صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال از کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    حضور
    8 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    317

    اشاره چند سوال از کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره)





    باسلام
    چند سوال ازکتاب چهل حدیث امام خمینی داشتم که طی چند پست عرض می کنم خدمتتون

    درحدیث26آمده است:
    "تمام سکنه آسمان وزمین طلب مغفرت کنند برای صاحب علم......... تمام سلسه وجود استغفار کنند واز مقام غفاریت حق به لسان قال ولهجه صریح ملکوتیه که گوش باز ملکوتیه بشنود استدعا کنن که این ولیده کامله ملک واین فخر موالید طبیعت به بحار غفران مستغرق نماید. وتوان بود که چون موجودات دیگردانند که وصول به فنای ذات مقدس واستغراق در بحر کمال برای آنها امکان پذیر نیست جز به طفیل وتبع ذات مقدس انسان کامل عالم بالله -چنان چه این مقرر شود در محال خود از این جهت کمال انسانی را که به استغراق در بحر غایت حق حاصل شود از حق تعالی طلب کنند که خود نیز به وسیله او به کمالات لایقه برسند.

    مفهوم کلیشو بلدم اما ریز بعضی کلماتش رو نمی فهمم واینکه کمال لایق موجودات چیه؟مگه همه موجودات عالم ماده غیر از انسان اکنون دارای کمال نیستند؟

    سئوال بعدی: حقیقت نور برای حقیقت علم ثابت است و بلکه صدق آن بر حقیقت علم حقیقت است وبر انوار حسیه به مجاز اشبه است زیرا که نور حسی ظهور ذاتی فی النفسه ندارد واز تعینات ان حقیقت است ودارای ماهیت است واما حقیقت علم عین وجود است بالذات ودر مفهوم با آن مخالف است ولی در حاق حقیقت ومتن اعیان با آن موافق استوحقیقت وجود عین نور است وعین علم است

    باتشکر

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵ در ساعت ۲۳:۱۱ دلیل: تغییر سایز فونت
    حرم عشق کربلاست
    و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز اموخته است و راه کربلا میشناسد


    و چگونه از جان نگذرد آنکس که می داند جان بهای دیدار است...


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356



    با نام و یاد دوست







    چند سوال از کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره)








    کارشناس بحث: استاد صادق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهیده نمایش پست ها
    باسلام چند سوال ازکتاب چهل حدیث امام خمینی داشتم که طی چند پست عرض می کنم خدمتتون درحدیث26آمده است: "تمام سکنه آسمان وزمین طلب مغفرت کنند برای صاحب علم......... تمام سلسه وجود استغفار کنند واز مقام غفاریت حق به لسان قال ولهجه صریح ملکوتیهکه گوش باز ملکوتیه بشنود استدعا کنن که این ولیده کامله ملک واین فخر موالید طبیعت به بحار غفران مستغرق نماید. وتوان بود که چون موجودات دیگردانند که وصول به فنای ذات مقدس واستغراق در بحر کمال برای آنها امکان پذیر نیست جز به طفیل وتبع ذات مقدس انسان کامل عالم بالله -چنان چه این مقرر شود در محال خود از این جهت کمال انسانی را که به استغراق در بحر غایت حق حاصل شود از حق تعالی طلب کنند که خود نیز به وسیله او به کمالات لایقه برسند. (مفهوم کلیشو بلدم اما ریز بعضی کلماتش رو نمی فهمم واینکه کمال لایق موجودات چیه؟مگه همه موجودات عالم ماده غیر از انسان اکنون دارای کمال نیستند؟) سئوال بعدی: حقیقت نور برای حقیقت علم ثابت است و بلکه صدق آن بر حقیقت علم حقیقت است وبر انوار حسیه به مجاز اشبه است زیرا که نور حسی ظهور ذاتی فی النفسه ندارد واز تعینات ان حقیقت است ودارای ماهیت است واما حقیقت علم عین وجود است بالذات ودر مفهوم با آن مخالف است ولی در حاق حقیقت ومتن اعیان با آن موافق استوحقیقت وجود عین نور است وعین علم است باتشکر
    باسلام وتقدیر از سوال بسیار خوب تان .
    ای کاش دیگران هم از جناب شما می آموخت وبا مطالعه وانس با تراث گران بهای علمی حضرت امام سوال های و بحث های علمی در باره بهتر فهمیدن
    معارف الهی آن حکیم بزرگ مطرح می نمود !!!
    در این فراز از کلام حضرت امام روح الله ره نکته های درس آموز اشاره شده :
    - درکلام امام دقت نماید حضرت امام گفته است که سایر موجودات در پرتوی وجود انسان کامل به کمال لایق خود می رسند .
    این سخن ممکن است ناظر به سایر انسان ها باشد که آنها در سایه هدایت حضرات معصومین به کمال لایق شان می رسند ونه بدون آن .
    مفسر حکیم علامه طباطبایی در این باره بیان ژرفی دارد: امام چنان که نسبت به ظاهر اعمال مردم پیشوا و راهنماست ،همچنان در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد . اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می‌کند.(1)
    اگر معنای امامت روشن گردد ،معلوم خواه شد که وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست .امام چنان که وظیفة راهنمایی صورت مردم را به عهده دارد ، ولایت و رهبری باطنی اعمال را به عهده دارد . او است که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند . حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد.
    حضور او در میان مردم و تربیت شاگردان و در زندان و یا در غیبت بودن‌شان در این باب تأثیری ندارد . امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها مستور است و یا مردم به او دسترسی ندارد.(2)
    از این تحلیل حکیمانه معلوم می‌شود که با توجه به مسئولیت ظاهری و باطنی امام در همه شرایط، چه مردم با امام ارتباط داشته باشند و چه زمینه چنین ارتباطی به هر دلیل وجود نداشته باشد، بعد از پیامبر برای جامعه بشری، انسان معصومی به نام امام وجودش لازم و ضروری است.
    سوم: گرچه ائمه(ع) به دلیل طولانی نبودن عمر مبارک‌شان و یا به دلیل فراهم نبودن شرایط، آن گونه که شایسته و لازم است نتوانستند حقایق را به مردم بیان کنند، ولی همین که هر کدام به نوبة خود در زمانی خاصی به عنوان حجت الهی روی زمین وجود داشته‌اند ، به تناوب مسئولیت را به عهده می‌گرفتند و هیچ‌گاه زمین از حجت خدا خالی نبوده است.
    امیر مؤمنان(ع) در این باره بیان زیبا و عمیق دارد :
    «ألاَ أنّ آل محمّد(ص) کمثل النجوم السماء إذا هَوى نجمٌ طلعَ نجمٌ، فکأنّکم قد تکاملت مِن الله فیکم الصنائع وآتاکم ما کنتم تأملون؛(3) آگاه باشید، آل محمد همانند ستارگان آسمانند که هر گاه یکی از آن ها غروب کند، ستاره‌ای دیگر طلوع می‌کند. گویا می‌بینم در پرتوی خاندان پیامبر نعمت‌های خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید، رسیده‌اید».
    این کلام حضرت گویای اسراری فراوان است که حقایق بسیاری را روشن می‌سازد.
    چه این که ممکن است همه موجودات ومخلوقات را شامل گردد . بر اساس آموزه های دینی خداوند همه امور عالم و آدم را از طریق واسطه و اسباب اداره می کند .فیض او از مجرای واسطه به عالم می رسد .از امام صادق (ع) آمده:
    «ابی الله ان یجری الاشیاء الا باسبابها؛ (4)خدا ابا دارد که کارها بدون سبب و علت و واسطه جریان پیدا کند». در قرآن کریم نیز آمده: «و ابتغوا الیه الوسیله؛ (5) وسیله ای برای تقرب به خدا جست و جو نمایید».طبق این گونه آموزه ها معلوم می شود که خداوند برای هر کاری واسطه قرار داده. چه این که با اندک دقت در اطراف خود متوجه می شویم که گردش امور هستی، بر اساس اسباب و وسایل است. آب و مواد غذایی از طریق ریشه، تنه و شاخه درخت، به برگ آن می رسد . ریشه درخت از طریق برگ، نور و هوا را دریافت می‌کند. باران که می‌بارد، به واسطه ابر است . ابر به وسیله گرم شدن آب دریا در اثر نور خورشید ایجاد می شود و مانند آن. تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید(6) در باره واسطه بودن اولیای الهی در زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه(ع) آمده است:
    بکم فتح الله و بکم یختم، و بکم ینزّل الغیث و بکم یمسک السماء أن تقع على الأرض و بکم ینفّس الهمّ و یکشف الضرّ؛(7)
    خداوند با حقیقت وجود شما آفرینش هستی را آغاز کرد . با شما ختم می‌کند. به خاطر شما باران فرو می‌ریزد و آسمان بالای زمین می‌ایستد . با توسل به شما گرفتاری‌ها و مشکلات برطرف می‌شود». در خصوص حضرت مهدی آمده است:
    ثمّ الحجة الخلف القائم المنتظر المهدی المرجى الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیُمنه رُزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السماء؛(8) حجت قائم که امیدها به او است و به واسطه او دنیا باقی و برقرار است .
    پس ارتباط خدا با عالم و آدم با واسطه خواهد بود . واسطه فیض در هر دو ساحت تکوین و تشریع ضرورت انکار ناپذیر دارد. (9)

    پی‌نوشت‌ها:
    1. شیعه در اسلام، ص 122.
    2. همان، ص 152.
    3. نهج البلاغه، خطبه 100.
    1. مرتضي مطهري، عرفان حافظ ،ص 94 ، نشر صدرا، 1368 ش.
    2. ابن سينا،الاشارات و التنبيهات ،ج 3 ،نمط 8 ،فصل 21 ،ص 390 ،نشر دفتر نشر الكتاب، قم، 1413ق.
    3. عرفان حافظ ،ص 94 .
    4. محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار، ج 2، ص 90. نشر دار الاحیا لتراث العربی، بیروت، 1403 ش.
    5. مائده (5) آیه 35.
    6. محسن قرائتی، اصول عقاید ،ص 99 - 100،نشر دفتر فرهنگی درس هایی از قرآن، 1384 ش.
    7. صدوق من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 615، نشر دفتر نشر انتشارات اسلامی، قم ـ بی‌تا.
    8. شیخ عباس قمی ،مفاتیح الجنان، دعای عدیله، ص 63. نشر بلاغت ،قم، بی تا.

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    حضور
    8 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    317



    سلام علیکم ممنون از پاسخگویی شما
    من یک چیز رو متوجه نشدم واینکه بالاخره همه موجودات برای انسان طلب مغفرت میکنند یاخیر؟
    علاوه غیر از انسان که در پرتو ولایت به کمال میرسه موجودات دیگه هم به کمال میرسند؟تو این حدیث بیان شده که موجودات استغفار می کنند برای انسان تا خودشون در پرتو مغفرت الهی به کمال بیشتری برسن دقیقا نفهمیدم منظورش چیه؟
    ممنون میشم قسمت دوم سوال بالا رو هم پاسخ بفرمایید



    حرم عشق کربلاست
    و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز اموخته است و راه کربلا میشناسد


    و چگونه از جان نگذرد آنکس که می داند جان بهای دیدار است...


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    [QUOTE=شهیده;745705]سلام علیکم ممنون از پاسخگویی شما
    من یک چیز رو متوجه نشدم واینکه بالاخره همه موجودات برای انسان طلب مغفرت میکنند یاخیر؟
    علاوه غیر از انسان که در پرتو ولایت به کمال میرسه موجودات دیگه هم به کمال میرسند؟تو این حدیث بیان شده که موجودات استغفار می کنند برای انسان تا خودشون در پرتو مغفرت الهی به کمال بیشتری برسن دقیقا نفهمیدم منظورش چیه؟
    ممنون میشم قسمت دوم سوال بالا رو هم پاسخ بفرمایید

    باسلام وتشکر .
    در ابتدا باید گفت بر اساس آموزه‌های وحیانی معلوم می‌شود که همه موجودات به نحوی از درک و شعور مرموز برخوردارند، گرچه هر نوعی متناسب با ویژگی وجودی خود از این حقیقت بهره‌مندند.
    از این رو در قرآن کریم تأکید شده که همه موجودات در برابر خداوند تسبیح می‌کند: «سبَّحَ للهِ ما فی السموات وما فی الأرض».(1)
    این تعبیر در چند جای قرآن به صورت‌های مختلف آمده، ‌از مجموع معلوم می‌شود که همه موجودات حتى جمادات به نحوی از شعور طبیعی برخودار اند، چون تسبیح و ثنای خداوند بدون معرفت او امکان ندارد، اگر چه برای ما مفهوم شعور در آن ها قابل درک نیست. شاید منظور قوانین و سنت هایی باشد که در تمام عالم ماده جریان دارد.
    شعور در حیوانات بسیار به آسانی قابل اثبات است ،چون حیوانات دارای حرکت محسوس، حرکت ارادی، حواس نظیر دیدن، شنیدن، چشایی و بویایی‌اند، حتى از تجرد خیالی بهره‌مندند . بر اساس آن برخی چیزها را بدون به کارگیری حواس ظاهری درک می‌کنند، مثلاً گوسفند دشمنی گرگ را درک می‌کند . همواره از او در هراس و گریزان است، گرچه گرگی را مشاهده نکند،‌ یا در قرآن از استدلال عاقلانه هُدهُد درباره جریان بلقیس سخن گفته است.(2)
    از این گونه امور به آسانی می‌توان فهمید که حیوانات از گونه ای شعور خیالی و حتى بالاتر از آن بهره‌مندند.(3)
    اما درباره جمادات باید گفت: گرچه از درک و شعوری نظیر آنچه در حیوانات است محروم‌اند، ولی بالاخره ممکن است شعور مرموزی داشته باشند که درک شفاف آن برای آدمی آسان نیست، از این که خداوند را تسبیح می‌کنند و یا بر اساس روایات به حقانیت انبیا گواهی می‌دهند ، معلوم می‌شود که دارای شعور مرموز خواهند بود. از این رو مولوی گفته است:
    سنگ احمد را سلامی می‌کند
    کوه یحیى را پیامی می‌کند
    جمله ذرات عالم در نهان
    با تو می‌گویند روزان و شبان
    ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم
    با شما نامحرمان ما خاموشیم(4)
    تسبیح بدون درک و شعور امکان پذیر نیست، چون چیزی که هیچ گونه شعور و درکی از خالق و آفریدگار نداشته، به او معرفتی و آگاهی نداشته باشد، نمی داند چه کسی را چگونه تسبیح و ستایش کند .بنابر این تسبیح جمادات و اجسام دلیل بر شعور و آگاهی نسبی آن هاست.بنا بر این آنچه در کلام مولوی مطرح شده ، مبتنی بر شعور مرموز نهفته در نظام هستی است که ممکن است با تصرف انسان کامل و معجزه گر ، درک و شعور نهفته و مرموز شکوفا شده و به فعلیت در آید . آنچه در این جا ثابت شد، درک و شعور اجمالی است که موجوداتی نظیر جمادات و نباتات نسبت به آفریدگار خود دارند . از رهگذر آن به درک و انقیاد در برابر انسان کامل وادار می شوند و به حقانیت او شهادت می دهند.

    در نتیجه همان طور که موجودات از رهگذر تسبیح خدا متناسب با شرایط وجودی خود به کمال می رسد ممکن است از رهگذر اسغفار برای انسان ها نیز به کمال دست یابد چون این کار هم در واقع نوعی ذکر خداوند است .
    پی‌نوشت‌ها:
    1. حشر (59) آیه 1.
    2. نمل (27) آیه 24.
    3. محمد امین صادقی، جلوه‌های عرفانی نهضت حسینی، ص 131،نشر بوستان کتاب، قم، 1382 ش.
    4. مثنوی معنوی، ج 1، ص 377، بیت 1015،نشر اقبال، تهران، 1370 ش.




  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    حضور
    8 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    317



    سلام مجدد

    چند سوال از حدیث سی ام داشتم ازمحضرتون

    1.دربیان آنکه قلب مومن ازهر است قلب مومن بر طریقه مستقیمه ومشی معنوی او به جاده مستویه اسنانیه است زیرا که اولا خارج از اصل فطرت الهیه که حق تعالی با دو دست جمال وجلال چهل صباح تخمی رفرموده نشده ...وناچار این حرکت معنویه روحانیه از فطرت مخمره تا غایت کمال مطلق است.

    2.مومن تابع انسان کامل است وانسان کامل مظهر جمیع صفات ومربوب حق تعالی به اسم جامع است وخود نیز چون رب خود کون جامع است ...ومظهریت آن از اسمی زاید بر اسمی نیست ودارای مقام وسطیت وبرزخیت کبری است وسیرش بر طریقه مستقیمه وسطیه اسم جامع است وسایر اکوان هریک اسمی از اسما محیطه یاغیر محیطه در آنها متصرف است ومظهر همان اسم هستند وبدءوعود آنها به همان اسم است واسم مقابل آن در بطون است ومتصرف آن نیست مگر به وجه احدیت جمع اسماء
    پس مقام احدیت به مقام اسم جامع ورب انسان بر طریق مستیم است یعنی مقام وسطیت وجامعیت بدون فضل صفتی بر صفتی وظهور اسمی دون اسم ومربوب آن ذات بدین مقام نیز بر طریق مستقیم است بدون تفاضل مقامی بر مقامی وشانی از شانی.

    3.یکی از شاهکارهای شیطان :بابیان شوخ گاهی بعضی از مشایخ را به بناگوش شوخی در اویزد وعذر آن چنان اورد که قلب اگر احدی التعلق باشدزودتر موفق به سلب علاقه شود وگاهی بعضی شوخ چشمان ابله را به صورت دیو سیرت شیخی عوام فریب متوجه کند وعذر ان اورد که شیخ انسان کامل است وانسان از طریق انسان کامل باید به مقام غیب که به هویچ وجه ظهور ندارد جز در مرات احدی شیخ برسد و....
    این قسمت آخری رو کلا نفهمیدم
    ممنون میشم توضیحاتی بفرمایید.

    ویرایش توسط اسنا : ۱۳۹۴/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۷:۵۰
    حرم عشق کربلاست
    و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز اموخته است و راه کربلا میشناسد


    و چگونه از جان نگذرد آنکس که می داند جان بهای دیدار است...


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    3.یکی از شاهکارهای شیطان :بابیان شوخ گاهی بعضی از مشایخ را به بناگوش شوخی در اویزد وعذر آن چنان اورد که قلب اگر احدی التعلق باشدزودتر موفق به سلب علاقه شود وگاهی بعضی شوخ چشمان ابله را به صورت دیو سیرت شیخی عوام فریب متوجه کند وعذر ان اورد که شیخ انسان کامل است وانسان از طریق انسان کامل باید به مقام غیب که به هویچ وجه ظهور ندارد جز در مرات احدی شیخ برسد و....
    این قسمت آخری رو کلا نفهمیدم
    ممنون میشم توضیحاتی بفرمایید.

    باسلام وتقدیر از طرح ارزشمند تان .
    فراز یاد شده در باره روش های شیطان برای فریب افراد است در تبین مسله باید گفت: آن چه از نصوص دینی به ویژه از قرآن کریم استفاده می‏شود، کارکرد و اثر شیطان در انسان برای گمراهی او فقط در حد وسوسه و جلوه دادن خیال یک امر باطل است، که با عناوین وسوسه، تزیین و تسویل بیان شده است و او هیچ‏گونه اکراه و اجباری برانسان ندارد .
    این حقیقت را قرآن کریم از زبان شیطان چنین نقل می‏کند: «و ما کان لی علیکم من سلطان الاّ ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی ولوموا انفسکم» (1) شیطان در قیامت خطاب به گمراهان می‏گوید: من در دنیاهیچ گونه قدرت و تسلطی بر شما نداشتم به جز اینکه شما را به سوی باطل فرا خواندم و شما نیز اجابت کردید. پس مرا بر گمراهی خویش ملامت نکنید، بلکه خود سزاوار سرزنش هستید.
    در تفسیر «المیزان» در ذیل آیه شریفه آمده است: خداوند در این آیه هر گونه سلطه ظاهری و معنوی را از شیطان نفی کرده؛ یعنی، نه چنین قدرتی دارد که در اراده انسان نفوذ کند و چیزی را بر او تحمیل کرده و بر کاری اجبار نماید و نه دلیل و برهانی دارد تا عقل و اندیشه انسان را تحت تصرف خود قرار دهد تا در نتیجه انسان را ناچار به پذیرش القائات خود بکند.
    تنها نقشی که او در زندگی انسان دارد، دعوت به سوی باطل است و فلسفه این اندازه تسلط شیطان بر بشر «اختیار انسان» است؛ چون مرتبه وجودی انسان در آفرینش ایجاب می‏کند که او آزاد و مختار باشد و موجودمختار، همواره باید بر سر دو راه و میان دو دعوت حق و باطل قرار گیرد تا کمال خویش را ـ که تنها از راه اختیار و انتخاب به دست می‏آید ـ تحصیل کند. همیشه در دنیا دو دعوت وجود دارد؛ از یک طرف دعوت به خیر و خوبی و از طرف دیگر دعوت به شر و فساد، و این انسان است که، در میان این دو دعوت باید به حکم اختیار خودش آن دعوت خیر و صلاح را بپذیرد. اگر این دو دعوت وجود نمی‌داشت، انتخاب راه درست از نادرست معنا نداشت و اختیار بی معنا بود.
    اگر در وجود خود انسان، نفس اماره یا در خارج از وجود انسان، شیطانی نبود و اگر دعوت به شر و فساد و زشتی نبود، و اگر امکان فسق و فساد در انسان نمی‌بود،خوبی هم دیگر معنای خاص خود را نداشت، در حالی که خداوند اراده فرمود موجودی دارای اختیار خلق کند که در سایه انتخاب خوب و نیک به بالاترین مرتبه کمال دست یابد، به گونه ای که حتی از فرشتگان که موجودات مقدس و پاک اند، برتر شود . اختیار آن وقت معنا می‌یابد که انسان، هم امکان خوبی داشته باشد و هم امکان بدی و از میان خوبی و بدی، خوبی را انتخاب کند و نیروهای خیر(عقل انسان در درون و دعوت پیامبران از بیرون ) و نیروهای شر(نفس اماره از درون و شیاطین از بیرون) هر دو وجود داشته باشد.
    آری در قرآن بعد از آنکه هر گونه تسلط و نفوذ ابتدایی از شیطان سلب شده، یک نوع سلطنت و نفوذ ثانوی برای او نسبت به برخی از افرد پذیرفته شده است که این حقیقت را در سوره نحل چنین بیان می‏فرماید: انه لیس له سلطان علی الذین امنوا و علی ربهم یتوکلون و انّما سلطانه علی الذین یتولونه و هم به مشرکون؛ همانا شیطان بر مردمی که به خدا ایمان آورده و بر پروردگار خویش اتکا و اعتماد کرده‏اند، هیچ گونه تسلط و نفوذی ندارد وتنها تسلط او منحصر به اشخاصی است که خودشان ولایت و سرپرستی او را پذیرفته و دست ارادت و دوستی به او داده‏اند.
    بدیهی است این سلطنت و نفوذ ثانوی که شیطان بر گروهی ازانسان‏ها پیدا کرده است نه تنها با اراده و اختیار و استقلال انسان هیچ منافاتی ندارد؛ بلکه خود آنان با اراده و اختیار، زمام امورشان را به دست شیطان داده و ولایت وزمامداری او را پذیرفته ‏اند.(2)

    پی‌نوشت‏ها:
    1. حدید (57) آیه 25.
    2. ابراهیم (14) آیه 22 .

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    حضور
    8 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    317



    ممنون از پاسخگویی لطفا دو قسمت اول هم پاسخ میدید؟
    قسمتی هم که توضیح فرمودید احدی التعلق رو متوجه نشدم چی شد معنیش
    تشکر
    ویرایش توسط اسنا : ۱۳۹۴/۰۸/۱۱ در ساعت ۰۹:۵۶
    حرم عشق کربلاست
    و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز اموخته است و راه کربلا میشناسد


    و چگونه از جان نگذرد آنکس که می داند جان بهای دیدار است...


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    حضور
    8 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    317



    سلام مجدد مفهوم لقاءالله وعلم وایمان شهودی در منظر امام خمینی چیست؟
    حرم عشق کربلاست
    و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز اموخته است و راه کربلا میشناسد


    و چگونه از جان نگذرد آنکس که می داند جان بهای دیدار است...


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهیده نمایش پست ها
    سلام مجدد مفهوم لقاءالله وعلم وایمان شهودی در منظر امام خمینی چیست؟
    باسلام وتقدیر .
    لقاء الله
    در ابتدا باید اشاره شود : کلمه لقاء الله در آیات قرآن بیان شده است و برخی از فرقه های اسلامی مانند اشاعره آن را به دین با چشم تفسیر کرده اند. از نظر عالمان و مفسران شسیعی این تفسیر نادرست است ؛ زیرا دیدن با چشم لازم دارد که آن موجود جسمانی باشد و خداوند از جسم و ماده و... منزه است.
    در کتاب های عالمان شیعی برای لقاء الله معانی چندی ذکر کرده‌اند:از جمله:
    1. ملاقات مرگ یا ملاقات با ملک الموت
    2. لقای ثواب وعذاب یا ملاقات باحکم خداوند
    3. ملاقات آخرت
    4. ملاقات با اولیای الهی؛یعنی ملاقات انبیا وائمه(ع) که در این جا کلمه ای مقدر می شود ، یعنی لقای اولیاء الله
    5. فانی شدن وذوب گشتن در اسما و صفات الهی ومشاهده باطنی اسما وصفات عینی وحقیقی خدا با چشم دل وبصیرت درون (1)
    امام خمینی در موردلقاء الله می نویسد :
    باید دانست که مقصود آنان که راهی برای لقاءالله ومشاهده جمال وجلال حق باز گذاشته اند000ومدّعی این مقام هستند،می گویند (شخصی که راه خود سازی وتهذیب نفس وسلوک الی الله را درپیش گرفته)پس از تقوای تامّ تمام واعراض کلّی قلب از جمیع عوالم ورفض نشأتین و قدم بر فرق انّیّت و انانیّت گذاشتن و توجه تامّ و اقبال کلی به حق و اسماء و صفات آن ذات مقدس کردن و مستغرق عشق وحبّ ذات مقدس شدن و ارتیاضات قلبیه کشیدن ،یک صفای قلبی از برای سالک پیدا شود که مورد تجلیات اسمائیه وصفاتیه گردد،وحجاب های غلیظی که بین عبد واسماء و صفات بود خرق شود وفانی در اسماء وصفات گردد000(2)
    خلاصه سخن امام این است : شخص سالک ،وقتی با ریاضت های مشروع،به خلوص قلبی کامل رسید و از خود بینی و خود خواهی و خود ستایی گذشت، بلکه "خود"نفسانی را زیر قدم هایش محو و نابود کرد و از آخرت و حتی از بهشت و نعمت های آن نیز دل کند و فانی و ذوب در خدا گشت و تنها او را طلب کرد و جز او را ندید، صفا و نورانیتی در قلبش پدید می آیدکه اسما وصفات عینی وخارجی خدارا مشاهده می کند،وتجلیات انوار اسما و صفات الهی، او را تحت تأثیر و احاطه خود قرار می دهد0
    6- لقاءالله یعنی محل تجلیات ذاتی و غیبی خدا قرار گرفتن ،ومشاهده باطنی ذات پاک پروردگار با چشم دل و بصیرت درون0 در مرحله پیش سالک به مرتبه ای از کمال قدسی صعود کرده بود که اسما وصفات الهی را مشاهده می کرد وتجلیات انوار آن، او را متأثر می ساخت ولی ممکن است سالکی بتواند از آن منزل و مرتبه نیز عروج کند و حجاب های نوری اسمائی و صفاتی را نیز کنار زند و به تجلیات ذاتی غیبی نایل گردد ؛اگر چه نیل به چنین مرتبه ای بسیار سخت ومشکل است 0
    امام خمینی در این باره می نویسد:از برای بعضی از ارباب سلوک ممکن است حجاب نوری اسمائی و صفاتی نیز خرق گردد،و به تجلیات ذاتی غیبی نایل شود و خود را متعلق و متدلّی به ذات مقدس ببیند،و در این مشاهده، احاطه قیومی حق و فنای ذاتی خودرا شهودکند و بالعیان وجود خود و جمیع موجودات را ظل(سایه)حق ببیند (3)
    بنا بر این، چهار معنای اول در مورد لقاءالله اگر چه با توجه به برخی آیات واخبار می تواند درست باشد ولی قطعاً کافی وکامل نیست؛ به ویژه بسیاری از متون دعاهای معتبره و روایات معتبر و مشهور را نمی توان بر آن معانی حمل کرد،بلکه مراد از لقاء الله معنای پنجم و ششم است که در واقع یک مفهوم را با تفاوت مراتب وترتب منازل بیان می کند
    لقاء رب عبارت است از نیل به مقام قرب پروردگار، و مقام قرب نیز نزدیکی معنوی هر چه بیشتر به صفات و ذات حضرت حق است که نخست از طریق تحقق و بروز و ظهور انوار صفات و اسمای الهی و پس ازآن، تجلیات انوار ذات قدسی،در جان و روح و قلب سالک وعارف،پدید می آید .
    به بیان دیگر، انسان به میزانی که روح و صفات خداوندی را در خود متجلی کند و استعدادهای فطری و انسانی‌اش را محقق سازد ،به خدا نزدیکتر شده و به مقام قرب و لقای حق نایل آمده است. لقاء الله بیانگر یک جهت گیری و نشانه یک خط سیر معین در روند تعالی وجودی آدمی است .
    پی‌نوشت‌ها:

    1- جهت آگاهی به رساله لقاءالله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی وچهل حدیث امام خمینی رجوع شود.
    2- چهل حدیث،ح 28،ص453
    3- همان

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود