صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدل الهی در زندگی دنیا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747

    اشاره عدل الهی در زندگی دنیا




    سلام
    اگر عدالت لازمه رشد و تعالی انسانهاست و خداوند نیز عادل است...چرا پس در زندگی دنیا عدالتی نیست؟
    یکی به وفور از لذت ها و مواهب بهرمند است و دیگری در محرومیت ها...
    چگونه چنین جامعه ایی به رشد و تعالی میرسد؟

    اومدیمو شخصی به خاطر همین بی عدالتی و محرومیت ها(که کم هم نیستند)کافر شد..
    این فرد نه زندگی دنیا را داشته و نه آخرت !!!

    خب این چگونه با عدل الهی سازگار است؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۲۹ در ساعت ۰۱:۴۴

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,513
    حضور
    174 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58282



    با نام و یاد دوست







    عدل الهی در زندگی دنیا








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام خدمت شما و تشکر از مشارکت

    سوالی که مطرح کردید، حاوی چند سوال بود:
    ۱. اگر خداوند عادل است پس چرا در زندگی دنیا عدالت نیست؟(یعنی یک نفر وفور نعمت دارد و د یگری محروم است)
    ۲. چنین جامعه ای چگونه به رشد و تعالی میرسد؟
    ۳. اگر شخص به خاطر فقر به کفر کشیده شود چگونه با عدالت الهی میسازد؟

    حال لازم است هر یک از سوالها را جدا جدا مورد بحث قرار دهیم تا پاسخ مناسبی ارائه شده باشد.

    سوال اول: رابطه بین عدالت خداوند و تفاوت انسانها در نعمت داشتن.
    در مورد این سوال، لازم است به این نکته توجه شود که عدالت چیست و آیا تفاوت در نعمتها منافاتی با عدالت دارد یا نه.
    عدالت به معنای آن است که هر چیزی در جایگاه خود قرار بگیرد و لازمه آن این است که رفتار تبعیض آمیز نداشته باشیم و هر کسی به اندازه لیاقت و شایستگی اش از نعمتی که قصد بخشش آنرا داریم برخوردار باشد نه اینکه همه مخاطبان را در شرایط مساوی قرار دهیم.
    مثلا وقتی ما میخواهیم چند ظرف آب را پر کنیم، نباید چشم خود را ببندیم و در همه آنها به یک اندازه آب بریزیم. بلکه باید در هر کدام به اندازه ای که قابلیت و ظرفیت دارد آب بریزیم.
    خداوند متعال این مسئله را با بیانی زیبا در قران کریم ارائه کرده است:



    «أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةُ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رَّابِیاً»(۱)
    خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد، پس رودخانه‏ها به اندازه (ظرفیت) خویش جارى شده و سیلاب كفى را بر خود حمل كرد.»
    یعنى رحمت فیض پروردگار هیچ موجود مستعدى را محروم نمى ‏سازد و براى همه یکسان است، ولى استعداد و ظرفیت موجودات یکسان نیست. استعدادها مختلف است. هر ظرفى به قدرى که گنجایش دارد، از رحمت خدا لبریز مى‏گردد. پس هر موجودى، حق خود را که امکان داشته دریافت دارد، دریافت کرده است.(۲)

    انسانها از نظر روحیات در یک سطح نیستند. برخی از انسانها در برابر ثروت و قدرت و نعمت زیبایی و شهرت اجتماعی و ... ناتوان و ضعیف هستند و به راحتی به انحراف کشیده میشوند و برخی دیگر توان مقابله با تمایلات نفسانی را دارند.
    بنابراین این تفاوتها، در وهله اول باز میگردد به تفاوت در روحیات انسانها و تفاوت در روحیات نیز باز میگردد در تفاوت در خلقت و افرینش انسان.

    ممکن است بپرسید خداوند چرا انسانها را متفاوت خلق کرد:
    خداوند است که هر کسی را به یک صورتی خلق کرده است و این تفاوتها اگر وجود نداشته باشد، نظام خلقت انسان و هدفی که خداوند دارد نقض میشود.
    در جهان هم باید انسان فقیر باشد و هم انسان ثروتمند. فقیر با فقرش امتحان شود و ثروتمند با ثروتش.
    اگر همه مثل هم باشند: همه ثروتمند باشند یا فقیر. همه زیبا باشند یا نازیبا. همه قدرتمند باشند یا ضعیف و ... ، دیگر زمینه خیلی از امتحانها و ابتلاء ها از بین میرود و فرایند به کمال رسیدن انسان مختل میشود.(۳)

    البته دو عامل دیگر نیز برای فقر انسان وجود دارد:
    عامل اول: برخی گناهان که باعث فقر میشود. برخی از این گناهان عبارتند از:
    سبك شمردن نماز و تأخير انداختن آن از اول وقت، عمل منافی عفت(زنا)، ظلم به مردم، قسم دروغ خوردن، عادت کردن به دروغ، قطع رحم، اسراف کردن و ...(4)

    عامل دوم: ندانم کاری و اسراف که باعث فقر و از دست دادن ثروت میشود.
    بر اساس آیات قران کریم اسراف و زیاده روی حتی در بخشش مال به فقرا نیز نادرست است و خداوند از این کار نیز نهی کرده است، آنجا که به پیامبرش میفرماید:

    ««وَلاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إلَی عُنَقِکَ وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوما مَحْسُورا»(۵)
    ؛ «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [و ترک انفاق و بخشش منما] و بیش از حد [نیز] دست خود را مگشای تا سرزنش شوی و از کار فرو مانی.»»

    در روایتی از رسول گرامی اسلام(ص) به اثر اسراف در زندگی انسان اشاره دارد و میفرماید:
    «من بذّر افقره الله»(۶)
    «کسی که مالش را بیهوده هدر دهد خدا او را فقیر می کند»
    در روایتی بیان شده است:

    «ثَلاَثَةٌ تَرِدُ عَلَیْهِمْ دَعْوَتُهُم: رَجُلٌ رَزَقَهُ الله مَالاً فَاَنْفَقَهُ فِی غَیْرِ وَجْهِهِ ثُمَّ قَالَ: یَا رَبِّ ارْزُقْنِی. فَیُقَالُ لَهُ: ألَمْ أرْزُقْکَ...»
    دعای سه گروه مستجاب نمی شود: کسی که خداوند به او ثروتی روزی کرده است؛ امّا آن را در غیر جای خود انفاق می کند. سپس دعا می کند: خدایا! رزق مرا برسان. پس به او خطاب شود: آیا به تو روزی ندادم؟!... .»(۷)

    باتوجه به این نکات،‌ مشخص میشود:
    اولا: خیلی مواقع فقر و بدبختی دنیوی به خاطر کارهای خود ما است. یا نتیجه اعمال زشت و گناهان است یا نتیجه بی تدبیری و ریخت و پاش های بی حساب و کتاب.
    ثانیا: مواردی که ناشی از عوامل یاد شده نیست، جنبه امتحان و ابتلاء دارد و همانند سایر ابتلاءها به خاطر رشد و کمال انسان است.

    به هر حال هیچ یک منافاتی با عدالت الهی ندارد.
    بله اگر خداوند فقر ناشی از امتحان و نیز پاداش صبر در موارد خود کرده انسان را در آخرت به انسان ندهد، میتوان گفت که با عدالت الهی ناسازگار است ولی خداوند اینگونه عمل نمیکند و در قیامت به فقرا توجه خاصی مینماید.



    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
    ۱. سوره رعد، آیه۱۷
    ۲. مجموعه آثار شهید مطهری، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲
    ۲. ر.ک:همان، ص۱۶۶-۱۶۷
    ۴. برای اطلاع بیشتر ر.ک چه کارهایی باعث می شود که برکت از زندگی انسان برود و هر چه تلاش کنی از زندگی عقب باشی
    ۵. سوره اسراء، آیه۲۹
    ۶.مجموعه ورام، ج۱، ص۱۶۷
    ۷. الکافی، ج۲، ص۵۱۱(ط اسلامیه)


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما سوال دوم: رابطه بین تفاوت اجتماعی و سعادت جامعه

    باتوجه به نکاتی که در بخش قبل گفته شد پاسخ این سوال نیز تا حدودی روشن میشود.
    همانطور که گفته شد خیلی مواقع فقر انسانها ناشی از اعمال اختیار خود آنهاست.
    کسی که خودش برای طلب روزی تلاش نمیکند و صرفا انتظار دارد از آسمان کیسه پولی برای او نازل شود،‌ یا کسی که با اسراف زندگی خود را تباه میکند،‌یا کسی مال خود را بدون هیچ تضمینی به دیگری میدهد و آن شخص مالش را مییبرد و اموری از این دست،‌ چطور از خداوند انتظار دارند.
    در روایتی زیبا از امام صادق(علیه السلام)‌ بیان شده است:
    «اربعه لا تستجاب لهم دعوة: الرجل جالس فی بیته یقول: الله ارزقنی. فیقال له: الم امرک بالطلب؟ ... و رجل کان له مال فافسده فیقول: اللهم ارزقنی، فیقال له الم آمرک بالاقتصاد؟ الم آمرک بالاصلاح؟ ... و رجل کان له مال فأدانه بغیر بینه، فیقال له: الم آمرک بالشهادة»(۱)
    بر اساس این روایت برخی انسانها بدون هیچ تلاشی از خداوند انتظار روزی دارند.
    برخی بدون اینکه میانه روی داشته باشد،‌انتظار دارد که مال دوباره داشته باشد.
    برخی بدون اینکه تدبیر کرده و در قرض دادن و امانت دادن پولش اصول امنیتی را رعایت کند،‌قصد دارند مال دوباره داشته باشند.
    دعای این افراد از جانب خداوند بی پاسخ می ماند.
    به قول معروف،‌در این موارد خود کرده را تدبیر نیست.

    در مورد فقر ناشی از گناهان نیز همین وضعیت برقرار است.
    با وجود این وضعیت جامعه ربطی به خداوند نداردِ زیرا اینها نتایج مستقیم کارهای انسان است و خودش باید پاسخگوی اعمالش باشد.

    البته چنین افرادی اگر در برابر سختی ها صبر کنند و تلاش خود را در کسب معاش و اصلاح رفتار خود داشته باشند، هم خودشان به سعادت و کمال میرسند و هم جامعه را به سمت سعادت می برند.





    ۱. الکافی، ج۴، ص۳۹۴


  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    در مورد سوال سوم نیز باید به نکاتی که در بخشهای قبل گفته شد توجه کرد.
    فقر نوع اول که خودش امتحان الهی بود و اگر شخص در اثر این فقر به گناه افتاد و یا حتی کافر شد مانند آن است که کسی در اثر راحت طلبی ایمان نیاورد و کافر شد.
    در هر دو،‌ انسان به اختیار خود ایمان خود را از دست داده است و نه فقر علت تامه برای کفر است و نه سختی تکالیف،‌مانع کامل و غیر قابل نفوذ برای ایمان آوردن.
    در هر دو صورت،‌ انسان میتواند ایمان خود را حفظ کند.
    شاهد آن نیز فقرای زیادی است که با وجود فقر مفرط ایمان خود را حفظ کرده و از خیلی از ثروتمندان، مومن تر هستند.

    در فقر نوع دوم(که ناشی از اعمال اختیاری انسان بود) نیز باید بین دو مسئله تفکیک کرد.
    اینکه این فقر ناشی از رفتار خود انسان است و ربطی به خداوند ندارد. بنابراین چنین شخصی اگر به کفر یا گناه کشیده شود، ربطی به خداوند ندارد.
    و اینکه این فقر نیز به هیچ وجه علت تامه برای کفر یا گناه نیست همانطور که در مورد فقر نوع اول گفتیم.

    البته همانطور که در روایت بخش قبل گفته شد، انسان فقیر نباید از تلاش دست بردارد. زیرا انسان به صورت دقیق نمیتواند تشخیص دهد که علت فقرش چیست: امتحان الهی یا گناهان یا اسراف و ندانم کاری.
    بنابراین باید تلاش خود را انجام دهد و از هر راه مشروع و صحیحی برای کسب معاش خود تلاش کند. حال اگر نشد، نباید ناراحت و افسرده شود چرا که شاید این فقر به صلاح او باشد. بنابراین در این موقع باید صبر پیشه کند و بی تابی نکند که این صبر خودش بی اجر نمی ماند.

    موفق باشید.


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    باسلام و تشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    سوال اول: رابطه بین عدالت خداوند و تفاوت انسانها در نعمت داشتن.
    در مورد این سوال، لازم است به این نکته توجه شود که عدالت چیست و آیا تفاوت در نعمتها منافاتی با عدالت دارد یا نه.
    عدالت به معنای آن است که هر چیزی در جایگاه خود قرار بگیرد و لازمه آن این است که رفتار تبعیض آمیز نداشته باشیم و هر کسی به اندازه لیاقت و شایستگی اش از نعمتی که قصد بخشش آنرا داریم برخوردار باشد نه اینکه همه مخاطبان را در شرایط مساوی قرار دهیم.
    مثلا وقتی ما میخواهیم چند ظرف آب را پر کنیم، نباید چشم خود را ببندیم و در همه آنها به یک اندازه آب بریزیم. بلکه باید در هر کدام به اندازه ای که قابلیت و ظرفیت دارد آب بریزیم.
    خداوند متعال این مسئله را با بیانی زیبا در قران کریم ارائه کرده است:
    پس چرا به برپایی عدالت تاکید شده؟؟؟!!!
    با حساب سخن شما چه لزومی دارد که زمین به واسطه منجی پر از عدل و داد و نعمت گردد؟؟؟
    یعنی الآن شما منکر بی عدالتی در دنیا هستید؟؟؟!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما سوال دوم: رابطه بین تفاوت اجتماعی و سعادت جامعه

    باتوجه به نکاتی که در بخش قبل گفته شد پاسخ این سوال نیز تا حدودی روشن میشود.
    همانطور که گفته شد خیلی مواقع فقر انسانها ناشی از اعمال اختیار خود آنهاست.
    کسی که خودش برای طلب روزی تلاش نمیکند و صرفا انتظار دارد از آسمان کیسه پولی برای او نازل شود،‌ یا کسی که با اسراف زندگی خود را تباه میکند،‌یا کسی مال خود را بدون هیچ تضمینی به دیگری میدهد و آن شخص مالش را مییبرد و اموری از این دست
    این پاسخ هم دقیقا با همان سوالی که عرض کردم مواجه است
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    در مورد سوال سوم نیز باید به نکاتی که در بخشهای قبل گفته شد توجه کرد.
    فقر نوع اول که خودش امتحان الهی بود و اگر شخص در اثر این فقر به گناه افتاد و یا حتی کافر شد مانند آن است که کسی در اثر راحت طلبی ایمان نیاورد و کافر شد.
    در هر دو،‌ انسان به اختیار خود ایمان خود را از دست داده است و نه فقر علت تامه برای کفر است و نه سختی تکالیف،‌مانع کامل و غیر قابل نفوذ برای ایمان آوردن.
    در هر دو صورت،‌ انسان میتواند ایمان خود را حفظ کند.
    شاهد آن نیز فقرای زیادی است که با وجود فقر مفرط ایمان خود را حفظ کرده و از خیلی از ثروتمندان، مومن تر هستند.

    در فقر نوع دوم(که ناشی از اعمال اختیاری انسان بود) نیز باید بین دو مسئله تفکیک کرد.
    اینکه این فقر ناشی از رفتار خود انسان است و ربطی به خداوند ندارد. بنابراین چنین شخصی اگر به کفر یا گناه کشیده شود، ربطی به خداوند ندارد.
    و اینکه این فقر نیز به هیچ وجه علت تامه برای کفر یا گناه نیست همانطور که در مورد فقر نوع اول گفتیم.

    البته همانطور که در روایت بخش قبل گفته شد، انسان فقیر نباید از تلاش دست بردارد.
    ضمن اینکه این پاسخ هم با سوالات بالا مواجه است
    سوال دیگری هم اینجا طرح میگردد بنده ایی که بواسطه ظلم و محرومیت از رشد و تعالی دور بوده چگونه باید به خدا و عدل آن پی ببرد؟؟؟
    اصلا چرا باید عدل الهی اثبات کردنی باشد و عیان نباشد؟؟؟

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    عامل اول: برخی گناهان که باعث فقر میشود. برخی از این گناهان عبارتند از:
    سبك شمردن نماز و تأخير انداختن آن از اول وقت، عمل منافی عفت(زنا)، ظلم به مردم، قسم دروغ خوردن، عادت کردن به دروغ، قطع رحم، اسراف کردن و ...(4)
    با سلام

    خوب ما میدانیم که بسیاری از ثروت مادی جهان ، در دست افرادی از جنس صهیونیست و یا کفار حربی میباشد ، کافری که نه میداند نماز چیست و حتی سعی در ریشه کن کردن نمازخوانها دارد ، کافری که شاید تعریفی از زنا ندارد ، کافری که احتمالا و منطقا اهل بسیاری از گناهانی هست که موجب فقر میشود ، چرا که بسیاری از این گناهان فقط در چارچوب دین تعریف دارد ... با این وجود چرا نه تنها انها فقیر نیستند ، بلکه حتی ثروتهای رویایی دارند ؟

    اساسا مگر نماز متعلق به مسلمانها نیست ؟ پس با این وجود نباید در قشری جز مسلمانها ، فردی ثروتمند یافت شود ، اما مسلما اینطور نیست، چرا؟

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر و مطالعه همراه با موسیقیِ بی کلامِ ملایم...
    نوشته
    26
    حضور
    21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    56



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    اگر عدالت لازمه رشد و تعالی انسانهاست و خداوند نیز عادل است...چرا پس در زندگی دنیا عدالتی نیست؟
    اومدیمو شخصی به خاطر همین بی عدالتی و محرومیت ها(که کم هم نیستند)کافر شد..
    این فرد نه زندگی دنیا را داشته و نه آخرت !!!
    خب این چگونه با عدل الهی سازگار است؟
    با عرض سلام

    هنگامی که شما نام "خداوند" و واژه ی "دنیا" و "آخرت" را به کار می برید, و سپس برایتان به عنوان مثال در مورد عدالت خداوند سوال پیش می آید, طبیعتاً برای رسیدن به پاسخ, بایستی یک نگاه بسیار گسترده تر داشته باشیم به مسائل دینی و اعتقادی و امثالهم.

    خداوند عادل است و خداوند هرگز بی عدالتی نکرده است در خلقت. و این عالمی که ما در آن به سر می بریم, "عالم دنیا" بخشی از این خلقت هست نه تمامِ خلقت.
    گذشته ای دارد و آینده ای در پیش دارد.
    در قرآن سفر موسی ع و عبد صالح و اعمالی که عبد صالح انجام داد مانند سوراخ کردنِ کِشتی فقیران و یا کشتن یک جوان, به ظاهر بی عدالتی بود, منتها فعل عبد صالح هرگز بی عدالتی و ظلم نبود, بلکه فقط عبد صالح در موقعیتی متفاوت از موسی ع بود. لذا اعتراض موسی ع را به دنبال داشت در حالی که بی عدالتیی در کار نبود.

    ------------
    همانطور که گفته شد, "دنیا" بخشی از خلقت است و نه تمامِ خلقت.
    با مراجعه به متونِ دینی, انسان متوجه می شود که پیش از این دنیا در عالم دیگری به سر میبرده است. و بعد از آنجا واردِ اینجا شده است.
    عوالم مختلفی وجود دارد و داشته است و در آینده نیز به آنجا منتقل خواهیم شد.
    این عوالم با هم ارتباط هایی دارند و به روی هم دیگر تاثیر می گذارند.

    ساده ترینش, همانطور که اعمالِ ما در این دنیا , چگونگیِ دنیای آینده ی ما که قرار است در آن زندگی کنیم را رقم میزند.
    اگر ما صرفا به عالم "جهنم" نگاه کنیم, تماما ظلم و شکنجه و بی عدالتی است. اما اگر دید را گسترده کنیم و گذشته و آینده را نیز در نظر بگیریم, دیدمان متفاوت می شود.
    اگر ما صرفا به این دنیا نگاه کنیم و به این جسم و شرایط محدود نگاه کنیم, و در نهایت نابودی, سوالاتِ بسیاری و نقص های بسیاری و کم کاری ها و بی برنامگیِ بسیاری خواهیم دید که نمی تواند با اعتقاد به خداوند قادر مطلق و رحمان و رحیم سازگار باشد, لذا برای پاسخگویی به برخی از این سوالات , دین , ما را به نگاهِ به عوالمِ بعدی که در پیشِ رو داریم جلب می کند , و برای پاسخ به سوالاتی, طبیعتاً ما را به توجه عوالم گذشته دعوت می کند. و هر دو انکار ناپذیر است با توجه به شرایطی که هم اکنون در آن به سر می بریم و با توجه به متونِ دینیِ ما.

    آنچه از متونِ دینی و از قرآن دیده می شود, بعد از آنکه متوجه می شویم این دنیای ما, و نحوه ی عمل کردِ ما در آن, دُنیای بعدیِ ما را می سازد,
    از طرفی در همین متونِ دینی و قران, می بینیم که دنیایی پیش از این دنیا وجود داشته است (و البته حقیقتاً لازم است که وجود داشته باشد).

    اطلاعاتمان از این دنیاها شاید زیاد نباشد (البته بعضی ها نسبت به طهارت نفس, اونها رو به یاد میارند و یا می بینند/ کما اینکه خیلی ها خواب ها رو به یاد میارند اما خیلی ها نه / و عده ای پرده ها برایشان کنار می رد و سفر به آینده و گذشته می کنند و عوالمی را رصد می کنند, لذا به یاد آوردن (حداقل اندکی از) عوالم گذشته ممکن است و یا دیدنِ (اندکی از) عوالم پیش رو).
    اون عالم و یا شاید چندین عالمی که گذشته درونش بوده ایم, حال به نام "ذر" یا "الست" و غیره... تاثیراتی بر این دنیا می تواند گذاشته باشد.(بلکه قطعا گذاشته است.)

    در اونجا همه ی انسان ها در شرایط یکسانی قرار داشته اند و اختیار داشته اند و اساسا یک زندگیی وجود داشته است و به طور کلی یک دنیایی بوده است.
    و احتمالا شما آیه ی مرتبط با گفته ی بنده را می دانید :

    (وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ* أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ)، (و آن‌گاه که پروردگارت از فرزندان آدم از پشت‌شان فرزندان‌شان را برگزید و آنان را بر نفس خودشان شاهد گرداند، گفت: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گقتند بله. تا این‌که روز قیامت نگویند ما از این غافل بودیم * یا نگویند همانا پدران‌مان در گذشته شرک ورزیدند و ما فرزندان آنان بودیم که به دنبال آن‌ها آمدیم پس آیا ما را با کردار باطلان هلاک می‌سازی؟).

    و پیرامون این مورد احادیث زیاد هستند و مثلا :

    رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) :
    <اگر مردم میدانستند علی (عليه السلام) از چه زمانی به امیرالمومنین لقب یافت حقیقتا منکر فضیلت او نمی شدند و او وقتی امیرالمومنین نامیده شد که هنوز روح در بدن آدم دمیده نشده بود زیرا خداوند در عالم ذر مردم را بر نفس خودشان گواه گرفت فرمود : آیا من پروردگار شما نیستم و محمد پیغمبر شما و علی امیرالمومنین بر شما نیست؟پس همه خلایق از روی میل و رغبت یا به اکراه و اجبار گفتند آری.>
    تفسیر جامع جلد 2 صفحه 482

    ------------------

    لذا بنده می خواهم بگویم که, صرفا برای عادل بودنِ خداوند نباید به این "دنیا" نگاه کرد, بلکه این "دنیا" جزئی از تمام عالم خلقتی است که بر عدل بنا شده, و گذشته ای دارد و آینده ای در پیش دارد, و ما گذشته ای داشته ایم که حتما در آینده ی ما و این دنیای ما و محل و مکان قرار گرفتنِ ما در آن و شرایط فعلیِ ما موثر بوده و آینده ای داریم که حتما به گذشته ی ما ارتباط خواهد داشت.

    امیدوارم مفید بوده باشد.
    ویرایش توسط احمدا : ۱۳۹۴/۰۸/۱۱ در ساعت ۰۶:۱۸ دلیل: اشتباه تایپی

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر و مطالعه همراه با موسیقیِ بی کلامِ ملایم...
    نوشته
    26
    حضور
    21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    56



    بداهاتاً مشخص است که منظورِ بنده این نیست که ما تماما از قبل اینجا را ساخته ایم و الان اختیاری نداریم و کاری از دستمان ساخته نیست و یا امثالهم,
    بلکه بنده فقط توجه شما را به گذشته نیز جلب کردم. همین و نه بیشتر. و بحث اصلیِ ما سرِ عدل و عدالت بود و نه مسائل حاشیه ای.
    این دنیا, باز با گسترده کردنِ دید و خواندنِ متونِ دینی, یک شرایط خاص خودش را دارد , انسان کاملا می تواند تصمیم بگیرد و تلاش کند و ظلم را از بین ببرد و تلاش برای گسترش عدالت کند و اختیار وجود دارد و و و...
    این رو گفتم که سو تفاهمی نشود و به بحث های حاشیه ای وارد نشویم.
    یا الله.
    ویرایش توسط احمدا : ۱۳۹۴/۰۸/۱۱ در ساعت ۰۶:۳۵ دلیل: توضیح تکمیلی

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمدا نمایش پست ها
    لذا بنده می خواهم بگویم که, صرفا برای عادل بودنِ خداوند نباید به این "دنیا" نگاه کرد, بلکه این "دنیا" جزئی از تمام عالم خلقتی است که بر عدل بنا شده, و گذشته ای دارد و آینده ای در پیش دارد, و ما گذشته ای داشته ایم که حتما در آینده ی ما و این دنیای ما و محل و مکان قرار گرفتنِ ما در آن و شرایط فعلیِ ما موثر بوده و آینده ای داریم که حتما به گذشته ی ما ارتباط خواهد داشت.
    باسلام و تشکر

    اما توضیحات شما مبتنی بر یکسری اعتقادات است یعنی از منظر درون دینی به ماجرا نگاه میکنید که برای شخصی که معتقد به خدا و معاد نیست ولی میخواهد به عدل الهی پی ببرد حجت نیست
    شخصی میخواهد از این کانال یعنی اثبات عادل بودن خدا وارد دین شود...عدالت را کجا باید ببیند؟ در دنیاکه نیست...آخرت را هم که ندیده ...عدل الهی چگونه برایش ثابت میشود؟؟؟

    شما و کارشناسان دینی تا به اینجا ضرورت عدل را نهایتا اثبات کرده اید(اینکه باید عالم دیگری باشد تا عدل اجرا شود) نه خود عدالت را
    این نوع براهین دقیقا در همین راستا است که میگویند خدا و دین را خود انسان ساخت چون نیاز داشت..ترس داشت و غیره...
    یعنی اینکه آخرش به هیچ جا بند نیست و پی در پی شبهات دیگری را ایجاد میکند

    ما وقتی میتوانیم بگوییم خداوند عادل است که این عدل عینیت داشته باشد نه اینکه مبتنی بر یکسری باید ها و نبایدها بخواهیم ثابت کنیم
    این چه عدالتی است که حسش نمیکنیم اما باید ثابتش کنیم؟؟؟
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۸/۱۲ در ساعت ۱۷:۱۴

صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۶/۱۹, ۱۳:۵۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود