صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: يك خواستگار هم نداشته ام‌

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295

    يك خواستگار هم نداشته ام‌





    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود


    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:





    با سلام

    من یه دختر ساله از فارس و دارای لیسانس شيمي هستم.
    من به مدت 18 سال هست که در اوج شهوت هستم و زمینه ایی هم برای ازدواج نداشتم ، خواستگاری هم ندارم ازدواج کنم . دختر زشتی هم نیستم اما نمیدونم چرا مهرم توی دل هیچکس نمیشینه
    تمام موازاین دینی هم رعایت میکنم و اطرافیان روی من درمورد تمام امور زندگی و دینی ومشکلات و راه حل حساب میکنن و کمک میخواهن اما موقع بحث ازدواج میشه منو نمیبین!!!
    هرکار هم بگی که باخودم که بختم بسته باشن وباخوندن قران ودعا نوشتن ذکر وروایات وهرچی که فکر کنید انجام دادم تا بختم بازبشه اما انگارخدا قربونش برم خوابش برده
    ومن درخانواده ای کاملا مذهبی بزرگ شدم وخیلی هم نسبت به گناه و راه خلاف حساس هستم تا کنون هم به خودم اجازه هیچ خیانت نداده ام
    و همیشه گفتم عالم درمحضرخداست من چون درسم خوب هست و درهمه برنامه هاشرکت میکنم و با مردها هم خیلی درارتباط هستم

    زمانی که دراجتماع حاضر میشم باید به هدفم برسم وبرام فرق نداره کسی که با او کارتحقیقاتی انجام میدهم مرد ویازن هست ومن دراجتماع اصلا یادم میره قوه شهوت وجو دداره ولی وقتی تنها میشم چون خواهران وبرادرم ازدواج کرده و با مادر و پدر موجی درخانه تنها هستم میشم اوج شهوت

    خیلی دوست دارم ازدواج کنم همه جا به ادم مطمئن هم سپردم یا مشکل سن هست ویا اینکه دختر روستایی نمیپسندن
    مشاوره هم رفتم همه کار کردم اما هیچکدوم مفید نبوده
    ضمنا من درفضای مجازی با فردی که او را برادر میدانم صحبت میکنم تبادل اطاعات دارم و از او هم مشاوره میگیرم البته نه در این مورد.

    خلاصه الان سردرگم وگیجم نمیدونم چه کنم.
    شما منو راهنمایی کنید.

    با تشکر









    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۹/۰۱ در ساعت ۱۹:۵۴

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    يك خواستگار هم نداشته ام‌








    کارشناس بحث: استاد حامی

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    سلام خدمت شما خواهر گرامي
    واقعيت امر اين است كه نمي توان انكار كرد كه شما در شرايطي بسيار بسيار سختي هستيد. خواندن چنين متن ها و نامه هايي براي افرادي كه آدم باشد سخت است مگر اين كه از دايره انسان بودن خارج شده باشد:

    تو كز محنت ديگران بي غمي
    نشايد كه نامت نهند آدمي
    با توجه به تجارب مشاوره هاي و علمي اي، بايد بگويم كه چنين امري به دلائل مختلف اتفاق مي افتد و شما بايد با خودكاوي و تأمل و بازنگري شرايط و موانع را بسنجيد ببيند كدام ممكن است در زندگي شما باشد و متناسب با آن راه حل درنظر بگيريد.
    1- شروط و انتظارات بالا،
    2- كم بودن پسران در محل زندگي،
    3- نداشتن مهارت ارتباطي و اجتماعي ( خود يا خانواده)
    4- گرم گرفتن ناخودآگاه با ديگران (براي يافتن همسر مورد نظر و فراري شدن آنها)

    5- نداشتن هم كفو (گاهي دختر مشكل ندارد ولي وقتي دختر باورهاي ديني خاصي دارد كه پسران زيادي با آن باورها بيگانه هستند طبيعي است سمت آن دختر نروند)
    6- ناآراستگي و شلخته بودن و در برابر آرايش جلف و زننده،
    7- اعضاي خانواده با بيماري شديد ژنتيكي يا اعتياد و..
    8- بازتاب برخي از گناهان،
    9-زيادتر بودن تعداد دختران در يك منطقه( البته در كل تعداد دختران بيشتر است)
    10-
    ....
    شيوه هاي شهوت شكن
    غالبا افراد با اندكي تأملي متوجه مي شوند كه چه اموري شهوتشان را زياد و چه اموري شهوتشان را كاهش مي دهد. شما هم با توجه به اين امور به اضافه جدي گرفتن، نماز، كم خوري، ورزش و... شهوت خود را مديريت كنيد.

    تمركز بر حل مشكل
    به جاي توجه به مشكل به حل مشكل تمركز كنيد.

    ازدواج دوم
    اگر در محل زندگي شما ازدواج دوم متداول است و شرايط ازدواج برايتان مهيا نيست به ازدواج دوم فكر كنيد البته هر مردي شايستگي داشتن دو همسر را ندارد. مردي كه ثبات هيجاني ندارد دم دمي مزاج است به همسر خود ظلم مي كند، روابط اجتماعي درستي با ديگران ندارد. مشكل اقتصادي دارد و همسرش از نظر شخصيتي ناسازگار و بد دهان و فحاش است براي ازدواج دوم صلاحيت ندارد. گاهي در خانواده ها هستند مرداني كه همسر اولشان بيماري سختي دارند خود همسر اول رضايت مي دهد كه شوهرش ازدواج كند يا زن به دليل وجود ازدواج هاي متعدد در خانواده يا در محل زندگي اش و قدرت سازگاري مي تواند حضور هوو را راحت تر قبول كند.

    سخني با والدين بي انصاف و سنگ دل: برخي از والدين برخورد احساسي مي كنند يعني توجه ندارند كه مثلا 18 سال منتظر خواستگار بودن يعني چه؟ پدر يا مادري كه خود نمي تواند غيبت همسرش را كه چند روز مهمان برادر يا دخترش شده است تحمل كند چگونه انتظار دارد دخترش شرايط يك ازدواج دوم مناسب را از دست بدهد. قبول داريم كه بسياري از مردان شرايط ازدواج دوم را ندارند و با ازدواج دوم دو زندگي را خراب مي كنند ولي اين طور نيست كه واقعا هيچ مردي در جامعه شرايط را نداشته باشد اگر چنين باشد كه پناه بر خدا بايد بگوييم خداوند حكمش در قرآن بيهوده است. جواز ازدواج متعددي را داده كه در بيرون موقعيتش محقق نمي شود هرگز.
    چند روز قبل يكي از.....
    چند روز قبل يكي از همكارانم مي گفت حدود 17-18 سال قبل بنده به خواستگاري دختري رفتم. خواهر بزرگتر داشت پدرش اجازه نداد او ازدواج كند. اين دختر هنزو ازدواج نكرده است. كارمندي با شخصيت و منش عالي كه اخلاقش زبانزد اداره است مي گفت سال ها است كه همسرم بيمار است و من به ازدواج دوم فكر نكردم الان خود همسرم كه اميدي به بهبودي ندارد به من اصرار مي كند كه ازدواج كنم و شرايط زندگي و فرزندان را بهتر كنم. من براي ازدواج دوم به خواستگاري اين دختر رفتم. پدرش اصلا اجازه نداد با دختر و ايشان درباره شرايطم حرفي بزنم. همكارم مي گفت. الان دختر من در عقد است ولي آپا ان پدر متوجه نيست كه چه زماني از وقت ازدواج دخترش گذشته است؟!! آيا اين دختر فهميده و رشيده نشده است لااقلي در حدي كه بتوان درباره خواستگارهايش با او صحبت كرد و با هم انديشي جمعي در خانواده تصميمي معقول گرفت؟!!
    اگر شرايط ازدواج دوم سالم و سازگار براي دختري كه سنش بالا است فراهم شد و زمينه ازدواج براي او مهيا نيست حق شرعي او است كه شرايط اين ازدواج را زير نظر مشاور ازدواج متدين ( نه لائيك كه زنا را بي عيب مي داند و حكم خدا را خيانت) بسنجد و با دفتر يا سايت مرجع تقليدش مشورت كند. اين امر خلاف اخلاق اسلامي هم نيست كه دختران باسن بالا نگران بي حرمتي و عاق شدن باشند. بلكه بايد بترسند كه والدين گرفتار عاق فرزند به طور تكويني و وضعي با ظلم ناخواسته نشوند

    ازدواج موقت
    دختران با سن بالا بايد در نظر بگيرند كه پديده دختران با سن بالا در ايران و بسياري از كشورها رواج دارد. ممكن است با توجه به بافت زندگي پسراني با سن بالا به خواستگاري ايشان بيايند ازدواج موقت براي وقتي است كه واقعا شرايط براي دختري كه در موقعيت خاص زندگي مي كند تغيير نكنديعني نه بتواند ازدواج دائم كند و نه توفيق همسر دوم شدن با شرايطي كه بيان شد را داشته باشند.
    دختران رشيده اي كه سنشان بالا رفته و شرايط ازدواج دائم را ندارند و ممكن است به گناهان جنسي آلوده شوند. اگر مرجع تقليدشان اذن پدر را براي ازدواج موقت لازم مي دانند بهتر است با تبيين شرايط پر فشار و موقعيت سخت خود براي ازدواج موقت با دفتر مرجع تقليد خود نامه نگاري كنند نظر ايشان را درباره اذن پدر جويا شوند.
    البته بايد دقت كنند كه با برخورد احساسي فرصت ازدواج را از خود نگيرند و حتما قبل از اقدام به ازدواج موقت مشاوره حضوري بروند.
    از ازدواج موقت بسيار كوتاه مدت برحذر باشند.
    در ازدواج موقت هميشه به خود موقت بودن ان را القا كنند تا وابسته نشوند.
    به شدت مراقب باشند گرفتار تنوع طلبي نشوند.
    در ضمن اين ازدواج از واسطه كمك بگيرند براي تحقق ازدواج دائم. ( در ازدواج موقت شرط ضمن عقد كنند كه وكالت در طلاق را به زن بسپارد.
    )
    براي مصون بودن از فريب كاري ازدواج موقت را در محضر ثبت كنيد و تسامح نكنند و نيرنگ امروز و فردا و...را نخورند

    ............................
    تذكر: باز احتمال مي دهم برخي از خانم ها احساسي برخورد كنند به نظرم اگر شرايط خاص خانمي را در نظر بگيرند كه اگر ازدواج نكند ممكن است گرفتار زنا شود و يا موجب تولد فرزند حرام زاده شود و يا بارداري از حرام و سقط و.... كمي در نظر دادن يا نقد با تأمل وارد شوند.


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۱ در ساعت ۱۰:۲۲
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    سال هاي زيادي مشاوره تلفني داشتم
    الان گوشم اسيب ديده و چشم پزشك منع كرده گفته ديدم كه پرده گوشت آسيب ديده
    از شوخي كه بگذريم
    در مشاوره هاي تلفني پرونده تشكيل مي دادم و مثلا خانم هايي را كه براي ازدواج دوم تماس مي گرفتند يا ازدواج موقت ثبت مي كردم اميد داشتم كه روزي از دل اينها يك كار پژوهشي خوب در بياورم كه توفيق نشد.
    ان شاالله دوست سنگر را حفظ كنند.
    بارها ميشد از خانم هايي كه مستأصل شده بودند و مجبور بودن ازدواج دوم يا موقت را قبول كنند مي پرسيدم كه
    شما قبلا موافق اين ازدواج بوديد؟
    همگي مي گفتند نه
    دوست داشتيم به تنهايي در دل شوهرمان جا داشته باشيم
    گفتم: خب الان زنان نمي پسندند شما اين ازدواج ( دوم يا موقت ) را داشته باشيد
    مي گفتند: اگر زني شرايط من فلك زده را داشت و نظرش عوض نشد اون وقت شرطه. شرايط سخت و دشوار زندگي ادم ها را نظرها و....عوض مي كنه.
    يادم است يكي اين شعر را خواند خطاب به زناني كه همسر دارند و به فكر اين گروه بي همسر نيستند


    اي سير تو را نان جوبن خوشش ننمايد
    معشوق من است آن كه به نزديك تو زشت است


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    بارها در سايت گفته ام
    كه خانم هاي محترم نگران نباشيد
    به خود و شوهران تان نگيريد
    چون هر زني و هر مردي نمي توانند زني را به عنوان همسر دوم پذيرند.
    مرد بايد خيلي پخته باشد و بالغ و سازگار باشد بسيار از ما مردان در دوان كودكي مجمد شده ايم و ان پختگي و رسش را نداريم. هسمر اول او هم بايد تا حدودي عادله باشد و بتواند بر احساسات و هيجانات خود كنترل داشته باشد اين كار هر زني نيست. زني كه از نظر روان شناختي مديريت هيجاني متناسب با جنسيت خود ندارد و از نظر اخلاقي رشد نكرده مهر تأييد براي هوو دار شدن را نمي گيرد.
    هوو دار شدن براي زن اول و داشتن همسر دوم براي مرد عادل يك آزمايش سخت الهي است و افرادي كه دهنشان بوي شير مي دهد بهتر است به اين ازدواج نزديك نشوند. خانم هايي هم كه مي خواهند زن دوم شوند بايد دقت كنند كه اگر ثبات هيجاني و انصاف و قدرت سازگاري و اخلاقي نداشته باشند ممكن است سر ناسازگاري بگذارند
    يعني يادشان برود عطش رسيدن به شوهر را
    يادشان برود گريه هايي كه مي كردند و دعاهايشان را
    يادشان برود از خداوند يك تكيه گاه مي خواستند هر چند هفته اي يك بار بالاي سرش باشد
    يادشان مي رود كه مي گفتند حاضرم نوكري زن اول را بكنم و از خيلي از حقوق بگذرم و به شوهرم بگويم او اوليت دارد و نبايد در حقش نامردي كنيم.

    خانمي از همين سنخ با كمال پررويي زندگي را به هم ريخته بود و براي همسر اول كه زن بسيار نجيب و محترم و با آبرويي بود خط و نشان مي كشيد مي گفت 15-16 سال اين مرد با تو بوده الان بايد بيشتر وقتش را با من باشد
    و حتي به عدالت هم راضي نبود( حق چنين زناني زندان تنگ و تاريك تنهايي است و نان حسرت و خوردن جرعه هاي آه)

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۱ در ساعت ۰۰:۳۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 12


  14. #7

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    فقر مستمر
    ظريفي ( وزير امور خارجه نه ها ) مي گفت:
    براي ازدواج دوم من عدالت را نمي دونم دارم يا نه، ولي مي دونم شرايط اقتصادي را يقينا ندارم .
    چون همسرم نفرين كرده كه فقير باشم و از نظر اقتصادي قد علم نكنم. به خاطر همين همسر اساسا با اضافه كاري مخالف است و اعتقاد زيادي به رازق بودن بلكه رزاق بودن خداوند دارد و پيوسته مي خواند هر انكس كه دندان دهد نان دهد. روزي به تلاش زياد هم نيست من هم مرده اين عقل معادش و معاش همسرم هستم.
    همسرم اول پشت سرم نماز مي خواند ترسيد كه مهر عدالت من را امضا كرده باشد و با دست خودش قبرخودش را كنده باشد براي همين اساسا اعتقاد دارد من اساس ملكه عدالت را معصوم به دست مي آورم و كار هركسي نيست. من هم هنوز نگفتم عدالت همسران فرق ماهوي دارد با عدالت امام جماعت... بالاخره ما به اميد زنده ام. خدا را چه ديديد شايد روزي هم ما ملكه عدالت را به دست اورديم. بزرگان اعتقاد دارند نبايد در زندگي در جا زد بايد تلاش كرد به ملكات اخلاقي آراسته شويم و من مرده آراسته شدن هستم.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۱ در ساعت ۰۰:۴۸
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    مسافرت
    نوشته
    206
    حضور
    5 روز 5 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    664



    دوست عزیزم واقعا از شرایطی که واست پیش اومده ناراحت شدم منم برات دعا میکنم خیلی زود با یه پسره خیلی خیلی خوب ازدواج کنی

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    کامپیوتر
    نوشته
    1,841
    حضور
    26 روز 22 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    60
    صلوات
    12350



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    يادم است يكي اين شعر را خواند خطاب به زناني كه همسر دارند و به فكر اين گروه بي همسر نيستند


    اي سير تو را نان جوبن خوشش ننمايد
    معشوق من است آن كه به نزديك تو زشت است


    بله ...در جواب ایشون یاد این شعر افتادم که...

    یکی روبهی دید بی‌دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای
    که چون زندگانی به سر می‌برد؟ بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟
    در این بود درویش شوریده رنگ که شیری برآمد شغالی به چنگ
    شغال نگون‌بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن سیر خورد
    دگر روز باز اتفاقی فتاد که روزی رسان قوت روزش بداد
    یقین، مرد را دیده بیننده کرد شد و تکیه بر آفریننده کرد
    کز این پس به کنجی نشینم چو مور که روزی نخوردند پیلان به زور
    زنخدان فرو برد چندی به جیب که بخشنده روزی فرستد ز غیب
    نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست
    چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش ز دیوار محرابش آمد به گوش
    برو شیر درنده باش، ای دغل مینداز خود را چو روباه شل
    چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟
    چو شیر آن که را گردنی فربه است گر افتد چو روبه، سگ از وی به است
    بچنگ آر و با دیگران نوش کن نه بر فضلهٔ دیگران گوش کن
    بخور تا توانی به بازوی خویش که سعیت بود در ترازوی خویش
    چو مردان ببر رنج و راحت رسان مخنث خورد دسترنج کسان
    بگیر ای جوان دست درویش پیر نه خود را بیگفن که دستم بگیر
    خدا را بر آن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است
    کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست که دون همتانند بی مغز و پوست
    کسی نیک بیند به هر دو سرای که نیکی رساند به خلق خدای

    این روزها میگذرد... اما من از این روز ها نمیگذرم
    ♥مدیون من خواهید بود اگر در جایی از حرف و نظر من،ناراحت و دلخور شده باشید اما بخودم نگویید که ازشما عذرخواهی نموده و مرا ببخشید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تاپيك برنامه هاي گروه{ هیئت محبین سید الشهداء (ع) }
    توسط دايي حسن در انجمن گروه های دسته جمعی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۱۵, ۱۴:۳۴
  2. تاپيك برنامه هاي گروه{ مهدی کیست؟ }
    توسط دايي حسن در انجمن گروه های دسته جمعی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۲۱, ۱۹:۰۳
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۰۱, ۱۱:۱۹
  4. تاپيك برنامه هاي گروه{خادمان جوان حرم رضوی }
    توسط دايي حسن در انجمن گروه های دسته جمعی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۳۰, ۱۰:۴۸
  5. پاسخ: 127
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۱۷, ۲۱:۵۱

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۹/۰۴, ۱۵:۲۶ : 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود