صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دختری از من تقاضای ازدواج کرده اما ظاهرش به دلم نمی نشیند. چه کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947

    دختری از من تقاضای ازدواج کرده اما ظاهرش به دلم نمی نشیند. چه کنم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم...با سلام...

    آروز می کنم تمام مخلوقات خداوند غم تنهایی و بی کسی نداشته باشند...می روم سر اصل مطلب تا درسی شوم برای آیندگان.......بنده ی نا لایق خداوندی هستم که در کل عمر شرمنده او هستم...من 7 سال پیش عاشق دختری شدم در دانشگاه...در سن 18 سالگی....اکنون 25 سال سن دارم...7 سال خون گریستم و بدر گاه خدا طلب حاجت کردم و 7 سال تمام از این دختر خواستگاری کردم و علاقمو بهش نشون دادم...اکنون سرنوشت من خاتمه پیدا کرد و متاسفانه یا خوشبختانه! من به این دختر نرسیدم و ایشون با فرد دیگری ازدواج کرد...به همین راحتی بعد از 7 سال به جای حاجت روا شدن...حاجتم فنا شد... بنده قصد داشتم تا آخر عمر تنها زندگی کنم سر این مصیبتی که بهم وارد شد...تنها دختری که ازش خواستگاری کردم در طول عمرم و حرف زده بودم همین بود که نشد...طلسم شده بودم هیچ دختری رو نمی تونستم بپذیرم...خواهرم ازدواج کرد...برادر کوچکم ازدواج کرد...من تنها فرزند خانه تنها در یک خانه بدون همسر در سکوت مطلق هر شب با درد سنگین تنهایی می خوابم....در هفته 5 شب حداقل تا ساعت 3 نصف شب اتوماتیک وار از درد تنهایی بیدارم اصلا بدون اراده خوابم نمی بره...
    .7 سال ابراز علاقه شدید به یک دختری که حتی حاضر نبود یکبار به خواستگاری او برویم با خانواده ام...سرتونو درد نمیارم...این دختر بقدری بد خلق بود بقدری بویی از انسانیت نبرده بود که به وحشتناک ترین شکل ممکن عشق و علاقه و خوبی من را با نفرت و بدی پاسخ می داد...بله هر انسانی حق انتخاب دارد...منم منطقی هستم اما نه دیگه با نفرت و بدی کسی که دوستش داره رو اونم 7 سال رد کنه...مثل آدم جواب منفی نداد!! این رسم انسانیت نیست همیشه بیاد داشته باشید ما حق نداریم اگر فردی را هم برای ازدواج نمی پسندیم تحقیر کنیم و به او بدی کنیم صرف اینکه به او علاقه نداریم! خب من یقین پیدا کردم این بشر اصلا زیبایی سیرت و باطن و اخلاقی نداره...من تا اینجا دردی بالاتر از این شکست رو نچشیده بودم و فکر می کردم بالاتر از این درد وجود ندارد تا اینکه فهمیدم دو برابرشم هست بدتر از این!!!

    حالا اون کنار شوهرشه و ازدواج کرده گویا کاری نداریم...حدود 6 ماه هست در یک رابطه کاری خانومی مدام بمن خودشو نشان می داد و گویا می خواست ابراز علاقه کنه و خودنمایی کنه....انقدر با من حرف می زد بدون اینکه چیزی بگه و حرفی بزنه نذاشتم کار به درازا بکشه همون روز سوم آشنایی بهش خیلی رک گفتم ببخشید خانوم من قصد ازدواج ندارم!!! بنده خدا رنگش پرید و اصلا باور نکرد در عرض دو سه روز اول آشنایی بدون اینکه بمن بگه من به عمق وجودش پی بردم....بعد ناراحت شد و گفت نه مگه من از شما خوشم اومده یا چیزی بینمون بوده...خلاصه بگم بعد از چند روز مستقیم بهم گفت از من خوشش میاد پیشنهاد ازدواج داد....الان 6 ماه می گذره و هر روز با من در تماسه...تلفنمم از رابطه کاری از من گرفته بود قبلا...دنیا دنیا بمن ابراز علاقه می کنه....من بهش گفتم که شکست عشقی خوردم و چون دلم بد جور شکسته من دلت رو نمی شکنم چون می دونم گناه بزرگیه باهات بد رفتاری نمی کنم هر چقدر دوست داری می تونی تلاشت رو کنی تا منو جذب کنی من مانعت نمی شم اما جوابم منفی هست برا ازدواج...خلاصه درد شکستم کم بود حالا دل یکی دیگه رو هم بشکنم بدتر

    6 ماه گذشت و بقدری بمن ابراز علاقه کرد که خود بخود مجذوب رفتارش شدم...دختر خانواده دار و مومن و پاکی بود...مسجد هیئت نماز اول وقت زیارت عاشورا روزه همه جوره سنگ تموم بود..بر خلاف دختر قبلیه که اصلا نه نماز خون بود نه هیچی...یه روز بهم گفت یعنی تو واقعا از من خوشت نمیاد...من گفتم بخدا قسم تو انقدر انسان خوبی هستی انقدر بمن خوبی کردی من عاشق انسانیت و سیرت پاکت شدم...گفتم آرزوم بود اخلاق و رفتار تو و با خدا بودن و مومن بودن تو رو اون دختری که می خواستم داشت...بهش گفتم تو ظاهرت از اون کمتره یعنی زیباییت کمتره ولی باطن و درونت و انسانیتت بیشتر در واقع اون اصلا انسانیتی ندیدم ازش ...بهش گفتم من اخلاق و رفتار و با خدا بودن خیلی خیلی برام مهم تر از زیبایی هست...اما زیبایی رو هم مثل هر انسانی دوست دارم... اما نه اینکه تو زیبا نباشی ولی بدلم نشست زیبایی تو...اینو که گفتم هر روز گریه می کرد دیوانه وار منو دوست داشت و این برای من خیلی عجیب بود و منو مجذوب می کرد!

    گفتم باید بیای شهر ما زندگی کنی گفت باشه...گفتم درس حق نداری بخونی گفت باشه هر چی تو بگی...دیدم هر چی بگم گوش میده گفتم ببخشید آخه ظاهرت بدلم نشسته انقدر دلش شکست تا چند روز دیگه باهام حرف نزد...با این حال تا چیزی می گفتم به شوخی می گفتم دیگه منو نمی خوای سریع می گفت دوستت دارم! خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم انقدر من مهربون آفریده شدم نتونستم تحمل کنم گفتم باشه میام خواستگاریت بیشتر با هم آشنا بشیم...چون واقعا صدای بغض و گریه هاش روحمو شکنجه می داد مخصوصا یاد خودم می افتادم که چقدر سخته یکی رو بخوای و اون تو رو نخواد...باز من مثل آدم باهاش حرف می زدم...من خودم آرزوم بود یه بارم شده حداقل برم خواستگاری دختر مورد علاقم...اما او نذاشت لذا خودمو گذاشتم جا این خانوم و گفتم بذار خوشحالش کنم حداقل با یک خواستگاری...رفتم پارچه گرفتم امروز دادم خیاط برام کت و شلوار بدوزه...گفتم میام خواستگاریت....انقدر بهش جواب رد داده بودم می دونست الکی میام خواستگاری....گفت باشه بیا...زیاد خودشو خوشحال نشون نداد...کلا قراره چند وقت دیگه بریم خواستگاریش...

    من از باطن و انسانیت و با خدا بودن این دختر بقدری خوشم اومد که فقط حسرت می خوردم که ای کاش کمی بیشتر زیبایی صورت داشت...نه اینکه زیبا نباشه ها...من توقعم بالاست...خواستگاراش صف کشیدن و دعوا می کنن با هم...!!! من واقعا یقین پیدا کردم ارزش درونی آدما خیلی بیشتر از ظاهر آدم هاست و این زیبایی درونه که جاویده و زیبایی ظاهری فانی و گذراست...این شد که نه تنها این دختر منو از طلسم زندانی شدنم در عشق دروغین قبلی نجات داد بلکه کم کم عاشق خودش کرد! کلام آخر من از یک عمر تجربه تلخ زندگی و هدر رفتن عمرم.فهمیدم..تا جایی که می توانید زود یعنی بموقع در جوانی ازدواج کنید و بیشتر درون آدم رو بسنجید تا ظاهرش رو..واقعا علاقه واقعی به خود شخصه عشق اینه نه به زیبایی ظاهرش...اون دختری که می خواستم عکس سر لخت خودشو می ذاشت در فیسبوک!! واقعا اون کجا و من مومن کجا چقدر بد کردم به خودم.. ببخشید از اینکه زیاد نوشتم عوضش یک عمر تجربه و جوونیم رو براتون به اشتراک گذاشتم تا مثل من اسیر نشید


    حالا کلام پایانی می خوام نظر شما رو هم از زندگی و سرنوشت من و این ازدواج بدونم و راهنمایی بهتری کنید من را ممنون...بنده 25 سال دارم و دختر خانوم 16 سال سن دارد!!! اما از لحاظ ظاهر بمن می خوره 19 سالم باشه هر چقدر بهش گفتم من 25 سالمه باور نکرد که نکرد...گفت سن برای من مهم نیست...از خیلی جهات هم تفاهم داریم بعد این همه آشنایی فهمیدیم هر دومون...ممنون از همگی دعا کنید عاقبت بخیر شویم من در خواب هم نمی دیدم روزی بروم خواستگاری یک دختری بس که زجر کشیده بودم اما خدا رو شکر زندگیم با یک معجزه تغییر پیدا کرد...باز هم خدا می دونه چه خواهد شد به امید خدا برم خواستگاری ببینیم چی میشه


  2. صلوات ها 21


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست







    دختری از من تقاضای ازدواج کرده اما ظاهرش به دلم نمی نشیند. چه کنم؟








    کارشناس بحث: استاد امین

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4651



    سلام

    از اینکه توانستید دوباره به زندگی عادی برگردید خوشحالیم و برای شما آرزوی خوشبختی می کنیم.

    با این حال آنچه لازم است بدانید این است که ازدواج از طریق برقراری رابطه یا حتی تک روی در خواستگاری، آینده خوبی ندارد و باعث ایجاد مشکلاتی خواهد شد که شما تا حدودی آن را چشیده اید. در حال حاضر هم ارتباط شما با دختر مورد نظر کار درستی نیست. درست است که درخواست ابتدایی از جانب ایشان بوده؛ ولی قبول این ارتباط با این نگاه که من نمی خواهم او هم مثل من سرخورده شود نادرست است. شما با این ارتباط و نوع برخوردی که با ایشان داشته اید نه تنها به او خوبی نکرده اید بلکه او را بیشتر سرخورده و حتی وابسته کرده اید؛ در حالی که اگر همان اول روی خوش نشان نمی دادید و به او می فهمانید اهل ارتباط نیستید، قطعا رضایت خدا را بیشتر جلب می کردید و او را هم تحت فشار روانی قرار نمی دادید.

    شاید بگویید اگر ارتباطی نبود من از آن وضعیت خارج نمی شدم و همچنان به فکر این بودم که برای همیشه مجرد بمانم. جواب این است که این نتیجه ظاهری و موقت قضیه است و حتی اگر فرض درستی هم باشد در مقابل مشکلات احتمالی آن خیلی ناچیز است. شما فرض کنید به همدیگر وابسته شده اید اما بعد از خواستگاری به هر دلیلی این ازدواج سر نگیرد. آیا آن موقع شکست تازه و شدیدتری را تجربه نمی کنید؟ ایا آن دختر ضربه روحی روانی شدیدی نمی خورد؟! بعلاوه اینکه وقتی بنای شما بر ازدواج از طریق رابطه شد نمی شود به انتخاب شما خیلی اعتماد کرد؛ جون انتخابی که از روی احساسات باشد ممکن است نادرست از اب درآید که این برای زندگی آینده شما بسیار خطرناک است.

    بنابراین در شیوه خود تجدید نظر کنید و علاوه بر اینکه هر چه زودتر تکلیف این رایطه را مشخص می کنید، در اینده هم با چنین مواردی آنگونه که عرض کردم برخورد کنید تا خدایی ناکرده گرفتار مشکل نشوید. نگران اینکه نتوانید ازدواج کنید هم نباشد. فردی مثل شما که تجربه شکست عشقی داشته، برای برگشتن به حالت عادی و انگیزه پیدا کردن برای ازدواج نیاز به چند جلسه مشاوره حضوری دارد. مشاور در طی این جلسات شما را برای یک ازدواج خوب و موفق آماده خواهد کرد.

    با این حال با توجه به نکاتی که گفتید اصل ازدواج شما با این خانم 16 ساله مانعی ندارد؛ اما چون این آشنایی از طریق رابطه بوده و تردید هایی در شما وجود دارد، چند نکته وجود دارد که لازم است بدانید:

    1- اولین مسئله ای که هست اینکه همانطور که عرض کردم شما نباید بگذارید این رابطه به این شکل ادامه پیدا کند؛ چون ممکن است این رابطه به هر دلیلی مثل مخالفت خانواده یا ... به ازدواج ختم نشود که در این صورت شکست سنگینی را هم شما و هم ایشان باید متحمل شوید. لذا هر چه زودتر تکلیف این رابطه را مشخص کنید.

    2- نکته بعدی که باید مد نظر داشته باشید در مورد عدم پسند ظاهر ایشان از جانب شماست. هر چند ظاهر و صورت بعد از مدتی عادی می شود و آنچه باقی می ماند سیرت انسان هاست؛ اما چنین اتفاقی نیاز به پیش زمینه هایی هم دارد و در هر شرایطی اتفاق نمی افتد. به عنوان مثال اگر کسی خدایی ناکرده اهل نگاه به زنان و دختران و مقایسه آنها با همسرش باشد، طبیعی است که نه تنها ظاهر همسرش بعد از مدتی برایش عادی نمی شود، بلکه این مسئله بعد از گذشت مدتی برای او پررنگ شده و موجبات اختلال در زندگی مشترک را فراهم می کند؛ چون او هر روز با صورت های جدید و زیباتر مواجه شده و این زمینه سردی او از همسرش را فراهم می کند؛ مگر اینکه چشم خود را از چنین نگاه هایی بپوشاند. لذا در این مسئله دقت بیشتری به خرج دهید.

    3- مسئله بعدی که لازم است مورد توجه قرار بگیرد، نوع رابطه شماست. در حال حاضر کسی که بیشترین ابراز علاقه را دارد طرف مقابل است؛ در حالی که در حالت عادی نباید اینطور باشد؛ چون این مرد است که طالب است و زن مطلوب. اگر جای این دو عوض شود، ممکن است به مرور زمان با مشکل مواجه شوند؛ چون زن ذاتا توانایی این را ندارد که همیشه طالب باشد و دوست دارد مطلوب قرار بگیرد؛ در حالی که شما به چنین چیزی عادت کرده اید و همین باعث مشکل می شود. حتی چنین چیزی باعث دوری مرد از آن زن می شود. لذا پیشنهاد من این است که قبل از ازدواج حتما حضورا به یک مشاور مراجعه کنید تا هم شرایط را بررسی کند و هم اینکه اگر لازم باشد نکاتی را خدمت تک تک شما به خصوص طرف مقابل بگوید تا از مشکلات احتمالی آینده جلوگیری شود.

    پیروز و سربلند

    ویرایش توسط امین : ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ در ساعت ۲۰:۳۲

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    موضوع تاپیکو که دیدم یاد تعبیری که حضرت یوسف از خواب عزیز مصر داشت افتادم. . .
    ۷سال نعمت و فراوانی و بعد از اون ۷سال خشکی و قحط سالی . . .

    خب و اما بعد. . .

    مرد حسابی عجب ادمی هستی. . .
    راجب همه جمله هات حرف دارم اما نمیزنم چون میدونم الان همه میان پدرتو در میارن
    فقط یه جارو نمیتونم نگم اونجایی ک نوشتی:

    "انقدر من مهربون آفریده شدم نتونستم تحمل کنم"

    در اینجا باید بگم دهنت سرویس. . . اینقدر زجرش دادی بعد ب خودت میگی مهربون؟

    بعدم اون چ دختری بوده ک اینقدر صریح بهش گفتی قیافتو نمیپسندم بازم ولت نکرده. این خیلی واسه دخترا زجر اوره.
    من واقعا نمیفهمم.
    حتما خیلی پولداری. اره؟؟؟؟؟؟؟

    ویرایش توسط asad : ۱۳۹۴/۰۸/۰۷ در ساعت ۱۰:۴۶
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    سلام.
    منتظر بودم این تاپیک باز بشه و بیام برای دعوا
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    ایشون با فرد دیگری ازدواج کرد
    الهی شکر......از دست تاپیکهایی که درموردش میزدی راحت شدمگرچه بازم حرفهایی زدی درموردش که اعصابم رو خیلی خورد کرد شامل اینها:
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    سال پیش عاشق دختری شدم در دانشگاه
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    بنده قصد داشتم تا آخر عمر تنها زندگی کنم سر این مصیبتی که بهم وارد شد
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    من تنها فرزند خانه تنها در یک خانه بدون همسر در سکوت مطلق هر شب با درد سنگین تنهایی می خوابم....در هفته 5 شب حداقل تا ساعت 3 نصف شب اتوماتیک وار از درد تنهایی بیدارم اصلا بدون اراده خوابم نمی بره...
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    7 سال ابراز علاقه شدید به یک دختری که حتی حاضر نبود یکبار به خواستگاری او برویم با خانواده ام...سرتونو درد نمیارم...این دختر بقدری بد خلق بود بقدری بویی از انسانیت نبرده بود که به وحشتناک ترین شکل ممکن عشق و علاقه و خوبی من را با نفرت و بدی پاسخ می داد.
    از این حرفت خیلی حرصم گرفتببخشید برای چی به قول خودت به یه کسی که انسانیت نداشت و این همه فحش بهش دادی و ازش بد گفتی علاقه داشتی؟ بابا آدم به یه چیزی علاقمند میشه به رفتاری قیافه ای ....چیزی تو که همش داری ازش بد میگی چطور 7 سال بهش علاقمند شدی و از غمش خواب نداری و مصیبت زده
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    من یقین پیدا کردم این بشر اصلا زیبایی سیرت و باطن و اخلاقی نداره
    بفرما اینم تایید حرفم....میشه بگی به چه چیزش علاقمند شده بودی؟ آخرش از دست تو من سکته میکنم
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    من دلت رو نمی شکنم چون می دونم گناه بزرگیه باهات بد رفتاری نمی کنم هر چقدر دوست داری می تونی تلاشت رو کنی تا منو جذب کنی من مانعت نمی شم اما جوابم منفی هست برا ازدواج
    آخه این چه حرفیه که زدی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    ماه گذشت و بقدری بمن ابراز علاقه کرد که خود بخود مجذوب رفتارش شدم
    بله پس فکر کردی تاثیر نمیگذاره؟خواه ناخواه هرکس دیگه ای هم به جای این دختر بود بهش کشیده میشدی
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    دختر خانواده دار و مومن و پاکی بود
    مومن و پاک؟؟؟بنظرت یه دختر مومن و پاک اینجوریه که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    مدام بمن خودشو نشان می داد و گویا می خواست ابراز علاقه کنه و خودنمایی کنه
    کدوم دختر مومن و پاکی خودنمایی میکنه؟خانمهای سایت نظر بدین لطفا
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    بهم گفت از من خوشش میاد پیشنهاد ازدواج داد....الان 6 ماه می گذره و هر روز با من در تماسه...تلفنمم از رابطه کاری از من گرفته بود قبلا...دنیا دنیا بمن ابراز علاقه می کنه
    اینا رفتار یه دختر مومن و پاکه؟
    تا به حال چیزی در مورد نجابت، وقار ، متانت، سنگینی و این چیزا نشنیدی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    ه روز بهم گفت یعنی تو واقعا از من خوشت نمیاد...من گفتم بخدا قسم تو انقدر انسان خوبی هستی انقدر بمن خوبی کردی من عاشق انسانیت و سیرت پاکت شدم.
    بنظر من عاشق ابراز علاقه کردنهاش شدی نه عاشق انسانیت و سیرت و اینا
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    بهش گفتم تو ظاهرت از اون کمتره
    با این حرفت که زدی نابودش کردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    اینو که گفتم هر روز گریه می کرد
    بفرما
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    گفتم باید بیای شهر ما زندگی کنی گفت باشه...گفتم درس حق نداری بخونی گفت باشه هر چی تو بگی...دیدم هر چی بگم گوش میده
    اینا که بنظرم سوءاستفاده هات هست از علاقه اون.....و بعدش هم دختر مجرد چطور تنهایی اومد در شهر تو زندگی کنه؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    انقدر من مهربون آفریده شدم نتونستم تحمل کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    گفتم بذار خوشحالش کنم حداقل با یک خواستگاری...رفتم پارچه گرفتم امروز دادم خیاط برام کت و شلوار بدوزه...گفتم میام خواستگاریت....انقدر بهش جواب رد داده بودم می دونست الکی میام خواستگاری....گفت باشه بیا...زیاد خودشو خوشحال نشون نداد...کلا قراره چند وقت دیگه بریم خواستگاریش...
    حتما تعریفت از خواستگاری هم اینه که باهاش بری توی یه پارک بعد یه گل بهش بدی بگی خانوم با من ازدواج میکنی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    من از باطن و انسانیت و با خدا بودن این دختر بقدری خوشم اومد که فقط حسرت می خوردم که ای کاش کمی بیشتر زیبایی صورت داشت...نه اینکه زیبا نباشه ها...من توقعم بالاست
    پس دیدی دنبال چیز دیگه ای هستی نه سیرت....
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    خواستگاراش صف کشیدن و دعوا می کنن با هم
    خودت دیدی شون در حال دعوا؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    بنده 25 سال دارم و دختر خانوم 16 سال سن دارد!!!
    9 سال اختلاف سنی؟؟؟؟اون الان یه دختر دانش آموز مدرسه ای و نوجوان هست و تو آیا در فضای سنی اون هستی؟؟؟چطور تناسب دارید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    از خیلی جهات هم تفاهم داریم بعد این همه آشنایی فهمیدیم هر دومون
    میشه بگی چه معیارهایی برای انتخاب همسر داری؟ حتما نکنه معیارت اینه که دوستش داشته باشم و اونم دوستم داشته باشه؟؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    توانستید دوباره به زندگی عادی برگردید
    استاد اینهایی که گفت شب و روز تلفنی ابراز علاقه کردن و دوستت دارم گفتن و شنیدن کجاش زندگی عادیه؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    شما نباید بگذارید این رابطه به این شکل ادامه پیدا کند؛
    احسنت.کاش فقط همین یه حرف رو ازتون قبول کنه و واقعا عمل کنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    در حال حاضر کسی که بیشترین ابراز علاقه را دارد طرف مقابل است؛ در حالی که در حالت عادی نباید اینطور باشد؛ چون این مرد است که طالب است و زن مطلوب. اگر جای این دو عوض شود، ممکن است به مرور زمان با مشکل مواجه شوند؛ چون زن ذاتا توانایی این را ندارد همیشه طالب باشد و دوست دارد مطلوب قرار بگیرد؛ در حالی که شما به چنین چیزی عادت کرده اید و همین باعث مشکل می شود. حتی چنین چیزی باعث دوری مرد از آن زن می شود.
    بله کاملا صحیح
    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    قبل از ازدواج حتما حضورا به یک مشاور مراجعه کنید
    جناب استارتر تو رو خدا این کار رو انجام بده

  11. صلوات ها 19


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    در اینجا باید بگم دهنت سرویس. . . اینقدر زجرش دادی بعد ب خودت میگی مهربون؟

    بعدم اون چ دختری بوده ک اینقدر صریح بهش گفتی قیافتو نمیپسندم بازم ولت نکرده. این خیلی واسه دخترا زجر اوره.
    من واقعا نمیفهمم.
    حتما خیلی پولداری. اره؟؟؟؟؟؟؟
    با این جمله هات کلی خندیدماحسنت

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    خانومی مدام بمن خودشو نشان می داد و گویا می خواست ابراز علاقه کنه و خودنمایی کنه
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    با این حال تا چیزی می گفتم به شوخی می گفتم دیگه منو نمی خوای سریع می گفت دوستت دارم!
    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    دختر خانواده دار و مومن و پاکی بود...مسجد هیئت نماز اول وقت زیارت عاشورا روزه همه جوره سنگ تموم بود.
    دختری که خوب باشه.و واقعی پاک باشه و حیا و نجابت داشته باشه.به این صراحت این جمله را نمیگه.منکه پسرم اگه بخام به کسی بگم دوست دارم که همسرم نباشه.تشنج میکنم از خجالت

    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    گفتم باید بیای شهر ما زندگی کنی گفت باشه.
    یعنی از یه شهر دیگه اومده یه شهره دیگه کار میکنه!؟اونم دختر 16 ساله!

    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    بنده 25 سال دارم و دختر خانوم 16 سال سن دارد!!!
    مشاوره های دکتر فرهنگ و کلا کسایی که تا حالا خوندم.میگه دختر حداقل 18 سال باید داشته باشه.چون به یه سری از بلوغ های فکری و ... اینا نرسیده هنوز.دیگه خود دانید.شاید اینقدر دختر پخته ای باشه. که اندازه یه دختر 20 ساله هم بفهمه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    خواستگاراش صف کشیدن و دعوا می کنن با هم...!!!
    16 سالشه.خواستگاراش صف کشیدن.خانما یاد بگیرین.حسودی هم نکنین یه موقع.

    درکل برات ارزوی خوشبختی دارم.
    و میگم ازدواج کنی با همین.حداقل دردسر خواستگاری و اینا را دیگه نداری.که دختره نپسنده و ...برو جلو که شانس در خونتو زدهقیافشم فوقش عمل میکنه دیگه
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    به به. . . هنونطور ک پیش بینی میشد اعضای نکته سنج سایت شروع ب فعالیت کردند و همه نکته هایی ک من حوصله نداشتم بگم رو بیان کردند. . .
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    186
    حضور
    4 روز 23 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    819



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    با توجه به نکاتی که گفتید در مورد اصل ازدواج شما با ایشان مانع جدی وجود ندارد
    با سلام
    ببخشید استاد به نظر شما این دختر در سن شانزده سالگی دچار احساسات نوجوانی نشده؟!؟!

    خصوصا که ظواهر نشون میده که محبت بی حدی از جانب ایشون ابراز میشه!!

    نباید دلیل این احساسات رو پیدا کرد؟!

    ضمن اینکه همونطور که جناب مهران فرمودند دختر خوب و مومن این میزان جلوه گری میکنه؟!!!!!

    و اینکه اختلاف سن در این حد باعث مشکلات بعدی نخواهد شد؟




  19. صلوات ها 13


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    186
    حضور
    4 روز 23 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    819



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    دختری که خوب باشه.و واقعی پاک باشه و حیا و نجابت داشته باشه.به این صراحت این جمله را نمیگه.منکه پسرم اگه بخام به کسی بگم دوست دارم که همسرم نباشه.تشنج میکنم از خجالت
    دقیقا!


  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۸/۱۱, ۱۸:۳۰ : 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود