صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عاطفه و علاقه زیاد به دوست؛نیاز یا وسیله؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    34
    حضور
    13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100

    اشاره عاطفه و علاقه زیاد به دوست؛نیاز یا وسیله؟




    سلام و خسته نباشید
    دوستای خوب زیادی در اطراف من هست و با سه نفر از این دوستام خیلی بیشتر از بقیه انس و الفت دارم و از دوستی با اونها کمال رضایت رو دارم چون موجبات رشد من رو فراهم کردن.
    یکی از خرده هایی که بعضی از دوستام به من میگیرن غلبه بر احساساتمه و بهم میگن باید با یک نفر رابطه احساسی(قلبی،احساسی،معنوی یا هرچیز دگ) برقرار کنی.دراصل به شکل یک نیاز این رو میبینن و از نظر اونها داشتن رابطه اینجوری ی نیازه!.
    مدتیه در پی همین مسئله هستم و اینطور دوستی برای خودم دست و پا کردم.قبلا این تجربه رو داشتم و آتشین به یک نفر علاقه مند بودم،اما چون درست نمیدونستم اون شخصی رو که دوست دارم از روی احساساته یا هوس،بخاطر همین رابطه دوستیم با اون شخص رو کم و نهایتا به دو دوست معمولی بدل شدیم.
    تو این مدتی که با این دوست آشنا شدم،چون میدونستم نباید به هرکسی اعتماد کرد،تااونجا که میتونستم سعی کردم بشناسمش و بعدا اگر دیدم اون شخصی هست که هم رازدار باشه هم قابل اعتماد و هم واقعا دوست بعد پی یه رابطه دوستی عاطفی - عقلانی رو بگیرم(البته میشه گفت غالبا احساسی)
    این دوست دو سال از من کوچیکتره!در اصل الان اون 15 سالشه و من 17 سال و هردومون هم پسریم.
    ولی ناگفته نماند برام خیلی سخته به دغدغه های فکری ک برام ایجاد میکنه غلبه کنم(آدم اینجوری نیستم ک 24 ساعت بشینم ب یارو فک کنم الان حالش خوبه،حالش بده،چجوره و ...) غالبا به این فکر میکنم که چی بگم و چی نگم.به یقین بنظرم خیلی این کار کار مزخرفیه و اصلا هم نیاز نیست صورت بگیره ولی به هرحال به ذهنم این حرفها میان ک وقتی دیدمش چی بگم و چی نگم و غالبا هم وقتی دیدمش چیزی نمیگم! اما این دغدغه منو آزار میده،هم وقت درس خوندن،هم قبل از خواب و حتی گاهی به هنگام پیامک دادن)
    ی نکته دگ اینکه آدم وابسته ای خدارو شکر نیستم ،یعنی اینجور نیستم ک توی عواطفم یا حرف دلم به این یارو وابسته باشم ک حتما بهش بگم حرفامو! و همونطور که گفتم صرفا به این جهت میخام باهاش دوست بشم که عیوب خودم رو بشناسم و بعنوان نیاز بهش نگا کنم
    با این اوصاف تو این مدت چند سوال برام پیش اومد و یه نتیجه:

    سوال اول اینکه:آیا واقعا اینجور رفاقت ها نیازه؟یعنی توی سن نوجوانی-جوانی باید اینجور رفاقت ها باشه تا ما یاد بگیریم علایق خودمون رو کنترل کنیم؟(یعنی مثلا این علاقه رو حفظ کنم و این دغدغه رو از بین ببرم که در آینده اگر موقعیت این شکلی پیش اومد بتونم باهاش کنار بیام؟) <= (نگاهی به این مدل رفاقت ها به عنوان وسیله)
    یا باید این نیاز رو توی این سن داشته باشم؟(<= نگاهی به تین مسئله به شکل نیاز)

    سوال دوم اینکه : اگر نداشته باشم آیا مشکلی پیش میاد؟بنظرتون نیازه این دوستی رو حفظ کنم و ازش بهترین استفاده ها رو برای رفع عیوبم بکنم یا علاقه رو کم کنم خوبه؟(راستش میتونم به این احساس غلبه کنم اما کنترل کردنش برام یکم سخته،مثلا اون فکرای آزار دهنده برام مشکله بیان تو ذهنم و علاقه ای هم ب اومدنشون ندارم و هروقت هم میان ب خودم میگم به چی فکر میکنی؟آخه چ اهمیتی داره این مسئله؟)

    سوال سوم اینکه: از این دوستی حالا به عنوان به ابزار برای کنترل کردن احساسات استفاده کنم یا به شیوه ی قبلی عمل کنم و این احساس رو کمرنگ کنم؟

    و نتیجه ای هم ک گرفتم اینکه اگر نداشته باشی هیچ مشکلی پیش نمیاد،ولی یه سوال ک باعث میشه فکر کنم نداشتن اینجور رابطه مشکل سازه صرفا برای آیندس و اینکه شاید نیاز باشه بعدها با اینجور مسائل روبرو بشم!

    لطفا راهنماییم کنید که چجور عمل کنم بهتره!
    باتشکر

    ویرایش توسط ساعت شنی : ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۵:۰۸

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 15 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست







    عاطفه و علاقه زیاد به دوست؛نیاز یا وسیله؟








    کارشناس بحث: استادنشاط

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,160
    حضور
    28 روز 23 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6896



    با سلام
    دوستان گلم اگر نظری مفید دارند در این بحث شرکت کنند،
    تا بتوانیم با همکاری یکدیگر راهکار مناسبی را برای این عزیزمان، ارائه دهیم.


    عاطفه و علاقه زیاد به دوست؛نیاز یا وسیله؟

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    36
    حضور
    2 روز 15 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط نمایش پست ها
    با سلام
    دوستان گلم اگر نظری مفید دارند در این بحث شرکت کنند،
    تا بتوانیم با همکاری یکدیگر راهکار مناسبی را برای این عزیزمان، ارائه دهیم.
    سلام به شما کارشناس گرامی و همه ی دوستان مخصوصا آقایmohammad.sh

    باید بگم خدمتتون من تجربه چند نمونه از این دوستی ها رو داشتم و به حدود ده بیست نفر از دوستانم که درگیر این مشکل بودند مستقیما مشاوره می دادم
    این دوستی ها از نظر من بسیار عالیه و خیلی چیزا به آدم میده
    فقط باید مواظب باشی که وابستگی اون اذیتت نکنه چون غالبا وابستگی داره و اون وابستگی خیلی آدم رو اذیت می کنه


    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad.sh نمایش پست ها
    غالبا به این فکر میکنم که چی بگم و چی نگم
    توی این مورد هم هر وقت به این فکر افتادی به خودت بگو برای چی به این فکر می کنی؟دلیلش رو پیدا کن
    اگه بره اینه که دنبال راهی هستی تا رابطه با اون رفیقت بهتر بشه به خودت بگو من چه کاره ام، خوبی یا بدیش دست خداست
    تو این مورد توکل محض کن
    اصن نمی خواد کاری کنی یا حرفی زنی که مثلا رابطه بهتر شه


    کلا هم پیشنهاد می کنم کتابهایی که در مورد دوستی هست رو بخونی.البته اصل احادیثشه که تو اینترنتم پیدا میشه


    اینم بگم که طبق تجربیات من این دوستی ها معمولا زمان زیادی پایدار نمیمونه، راسی استاد نشاط چرا این دوستی ها زودگذره؟
    یا صاحب الزمان...
    ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو بودم
    تا دست کشی بر سر سودا زده ی من...


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    34
    حضور
    13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهادت نمایش پست ها
    سلام به شما کارشناس گرامی و همه ی دوستان مخصوصا آقایmohammad.sh

    باید بگم خدمتتون من تجربه چند نمونه از این دوستی ها رو داشتم و به حدود ده بیست نفر از دوستانم که درگیر این مشکل بودند مستقیما مشاوره می دادم
    این دوستی ها از نظر من بسیار عالیه و خیلی چیزا به آدم میده
    فقط باید مواظب باشی که وابستگی اون اذیتت نکنه چون غالبا وابستگی داره و اون وابستگی خیلی آدم رو اذیت می کنه




    توی این مورد هم هر وقت به این فکر افتادی به خودت بگو برای چی به این فکر می کنی؟دلیلش رو پیدا کن
    اگه بره اینه که دنبال راهی هستی تا رابطه با اون رفیقت بهتر بشه به خودت بگو من چه کاره ام، خوبی یا بدیش دست خداست
    تو این مورد توکل محض کن
    اصن نمی خواد کاری کنی یا حرفی زنی که مثلا رابطه بهتر شه


    کلا هم پیشنهاد می کنم کتابهایی که در مورد دوستی هست رو بخونی.البته اصل احادیثشه که تو اینترنتم پیدا میشه


    اینم بگم که طبق تجربیات من این دوستی ها معمولا زمان زیادی پایدار نمیمونه، راسی استاد نشاط چرا این دوستی ها زودگذره؟

    مرسی داداش ک وقت گذاشتی و پیگیر شدی
    اما خب باید گفت _براساس چیزایی ک هم توی کتاب آقای فلسفی خوندم هم توی اینترنت_دراصل این نوع دوستی ها بخاطر یه نقص بوجود میان،مثلا احساس نیاز. به یک نفر برای ارضای علایق و احساسات(منظورم غیر جنسی هست)یا نیاز به یک نفر برای تکیه گاه داشتن!
    این در حالیه ک من نیاز به تکیه گاهی از این جنس ندارم ولی از وقتی پایه ی این دوستی گذاشته شده،فقط ذهن منو اشغال کرده!(البته برام مفید هم بوده)
    به این نتیجه رسیدم_با ویژگی هایی ک قبلا دیده بودم و همفکری دیگران_این نوع رابطه ها تو این سن و به صرف احساسات توأم با این دلمشغولی ها هست!
    اگر شما بعضا دوست خوب و صمیمی داشته باشین ذهنتون درگیر نمیشه ک چی بهش بگین یا نگین یا بطور کلی غیر از یه سری موارد خاص مثلا کمک کردن برای حل مشکل یا هرچیز دیگه ذهنتون رو به اشغال رفیقتون در نمیارین!چون به معنای واقعی دل شما با اون دوسته نه توهم ذهنی و درگیری ذهنی و گاها نشخواری ذهنی !
    بنظر من اون چیزی ک از این دوستی باید یاد گرفت،رفاقت به شکل صميميه بجای ذهن مشغولی
    خوشحال میشم دراین باره هم شما هم استاد نشاط و هم بقیه عزیزان بیشتر صحبت کنيم

    اینم بگم که طبق تجربیات من این دوستی ها معمولا زمان زیادی پایدار نمیمونه، راسی استاد نشاط چرا این دوستی ها زودگذره؟
    بله،خوشبختانه یا متاسفانه زیاد پایدار نمیمونه!
    فکر میکنم همین احساس محض بودن توی رفاقت(بدون تعقل یا هدف خاصی داشتن برای تعالی یا کمک یا دلایل منطقی دگ) و اینکه ما توی سن نوجوانی هستیم و احساساتمون زودگذره،باعث میشه اینقدر زود این دوستی ها بپاشن.


    ویرایش توسط mohammad.sh : ۱۳۹۴/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۶:۵۷

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21



    سلام
    ادامه بدید دوستیتونو اما با کنترل ذهنی و جسمی خودتون(تقوا)
    نگذارید افکار باطل در ذهنتون جولان بدن...و راحت و صمیمی برخورد کنید(یکرنگ)
    تنها آسیبی و آفتی ک ممکنه این موضوع رو تهدید کنه افراط شما یا دوستتون هست ...
    ب عنوان هدف نباید باشه بلکه ب عنوان وسیله است اما نه وسیله ای برای تجربه حال حاضر اتفاقات احتمالی ک ممکنه در آینده پیش بیان. بلکه ابزاری برای کمک و دوستی و یاری و هم دلی و رشد مشترک و لذت و ...

    یا علی...
    ظهور در جمجمه هاست، نه در جمعه ها...علامه حسن زاده


  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    34
    حضور
    13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100



    نقل قول نوشته اصلی توسط adler نمایش پست ها
    سلام
    ادامه بدید دوستیتونو اما با کنترل ذهنی و جسمی خودتون(تقوا)
    میشه اینو بیشتر توضیح بدین؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط adler نمایش پست ها
    سلام
    ب عنوان هدف نباید باشه بلکه ب عنوان وسیله است اما نه وسیله ای برای تجربه حال حاضر اتفاقات احتمالی ک ممکنه در آینده پیش بیان. بلکه ابزاری برای کمک و دوستی و یاری و هم دلی و رشد مشترک و لذت و ...
    بله درست می فرمایین،اینکه فقط بخام بعنوان وسیله ای برای آینده به این دوست نگاه کنم کاملا خودخواهانه هست،اما باید توجه داشت بدون این رابطه احساسی هم میشه زمینه ی رشد ،یاری،همدلی و ... رو فراهم کرد.دراصل یکی از سوالات اینه که آیا رابطه ی عاطفی و آتشینی که شاید دیده باشین آیا واقعا نیازه که محرک اصلی برای یک رفاقت باشه؟
    یکی از نگاه هایی که من به این مسئله دارم آمادگی برای علایق یا حتی قوت اراده توی آیندس.بنظر شما این نگاه میتونه درست باشه؟یا یه نتیجه گیری اشتباه کردم؟

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad.sh نمایش پست ها
    میشه اینو بیشتر توضیح بدین؟
    گفتار اول از کتاب 10 گفتار شهید مطهری رو مطالعه کنید.ب جوابتون میرسید.البته قدری زحمت داره...


    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad.sh نمایش پست ها
    دراصل یکی از سوالات اینه که آیا رابطه ی عاطفی و آتشینی که شاید دیده باشین آیا واقعا نیازه که محرک اصلی برای یک رفاقت باشه؟
    عاطفه مقدمه و پیش نیاز شروع رابطه است البته در حین رابطه هم ب مقدار اعتدال(کم) نیازه تا رابطه درستی باشه.اما اینکه هدف دوستیتون ب خاطر مسائل عاطفی باشه اینجا باید ی تجدید نظر بکنید در هدف و نوع رفتار های متقابلتون.
    همیشه ب یاد داشته باشید عاطفه و محبتی ک گفتید مثل نمک و چاشنی دوستی میمونه.کم یا زیادش غذا(دوستی) رو بی نمک یا شور خواهد کرد.باید از این شی بصورت ابزاری در جهت تثبیت و قوام دوستی استفاده بشه .



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad.sh نمایش پست ها
    یکی از نگاه هایی که من به این مسئله دارم آمادگی برای علایق یا حتی قوت اراده توی آیندس.بنظر شما این نگاه میتونه درست باشه؟یا یه نتیجه گیری اشتباه کردم؟
    البته ک درسته...
    در کتاب جاذبه و دافعه علی مطلبی هست ک میگه (ب مضمون و برداشت من از کتاب):
    رعایت اعتدال و حد و حدود در این نوع دوستی ها باعث نزدیکی ب خدا میشه...
    در قالب دوستی میشه تمرین بعضی از صفات رو کرد.البته باز هم این مورد ب نظرم نباید ب عنوان هدف نهایی قرار بگیره...
    نباید در دوستی مثل انگل بود یعنی ز وجود دوست ب نفع خود استفاده کرد...

    امیدوارم تونسته باشم کمکی هر چند کوچک کرده باشم

    یا علی ..
    ظهور در جمجمه هاست، نه در جمعه ها...علامه حسن زاده


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21



    اساتید عزیز پاسخ هامون رو ارزیابی نمیکنید؟
    dear friend
    i would be pleased if you evaluate my opinions
    thanks
    ظهور در جمجمه هاست، نه در جمعه ها...علامه حسن زاده


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    34
    حضور
    13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100



    نقل قول نوشته اصلی توسط adler نمایش پست ها
    گفتار اول از کتاب 10 گفتار شهید مطهری رو مطالعه کنید.ب جوابتون میرسید.البته قدری زحمت داره...



    عاطفه مقدمه و پیش نیاز شروع رابطه است البته در حین رابطه هم ب مقدار اعتدال(کم) نیازه تا رابطه درستی باشه.اما اینکه هدف دوستیتون ب خاطر مسائل عاطفی باشه اینجا باید ی تجدید نظر بکنید در هدف و نوع رفتار های متقابلتون.
    همیشه ب یاد داشته باشید عاطفه و محبتی ک گفتید مثل نمک و چاشنی دوستی میمونه.کم یا زیادش غذا(دوستی) رو بی نمک یا شور خواهد کرد.باید از این شی بصورت ابزاری در جهت تثبیت و قوام دوستی استفاده بشه .




    البته ک درسته...
    در کتاب جاذبه و دافعه علی مطلبی هست ک میگه (ب مضمون و برداشت من از کتاب):
    رعایت اعتدال و حد و حدود در این نوع دوستی ها باعث نزدیکی ب خدا میشه...
    در قالب دوستی میشه تمرین بعضی از صفات رو کرد.البته باز هم این مورد ب نظرم نباید ب عنوان هدف نهایی قرار بگیره...
    نباید در دوستی مثل انگل بود یعنی ز وجود دوست ب نفع خود استفاده کرد...

    امیدوارم تونسته باشم کمکی هر چند کوچک کرده باشم

    یا علی ..
    تشکر فراوان از فرصتی که در اختیارم گذاشتين[emoji257]

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود