صفحه 1 از 48 12311213141 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    1
    حضور
    1 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12

    چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟




    سلام
    سوالی هست چند وقتیه ذهن من رو به خودش مشغول کرده
    ما وقتی حرف از اثبات خدا میزنیم اولین برهانی که باهاش مواجه میشیم برهان نظمه اما وقتی میریم و نقد این برهان رو میخونیم در پاسخ به این نقد یک پله پایین تر جواب می گیریم یعنی با این جواب که برهان نظم برهانی برای عامه هست و برهان قوی ای نیست مواجه میشیم و مارو با برهان قوی تری به اسم برهان علیت آشنا میکنن اما باز در برخورد با نقد این برهان این پاسخ رو می شنویم که برهان علیت نه قابل اثبات و نه قابل انکار هست ((جوادی آملی))درست مثل خود خدا.بحث سر خود براهین نیست.بحث سر این هست که چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست







    چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟








    کارشناس بحث: استادعامل

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,238
    حضور
    30 روز 19 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4483



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی76 نمایش پست ها
    سلام
    سوالی هست چند وقتیه ذهن من رو به خودش مشغول کرده
    ما وقتی حرف از اثبات خدا میزنیم اولین برهانی که باهاش مواجه میشیم برهان نظمه اما وقتی میریم و نقد این برهان رو میخونیم در پاسخ به این نقد یک پله پایین تر جواب می گیریم یعنی با این جواب که برهان نظم برهانی برای عامه هست و برهان قوی ای نیست مواجه میشیم و مارو با برهان قوی تری به اسم برهان علیت آشنا میکنن اما باز در برخورد با نقد این برهان این پاسخ رو می شنویم که برهان علیت نه قابل اثبات و نه قابل انکار هست ((جوادی آملی))درست مثل خود خدا.بحث سر خود براهین نیست.بحث سر این هست که چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟
    سلام و عرض ادب

    قبل از هر چیز باید به این مقدمه توجه داشت که براهین اثبات خداوند متعال به سه دسته تقسیم میشوند:
    1.براهینی که معیوب بوده و یقین آور نیستند، این دسته در حقیقت برهان نیستند.
    2.براهینی که معیوب و فاسد نیستند، اما ناقص اند. این دسته حقیقتا برهان اند ولی برای اثبات خداوند تام و تمام نیستند و تنها وصفی از اوصاف الهی را اثبات میکنند. این دسته از براهین برای اثبات واجب الوجود نیاز به متمم دارند، مانند برهان حرکت یا حدوث.
    3.براهینی که صحیح و کامل اند، مانند برهان صدیقین.(تبیین براهین اثبات خدا، جوادی آملی، ص22)

    اغلب براهینی که مورد اعتراض و شبهه قرار گرفته اند، از تقریر تام و صحیحی برخوردار نیستند. برخی مانند برهان وجودی آنسلم یا برهان اخلاقی معیوب اند، و یا در صورت تقریر صحیح، ناقص بوده و نتیجه مورد نظر را نمیدهند، مانند برهان حرکت یا حدوث.

    از طرفی همه براهین اثبات خداوند از نظر رتبه و سطح یکی نیستند. بلکه برای هر سطح از فهم انسانها، نوع خاصی از برهان استفاده میشود. به همین دلیل برای یک انسان بی سواد برهان نظم قابل فهم تر است تا برهان صدیقین. برهان نظم به دليل سهم زيادي كه حس و تجربه در آن دارد و همچنين به دليل انس بيشتر انسان با محسوسات و جهان ماده، فهمش براي غالب انسان هايي كه با اصطلاحات پيچيده و فني فلسفه و كلام آشنا نيستند، راحت تر است. به همین ترتیب برای یک انسان تحصیل کرده باید برهانی در خور او ارائه نمود.

    همچنین هر برهان وظیفه خاصی در اثبات دارد. و اشکالاتی هم که به برخی براهین مانند برهان نظم شده به دلیل نا آگاهی از حیطه این براهین بوده است. چرا که برهان نظم به عنوان مثال ثابت میکند نظام حاکم بر جهان بر اثر تصادف و اتفاق نیست و دارای آفریننده عالم و قادر است. اما اینکه این آفریننده واجب الوجود است، ازلی و ابدی است یا نه و ... را ثابت نمیکند.(محاضرات فی الالهیات، جعفر سبحانی، ص33)

    استاد مطهّري نيز در این رابطه میفرماید:
    اين برهان همين قدر ثابت مي كند كه طبيعت، ماورايي دارد و مسخّر آن ماوراء است و آن ماوراء مستشعر به ذات و مستشعر به افعال خود است؛ اما اينكه آن ماوراء واجب است يا ممكن، حادث است يا قديم، واحد است يا كثير، محدود است يا نامحدود، علم و قدرتش متناهي است يا نامتناهي، از حدود اين برهان خارج است.(مرتضى مطهّرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 550.)

    برهان علت و معلول نیز مانند برهان حرکت و حدوث جزء براهین ناقص است. بنابراین برای اثبات واجب الوجود باید به براهین دیگر ضمیمه شود. زیرا این برهان تنها وجود مبدا نخست برای جهان را اثبات میکند و از اثبات ازلیت و ابدیت و دیگر اوصاف الهی قاصر است.

    معنای عبارت استاد جوادی آملی از غیر قابل اثبات بودن این اصل اینست که قاعده علیت سنگ بنای تمامی براهین و استدلالهای ماست. چرا که هستی شناسی عقلی و علمی بشر تنها از راه اصل علیت امکان پذیر است و انکار آن به نفی علم و فلسفه می انجامد. چرا که استدلال کردن بر قاعده علیت استوار است و نتیجه گیری از مقدمات مبتنی بر پذیرش علیت مقدمات برای نتیجه است. حتی نفی علیت مبتنی بر قبول علیت است! قاعده علیت از انجا که بدیهی و ضروری است اثبات پذیر نیست.

    بنابراین براهین اثبات وجود خداوند متعال به راحتی با شکست مواجه نمیشوند! بلکه برخی براهین که ناقص اند را ما به عنوان برهان تام فرض میکنیم در حالی که براهین تام و کامل(مانند برهان صدیقین) مبرای از اشکالات هستند.
    چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟

  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    جواب: راه‌های اثبات خدا مانند پل‌های مختلفی است که بر روی یک رودخانه ساخته‌اند؛ حتماً متعجب شدید!

    توضیح بیشتر: عده‌ای را تصور کنید که تصمیم گرفته‌اند از رودخانه‌ای خروشان عبور کنند برخی باری سبک در حد یک ساک دستی به همراه دارند و برخی با ماشین سواری خود که دارای وزنی متوسط است، آمده‌اند و برخی دیگر با یک ماشین باربری سنگین آمده‌اند؛ بر روی رودخانه هم پل‌های کوچک و بزرگ و متوسطی وجود دارد، حتماً تصدیق می‌کنید که هر دسته باید از پل مناسب بار خویش استفاده کنند تا موفق به عبور از رودخانه شوند.
    فکر انسان هم گاهی سبک بار است گاهی دارای باری با وزن متوسط است و گاهی دارای باری است با وزن زیاد؛ وقتی انسان می‌خواهد با فکر خویش خدا را اثبات کند باید راهی را انتخاب کند که مناسب فکر و اندیشه اوست.
    شاید بپرسید چه چیزی باعث سنگینی یا سبک‌باری فکر می‌شود؟
    در پاسخ می‌گوییم: هر چقدر فکر انسان با شبهه‌های بیشتری مواجه شود، سنگین‌تر خواهد شد و انسان برای رسیدن به حقیقت باید راه دشوارتری را بپیماید

    ساده‌ترین راه اثبات وجود خداوند، استفاده از راه دلیل (برهان) نظم است؛ این دلیل می‌گوید: عالم دارای نظمی بسیار عمیق و گسترده است و هر چیزی که دارای چنین نظمی باشد نیاز به ناظمی دانا دارد. پس عالم هم نیاز به یک نظم‌دهنده دانا دارد و نمی‌تواند تصادفی به وجود آمده باشد. روشن است هرچه این نظم پیچیده‌تر و بیشتر باشد ناظم آن هم دارای علم و قدرت بیشتری خواهد بود.
    قبل از توضیح بیشتر بهتر است ببینیم "نظم" یعنی چه؟
    دقت کنید: منظور از نظم، وجود هماهنگی یک مجموعه، برای رسیدن به هدف دلخواهشان است.
    مثال: تصور کنید شما از طرف سازمانی به کشوری اعزام می‌شوید؛ صبح زود خودرویی برای بردن شما به فرودگاه می‌آید، راننده برای شما بلیطی به همراه دارد هواپیما آماده پرواز است و شما به راحتی به مقصد می‌رسید و ... اگر از شما بپرسند اوضاع چگونه بود می‌گویید همه چیز منظم بود و من توانستم به خوبی مأموریتم را انجام بدهم و باز گردم.
    نظم در عالم هم، یعنی همه چیز از قبل مرتب و هماهنگ شده است تا انسان‌ها و سایر موجودات بتوانند مأموریت خویش را انجام دهند و بازگردند! به بیان دیگر یعنی پیش‌بینی‌های لازم برای هدفی که موجودات برای آن خلق شده‌اند؛ در عالم وجود دارد.
    در مقاله بعد به نمونه‌هایی از این نظم و هماهنگی در عالم اشاره می‌کنیم که هر انسانی پس از مطالعه آن‌ها به راحتی به وجود پروردگار خویش پی می‌برد.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,140
    حضور
    136 روز 18 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19255



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام
    سلام استاد
    عالی بود... ممنون از توضیحات مفید و دقیق



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    اين برهان همين قدر ثابت مي كند كه طبيعت، ماورايي دارد و مسخّر آن ماوراء است و آن ماوراء مستشعر به ذات و مستشعر به افعال خود است
    کما اینکه خیلی از خداناباوران بطور غیر مستقیم به همین موضوع اعتراف دارند. به این شکل که چون عقلاً نمیشه این برهان رو رد کرد ، میان و اسمش رو تغییر میدن! مثلاً میگن خدای هوشمند ، مام طبیعت ، نظم پنهان و...... حتی در مواردی از آدم فضایی هایی نام میبرند که سوار بر یوفو وارد زمین شدند و ما رو آفریدند!!!

    عجیبه که در باور اینها ، وجود خدای قادر مطلق و قائم به ذات ، مطلبی هست عجیب ، اما وجود آدم فضایی های خالق کاملاً قابل باوره!!



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی76 نمایش پست ها
    چرا براهین اثبات وجود خدا براحتی با شکست مواجه میشن؟
    سلام دوست گرامی
    البته استاد پاسخ کافی و عالی رو فرمودند ، اما من هم میخوام به نکته ای اشاره کنم

    هر وقت صحبت اثبات وجود خدا میشه ، میگن اثبات با مدعی هست. یعنی چون ما ادعای وجود خداوند رو داریم ، پس ما هستیم که ملزم به اثبات این ادعا هستیم و مخالفان نیازی برای اثبات نبود خداوند ندارند!

    خوب این حرف یه حرف ناقص و همراه با سفسطه ست. به این دلیل که باید ابتدا ببینیم سؤالی که منجر به ارائهء پاسخ از ما شده چی بوده؟
    سؤال اینه: این جهان چگونه به وجود امده است؟

    و نکته دوم اینکه آیا این پرسش فقط متوجه خدا باورهاست؟ آیا دانشمندان خداناباور ، مخاطب این پرسش نیستند که جهان چگونه بوجود آمده؟

    خب پاسخ اونها چیست؟
    چندین تئوری که هیچکدوم با اون یکی سازگاری نداره و حتی همدیگه رو رد میکنن!
    اونهم صرفاً تئوری هایی که حتی به سمت اثبات هم نرفتن چه برسه به اینکه اثبات شده باشن!
    این تئوری ها بعضی هاش خندانه دار هستن ، مثل تئوری یوفوها و آدم فضایی ها
    بعضی هم گر چه نکات خوبی درش هست ف اما کاملاً ناقصه. مثل تئوری بیگ بنگ که فقط به بعد از بیگ بنگ اشاره میکنه ، اما برای قبل از بیگ بنگ حرف چندانی برای گفتن نداره

    در نتیجه ، حتی همون دلایل ناقص خداباوران مثل برهان نظم ، بسیار قوی تر از تئوری های خداناباوران هست
    به نظر من یکی از بزرگترین اشکالات ما مسلمونها اینه که همیشه گذاشتیم طرف مقابل سؤال بپرسه و ما رو به چالش بکشه
    درحالیکه اگر ما ابتدا اونها رو به چالش بکشیم ، خواهیم دید که در اکثر موارد حرفی برای گفتن نخواهند داشت


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    چرا براهین اثبات خدا با شکست مواجه می شن، در این مورد سه دیدگاه وجود داره.

    1- منکرین: این افراد معتقدن براهین اثبات خدا با شکست مواجه نمی شن (صورت مساله پاک شد / غالبا مسلمانان).

    2- معتقدین به برتری ایمان از عقل: این افراد معتقدن از راه عقل به خدا راهی نیست، بلکه ایمان یه شور قلبیه (غالبا مسیحی).

    3- معتقدین به عدم خدا: این افراد معتقدن خدا وجود نداره، چرا که برهانی برای وجود خدا وجود نداره (بعضی از بیخدایان).
    ویرایش توسط آورورا : ۱۳۹۴/۰۹/۱۵ در ساعت ۱۸:۳۱

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,958
    حضور
    95 روز 23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5459



    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    چرا براهین اثبات خدا با شکست مواجه می شن، در این مورد سه دیدگاه وجود داره.

    1- منکرین: این افراد معتقدن براهین اثبات خدا با شکست مواجه نمی شن (صورت مساله پاک شد / غالبا مسلمانان).
    سلام علیکم

    صورت مساله ای پاک نشده , در پاسخی که نقل کردید صرفا به مغالطه پیش فرض در مساله پاسخ داده شده .
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    178
    حضور
    4 روز 8 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    156



    تَفَكَّروا في خَلقِ اللّه ، ولا تَفَكَّروا في اللّه فتَهلِكوا .

    پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
    در آفرينش خدا بـينديشيد ، امّـا در (ذات) خدا نينديشيد كه نابود مى‏شويد .


    إيّاكُم والتَّفَكُّرَ في اللّه ؛ فإنَّ التَّفَكُّرَ في اللّه لا يَزيدُ إلاّ تِيها ، إنَّ اللّه‏َ عز و جل لا تُدرِكُهُ الأبصارُ ولا يُوصَفُ بِمِقدارٍ .

    امام صادق عليه‏السلام :
    از انديشيدن درباره (ذات) خدا بپرهيزيد ؛ زيرا انديشه كردن در خدا جز بر حيرت و گمراهى نمى‏ افزايد . همانا خداوند عز و جل را نه ديدگان در مى‏يابند و نه به مقدار و اندازه ، وصف مى‏شود .

    معمولا برای نقد برهان این نکته گفته شده که به فرض اثبات وجود خداوند از کجا بفهمیم خلاقه و رحمان و رحیم هست و دارای صفات عالیه هستش .
    به نظر بنده همین که برهانها تا مرحله ی وجود یک موجود برتر رو اثبات میکنن برای بنده وظیفشون و انجام دادن . به فرموده ی پیامبر اکرم باید در آفرینش خداوند بیندیشیم .
    صفات خداوند رو در مخلوقاتش پیدا کنیم . اگه قرار بود مردم با این برهانها همه چیشونو بتونن پیش ببرن ، پیامبرها برگزیده نمی شدند . همونظور که کارشناس محترم گفتن برهانها همشون تا یک جای مسیر پیش میرن درحالی که منتقدین انتظار همه چیز رو از این برهانها دارند. موجود ماورائی رو نمیشه با برهان فیزیکی تعریف کرد .
    من وجود خدا رو پیش خودم با معجزات پیامبران و کرامت های ائمه اثبات میکنم . ( با اینکه رشته ی انسانی خوندم ولی از بحث های فلسفی اثبات برهانها به خاطر سختی و تکلفشون در ارائه خوشم نمیاد ) به نظر من انسانهایی که محبوب ترین های عصر خودشون بودن و اعمال خارج از اراده ی بشری رو میتونستن انجام بدن حتما به یک منبعی وصل هستند . با تعاریف خودشون این منبع رو من خداوند میشناسم و سعی میکنم مثل خودشون بشم که شاید منم به منبع اونها بتونم وصل شم .



  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380



    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda solimani نمایش پست ها
    ساده‌ترین راه اثبات وجود خداوند، استفاده از راه دلیل (برهان) نظم است؛ این دلیل می‌گوید: عالم دارای نظمی بسیار عمیق و گسترده است و هر چیزی که دارای چنین نظمی باشد نیاز به ناظمی دانا دارد. پس عالم هم نیاز به یک نظم‌دهنده دانا دارد و نمی‌تواند تصادفی به وجود آمده باشد. روشن است هرچه این نظم پیچیده‌تر و بیشتر باشد ناظم آن هم دارای علم و قدرت بیشتری خواهد بود.
    قبل از توضیح بیشتر بهتر است ببینیم "نظم" یعنی چه؟
    دقت کنید: منظور از نظم، وجود هماهنگی یک مجموعه، برای رسیدن به هدف دلخواهشان است.
    مثال: تصور کنید شما از طرف سازمانی به کشوری اعزام می‌شوید؛ صبح زود خودرویی برای بردن شما به فرودگاه می‌آید، راننده برای شما بلیطی به همراه دارد هواپیما آماده پرواز است و شما به راحتی به مقصد می‌رسید و ... اگر از شما بپرسند اوضاع چگونه بود می‌گویید همه چیز منظم بود و من توانستم به خوبی مأموریتم را انجام بدهم و باز گردم.
    نظم در عالم هم، یعنی همه چیز از قبل مرتب و هماهنگ شده است تا انسان‌ها و سایر موجودات بتوانند مأموریت خویش را انجام دهند و بازگردند! به بیان دیگر یعنی پیش‌بینی‌های لازم برای هدفی که موجودات برای آن خلق شده‌اند؛ در عالم وجود دارد.
    سلام...این حرف شما:
    "هر چیزی که دارای چنین نظمی باشد نیاز به ناظمی دانا دارد."
    مثل آن است که گفته شود، که هر چیزی(نظمی) که وجود دارده، حتما یکی آن را بوجود آورده...مثلا هر چیزی که داری چنین نظمی باشد، حتما یکی آن نظم را بوجود آورده.در این صورت باید بگوییم که خدا که وجود دارد....پس حتما را هم یکی بوجود آورده...که این مشکل ساز است....ما می توانیم بگوییم این عالم وجود داشته بدون آنکه خدا و خالقی داشته باشد...و این عالم دارای نظم است و هماهنگی است...و این نظم هم تا دنیا بوده با دنیا بوده! و دنیا هم بوده که بوده و خلق نشده،یعنی دنیا اول نداشته..همیشگی بوده....همانطور که خدا خلق نشده...و اینجا برهان نظم به تنهایی به بن بست می خورد..و در نتیجه...دیگر حرف زدن از بی نهایت نظم و هماهنگی در این دنیا بی مورد است و کار را به جایی نمی رساند...

    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda solimani نمایش پست ها
    فکر انسان هم گاهی سبک بار است گاهی دارای باری با وزن متوسط است و گاهی دارای باری است با وزن زیاد؛ وقتی انسان می‌خواهد با فکر خویش خدا را اثبات کند باید راهی را انتخاب کند که مناسب فکر و اندیشه اوست.
    شاید بپرسید چه چیزی باعث سنگینی یا سبک‌باری فکر می‌شود؟
    ببخشید، نمی دانم منظور شما را درست فهمیدم یا نه...اگر خدا اثبات کردنی هست..و برهانی برای اثباتش وجود دارد...خوب آن برهان باید برای همه کار گر باشد و قابل قبول...حالا شاید یکی از درکش عاجز باشد...به خاطر شاید مثلا کلمه های قلمبه و سلمبه ای که در آن هست(مثلا) ولی آن ساده ترین و عام ترین و قابل فهم ترین برهان، باید برای همه کار گر و قابل پذیرش باشد...مثلا من گاهی می شنوم و خیلی تعجب می کنم...مثلا می گویند، برهان نظم خیلی برهان جدی ای نزد فلاسفه نیست و این برهان بیشتر برای مردم عوام و عموم مردم است..من تعجب می کنم، فیلسوف مگر دنبال دردسر است.خوب اگر برهان نظم برای عموم مردم قانع کننده و قابل پذیرش است...خوب برای فیلسوفان هم قابل پذیرش باید باشد...دیگر تفکیک کردن براهین و طبقه بندی آن از حیث مخاطبانشان، چه هدف و منظوری پشت است...اگر برهان نظم، برهانی ساده است...خوب باید برای همه قابل درک و پذیرش باشد، هرچند با شبهات و پستی و بلندی هایی همرا باشد...

    ---------------
    من هنوز فرصت نکرده ام که جامع و دقیق تمام براهین و مطالب و بحث های در گرفته در مورد خدا را بخوانم...درس و مشغله ها اجازه نداده...ولی تا اینجا که خوانده ام هنوز به جایی نرسیدم... نمی دانم، اگر خدا اثبات کردنی بود، فکر می کنم تا الان با همین مطالعه پراکنده و نسبتا اندک هم باید به خدا می رسیدم...مخصوصا آن خدای ادیان و آن خدای اسلام و آن خدایی که ما معمولا از آن صحبت می کنیم و انتظار داریم قابل درک و اثبات کردنی برای هر کسی باشد...و از همین خاطر، خیلی امیدوار نیستم که در آینده هم که سعی دارم با جدیت به مطالعه و تفکر بپردازم، به جایی و نتیجه ای برسم....
    ویرایش توسط پیروز : ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ در ساعت ۰۲:۳۷
    چه تاریکـــــــــــــــ استــــ فریبـــــ انسان...

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380



    نقل قول نوشته اصلی توسط M A H D I نمایش پست ها
    در آفرينش خدا بـينديشيد ، امّـا در (ذات) خدا نينديشيد كه نابود مى‏شويد .


    إيّاكُم والتَّفَكُّرَ في اللّه ؛ فإنَّ التَّفَكُّرَ في اللّه لا يَزيدُ إلاّ تِيها ، إنَّ اللّه‏َ عز و جل لا تُدرِكُهُ الأبصارُ ولا يُوصَفُ بِمِقدارٍ .

    امام صادق عليه‏السلام :
    از انديشيدن درباره (ذات) خدا بپرهيزيد ؛ زيرا انديشه كردن در خدا جز بر حيرت و گمراهى نمى‏ افزايد . همانا خداوند عز و جل را نه ديدگان در مى‏يابند و نه به مقدار و اندازه ، وصف مى‏شود .
    سلام...حالا اگر کسی از این تذکر های دین نا آگاه بوده...مثلا این نقل به گوشش نخورده....یا اصلا پیش از اسلام بدنیا آمده و از این احادیث بی خبر بوده....یا به خدا اعتقاد داشته در دنیای امروز ولی هنوز به اسلام وارد نشده و به دینی اعتقاد نداشته و در حال تحقیق بوده و یا به هر شرایطی، بعد به سراغ اندیشه در ذات خدا رفته، تکلیفش چیست، سرنوشتش چیست؟اینکه نابود شود، گمراه شود؟؟یعنی نتیجه تفکر و کنجکاوی هایش در مورد خدا او را به گمراهی و نابودی می کشاند؟؟حال اینکه قوه تخیل و کنجکاوی و تفکر انسان حد نمی شناسد و انسان مایل هست مدام بیشتر بداند...مخصوصا در مورد خدایش...حالا کسی نا خواسته اندیشید در ذات خدا، که در ظاهر هم تقصیر ندارد هیچ ، به نظر ثواب هم کرده و راه فطرت را در پیش گرفته وووو، حقش و تکلیفش این است که گمراه شود؟نابود شود؟آیا این منظقی است؟آیا این انصاف است؟؟؟
    چه تاریکـــــــــــــــ استــــ فریبـــــ انسان...

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 48 12311213141 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود