صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ترجمه عبارتی از ابن عربی: «فما وصفناه بوصف ... »

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5456

    اشاره ترجمه عبارتی از ابن عربی: «فما وصفناه بوصف ... »




    سلام علیکم و رحمه الله

    یک مطلبی رو نقل کردند از ابن عربی به این وصف :

    ((فما وصفناه بوصف إلاّ كنّا نحن ذلک الوصف، فوجدنا وجوده و نحن مفتقر اليه من حيث وجودنا و هومفتقر الينا من حيث ظهوره لنفسه))،

    با این ترجمه که :

    ما هرچه از او بگوييم در حقيقت از خودمان گفته ‏ايم و هر وصفي از او کنيم، از خودمان کرده ‏ايم زيرا هستي ما، هستي اوست. براي هست شدن، ما نيازمند اوييم و براي ظاهر شدن بر نفس خويش، او نيازمند ماست.

    بنده در ترجمه متن تخصصی مشکل دارم ولی بنظرم این ترجمه آمد که با متن ترجمه شده این بزرگوار فاصله معنائی زیادی دارد

    پس او را توصیف و وصف نمیکنیم الا آنکه ما در آن وصف در آئیم , پس بیابیم وجودش را آنچنانکه ما محتاج به اوئیم من حیث الوجود و و او محتاج به ماست از حیث ظهور نفسش بر خودش

    دوستان اگر اشکالی میبینند راهنمائی بفرمایند .
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ در ساعت ۰۵:۵۴
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلام
    نوشته
    13
    حضور
    12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32



    دوست عزیز متن ترجمه شده یا همون ترجمه تخصصی اشکالی من درش ندیدم.... شما فقط بفرمایید کجای ترجمه اشکال داره تا با کمک هم به جواب برسیم

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5456



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    ((فما وصفناه بوصف إلاّ كنّا نحن ذلک الوصف، فوجدنا وجوده و نحن مفتقر اليه من حيث وجودنا و هومفتقر الينا من حيث ظهوره لنفسه))،

    با این ترجمه که :

    ما هرچه از او بگوييم در حقيقت از خودمان گفته ‏ايم و هر وصفي از او کنيم، از خودمان کرده ‏ايم زيرا هستي ما، هستي اوست. براي هست شدن، ما نيازمند اوييم و براي ظاهر شدن بر نفس خويش، او نيازمند ماست.
    سلام علیکم

    ترجمه بالا بلحاظ مفهومی دو موجود متباین در برابر هم قرار گرفته اند که در آن , مخلوق نیازمند خداست در وجود
    و خدا نیازمند غیر خود ( مخلوق ) است در حیث ظهور .

    در ترجمه ای که به نظر بنده رسید

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    پس او را توصیف و وصف نمیکنیم الا آنکه ما در آن وصف در آئیم , پس بیابیم وجودش را آنچنانکه ما محتاج به اوئیم من حیث الوجود و و او محتاج به ماست از حیث ظهور نفسش بر خودش
    مخلوق نیازمند خداست در وجود و خدا نیازمند مخلوق است به حیث ظهور خودش بر خودش ( نه به غیر - یعنی اینجا بلحاظ مفهومی مخلوقی بعنوان غیر وجود ندارد بلکه اوست که در آینه خود را دیده )

    عرض کردم بنده تخصص ترجمه متون تخصصی عرفانی را ندارم ولی ترجمه ایشان در تضاد با مفهوم وحدت وجود است .
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21816



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    دوستان اگر اشکالی میبینند راهنمائی بفرمایند .
    با سلام ترجمه حضرتعالی صحیح است.

    منتهی اگر سراسر وجود، اسماء و اوصاف حق تعالی باشد و وجود ما فقر و ربطِ صرف و مطلق،دیگر عبارت"و هو مفتقر الینا من حیث ظهوره لنفسه"

    در واقع معنای ظاهری فقر و احتیاج را نخواهد داشت.بلکه به گمانم معنای آن لزوم ظرفی برای ظهور حق برای حق است،مانند آینه ای که حیثیت وجودیش

    فقط ظرفی است برای ظهور تصویر شخص نه چیز دیگری.که البته این مثال هم گویا و ظاهر در معنای مورد نظر نیست.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلام
    نوشته
    13
    حضور
    12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    سلام علیکم

    ترجمه بالا بلحاظ مفهومی دو موجود متباین در برابر هم قرار گرفته اند که در آن , مخلوق نیازمند خداست در وجود
    و خدا نیازمند غیر خود ( مخلوق ) است در حیث ظهور .

    در ترجمه ای که به نظر بنده رسید



    مخلوق نیازمند خداست در وجود و خدا نیازمند مخلوق است به حیث ظهور خودش بر خودش ( نه به غیر - یعنی اینجا بلحاظ مفهومی مخلوقی بعنوان غیر وجود ندارد بلکه اوست که در آینه خود را دیده )

    عرض کردم بنده تخصص ترجمه متون تخصصی عرفانی را ندارم ولی ترجمه ایشان در تضاد با مفهوم وحدت وجود است .
    دوست عزیز تضاد مفههومی در کار نیست هر چند که به لحاظ ظاهری تضاد هست. ولی ناگفته نمونه که طبق نص صریح قرآن که می فرماید:

    یا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيله

    طبق آیه فوق تضاد مفهموی با اندک تفکری از بین میره ذات اقدس اله برای ظهور باید به کمک اسباب ظهور کند که خود اسباب هم برای اینکه بتوانن آینه حق باشن محتاج به خود مُظهِر هستن پس همین توفیق مظهریتیم که خدا به مخلوقاتش ازصدر تا ذیل عنایت کرده با عنایت حضرت حق می باشد.. در نتیجه این شائبه ی محتاج بودن هم که ابتدای کار در ذهن من یا شما به وجود میاد از بین میره چون طبق اعتراف عقل موجودات عین فقر و ربط هستن و اصلا خود ربط هستن....

    امیدوارم که کافی و وافی بوده باشه.....

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5456



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    با سلام ترجمه حضرتعالی صحیح است.

    منتهی اگر سراسر وجود، اسماء و اوصاف حق تعالی باشد و وجود ما فقر و ربطِ صرف و مطلق،دیگر عبارت"و هو مفتقر الینا من حیث ظهوره لنفسه"

    در واقع معنای ظاهری فقر و احتیاج را نخواهد داشت.بلکه به گمانم معنای آن لزوم ظرفی برای ظهور حق برای حق است،مانند آینه ای که حیثیت وجودیش

    فقط ظرفی است برای ظهور تصویر شخص نه چیز دیگری.که البته این مثال هم گویا و ظاهر در معنای مورد نظر نیست.
    سلام علیکم

    پس طبق آنچه که مشهود است و تائید فرمودید این بزرگوار خطای در ترجمه مطلب داشته اند و شاید و طبعا درک درستی از مطلب نداشته اند .

    سپاسگذارم
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست







    ترجمه عبارتی از ابن عربی: «فما وصفناه بوصف ... »








    کارشناس بحث: استاد اویس

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,182
    حضور
    55 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30897



    با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی
    در خصوص عبارت یاد شده باید عرض کنم بنده هر چه گشتم چنین عبارتی از جناب ابن عربی نیافتم و آنچه بود این عبارت ابن عربی در فصوص الحکم بوده که فرموده بودند:
    فما وصفناه بوصف إلا كنا نحن ذلك الوصف إلا الوجوب الخاص الذاتي‏ (فصوص الحكم، متن، ص: 29)
    یعنی پس ما به خودمان بر او استدلال كرديم. (يعنى خودمان را دليل شناسايى او قرار داديم. كه از اثر به مؤثر راه يافتيم.) پس حق تعالى را به هيچ وصفى نستوديم مگر اينكه خودمان همان وصفيم.جز وجوب ذاتى خاص به حقّ كه از اسماء مستأثره آن مقام است.

    این عبارت جناب ابن عربی نه تنها منافاتی با مبانی ما در بحث توحید صمدی قرآنی ندارد بلکه در صراط تایید و تقویت آن است. البته عبارتی که شما در بالا ذکر کردید نیز درست است منتهی فقط یک کلمه در آنجا وجود دارد که خلاف ادب مع الله است و آن آنجایی است که فرمودید: «و هو مفتقر الينا من حيث ظهوره لنفسه»

    درست است که ظهور حق بواسطه‌‌ی خلق است اما عرفا هرگز از این مساله، تعبیر به افتقار و احتیاج نمی کنند، بلکه افتقار و احتیاج اختصاص به خلق دارد که دارای وجودی ربطی و افتقاری است. تعبیر عرفا در خصوص حق،
    اشتیاق حق است نه افتقار به تعبیر دیگر اگر چه هر يك از حق و عالم به يك ديگر مرتبطند لكن جهت ارتباط يكى نيست بلکه از جانب عالم افتقار است و از جانب حق اشتياق، که حق سبحانه و تعالی در حدیث قدسی فرمود: كنت كنزا مخفيا لم اعرف فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكى اعرف. یعنی من گنجی مخفی و ناشناخته بودم که دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.حافظ گوید:‏
    سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
    ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود


    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۴/۰۸/۱۷ در ساعت ۱۸:۰۵

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5456



    عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و سپاس بابت قبول زحمت

    پس بنا بر فرمایش شما متن فوق الذکر در فصوص الحکم نه تنها موجود نیست بلکه خلاف این معنی در فصوص آمده

    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    فما وصفناه بوصف إلا كنا نحن ذلك الوصف إلا الوجوب الخاص الذاتي‏ (فصوص الحكم، متن، ص: 29)
    بسیار خب .
    ____________________________________

    استاد یک سوال دیگری هم دارم . متن دیگری هم ترجمه شده بدین شکل :

    ((وليس وجود الاّ وجود الحقّ، بصور احوال ما هي عليه الممکنات في انفسها و أعينها))،

    جز وجود حق متعال وجودي نيست و هم اوست که به صور احوال يعني به اقتضاي اعيان و ذوات ممکنات، در آنها ظهور و تعيّن مي‏ يابد، پس تمام ممکنات و مخلوقات ظهورات و تعيّنات و شؤون ذات اوست

    البته مطلب کامل در فص حكمة روحية في كلمة يعقوبية ص 96 چنین است :

    ... ثم السر الذي فوق هذا في مثل هذه المسألة
    أن الممكنات على أصلها من العدم، و ليس وجودٌ إِلا وجود الحق بصور أحوال ما هي عليه الممكنات في أَنفسها و أعيانها

    معنای متن فوق چیست ؟
    ویرایش توسط فاتح : ۱۳۹۴/۰۸/۱۸ در ساعت ۲۳:۳۵
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,182
    حضور
    55 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30897



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    ستاد یک سوال دیگری هم دارم . متن دیگری هم ترجمه شده بدین شکل :

    ((وليس وجود الاّ وجود الحقّ، بصور احوال ما هي عليه الممکنات في انفسها و أعينها))،

    جز وجود حق متعال وجودي نيست و هم اوست که به صور احوال يعني به اقتضاي اعيان و ذوات ممکنات، در آنها ظهور و تعيّن مي‏ يابد، پس تمام ممکنات و مخلوقات ظهورات و تعيّنات و شؤون ذات اوست

    البته مطلب کامل در فص حكمة روحية في كلمة يعقوبية ص 96 چنین است :

    ... ثم السر الذي فوق هذا في مثل هذه المسألة
    أن الممكنات على أصلها من العدم، و ليس وجودٌ إِلا وجود الحق بصور أحوال ما هي عليه الممكنات في أَنفسها و أعيانها

    معنای متن فوق چیست ؟
    با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی
    احتراما خدمت شما برادر عزیز باید عرض کنم ضمن تقدیر و تحسین حضرتعالی نسبت به اهتمامی که برای فهم کتب سنگینی چون فتوحات و فصوص الحکم دارید باید عرض کنم سوال از عبارات این کتب سنگین نیازمند به گذراندن مقدمات بسیاری در علم منطق و کلام و فلسفه مشاء و اشراق و حکمت متعالیه است که اگر این علوم به درستی خوانده نشوند نه تنها معنای عرشی این عبارات عرفانی دانسته نمی شود بلکه برای بسیاری از افرادی که این توضیحات را می خوانند موجب تحیر و سردرگمی و ایجاد شبهه و تشکیک و رد و انکار می شود. البته بنده فرض را بر این امر مسلم دانستم که شما دانش پژوه فرهیخته ای هستید که حتما مقدمات مذکور را به درستی گذرانده اید که اکنون سوالاتی این چنین پخته، مطرح می کنید ولی از آنجا که این یک تاپیک عمومی است و به راحتی نمی توان هر حرفی را در آن علنی کرد و موجبات تردید و تشکیک دیگران را فراهم نمود، اجازه دهید این سوالات اختصاص به جلسات حضوری درسی شما با اساتید گرانقدرتان قرار گیرد.
    البته این حقیر نیز دغدغه ارائه این مباحث را برای کاوشگران حقیقت در سر دارم و به جهت همین انگیزه تاپیک هایی چون دروس معرفت نفس و یا توحید صمدی قرآنی را آغاز نمودم.در حقیقت تاپیکهای مذکور مقدماتی برای ارائه این مباحث سنگین هستند.


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود