صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبر عاری از هرگونه خطا و اشتباه است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,513
    حضور
    174 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58282

    اشاره آیا پیامبر عاری از هرگونه خطا و اشتباه است؟




    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:


    سلام

    من خودم شیعه 12 امامی هستم و ارادت خاصی هم نسبت به حضرت علی دارم


    و احترام خاصی نسبت به عقاید اهل سنت دارم

    اما من یکی اعتقاد های تشیع رو به هیچ عنوان نمیتونم قبول کنم اون هم اینکه پیامبر عاری از هرگونه گناه و اشتباه بوده است

    و توی این قسمت اعتقاد اهل تسنن رو نسبت به اینکه پیامبر هم توی زندگیش اشتباه کرده رو قبول دارم

    مستند هم قبول دارم

    با استناد به قران کریم،مثلا آیه 110 سوره الکهف آمده:


    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ


    بگو : من انسانی هستم همانند شما به من وحی شده که خدايتان خدايی است يکتا پس بدو روی آوريد و از او آمرزش بخواهيد و وای بر مشرکان


    تفسیر آیه :
    اى پيامبر به ايشان بگو من بشرى هستم مانند شما كه در بين شما معاشرت مى‏كنم، آن طور كه خود شما با يكديگر معاشرت مى‏كنيد و با شما سخن مى‏گويم، آن طور كه خود شما با يكديگر گفتگو مى‏كنيد، پس من جنس ديگرى مخالف جنس شما از قبيل فرشته نيستم، تا بين من و شما حايل و حجابى باشد و يا سخنم به گوش شما نرسد و يا كلامم به دلهاى شما وارد نشود. تنها تفاوت من با شما اين است كه به من وحى مى‏شود و آنچه من به شما مى‏گويم و شما را به سوى آن دعوت مى‏نمايم، وحيى است كه به من مى‏شود و آن اين است كه معبود شما آن معبودى كه سزاوار پرستش باشد يكى است، نه آلهه متفرق و گوناگون.[1]

    نه مدعى فرشته بودنم ، و نه انسانى از يك نژاد برتر و نه خداوند و نه فرزند خدا هستم بلكه انسانى همچون شما هستم با اين تفاوت كه پيوسته فرمان توحيد به من وحى مى شود، من هرگز نمى خواهم شما را مجبور به پذيرش اين آئين كنم ، تا آن گونه كه گفتيد سرسختانه در برابر من بايستيد و مقاومت يا تهديد كنيد، راهى است روشن پيش پاى شما مى گذارم ، و بيش از اين وظيفه اى ندارم ، تصميم گيرى نهائى با خود شما است .[2]


    یا در آیه 1 تا 16 سوره عبس :


    عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ ﴿١أَن جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ ﴿٢وَمَا يُدْرِ‌يكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ ﴿٣أَوْ يَذَّكَّرُ‌ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَ‌ىٰ ﴿٤أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَىٰ

    ﴿٥فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّىٰ ﴿٦وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ ﴿٧وَأَمَّا مَن جَاءَكَ يَسْعَىٰ ﴿٨

    وَهُوَ يَخْشَىٰ ﴿٩فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ ﴿١٠كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَ‌ةٌ ﴿١١فَمَن شَاءَ ذَكَرَ‌هُ ﴿١٢فِي صُحُفٍ مُّكَرَّ‌مَةٍ ﴿١٣

    مَّرْ‌فُوعَةٍ مُّطَهَّرَ‌ةٍ ﴿١٤بِأَيْدِي سَفَرَ‌ةٍ ﴿١٥ كِرَ‌امٍ بَرَ‌رَ‌ةٍ

    چهره در هم كشيد و روى گردانيد، (۱)كه آن مرد نابينا پيش او آمد؛ (۲)و تو چه دانى، شايد او به پاكى

    گرايد،
    (۳)يا پند پذيرد و اندرز سودش دهد. (۴)اما آن كس كه خود را بى‌نياز مى‌پندارد، (۵)تو بدو

    مى‌پردازى؛
    (۶)با آنكه اگر پاك نگردد، بر تو [مسؤوليتى‌] نيست. (۷)و اما آن كس كه شتابان پيش تو آمد،

    (۸)در حالى كه [از خدا] مى‌ترسيد، (۹)تو از او به ديگران مى‌پردازى. (۱۰)زنهار [چنين مكن‌] اين [آيات‌]

    پندى است.
    (۱۱)تا هر كه خواهد، از آن پند گيرد. (۱۲)در صحيفه‌هايى ارجمند، (۱۳)والا و پاك‌شده، (۱۴)

    به دست فرشتگانى، (۱۵)ارجمند و نيكوكار. (۱۶)


    برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 406
    مشهور در ميان مفسران عامه و خاصه اين است كه:
    عده‏اى از سران قريش مانند عتبة بن ربيعه، ابو جهل، عباس بن عبد المطلب، و جمعى ديگر، خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودند و آن حضرت مشغول تبليغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود و اميد داشت كه اين سخنان در دل آنها مؤثر شود. در اين ميان «عبد اللّه بن ام مكتوم» كه مرد نابينا و ظاهرا فقيرى بود وارد مجلس شد، و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تقاضا كرد آياتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعليم دهد، و پيوسته سخن خود را تكرار مى‏كرد و آرام نمى‏گرفت، زيرا دقيقا متوجه نبود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با چه كسانى مشغول صحبت است.
    او آنقدر كلام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را قطع كرد كه حضرت ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهره مباركش نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب پيش خود مى‏گويند: پيروان محمد نابينايان و بردگانند، و لذا از «عبد اللّه» رو برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد.
    در اين هنگام اين آيات نازل شد (و در اين باره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را مورد عتاب قرار داد).
    رسول خدا بعد از اين ماجرا «عبد اللّه» را پيوسته گرامى مى‏داشت.
    البته در آيه چيزى كه صريحا دلالت كند كه منظور شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است وجود ندارد و به فرض كه شأن نزول فوق واقعيت داشته باشد اين مطلب در حد ترك اولائى بيش نيست و كارى كه منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمى‏شود.

    تفسير:
    عتاب شديد به خاطر بى‏اعتنائى به نابيناى حق طلب! با توجه به آنچه در شأن نزول آيات گفته شد، به سراغ تفسير آيات مى‏رويم، نخست مى‏فرمايد: «چهره درهم كشيد، و روى برتافت» (عبس و تولى).

    تعداد از مفسرین این آیه رو منسوب به پیامبر نمیدونم و اون رو یک مرد ثروت مند میدونن که به یک نابینا اخم کرده ! ( واقعا عجب تفسیری ) انگار که خدا باید در قران هر کدوم از انسان ها کار اشتباهی میکنن باید براشون یه ایه نازل کنه


    لطفا در این خصوص راهنمایی کنید.

    با تشکر





    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۲۷ در ساعت ۰۰:۳۵

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,513
    حضور
    174 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58282



    با نام و یاد دوست







    آیا پیامبر عاری از هرگونه خطا و اشتباه است؟








    کارشناس بحث: استاد شعیب

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    مقدمه:
    عصمت‏ به معنى مصونيت‏ بوده و در باب نبوت داراى مراتب زير است:

    الف - عصمت در مقام دريافت، حفظ و ابلاغ وحى;
    ب - عصمت از معصيت و گناه;
    ج - عصمت از خطا و اشتباه در امور فردى و اجتماعى.

    از دیدگاه شیعه، عصمت یعنی پاکی از گناهان صغیره و کبیره و دوری از خطا و فراموشی.

    در بین اهل سنت هم اعتقاد به عصمت گستره های مختلفی دارد و این گونه نیست که آنها قائل به عصمت پیامبر نباشند
    اهل سنت و شیعه متفقا بر عصمت پیامبر در دریافت و ابلاغ وحی نظر دارند
    در دو مرتبه دیگر عصمت هم برخی از علما و ائمه اهل سنت نظر های اثباتی و نفیی مختلفی دارند پس نمی شود گفت که اهل سنت به عصمت پیامبر قائل نیستند:

    امام ابوحنیفه می گوید: «پیامبران از تمام گناهان کبیره وصغیره مصون و معصوم هستند». برخی از اصحاب امام ابوحنیفه معتقدند که ارتکاب صغیره فقط پیش از بعثت جایز است.
    اشاعره معتقدند که خطای پیامبران از روی سهو و نسیان اشکالی ندارد و پیش از نبوت ارتکاب گناه کبیره نیز از آنان جایز است. ابوعذبه -از نویسندگان عقایدـ پس از بیان مطلب فوق چنین می گوید: «حق آن است که پیامبران از گناه صغیره، از روی سهو نیز معصوم می باشند»(الروضة البهیة فیما بین الاشاعرة و الماتریدیة، ابوعذبه، ص 58.)
    صاحب حصون الحمیدیه می نویسد: «فراموشی در تبلیغ و رساندن آن به مردم به خاطر حکمتی از جانب خداوند جایز است امّا فراموشی برای پیامبر صلی الله علیه وآله از جانب شیطان محال است.»(حصون الحمدیه، ص 39.)
    در شرح عقاید نسفی آمده که پیامبران از دروغ به ویژه در تبلیغ احکام معصوم می باشند، اما در مورد سایر گناهان تفصیل داده شده است که: «به اجماع، پیامبران پیش از وحی و پس از آن از کفر معصوم اند و همچنین نزد جمهور علما از گناهان کبیره عمدی معصوم می باشند، بر خلاف اعتقاد گروه حشویه. امّا انجام گناه به صورت سهوی و ناخودآگاه را اکثر علما جایز دانسته اند همچنین انجام عمدی گناهان صغیره نیز جایز است اما پیش از وحی دلیلی بر امتناع گناهان کبیره وجود ندارد.»(شرح عقاید نسفی، ص 221.)

    از دیدگاه معتزله، ارتکاب گناه کبیره برای پیامبران، حتی پیش از بعثت، جایز نیست، زیرا موجب نفرت مردم می گردد.

    بنابراین، دیدگاه علمای اهل سنت درباره عصمت یکسان نیست، زیرا بیشتر آنان گناه را به طور سهو و انجام گناهان صغیره را جایز می دانند و برخی با جواز انجام صغیره مخالف اند. عده ای از محققان عقاید نیز بر این عقیده اند که انجام آنچه باعث نفرت مردم از پیامبران شود، خواه گناه صغیره باشد، یا چیز دیگر جایز نیست و بدین جهت آیات و روایاتی را که حکایت از ارتکاب گناه توسط انبیا دارد توجیه و تأویل می کنند و می گویند مقصود از این گونه ظواهر، ترک اولی است نه اینکه پیامبران دروغ گفته و یا مرتکب معصیت شده باشند(شرح عقاید نسفی ص 221 و شرح مقاصد، ج 5، ص 50.)

    نتیجه: پس این گونه نیست که فقط شیعه به عصمت پیامبر معتقد باشد بلکه اهل سنت هم به عصمت پیامبر معتقد هستند اما گستره آن در بین این دو مذهب متفاوت است.

    دلایل عصمت
    عصمت از دیدگاه شیعه مبتنی بر ضرورت عقلی است و برای اثبات آن دلایل زیر اقامه شده است:

    الف) عصمت عامل جذب دل ها است. اگر پیامبران مانند سایر مردم باشند، موقعیت خود را از دست می دهند و نفوذی در دل ها و توفیقی در جذب مردم نخواهند داشت و در نتیجه از رسیدن به اهداف مقدس خویش ناتوان و عاجز خواهند بود.

    ب) اگر پیامبران معصوم نباشند، اموری در مورد آنها لازم می آید که هیچ کدام از این امور درباره ایشان صدق نمی کند، از جمله:

    1ـ اگر آنان معصوم نبودند اطاعت از آنان جایز نبود، در صورتی که قرآن می فرماید: «قُلْ إنْ کنْتُمْ تُحِبّوُنَ اللّهَ فَاتَّبِعوُنی یحْبِبْکمُ اللّهُ: بگو اگر خدا را دوست دارید، مرا پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد.»(سوره آل عمران، آیه 31.)

    2ـ در صورتی که انبیا مرتکب معصیت شوند، طبق دستور خداوند باید نسبت به آنان امر به معروف و نهی از منکر نمود و طبیعی است که این عمل باعث آزار و اذیت آنان می شود و قرآن از آزار انبیا را نهی نموده است. «وَ مَا کاَنَ لَکمْ أَنْ تُؤْذوُا رَسوُلَ اللَّهِ: شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید.»(سوره احزاب، آیه 53.)

    3ـ پیامبران با ارتکاب معصیت مستحق عذاب، لعن و سرزنش می گردند. «إنّی أَخافُ إِنْ عَصَیتُ رَبِّی عَذَابَ یوْم عَظِیم: من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روز قیامت می ترسم.»(سوره یونس، آیه 15) و در آیه دیگر می فرماید: «أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَی الظّالِمینَ: آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمگران است.»(سوره هود، آیه 18.)

    4ـ گناه و معصیت ظلم است، در حالی که پیامبران از بندگان برگزیده و مخلص خدا هستند ""وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ"" و ساحتشان از ظلم به دور است. «وَ مَا کانَ لِنَبِی أَنْ یغُلَّ: و برای هیچ پیامبری شایسته نیست که خیانت نماید.»(سوره آل عمران، آیه 161)

    دلایل قرآنی برای عصمت پیامبر:

    1-خداى تعالى در سوره نجم به بيان اوصاف حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله مى پردازد و ضمن نفى گمراهى از ايشان، تمام سخنان حضرتش را مستند به وحى الاهى مى داند. در آيات دوم تا چهارم اين سوره مى خوانيم:
    (ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى * وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى);
    صاحب شما (محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله) گمراه و در ضلالت نيست و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد و سخنش جز وحىِ الاهى نيست. هر يك از اين سه آيه به روشنى بيان گر عصمت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هستند.
    2-قرآن كریم, گروهى از انسانها را مخلَص(سوره بقره, آیه 124.) (خالص شده براى خدا) نامیده است كه حتى ابلیس هم طمعى در گمراه كردن ایشان نداشته و ندارد و در آنجا كه سوگند یاد كرده كه همه فرزندان آدم علیه السلام را گمراه كند مخلَصین را استثنا كرده است

    قرآن كریم, گروهى از انسانها را مخلَص (خالص شده براى خدا) نامیده است كه حتى ابلیس هم طمعى در گمراه كردن ایشان نداشته و ندارد

    چنانكه در آیه 82 و 83 از سوره "ص" از قول وى مى فرماید: " قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ". و بى شك, طمع نداشتن ابلیس در گمراهى ایشان بخاطر مصونیتى است كه از گمراهى و آلودگى دارند و گرنه دشمنى وى شامل ایشان هم مى شود و در صورتى كه امكان مى داشت هرگز دست از گمراه كردن ایشان بر نمى داشت. بنابراین, عنوان "مخلَص" مساوى با "معصوم" خواهد بود. و هر چند دلیلى بر اختصاص این صفت به انبیا علیهم السلام نداریم ولى بدون تردید, شامل ایشان مى شود, چنانكه قرآن كریم تعدادى از انبیا را از مخلصین شمرده و از جمله در آیه 45 و 46 از سوره "ص" مى فرماید: وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَالْأَبْصَارِ * إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ و در آیه51 از سوره "مریم" مى‌فرماید: وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا و نیز علت مصونیت حضرت یوسف علیه السلام را كه در سخت ترین شرایط لغزش, قرار گرفته بود مخلص بودن وى دانسته و در آیه 24 از سوره "یوسف" مى فرماید: كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ.
    ذکر این تعداد از پیامبران به عنوان نمونه است و همانگونه که در قبل عرض شد خدا همه پیامبران خود را برگزیده و آنها را خالص گردانیده است




    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۹:۰۶

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    با استناد به قران کریم،مثلا آیه 110 سوره الکهف آمده:
    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ
    بگو : من انسانی هستم همانند شما به من وحی شده که خدايتان خدايی است يکتا پس بدو روی آوريد و از او آمرزش بخواهيد و وای بر مشرکان
    این آیه و آیات دیگر نشان از این دارد که جنس پیامبران بشری است چرا که دو نوع نگرش مختلف در باره پیامبران قبلی در بین ساده لوحان جامعه دینی همیشه قابل طرح بوده که می خواستند پیامبر را ملک بپندارند و یا او را در حد الوهی بالا ببرند مانند قوم نصارا . خدا با بیان این آیه خط بطلانی بر این عقیده کشیده و پیامبر را بشری مانند همه بشر ها از لحاظ ساختاری معرفی می کند که همانند آنها زندگی می کند می خورد و می خوابد و در بازار آنها خرید می کند و با آنها معاشرت می کند این بیان به خاطر این است که الگو بودن پیامبر و ارتباط مردم با او خدشه دار نشود و در مقابل این دیدگاه برخی خواسته اند پیامبر را در حد بشر عادی زمینی پایین بیاورند و برای توجیه کار های خود او را همانند خود بشری عادی و خاطی معرفی کنند و هر گونه لغزشی را به او نسبت دهند که خدا برای این که این نگرش را دفع کند فرمود که به آنها بگو من با شما تفاوت دارم و آن هم این که "یوحی الی"

    این کم مقامی نیست وحی بی دلیل بر کسی نازل نمی شود باید سنخیتی بین او و مقام ملکوت باشد تا بتواند وحی را دریافت کند و الا چرا وحی بر بقیه نازل نشد چه فرقی بین من و پیامبر بود که بر من وحی نشد من که بشرم او هم بشر است من گناه می کنم او هم گناه می کند تفاوت کجاست. این که می شود ترجیح بلا مرجح. آیا امر وحی الهی گتره بود و بی حساب بر کسی نازل می شد؟
    لذا بدیهی است که این تفضل الهی بی‌جهت به کسی تعلق نمی‌گیرد. او خود فرق جایگاه، رتبه و مقام تکاملی مخلوقات خود و به ویژه انسان را می‌داند و خود آگاه است که بار رسالت را به دوش کدام یک از آنها قرار دهد:
    «وَ إِذا جاءَتهُم آيَةٌ قالُوا لَن نُؤمِنَ حَتَّى نُؤتى‏ مِثلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعلَمُ حَيثُ يَجعَلُ رِسالَتَهُ...» (الأنعام – 124)
    ترجمه: و چون آيه‏اى به سويشان آيد گويند هرگز ايمان نمى‏آوريم مگر آن كه نظير آن چه پيغمبران را داده‏اند به ما نيز بدهند، خدا بهتر داند كه پيغمبرى خويش را كجا قرار دهد ... .
    آیه کامل جواب را در خود دارد می فرماید به آنها بگو من از لحاظ خصوصیات ظاهری و جسمی مثل شما هستم و بشری بیش نیستم اما تمانم ابعاد زندگی انسان فقط جسم او نیست بلکه روح من ما فوق شما است و آن هم این که من آنقدر در این مرتبه بالاتر از شما هستم که به من وحی می شود و روحم پاک و مستعد دریافت وحی است

    به عبارت دیگر افعال نا پسند و کردار گناه و ... از روح انسان بر می خیزند که آن هم پیامبر می قرماید من در این مرتبه با شما متفاوت ام و روحم مستعد است برای ارتباط با ملکوت. و جسمم مانند شماست "انا بشر مثلکم "

    از این هم بگذریم آیه نمی تواند دلالت بکند که حال که پیامبر مثل ماست باید مانند ما گناهکار باشد یا خاطی باشد چرا که آیه در مقام بیان این موضوع نیست که اعمال پیامبر مانند شماست بلکه می خواهد بگوید که پیامبر مانند شماست در نوع زندگی زمینی مادی : می خورد می خوابد مریض می شود گرسنه می شود سیر می شودو... رحلت می کندو... و خطا کردن و گناه کردن که از خصوصیات بشر نیست که اگر یک بشری گناه نکرد دیگر او بشر نباشد(دقت کنید)


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۹:۳۵

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    یا در آیه 1 تا 16 سوره عبس :
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    تعداد از مفسرین این آیه رو منسوب به پیامبر نمیدونم و اون رو یک مرد ثروت مند میدونن که به یک نابینا اخم کرده ! ( واقعا عجب تفسیری ) انگار که خدا باید در قران هر کدوم از انسان ها کار اشتباهی میکنن باید براشون یه ایه نازل کنه
    لطفا در این خصوص راهنمایی کنید.
    در خصوص برخی از آیات قرآن که رنگ و بوی خطا یا گناه و یا ..برای پیامبر از آنها می آید باید گفت وقتی ما آیات و روایات و دلایل عقلی محکمی بر عصمت پیامبر داریم و از طرفی در قرآن تهافت و تعارض نیست که یک گوشه از قرآن بیاید و بگوید ما پیامبران را خالص گردانیدیم و در جای دیگر بیاید بگوید که پیامبر گناه کرد باید بدانیم که این آیات دارای تاویل و تفسیر هستند و برخی از شان نزول ها به علت نداشتن سند محکم نمی تواند با این اصل قطعی مقابله کند چه این که در صدر اسلام در طول دوران منع حدیث برخی برای توجیه رفتار برخی از خلفای بعد پیامبر (ادعایی) که لغزش های بزرگی داشتند و برای القای مقبولیت آنها در بین مردم احادیثی جعل شد که که مقام پیامبر را پایین آوردند تا خود را تبرئه کنند
    بدین معنا چون خطای برخی از جانشینان ادعایی پیامبر برای مردم محرض بود آمدند و نسبت های ناروایی به پیامبر در گناه کردن و اشتباه کردن دادند تا خلفا را تبرئه کنند.(همسان انگاری)
    از این گذشته برخی از این شان نزول ها در تعارض جدی با آیات قرآن هستند

    مثلا همین آیات ابتدایی سوره عبس اگر درباره پیامبر باشد (که این گونه نیست جدا) با آیات دیگری که اخلاق پیامبر را عالی و فوق بشری می داند در تعارض است:
    فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
    پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد (آل عمران ۱۵۹)
    و انک لعلی خلق عظیم "و راستى که تو را خویى والاست"(قلم 52)

    آیا به راستی برخوردی که در آیات ابتدایی سوره عبس آمده با خلق عظیم و لینت پیامبر سازگار است . اصلا پیامبر نه! یک رهبر عادی مذهبی آیا این رفتار از او قابل قبول است
    تا چه رسد به پیامبری که خدا درباره او می فرماید " و انک لعلی خلق عظیم"
    گاهی ما در حق پیامبرمان اجحاف می کنیم و حتی او را از پیروانش نیز کمتر می دانیم
    آیا داستان امام خمینی در برخورد با پیروانش را نشنیده ایم که پیش او رعیت از سرمایه دار ارزشش بیشتر بود و.... آیا پیامبر به اندازه امام خمینی هم حسن خلق نداشت(نعوذ بالله) که در مقابل یک طالب حقیقت چهره در هم بکشد و رخ برگرداند !!!
    از این گذشته تعابیر سوره عبس اگر با دقت بررسی شود نشان گر از این است که نمی تواند منظور از از شخص عبوس پیامبر باشد:
    علامه طباطبایی در ذیل این آیات به بررسی آن می پردازد که در ادامه آن را ذکر می کنیم


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۹:۵۸

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    المیزان ذیل آیات ابتدایی سوره عبس:

    آيات سوره مورد بحث دلالت روشنى ندارد بر اينكه مراد از شخص مورد عتاب رسول خدا (ص) است، بلكه صرفا خبرى مى‏دهد و انگشت روى صاحب خبر نمى‏گذارد، از اين بالاتر اينكه در اين آيات شواهدى هست كه دلالت دارد بر اينكه منظور، غير رسول خدا (ص) است، چون همه مى‏دانيم كه صفت عبوس از صفات رسول خدا (ص) نبوده، و آن جناب حتى با كفار عبوس نمى‏كرده، تا چه رسد به مؤمنين رشد يافته، از اين كه بگذريم اشكال سيد مرتضى رحمة اللَّه عليه بر اين روايات وارد است، كه مى‏گويد اصولا از اخلاق رسول خدا (ص) نبوده، و در طول حيات شريفش سابقه نداشته كه دل اغنياء را به دست آورد و از فقراء رو بگرداند.
    و با اينكه خود خداى تعالى خلق آن جناب را عظيم شمرده، و قبل از نزول سوره مورد بحث، در سوره" نون" كه به اتفاق روايات وارده در ترتيب نزول سوره‏هاى قرآن، بعد از سوره‏" اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ" نازل شده فرموده:" وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ"، چطور تصور دارد كه در اول بعثتش خلقى عظيم (آن هم بطور مطلق) داشته باشد، و خداى تعالى به اين صفت او را بطور مطلق بستايد، بعدا برگردد و بخاطر پاره‏اى اعمال خلقى، او را مذمت كند، و چنين خلق نكوهيده‏اى را به او نسبت دهد كه تو به اغنياء متمايل هستى، هر چند كافر باشند، و براى به دست آوردن دل آنان از فقراء روى مى‏گردانى، هر چند كه مؤمن و رشد يافته باشند؟
    علاوه بر همه اينها مگر خداى تعالى در يكى از سوره‏هاى مكى يعنى در سوره شعراء به آن جناب نفرموده بود:" وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ"[1]، و اتفاقا اين آيه در سياق آيه‏" وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ" است، كه در اوائل دعوت نازل شده.
    از اين هم كه بگذريم مگر به آن جناب نفرموده بود:" لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ"[2]، پس چطور ممكن است در سوره حجر كه در اول دعوت علنى اسلام نازل شده به آن جناب دستور دهد اعتنايى به زرق و برق‏
    ترجمه تفسير الميزان، ج‏20، ص: 332
    زندگى دنياداران نكند، و در عوض در مقابل مؤمنين تواضع كند، و در همين سوره و در همين سياق او را مامور سازد كه از مشركين اعراض كند، و بفرمايد:" فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ"[3] آن وقت خبر دهد كه آن جناب بجاى اعراض از مشركين، از مؤمنين اعراض نموده، و به جاى تواضع در برابر مؤمنين در برابر مشركين تواضع كرده است! علاوه بر اين زشتى عمل مذكور چيزى است كه عقل به زشتى آن حكم مى‏كند، و هر عاقلى از آن متنفر است، تا چه رسد به خاتم انبياء (ص)، و چنين قبيح عقلى احتياج به نهى لفظى ندارد، چون هر عاقلى تشخيص مى‏دهد كه دارايى و ثروت به هيچ وجه ملاك فضيلت نيست، و ترجيح دادن جانب يك ثروتمند بخاطر ثروتش بر جانب فقير، و دل او را به دست آوردن، و به اين رو ترش كردن رفتارى زشت و ناستوده است.
    با در نظر گرفتن اين اشكالها جواب از گفتار بعضى‏[4] از مفسرين روشن مى‏شود كه گفته‏اند: خداى تعالى آن جناب را از اين رفتار نهى نكرده مگر در اين مورد، پس اين كار معصيت نبوده مگر بعد از نهى اما قبل از آن، آن جناب مى‏توانسته چنين رفتارى داشته باشد.
    وجه نادرستى اين سخن اين است كه: اولا به چه دليل آن جناب نهى نشده مگر در آن هنگام، نه بعدش و نه قبلش؟ و ثانيا گفتيم اين رفتار به حكم عقل ناستوده است، و صدورش از شخصى كريم الخلق كه خدايش قبلا او را به خلق عظيم ستوده محال است، آن هم با بيانى مطلق و بدون قيد وى را ستوده و فرموده:" وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ"، علاوه بر اين كلمه" خلق" به معناى ملكه راسخه در دل است، و كسى كه داراى چنين ملكه‏اى است عملى منافى با آن انجام نمى‏دهد.
    [روايتى ديگر حاكى از نزول آيات عتاب در مورد مردى از بنى اميه‏]
    و در مجمع البيان، از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرموده است اين آيات در باره مردى از بنى اميه نازل شده كه در حضور رسول خدا (ص) نشسته بود، ابن ام مكتوم آمد، مرد اموى وقتى او را ديد قيافه‏اش را در هم كشيد، و او را كثيف پنداشته، دامن خود را از او جمع كرد، و چهره خود را عبوس نموده رويش را از او گردانيد، و خداى تعالى داستانش را در اين آيات حكايت نموده عملش را توبيخ نمود[5].


    [1] ) خويشاوندان نزديكت را انذار كن و بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر. سوره شعرا، آيه 27.

    [2] ) هرگز چشم خود را به نعمتهايى كه به گروه‏هايى از آنها( كفار) داديم ميفكن و به خاطر آنچه آنها دارند غمگين مباش و بال و پر خود را براى مؤمنين فرود آر. سوره حجر، آيه 88.

    [3] ) سوره حجر، آيه 94.

    [4] و 3) مجمع البيان، ج 10، ص 437.

    [5] و 3) مجمع البيان، ج 10، ص 437.





  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,116
    حضور
    136 روز 3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19177



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    آیا به راستی برخوردی که در آیات ابتدایی سوره عبس آمده با خلق عظیم و لینت پیامبر سازگار است . اصلا پیامبر نه! یک رهبر عادی مذهبی آیا این رفتار از او قابل قبول است
    سلام و عرض ادب خدمت شما استاد "شعیب" عزیز و تشکر بابت توضیح عالی شما

    من یه نکته ای به ذهنم رسید ، مطرح میکنم نظرتون رو بفرمایید
    در تفسیری که در متن سؤال قرار داده شده ، بخشی بود که به نظر من اشکال داره. بخش قرمز رنگ رو دقت بفرمایید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    او آنقدر كلام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را قطع كرد كه حضرت ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهره مباركش نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب پيش خود مى‏گويند: پيروان محمد نابينايان و بردگانند، و لذا از «عبد اللّه» رو برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد
    سؤالی که برام پیش اومده اینه که مفسر این آیه ، از کجا فهمیده که پیامبر(ص) در دلش چه گفته؟!

    تنها توجیهی که میشه برای پاسخ آورد اینه که بگیم خود پیامبر(ص) بعداً اعتراف کردند که:
    "من آن روز چنین چیزی در دلم گفته بودم"

    در اون صورت سؤال بعدی اینه که سند این اعتراف پیامبر(ص) کجاست؟!


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    611
    حضور
    6 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1951



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    اما من یکی اعتقاد های تشیع رو به هیچ عنوان نمیتونم قبول کنم اون هم اینکه پیامبر عاری از هرگونه گناه و اشتباه بوده است


    و توی این قسمت اعتقاد اهل تسنن رو نسبت به اینکه پیامبر هم توی زندگیش اشتباه کرده رو قبول دارم
    عدالت خداوند اقتضا میکند به این که در هر زمان یک ولی معصوم بر مردم رهبر و راهنما باشد کما این که در احادیث و اخبار اشاره شده است < لولا الحجه لساخت الارض باهلها>
    اگر حجت خدا بر روی زمین نباشد زمین اهلش را در خودش میبلعد و این نشان دهنده آن است که عدالت در همه اجزای کائنات به وسیله امام برقرار میشود.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    کتاب
    نوشته
    96
    حضور
    3 روز 5 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    176



    با سلام

    از نظر بنده نیز جدای از هر بحث و موضوع دیگری و با فرض پذیرفتن اهی بودن قران اگر صرفا بخواهیم از روی قران و با تکیه بر عقل و تفسیر ایات برمبنای ایات دیگر در مورد عصمت پیامبران نظر بدهیم اهل سنت در این خصوص حرفشان درست است.
    یادم می اید بعد از زمانی مطالعه و تدبر در قران بنده هم به چنین نتیجه ای رسیدم و اصلا نمی دانستم اهل سنت هم چنین نظری دارند. اما الان می گویم حرفشان درست است. و دلایل ان هم واضح و روشن است.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط پژوهشگر نمایش پست ها
    از نظر بنده نیز جدای از هر بحث و موضوع دیگری و با فرض پذیرفتن اهی بودن قران اگر صرفا بخواهیم از روی قران و با تکیه بر عقل و تفسیر ایات برمبنای ایات دیگر در مورد عصمت پیامبران نظر بدهیم اهل سنت در این خصوص حرفشان درست است.
    یادم می اید بعد از زمانی مطالعه و تدبر در قران بنده هم به چنین نتیجه ای رسیدم و اصلا نمی دانستم اهل سنت هم چنین نظری دارند. اما الان می گویم حرفشان درست است. و دلایل ان هم واضح و روشن است.
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    همانگونه که در پست ابتدایی عرض کردم اهل سنت هم معتقد به عصمت پیامبر هستند ولی در گستره آن اختلاف دارند.
    و در مورد نظر دادن درباره آیات قران و نتیجه گیری از آیات باید مجموع آیات را دید و آیاتی که در پست های ابتدایی آوردیم نشان از عصمت کلیه پیامبر دارد.


  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود