صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ** خودت را کنار نکش**

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460

    ** خودت را کنار نکش**




    متن زير از يكي از كاربران محترم است كه به دلائلي نخواستند خودشان برايش تاپيك بزنند


    ** خودت را کنار نکش**

    بالاتر از سیاهی، رنگی هست؛
    بالاتر از سیاهی، رنگی هست؛
    سرخ...
    نه! خیال نکن هوای مرور خاطرات شهدا را دارم و می خواهم از خون بگویم و سرخی خون. نه!...
    می شود پا به پای نوشته هایم اشک بریزی؟
    می شود اشک بریزی تا سیل شویم نه سیلی.
    ما سیلی شده ایم...
    سیلی شده ایم به صورت ها...
    صورت هایی که از حیا سرخند و بالاتر از آن رنگی نیست.
    سرخند و دیگر احتیاجی به سیلی ما ندارند.
    پای خود را از این معرکه ی بی در و پیکر کنار نکش. هر کدام از ما به سهم و مقام خود، هیزمی شده ایم به آتشی که همه جا را به نابودی خواهد کشاند.
    بارها و بارها از درد ازدواج سخت ناله ها شنیده ایم و مشکلات ریز و درشتی که در خود را در مقام کارشناس جامعه شناسی دیده و منشاءش را تشریفات و تجملات خوانده ایم؛ بی خبر از آن که تجمل، بلای آسمانی نیست! تجمل فرهنگی نشأت گرفته از منش های خالی از فکر آدم هایی است که نه از مریخ آمده اند و نه مشخصه ی خاصی دارند. اندکی انصاف، تک تک ما را در این جرگه نام آشنا خواهد دانست؛ هر یک به سهمی.
    چند روز پیش، پای روضه ی سه ساله ی اباعبدالله، شور عجیبی افتاد...
    نه از اشک و گریه؛
    نه از سینه زنی؛
    نه از ورد و ذکر؛
    و نه از لبیک ها؛
    تنها از معرفی و بهم نشان دادن دختر محجبه ای حدوداً سی ساله که پای درب ورودی نشسته بود.
    -جل الخالق! این مدلی اش رو ندیده بودیم!
    -بی حیا!
    -خدایا! شکرت دختر ندارم!
    -کو؟ میخوام ببینمش؟ کدوم یکی؟
    -آدم چقدر می تونه دور از حیا باشه؟
    - نه بابا! گناه داره! این طوری نگین. حتما ناقص الخلقه اس. مشکل ذهنی داره. دیوونه اس بنده خدا.
    - آره! آدم سالم که این کارا رو نمی کنه.
    -...
    می شود بی قضاوت، بخوانی؟
    می شود پا به پای نوشته هایم اشک بریزی؟
    می شود سیلی نشوی؟
    سینی چای را به دستم گرفتم و تعارف میهمان ها کردم تا به دختری رسیدم که پای درب ورودی نشسته بود و قلم و کاغذ به دست، داشت چیزی می نوشت. سرش را بالا گرفت و سلام و خوش آمد گویی ام را جواب داد. گونه هایش سرخ بود و چشم هایش...
    نه! از تو خواستم بی قضاوت بخوانی. یادت نیست؟
    چشم هایش گود افتاده بود. نمی دانم از سرخی صورتش از حیای دخترانه اش بود که به اجبار داشت زیر پایش می گذاشت یا نگاه های معنا دار چند ده نفر زن که انگار نه انگار عزادار اسیر سه ساله ی نینوایند و بی خبر از حال و روز جوانانی که اسیر دردند؛ دردی که از مبارزه با آن، گاه راه به جایی نمی برند.
    از کسی از اهل خانه قلم و کاغذ خواسته بود تا آدرس و مشخصات خود و خانواده اش را بنویسد و به چند نفر از اهل روضه بدهد تا در صورتی که کسی سراغ دختری نزدیک به مشخصات او را گرفت، معرفی اش کنند.
    همین.
    همین.
    همین و صد نگاه...
    همین و صد قضاوت...
    همین و صد نظر...
    همین و انگ دیوانگی...
    خودت را دور نکش. خودت را از این فاجعه بی نصیب ندان.
    من و شما این آتش را به راه انداخته ایم. من و شما به رسم و رسوم غلط ازدواج، مرحبا گفته ایم و اگر نگفته ایم، اعتراضی هم نکرده ایم و امروز اعتراض می کنیم که تقلای جوانی که به تنگ آمده. من و شما هیزم شده ایم.
    او به مجلس سیدالشهدا پناه آورده بود. از میان هزار راه خطا و خشم خدا، این راه را انتخاب کرده بود. به درست و غلط اجرای تصمیمش کاری ندارم. فکرش این بود که گناه نکند و برای حل مشکلش راهی پیش بگیرد که لااقل از خشم خدا دور باشد. یادت نرود قرار شد بی قضاوت بخوانی.
    فداکاری اش بی نظیر بود؛ حیای دخترانه اش را قربانی مبارزه با نفسش کرده بود؛ اگرچه حیا در دوری از گناه معنا می شود و من او را در اوج حیا دیدم و خداوند اجر هیچ بنده ای را زایل نمی کند...
    خودت را کنار نکش. کسی اعدام نمی شود در این محکمه. خودت را کنار نکش. درخواست می کنم، درخواست می کنم و باز هم درخواست می کنم قدری بیندیش به این که کاسه ی مسئولیت پذیری ات چقدر ظرفیت دارد؟ هر قدر کم هم که باشد، مهم نیست. از آب دلسوزیِ عملگرا پر کن و بر این آتش بپاش؛ ملتمسانه درخواست می کنم.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    يكي از روحانيون دو نوه دو قلوي با مزه 4 ساله دارند. يكي دختر و ديگري پسر. حدود يك ماه قبل دختر كوچولو مي رود در فر را باز مي كند و مي ايستد روي آن تا ببينيد داخل قابلمه چيست. فر با قابلمه آب جوش برگشته بود و سبب 70 درصد سوختگي شده بود.
    در بيمارستان سوانح و سوختگي گفته بودند احتمال هم دارد به دليل عفونت زياد نتوانيم برايش كاري كنيم. مادر بزرگش مي گفت: فقط و فقط جلسات روضه اين ايام و دعاي مومنان ايشان را به ما بازگرداند.
    تازه از بيمارستان مرخص شده بود
    ديشب براي ملاقات به منزلشان رفتيم
    بعد از لحظاتي
    براي اين كه كمي روحيه حاج آقا را عوض كنم. گفتم: حاج آقا شما محضر داريد مگر اين عقدها را محكم نمي بنديد كه زود به زود باز مي شود و طلاق زياد شده است.
    حاج آقا لبخندي زد و گفت:‌بالاخره شر مطلق نداريم محضر دارها هم نياز به امرار معاش دارند چون دوباره اين افراد ازدواج مي كنند.
    بعد با ناراحتي گفت: آمار طلاق وحشتناك است وحشتناك
    من نمي دانم جامعه ما به چه سمتي مي رود و خدا به خير بگذارند.
    از سويي ديگر، دختران با سن بالا بسيار زياد شده اند.
    البته ايشان به تناسب پايان نامه دكتري خود بحث را به ازدواج موقت و متعدد بردند كه بنده وسط كلام ايشان شيرجه زدم و گفتم: حاج آقا صبر كنيد كجا به اين شتاب؟! شما محضر داريد و چشم و گوش زن و بچه ات از اين چيزها باز است. بنده بيمه بدنه نيستم ها.
    خنديد و گفت: تو منزل ما از در ورودي كه وارد مي شويد بيمه بدنه شده ايد. زن و دختر بنده هم اول مخالف اين بحث ها بودند وقتي موارد نيازمند ازدواج را ديدند كه يكي و دوتا و سه تا نيستند دم فرو بسته اند. الان دختراني داريم با تحصيلات بالا موارد بسيار متعدد است كه رجوع مي كنند و همسر مي خواهند البته در بين آنها استاد دانشگاه هم داريم كه حقوق بگير هم هست.
    همسر حاج آقا گفت: خب به خدا آدم زنان بيوه و دختران با سن بالا را مي بيند غصه اش مي شود
    من هم با ازدواج دوم مخالف نيستم ولي اگر مانند عرب ها اينجا هم رسم بود مشكل را راحت تر مي توانستيم تحمل كنيم
    حاج آقا گفت: خب شما زنان متدين رسمش كنيد
    بخشي از مشكلات به دليل شرايط سخت دختران براي ازدواج است و برخي تشريفات و رسوماتي است كه خودمان مثل بت تراشيده ايم و....
    اما به هرحال اين يك واقعيت اجتماعي است كه تعداد دختران بيشتر از پسران هم هست. مردان
    در بيماري ها و عفونت ها و..نسبت به بيماري تاب كمتري دارند ( حتي همين نوه كوچولوي من تو بيمارستان بخش اطفال نسبت به پسران همسن و سالش صبورتر بود)
    در سوانح و حوادث رانندگي بيشتر مردان تلف مي شوند
    در جنگ ها بيشتر مردان از بين مي روند
    و....
    در همين حادثه منا تعداد انگشت شماري زن شهيد شد

    اگر چند درصد از «مردان متمكن و عادل» ما ازدواج دوم كنند. بسياري از مشكلات جامعه ما برطرف مي شود. روابط آزاد به شدت پايين مي آيد. به قول شهيد مطهري «ازدواج دوم حق زن» و «تكليف براي مرد عادل» است. الان دختران و خانم هاي زيادي كه دين و ايمان درست و حسابي ندارند گرفتار زنا هستند و سراغ همين مردان مي روند. برخي از زنان هم مي دانند شوهرشان سر وگوشش مي جنبد ولي حاضرند زنا شود ولي انگ زنان ديگر را به او نچسبد كه شوهرش دو زن دارد. مردي كه سراغ زنا مي رود اگر شرايط ازدواج برايش فراهم شود زنا نمي كند مگر به قول امام علي شقي و پست فطرت باشد.

    تذكر: خانم هاي محترم دقت كنيد باز قصدم اين نيست كه بگويم همه شوهران و جوانان بايد همگي دو زن بگيرند. نه عدالت شرايط خاص خودش را دارد يكي از آنها داشتن تمكن مالي است بنابراين در جامعه ما افراد زيادي نيستند كه بتوانند ازدواج دوم كنند. مگر افرادي كه يارانه انها قطع شده است

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۸:۴۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    مشكلات ازدواج متعدد است
    در برخي از شهرهاي بزرگ آمار طلاق نسبت به ازدواج نزديك 40 درصد مي رسد
    بنابراين تشريفات اگر چه سهم زيادي در ازدواج دارد و مانع جدي است ولي اگر ازدواج صورت بگيرد با همين تشريفات سنگين و به طلاق منجر شود باز هم جامعه ما به درد ديگري مبتلا است.
    اين طور نيست كه افرادي كه از تشريفات و رفاهيات بالاتري برخوردارند طلاق كمتري داشته باشند.
    بنابراين در ازدواج با موانع و مشكلات متعددي روبه رو هستيم: مانند
    1. تشريفات سنگين و رسومات جاهليت مدرن
    2. روابط آزاد محرم و نامحرم و همنشيني هاي مختلط و عشق هاي گناه آلود بين مجردان و متأهلان
    3. انتخاب نادرست در ازدواج (براي خريد يك تب لت بيشتر از ازدواج مشورت مي كنيم)
    4. زيادتر بودن تعداد دختران
    5. زيادتر بودن تعداد زنان بيوه
    6. شيوع گناهان جنسي آسان ( زيربار ازدواج نرفتن )
    7. زن سالاري ( مردي كه مي خواهد نفقه بدهد مي بيند ارزش ندارد براي زن زحمت بكشد كه خودخواه است و خودمحور. بيشتر از اين كه به فكر همسرداري باشد به فكر تجملات و آرايش و لباس گران قيمت و طلا و... است و مرد را محدود مي كند و سيم جيم كه كجا بودي؟ چرا بايد بروي ورزش؟ چرا دير آمدي؟ الان كجا مي خواهي بروي؟ با كي هستي؟ و...)

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    يكي از روحانيون دو نوه دو قلوي با مزه 4 ساله دارند. يكي دختر و ديگري پسر. حدود يك ماه قبل دختر كوچولو مي رود در فر را باز مي كند و مي ايستد روي آن تا ببينيد داخل قابلمه چيست. فر با قابلمه آب جوش برگشته بود و سبب 70 درصد سوختگي شده بود.
    در بيمارستان سوانح و سوختگي گفته بودند احتمال هم دارد به دليل عفونت زياد نتوانيم برايش كاري كنيم. مادر بزرگش مي گفت: فقط و فقط جلسات روضه اين ايام و دعاي مومنان ايشان را به ما بازگرداند.
    تازه از بيمارستان مرخص شده بود
    ديشب براي ملاقات به منزلشان رفتيم
    بعد از لحظاتي
    براي اين كه كمي روحيه حاج آقا را عوض كنم. گفتم: حاج آقا شما محضر داريد مگر اين عقدها را محكم نمي بنديد كه زود به زود باز مي شود و طلاق زياد شده است.
    حاج آقا لبخندي زد و گفت:‌بالاخره شر مطلق نداريم محضر دارها هم نياز به امرار معاش دارند چون دوباره اين افراد ازدواج مي كنند.
    بعد با ناراحتي گفت: آمار طلاق وحشتناك است وحشتناك
    من نمي دانم جامعه ما به چه سمتي مي رود و خدا به خير بگذارند.
    از سويي ديگر، دختران با سن بالا بسيار زياد شده اند.
    البته ايشان به تناسب پايان نامه دكتري خود بحث را به ازدواج موقت و متعدد بردند كه بنده وسط كلام ايشان شيرجه زدم و گفتم: حاج آقا صبر كنيد كجا به اين شتاب؟! شما محضر داريد و چشم و گوش زن و بچه ات از اين چيزها باز است. بنده بيمه بدنه نيستم ها.
    خنديد و گفت: تو منزل ما از در ورودي كه وارد مي شويد بيمه بدنه شده ايد. زن و دختر بنده هم اول مخالف اين بحث ها بودند وقتي موارد نيازمند ازدواج را ديدند كه يكي و دوتا و سه تا نيستند دم فرو بسته اند. الان دختراني داريم با تحصيلات بالا موارد بسيار متعدد است كه رجوع مي كنند و همسر مي خواهند البته در بين آنها استاد دانشگاه هم داريم كه حقوق بگير هم هست.
    بخشي از مشكلات به دليل شرايط سخت دختران براي ازدواج است و برخي تشريفات و رسوماتي است كه خودمان مثل بت تراشيده ايم و....
    اما به هرحال اين يك واقعيت اجتماعي است كه تعداد دختران بيشتر از پسران هم هست. مردان
    در بيماري ها و عفونت ها و..نسبت به بيماري تاب كمتري دارند ( حتي همين نوه كوچولوي من تو بيمارستان بخش اطفال نسبت به پسران همسن و سالش صبورتر بود)
    در سوانح و حوادث رانندگي بيشتر مردان تلف مي شوند
    در جنگ ها بيشتر مردان از بين مي روند
    و....
    در همين حادثه منا تعداد انگشت شماري زن شهيد شد

    اگر چند درصد از «مردان متمكن و عادل» ما ازدواج دوم كنند. بسياري از مشكلات جامعه ما برطرف مي شود. روابط آزاد به شدت پايين مي آيد. به قول شهيد مطهري «ازدواج دوم حق زن» و «تكليف براي مرد عادل» است. الان دختران و خانم هاي زيادي كه دين و ايمان درست و حسابي ندارند گرفتار زنا هستند و سراغ همين مردان مي روند. برخي از زنان هم مي دانند شوهرشان سر وگوشش مي جنبد ولي حاضرند زنا شود ولي انگ زنان ديگر را به او نچسبد كه شوهرش دو زن دارد. مردي كه سراغ زنا مي رود اگر شرايط ازدواج برايش فراهم شود زنا نمي كند مگر به قول امام علي شقي و پست فطرت باشد.
    حامی ما باز نقلی باز کرد
    با چنین حرفا سخن آغاز کرد
    او نمی ترسد از این حرف راست
    او نمی ترسد از طوفان ماست
    حرفهایش راست واست وبی دغل
    لِک قدری سست باشد در عمل
    مرد میدان نیست این مردسترگ
    گرچه باشد خوش بیان و هم بزرگ

    ** خودت را کنار نکش**

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    بنابراين در ازدواج با موانع و مشكلات متعددي روبه رو هستيم: مانند

    تشريفات سنگين و رسومات جاهليت مدرن
    روابط آزاد محرم و نامحرم و همنشيني هاي مختلط و عشق هاي گناه آلود بين مجردان و متأهلان
    انتخاب نادرست در ازدواج (براي خريد يك تب لت بيشتر از ازدواج مشورت مي كنيم)
    بد دانستن ازدواج موقت (جواني كه شهوتش شعله مي كشد و فكر مي كند تنها مشكلش همسر نداشتن است با اين التهاب زياد و هيجان سرشار ازدواج مي كند و بعد از فرو كش كردن شهوت تاز مي فهمد تناسبي با همسر ندارد اين يكي از عمده ترين دلائل طلاق است. اگر راه ارضا مشروع باز باشد تا حدود زيادي ازدواج ها عاقلانه مي شود)
    زيادتر بودن تعداد دختران
    زيادتر بودن تعداد زنان بيوه
    شيوع گناهان جنسي آسان ( زيربار ازدواج نرفتن )
    زن سالاري ( مردي كه مي خواهد نفقه بدهد مي بيند ارزش ندارد براي زن زحمت بكشد كه خودخواه است و خودمحور. بيشتر از اين كه به فكر همسرداري باشد به فكر تجملات و آرايش و لباس گران قيمت و طلا و... است و مرد را محدود مي كند و سيم جيم كه كجا بودي؟ چرا بايد بروي ورزش؟ چرا دير آمدي؟ الان كجا مي خواهي بروي؟ با كي هستي؟ و...)
    در مشكلات بالا من و شما به سهم خودمان مسؤوليت داريم. اگر كوتاهي كنيم جوابگو بايد باشيم.
    در كم كردن تشريفات
    در واسطه خير شدن
    در رو كردن دست سايت هاي همسريابي حقه باز
    در تشويق جوانان به مشورت
    در امر به معروف و نهي از منكر ( جلوگيري از جلوه گري و عشوه گري زنان و دختران و..)
    در جهت دادن افراد خير
    * زنان فهيم و روشنفكر متدين كه مي دانند شوهرانشان عادل هستند و تمكن مالي دارند نقش مهمي در سامان دادن به بخشي از زنان و دختران بي شوهر هستند. (اگر خداوند اين حكم را قرار داده است هم به زن ابزار خودسازي و پذيرش را بخشيده و هم به مرد قدرت اجراي عدالت و ابراز عاطفي مساوي را داده است و گرنه با حكمت خداوند سازگاري ندارد اگر ضعفي در اين ازدواج مي بينيم مربوط به مشكلات اخلاقي و شخصيتي زن و مرد است)

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۸:۲۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6565



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    ** خودت را کنار نکش**

    بالاتر از سیاهی، رنگی هست؛
    بالاتر از سیاهی، رنگی هست؛
    سرخ...
    نه! خیال نکن هوای مرور خاطرات شهدا را دارم و می خواهم از خون بگویم و سرخی خون. نه!...
    می شود پا به پای نوشته هایم اشک بریزی؟
    می شود اشک بریزی تا سیل شویم نه سیلی.
    ما سیلی شده ایم...
    سیلی شده ایم به صورت ها...
    صورت هایی که از حیا سرخند و بالاتر از آن رنگی نیست.
    سرخند و دیگر احتیاجی به سیلی ما ندارند.
    پای خود را از این معرکه ی بی در و پیکر کنار نکش. هر کدام از ما به سهم و مقام خود، هیزمی شده ایم به آتشی که همه جا را به نابودی خواهد کشاند.
    بارها و بارها از درد ازدواج سخت ناله ها شنیده ایم و مشکلات ریز و درشتی که در خود را در مقام کارشناس جامعه شناسی دیده و منشاءش را تشریفات و تجملات خوانده ایم؛ بی خبر از آن که تجمل، بلای آسمانی نیست! تجمل فرهنگی نشأت گرفته از منش های خالی از فکر آدم هایی است که نه از مریخ آمده اند و نه مشخصه ی خاصی دارند. اندکی انصاف، تک تک ما را در این جرگه نام آشنا خواهد دانست؛ هر یک به سهمی.
    چند روز پیش، پای روضه ی سه ساله ی اباعبدالله، شور عجیبی افتاد...
    نه از اشک و گریه؛
    نه از سینه زنی؛
    نه از ورد و ذکر؛
    و نه از لبیک ها؛
    تنها از معرفی و بهم نشان دادن دختر محجبه ای حدوداً سی ساله که پای درب ورودی نشسته بود.
    -جل الخالق! این مدلی اش رو ندیده بودیم!
    -بی حیا!
    -خدایا! شکرت دختر ندارم!
    -کو؟ میخوام ببینمش؟ کدوم یکی؟
    -آدم چقدر می تونه دور از حیا باشه؟
    - نه بابا! گناه داره! این طوری نگین. حتما ناقص الخلقه اس. مشکل ذهنی داره. دیوونه اس بنده خدا.
    - آره! آدم سالم که این کارا رو نمی کنه.
    -...
    می شود بی قضاوت، بخوانی؟
    می شود پا به پای نوشته هایم اشک بریزی؟
    می شود سیلی نشوی؟
    سینی چای را به دستم گرفتم و تعارف میهمان ها کردم تا به دختری رسیدم که پای درب ورودی نشسته بود و قلم و کاغذ به دست، داشت چیزی می نوشت. سرش را بالا گرفت و سلام و خوش آمد گویی ام را جواب داد. گونه هایش سرخ بود و چشم هایش...
    نه! از تو خواستم بی قضاوت بخوانی. یادت نیست؟
    چشم هایش گود افتاده بود. نمی دانم از سرخی صورتش از حیای دخترانه اش بود که به اجبار داشت زیر پایش می گذاشت یا نگاه های معنا دار چند ده نفر زن که انگار نه انگار عزادار اسیر سه ساله ی نینوایند و بی خبر از حال و روز جوانانی که اسیر دردند؛ دردی که از مبارزه با آن، گاه راه به جایی نمی برند.
    از کسی از اهل خانه قلم و کاغذ خواسته بود تا آدرس و مشخصات خود و خانواده اش را بنویسد و به چند نفر از اهل روضه بدهد تا در صورتی که کسی سراغ دختری نزدیک به مشخصات او را گرفت، معرفی اش کنند.
    همین.
    همین.
    همین و صد نگاه...
    همین و صد قضاوت...
    همین و صد نظر...
    همین و انگ دیوانگی...
    خودت را دور نکش. خودت را از این فاجعه بی نصیب ندان.
    من و شما این آتش را به راه انداخته ایم. من و شما به رسم و رسوم غلط ازدواج، مرحبا گفته ایم و اگر نگفته ایم، اعتراضی هم نکرده ایم و امروز اعتراض می کنیم که تقلای جوانی که به تنگ آمده. من و شما هیزم شده ایم.
    او به مجلس سیدالشهدا پناه آورده بود. از میان هزار راه خطا و خشم خدا، این راه را انتخاب کرده بود. به درست و غلط اجرای تصمیمش کاری ندارم. فکرش این بود که گناه نکند و برای حل مشکلش راهی پیش بگیرد که لااقل از خشم خدا دور باشد. یادت نرود قرار شد بی قضاوت بخوانی.
    فداکاری اش بی نظیر بود؛ حیای دخترانه اش را قربانی مبارزه با نفسش کرده بود؛ اگرچه حیا در دوری از گناه معنا می شود و من او را در اوج حیا دیدم و خداوند اجر هیچ بنده ای را زایل نمی کند...
    خودت را کنار نکش. کسی اعدام نمی شود در این محکمه. خودت را کنار نکش. درخواست می کنم، درخواست می کنم و باز هم درخواست می کنم قدری بیندیش به این که کاسه ی مسئولیت پذیری ات چقدر ظرفیت دارد؟ هر قدر کم هم که باشد، مهم نیست. از آب دلسوزیِ عملگرا پر کن و بر این آتش بپاش؛ ملتمسانه درخواست می کنم.
    سلام ... اسمشو میزاشتین "دردنامه" هم بد نبود ...
    بیشتر از اینکه بخوایم اون دخترو کارشو قضاوت کنیم باید چیزایی رو قضاوت کنیم که باعث شده یه همچین کاری کنه ... باید عواملی رو ملامت کرد که باعث این همه فشار شدن و وادارش کردن به این کار...
    ناراحت شدم از خوندن متن ... امیدوارم هم اون هم همه جوونا مشکلات ازدواجشون چه قبل وچه بعد ازدواج! حل بشه



    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6565



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    اگر چند درصد از «مردان متمكن و عادل» ما ازدواج دوم كنند. بسياري از مشكلات جامعه ما برطرف مي شود. روابط آزاد به شدت پايين مي آيد. به قول شهيد مطهري «ازدواج دوم حق زن» و «تكليف براي مرد عادل» است. الان دختران و خانم هاي زيادي كه دين و ايمان درست و حسابي ندارند گرفتار زنا هستند و سراغ همين مردان مي روند. برخي از زنان هم مي دانند شوهرشان سر وگوشش مي جنبد ولي حاضرند زنا شود ولي انگ زنان ديگر را به او نچسبد كه شوهرش دو زن دارد. مردي كه سراغ زنا مي رود اگر شرايط ازدواج برايش فراهم شود زنا نمي كند مگر به قول امام علي شقي و پست فطرت باشد.

    تذكر: خانم هاي محترم دقت كنيد باز قصدم اين نيست كه بگويم همه شوهران و جوانان بايد همگي دو زن بگيرند. نه عدالت شرايط خاص خودش را دارد يكي از آنها داشتن تمكن مالي است بنابراين در جامعه ما افراد زيادي نيستند كه بتوانند ازدواج دوم كنند. مگر افرادي كه يارانه انها قطع شده اس
    ببخشید ولی چرا هر تاپیکی که زده میشه میرین سراغ بحث صیغه و ازدواج دوم؟
    یعنی واقعا راه حل دیگه ای نیست؟ یا از نظر آقایون راه دیگه ای نیست؟

    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۸:۲۶


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    مرد میدان نیست این مردسترگ
    گفت: مقلدان هم مقلدان قديم. من نمي دونم مرداني كه مقلد فلان مرجع هستند شرم نمي كنند
    گفتم: چه طور مگه؟!
    گفت: ايشان دو همسر دارد ولي اينها چي؟ به اينها هم مي شود گفت مقلد؟!!!

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط ♥♥♥ تــــــــرگل ♥♥♥ نمایش پست ها
    ببخشید ولی چرا هر تاپیکی که زده میشه میرین سراغ بحث صیغه و ازدواج دوم؟
    یعنی واقعا راه حل دیگه ای نیست؟ یا از نظر آقایون راه دیگه ای نیست؟
    سلام بر شما
    خب شد اين مطلب را گفتيد
    من قاضي نباشم بهتر است
    ايها الناسي كه مطلب را مي بينيد شما قضاوت كنيد بنده رفتم سراغ ازدواج موقت و ازدواج دوم؟
    آش نخورده و دهن سوخته
    ولي من بايد اين سؤال را بكنم كه چرا شما از بين اين همه عواملي كه بررسي مي شود مي گرديد و مي گرديد و به اين دو آلرژي داريد؟!!!
    بنده عوامل متعددي مي شمارم و راه كارهاي متعددي مي دادم
    ولي باور كنيد حساسيت شما مشكل ساز است براي جامعه. يعني وقتي مي گويم مردان عادلي كه تمكن مالي دارند و درصد كمي از جامعه هستند مي تواند بار سنگيني از اين مشكل را بر دارند چرا مخالفت مي شود؟!
    يعني واقعا زنان بيوه و دختران با سن بالا بايد چه كار كنند
    ما نبايد از محنت ديگران بي غم باشيم
    خودمان را گول نزنيم آيا واقعا با بودن چنين احكامي من به دختري كه 20 سال از ازدواجش گذشته ظلم نمي كنم كه بگويم صبر كن و منتظر فرج باشد ( فرج واقعي بين احكام ما است ولي قبول دارم هر كسي اهلش نيست و شرايطش را ندارد.
    بارها و بارها در اين سايت تاپيك زده مي شود كه مردي مي گويد ازدواج سفيد كردم با چند زن شوهر دار رابطه داشته ام، دختران زيادي ديگري غم باكره بودن را ندارند و ....ما زنان ما حساسيت نشان نمي دهند كه واي جامعه ما به چه سمتي كشيده شده است
    ولي
    وقتي
    سخن از اين حكم الهي
    با قيود
    و تعهداتش
    ان هم براي افراد متمكن و عادل
    و زنان فهميده كه همسر اول هستند
    بيان مي شود
    مخالفت مي شود
    پنهتُ بالله

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 11


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    ولي قبول دارم هر كسي اهلش نيست و شرايطش را ندارد.
    بارها و بارها در اين سايت تاپيك زده مي شود كه مردي مي گويد ازدواج سفيد كردم با چند زن شوهر دار رابطه داشته ام، دختران زيادي ديگري غم باكره بودن را ندارند و ....ما زنان ما حساسيت نشان نمي دهند كه واي جامعه ما به چه سمتي كشيده شده است
    ولي
    وقتي
    سخن از اين حكم الهي
    با قيود
    و تعهداتش
    ان هم براي افراد متمكن و عادل
    و زنان فهميده كه همسر اول هستند
    بيان مي شود
    مخالفت مي شود
    پنهتُ بالله
    اگر عالمان شيعه مثل مفتي هاي وهابي بودند چه مي كرديد؟ علماي شيعه قيود زيادي به اين ازدواج مي زنند
    ببينيد بزرگ ترين مفتی وهابي "بن باز" چه گفته است:

    سؤال:
    بعض النساء يفضلن العادات الاجتماعية في أوروبا أو في الغرب عموماً، أو في البلاد غير الإسلامية، ويقلن في ذلك: إن تعدد الزوجة ممنوع، وهنا مثلاً في الحكم الشرعي يباح تعدد الزوجة، فما الحكم في إلصاق هذه التهمة في الإسلام؟

    پاسخ:
    من كره تعدد الزوجات وزعم أن عدم التعدد هو أفضل هو كافر ومرتد عن الإسلام، لأنه نعوذ بالله منكر لحكم الله وكاره لما شرع الله، والله يقول سبحانه: ذلك بأنهم كرهوا ما أنزل الله فأحبط أعمالهم، من كره ما أنزل الله حبط عمله، فالذي يكره تعدد الزوجات ويرى أن الشريعة قد ظلمت، أو أن حكم الله في هذا ناقص أو مو طيب، أو أن ما يفعلونه في بلاد النصارى من الوحدة أن هذا أولى وأفضل هذا كله ردة على الإسلام، نعوذ بالله، كالذي يقول أن فرض الصلاة ما هو مناسب، لو ترك الناس بدون صلاة كان أحسن أو بدون صيام أحسن، أو بدون زكاة يكون أحسن، من قال هذا فهو كافر، من قال أن عدم الصلاة أولى أو عدم الصيام أولى أو عدم الزكاة أولى، أو عدم الحج أولى كان كافراً، وهكذا لو قال: لا بأس أن يحكم بغير الشريعة، يجوز، ولو قال حكم الشريعة أفضل، لكن إذا قال إن الحكم بغير ما أنزل الله جائز أو أنه حسن، كل هذا ردة عن الإسلام نعوذ بالله، فالحاصل أن من كره ما أنزل الله وما شرعه الله فهو مرتد، وهكذا من أحب أو رضي بما حرم الله وقال إنه طيب وأنه مناسب كالزنا والسرقة يكون كافراً أيضاً، نسأل الله العافية.



    ....
    مي گويد كسي كه از تعدد زوجات كراهت و نفرت داشته باشد و گمان كندد كه عدم تعدد برتري دارد او كافر و مرتد از اسلام است. چون او منكر حكم خداست و نسبت به حكم خدا نفرت دارد

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۸:۵۵
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود