهره بود، آن پیرزن را ناراحت دید و جریان را به رسول الله (صلی الله علیه و آله ) باز گفت . پیامبر فرمود: سیاه هم به بهشت نمی‌رود. بلال و پیرزن هر دو ناراحت بودند که ناگهان عباس ، عموی پیامبر که پیرمرد بود، آن دو را دید و حال آن دو را برای پیامبر بازگو کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: پیرمرد هم به بهشت نمی‌رود. همه غمگین شده بودند. پیامبر که چنین دید، همه آنان را فراخواند، دلشان را نرم کرد و فرمود: “خداوند، پیرزنان ، پیرمردان و سیاهان را به نیکوترین شکل بر می‌انگیزاند و آنان جوان و نورانی شده به بهشت می‌روند5)“.
    سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله ) به گونه‌ای بود که به یارانش اجازه می‌داد تا در حضور مبارکش ، گفته‌های طنز آمیز ادا کنند. آنان نیز به پیروی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) از شوخی‌های ناپسند پرهیز داشتند، ولی از شوخی‌های پسندیده دریغ نمی‌کردند. از جمله ، نعیمان ، مرد شوخ طبعی بود. روزی عربی را با یک خیک عسل دید. آن را خرید و به خانه عایشه برد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) پنداشت که به عنوان هدیه آورده است . نعیمان رفت و اعرابی بر در خانه پیامبر ایستاده بود. چون انتظارش طولانی شد، صدا زد: ای صاحب خانه ! اگر پول ندارید، عسل را برگردانید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) جریان را دریافت و قیمت عسل را به آن شخص پرداخت . پیامبر چون زمانی دیگر، نعمیان را دید، فرمود: چرا چنین کردی ؟ گفت : دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) عسل را دوست دارد و اعرابی هم یک خیک عسل داشت . پیامبر خدا از کار نعیمان خندید و به او هیچ گونه درشتی نکرد(6).
    تبسم ، بهترین نشانه شادی و نشاط است . چهره رسول الله (صلی الله علیه و آله ) نیز هنگام دیدار یاران بیش از دیگران شاداب و خندان می‌نمود و گاه چنان می‌خندید که دندان‌های مبارکش نمایان می‌شد(20). ابوالدرداء می‌گوید: “رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) هر گاه سخنی می‌فرمود، سخنش با لبخند همراه بود.

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) هم کلام خویش را با تبسم می‌آمیخت و هم چهره‌ای خندان داشت و هم به چهره دیگران لبخند می‌زد. در حدیث است :
    کان اکثر الناس تبسما و ضحکا فی وجوه اصحابه (7). بیش از همه ، لبخند داشت و بر روی یارانش لبخند می‌زد.

    5. امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می‌فرماید: “عربی بدوی نزد پیامبر می‌آمد و هدیه و سوغاتی به پیامبر اهدا می‌کرد. بعد همان ساعت می‌گفت : پول هدیه و سوغات ما را بدهید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نیز می‌خندید. پس از آن جریان هر وقت غمگین می‌شد، می‌فرمود: آن اعرابی کجاست . کاش پیش ما می‌آمد(8)“.
    6. پیامبر از پشت سر کسی آمد و بازوی او را گرفت و فرمود: “چه کسی این (بنده ) را می‌خرد؟” (و منظور حضرت ، بنده خدا بود).
    7. شوخی و مزاح ظریف و زیبای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) و امیرمؤمنان علی (علیه السلام) درباره خوردن خرما نیز معروف است . گفته‌اند روزی آن دو گرامی با هم خرما می‌خوردند که پیامبر، هسته‌ها را جلوی علی (علیه السلام) می‌گذاشت و در پایان فرمود: هر که هسته‌اش بیشتر باشد، پر خور بوده است ! امیر مؤمنان در پاسخ گفت : هر که با هسته خورده باشد، پرخورتر بوده است (9).
    8. همچنین از شوخ طبعی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) چنین نقل می‌کنند که حضرت برخی از یاران را از پشت سر بغل می‌گرفت و دو دستش را بر چشمان آنان می‌گذارد تا آنان را بیازماید که آیا می‌توانند با چشم بسته ، طرف مقابل را تشخیص دهند یا نه (10).
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    9. رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نه تنها خود، شوخی را آغاز می‌کرد، بلکه زمینه فرح را برای یاران خود فراهم می‌آورد.
    روزی مرد عربی بر آن حضرت - که بسیار اندوهگین می‌نمود - وارد شد. وی می‌خواست چیزی بپرسد. اصحاب گفتند: نپرس ! چهره پیامبر چنان گرفته است که جرئت پرسیدن نداریم . چهره پیامبر هرگز گرفته نبود، مگر هنگام نزول آیات موعظه یا آیات قیامت . او گفت : مرا به حال خود واگذارید. سوگند به خدایی که او را به پیامبری برانگیخت ، هرگز رهایش نمی‌کنم تا خنده بر لبانش ظاهر شود. آن گاه به پیامبر گفت : ای رسول خدا! شنیده‌ام دجال با نان و غذا نزد مردم گرسنه می‌آید. پدر و مادرم به فدایت . آیا باید غذا نخورم تا از لاغری بمیرم یا بهتر است نزد دجال غذای کافی بخورم و چون سیر شدم ، به خدا ایمان آورم ؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) آنقدر خندید که دندان‌های مبارکش نمایان شد. سپس فرمود: خیر! خداوند تو را به وسیله آنچه دیگر مؤمنان را بی نیاز می‌کند، بی نیاز می‌سازد(11).
    10. نقل است روزی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) به صهیب بن سنان فرمود: در حالی که از چشم درد رنج می‌بری ، خرما می‌خوری ؟ صهیب گفت : این چشم من درد می‌کند و من خرما را با طرف دیگر می‌خورم (12).
    11. روزی ابو هریره کفش حضرت را ربود و آن را نزد خرما فروشی گرو گذاشت و خرما گرفت . مشغول خوردن بود که پیامبر سر رسید و از او پرسید: ای اباهریره ! چه می‌خوری ؟ پاسخ داد: کفش پیامبر را(13).
    سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله ) به گونه‌ای بود که به یارانش اجازه می‌داد تا در حضور مبارکش ، گفته‌های طنز آمیز ادا کنند. آنان نیز به پیروی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) از شوخی‌های ناپسند پرهیز داشتند، ولی از شوخی‌های پسندیده دریغ نمی‌کردند.

    در مکتب رسول الله (صلی الله علیه و آله ) شوخی باید به اندازه‌ای باشد که مایه تخریب شخصیت گوینده آن نشود. قیس بن سعد، یار جوان پیامبر پس از توصیف شوخ طبعی پیامبر می‌گوید: “به خدا سوگند! آن حضرت با آن شگفتی و خنده ، هیبتش از همه افزون‌تر بود(14)“.
    زیاده روی در شوخی ، ابهت انسان را در هم می‌شکند و اسلام هم برای شخصیت پیروان خود ارزش والایی قائل شده است . بنابرین ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) افراط در شوخی را نکوهش می‌کرد: لا تمزح فیذهب بهاؤ ک ؛ از شوخی [زیاد] بپرهیز؛ زیرا ارزش و قداستت شکسته می‌شود(15)“.
    در شوخی نباید از وسایل نامشروعی چون دروغ ، برای خنداندن دیگران بهره گرفت . رسول گرامی اسلام در هشداری می‌فرماید:
    ویل للذی یحدث فکذب لیضحک به القوم ویل له ، ویل له (16).
    وای بر کسی که کلام دروغی را نقل کند تا دیگران بخندند. وای بر او، وای بر او.
    مزاح باید از زشتی گفتار و نادرستی عاری باشد. پیامبر می‌فرمود:
    انی لاامزح و لااءقول الا حقا(17). من شوخی نمی‌کنم و سخنی نمی‌گویم ، مگر آنکه در چارچوب حق باشد.
    یکی از یاران پیامبر از ایشان پرسید: آیا در اینکه با دوستان خود شوخی می‌کنیم و می‌خندیم ، اشکالی هست ؟ پیامبر در پاسخ فرمود: “اگر سخنی ناشایست در میان نباشد، اشکالی ندارد(18)“.
    از سوی دیگر، خنده زیاد و قهقهه نیز عظمت و متانت آدمی را از بین می‌برد. از این رو، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) می‌فرماید:
    ایاک و کثره الضحک فانه یمیت القلب (19) ؛ از خنده بسیار بر حذر باش که دل را می می‌راند.
    تبسم ، بهترین نشانه شادی و نشاط است . چهره رسول الله (صلی الله علیه و آله ) نیز هنگام دیدار یاران بیش از دیگران شاداب و خندان می‌نمود و گاه چنان می‌خندید که دندان‌های مبارکش نمایان می‌شد(20). ابوالدرداء می‌گوید: “رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) هر گاه سخنی می‌فرمود، سخنش با لبخند همراه بود(21)“.


    پی نوشت ها :
    1- سنن النبی ، ص 60.
    2- نوعی از خواندن که باعث حرکت بیشتر شتر می‌شود.
    3- بحار الانوار، ج 16، ص 294.
    4- همان .
    5- همان ، ص 295.
    6- همان ص 296.
    7- المحجه البیضاء، ج 4، ص 134.
    8- اصول کافی ، ج 2، ص 663.
    9- ملا محسن فیض کاشانی ، التحفه السنیه ، ص 323.
    10- سید نعمت الله جزایری ، زهر الربیع ، ص 7.
    11- محجه البیضاء، ج 4، ص 134.
    12- زهر الربیع ، ص 7.
    13- بحار الانوار، ج 16، ص 296.
    14- منتهی الامال ، ج 1، ص 151.
    15- بحار الانوار، ج 74، ص 48.
    16- همان ، ص 88.
    17- همان ، ج 66، ص 7.
    18- کافی ، ج 2، ص 192.
    19- بحار الانوار، ج 74، ص 285.
    20- محجه البیضاء، ج 4، ص 134.
    21- مکارم الاخلاق ، ج 1، ص 58.

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    رفتار شناسی پیامبر اکرم

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله


    حقیقتاً که آشنایی با روش و آداب زندگی و خلق و خوی آن بزرگوار که خود مظهر کامل و آیینه تمام نمای مکارم اخلاقی است گام مؤثر جهت درک هرچه بیشتر مسایل اخلاقی خواهد بود.
    سیره رسول خدا(ص) که والاترین الگوی کمالات انسانی و مصداق آیه شریفه« و لکم فی رسول الله اسوه حسنه» عالی ترین نمونه تربیت و اخلاق اسلامی می باشد که با الهام از سیره آن حضرت بتوانیم در رشد و سازندگی شخصیت خود و فراگیران و متربیان قدمی موثر برداریم. در این مجال گوشه ای از سیره رفتاری پیامبر اکرم را برای شما عزیزان نقل خواهیم کرد .

    سیره ایشان در سخن گفتن


    امام حسین از پدرش امیرالمومنین علی علیه ‌السلام درباره‌ رفتار پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله با دوستان و همنشینان خود سوال کرد و حضرت چنین فرمود:
    «پیامبر صلی ‌الله علیه و آله همیشه خوش ‌رو، خوش‌ خو و ملایم بود و خشن، درشت‌ خو، فحّاش و عیب ‌جو نبود. کسی را زیاد مدح نمی‌کرد و از چیزی که به آن میل و رغبت نداشت غفلت می‌ورزید به طوری که مردم از او ناامید نمی‌شدند. همواره خود را از سه چیز دور می‌داشت:
    1- جدال،2- پرحرفی،3- گفتن مطالب بی‌فایده. و نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز می‌کرد:
    1- هرگز کسی را سرزنش نمی‌کرد و عیب نمی‌گرفت،
    2- عیب مردم را جست و جو نمی‌کرد،
    3- سخن نمی‌گفت، مگر در جایی که امید ثواب در آن داشت.
    هنگام تکلم چنان حاضران را تحت تأثیر قرار می‌داد و جذب می‌کرد که از هیچ ‌کس نفس شنیده نمی‌شد و چون سکوت می‌کرد آنان سخن می‌گفتند. دوستان در حضور آن حضرت با یکدیگر پیرامون مطلبی نزاع نمی‌کردند. اگر کسی در محضر پیامبر صلی ‌الله علیه و آله صحبت می‌کرد همه ساکت... .» 1

    سکوت آن حضرت


    سكوت رسول خدا(ص)چهار جور بود
    1 ـ حلم 2 ـ حذر 3 ـ تقدیر 4 ـ تفكر.
    سكوتش از حلم و صبر این بود كه هیچ چیز آن حضرت را به خشم در نمى‏آورد و از جاى نمى‏كند، و سكوتش از حذر در چهار مورد بود:
    1 ـ در جائى كه مى‏خواست وجهه نیكو و پسندیده كار را پیدا كند تا مردم نیز در آن كار به وى اقتدا نمایند.
    2 ـ در جائى كه حرف زدن قبیح بود و مى‏خواست بطرف یاد دهد تا او نیز از آن خوددارى كند .
    3 ـ در جائى كه مى‏خواست در باره صلاح امتش مطالعه و فكر كند.
    4 ـ در مواردى كه مى‏خواست دست به كارى زند كه خیر دنیا و آخرتش در آن بود.
    و سكوتش از تقدیر این بود كه مى‏خواست همه مردم را به یک چشم دیده و به گفتار همه به یک نحو استماع فرماید، و اما سكوتش در تفكر عبارت بود از تفكر در اینكه چه چیزى باقى است و چه چیزى فانى.2
    آن حضرت با تمامى مردم مهربان بود و در همه شرایط با لشکریان و مردم خود مدارا مى کرد، راستگویى امین، وفادار به عهد و پیمان خود بود، هنگام غضب خشم خود را فرو مى برد و هنگام قدرت از مجازات چشم پوشیده و مى گذشت.


    ساده زیستی و عطوفت آن حضرت

    در كتاب ارشاد دیلمى است كه: رسول خدا(ص)لباس خود را خودش وصله مى‏زد، و كفش خود را خود مى‏دوخت، و گوسفند خود را مى‏دوشید، و با بردگان هم غذا مى‏شد، و بر زمین مى‏نشست و بر دراز گوش سوار مى‏شد و دیگرى را هم پشت سر خود بر آن سوار مى‏كرد، و حیا مانعش نمى‏شد از اینكه مایحتاج خود را خودش از بازار تهیه كرده به سوى اهل خانه‏اش ببرد، به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏كشید تا طرف دست خود را بكشد، بهر كس مى‏رسید چه توانگر و چه درویش و چه كوچك و چه بزرگ سلام میداد، و اگر چیزى تعارفش مى‏كردند آنرا تحقیر نمى‏كرد اگر چه یك خرماى پوسیده بود، رسول خدا(ص)بسیار خفیف المؤنه و كریم الطبع و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون اینكه، بخندد همیشه تبسمى بر لب داشت، و بدون اینكه چهره‏اش در هم كشیده باشد همیشه اندوهگین به نظر مى‏رسید، و بدون اینكه از خود ذلتى نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون اینكه اسراف بورزد سخى بود، بسیار دل نازک و مهربان به همه مسلمانان بود، هرگز از روى سیرى آروغ نزد، و هرگز دست طمع به سوى چیزى دراز نكرد.3

    مصاحفه و معاشرت آن حضرت
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله


    هیچ دیده نشد كه رسول خدا(ص)با كسى مصافحه كند و او جلوتر از طرف دست خود را بكشد، بلكه آنقدر دست خود را در دست او نگه میداشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هیچ دیده نشد كه كسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سكوت كند، بلكه آنقدر حوصله به خرج مى‏داد تا طرف ساكت شود و هیچ دیده نشد كه در پیش روى كسى كه در خدمتش نشسته پاى خود را دراز كند، و هیچ وقت مخیر بین دو چیز نشد مگر اینكه دشوارتر آن دو را اختیار مى‏فرمود، و هیچ وقت در ظلمى كه به او میشد به مقام انتقام در نیامد، مگر اینكه محارم خدا هتك شود كه در این صورت خشم مى‏كرد و خشمش هم براى خداى تعالى بود، و هیچ وقت در حال تكیه كردن غذا میل نفرمود تا از دنیا رحلت كرد، و هیچ وقت چیزى از او درخواست نشد كه در جواب بگوید: «نه»، و حاجت هیچ حاجتمندى را رد نكرد بلكه عملا یا به زبان به قدرى كه برایش میسور بود آنرا برآورده میساخت، نمازش در عین تمامیت از همه نمازها سبک ‏تر و خطبه‏اش از همه خطبه‏ها كوتاهتر و از هذیان دور بود، و مردم، آن جناب را به بوى خوشى كه از او به مشام مى‏رسید مى‏شناختند، و وقتى با دیگران بر سر یک سفره مى‏نشست اولین كسى بود كه شروع به غذا خوردن مى‏كرد، و آخرین كسى بود كه از غذا دست مى‏كشید، و همیشه از غذاى جلو خود میل مى‏فرمود، تنها در رطب و خرما بود كه آن جناب دست دراز میكرد و بهترش را برمى‏چید، و وقتى چیزى مى‏آشامید آشامیدنش با سه نفس بود، و آنرا مى‏مكید و مثل پاره‏اى از مردم نمى‏بلعید، و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشامیدن، و جز با دست راست چیزى نمى‏داد و چیزى نمى‏گرفت، و دست چپش براى كارهاى دیگرش بود، رسول خدا با دست راست كار كردن را در جمیع كارهاى خود دوست مى‏داشت حتى در لباس پوشیدن و كفش به پا كردن و موى شانه زدنش.4

    نظافت و بهداشت پیامبر


    رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به پاکیزگى علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بى نظیر بود.علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها خود را شستشو مى داد و این هر دو را از عبادات مى دانست.
    موى سرش را با برگ سدر مى شست و شانه مى کرد و خود را با مشک و عنبر خوشبو می نمود.
    روزانه چند بار، مخصوصاً شبها پیش از خواب و پس از بیدارى، دندانهایش را با دقّت مسواک مى کرد.
    جامه سفیدش که تا نصف ساقهایش را مى پوشانید همیشه تمیز بود.
    هیچ دیده نشد كه رسول خدا(ص)با كسى مصافحه كند و او جلوتر از طرف دست خود را بكشد، بلكه آنقدر دست خود را در دست او نگه میداشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هیچ دیده نشد كه كسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سكوت كند، بلكه آنقدر حوصله به خرج مى‏داد تا طرف ساكت شود .

    پیش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را مى شست و از خوردن سبزى هاى بد بو پرهیز مى نمود.شانه عاج و سرمه دان و قیچى و آینه و مسواک، جزء اسباب مسافرتش بود.خانه اش با همه سادگى و بى تجمّلى همیشه پاکیزه بود.تأکید می نمود که زباله ها را به هنگام روز بیرون ببرند و تا شب به جاى خود نماند. نظافت تن و اندامش با قُدسِ طهارتِ روحش هماهنگى داشت و به یاران و پیروان خود تأکید می نمود که سر و صورت و جامه و خانه هایشان را تمیز نگهدارند و وادارشان مى کرد خود را، به ویژه در روزهاى جمعه، شست وشو داده و معطّر سازند که بوى بد از آنها استشمام نشود و آن گاه در نماز جمعه حضور یابند.

    اخلاق فرماندهى
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله


    رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به اخلاقى آراسته بود که خداوند او را چنین مى ستاید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُق عَظیم»5 ؛ و تو راست خلقی عظیم .
    موصوف بودن به این اخلاق، از او یک فرمانده موفّق ساخته بود که مى توانست او را به مقصود رسانده و در بسیارى از جنگ ها پیروزى را براى او به ارمغان آورد.
    آن حضرت با تمامى مردم مهربان بود و در همه شرایط با لشکریان و مردم خود مدارا مى کرد، راستگویى امین، وفادار به عهد و پیمان خود بود، هنگام غضب خشم خود را فرو مى برد و هنگام قدرت از مجازات چشم پوشیده و مى گذشت.
    او بین مردم «صلح و دوستى» برقرار مى ساخت و از آنان کینه، دشمنى و فتنه را دور مى کرد و هر کسى را در جایگاه خود قرار مى داد.برجسته ترین صفات عقلى آن حضرت عبارت بود از: تدبیر، تفکّر و دور اندیشى این صفات در عملکردهاى او نمایان است.

    احترام به افکار عمومی


    رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در موضوعاتى که به وسیله وحى و نصِّ قرآن، حکم آن معیّن شده بود، اعمّ از عبادت و معاملات، چه براى خود و دیگران، حقِّ مداخله قائل نبود و این دسته از احکام را بدون چون و چرا به اجرا در مى آورد زیرا تخلّف از آن احکام، کفر به خداست: «و َمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَاؤُلئِکَ هُمُ الْکافِروُنَ»6؛ و کسانى که به آنچه خدا فرو فرستاده داورى نکرده اند ، آنان خود کفر پیشه گانند .»امّا در موضوعات مربوط به کار و زندگى، اگر جنبه فردى داشت و در عین حال یک امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأى و آزادى عمل داشتند.
    کسى حقّ مداخله در کارهاى خصوصى دیگرى را نداشت، و هر گاه مربوط به جامعه بود حقّ اظهار رأى را براى همه محفوظ مى دانست و با این که فکر سیّال و هوش سرشارش در تشخیص مصالح امور بر همگان برترى داشت، هرگز به تحکّم و استبداد رأى رفتار نمى کرد و به افکار مردم بى اعتنایى نمى نمود.نظر مشورتى دیگران رامورد مطالعه و توجّه قرار مى داد و دستور قرآن مجید را هم تأیید نموده و مى خواست مسلمین این سنّت را نصب العین خود قرار دهند.

    محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان



    1- سیره و سنن پیامبر اکرم (ص)
    2- معانی الاخبار انتشارات اسلامی ص 79 ج 1 .
    3- ارشاد دیلمی ج1 ص115 .
    4- سیره و سنن پیامبر اکرم (ص)
    5- سوره قلم آیه 4.
    6- سوره مائده آیه 44.

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    راهی طولانی تا ساحل دریای بی پهنای اسوه ای یگانه

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    «به درستی که صبر نیکوست مگر بر دوری تو و بی تابی بد است مگر بر مصیبت تو. قطعا که مصیبت تو بسیار بزرگ است و هر مصیبتی قبل و بعد از آن، ناچیز.[1] اگر نبود كه امر فرمودی به شكیبائى و نهى كردی از بی ‌تابی، آنچنان بر تو میآ‌گریستیم که اشکی كه از چشم مى‏آید تمام گردد.... فداى تو باد پدر و مادرم، ما را نزد پروردگار خود یاد كن، ما را از یاد مبر».[2]
    مصیبت از دست دادن رسول خدا صلی الله علیه و آله آنچنان بزرگ است که امیرالمومنین علی علیه السلام در هنگام دفن زهرای اطهر نیز، برای تسلای دل داغ دار خویش چنین می ‌گوید:
    « اى پیامبر، از فراق دختر برگزیده و پاكت پیمانه صبرم لبریز شده و طاقتم از دست رفته، اما پس از رو برو شدن با رحلت تو، هر مصیبتى به من برسد قابل تحمل است؛ با دست خود تو را در میان قبر قرار دادم، و هنگام رحلت سرت بر سینه‏ام بود كه قبض روح شدى، فانا للّه و انا الیه راجعون».[3]
    خدای متعال به اهل اسلام می گوید: «قطعا رسول خدا برای شما الگویی نیکو است؛ برای آنها که به خدا و قیامت امید داشته و بسیار یاد خدا کنند.»[4]
    آنچه مهم است شناختن آن جناب و الگو پذیری از ایشان است. و یکی از بهترین منابع برای شناخت رفتار و اخلاق فرستاده خدا، کتاب خدا است. در قرآن علاوه بر توصیف هایی که برای رسول الله صلی الله علیه و آله آمده است، دستورهای فراوانی نیز به ایشان داده شده است.
    از آنجا که رسول خدا صلی الله علیه و آله مطیع کامل دستورات الهی بوده، تمام آنها را با میل و رغبت کامل انجام می داد. یکی از راه های شناخت رفتار ایشان همین دستورهای خدای متعال به او است؛ چه اینکه قطعا پیامبر صلی الله علیه و آله این دستورها را اجرا کرده است. پس مفاد تمام این دستورات نیز جزو سیره و رفتار رسول الله صلی الله علیه و آله به حساب می آید.
    پناهگاه شجاعانِ میدان نبرد

    شجاعت، استواری و انعطاف ناپذیری پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر کفار و منافقان بسیار شدید بود. آن حضرت چنان بود که امیر المومنین علی علیه السلام، پهلوان صحنه های سخت نبرد، چنین می گوید: «آنگاه که جنگ بسیار شدید می شد، ما همگی به رسول خدا صلی الله علیه و آله پناه می‌بردیم، در این حال هیچ کس از او به دشمن نزدیکتر نبود!»[5]
    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پیروان خود را به خوبی ها خوانده، از بدی ‌ها پرهیز می دهد، پاکی ها را برایشان جایز و آنان را از پلیدی ها بر حذر می ‌دارد و زنجیرهایی را که بر خود بسته اند از آنان باز می ‌کند

    سرسخت با دشمنان خدا، مهربان با دوستان خدا

    ایشان همان کسی است که خدای متعال رفتارش با کفار را شدید و سخت می ‌داند.[6] رسول خدا صلی الله علیه و آله با کفار و منافقان جنگیده و بر آنان تنگ گرفته است.[7] او مامور بود در برابر کافران، جهادی بزرگ راه بیاندازد.[8] رسول گرامی صلی الله علیه و آله نه تنها خود با اهل کفر می‌جنگید، بلکه به دستور الهی مومنان را نیز بر این کار ترغیب می کرد.[9]
    اما همین مردِ بزرگ میدان جهاد، و انسان سختگیر بر دشمنان خدا، چنان قلب رئوفی دارد که خدا در توصیفش او را رحمتی برای تمام انسانها می داند![10] او کسی است مقصد رسالتش نجات همه انسانها، از تاریکی‌ها به روشنایی بود.[11] فرزند عبدالله آنقدر بر گمراهی و هدایت نشدن کافران غصه خورد که خدای متعال -که خود سرچشمه همه رحمت ها و مهربانی ها است- دو بار با حالتی عتاب گونه به او فرمود: «چه بسا از غصه ی اینکه ایمان نمی‌آوردند] و از ظلمتها به نور کوچ نمی کنند[خودت را دق دهی!»[12] خدای متعال رسولش را به مردم (چه مومن و چه غیر مومن) چنین معرفی می کند: « رسولی نزدتان آمد که از خودتان است. سختی های شما بر او گران بوده، برای نجات و هدایت شما حرص می‌خورد».[13]
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    باده آب حیات بر لبان تشنگان ایمان


    هر چند در قرآن آیات متعددی در موضوع دلسوزی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تمام مردم آمده است، اما رفتار آن جناب با اهل ایمان توصیفی زیباتر دارد.
    پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، مومنان را به آب حیات دعوت کرده است، آبی که هر کس از آن بنوشد زنده خواهد شد.[14] او آنچنان در راه رساندن این آب، خود را به زحمت انداخته است، که خدای مهربان با حالتی تند می فرماید:
    «طاها![15] ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا خود را اینقدر در سختی بیاندازی».[16]
    خدای متعال در پایان آیه هایی که در آن رسولش را برای عموم مردم معرفی کرده است، وصفی مخصوصِ ارتباط پیامبر صلی الله علیه و آله با مومنان اضافه می کند تا بفهماند او برای اهل ایمان دلسوزی چند برابر دارد:
    «رسولی نزدتان آمد که از خودتان است. سختی های شما بر او گران بوده، برای نجات و هدایت شما حرص می خورد و بر مومنانِ شما، رووف و مهربان است».[17]
    در همان آیه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و همراهانش مدال شدت و استواری در برابر کفار را از خدا دریافت می‌کنند، بلافاصله به زینت رحمت با یکدیگر نیز آراسته می شوند:
    «محمد، رسول خدا و آنان که با اویند، بر کفار شدید، اما با یکدیگر مهربانند».[18]
    فرزند عبدالله آنقدر بر گمراهی و هدایت نشدن کافران غصه خورد که خدای متعال -که خود سرچشمه همه رحمت ها و مهربانی ها است- دو بار با حالتی عتاب گونه به او فرمود: «چه بسا از غصه ی اینکه ایمان نمی آوردند ]و از ظلمت ها به نور کوچ نمی کنند[ خودت را دق دهی!»

    پیامبر صلی الله علیه و آله که خدایش او را رحمتی برای همه معرفی کرده است، به مدد رحمت الهی، علاوه بر این مهربانی عمومی، با اهل ایمان نرمی ویژه ای دارد؛ نرمی ای که به دنبال آن، از خطاهاشان چشم پوشیده، برایشان از درگاه الهی استغفار می کند:
    «پس با مدد رحمت الهی، با آنان (مومنان) نرم شدی... پس آنان را ببخش و برایشان استغفار کن».[19]
    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پیروان خود را به خوبی ها خوانده، از بدی‌ها پرهیز می دهد، پاکی ها را برایشان جایز و آنان را از پلیدی ها بر حذر می دارد و زنجیرهایی را که بر خود بسته‌اند از آنان باز می کند.[20] پیامبر صلی الله علیه و آله، اهل ایمان را از آلودگی ها تطهیر کرده، باعث رشد و آراستگی آنان شده و با صلوات فرستادن بر آنان، به آنان آرامش می بخشد.[21]
    تمام این‌ها اوصافی است که خدای متعال در کتاب خود برای آخرین فرستاده خویش بیان فرموده است. اما شاید زیباترین تعبیر در مورد رفتار رسول الله صلی الله علیه و آله با مومنان، زیر پَر گرفتن پیروانش باشد: «به مومنان رسیدگی کن و با لطف و رحمت آنان را در بر گیر و مراقبشان باش».[22]

    راهی که باید طی کرد

    اگر اینها، رفتار و سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله است و ما باید از ایشان الگو بگیریم، اگر ما نیز باید با کافران شدید و با مومنان[23] چنین رفتار مهربانانه ای داشته باشیم، هنوز تا نزدیک شدن به ساحل دریای بی پهنای رفتار آن اسوه‌ی یگانه ، راه طولانی ای را باید طی کنیم.

    پی نوشت:
    [1] - نهج البلاغه(صبحی صالح)، کلمات قصار 292.
    [2] - نهج البلاغه(صبحی صالح)، خطبه 235.
    [3] - ترجمه‏ گویا و شرح‏ فشرده‏اى‏ بر نهج‏البلاغه، ج2، صفحه‏ى 358.
    [4] - احزاب،21.
    [5] - نهج البلاغه صبحی صالح، غریب کلامه، ش 9.
    [6] - فتح29.
    [7] - توبه73 و تحریم9.
    [8] - فرقان 52.
    [9] - انفال65.
    [10] - انبیاء،107. آنجا که غیر مسلمانان در برابر اسلام علم جنگ برداشته، دست به توطئه و آسیب رسانی میزنند، رسول خدا صلی الله علیه و آله به شدت بر آنان میخروشد. همچنین اگر مانع ترویج اسلام و رسیدن پیام آن به دیگران شوند، نبی مکرم صلی الله علیه و آله با قدرت در رفع مانع تلاش میکند. اما در غیر این صورت، و حتی در همین حال نیز، برای گمراهان دلسوز بوده، اگر خودشان روزنه امیدی باز گذاشته باشند او در جهت هدایتشان کوشش میکند.
    [11] - ابراهیم،1.
    [12] - شعرا،3 و نزدیک به همین معنا کهف،6.
    [13] - توبه، 128.
    [14] - انفال24: هرچند مورد آیه مربوط به جهاد با دشمن است اما همانطور که علامه طباطبایی فرموده است منظور آیه این است که تمام دعوتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله زنده کننده است. ر.ک: تفسیر المیزان،ج9،ص45.
    [15] - بنا بر برخی روایات، طاها یکی از نامهای رسول خداست: ر.ک: البرهان، ج3، ص748 و المیزان، ج14، ص127.
    [16] - طه،1و2.
    [17] - توبه، 128.
    [18] - فتح29.
    [19] - آل عمران، 159. نکته ی قابل توجه در این آیه این است که خدایی که به رسولش دستور میدهد برای مومنان استغفار کند، در آیه 80 سوره توبه میفرماید: «اگر برای منافقان هفتاد بار هم استغفار کنی، هرگز خدا آنان را نخواهد بخشید!!»
    [20] - اعراف،158.
    [21] - توبه،103.
    [22] - حجر،88 و شعرا،215. برای روشن شدن معنای دقیق آیه ر.ک: المیزان، ج12،ص 192 و193.
    [23] - روشن است که منظور از مومنان، اهل اسلام است با تمام مراتب و درجات گوناگونی که دارند نه فقط امثال سلمانها و خمینی ها؛ و حتی نه فقط امثال پارسایان و شهدا که منظور تمام آنانی است که قدم در راه اسلام گذاشته، ابراز علاقه به رسول خدا صلی الله علیه و آله می کنند (و البته نه منافقان و فریب کاران. به عنوان مثال ر.ک: پاورقی19).

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    استراتژى صلح در نظر امام مجتبى(علیه السلام)



    تقدیر آن بود كه امیرمؤمنان به شهادت رسد و صلح به دست فرزند بزرگوارش كه پیامبرصلى الله علیه وآله گفته بود:"خداوند به وسیله او میان دو گروه از امّتش اصلاح بر قرار مى كند"، امضا شود

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    باید پذیرفت كه امام حسن مجتبى علیه السلام با قبول این صلح نامه كه برخى از دوستانش آن را موجب ذلّت و دشمنانش آن را اقدامى از روى ترس و تسلیم طلبى خوانده اند، فداكارى بزرگى از خود نشان داد.
    امضاى این صلح نامه یكى از پرشكوهترین جلوه هاى پیروزى بر خود و مقاومت در برابر طوفانهاى هوا و هوس و احساس مسئولیّت در مقابل ریختن خونهاى مسلمانان است.
    اگر بردبارى عظیم او كه بر جوشیده از قوت ایمان وى به خدا و تسلیم در برابر قضاى او نمى بود، هرگز در مقابل معاویه از خود شكیبایى نشان نمى داد.
    آرى امام حسن آخرت را بر دنیا ترجیح داد و به خاطر موارد زیر پذیراى صلح گردید:
    1- اهل بیت علیهم السلام به حكومت به عنوان وسیله اى براى تحقّق بخشیدن به ارزشهاى مكتب مى نگریستند.
    بنابر این هنگامى كه مردم از دین راستین منحرف شوند و طبقات فاسد بر جامعه مسلّط گردند و بخواهند از دین به عنوان ابزارى در خدمت منافع نامشروع خود بهره گیرند، پس حكومت و حكمران به جهنم برود.
    تا مشعل مكتب فروزان بماند، و تمامى امكانات براى اصلاح جامعه و با هر وسیله اى بكار گرفته شود.
    2- امام حسن در زمانى مى زیست كه روح ایمان در نزد مردم و به ویژه در قبایل عربى كه به خارج از حجاز رفته و در سرزمینهاى پر خیر و بركت پراكنده شده بودند، به غایت تنزّل یافته بود.
    این قبایل رسالت خود را یا فراموش كرده و یا هاله اى بى رمق از آن را نگه داشته بودند.
    البته در این میان، قبایل دیگرى نیز بودند كه از اسلام و حقّ و خط مشى انقلابى اهل بیت دفاع مى كردند.
    امّا بیشتر قبایلى كه در این سرزمین مى زیستند در پى رسیدن به مال و ثروت بودند تا آنجا كه از پیرامون رهبرى شرعى پراكنده گشتند و همین كه دانستند معاویه اموال مسلمانان را بى هیچ حساب و كتابى به این و آن مى بخشد، با گردن كشان شامى بناى نامه نگارى نهادند.
    براى همین است كه شما مى بینید حتّى پسر عموى امام حسن علیه السلام كه فرماندهى سپاه آن حضرت را نیز بر عهده داشت، به طمع رسیدن به بیش از یك میلیون درهم، حضرت را وا مى گذارد و به معاویه مى پیوندد.
    على علیه السلام اندكى پیش از شهادت، سپاهى براى نبرد با معاویه بسیج كرده بود و این همان سپاهى بود كه پس از وى فرزندش امام حسن فرماندهى آن را عهده دار شد، امّا تضعیف اراده سپاهیان و اختلاف نظر آنان و نیز خیانت فرماندهان سپاه موجب شكست سپاه حضرت شد.
    به طورى كه مى توان گفت كه اگر همین عوامل در زمان حیات حضرت على نیز رخ مى داد او را نیز با شكست مواجه مى كرد.
    امّا تقدیر آن بود كه امیرمؤمنان به شهادت رسد و صلح به دست فرزند بزرگوارش كه پیامبرصلى الله علیه وآله گفته بود: "خداوند به وسیله او میان دو گروه از امّتش اصلاح بر قرار مى كند"، امضا شود.
    در حدیثى از حارث همدانى آمده است كه گفت: چون امیرمؤمنان شهید شد، مردم نزد امام حسن آمدند و گفتند: تو جانشین پدرت و وصىّ اویى و ما گوش به فرمان تو هستیم. پس بر ما حكومت كن.
    امام حسن به آنان گفت:"به خداى سوگند كه دروغ مى گویید. شما به كسى كه بهتر از من بود وفا نكردید آنگاه چگونه به من وفادار خواهید ماند؟ و چگونه من به شما اطمینان كنم در حالى كه به شما اعتماد ندارم؟ اگر راست مى گویید قرار من و شما اردوگاه مداین باشد، آنجا وفادارى نشان دهید".(1)
    امام حسن علیه السلام در چنین شرایط دشوارى چه مى توانست بكند؟ آیا با سپاهیان خود باید مانند معاویه رفتار مى كرد، اموال مسلمانان را به آنها بذل و بخشش مى كرد و هر كس را كه از خود گریزان دید با عسل زهر آلود از میان مى برد، یا آنكه روش پدرش را پیش مى گرفت هر چند كه این امر حكومت او را با سختیها و دشواریها مواجه سازد؟ آن حضرت از حكومت دست شست، چرا كه پى برد كه حكومت نمى تواند وسیله اى پاك براى تحقّق بخشیدن به اهداف و ارزشهاى رسالت باشد.
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
    او وسیله اى بهتر از حكومت یافت و آن پیوستن به صفوف مخالفان و دمیدن دوباره روح مكتب در امّت از طریق پرورش رهبران و نشر افكار و رهبرى مؤمنان راستین مخالف با حكومت و توسعه مبارزه مخالفان بود.
    3-شرطهاى صلح نامه اى كه امام علیه السلام بر معاویه املا كرد و آنها را معیار سلامت حكومت دانست خود گواه آن است كه آن حضرت در اندیشه طرح نقشه اى براى رویایى با اوضاع فاسد بوده است، امّا با به كارگیرى وسایل دیگرى جز ابزار حكومت.
    در برخى از موارد این صلح نامه آمده است:
    1 - معاویه باید به كتاب خدا و سنّت پیامبرش و روش جانشینان صالح آن حضرت حكومت كند.
    2- معاویة بن ابى سفیان نباید كسى را پس از خود به عنوان جانشین معرفى و تعیین كند، بلكه تعیین خلیفه پس از وى بر عهده شوراى مسلمانان است.
    3- مردم در هر كجا كه باشند یا در شام و یا در عراق یا در حجاز و یا در یمن باید در امن و امان به سر برند.
    4- یاران و پیروان على و اموال و زنان و فرزندانشان باید از هرگونه تعرض مصون باشند.
    5- معاویه نباید علیه حسن بن على و برادرش حسین و نیز دیگر افراد خاندان رسول خدا صلى الله علیه و آله در نهان و آشكار دست به توطئه بزند و یا آنها را در هر كجا كه باشند به هراس اندازد.(2)
    نگاهى گذرا به این شرطها ما را بدین نكته رهنمون مى كند كه این صلح نامه در برگیرنده مهم ترین قانونهاى حكومتى اسلام اعم از قانونى بودن حكومت بر طبق كتاب و سنّت و شورایى بودن حكومت مى باشد.
    بنابر این شرطها، معاویه مسئول برقرارى امنیّت براى مردم و بویژه رهبرى مخالفان یعنى خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله است.
    معاویه بر سر حقّى با من به منازعه برخاست كه از آنِ من بود، امّا به خاطر صلاح امّت و جلوگیرى از خونریزى آن را بدو واگذاردم و شما با من بیعت كردید كه با كسى كه من آشتى كنم شما نیز آشتى جویید

    معاویه نیز این شرطها را به عنوان اساس حكومت در نزد مردم پذیرفت.
    امام علیه السلام نیز بدین وسیله مهمترین راه را براى نمایاندن حقیقت معاویه و آگاه كردن اندیشمندان و دیندارانى كه بر برخى از شرط هاى این صلح نامه مخالفت مى كردند، انتخاب كرد.
    افزون بر اینكه ساده لوحان خوارج عقیده داشتند كه هر كس حكومت را به معاویه بسپارد به كفر گراییده است و حتّى نسبت به آن حضرت گفتند:"به خدا سوگند این مرد كافر شده است"!(3) امام حسن علیه السلام پس از انعقاد صلح نامه با معاویه براى مردم سخنانى ایراد كرد و گفت: "اى مردم! اگر شما در تمام دنیا در پى مردى بگردید كه جدّش رسول خدا صلى الله علیه و آله باشد، جز من و برادرم كسى را نمى یابید. معاویه بر سر حقّى با من به منازعه برخاست كه از آنِ من بود، امّا به خاطر صلاح امّت و جلوگیرى از خونریزى آن را بدو واگذاردم و شما با من بیعت كردید كه با كسى كه من آشتى كنم شما نیز آشتى جویید و من چنین صلاح دیدم كه با معاویه صلح كنم تا آنچه كردم خود حجّتى باشد بر كسى كه این امر را آرزو مى كرد و من مى دانم، شاید آزمونى باشد و متاعى براى مدتى چند".(4)
    با این وجود حتّى برخى از اصحاب بزرگ آن حضرت نیز بر وى اعتراض كردند.
    گاهى اوقات حتّى امام حسن علیه السلام، اصحاب خود را به بیعت با معاویه فرمان مى داد.
    از جمله روزى قیس بن سعد بن عباده انصارى، رئیس "شرطةالخمیس"، كه به وسیله امام على بنیان نهاده شده بود، بر معاویه داخل شد.
    معاویه به او گفت: بیعت كن.
    قیس به امام حسن نگریست و پرسید: اى ابو محمّد! آیا بیعت كنم؟ معاویه گفت: آیا دست بردار نیستى؟به خدا سوگند من..(5)
    قیس گفت: هیچ كارى نمى توانى بكنى به خدا قسم اگر بخواهم مى توانم نقض بیعت كنم.
    آنگاه امام حسن علیه السلام به سوى قیس رفت و به او گفت: قیس بیعت كن.
    قیس نیز از گفته امام اطاعت كرد.(6)

    سید محمد تقی مدرسیبخش عترت و سیره تبیان
    پی نوشت ها:
    1 - بحارالانوار، ج 44، ص 43.
    2- بحارالانوار، ج 42، ص 65.
    3- بحارالانوار، ج 42، ص 47.
    4- شرح ابن ابى الحدید، ج 4، ص 56 به بعد.
    5- به نظر مى رسد كه معاویه قصد تهدید قیس را داشته، امّا سكوت كرده است.
    6- همان مأخذ، ص 62.
    منبع:
    هدایتگران نور ،زندگانى كریم اهل بیت حضرت حسن بن على (علیه السلام)

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    شعر
    نوشته
    75
    حضور
    1 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    231



    شرح چگونگي شهادت، تشييع و دفن پيكر مطهر امام حسن مجتبي (ع)

    بنا به قول‌هاي معتبر، ‌امام حسن(ع) روز بيست و هشتم ماه صفر سال ۴۹ هجري در سن ۴۷ سالگي به خاطر خوردن زهر و مسموميت ناشي از آن به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.

    «شيخ كليني» از دانشمندان بزرگ شيعي كه كتاب‌هايي در باب معرفي امامان دوازده‎گانه شيعه دارد، از «ابوبكر حضرمي» نقل مي‌كند كه؛ «جعده» دختر «اشعث‎بن قيس كندي»، امام حسن(ع) را با زهر مسموم كرد. و نيز يكي از كنيزان آن حضرت را زهر داد و مسموم كرد، زهر را برگردانيد، ولي آن زهر در درون جان امام حسن(ع) جاي گرفت و مجروح كرد و آن حضرت بر اثر آن، شهيد شد.»

    هنگامي كه امام حسن(ع) به شهادت رسيد، امام حسين(ع) او را غسل داد و كفن كرد و جنازه او را درون تابوت گذاشت و به محلي كه رسول خدا(ص) در آنجا بر جنازه‌ها نماز مي‌خواند، حركت داد، و بر جنازه نماز خواند. اما اين اقدام‌ها همراه با فشارهاي افراد منسوب به بني‌اميه بود، به نحوي كه آنها اجازه ندادند تا امام حسن(ع) در خانه حضرت رسول(ص) دفن شود و جسم پاك او را در قبرستان بقيع به خاك سپردند. اما اين كار نيز بدون حاشيه‌ها نبود و ايادي دنياطلب معاويه، با شقاوت و بي‌رحمي اقدام به تيرباران جسد فرزند رسول خدا(ص) كردند؛ در حالي‌كه خود را مسلمانان واقعي مي‌ناميدند.

    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

    با اين حال، تاريخ اسلام گواه است كه يكي از جنايات هولناك معاويه در طول حكومت خود، به شهادت رساندن امام حسن مجتبي(ع) بود و ردپاي اين جنايت هولناك در تاريخ، به طور آشكار ديده مي‌شود. جنايت به اين صورت شكل گرفت كه معاويه ضمن توطئه‌اي خائنانه و با بهره‌گيري از دختر «اشعث‎بن قيس» (همسر امام‌حسن) او را مسموم و به شهادت رسانيد. چهره ‌شيطاني و پيمان‌شكن، و دورويي و نفاق معاويه كه در طول حيات سياسي‎اش فراوان خود را نشان مي‌داد در ضمن اين جنايت نيز روشن‌تر از هميشه در معرض ديد همگان قرار گرفت.
    تاريخ، اين مطلب را با قوت هرچه بيشتر به اثبات رسانده است. با اين حال افراد متعصبي چون «ابن‎خلدون» كه از آبشخور آلوده بني‌اميه سيراب مي‌شد، جريان را بي‌پايه و ضعيف قلمداد كرده مي‌نويسد: «آنچه درباره مسموم شدن حسن‎بن علي(ع) به وسيله معاويه نقل شده، روايتي است كه شيعه آن را ساخته و پرداخته است.» البته اين نظر خاص، ناشي از گرايشات خاص ديني «ابن‎خلدون» است كه او براي دفاع از چهره‌اي مرموز و نامطلوب همچون معاويه مفاد تاريخ اسلام را عوض كرده است.

    مظلوميت امام در جريان دفن آن حضرت بيشتر جلب توجه مي‌كند. هنگامي كه اهل بيت(ع) مي‌خواستند طبق وصيت آن حضرت، او را كنار قبر پيامبر(ص) دفن كنند، قداره‌داران بني‌اميه به مخالفت برخاستند. در اين ميان «مروان‎بن حكم» از ميان آشوب‌گران فرياد برآورد: «در حالي كه عثمان در دورترين نقطه بقيع به خاك سپرده شد، گمان مي‌كنيد كه اجازه مي‌دهم حسن‎بن علي(ع) در خانه رسول خدا(ص) دفن شود؟!» پيشتاز آشوب، سوار بر مركبي، ادعاي مالكيت خانه را از طريق ارث كرده و ممانعت خود را تا پاي جان از دفن امام در آرامگاه رسول خدا(ص) اعلان داشت.

    حتي كار از اين بالاتر گرفت و در نهايت شقاوت و سبعيت، جنازه امام را تيرباران كردند، تا جايي كه كفن آلوده به خون شد و مشايعت‌كنندگان مجبور به تعويض كفن شدند. سرانجام پس از اين كشمكش‌ها، شهيد مظلوم را در بقيع به خاك سپردند.
    در سوگ اين ريحانه رسول خدا(ص) طبق رواياتي كه رسيده، مردم مدينه ـ كه بيشتر آنها از فرزندان انصار بودند ـ به ماتم نشسته و بازارهاي مدينه را بستند. عمربن بشير همداني مي‌گويد: «از اسحاق پرسيدم: متي ذل الناس؟ چه موقع مردم ذليل شدند؟ پاسخ داد: حين مات الحسن و ادّعي زياد و قتل حجربن عدي؛ پس از شهادت امام حسن (ع) و استلحاق زياد و قتل حجربن عدي.»


    تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (ع)
    •¤۩ سراج منیر ۩¤• ویژه نامه رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

    روز هفتم صفر هر سال را به عنوان روز ولادت امام موسی کاظم علیه السلام می شناختم اما گویا بسیاری از همشهریان امسال به نقل قول دیگری روی آوردند؛ نقلی که می گوید هفتم صفر شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام است. از این روی به چند کتاب تاریخ مراجع کردم و چنین دیدم که در روز شهادت امام مجتبی علیه السلام اختلاف زیاد است، کما اینکه در عمر شریف حضرتش نیز اختلاف است. برخی چهل و شش سال، برخی چهل و هفت سال و برخی نیز چهل و هشت سال را برای ایشان ذکر نمودند.

    اما در روز شهادت حضرتش نیز اختلاف چنین است که برخی از بزرگان شیعه همانند «شیخ مفید» هفتم صفر می دانند، برخی مانند «محمد بن سلحة شافعی» شهادت امام علیه السلام را در پنجم ربیع الاول سال چهل و نه هجری می دانند.
    نقل دیگری در کافی نیز بر آنست که شهادت امام مجتبی علیه السلام در آخر صفر سال چهل و نه هجری است.
    «علامه مجلسی» در بحار از کتاب مناقب چنین نقل می کند که دو شب از صفر سال پنجاه هجری مانده بود که ایشان شهید شدند.
    برخی دیگر بر آنند که شهادت حضرت در بیست و پنجم ربیع الاول اتفاق افتاده است.



  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود