جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مطرح کردن ازدواج با پدر و مادرم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    حضور
    28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7

    مطرح کردن ازدواج با پدر و مادرم




    با سلام
    من بیست سالمه و دانشجو هستم
    من به دختر خانومی علاقه پیدا کردم
    ولی نمیدونم چه جوری این قضیه رو با پدر و مادرم درمیان بذارم

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست







    مطرح کردن ازدواج با پدر و مادرم








    کارشناس بحث: استاد امین

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    890
    حضور
    31 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4646

    چمع بندی




    پرسش:
    من بیست سالم هست و دانشجو هستم، به دختر خانمی علاقه پیدا کردم ولی نمی دانم به چه صورتی این قضیه را با پدر و مادرم در میان بگذارم.


    پاسخ:
    رابطه را قطع کنید:
    اولین کار این است که اگر رابطه ای وجود دارد، این رابطه کنترل شود؛ به این صورت که تماس و پیام ها را قطع کنید و به طرف بگویید که چنین کاری اشتباه بوده و ادامه دادن آن به این شکل به صلاح نیست. مسئله را با خانواده در میان می گذارم و نتیجه را به شما خواهم گفت.

    مورد را عاقلانه بررسی کنید:
    قدم بعدی بررسی اجمالی تناسب هاست؛ یعنی شما قبل از هر اقدامی با توجه به شناختی که از طرف دارید، عشق و علاقه را کنار بگذارید و ببینید آیا اصلا طرف مورد مناسبی برای شما هست یا نه؟ آیا از لحاظ های فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری خانوادگی و ... با شما تناسب دارد؟

    اصل ازدواج در این شرایط را با خانواده حل کنید:
    در صورت مثبت بودن پاسخ سوالات قبل، بهترین راه برای مطرح کردن این مسئله این است که ابتدا در مورد اصل ازدواج خود با خانواده صحبت کنید. با توجه به اینکه شما 20 سال دارید و دانشجو هستید، ممکن است خانواده از اساس با ازدواج شما مخالف باشند. لذا در چنین شرایطی مطرح کردن اینکه به کسی علاقه مند هستید و قصد ازدواج با او را دارید نه تنها دردی دوا نمی کند، بلکه مخالفت آنها را بیشتر می کند. لذا ابتدا در مورد اصل ازدواج خود با آنها صحبت کنید و رضایت آنها را برای ازدواج در شرایط فعلی به دست آورید.

    بدون اینکه حرفی از علاقه بزنید، مورد را با واسطه معرفی کنید:
    اگر با ازدواج شما موافق بودند یا بعد از اینکه موافقت انها را گرفتید و شروع به گشتنِ مورد کردند و چند مورد به شما معرفی کردند، آن موقع وقت این است که شما فرد مورد نظر را به عنوان یک کیس مناسب به خانواده معرفی کنید؛ البته دو نکته را در نظر داشته باشید:
    اول اینکه اگر از واسطه برای معرفی فرد مورد نظر استفاده کنید خیلی بهتر است و احتمال مخالفت غیر منطقی آنها کمتر خواهد شد.
    ثانیا به خانواده حرفی از عشق و علاقه تان به این فرد نزنید؛ چون گفتن این مسئله موجب مخالفت بی دلیل آنها خواهد شد.

    علتش هم این است غالب پدر و مادرها با شنیدن چنین مسئله، اینطور برداشت می کنند که اولا انتخاب این پسر از روی بچگی و هوس است ثانیا انتخاب او چون بدون مشورت با ما بوده نادرست است. البته این حرف ممکن است در مواردی درست باشد اما کلیت ندارد و خانواده نباید بدون بررسی و شناخت مخالفت کنند. لذا شما مورد را به آنها معرفی کنید و از آنها بخواهید که در مورد فرد معرفی شده تحقیق کنند و اگر مورد خوبی بود اقدام کنند.

    از تجربه خانواده استفاده کنید:
    در واقع هم شما باید تابع این مسئله باشید؛ یعنی اگر خانواده مورد را بررسی کرده و به دلایل منطقی مخالفت کردند، شما باید بپذیرید و ایشان را فراموش کنید؛ چون چنین ازدواجی آینده روشنی نخواهد داشت.

    روش مقابله با مخالفت غیر منطقی خانواده:
    اما اگر دلایل خانواده برای رد کردن ایشان منطقی نبود، در این صورت برای راضی کردنشان در کمال احترام با آنها صحبت کنید و دلایلشان را نقد کنید. اگر حرف شما را قبول نداشتند از فرد سومی که خانواده تان قبول دارند استفاده کنید و از او بخواهید با آنها صحبت کند. اگر چنین شخصی نبود استفاده از مشاور به عنوان فرد سوم می تواند مفید باشد. اگر از راه منطقی نتوانستید راضیشان کنید، در این صورت می توانید از احساسات و عواطفشان استفاده کنید و از این راه رضایت آن ها را جلب کنید (البته این برای جایی است که شما با مشورت یک متخصص به این نتیجه رسیده باشید که ازدواج شما با این دختر مشکلی ندارد). اگر این راه هم جواب ندارد دیگر چاره ای جز فراموش کردن فرد مورد نظر وجود ندارد؛ چون ازدواج با وجود مخالفت خانواده مشکلات زیادی را در پیش خواهد داشت.


    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۲۱:۴۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    مطرح کردن ازدواج با پدر و مادرم



    وَقالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إِنَّ قَومِي اتَّخَذوا هٰذَا القُرآنَ مَهجورًا


    و پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».
    سوره مبارکه الفرقان آیه ۳۰


    <<<<<<<<<<<<<<!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!> >>>>>>>>>>>>>
    پرسید:

    "سخت می گذرد"

    چه باید کرد؟

    گفت:خودت که می گویی

    سخت
    "می گذرد"؛ سخت که "نمی ماند"






  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه کردن و مباحثه درباره ی مطالعه ،ورزش کردن
    نوشته
    390
    حضور
    15 روز 1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1635



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi.mlk نمایش پست ها
    من بیست سالمه و دانشجو هستم
    من به دختر خانومی علاقه پیدا کردم
    سلام علیکم

    امیدوارم از این توهم عشق دوران دانشجویی نباشه..و واقعا علاقه ی عاقلانه داشته باشید ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi.mlk نمایش پست ها
    لی نمیدونم چه جوری این قضیه رو با پدر و مادرم درمیان بذارم
    قبل از اینکه با خونواده در جریان بذارید اول معیارهای خودتون و خونوادتون رو یک بار به طور کلی بررسی کنید
    سپس اگه خیلی خجالتی هستید به یکی از اعضای خانواده ..برادر و یا خواهر بزرگتر ....بگید که با پدر و مادر حرف بزنند و همه ی کارها رو بسپارید به خونواده..
    امیدوارم نتیجه بگیرید ..و خونواده با تفاوت سنی مشکلی نداشته باشند ...

    دل حرم خداست ...
    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب/تا دراين پرده جز انديشه ی او نگذارم

  9. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    خیلی حال میده یکیو دوس داشته باشی.بهترین کارو میکنی میخای زن بگیری.منم یادمه دفعه اولی که میخاستم به مادم بگم زن میخام.هر چند به ادم حسابم نکردن و گفتن الان شرایطشو نداری..تا اینکه الان یادشون افتاده ...
    به نظرم مرد و مردونه برو به مادرت بگو یا پدرت.اخه ادمی که میخاد زن بگیره نباید خجالتی باشه.قبلشم امادشون کن.مثلا بگو فلانی که همسن منه ازدواج کرده ویه دختر خوب تو دانشگامون هستش و ....

    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  10. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود