صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسلام حقیقی را از کجا باید دریافت کرد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    24
    حضور
    1 روز 4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54

    اشاره اسلام حقیقی را از کجا باید دریافت کرد؟




    سلام وقت به خیر


    با تشکر از کارشناسان و سایر مراجعان محترم سایت که وقت خودشون رو اختصاص به این تاپیک میدن


    من خیلی خلاصه سوالم رو مطرح می کنم


    دین اسلام به شکل خالص و دقیق و بی عیب و سازنده و صد البته کامل و مفصل رو از کجا باید دریافت کرد؟


    در شرح سوال هم بگم که این مجموعه دستورالعملهایی که به اسم اسلام در اختیار ما هستن عموما جلوی پیشرفت دنیوی ما رو گرفتن و ما به عنوان مسلمان دنیای خودمونو از دست دادیم در عین حال اکثریت افرادی که متدین محسوب میشن از نظر اخروی هم شاید نتونن جایگاه ارزشمندی بدست بیارن با توجه به این که اکثر اعمال دینی ما پر از عیب و ایرادات حاشیه ای هستن و خیلی راحت زیر سوال میرن من از وضعیت برزخی اکثریت متدینین مطلع نیستم ولی این از ظواهر مشخصه که نود درصد ما دیندار در ظاهر هستیم و در عمل چندان هم موفق نیستیم هر چند خودمون هم دوست داریم جایگاه خوبی بدست بیاریم اما نشده


    خیلی خلاصه بخوام بگم دین ما نامفهومه
    یا این دین برای سختی و مکافات و بیچارگی بندگان در دنیا ساخته شده یا اگر قراره ما زندگی خوب و سالم و محترمانه ای داشته باشیم پس اونهایی که علمای دین ما هستن دین رو درست نفهمیدن و به ما هم اشتباه گفتن


    نتیجه ای که من میگیرم اینه که
    "ما و جامعه ما مشکل داریم چون دین رو درست متوجه نشدیم"
    بعضی مراجع تقلید و علما و مبلغان دین ما هم تا جایی که مشاهده می شه از دنیای واقعی فاصله گرفتن و زندگی مردم در فلاکت می گذره و نود و نه درصد همین متدینین "عین خیالشون هم نیست" اون یک درصد هم صداشون به جایی نمیرسه


    خواهشی که از کارشناسان و سایر اعضای سایت دارم اینه که از جوابهای کلیشه ای خودداری کنن و یکراست برن سر اصل مطلب که آیا منبعی برای فهم درست و صحیح دین سراغ دارن و مرجع تقلید کاملی برای معرفی میشناسن یا نه؟


    با تشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵ در ساعت ۲۳:۱۹

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست







    اسلام حقیقی را از کجا باید دریافت کرد؟








    کارشناس بحث: استاد صادق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28774



    نقل قول نوشته اصلی توسط code نمایش پست ها
    سلام وقت به خیر


    با تشکر از کارشناسان و سایر مراجعان محترم سایت که وقت خودشون رو اختصاص به این تاپیک میدن


    من خیلی خلاصه سوالم رو مطرح می کنم


    دین اسلام به شکل خالص و دقیق و بی عیب و سازنده و صد البته کامل و مفصل رو از کجا باید دریافت کرد؟


    در شرح سوال هم بگم که این مجموعه دستورالعملهایی که به اسم اسلام در اختیار ما هستن عموما جلوی پیشرفت دنیوی ما رو گرفتن و ما به عنوان مسلمان دنیای خودمونو از دست دادیم در عین حال اکثریت افرادی که متدین محسوب میشن از نظر اخروی هم شاید نتونن جایگاه ارزشمندی بدست بیارن با توجه به این که اکثر اعمال دینی ما پر از عیب و ایرادات حاشیه ای هستن و خیلی راحت زیر سوال میرن من از وضعیت برزخی اکثریت متدینین مطلع نیستم ولی این از ظواهر مشخصه که نود درصد ما دیندار در ظاهر هستیم و در عمل چندان هم موفق نیستیم هر چند خودمون هم دوست داریم جایگاه خوبی بدست بیاریم اما نشده


    خیلی خلاصه بخوام بگم دین ما نامفهومه
    یا این دین برای سختی و مکافات و بیچارگی بندگان در دنیا ساخته شده یا اگر قراره ما زندگی خوب و سالم و محترمانه ای داشته باشیم پس اونهایی که علمای دین ما هستن دین رو درست نفهمیدن و به ما هم اشتباه گفتن


    نتیجه ای که من میگیرم اینه که
    "ما و جامعه ما مشکل داریم چون دین رو درست متوجه نشدیم"
    بعضی مراجع تقلید و علما و مبلغان دین ما هم تا جایی که مشاهده می شه از دنیای واقعی فاصله گرفتن و زندگی مردم در فلاکت می گذره و نود و نه درصد همین متدینین "عین خیالشون هم نیست" اون یک درصد هم صداشون به جایی نمیرسه


    خواهشی که از کارشناسان و سایر اعضای سایت دارم اینه که از جوابهای کلیشه ای خودداری کنن و یکراست برن سر اصل مطلب که آیا منبعی برای فهم درست و صحیح دین سراغ دارن و مرجع تقلید کاملی برای معرفی میشناسن یا نه؟


    با تشکر
    با سلام وتشکر
    اجازه دهید بحث را از این جا شروع نمایم : اسلام همواره مسلمانان را به فراگیری علوم و فتح قله های رفیع پیشرفت فرا خوانده است. اسلام این قدرت را داشت که تمدن سازی و افکار عمومی را جذب نماید. در صدر اسلام مسلمانان چنان پیشرفت نمودند که بخش وسیعی از جهانیان را تحت تأثیر تمدن و فرهنگ خود قرار دادند. یکی از علل این بود که در اخذ علوم و فنون و صنایع و هنرها تعصب نمی­ورزیدند. علم را در هر نقطه و در دست هر کس می­یافتند، از آن بهره می­گرفتند. در احادیث به این نکته توجه شده است که علم و حکمت را هر جا هستند، فرا گیرید. رسول اکرم فرمود:" دانش راستین گمشده مومن است. هر جا آن را بیابد، خودش به آن سزاوارتر است. "(1)
    در نهج البلاغه آمده :" دانش راستین گمشده مؤمن است، پس آن را فراگیر و بیاموز، گرچه از مردم منافق"(2).
    "حکمت را بیاموزید گرچه از مشرکان. "(3) در روایات دیگر نیز به این امر تاکید شده است. (4) بنا بر این علل عقب ماندگی مسلمانان اسلام نیست، بلکه در این امر عوامل متعدد- از جمله عوامل زیر- موثر می باشند:
    1. انحراف در خلافت رسول خدا
    يكى از عوامل انحطاط مسلمانان انحراف جانشينى پيامبر (ص) از جايگاه واقعى خويش است. وقتى مسلمانان بدون توجه به فرامين الهى و بدون توجه به دستورات و سفارش‏هاى پيامبر در خصوص جانشينى پس از حضرت، در «سقيفه» جمع شدند و افراد نالايق را بر منصب بزرگ و الهى قرار دادند، در واقع زوال جامعه اسلامى آغاز شد. اين زمامداران نالايق بسيارى از اصول اسلام را تعطيل كردند. بسيارى از عقايد مرده و نيمه مرده جاهلى را دوباره احيا نمودند. نتیجه آن عقب ماندگی جهان اسلام است. مطمئنا اگر امام علی (ع) و امامان دیگر بر مسند قدرت قرار می گرفت، وضع جهان اسلام این نبود که الان شاهد آن هستیم. شهيد مطهرى مى‏گويد: «مسلّما يكى از علل اين امر حوادثى است كه در اوضاع اجتماعى مسلمانان ابتدا به وسيله دستگاه‏هاى خلافت پديد آمد و بعد دنبال شد. . . يك جامعه طبقاتى درست شد كه با منظور اسلام ابدا وفق نمى‏داد. جامعه منقسم شد به يك طبقه فقير كه نان خود را به زحمت مى‏توانست به دست آورد و يك طبقه مبذّر و مغرور. . . وضع زندگى عمومى وقتى شكاف بردارد، زمينه براى اجرا و عمل به دستورها باقى نمى‏ماند. »(5)
    2. برداشت های انحرافی از آموزه های اسلام
    یکى از علل مهم عقب ماندگى مسلمانان برداشت‏هاى انحرافى از آموزه‏هاى دینى است، یعنی برخى تصور کرده‏اند که دین با علم و تکنولوژى مخالف است . بر این اساس مسلمانان به جاى پرداختن به علم و نوآورى‏هاى تکنولوژى، به مسایل فردى پرداختند. این رویکرد موجب شد که مسلمانان از قافله علم و تمدن و عقب بمانند، حال آن که اسلام- همان گونه که اشاره شد- نه تنها با علم و تکنولوژى و علم مخالف نیست، بلکه همگان را به یادگیرى علم فرا خوانده، براى یادگیرى علوم، مرز جغرافیایى نشناخته (6)، از علم و حکمت به عنوان «گمشده مؤمنان» یاد کرده است. (7) یادگیرى برخى از علوم را واجب شمرده است. (8)
    3. ترک جهاد وعدم تلاش برای توانمندى نظامى مسلمانان
    قرآن با نگاهى جامع مسلمانان دعوت نمود که از قوّت و قدرت نظامى برخوردار باشید. سلاح‏هاى همسو با شرایط زمان را داشته باشید:" در برابر آن‏ها (دشمنان) آنچه توانایى دارید، از نیرو آماده سازید تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید. " (9)، همچنین اسلام مسلمانان را به جهاد در زمینه‏هاى مختلف فرا خواند، (10) ولى مسلمانان جهاد و تلاش را را فراموش کردند. جهاد در صحنه‏هاى علمى و فرهنگى و سیاسى و اقتصادى و نظامى به دست فراموشى سپرده شده، حُبّ نفس و عشق به دنیا و راحت‏طلبى و کوته نگرى و اغراض شخصى بر آن‏ها چیره شده، تا آن جا که کشتگان شان به دست خودشان بیش از کشتگانى است که دشمن از آن‏ها قربانى مى‏گیرد.
    4. حکومت‏هاى ‏وابسته کشورهای اسلامی
    یکى از عوامل مهم عقب ماندگى مسلمانان حکومت‏ها اسلامی هستند، یعنی برخی حکومت ها نه تنها به فکر پیشرفت کشورشان نیستند، بلکه با پیشرفت کشورشان مخالف می باشند، زیرا آنان دوام و بقای حکومت خود را درجهل و عقب ماندگى فرهنگى و تضعیف استعداد ملت های خود جستجو می کنند.
    5. اختلافات و چند دستگى‏های مسلمانان
    جنگ های داخلی و اختلافات مسلمانان در کشورهاى اسلامى نیز موجب شد که مسلمانان از پیشرفت‏هاى علمى و صنعتى بى بهره شوند.
    6. استعمار
    شهيد مطهّرى استعمار را نيز عامل ديگرى در انحطاط جوامع اسلامى مى‏داند، ولى آن را علت فرعى ارزيابى مى‏كند و علت اصلى را خود مسلمانان مى‏داند: «البته اين را هم نمى‏خواهم بگويم و شما را به غلط بيندازم كه استعمار و استثمار ما را به اين حالت درآورده است؛ نه ما قبلاً به اين حالت درآمديم و آن‏ها ما را امروز به اين حالت نگه مى‏دارند و علت مبقيه ما هستند، و الا ما قبل از اين‏كه استعمار و استثمار بيايد، افكارى در ما پيدا شد و ما را به اين حالت درآورد. »(11)
    پیشرفت مجدد جهان می طلبد که مسلمانان به هویت دینی خودبرگردند و با فرهنگ اسلام بیش تر آشنا شوند و اتحاد خود را حفظ و به بیگانگان تکیه ننمایند، از سوی دیگر به عقل، علم، کار و خلاقیت اهمیت دهند . مهم تر از همه این که روحیه خودباوری را تقویت و باور کنند که می توانند بار دیگر تمدن اسلامی را زنده نمایند.
    تو.جه دارید که بعد از استقرار جمهوری اسلامی در ایران ،این کشور در مسیر پیشرفت گام های بزرگی برداشته واز بیشتر کشور های اسلامی وخاورمیانه ،در این راه موفق تر بوده است .که علت مهم ان توجه بیشتر به مبانی وارزش های اسلامی است .
    در پایان باید اشاره نمود که در زمان معاصر مهمترین راه کار برای شناخت اسلام ناب که تامین کننده خیر دنیا وآخرت تان خواهد شد مطالعه وعمل به اندیشه وسیره اسلام شناس بزرگ حضرت امام خمینی است . وشما را به خواندن وصیت نامه حضرت امام توصیه می نمایم .

    پى‌نوشت‏ها:
    1. بحارالانوار، ج 2، ص 99.
    2. فیض الاسلام، نهج البلاغه، تهران، چاپ افتاب تهران، ص 1112، حکمت 77.
    3. بحار الا نوار، ج 2، ص 97.
    4. همان، ج 4، ص 96.
    5. مرتضى مطهرى، ده گفتار، قم، صدرا، ص 108.
    6. بحار الانوار، ج 1، ص 177.
    7 . همان، ص168.
    8 . همان، ص 177.
    9. انفال (8)، آیه 60؛ ناصر مکارم شیراری و دیگران، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1374 ش، ج 7، ص 220.
    10. تفسیر نمونه، ج 16، ص 350 - 351.
    11 . مطهری، ده گفتار، ص 150.
    اسلام حقیقی را از کجا باید دریافت کرد؟

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    برداشت های انحرافی از آموزه های اسلام
    بسمه البصیر

    با سلام و ادب

    یکی از این برداشتهای غلط و انحرافی در باره حقیقت قضا و قدر اتفاق افتاده است

    همان که عوام از آن به عنوان قسمت یاد می کنند و همه ی انتخابها و تصمیمات

    منتهی به شرّشان را به آن نسبت می دهند.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    نقل قول نوشته اصلی توسط code نمایش پست ها
    در شرح سوال هم بگم که این مجموعه دستورالعملهایی که به اسم اسلام در اختیار ما هستن عموما جلوی پیشرفت دنیوی ما رو گرفتن و ما به عنوان مسلمان دنیای خودمونو از دست دادیم
    بسمه البصیر

    با سلام

    دستورالعملهای اسلام را اگر از قران و اهل بیت علیهم السلام بگیریم ضامن ترقی و تعالی امور دنیا و آخرت ماست.

    مشکل از آنجایی آغاز می شود که ما بدون تحقیق و تفحص از حقایق دین،هر چه را به عنوان دین ارائه می شود

    از هر کس می پذیریم،علمای راستین و ناشران معارف قران و اهل بیت علیهم السلام تنها مراجع قابل اعتماد برای درک صحیح

    دین هستند.

    به یک نمونه از انحرافاتی که در اندیشه ی خیلی از ما شکل گرفته است و شاید منشأش را هم ندانیم اگر به دقت نظر کنیم و سپس

    آن را به تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عرضه کنیم خواهیم دید که این نوع اندیشه،از کدام آبشخور سر در

    می آورد،اندیشه ای که قرنهاست دین و دنیای امت اسلام را دچار رکود و سقوط کرده است.

    اعتقاد به جبر که در اندیشه ی گروهی از مسلمین به شکل مخفی وجود دارد، عقیده که اصلا در اسلام ناب جایگاهی ندارد

    و در زمان بنی امیه و بنی العباس از کتب یونان و عقاید هند باستان به شکل ترجمه آثار آنان وارد دنیای اسلام شد

    عقایدی که می توانست توجیه خوبی برای جنایات و ستمکاریهای سران و حاکمان، بر علیه مردم باشد.

    حجة الاسلام حسین انصاریان در درس تفسیر خویش به این نکته اشاره می کنند:

    در این طوفان عظیم که بنی­ امیه و بنی ­عباس آن را طوفان علمی نام نهاده بودند، فقط شیعیان و شاگردان اهل­بیت: توانستند خود را از این آسیب­های اعتقادی حفظ کنند و این امر را مدیون ائمه طاهرین: به خصوص حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) و حضرت رضا (ع) هستند که با راهنمایی­ها و سخنان خود، شیعیان را از گمراهی نجات دادند. بنی ­امیه با القاء و رواج جبر در کل امور، درصدد بودند که مردم وضع فعلی را قبول کنند و بپندارند که چاره‌ای جز این ندارند و مجبورند. برای تحقق و ترویج این اعتقاد، محصلان علوم ترجمه شده را تربیت و آن­ها را تقویت می­ کردند. ولی در این میان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در مقابل چند سؤال که اتفاقاً از امیرالمؤمنین (ع) نیز شده بود، به نحو کامل جبر و تفویض را رد کرده و این دو انحراف خطرناک اعتقادی و فکری را از بدن اسلام دور نگه داشتند.

    عقیده جبر، فقر و فلاکت و تسلط و قتل و غارت حاکمان جائر بنی امیه و بنی عباس را سرنوشتی محتوم از سوی خداوند جلوه می داد،

    سرنوشتی که تفسیر ساختگی
    و مجعول قضا و قدر و حسن و قبح شرعی توسط اشاعره آن را تقویت کرد

    و قرنهاست به خورد مسلمین داده است.

    یکی از این اعتقادات غلط که اتفاقا بحثش در تاپیک"عدل الهی در زندگی دنیا" در جریان است

    نسبت ظلم و اضلال به خداوند است،که اهل بیت علیهم السلام آن را با بیانات
    نورانی خویش تبیین و ردّ کردند:

    امام صادق (ع) می­فرماید: «إن الله خلق خلقه جميعا مسلمين، أمرهم و نهاهم،

    و الكفر اسم يلحق الفعل حين يفعله العبد، و لم‏ يخلق‏ الله‏ العبد حين‏ خلقه‏ كافرا! إنه إنما كفر

    من بعد أن بلغ وقتا لزمته الحجة من الله تعالى، فعرض عليه الحق فجحده، فبإنكاره الحق صار كافرا




    «إن الله خلق خلقه جميعا مسلمين، أمرهم و نهاهم»؛ خداوند تمام انسان­ها را در ابتدای خلقت سالم

    و مطابق فطرت توحیدی خلق کرده و به آن­ها امر و نهی کرد (اگر خداوند انسان را مجبور به امور دینی و نیز به اضلال و هدایت خلق کرده بود،

    دیگر امر و نهی معنا پیدا نمی­کرد.)


    در اندیشه اهل بیت علیهم السلام خداوند کسی را کافر،فقیر،مشئوم،تحت سلطه و بدبخت خلق نمی کند،هیچکس حق ندارد

    سرنوشتش را به دست وقایع روزگار بسپارد،انسان با قدرت اختیارش،اختیاری که اهل بیت(ع) آن را با مبنای"لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین"

    تعریف می کنند،
    مسئول سرنوشت دنیا و آخرت خویش است.


    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۴/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۷:۴۲


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28774



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسمه البصیر

    با سلام و ادب

    یکی از این برداشتهای غلط و انحرافی در باره حقیقت قضا و قدر اتفاق افتاده است

    همان که عوام از آن به عنوان قسمت یاد می کنند و همه ی انتخابها و تصمیمات

    منتهی به شرّشان را به آن نسبت می دهند.
    از عــــــوام است هــــــــر آن بد کــــــه رود بر اســـلام
    / داد از دست عوام
    کار اســــلام ز غـــوغــــای عــــــــــوام است تمـــــــام
    /داد از دست عوام
    دل من خــــون شد در آرزوی فهــــم درســــــــــــــــت
    /ای جگر نوبت توست
    جـــــان به لب آمــــــد و نشنید کســــــــم جان کــلام
    / داد از دست عوام
    غـــم دل با کــــه بگـــــویم که دلــــــــــــم خون نکـــند
    /غمم افزون نکند
    ســــر فــــــــــرو بــــرد به چاه و غم دل گــــفت، امــام
    /داد از دست عوام
    سخـــنی پخته نگـــــــفتم کـــــــه نگـــفتند به مــــــن
    /چند از این خام سخن
    سوختــــم، سوختم از ســــــردی این مردم خــــــــام
    /داد از دست عوام
    زان چه پیغمبر گفته اســـــت و در اونیست شــــــکی
    / نپذیرند یکی
    وحـــی منزل شـــــــــــمرند آنــچه شنیـــدند از مــــام
    / داد از دست عوام
    همگی خفــــــــــته و آســـوده ز نیکــــــــی و بــــــدی
    /خواب مرگ ابدی
    چه توان کـــــــــــرد، علــــــــی گفت که النــــاس نیام
    /داد از دست عوام
    در نبــــــــــــوت نگرفنتـــــــــــد ره نــــــــــوح نبــــــــــی
    /داد از این بی ادبی
    در خـــــــدایی بنمودند به گــــــــــــوساله ســـــــــلام
    /داد از دست عوام
    به هـــــــوای نفســــــــــــی جملـــــــه نمایند قعــــود
    /آه از این قوم عنود
    به طنــــین مگســــــــی جمـــــله نمـــــایند قیــــــــام
    /داد از دست عوام
    پیــــــش خیــــل عقــــــلا زابلهی و تیــــــــره دلــــــی
    /شرزه شیرند، ولی
    پیش سیـــر عقــــــلایی، حشـــــــــــراتند و هـــــــوام
    /داد از دست عوام
    عاقل ار بسمـــــــله خـــــواند به هــــــــــوایش نچمند
    /همچو غولان برمند
    غـــــول اگـــــرقصه کند گــــرد شــــوند از در و بـــــــــام
    /داد از دست عوام
    سنــــــت و شـــــرع کتــــاب نبـــــوی مانـــــده ز کــار
    /عقل برخاسته زار
    جهــــــــــل بنشـسته به سلــطــانی ایـــن خیل لئام
    /داد از دست عوام
    عاقـــــــل آن به که همـــــــــــه عمر نیـــــارد به زبـــان
    /نام این بی ادبان
    که در این قوم نه عقل است و نه ننگ است و نه نام
    /داد از دست عوام
    نه بر ایـــــــــــن قــــــــــوم نماید نفس عیســـــی کار
    /نه مقالات بهار
    نه نسیم ســــــــحری بگــــــــذرد از سنگ رخـــــــــام
    / داد از دست عوام
    پیــــــــش جهـــــــــال ز دانش مســـــــرایید ســــــخن
    /پند گیرید ز من
    کــه حـــرام است حـــرام است حـرام اســـــت حـــرام
    /داد از دست عوام
    (ملک الشعرا بهار)

    اسلام حقیقی را از کجا باید دریافت کرد؟

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    24
    حضور
    1 روز 4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54



    سلام و تشکر از پاسخها

    من سوالات زیادی در این رابطه برام مونده ولی قبلش یه سوال مهمی هست که باید به عنوان پیش زمینه پرسیده بشه:
    این که خدا در قرآن، رسول اکرم رو الگوی مردم معرفی کرده و احتمالا معصومین هم دارای چنین جایگاهی هستن حالا سوال اینجاس که آیا ما باید از همه جنبه ها به همون صورتی عمل کنیم که پیامبر و معصومین عمل می کردن یا این که باید همیشه پایین تر از اونها قرار بگیریم؟ چون سبک زندگی معصومین در خیلی موارد برای ما واقعا مشکله مثلا در شبی که دشمنان پیامبر قصد کشتنش رو داشتن از طریق وحی این موضوع به رسول اکرم اطلاع داده شد (لیله المبیت) در اون زمان حضرت علی (ع) به جای پیامبر در بستر خوابید و مستقیما خودشو در معرض خطر مرگ قرار داد خوب برای مردم عادی انجام چنین ریسکی اصلا قابل تحمل نیست آیا اطلاع پیامبر از غیب باعث می شه که انجام چنین کارهایی برای مردم عادی ممنوع باشه؟ و در واقع دسترسی به وحی و علم غیب تعیین می کنه که در چه مواردی پیامبر الگوی مردم هست و در چه مواردی نه؟

    مثال دیگه این هست که تا جایی که من مطلعم پیامبر اسلام و معصومین برای خودشون محافظ شخصی نداشتن و حتی غریبه ها وقتی با پیامبر یا ائمه مواجه می شدن از نظر ظاهر و جایگاه بین مردم، تفاوتی متوجه نمیشدن با در نظر گرفتن مثال، این خوب و ارزشمند هست که بالاترین مقام حکومتی با افراد عادی جامعه هیچ تفاوتی نداشته باشه ولی اگر همین رو برای غیرمعصوم بخوایم تصور کنیم نداشتن محافظ به معنی ترور سریع توسط دشمن هست خوب چرا معصومین ما تا این حد از ریسک رو می پذیرفتن و آیا مسئولین کشورهای اسلامی هم باید به همین شکل الگو بگیرن یا از این امر مستثنی هستن به دلیل همون نداشتن آگاهی از غیب یا دلیلی دیگه؟

    حتی پیامبر و حضرت علی ع در جنگها با دشمن رو در رو می شدن و یک ریسک جانی مستقیم برای این بزرگواران وجود داشت چنین چیزی رو آیا برای غیر معصوم هم می شه انتظار داشت و افراد نخبه و مهم نظام هم آیا باید تا این حد در معرض خطرات قرار داشته باشن؟

    یا مثلا این نقل قول رو در مورد امام خمینی ره در نظر بگیرید:
    "داخل خانه امام راهرو مانندی را با سقف های مقاوم ساختند که امام هرگز به آن نرفتند و پس از مدتی که دیدند امام به آن توجه نمی کند آن را جمع کردند و شاید امام اعتقاد داشت هرگاه همه دارای پناهگاه شدند ایشان هم به پناهگاه می روند و حتی امام هم در زمان بمباران ها داخل منزل نمی ماندند و به داخل حیاط می آمدند و قدم می زدند"
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/424110/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA

    چرا باید رهبر انقلاب با وجود جایگاه مهم و حساسش چنین ریسکی رو انجام بده که چه بسا اگر خدایی نکرده صدمه ای به امام وارد می شد به این راحتی جبران نمی شد آیا در این مورد نباید بین مقامات عالی نظام و مردم عادی تفاوت قائل شد؟

    اینها همه مثالهایی بود از این که ما تا چه حد باید پیامبر و معصومین رو الگو قرار بدیم با چه حد و مرزهایی؟

    جملۀ «كل ما حكم به العقل حكم به الشرع و كل ما حكم به الشرعُ حكم به العقل» آیا اینجا قابل استناد هست که بگیم حاکم شرع یا مسئولین رده های بالا در صورتی می تونن ریسکهای جانی مهم رو قبول کنن که دسترسی به علمی فراتر از مردم عادی داشته باشن یا برعکس همه رده های حکومتی و نخبگان علمی و دینی و غیره باید به روش مردم عادی در جامعه و جنگ و همه جا حضور داشته باشن؟
    ویرایش توسط code : ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ در ساعت ۰۷:۵۲

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    نقل قول نوشته اصلی توسط code نمایش پست ها
    من سوالات زیادی در این رابطه برام مونده ولی قبلش یه سوال مهمی هست که باید به عنوان پیش زمینه پرسیده بشه:
    این که خدا در قرآن، رسول اکرم رو الگوی مردم معرفی کرده و احتمالا معصومین هم دارای چنین جایگاهی هستن حالا سوال اینجاس که آیا ما باید از همه جنبه ها به همون صورتی عمل کنیم که پیامبر و معصومین عمل می کردن یا این که باید همیشه پایین تر از اونها قرار بگیریم؟ چون سبک زندگی معصومین در خیلی موارد برای ما واقعا مشکله مثلا در شبی که دشمنان پیامبر قصد کشتنش رو داشتن از طریق وحی این موضوع به رسول اکرم اطلاع داده شد (لیله المبیت) در اون زمان حضرت علی (ع) به جای پیامبر در بستر خوابید و مستقیما خودشو در معرض خطر مرگ قرار داد خوب برای مردم عادی انجام چنین ریسکی اصلا قابل تحمل نیست آیا اطلاع پیامبر از غیب باعث می شه که انجام چنین کارهایی برای مردم عادی ممنوع باشه؟ و در واقع دسترسی به وحی و علم غیب تعیین می کنه که در چه مواردی پیامبر الگوی مردم هست و در چه مواردی نه؟
    سلام

    بايد توجه داشت كه بعد از سقيفه مسير اسلام عوض شد و از ريل اصلي خارج گشت ! پس اگر مواردي از قبيل داشتن محافظ شخصي واقدامات امنيتي و ...ميبينيد بخاطر همان تحريف اوليه در دين است كه ما را ناگزير از اين اقدامات كرده وميكند .


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    اسلام حقيقي يا نبوي علوي در مقابل اسلام اموي كه نزد اهل بيت ع است :

    تفسیرشیطانی از قرآن کریم ! تفسیر وهابی وداعشی و خارجی از آیات وتکفیر و قتل وغارت مخالفین و پیشگویی رسول خدا ص از صحاح سنت :

    اگر در آیات 52 و53 سوره حج دقت کنید خدای متعال میفرماید که بعضی افراد مریض دل تحت تاثیر القائات شیطان ، تفسیری شیطانی از آیات میکنند :


    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ {الحج/52} لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ {الحج/53}

    ما هيچ رسول و نبیی را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى كرد شيطان القائاتى در آن مى كرد، اما خداوند القائات شيطان را از ميان مى برد سپس آيات خود را استحكام مى بخشيد و خداوند عليم و حكيم است .

    تا آنچه را كه شيطان القاء مى كند براى كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و براى سنگدلان مايه ابتلاء كند كه ستمگران در خلافى بى نهايتند (53).



    مثلا در جریان همین توسل میبینید با وجود اینکه رسول خدا واصحابش باسناد صحیح بخاری ومسلم و ابن حجر وابن کثیر ، به رسول خدا در زمان حیاتش وبه قبرش در زمان مماتش متوسل شده وحاجت گرفتند اما وهابیون بر خلاف تفسیر صحیح آیات فتوا به شرک توسل میدهند ؟؟؟!!!!

    یعنی تفسیری شیطانی از آیات :

    وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا {الجن/18}

    وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ {الذاريات/51}

    در حالیکه خواندن در اینجا به معنی عبادت است همچنانکه مفسرین بزرگ ومقدم اهل سنت ذکر کرده اند .

    حتی شیخ الاسلام ابن تیمیه هم گفته که شیطان بر زبان عمر سخن میگفت :


    ابن تیمیه در کتاب مجموع الفتاوی می‌نویسد:

    وَإِذَا أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّةِ أَحَدِهِمْ شَيْئًا فِي الْقَلْبِ: لَمْ يُنْسَخْ مِنْهُ بَلْ أَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ. كَمَا قَالَ تَعَالَى وَكَمَا بَيَّنَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي حَدِيثِ الْكُهَّانِ لَمَّا قَالَ: {إنَّهُمْ يَزِيدُونَ فِي الْكَلِمَةِ مِائَةَ كِذْبَةٍ} بِخِلَافِ الرَّسُولِ وَالنَّبِيِّ وَالْمُحَدِّثِ كَمَا فِي قِرَاءَةِ ابْنِ عَبَّاسٍ وَغَيْرِهِ: {فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} . وَالْقِرَاءَةُ الْعَامَّةُ لَيْسَ فِيهَا الْمُحَدِّثُ؛ إذْ يَجُوزُ أَنْ يُقَرَّ عَلَى بَعْضِ الْخَطَأِ وَيُدْخِلَ الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ بَعْضَ مَا يُلْقِيهِ فَلَا يُنْسَخُ بِخِلَافِ الرَّسُولِ وَالنَّبِيِّ فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ نَسْخِ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ وَأَنْ يُحْكِمَ اللَّهُ آيَاتِهِ لِأَنَّهُ حَقٌّ وَالْمُحَدِّثُ مَأْمُورٌ بِأَنْ يَعْرِضَ مَا يُحَدِّثُهُ عَلَى مَا جَاءَ بِهِ الرَّسُولُ. وَلِهَذَا أَلْقَى الشَّيْطَانُ لِعُمَرِ وَهُوَ مُحَدِّثٌ فِي قِصَّةِ الْحُدَيْبِيَةِ وَقِصَّةِ مَوْتِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَقِصَّةِ اخْتِلَافِهِ وَهِشَامَ بْنِ حَكِيمِ فِي سُورَةِ الْفُرْقَانِ فَأَزَالَهُ عَنْهُ نُورُ النُّبُوَّةِ. مجموع الفتاوى ج 2 ص 52

    میگوید قرائت ابن عباس از قران چنین بوده آیه 52 حج : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ ولا محدث إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ {الحج/52}
    لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ {الحج/53}

    به همین دلیل است که شیطان سخن خود را در صلح حدیبیه بر زبان عمر جاری ‌کرد؛ در حالی که عمر محدث بود ! و همچنین در جریان وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله و قضیه اختلاف عمر با هشام بن حکیم در باره سوره فرقان { که بقول رسول الله اسلام حقیقی را از کجا باید دریافت کرد؟ } شیطان کلام خود را از زبان عمر جاری کرد ؛ اما نور نبوت آن را نابود کرد !!!!!

    این کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه بسیار قابل تعمق و تفکر است !وموید عقیده شیعه ، چرا که بنص آیات وروایات متواتری مانند حدیث ثقلین و حدیث صحیح علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا صححه الذهبی ، هیچ کس ظاهر وباطن قران ومعنی وتفسیر دقیق آنرا بجز از ثقل ثانی یا همان شرکای قران نمیدانند وعلت بروز اینهمه اختلاف وتفرقه وتفاسیر شیطانی از قرآن ، از روز اول در اسلام هم همین دور کردن اهل بیت از مقام امامت الهیشان بود


    انفر شيطان انفر شيطان انفر شيطان يا عمر القرآن كله صواب ما لم يجعل المغفرة عذابا والعذاب مغفرة (البغوى عن إسحاق بن حارثة الأنصارى عن أبيه عن جده)



    وبنص روایات متواتری که از بخاری ومسلم و ... در مورد خوارج آمده ، رسول خدا ص پیشگویی کردند که بزودی قومی ظهور خواهند کرد که بسیار قران میخوانند اما این قران از گلویشان بالاتر نمیرود وبسرعت تیر از اسلام خارج میشوند و با بهترین خلق میجنگند و بهترین خلق خدا ایشان را میکشند....

    این خوارج برداشتی شیطانی از قران داشتند ومیگفتند : إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ {الأنعام/57} یعنی امام علی ع کافر است وحکم مخصوص خداست ؟! در حالیکه امام علی ع بنص روایات اهل سنت ، خودش با قرانست وقران با وی میگردد وهرگزجدایی ندارند وبنص روایات شیعه وسنی قران ناطق است و.....

    149 - (1064) وحَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي عَدِيٍّ، عَنْ سُلَيْمَانَ، عَنْ أَبِي نَضْرَةَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ذَكَرَ قَوْمًا يَكُونُونَ فِي أُمَّتِهِ، يَخْرُجُونَ فِي فُرْقَةٍ مِنَ النَّاسِ، سِيمَاهُمْ التَّحَالُقُ قَالَ: «هُمْ شَرُّ الْخَلْقِ - أَوْ مِنْ أَشَرِّ الْخَلْقِ - يَقْتُلُهُمْ أَدْنَى الطَّائِفَتَيْنِ إِلَى الْحَقِّ» قَالَ: فَضَرَبَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَهُمْ مَثَلًا، أَوْ قَالَ قَوْلًا «الرَّجُلُ يَرْمِي الرَّمِيَّةَ - أَوْ قَالَ الْغَرَضَ - فَيَنْظُرُ فِي النَّصْلِ فَلَا يَرَى بَصِيرَةً، وَيَنْظُرُ فِي النَّضِيِّ فَلَا يَرَى بَصِيرَةً، وَيَنْظُرُ فِي الْفُوقِ فَلَا يَرَى بَصِيرَةً» قَالَ: قَالَ أَبُو سَعِيدٍ: «وَأَنْتُمْ قَتَلْتُمُوهُمْ، يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ»
    الكتاب: المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم
    المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)


    فَجَاءَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ وَجَدْتُهُ يُصَلِّي فَقَالَ آخَرُ أَنَا أَضْرِبُ رَقَبَتَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسلم يخرج من ضيضي هَذَا قَوْمٌ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ يَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ يَقْتُلُونَ أَهْلَ الْإِسْلامِ وَيَدَعُونَ أَهْلَ الأَوْثَانِ وَاللَّهِ لَئِنْ أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ عَادٍ
    الكتاب: المسند المستخرج على صحيح الإمام مسلم
    المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى: 430هـ)

    حَدَّثَنَا أَبُو النَّضْرِ، قَالَ: حَدَّثَنَا حِزَامُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْعَامِرِيُّ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الشَّيْبَانِيِّ، عَنْ يُسَيْرِ بْنِ عَمْرٍو، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَهْلِ بْنِ حُنَيْفٍ، فَقُلْتُ: حَدِّثْنِي مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ فِي الْحَرُورِيَّةِ، قَالَ: أُحَدِّثُكَ مَا سَمِعْتُ، لَا أَزِيدُكَ عَلَيْهِ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " يَذْكُرُ قَوْمًا يَخْرُجُونَ مِنْ هَاهُنَا - وَأَشَارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْعِرَاقِ - يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ، لَا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ " قُلْتُ: هَلْ ذَكَرَ لَهُمْ عَلَامَةً؟ قَالَ: " هَذَا مَا سَمِعْتُ لَا أَزِيدُكَ عَلَيْهِ
    الكتاب: مسند الإمام أحمد بن حنبل
    المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ


    قَالَ: فَمَرَرْتُ عَلَى عَائِشَةَ فَقَالَتْ: مَنْ هَؤُلاءِ الْقَوْمُ الَّذِينَ خَرَجُوا قَبْلَكُمْ يُقَالَ لَهُمْ: الْحَرُورِيَّةُ؟ قَالَ: قُلْتُ فِي مَكَانٍ يُقَالَ لَهُ: حَرُورَاءُ.
    قَالَ: فَسُمُّوا بِذَلِكَ الْحَرُورِيَّةُ.
    فَقَالَتْ: طُوبَى لِمَنْ شَهِدَ هَلَكَتَهُمْ.
    قَالَتْ: أَمَا وَاللَّهِ لَوْ سَأَلْتُمْ ابْنَ أَبِي طَالِبٍ لأَخْبَرَكُمْ خَبَرَهُمْ فَمِنْ ثَمَّ جِئْتُ أَسْأَلُ عَنْ ذَلِكَ.
    قَالَ: وَفَرَغَ عَلِيٌّ فَقَالَ: أَيْنَ الْمُسْتَأْذِنُ؟ فَقَامَ عَلَيْهِ فَقَصَّ عَلَيْهِ مِثْلَ مَا قَصَّ عَلَيَّ.
    قَالَ: فَأَهَلَّ عَلِيٌّ ثَلاثًا ثُمَّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَيْسَ عِنْدَهُ أَحَدٌ إِلا عَائِشَةَ قَالَ: فَقَالَ لِي: «يَا عَلِيُّ كَيْفَ أَنْتَ وَقَوْمٌ يَخْرُجُونَ بِمَكَانِ كَذَا وَكَذَا» .
    أَوْمَأَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ: «يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ أَوْ تَرَاقِيَهُمْ يَمْرُقُونَ مِنَ الإِسْلامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ فِيهِمْ رَجُلٌ مُخْدَجُ الْيَدِ كَأَنَّ يَدَهُ ثَدْيُ حَبَشِيَّةٍ» .
    ثُمَّ قَالَ: نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ أَحَدَّثْتُكُمْ أَنَّهُ فِيهِمْ؟ قَالُوا: نَعَمْ.
    فَذَهَبْتُمْ فَالْتَمَسْتُمُوهُ ثُمَّ جِئْتُمْ بِهِ تَسْحَبُونَهُ كَمَا نُعِتَ لَكُمْ.
    قَالَ: ثُمَّ قَالَ: صَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ - ثَلاثَ مَرَّاتٍ -.
    الكتاب: المقصد العلي في زوائد أبي يعلى الموصلي
    المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ)


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    24
    حضور
    1 روز 4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها


    سلام

    بايد توجه داشت كه بعد از سقيفه مسير اسلام عوض شد و از ريل اصلي خارج گشت ! پس اگر مواردي از قبيل داشتن محافظ شخصي واقدامات امنيتي و ...ميبينيد بخاطر همان تحريف اوليه در دين است كه ما را ناگزير از اين اقدامات كرده وميكند .
    سلام

    ممنون از شما

    لطفا توضیح بده معنی این عبارت رو. مشخص نیست مفهوم کامل این نوشته چیه! خوب در زمان پیامبر هم هنوز تحریفات به طور جدی شروع نشده بود ولی ایشون شخصا همه جور ریسکی رو در جنگ و صلح به جون می خرید و تفاوتی بین خودش و مردم دیگه نمی ذاشت من سوالم اینه که آیا باید در این مورد پیامبر الگوی ما باشه یا نه؟
    ویرایش توسط code : ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ در ساعت ۲۲:۴۱

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود