صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ثمره‌ی وحدت وجود در عرفان عملی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    خدا
    نوشته
    12
    حضور
    13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17

    اشاره ثمره‌ی وحدت وجود در عرفان عملی




    با سلام خدمت سروران گرامی

    میخواستم بپرسم عرفا از وحدت وجود چه استفاده ای میکنند (صرفا در عرفان عملی و نه در عرفان نظری) و وجود آن در عرفان عملی چه فایده ای دارد؟ (دقیقا باعث چه چیز ها و رفتار هایی میشود؟)
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۴/۱۲/۰۵ در ساعت ۰۹:۳۴

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست







    ثمره‌ی وحدت وجود در عرفان عملی








    کارشناس بحث: جناب استاد

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط پوریا 77 نمایش پست ها
    با سلام خدمت سروران گرامی

    میخواستم بپرسم عرفا از وحدت وجود چه استفاده ای میکنند (صرفا در عرفان عملی و نه در عرفان نظری) و وجود آن در عرفان عملی چه فایده ای دارد؟ (دقیقا باعث چه چیز ها و رفتار هایی میشود؟)
    سلام علیکم و رحمة الله
    اصولا اعتقادات زیر بنای اعمال و رفتار هر انسانی می باشند و این یک مطلب ثابت و پذیرفته شده است.
    مهمترین اعتقاد که خود زیر بنای اعتقادات دیگر نیز هست بحث خداشناسی و توحید است.حال باید گفت عرفا بحث وحدت وجود را طوری مطرح می کنند که این اعتقاد مهم و زیر بنایی دچار خدشه و شرک نباشد و بعد سعی می کنند در مقام عمل بدان ملتزم باشند.
    مثلا هنگام توکل کردن که یک عمل از سوی شخص موحد است،دیدگاه و اعتقاد او به موضوع توکل یعنی توحید نقش اساسی را دارد.توضیح بیشتر اینکه وقتی می گوییم توکل کن،یعنی نتیجه کار را به خدا بسپار، حال سوال اینست که به کدام خدا؟عقیده مخاطب در مورد خدا چیست و چه میزان معرفت به توحید دارد؟ باقی عبادات نیز به همین توحید بستگی دارد.
    مطرح کردن بحث وحدت وجود توسط عرفا بدین منظور بوده که افراد مختلف در مقام عمل ،اعمال خود را بر اساس عقیده ی صحیح از توحید و خداشناسی انجام دهند.
    لذا بحث وحدت وجود که در عرفان نظری مطرح می شود در تمام عرفان عملی مورد نیاز و توجه عارف بوده و در هیچ مقام و رفتار و عملی از آن بی نیاز نمی شود.
    امیدوارم توضیحات کافی باشد،سعی کردم به بیانی ساده مطلب را تقدیم کنم.
    موفق و موید باشید.

    ثمره‌ی وحدت وجود در عرفان عملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    خدا
    نوشته
    12
    حضور
    13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17



    با تشکر از توضیحاتتون
    هُوَ مَعَكُمْ أَینَما كُنْتُمْ

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    حضور
    18 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18

    تعجب ثمره ی وحدت وجود در عرفان عملی




    نقل قول نوشته اصلی توسط پوریا 77 نمایش پست ها
    با سلام خدمت سروران گرامی

    میخواستم بپرسم عرفا از وحدت وجود چه استفاده ای میکنند (صرفا در عرفان عملی و نه در عرفان نظری) و وجود آن در عرفان عملی چه فایده ای دارد؟ (دقیقا باعث چه چیز ها و رفتار هایی میشود؟)
    سلام

    یکی از ثمرات وحدت وجود پلورالیسم است؛ نظریه وحدت وجود و یکی دانستن خالق و مخلوق در کنه و ذات، و تفاوت آنها را در حد اطلاق و تقیید و ظل و ذی ظل دیدن، هادم اصول و فروع دین است و با چنین تبیینی از خدا وخلق، همه ی چارچوبها و حد و مرزهای دینی فرو می ریزد و معانی خود را از دست می دهد.

    در نتیجه ی چنین اعتقادی مسلمان و بت پرست یکی می شوند زیرا هیچ معبودی جزء او نیست. پس جمیع عبادات، عبادت حق تعالی است.

    عین عبارات وحدت وجودیان:


    ابن عربی می گوید:«عقد الخلائق فی الإله عقایداً و أنا اعتقدت جمیع ما عقدوه»
    یعنی: خلایق درباره خداوند عقایدی ورزیده اند و من به هر چه عقیده کرده اند، اعتقاد دارم.
    فتوحات مکیه ج3 ص175

    همینطور می گوید:
    لقد صار قلبی قبلاً کلّ صورة فمرعی لغزلان و دیر لرهبان
    و بیت لأوثان و کعبة طائف و ألواح توراة و مصحف قرآن
    أدین بدین الحبّ أنّی توجّهت رکائبه فالحبّ دینی و ایمانی»ترجمان الأشواق ص30 و40
    یعنی: قلب من پذیرای هر صورتی گشته است، چرا گاهی برای آهوان است و دیری برای راهبان و خانه ای برای بتها و کعبه طواف کنندگان و الواح تورات و مصحف قرآن، دین من عشق است هر آنجا که راهوارش روی آورد، پس عشق دین و ایمان من است.

    همینطور می گوید:
    «مبادا که به عقیده مخصوصی مقید باشی و عقاید دیگر را منکر شوی که در آن صورت بسیار چیزها از دست خواهی داد. بلکه از علم به آنچه در واقع هست محروم خواهی شد. پس خود را در حکم هیولا [ماده اولیه و خام] قرار بده که صورت کلیه معتقدات را پذیرا گردد زیرا خدای تعالی وسیع تر وبزرگ تر است از آن که اعتقاد معینی او را در حصار خود گیرد و اوست که می گوید: «فاینما تُوَلوا فثَمَ وجّهُ الله»
    ابن عربی، فصوص الحکم، ص 113


    خلاصه اینکه ثمره ی وحدت وجود این است که دین و مرام و مسلک فرد مهم نیست. آنچه اهمیت دارد عشق به خداست (همان خدایی که به ذات در همه چیز حلول می کند). زیرا عالی ترین
    مظهری که خداوند در آن پرستیده می شود عشق است.

    ویرایش توسط هو الهادی : ۱۳۹۴/۰۸/۱۴ در ساعت ۱۱:۳۲

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    خدا
    نوشته
    12
    حضور
    13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17



    نقل قول نوشته اصلی توسط هو الهادی نمایش پست ها



    سلام
    یکی از ثمرات وحدت وجود پلورالیسم است؛ نظریه وحدت وجود و یکی دانستن خالق و مخلوق در کنه و ذات، و تفاوت آنها را در حد اطلاق و تقیید و ظل و ذی ظل دیدن، هادم اصول و فروع دین است و با چنین تبیینی از خدا وخلق، همه ی چارچوبها و حد و مرزهای دینی فرو می ریزد و معانی خود را از دست می دهد.

    در نتیجه ی چنین اعتقادی مسلمان و بت پرست یکی می شوند زیرا هیچ معبودی جزء او نیست. پس جمیع عبادات، عبادت حق تعالی است.

    عین عبارات وحدت وجودیان:


    ابن عربی می گوید:«عقد الخلائق فی الإله عقایداً و أنا اعتقدت جمیع ما عقدوه»
    یعنی: خلایق درباره خداوند عقایدی ورزیده اند و من به هر چه عقیده کرده اند، اعتقاد دارم.
    فتوحات مکیه ج3 ص175

    همینطور می گوید:
    لقد صار قلبی قبلاً کلّ صورة فمرعی لغزلان و دیر لرهبان
    و بیت لأوثان و کعبة طائف و ألواح توراة و مصحف قرآن
    أدین بدین الحبّ أنّی توجّهت رکائبه فالحبّ دینی و ایمانی»ترجمان الأشواق ص30 و40
    یعنی: قلب من پذیرای هر صورتی گشته است، چرا گاهی برای آهوان است و دیری برای راهبان و خانه ای برای بتها و کعبه طواف کنندگان و الواح تورات و مصحف قرآن، دین من عشق است هر آنجا که راهوارش روی آورد، پس عشق دین و ایمان من است.

    همینطور می گوید:
    «مبادا که به عقیده مخصوصی مقید باشی و عقاید دیگر را منکر شوی که در آن صورت بسیار چیزها از دست خواهی داد. بلکه از علم به آنچه در واقع هست محروم خواهی شد. پس خود را در حکم هیولا [ماده اولیه و خام] قرار بده که صورت کلیه معتقدات را پذیرا گردد زیرا خدای تعالی وسیع تر وبزرگ تر است از آن که اعتقاد معینی او را در حصار خود گیرد و اوست که می گوید: «فاینما تُوَلوا فثَمَ وجّهُ الله»
    ابن عربی، فصوص الحکم، ص 113


    خلاصه اینکه ثمره ی وحدت وجود این است که دین و مرام و مسلک فرد مهم نیست. آنچه اهمیت دارد عشق به خداست (همان خدایی که به ذات در همه چیز حلول می کند). زیرا عالی ترین
    مظهری که خداوند در آن پرستیده می شود عشق است.

    سلام
    با تشکر از ورودتون به بحث
    من ادعایی ندارم ولی وحدت وجودی که شما ازش حرف میزنید خیلی شخصی تره نسبت به اونی که من شنیدم و بهش اعتقاد پیدا کردم
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۸/۱۵ در ساعت ۰۶:۳۴
    هُوَ مَعَكُمْ أَینَما كُنْتُمْ

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    بسمه الحق

    با سلام :آیات و روایات بسیاری در تائید نظریه ی "وحدت وجود" می توان بیان نمود منتهی باید ابتدا تقریر درستی را

    از این نظریه ارائه داد،چرا که بعضی از تعاریف آن بیشتر شبیه کفر است تا توحید،مانند آنچه در پستهای فوق راجع به

    وحدت موجود ذکر گردیده و شائبه ی همه چیز خدایی را به ذهن متبادر می کند.

    مسلما عقاید برخی صوفیه در این مقال جز شطحیات چیز دیگری نیست،اما نمی توان همه ی معتقدین به وحدت وجود را هم عقیده

    صوفیه دانست و همگی را متهم به کفر نمود،لذا برای درک بهتر قول حق و رفع شبهه از اذهان در این زمینه، از جناب استاد گرامی تقاضا می کنم

    تقریر صحیح وحدت وجود را بیان بفرمایند.با تشکر


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3699



    با سلام خدمت دوست عزیز پرسش کننده محترم


    عرفان دارای دو بخش است: 1 - عرفان عملی‏

    عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است:بخش عملی و بخش نظری.
    بخش عملی عبارت است از آن قسمت که روابط و وظایف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بیان می‏کند و توضیح می‏دهد. عرفان در این بخش مانند اخلاق است، یعنی یک علم عملی است با تفاوتی که بعد بیان می‏شود. این بخش از عرفان علم سیر و سلوک نامیده می‏شود. در این بخش از عرفان توضیح داده می‏شود که سالک برای اینکه به قله منیع انسانیت، یعنی توحید برسد از کجا باید آغاز کند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین راه چه احوالی برای او رخ می‏دهد و چه وارداتی برای او وارد می‏شود و البته همه این منازل و مراحل باید با اشراف و مراقبت یک انسان کامل و پخته که قبلاً این راه را طی کرده و از رسم و راه منزلها آگاه است صورت گیرد و اگر همت انسان کاملی بدرقه راه نباشد خطر گمراهی است.
    عرفا از انسان کاملی که ضرورتاً باید همراه نوسفران باشد گاهی به طایر قدس و گاهی به خضر تعبیر می‏کنند:
    همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس - که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
    ترک این مرحله بی‏همرهی خضر مکن - ظلمات است بترس از خطر گمراهی
    ================================================== ==
    عرفان دارای دو بخش است: 2 - عرفان نظری‏
    عرفان نظری به تفسیر هستی می‏پردازد، درباره خدا و جهان و انسان بحث می‏نماید.
    عرفان در این بخش خود مانند فلسفه الهی است که در مقام تفسیر و توضیح هستی است، و همچنانکه فلسفه الهی برای خود موضوع، مبادی و مسائل معرفی می‏کند، عرفان نیز موضوع و مسائل و مبادی معرفی می‏نماید. ولی البته فلسفه در استدلالات خود تنها به مبادی و اصول عقلی تکیه می‏کند و عرفان مبادی و اصول به اصطلاح کشفی را مایه استدلال قرار می‏دهد و آنگاه آنها را با زبان عقل توضیح می‏دهد.
    استدلالات عقلی فلسفی مانند مطالبی است که به زبانی نوشته شده باشد و با همان زبان اصلی مطالعه شود، ولی استدلالات عرفانی مانند مطالبی است که از زبان دیگر ترجمه شده باشد. یعنی عارف لااقل به ادعای خودش آنچه را که با دیده دل و با تمام وجود خود شهود کرده است با زبان عقل توضیح می‏دهد.

    با تشکر ( یا علی )
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلام
    نوشته
    13
    حضور
    12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32



    سلام علیکم

    بنده کمترین هم لازم دونستم که مطلبی رو در رابطه با وحدت وجود و کثرت باز گو کنم. البته قبل از آن باید این نکته را خاطر نشان کنم؛ کسانی می توانند حق مطلب را در این رابطه بیان کنند که خود متنعم در مقام وحدت وجود و مستقر در آن هستن چون برای درک این حقیقت متعالیه چاره ای جز سفر از کثرات وجود و تعلقات دار فانی نیست و تا حرکتی عملی صورت نگیرد و با روح و جسم وحدت وجود را در نیابیم دانسته های ما و نقد و انتقادات ما فقط در مقام علمی و تئوری باقی خواهد ماند.

    اما آنچه که در این مقام باید متذکر شد از این قرار است:

    بر طبق آموزه های دینی انسان موجودی دو سویه هست سویی به عالم اعلی و سویی ناظر به عالم سفلی. همان طور که متذکر هستید در قوس صعود که همان جهت حرکت به عالم اعلی است رفته رفته کثرات وجود از هم گسسته و همه ی موجودات، تفاوت هایشان و صفات ظاهریشان و متعلقات ذواتشان را از دست داده به طوری که فقط یک امر و یک وجود و یک محرک باقی می ماند که همان ذات اقدس اله هست که البته درک این مهم جز با سیر به عالم اعلی میسر نخواهد شد وگرنه صرف فهمیدن مطالب عرفان نظری درک این مهم امکان نخواهد داشت. و اما در قوس نزول از مبدأ اعلی تا به پایین ترین مقصد سفلی که همین عالم شهود و ماده هست رفته رفته کثرات زیاد و زیادتر خواهد شد و تفاوت ها و دوئیت ها ظهور و بروز و اظهار منیت می کنند. اما زمانی که انسان عارف در عین اینکه متنعم و مستقر در مقام وحدت وجود است و سویی به عالم وحدت وجود دارد باید سویی هم به عالم کثرت داشته باشد و بتواند تعادل و عدالت را در هر دو مقام حفظ کند چون صرف توجه به عالم وحدت منجر به همین شطحات و پلورالیسم و کفریاتی ظاهری ای می شود که عده ای از دوستان متذکر به آن شدند.

    هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند

    پس برای اینکه حق هر مقام به نحو اتم و اکمل ادا گردد انسان عارف باید تمام همتش به هر دو سمت باشد و رمز کمولیت و شمولیت در توجه یکسان به هر دو مقام هست. هو الاول و الظاهر و الباطن گویای همین حقیقت بس بزرگ است.
    ویرایش توسط moslemk : ۱۳۹۴/۰۸/۱۵ در ساعت ۰۹:۲۴

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    حضور
    18 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط moslemk نمایش پست ها
    اما زمانی که انسان عارف در عین اینکه متنعم و مستقر در مقام وحدت وجود است و سویی به عالم وحدت وجود دارد باید سویی هم به عالم کثرت داشته باشد و بتواند تعادل و عدالت را در هر دو مقام حفظ کند چون صرف توجه به عالم وحدت منجر به همین شطحات و پلورالیسم و کفریاتی ظاهری ای می شود که عده ای از دوستان متذکر به آن شدند.

    هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند

    پس برای اینکه حق هر مقام به نحو اتم و اکمل ادا گردد انسان عارف باید تمام همتش به هر دو سمت باشد و رمز کمولیت و شمولیت در توجه یکسان به هر دو مقام هست. هو الاول و الظاهر و الباطن گویای همین حقیقت بس بزرگ است.
    سلام

    ممنون از توضیحاتتون

    نتیجه گیری از فرمایشات شما این میشه که کسانی از جمله ابن عربی ، مولوی و سایر بزرگان وحدت وجودی از جمله جناب حسن زاده آملی و صمدی آملی که به مقامات بالایی از عرفان عملی در وحدت وجود دست پیدا کردند راه رو اشتباه رفتند که به نتایج اشتباهی رسیدن! از جمله پلورالیسم و جبرگرایی و کفریاتی دیگری از جمله اینکه گوساله پرستی سامری عین خداپرستی است یا اینکه شمر و یزید به بهشت می روند و یا اینکه فرعون پاک و طاهر از دنیا رفته و ... .
    اما همانطور که مستحضرید اینها بزرگان در حوزه وحدت وجود و عرفان هستند!
    پس چاره ای نیست از اینکه بگوییم عرفانی که این بزرگان به آن دست یافتند تقریر اشتباهی از توحید و عرفان هستش که به نتایج اشتباهی رسیده. و ما نمیتوانیم در حوزه نظر و عمل رهروی آنها باشیم.
    از طرفی هم وقتی کسانیکه به مراتب بالایی از یک عقیده دست پیدا کردن دچار چنین شطحیاتی شدند اصلاً چه لزومی داره که بازهم بر آن عقیده تکیه کنیم و اون رو راهی برای دستیابی به توحید حقیقی بدونیم؟!


  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۱/۱۶, ۱۹:۲۱ : 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود