صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مصبـــــاح الــــهدی *** نکات مهم اخلاقی و عرفانی از استاد دولابی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192

    مصبـــــاح الــــهدی *** نکات مهم اخلاقی و عرفانی از استاد دولابی




    به نام خدا


    مصباح الهدی نام کتابی ارزشمند، حاوی چکیده ی مطالبی که مؤلّف (مهدی طیب) طیّ قریب ۲۰ ‏سال، از محضر عارف بزرگ معاصر شیعی، مرحوم حاج میرزا محمّد اسماعیل دولابی (از شاگردان عارف واصل آیت الله محمدجواد انصاری همدانی)، استفاده نموده و اولین مجلّد آن را ذیل قریب ۸۰ ‏عنوان، که در برگیرنده ی اساسی ترین موضوعات در شناخت جهان بینی عرفانی شیعه و نحوه ی سلوک الی االله به شیوه اهل محبّت و جذبه است، تنظیم و دسته بندی کرده است.


    در این تاپیک سعی بر این است که نکات مهم این کتاب درج شود ، ان شالله.


  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192





    استاد دولابی در سرگذشت سیر عرفانی خود چنین میفرماید:



    در ایام جوا نی همراه پدرم به نجف اشرف مشرف شده بودم . در آن زمان به
    شدت تشنه ي علوم و معارف دینی بودم و با تمام وجود خواستار این بودم که در
    نجف بمانم و در حوزه تحصیل کنم، ولی پدرم که مسن بود و جز من پسر دیگري
    نداشت که بتواند در کارها به او کمک کند، با ماندنم در نجف موافق نبود . در حرم
    امیرالمؤمنین به حضرت التماس می کردم ترتیبی دهند که در نجف بمانم .
    حالم به گونه اي بود که احتمال نمی دادم به ایران
    برگردم. به خودم می گفتم یا در نجف می مانم و مشغول تحصیل می شوم یا اگر مجبور
    به بازگشت شوم ، همین جا جان می دهم و می میرم. با علماي نجف هم که مشکلم را
    در میان گذاشتم تا مجوزي براي ماندن در نجف از آنها بگیرم ، به من گفتند که
    وظیفه ي تو این است که رضایت پدرت را تأمین کنی و براي کمک به او به ایران
    بازگردي. در نتیجه نه التماس هایم به حضر ت امیر کاري از پیش برد و نه متوسل
    شدنم به علما مرا به خواسته ام رساند . تا این که با همان حال ملتهب همراه پدرم به
    کربلا مشرف شدیم. در حرم حضرت اباعبدالله در بالاسر ضریح حضرت همه چیز
    حل شد و هر چه را می خواستم، به من عنایت کردند ؛ به طوري که هنگام مراجعت
    حتّی جلوتر از پدرم و بدون هرگونه ناراحتی به راه افتادم و به ایران بازگشتم.
    در ایران اولین کسانی که بر اي دیدن من به عنوان زائر عتبات، به منزل ما
    آمدند، دو نفر آقا سید بودند. آنها را به اتاق راهنمایی کردم و خودم براي آوردن
    وسایل پذیرایی رفتم . وقتی داشتم به اتاق برمی گشتم ، جلوي در اتاق پرده ها
    کنار رفت و حالت مکاشفه اي به من دست داد و در حا لیکه سفره دستم بود ،
    حدود بیست دقیقه در جاي خود ثابت ماندم . دیدم بالا ي سر ضریح امام
    حسین هستم و به من حالی کردند که آنچه را می خواستی، از حالا به بعد
    تحویل بگیر. آن دو آقا سید هم با یکدیگر صحبت می کردند و می گفتند او در
    حال خلسه است . از همان جا شروع شد؛ آن اتاق شد بالاي سر ضر یح حضرت
    و تا سی سال عزاخانه ي اباعبدالله بود و اشخاصی که به آنجا می آمدند ،
    بی آن که لازم باشد کسی ذکر مصیبت بکند ، می گریستند. در اثر عنایات
    حضرت اباعبدالله کار به گونه اي بود که خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج
    ملاّ آقاجان زنجانی، مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی بافقی و مرحوم آیت الله
    شاه آبادي، بدون اینکه من به دنبال آنها بروم و از آنها التماس و درخواست
    کنم، با علاقه ي خودشان به آنجا می آمدند.
    بعد از آن مکاشفه به تر تیب به چهار نفر برخوردم که مرا دست به دست به
    یکدیگر تحو یل دادند . اولین فرد آیت الله سید محمد شریف شیرازي بود . همراه
    او بودم تا این که مرحوم شد . وقتی جنازه ي او را به حضرت عبدالعظیم بردیم،
    آیت الله شیخ محمدتقی بافقی آمد و بر او نماز خواند . من که دیدم شیخ هم بر
    عزیزم نماز خواند و هم از مرحوم شیرازي قشنگ تر است، جذب او شدم ؛ به
    گونه اي که حتی همراه جنازه به قم نرفتم . خانه ي شیخ را پیدا کردم و از آن پس با
    شیخ محمدتقی بافقی مرتبط بودم تا اینکه او هم مرا تحو یل آیت الله شیخ
    غلامعلی قمی ملقّب به تنوماسی داد. من هم که او را قشنگ تر دیدم، از آن
    پس همراه وي بودم . در همین ایام با آیت الله شاه آبادي هم آشنا و دوست شدم و
    با وي نیز ارتباط داشتم . تا اینکه بالأخره به نفر چهارم آیت الله شیخ محمدجواد
    انصاري همدانی برخوردم که شخص و طریق بود. او با سایرین متفاوت بود . چنین
    کسی از پوسته ي بشري خارج شده و آزاد است و هر ساعتی در جایی از عالم است.
    او یک استوانه ي نور است که از عرش تا طبقات زمین امتداد دارد
    و نور همه ي اهل بیت در آن میله ي نور قابل وصول است.
    اول، اهل عبادت ، مسجد رفتن ، محراب ساختن و امام جماعت بردن بودم . بعد
    اهل توسل به اهل بیت و گریه و عزاداري و اقامه ي مجالس ذکر
    اهل بیت شدم . تا اینکه در پایان به شخص برخوردم و به او دل دادم و از
    وادي توحید سر در آوردم. خداوند لطف فرمود و در هر یک از این کلاس ها افراد
    برجسته و ممتاز آن کلاس را به من نشان داد ، ولی کاري کرد که هیچ جا متوقّف
    نشدم، بلکه تماشا کردم و بهره بردم و عبور کردم تا اینکه به وادي توحید رسیدم.
    در طول این دوران همیشه یکه شناس بودم و به هر کس که دل می دادم، خودم و
    زندگی و خانواده ام را قربان او می کردم تا اینکه خود او مرا به بعدي تحویل میداد
    و من که وي را بالاتر از قبلی می دیدم، از آن پس دور او می گشتم.
    به هر تقدیر، همه ي عنایاتی که به من شد ، از برکات امام حسین بود .
    ازراه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید، ولی راه امام حسین خیلی سریع
    انسان را به نتیجه می رساند.
    چون کشتی امام حسین در آسمان هاي غیب
    خیلی سریع راه می رود. هر کس در سیر معنوي خود حرکتش را از آن حضرت آغاز
    کند، خیلی زود به مقصد می رسد



  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    • سلام نام خداست و سلام علیکم یعنی خدا با شماست ، چه خوب است که ادمی در همه کس خدا را ببیند







    • ایمان و ولایت ، امن و آرامش می آورد. وادي امن، ایمان است نه سرزمین مکه . مگر

    ندیدي در مراسم حج در مکّه چقدر حاجی را کشتند؟ این امن براي بندگانی است که ظالم نباشند
    الذين آمنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اوليك لهم الامن وهم مهتدون
    كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده ‏اند برای انهاست که امن وجود دارد و ايشان راه‏ يافتگانند
    ،هرچند حق کسی را از بین بردن و یا سیلی به کسی زدن ظلم است، ولی ظلم بزرگی که به آن توجه نداریم
    پوشاندن پیدا و پیدا نمودن پوشیده است. رب پنهانی است که هرگز پیدا نشود و عبد پنهانی است که هرگز پیدا نشود ،
    عبد گم شده اي است که هرگز پیدا نخواهد ،هر کس تلاش کند که خود را بیابد، خدا را خواهد یافت و خودش همچنان گم
    خواهد بود . عبد از خودش موجودیی ندارد که پیدا شود. خدا هم پیدایی است که هیچ وقت پوشیده نخواهد شد.
    عبد از خود چیزي ندارد که پیدا باشد لذا پیامبرمان فرمود : الفقر فخری .... بی چیزی و تهیدستی مایه افتخار من است
    همه ي ما فخرمان همین نداري و فقر است . اگر در هر امري خدا را فاعل دیدي و به غیر نسبت ندادي، در اینصورت
    لباس ظلم به ایمان خود نپوشانده اي. یعنی خدا را باش نه خود را؛ تا به امن ومقام ولایت برسی.
    به همه چیز از منظر الهی نگاه کن و تنها از او بگو.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33612

    راهنما سخنان زیبا




    ✍در محضر استاد

    دلهای شکسته👇

    ✅ دل هر چه بشکند،
    قیمتی‌تر می‌شود.

    خداوند می‌فرماید من در دل‌های شکسته جای دارم.

    شیطان صاحبان دل‌های شکسته را نمی‌تواند ببرد؛

    اگر هم ببرد، رها می‌کند.
    لذا نزد خدا محترمند.

    🌹استاد دولابی

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192





    از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست . نکند خدا را بپوشانی و
    آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این
    نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري. هر وقت خواستی از کسی یا چیزي
    تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او .
    هر زیبایی و خوبی که د یدي ر بت را یاد کن، همان طور که امیرالمؤمنین در دعاي
    دهه ي اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه ي چیزهاي عالم "لا اله الا الله "


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192




    چه خوب است که انسان جز از خدا سخن نگوید. همیشه حرفت را ذکر خدا قرار
    بده و اگر هم خواستی با دیگر انسان ها صحبت کنی، با لسان خدا حرف بزن . ان شاء الله
    دیدهایتان باز شود تا فقط با خدا حرف بز نید. فقیر مگر دیوانه است که با فقیري
    همچون خود حرف بزند ؟ خواسته ات را از خدا بخواه که غنی است . خلق، آلت و اسبابی
    در دست خدا هستند و مخلوق اویند.


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    هر مصنوعی صانعش را نشان می دهد. به هر چیز نگاه کنی، سازنده ي آن را یاد
    می کنی. قالی را می بینی، می گویی عجب قالی بافی داشته است . ساختمان را می بینی،
    می گویی عجب معمار ي داشته است . خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوي آیینه نگاه کنی، یاد خدا می افتی
    «من عرف نفسه فقد عرف ربه» یعنی هر کس نفس خودش را نگاه کند،خدا را دیده است .
    وقتی یاد خدا افتاد ، خدایی می شود؛ گوشت و پوستش هم صدا می زنند "لا اله الا الله "


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    نیستی من ز هستی من است؛ پس هستی من ز نیستی است. یعنی تا وقتی هستی و
    شئوناتی بر اي خود قائلم ، ارزشی ندارم و چیزي نیستم. اما وقتی هستی و شئوناتی براي خود
    قائل نیستم، باارزشم . عبد هر وقت پیدا شود، یک شاهی هم نمی ارزد و وقتی گم شد ، خیلی ارزشمند است
    "لا اله الا الله "همین است.


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    کسی نتوانسته از خدا جدا شود . خدا هم از کسی جدا نشده است . چون اگر کسی
    از خدا جدا شود، او می شود فرزند خدا و اگر خدا از کسی جدا شود، خدا می شود بچه ي او " لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ"


    **********


    «ان الله معنا» هرآینه خدا با ماست .
    ما با خدا نیستیم، او با ماست. او غالب است، ما
    غالب نیستیم که با او باشیم.







  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    عقد ر ا در دنیا می بندند؛ ولی انعقاد مربوط به عالم بالاست. تا انعقاد نباشد ، عقد
    صورت نمی گیرد. پس همسري را که دارید، اول خدا برایتان بریده بود که عقد شما هم
    عملی شد . خدا هم که جز خوب براي بنده ي مؤمن نمی برد. پس قدر آنچه خدا به شما
    . عطا کرده است را بدانید. ارزش هدیه به هدیه دهنده است
    هر چه از دوست می رسد، نیکوست.


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود