جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آفرینش انسانهای مختلف

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    حضور
    1 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4

    تعجب آفرینش انسانهای مختلف




    مقدمه : من سوال و پاسخی را در سایت مطالعه کردم تحت عنوان :
    هدف از آفرینش انسان چیست ؟ چرا ما محکوم به زندگیکردن هستیم؟ و البته پاسخ آن را نیز دیدم .
    شما در بخشی از پاسخ خود به بحث مهم اختیارانسانها اشاره داشتید مبنی بر اینکه انسانها با اختیار خود به کارهای بد و خوب رویمی آورند .
    حالا سوال من این است:
    قبول داریم که انسانها با اختیار خود کار خوب و بدمی کنند اما نکته ای که همواره ذهن من را مشغول می کند مربوط به پراکندگی انسانهادر نقاط مختلف جهان می باشد ، پراکندگی به انحاء مختلف ، به نحوی که عده زیادی درنقاط دور از مرکزیت اسلام ، یا حتی دینهای آسمانی دیگر رشد و نمو می کنند و اینامر سبب می گردد که آنها با تعالیم الهی آشنا نشوند (یا اگر هم با تعالیم دینهای دیگر آشنا می شوند با تعالیمی آشنا می شوند که عمدتاً تحریف شده است) و به همین ترتیب دوران زندگی را سپری نمایند . همچنین از کودکی در خانواده ای مثلا کمونیست بزرگ می شوند و بالطبع کمونیسم و ضد دین پرورش می یابند یا اینکه در خانواده ای ازاهل سنت بدنیا می آیند پس از اهل سنت به شمار می آیند یا اینکه به لحاظ تربیت خانوادگی و فرهنگ محیط خود انسانهای بی تفاوت به دین و مسائل دینی رشد می کنند (حتی درجوامع مسلمان و شیعی) پس می توان گفت جامعه آنها ، محیط و خانواده عامل اصلی درنحوه رشد آنهاست و بالطبع اختیار اولیه ای ندارند تا انتخاب طریق بکنند.
    خلاصه کلام : من در خانواده ای مسلمان و شیعی به دنیا می آیم و مسلمان وشیعه هستم و کودکی دیگر در خانواده لائیک یا در خانواده ای از اهل سنت ، من شیعی بزرگ می شوم و آن یکی لائیک یا سنی. (توضیح اینکه نمی خواهم لائیک یا سنی را در یک ردیف قرار دهم و علت عنوان کردن آن این است که همواره شیعه دوازدهامامی را کاملترین و جامعترین مذهب معرفی می کنند. یا حتی برخی بجز شیعه بقیه راعاقبت بخیر نمی شمارند و تنها آنها را نجات یافته می پندارند ؟ که این مسئله نیزخود جای تامل و بحث جداگانه دارد)
    همچنین این مسئله را می توان به جوامع اسلامی وشیعی هم تعمیم داد بدین ترتیب که فردی در خانواده ای مذهبی رشد می کند و بالطبع مذهبی بار می آید اما فرد دیگری در خانواده ای که به مسائل دینی اهمیت نمی دهد رشد می کند
    خوب سوال اینجاست: این فرد با شرایطی که گفته شدچه اختیاری از خود دارد یا اگر اختیاری در بزرگسالی برای او قائل شویم به لحاظ شرایطی که برایش شمردیم (مانند محیط و خانواده و نحوه رشد او در چنین جوامعی) چه مسئولیتی متوجه اوست؟
    ممکن است در پاسخ دلایلی برای این مباحث مطرح گرددمثلا عنوان گردد که در جوامع لائیک نیز انسانهایی هستند که راه سعادت را می یابندو سعادمتند می شوند اما با نظر و دید کلی به جوامع مختلف می بینیم که این آمارپایین است و همین نکته یکی از درگیریهای ذهنی من می باشد.
    یا اینکه پاسخی مبنی بر قاصر و مقصر بودن مطرح گردد باز در اینجا می بینیم که اکثریت قاصر خواهند بود خوب اگر اکثریت قاصر باشندسوال دیگری ذهن من را مشغول به خود می کند مبنی بر اینکه خداوند انسانهای زیادی راآفریده که به بسیاری از حقایق قاصر بوده و تقصیری ندارند حال حکمت آفرینش این همه انسانهای قاصر چیست؟ چرا نباید سرنوشت اخروی انسانهای قاصر همسان با سرنوشت نیک اخروی انسانهای خوب باشد یا اگر اینگونه است و هم ردیف در یک جایگاه قرار دارند چرا بایدانسانهای خوب در دنیا با مشقت فراوان برای بدست آوردن عاقبت اخروی نیک باشند وانسانهای قاصر با چنین مشکلاتی روبرو نباشند؟
    با تشکر


    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۹/۰۵ در ساعت ۱۱:۰۱

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست







    آفرینش انسانهای مختلف








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    پاسخ:
    باسلام و تشکر بابت سوال دقیق شما

    مسئله اختیار و اراده آزاد از جمله مسائلی است که همواره ذهن بشریت را به خود مشغول داشته است. جنبه نظری و عملی این مسئله، دو جنبه ای است که حتما باید بین آنها تفکیک قائل شد.
    از جنبه عملی، هر انسانی خود را مختار و دارای اراده آزاد می‌یابد و کسی در این مسئله شکی در خود راه نمی‌دهد. هر کسی حتی کسانی که از نظر نظری، انسان را مجبور معرفی می‌کنند وقتی پای عمل به میان می‌آید به صورت ناخودآگاه طوری رفتار می‌کنند که یک شخص معتقد به اراده آزاد عمل می‌کند.
    تمام دعواها و نزاع ها مربوط به جنبه نظری این مسئله است. از جنبه نظری به دو صورت می‌توان عمل کرد.
    یک روش به صورت استدلال مستقیم و از راه تحلیل فرایند انتخاب و یک روش استدلال خلفی و جدلی.
    بر اساس شیوه جدلی و با استفاده از روش استدلال خلفی، از آنجا که قائل شدن به جبر، مستلزم تالی فاسدهای وجدانی، اخلاقی و دینی و در نهایت فلسفی چندی می‌شود به جبر معتقد نمیشود.
    در این شیوه، هر کسی میداند که اگر قائل به جبر شویم، نظام زندگی دنیوی و اخروی انسان سست و تخریب خواهد شد. جامعه ای که افرادش خود را از نظر نظری مختار نمیداند، تن به قوانین نمیدهد و در برابر خطاهایش، به راحتی توجیه جبری بودن خطا را سرمیدهد. چنین افرادی، به هیچ اخلاق و وجدانی پایبند نخواهد بود و همینطور تالی فاسدهای دیگری که با کوچکترین تاملی میتوان به آن پی برد.
    بر اساس شیوه استدلالی مستقیم و با تحلیل فرایند انتخاب و اراده آزاد، فلاسفه معقتدند که برای انجام یک کار ارادی چندین مرحله کار در نفس انسان صورت میگیرد تا آن کار انجام شود. بر اساس این دیدگاه، انسان ابتدا به تصور کاری که میخواهد انجام دهد و فایده آن و نیز تصدیق آن میپردازد. پس از تصور و تصدیق، در صورتی که آن عمل موافق با طبع یا میل او قرار داشته باشد، نسبت به آن میل و شوق پیدا میکند که این میل و شوق، زمانی که به حد زیاد رسید(شوق اکید) او تصمیم به انجامش میگیرد و آن کار انجام میشود(البته اگر مانعی جلوی تحققش را نگیرد)[1]
    در این فرایند، گرچه تصور و تصدیق و میل تا حدودی غیر اختیاری و تابع شرایط قبلی زندگی فرد(مانند محیط زندگی، نوع آموزش، خانواده، تغذیه، و...) است، اما با این وجود، هنوز انسان اختیار دارد که برخلاف زمینه چینی این امور، مسیری متفاوت را انتخاب کند. خود ما در زندگی شخصی خویش بارها و بارها در شرایط مشابهی قرار گرفتیم و دیده ایم که بر اساس میلی که داشته ایم، گاه انتخابی کردیم که کاملا متفاوت با شرایط زندگی مان بوده است. مثلا اگر شرایط پیشین ما به صورتی بوده که قاعدتا نباید انتخاب مناسبی داشته ایم، ولی در برخی موارد انتخاب درستی داشته ایم.
    البته این مسئله آنقدرها هم واضح نیست و بیشتر از انکه برهانی باشد، وجدانی است و باحس درونی دریافت میشود. هرچند مویدهای عملی، کاملا موافق با اختیار است و جبر و اجباری بودن انتخابهای ما را نفی میکند.

    بنابراین، در پاسخ سوال شما نکته ای که میتوان گفت این است که انتخابهای انسان اختیاری است(مگر مواردی که جبری بودن آن از ناحیه عامل بیرونی مشخص است) و انسان دارای اراده آزاد است.
    وجود موارد موافق با شرایط زندگی، هم نافی آزاد بودن اراده نیست، هرچند که این موارد درصد زیادی داشته باشند. مثلا همه میدانند که سیگار کشیدن تا چه حدی برای سلامتی ضرر دارد یا زندگی اداری و بی تحرک تا چه حدی برای سلامتی مضر است. بارها و بارها نیز این مسئله و میزان خطر آن برای سلامتی به ما گوشزد شده است. با این حال، اکثر ما توجهی به این اعلام خطرها نداریم و برخلاف آنچه یافته ایم و بدان علم داریم عمل میکنیم. با این حال، آیا کسی به ذهنش خطور میکند که در این کارها اراده ندارد و توان ترک آنرا ندارد. چطور وقتی یک معتاد به ما میگوید به خاطر جبر زمانه به اعتیاد گرفتار شده و توان ترک آنرا ندارد، هیچ کسی این حرف را قبول نمیکند. چطور در یک خانواده، وجود یک فرزند سالم را به خاطر اراده خود میدانید؟ چطور هست که اصلا او را تحسین میکنیم؟ اگر کسی هیچ اراده ای ندارد، پس چرا فرزندان معتاد را سرزنش میکنیم؟ اگر انسان اراده ندارد، پس چرا خلافکاران را سرزنش کرده و آنان را مجازات میکنیم؟
    مسئله جاهل قاصر و مقصر نیز یک بحث کلی است و ما توان آنرا نداریم که میزان و درصد آنان را مشخص کنیم. علم آن در حیطه آگاهی ما نیست و مربوط به علم الهی است و فقط در آخرت مشخص میشود که چه جاهلی، قاصر است و چه جاهلی مقصر.


    [1] . ر.ک: مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج2، ص 58

    آفرینش انسانهای مختلف

  6. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود