صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دردهای انساني كه به ياري خداوند اميد دارد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    3
    حضور
    7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    27

    دردهای انساني كه به ياري خداوند اميد دارد




    سلام

    نمی دونم نوشتن این حرفا و مشکلاتم سودی داره یا نه
    ته دلم هیچ میگه هیچ فایده ای نداره و درد تو درمون نداره
    ولی باز می نویسم
    یه دختر 34 ساله مجرد هستم
    شغلی ندارم و تا ضرورتی پیش نیاد از خونه هم بیرون نمی رم
    دچار وسواس شدید پاکی و نجسی و افسردگی شدید و اضطراب هستم
    جوری که شب ها از شدت اضطراب یک ساعت به یک ساعت بیدار میشم و استرس دارم و خوابم نمی ره
    گاهی هم این طوریه که از شدت خستگی و کم خوابی حدود ساعت 12 تا 3 شب خوابم می ره از اون به بعد از شدت استرس و حال بد چند دقیقه به چند دقیقه بیدارم و زجر می کشم
    روزها هم همش بیدارم و درگیر وسواس یا در حال گریه و اشک ریختن یا از شدت اضطراب احساس خفگی می کنم
    انقدر وسواس نجسی و پاکی آزارم میده که خیلی وقتا می گم فقط با مردن از این عذاب رها میشم و چقدر خوبه که دیگه تو جهنم این دغدغه مسخره رو ندارم که این نجس شد و اون نجس شد و حالا چکنم...

    مدام با خانوادم دعوام میشه و صدام بلند میشه
    همه خانواده ازم بدشون میاد و شاید ازم متنفر باشن که البته حق دارن .. من موجود تنفر انگیزی شده ام
    با پدر و مادرم زیاد دعوام میشه و سرشون حتی داد می کشم و دلشون ازم خونه
    (پدر و مادرم پیر و ناتوان هستن و هفتاد و خرده ای سن دارن)

    علاوه بر بیماری های روانی ام مشکلات و بیماری های جسمی زیادی هم دارم
    پوستم مشکلات زیادی داره جوری که وقتی وضو می خوام بگیرم پوست صورتم خون می افته و همه جا نجس میشه بخاطر همین حتی نماز هم نمی خونم
    پوست بدنم هم بخاطر مشکل کیست تخمدان جوش می زنه و خون میفته و همین باعث میشه نتونم راحت و بدون وابستگی برم و حمام و هر وقت می خوام برم حمام خواهرم باید خونه ما باشه که کمکم کنه و چک کنیم جایی از بدنم خون نیفتاده باشه که بتونم بیام بیرون از حمام
    دستگاه گوارش و روده ام هم مشکلات زیادی داره و از یه طرف غذا خوردن کلی برای معده ام مشکل درست می کنه و از طرف دیگه توی دفع مشکل دارم و یه سری مشکلاتی که سخته اینجا برام در حضور عموم بگم (بخصوص که مشکلاتی برای وسواس و حساسیتم به پاکی و نجسی برام ایجاد می کنه)
    آلرژی و زانو درد و کیست تخمدان و عوارضش و یه سری مشکلات کوچیک دیگه باقیمونده مشکلات جسمی ام هست

    از طرف دیگه آینده ای ندارم. نه خانواده ای نه شغلی نه امیدی نه چیزی
    برای هر کاری (از یه آبکشی ساده گرفته تا حمام کردن) محتاج خواهرم هستم که ازدواج کردن و سر خونه زندگیشون هستن ..
    حالا بخاطر پیری و احتیاج مادر و پدرم میان منزل ما و یکی شون کلا با ما زندگی می کنه ولی بعد از فوت مادر و پدرم مطمئنم تنها می مونم و احتمالا دیگه هیچ وقتی برای کمک به من ندارن.
    چند تا رشته دانشگاهی عوض کردم اما نتونستم به انتها برسونمشون و الان بیکار و بی سواد و بیهوده و بی حاصل تو خونه نشستم و دیگه بخاطر مشکلات جسمی و روانی ام نمی تونم وضعیت شغلی و تحصیلی ام رو برای آینده تغییری بدم.

    هیچ فایده ای برای اطرافیانم و جامعه ام و دنیایی که دارم توش زندگی می کنم ندارم. البته کلی ضرر دارم از اسراف آب و دستمال کاغذی و کیسه گرفته تا غذایی که بیهوده می خورم و هوایی که بیهوده نفس می کشم و ...
    بخاطر وسواسم هم که مدام رو اعصاب خانوادم راه میرم و زجرشون میدم و دور از ذهن نیست اگه ته دلشون آرزوی مرگ و نیستی ام رو داشته باشن.

    همیشه این طوری نبودم.
    تا حدود 25 ، 27 سالگی دختر فعالی بودم و دنیایی با اینی که الان هستم فرق داشتم
    اما همون موقع هم ظاهرا خیلی به دردبخور نبودم که با اینکه مشکلات الان رو نداشتم نتونسته بودم همراه و شریکی برای ادامه زندگیم پیدا کنم...


    چرا این ها رو گفتم؟
    برای اینکه بدونید تو چه جهنم درونی و بیرونی ای دارم زندگی می کنم
    من دیگه نه می تونم و نه می خوام که این زندگی رو ادامه بدم
    لحظه به لحظه تحمل این زندگی برام طاقت فرسا و غیرممکن شده
    دلم می خواد نه تنها از زندگی تو این دنیا بلکه کلا از وجود داشتن، از هستی، انصراف بدم.
    تو دبیرستان تو کتاب های دینی مون نوشته بود روز قیامت بدکارا و جهنمی ها می گن: یا لیتنی کنت تراب
    من همین حالا و تو همین دنیا و قبل از مرگم از ته دل می گم ای کاش خاک بودم
    ای کاش انسان نبودم
    اصلا ای کاش هیچ وقت "هست" نمیشدم

    برای منی که تو این دنیا فقط دارم زجر می کشم و تو اون دنیا چه با مرگ طبیعی بمیرم و چه با خودکشی در هر دو صورت جهنمی ام و مستحق عذاب، وجود داشتن چه فایده ای داره؟
    برای عذاب خلق شده ام؟؟؟
    هر کاری می کنم و از هر راهی می رم به هیچ امیدی نمی رسم
    علی رغم اینکه دیگه دنیا برام هیچ ارزشی نداره و هی به خودم می گم فقط به فکر آخرتت باش و اونو درست کن مدام برای اون هم به در بسته می خورم و این روزها فقط دارم با خودم می جنگم که خودمو نکشم...
    اما دیگه توان این مبارزه رو هم دارم از دست می دم دارم تسلیم می شم و ته وجودم می گه تو که داری یه سری اینجا عذاب می کشی و بعد 60 ، 70 سال زندگی به درد نخور و پر رنجت باید بری عذاب اونجا رو تحمل کنی خب خودت رو بکش و یه دفعه الان برو همون عذاب رو بکش و خلاص

    دیگه نمی دونم باید چیکار کنم

    به ته خط رسیدم






  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست







    دردهای انساني كه به ياري خداوند اميد دارد








    کارشناس بحث: استادحامی

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما خواهر گرامي
    نامه شما را خواندم و واقعا از شرايطي كه تجربه كرده ايد و داريد متأثر شدم. برخي از خانم هاي اين سايت مشكل شما را ندارندو دنيا را پايان يافته مي دانند و مطمئن هستم كه اگر مانند من مشاور مي دانستيد كه از بد، بدتر هم وجود دارد و افرادي زيادي مانند شما اين گرفتاري را دارند كمي نفس راحت تري مي كشيديد.
    بزرگوار! اين كه متوجه شديد دين منبع اصلي آرامش شما است مسير را دقيق رفته ايد.
    هيچ كنجي به دد و بي دام نيست
    جز به خلوتگاه آرام نيست

    در اين سايت خانم هاي بسيار بسيار متديني هستند كه ارتباط با ايشان در كنار معارف دين نقش تسكين دهنده شما را دارد و به نظرم اين يك لطف بزرگ خداوند به شما بوده كه در دنياي مجازي به اين بزرگي شما را به اين مسير راهنمايي كرده است. بنابراين ارتباط خود را با اين سايت حفظ كنيد
    در فرم مشخصات خودتان نوشته بوديد كه دارو را به دليل موثر نبودن قطع كرديد
    لطف كنيد بنويسيد كه
    چه دارويي مصرف مي كرديد؟ نزد چه پزشكي رفته ايد و چه مدت دارو را مصرف كرده ايد و آيا در خانواده هم كسي مشكل وسواس را دارد؟


    سؤالات را پاسخ دهيد در خدمت شما هستم

    تمرين:
    اين اشعار را مطالعه كنيد:

    اشعاري درباره وسواس
    و بي خيال درماني

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    ختم-ذکر-اربعین(چله)
    نوشته
    45
    حضور
    10 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158



    سلام
    خواهرم هیچکی تو زندگیش شیش دنگ سالم نیس.همه آدمایی رو که میبینی دارن با یه مشکلی دست و پنجه نرم میکنن.مهم اینه که تسلیمش نشی مهم اینه که به جنگ اون مشکل بری!!!
    خواب منقطع(غیر ممتد) و افسردگی و وسواستون براحتی توسط دارو(روانپزشک) خوب میشه(انگار آبی که روی آتیش بریزی) اصلا نگرانش نباش.البته اگه مشاور(روانشناس) هم بری دیگه چه بهتر. این لینک هم یه نیگا بنداز قبلا" یکیو راهنمایی کرده بودم.http://www.askdin.com/thread52371.html#post752857
    با مصرف داروی ضد افسردگی وسواستون بکلی خوب میشه روحیت مثل قبلنا خوب میشه بیشتر توی اجتماع میرید خوابتون عمیق و منظم و یکسره میشه.از اظطراب بیجا تون کم میشه.به زندگی امیدوار میشید.دیگه خشمگین نمیشید و از این پوچی در میاین .....
    مشکل جوش زدن هم(آکنه) هم بخاطر تخمدان پلی کیستیکه که امروزه براحتی با مصرف داروی خاص خودش که متخصص زنان یا غدد تجویز میکنه برطرف میشن ....
    دل قوی کن همشیره و به جنگ مشکلات برو.
    یه حدیث از امام حسین شنیدم که فرمودند" اگه مردم میدونستند شب اول قبر چقدر هولناکه اصلا" گناه نمیکردن!!!حالا شما میخوای هم این دنیاتو خراب کنی هم اون دنیاتو؟؟؟
    بقية الله خیر لکم ان کنتم مومنین------------الیس الصبح بقریب؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    156
    حضور
    5 روز 9 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    سوالی داشتم، اینکه منشا مشکلات پوستی شما چیه، چون انگار آزار دهنده ترین بیماری جسمیه شما پوست شماست. از شستن زیاده یا منشا دیگه ای داره؟

    و اینکه آیا امکان مراجعه به یک مشاور و روان شناس قابل اعتماد و متخصص رو دارید یا خیر؟

    برای درمان وسواس و افسردگی، اضطراب چه کاری تا حالا انجام دادید؟

    ببینید همونطور که خود شما گفتید مشکلات شما از جسمی و روانی دست به دست هم دادن تا یک جهنم برای شما درست بشه

    جهنمی که شما توش غرق شدید، و تنها راهی که برای خارج شدن ازش پیدا کردید، اضطراب و افسردگیه،


    انتظار نداشته باشید که مشکلی شما 7 8 ساله باهاش درگیر هستید، یک دفعه تو این سایت حل شه،

    ولی چیزی که ما کاربران می تونیم به شما هدیه کنیم، امیده، امیدتون رو از دست ندید، برای داشتن زندگی بهتر تلاش کنید

    اگر تو خونه بشینید، صبح تا شب با وسواس و اضطراب درگیر باشید، شب ها بی خواب بشید، چه فایده ای برای شما داره.

    به نظرم فردا صبح که بلند میشید، یه قدم برای بهبودی خودتون بردارید، یه کار خیلی خیلی ساده، مثل خوردن یک لیوان آب یا چای با آرامش همین

    یا بلند شید چند تا روان شناس خوب تو نت سرچ کنید، سخنرانی و همایش هاشون، خیلی عالیه، یا سخنران مذهبی خوب، با هر کدوم که راحت ترید. از عالمی که برای خودتون ساختید بیاید بیرون

    انسان ها وقتی میمیرند که امید خودشان را از دست بدهند،
    خدایا

    من منتظرم

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    سلام خواهر گرامی

    یک سوال:

    اگر شما مسلمان نبودید ، الان اینقدر درگیر موضوع وسواس نجس و پاکی بودید؟ بعید به نظر میرسه ... خوب پس این یک نقشه کاملا دقیق برای شمای مسلمان هست که شیطان اینطور درون شما از راه مباحث دینی طهارت و... وارد بشه تا اینطور موفق به اجرای نقشه شوم خودش بشه و اینطور شما رو به مرز ناامیدی برسونه و در نهایت شما رو از دنیا و اخرتتون ناامید کنه (میدونید که بزرگترین ابزار شیطان برای افراد ، ناامید کردن افراد هست ) .... پس الان دقیقا در نقطه ای قرار دارید که مورد علاقه شیطان هست ..... (در این موضوع شناخت نقش شیطان خیلی مهمه _ چون اگر بدونیم ، منشا این چیزها از کجا اب میخوره ، خود همین یک عامل هست برای رهایی از این موضوعات - چون شیطان خیرخواه ما نیست ، بلکه دشمن درجه یک ما هست)

    اما خدای مهربون ما ،فکر اینجاش رو هم کرده و از زبان پیامبر ما ، خطاب به بنده هاش گفته بدون اگر گناهانت از تمام اسمونها و دریاها و کوهها هم بزرگتر باشه ، باز هم خداوند اونها رو میبخشه.....

    خواهر گرامی ، تمام ما هر چقدر هم غرق در گناه باشیم ، باز هم میتونیم ورق رو برگردونیم و بهشتی بشیم ... اون هم بهشتی که با وجود سابقه نه چندان درخشان ، اما به لطف و کرم خداوند ، همه غبطه اون رو بخورن ... همونطور که "حر" و خیلی دیگه از توابین به اون مقام رسیدند....اما اول از همه باید یک کار کوچک انجام بدید ، اون هم اینکه ناامیدی رو با امید در زندگیتون عوض کنید تا بدین شکل پوزه شیطان به خاک مالیده بشه و شما رو رها کنه و از دام شیطان رها بشید و در اغوش امن پروردگار قرار بگیرید ...

    حدیثی از معصومی شنیدم با این مضمون که :"حتی خداوند هم در مورد بنده هاش ، تا اخرین روز عمرشون قضاوت نمیکنه"
    چطور میشه خدایی که بهشت و جهنم رو بین بنده ها تقسیم میکنه ، تا اخرین روز عمر بنده ، در موردش قضاوت نمیکنه بعد شمایی که میگید 60-70 سال دیگه هم اگر زنده باشید ، در نهایت جهنمی هستید و اینقدر ناامیدانه در مورد خودتون قضاوت میکنید ؟! دور از جون اگر شما حتی یک سال دیگه هم فقط عمر داشته باشید ، حتی یک هفته دیگه هم فقط مهلت داشته باشید ، باز هم میتونید بهشت رو برای خودتون بخرید، ، بعد چطور برای 30-40 سال دیگه خودتون جایگاه تعیین میکنید؟


    اگر به خداوند توکل کنید و به اهل بیت توسل ، و بتونید وسواستون رو رفع کنید ، هم شیطان رو ناامید میکنید ، هم خیلی از مشکلات روحی شما رفع میشه و هم خیلی از مشکلات جسمی شما که منشا اون استرس و افسردگی هست رفع میشه .... هم رابطه شما با دیگران خوب میشه و از همه مهمتر رابطه شما با خودتون و خدا هم خوب و عاشقانه میشه ....

    پس یک یا علی بگید و به جای ناامیدی ، امیدوارانه ، به مسالتون نگاه کنید....

    من برای رفع مشکل وسواستون ، پیشنهاد میکنم ، فایل زیر رو گوش کنید و بعد هم با عزمی راسخ ، همون دستور ساده ای که این عالم دینی میگه رو اجرا کنید... ولی مردانه اجرا کنید! اگر اجرا کنید ، باور کنید هفته دیگه بیشتر از نیمی از مشکل وسواس رفع میشه و ان شالله در کنار رعایت نکات کارشناسان به تدریج ریشه کن میشه... اینقدر این فایل رو گوش کنید که ملکه ذهنتون بشه و هر وقت شیطان خواست در گوش شما پچ پچ کنه و شما رو در طهارت و نجاست وسوسه کنه ، اموزه های این فایل صوتی ، بصورت ناخوداگاه ، بکوبه توی دهن شیطان ، تا شیطان دست از سر شما برداره .....


    http://media.rasekhoon.net/003/pr/h1...khoon.net).mp3

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    3
    حضور
    7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    27



    دوباره سلام

    اول باید بگم که من اولین باره که عضو سایت و انجمنی به این سبک و سیاق میشم و کاملا بی تجربه ام و اصلا از رسم و رسوماتش خبر ندارم پس اگر اشتباهی کردم به بزرگواری تون ببخشید..
    مثلا الان نمی دونم جواب سه بزرگواری که اینجا مطلبی نوشتن رو باید جدا جدا بدم یا یک باره و با هم.
    یا مثلا نمی دونم معنی این صلوات هایی که پیغامش توی کنترل پنل میاد چی هست! معادل لایک که نمی تونه باشه چون حرفای من لایک نداشت!
    خلاصه که شبیه یه آدمم که به یه کشور غریبه سفر کرده ... بازم خواهش می کنم بی تجربگی ها و اشتباهاتم رو ببخشید و اگه اشتباه ناجوری کردم حتما بهم گوشزد کنید تا اصلاح کنم.

    من کاملا اتفاقی و بخاطر سرچ یه موضوع تو حوزه احکام به این سایت رسیدم و چون شرایط خیلی بدی داشتم و مدام با خودم برای تحمل این زندگی و مبارزه با وسوسه شدید خودکشی در جنگ بودم دست به تایپ بردم و گوشه ای از مشکلاتم رو نوشتم.
    واقعا فقط گوشه ای ازشون. چون بعد از گذشت یک روز که خودم دوباره خوندمش می دیدم اون مشکلات و دردهایی که می کشم رو نتونستم منتقل کنم و فقط یه عنوان به ظاهر بی ربط با متن براش گذاشتم که ربطش زیاد معلوم نیست.
    دردهای جسمی و مشکلات جسمی اگه ربط پیدا نکنه به بدبختی های آخرتی آدم ، می تونه قابل تحمل باشه ... اگه امید اجری هم بهشون باشه که نور علی نوره...
    مثلا درد معده قشنگ ترین و راحت ترین دردیه که دارم چون هیچ ربطی به طهارت یا آخرت پیدا نمی کنه و می تونم راحت و بی شکایت باهاش کنار بیام.
    مشکل من با دردهایی ِ هستش که روی وظایف شرعی یا مسائل آخرتی ام تاثیر می گذاره...
    ناله و شکایت های من از ترس هایی که برای اون دنیا دارم ناشی میشه و مشکلات و مسائل جسمی ام فقط اون جایی امونم رو می بره که مانعی برای آخرتم میشه... وگرنه تحملشون آسون بود... مثل دردی که از مشکلات پوستی دارم می کشم که بخاطرش یه وضوی ناقابل نمی تونم بگیرم که مثل یه مسلمون عادی بتونم نمازم رو بخونم یا وقتی سر رو سجده می ذارم نگران نباشم الان مهر و سجده گاهم خونی نشده که نمازم مشکل پیدا کرده باشه و ...
    .
    .
    مسخره ست ... اصلا گفتن و تایپ کردن این حرفا به نظر خودم مسخره میاد... وقتی به دلایلی فقط تکه هایی از مشکلاتی که باهاش درگیری رو بگی یه تصویر کاریکاتورگونه می سازی که تنها واکنشی که میشه بهش نشون داد یه خنده ست که برو بابااااااااااااااااااا ...

    اینکه فقط یه جمله می نویسم که سر مادر و پدرم داد می کشم و دلشون ازم خونه یه جواب داره خب نکش! خب باهاشون درست رفتار کن. خب آدم باش!!
    ولی نمیشه تو قالب کلمات لحظه لحظه های شبانه روز رو ریخت که می خوام، تلاش می کنم، مبارزه می کنم با خودم که درست رفتار کنم ، که ازم سر نزنه اون چیزی که نباید، اما نمیشه و همه چیز باز خراب میشه و من گناهکارتر از قبل ، آخر شب به رختخواب می رم و تا صبح اضطراب گناه های رفته و گناه های فردای نیامده رو دارم... شرایطی که تو خونه و خونواده هست، شرایط بد روانی ای که من دارم همه و همه دست به دست هم داده که من مدام شکست بخورم...

    بعضی از مذهبیا می گن وسواسی بنده شیطان شده .. از اون اطاعت می کنه ... درست و غلطش رو نمی دونم فقط می دونم اگه این طور باشه شیطان یا سربازاش بهترین راه رو برای زمین زدن من پیدا کردن... همه چیز از وسواس شروع شد... من کسی بودم که مادر و پدرم می گفتن بهترین بچه ما فلانیه (منظورشون من بودم) .. تو احترام گذاشتن, تو عمل به وظایف، درس خوندن، کمک کردن ... خلاصه تو هر چیزی که وظیفه یه بچه تا 20 سالگیه نمره ام عالی بود! بعد از 20 سالگی وسواس به مرور همه چیز رو ازم گرفت و به جاش کلی مشکل و بدبختی و بیماری بهم داد.
    پزشک ها و روان پزشک ها میگن وسواس یه بیماریه که زمینه ارثی داره... کمبود یه ماده تو سیستم مغزی و عصبیه و چه و چه ... اما مطالب منتسب به دین رو که می خونم اون رو به شیطان ربط می دن و دوری از خدا ... (که خواهر خیلی مذهبی ام این مدام رو زبونشه و وقتی از وسواس من عصبانی میشه داد می زنه که "بدبخت! بنده شیطانی! خوب داری ازش اطاعت می کنی!") نمی دونم کدومش درسته یا شایدم "هیچ کدوم "یا "هر دو" ... نمی دونم.
    .
    .
    از موضوع پرت شدم .. مثلا اینو بگم ... روز بعد که خودم مطلبی که نوشته بودم رو خوندم دیدم از بزرگ ترین درد روانی ام هیچی نگفتم! دردی بزرگ تر از افسردگی و اضطراب و وسواس. البته شاید بهتر باشه بگم بزرگ ترین درد روحی ام.
    بزرگ ترین و بدترین دردی که چند ساله دارم می کشم درد بیهودگیه... اینکه تو این چند سال عمرم هیچ کاری نکردم و نمی دونم قراره اون دنیا در جواب مهم ترین سئوال که "با عمرت چه کردی؟" چه جوابی بدم...
    اگه مادر بودم و بچه یا بچه هایی رو خوب تربیت کرده بودم سرم بلند بود و حرفی برای گفتن داشتم. اگه فعالیت اجتماعی کرده بودم و خدمتی به مسلمون ها کرده بودم سرم بلند بود... اگه .. اگه .. اگه .. همین فکر و خیال هاست که روز و شبم رو سیاه کرده و تو خواب و بیداری کابوسم شده. این دردهای یک موجود بیهوده ست. که نمی دونه سرش رو به کدوم دیوار بکوبه که از شر خودش خلاص بشه. از شر خودش که بزرگ ترین دشمن خودش تو زندگیش بوده.
    نمی دونم می دونید زندگی هر لحظه و هر ثانیه با کسی که ازش متنفرید چقدر سخته یا نه ...
    من دارم این کار رو می کنم...
    از خودم و از بدی هام بیزار و متنفرم و دارم به زور تمام لحظه ها رو با خودم سر می کنم...
    و بدتر اینکه محکوم ابدی ام به این تحمل!!
    چون ظاهرا که خلاصی ای در کار نیست و هیچ جوری نمیشه از بودن انصراف داد. که میگن انسان آغاز داره و پایان نداره...
    من الان تشنه ی نیستی و نبودنم. مرگ نه، خیلی عمیق تر از مرگ: عدم. نیستی.


    بگذریم


    اگه اینجا و تو این سایت شروع به بازگو کردن گوشه ای از مشکلاتم کردم از سر درموندگی و ناچاری بود... شاید چون جایی رو پیدا کردم که جنس دغدغه هاشون یکم شبیه مال من بود. که دیدم اینجا میشه سئوال احکام پرسید. که اینجا رعایت نجس و پاکی رو مسخره نمی دونن... که آدم های اینجا هم نگران آخرتشون هستن.
    انتظار معجزه و شفا تو یه چشم به هم زدن رو ندارم.
    شاید فقط خواستم تو لحظه های آخری که دارم غرق میشم دستم رو به آخرین چیزهایی که به دستم می رسه بگیرم و نذارم آخرین گناه رو مرتکب بشم. همین.

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    حق، افزایش آگاهی
    نوشته
    1,248
    حضور
    140 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    66
    صلوات
    6260



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب خواهر گرامی

    ابتدا از خدا براتون آرامش و عاقبت به خیری مسالت دارم.

    اگه میشه بفرمایید که بیماری پوستی و درد معده تون ابتدا شروع شد یا وسواستون. چون اینطور که به نظر میرسه تمامی مشکلات شما ناشی از وسواس هست که به سایر حیطه های زندگیتون اعم از سلامت جسم و روحتون سرایت کرده و باعث شده همه مختل بشن.

    یه مشکل دیگه ای هم که میبینم سطح پایین اعتماد به نفس هست . برای مثال همین که گفتین نمیدونین این سایت چطوری کار میکنه . مگه همه اینجا از ابتدا میدونستن چی به چیه اگه قرار بود همه از ابتدا همه چیز رو بدونن پس یادگیری مفهوم خودش رو از دست میداد. در ضمن این طور که به نظر میاد اتفاقا انسان باهوشی به نظر میرسید.
       
    صلوات همونطور که فرمودید یه چیزی شبیه لایک هست که میتونه معانی تایید همدری تشکر و ... داشته باشه که اینجا به نظر من همدری و دعا برای بهبود شماست


    پس به نظر بنده درمان را جدی بگیرید و ابتدا از درمان وسواستون شروع کنید و حتما زیر نظر متخصص. انتظار درمان سریع رو هم نداشته باشید وصبور باشید. در ضمن با توجه شخصیتتون حتما پزشکتون رو با نظر فرد خبره که بهش اعتماد دارید انتخاب کنید که نتیجه اش بشه اعتماد به پرشکتون و مسیر حل مشکلتون رو با قاطعیت طی کنید.

    در مورد مشکل اخروی هم یادتون باشه

    لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
    خدا هيچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند نيکيهای هر کس ازآن ، خود اوست و بديهايش از آن خود اوست ای پروردگار ما ، اگر فراموش کرده ايم يا خطايی کرده ايم ، ما را بازخواست مکن ای پروردگار ما ، آن گونه که بر امتهای پيش از ما تکليف گران نهادی ، تکليف گران بر ما منه و آنچه را که طاقت آن نداريم ، بر ما تکليف مکن گناه ما ببخش و ما را بيامرز و بر ما رحمت آور تو مولای ما هستی پس ما را بر گروه کافران پيروز گردان
    وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
    و در دين بر شما سختى قرار نداده است

    يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ
    خدا براى شما آسانى مى‏ خواهد و براى شما دشوارى نمى ‏خواهد

    البته آیات قرآن بحث و تفسیر خودش رو میطبه و بنده علمی در این زمینه ندارم ولی واضحه که انسان باید راه میانه رو در پیش بگیره و علاوه بر حالت خوفی که شما دارید حالت رجا رو هم داشته باشه.


    تذکر
    شاید مشکلاتتون خیلی زیاد به نظر بیاد ولی با درمان ریشه مشکلات (وسواس) امیدوار باشید خیلی هاشون خود به خود یا با تلاش اندک پس از پشت سر گذاشتن درمان وسواستون حل بشن.


    موفق باشید
    یا حق

    ویرایش توسط حق دوست : ۱۳۹۴/۰۹/۱۷ در ساعت ۰۴:۵۹ دلیل: اضافه کردن توضیحات
    همان گونه كه [عذاب را] بر تقسيم‏ كنندگان نازل كرديم
    همانان كه قرآن را جزء جزء كردند
    [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]
    پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد
    از آنچه انجام مى‏ دادند (آیه ۹۰ تا ۹۳ حجر)

    امام علی علیه السلام:
    مؤمن دنیا را سپر دینش قرار می‌دهد و فاجر دینش را سپر دنیایش. غررالحکم، ح 1546

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط parishoon نمایش پست ها
    پزشک ها و روان پزشک ها میگن وسواس یه بیماریه که زمینه ارثی داره... کمبود یه ماده تو سیستم مغزی و عصبیه و چه و چه ... اما مطالب منتسب به دین رو که می خونم اون رو به شیطان ربط می دن و دوری از خدا ... (که خواهر خیلی مذهبی ام این مدام رو زبونشه و وقتی از وسواس من عصبانی میشه داد می زنه که "بدبخت! بنده شیطانی! خوب داری ازش اطاعت می کنی!") نمی دونم کدومش درسته یا شایدم "هیچ کدوم "یا "هر دو" ... نمی دونم.
    وسواس علل مختلفي دارد و ممكن است چند علت در ما جمع شود: مانند ژنتيك، يادگيري ( شرطي شدن و تقويت و الگوگيري و يادگيري مشاهده اي)، مشكلات زيستي و هورموني و اختلالات نورترانسميرتها و ناقل هاي شيميايي بين سلول هاي عصبي و علل معنوي مانند وسوسه شيطان و.....
    جايگاه شيطان كجاست؟
    ببينيد وقتي به قرآن يا كتب آسماني ديگر رجوع مي كنيم مي بينيم كه شيطان قسم خورده كه مانع بندگي و نجات ما شود و حتي براي گمراه كردن انبيا واوليا الهي هم طمع كرده بود
    چنين موجود شروري دست از سر ما بر نمي دارد چه سالم باشيم يا بيمار.
    بنابراين ريشه وسواس ما هر چه باشد باز شيطان براي فريب ما سراغمان مي آيد و خب وقتي ما ضعف بدني يا رواني(ذهن) يا روحي داشته باشيم راحت تر مي تواند در ما وسوسه كند

    چاره چيه؟
    آيا چاره اين است كه زانوي غم در بغل بگيريم؟
    شناخت علل بيماري يك خوبي دارد و آن اين كه ما را براي مقابله تجهيز مي كند و باورهاي غلط و خرافي را از ما دور مي كند.

    خواهر گرامي
    با دقت زياد در صدد بيان يك نكته دقيق هستم
    و اميدوارم شما هم با تمام توجه و تمركزتان تلاش كنيد مطلب را بگيريد:
    يك معلم ورزش از يك فردي كه پايش مجروح شده و يك فرد سالم يك شكل امتحان نمي گيرد
    خداوند حكيم است
    اين توهين به خداوند و حكمت او است كه تصور كنيم كه خداوند شرايط ما را در نظر نمي گيرد و از همه يك تكليف مساوي مي خواهد
    بنده خودم تجربه وسواس را داشته ام يعني درك عميقي از اين بيماري دارم اين طور نيست كه فقط توصيه باشد و درس اخلاق.
    اگر خداوند به ما مي گويم تكليف فرد وسواسي با فرد سالم يكي نيست نگاه مهرباني و خالقانه اش را بپذيريم و سپاس بگوييم
    بدترين عبادت، عبادت هاي قالبي و عادتي و خشك است چيزي كه در روايات گفته شده كه اگر فردي از روي عادت زياد اهل ركوع و سجود باشد اين عبادتي است خشك و بي مغز كه اگر رها كند وحشت او را مي گيرد و مغز بندگي در كنار اين عبادات تفكر و امانت داري و صداقت است.
    من و شما گرفتار عبادت هاي خشك و بي مغزيم. يعني وحشت مي كنيم از قالبي كه درست كرده ايم جدا شويم در حالي كه اساس بندگي توجه به چيزي است كه خدا از ما در شرايط خاص خودمان خواسته است نه مقايسه با ديگران.
    اگر درك عميقي از اين امر داشته باشيم وقتي مي بينيم ديگران طور ديگري عبادت مي كنند وحشت ما را نمي گيرد
    اگر احساس كنيم هنوز پاك نشده ايم هراسناك نمي شويم
    چون مي دانيم همان كاري را كرده ايم عشق ما يعني حضرت باري تعالي از ما خواسته است.
    خوب خوب خوب دقت كنيد به عمق عرايضم
    نمي خواهم بگويم توجه به اين نكات درمان اساسي است هرگز
    ولي يقين دارم
    مطمئن هستم بار بسيار بسيار بزرگي از دوش شما بر مي دارد
    مي دانم
    كه هربار كه بخواهيد به وسوسه ترتيب عمل ندهيد وحشت سراتاپاي شما را مي گيرد ولي شما هم در سرتا پاي وحشت هراس ايجاد كنيد يعني وحشت را مانند دلقكي تصور كنيد كه با چوب بندگي او را مي ترسنايد و از خود فراري مي دهيد
    هربار كه آمد به او تشر بزنيد هرچند هزار بار بياييد.
    قرار نيست بندگي خداوند سوهان روح باشد
    بندگي و ايمان امنيت و آرامش بايد بياورد
    بنابراين
    به بنده اعتماد كنيد
    هم روان شناس هستم و هم طلبه
    پرسيدن احكام از دفاتر و روحانيون مختلف بمب تخريبگر است براي شما
    شما چيزي نيست كه از احكام ندانيد فقط و فقط مي پرسيد تا اعتماد زيادتري به دست آوريد و تسكين يابيد و اين مسكن هاي موقتي بلاي زندگي شما است
    چكيده سخن دين و مراجع براي شما يك كلام است بي خيالي بي خيالي بي خيالي
    بي خيالي براي وسواسي به معناي اباحه گري نيست بي خيالي براي وسواسي عين عبادت و ايمان و خيال است.
    گور پدر شيطان هر چه مي خواهد وسوسه كند شما
    هم شيطان را مسخره كنيد
    بگوييد عشقم كشيده نماز با لباس نجس بخوانم

    عشقم كشيده بي خيال باشم

    همان طور كه خانم حائض يا فرد مسافر و.. احكام خاص دارد فرد وسواسي هم احكام خاص دارد

    تا اينجا سخني داريد؟

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۱۷ در ساعت ۰۹:۳۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    همان طور كه خانم حائض يا فرد مسافر و.. احكام خاص دارد فرد وسواسي هم احكام خاص دارد
    عشقم كشيده بي خيال باشم

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود