صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درد عشقی کشیده ام که مپرس

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,769
    حضور
    165 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3517

    اشاره درد عشقی کشیده ام که مپرس




    با سلام وعرض ادب

    درد عشقی کشیده ام که مپرس زهرهجری کشیده ام که مپرس


    لطفا مضمون این بیت از غزل حافظ چیست .

    با تشکر از استاد گرامی
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۴/۱۲/۰۵ در ساعت ۰۹:۴۴

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,802
    حضور
    180 روز 9 ساعت نامشخص
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    58881



    با نام و یاد دوست







    درد عشقی کشیده ام که مپرس








    کارشناس بحث: جناب استاد
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۸/۰۳ در ساعت ۰۸:۴۴ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,978
    حضور
    94 روز 8 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25299



    نقل قول نوشته اصلی توسط همای رحمت نمایش پست ها
    با سلام وعرض ادب

    درد عشقی کشیده ام که مپرس زهرهجری کشیده ام که مپرس


    لطفا مضمون این بیت از غزل حافظ چیست .

    با تشکر از استاد گرامی
    سلام علیکم
    استاد دینانی،فیلسوف برجسته در مورد این بیت می گویند:
    این درس عشق است که حافظ می دهد،درد عشقی کشیده ام که مپرس/زجر هجری کشیده ام که مپرس.
    مپرس یعنی اگر هم بپرسی نمی توانم جواب بدهم،یعنی به وصف نمی آید،آنقدر که شدید است به لفظ نمی آید و جای گفتگو نیست.
    خود درد وصال است،یعنی اگر به عاشقی بگویند که همه ی عالم را به تو می دهیم و آن درد را از تو می گیریم می گوید نه. پدر مجنون او را به مکه برد که دعا کند درد عشق از وی گرفته شود و مجنون دعا کرد که خدایا هزاران بار بر دردم بیفزا.
    اگر همه ی عالم را به عاشق حقیقی بدهند که دردش را از وی بگیرند نمی پذیرد.
    وصال او از عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به.
    پس بنابراین درد خودش نوعی وصال است و اصلا نوعی رابطه دیالکتیک بین فراق و وصال هست و بدون فراق وصال معنا ندارد.
    اگر توضیح دیگری لازم بود بفرمایید.درخدمتم إن شاء الله.

    درد عشقی کشیده ام که مپرس
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    5,009
    حضور
    133 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21913



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    یعنی به وصف نمی آید،آنقدر که شدید است به لفظ نمی آید و جای گفتگو نیست.
    هو المحبوب

    با سلام و عرض ادب

    استاد عشق هم مراتب دارد تا شدت و ضعف بپذیرد؟ یا این عاشقانند که ذو مراتبند؟

    به نسبت معرفتشان؟ یعنی ظاهرا این عشق نیست که مراتب دارد چرا که معشوق یکی است

    اما هر چه جلوات بیشتری از معشوق دیده باشی(معرفت) عاشق تری،پس تفاوت میان عاشقان

    و مراتب معرفتشان باید باشد."به تعبیر بزرگان، معرفت ستون خیمه ی محبت است"

    صحیح است؟


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,978
    حضور
    94 روز 8 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25299



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    هو المحبوب

    با سلام و عرض ادب

    استاد عشق هم مراتب دارد تا شدت و ضعف بپذیرد؟ یا این عاشقانند که ذو مراتبند؟

    به نسبت معرفتشان؟ یعنی ظاهرا این عشق نیست که مراتب دارد چرا که معشوق یکی است

    اما هر چه جلوات بیشتری از معشوق دیده باشی(معرفت) عاشق تری،پس تفاوت میان عاشقان

    و مراتب معرفتشان باید باشد."به تعبیر بزرگان، معرفت ستون خیمه ی محبت است"

    صحیح است؟
    سلام علیکم و رحمة الله
    اگر عشق را یک حقیقت واحده بدانیم،باید یا انواع عشقها را منکر شویم و بگوییم اساسا آنها عشق نیستند و یا آنها را جلوات همین حقیقت واحده بدانیم.
    لذا ذو مراتب بودن عشق یا عاشق فرق چندانی نمی کند.
    تعبیر شما که عاشق را ذو مراتب دانسته اید نیز درست است اما در حالتی که عشق مورد نظر آن عاشقان یک موضوع واحد باشد.
    جناب صدرالمتألهین در یک تقسیم بدیع و ابتکاری که آن را تقسیم جامع برای عشق می نامند،عشق را به سه نوع اکبر،اوسط و اصغر تقسیم می کند و وجه تسمیه ی جامع بودن را این می داند که شامل عشق نسبت به همه ی انواع معشوقات می شود و هیچ معشوقی از دایره ی شمول آن بیرون نیست:
    ((إن العشق الجامع لکل معشوقات الاشیاء علی ثلاثة أنحاء: الاکبر و الاوسط و الاصغر)) (اسفار،ج 1،موقف ثامن،فصل 20،ص 183)
    عشق اکبر،عشق به ذات مقدس خداوند است که مختص به انبیاء و اولیاء و عرفای والامقام است که به مرتبه ی فنای کامل می رسند.
    عشق اوسط،عشق علما و حکما به تفکر و تامل در حقایق موجودات و خلقت آسمان و زمین است.
    عشق اصغر،عشق ظاهری و عشق به انسان است،چراکه انسان نسخه و نمونه ای از عالم کبیر و محتویات آن است.

    درد عشقی کشیده ام که مپرس
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,769
    حضور
    165 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3517



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    عشق اکبر،عشق به ذات مقدس خداوند است که مختص به انبیاء و اولیاء و عرفای والامقام است که به مرتبه ی فنای کامل می رسند.
    با سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی

    چرا همین عشق اکبر هم تا آخرین لحظه ی جان دادن تثبیت نمیشود.

    با تشکر از شما
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    5,009
    حضور
    133 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21913



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    عشق اکبر،عشق به ذات مقدس خداوند است که مختص به انبیاء و اولیاء و عرفای والامقام است که به مرتبه ی فنای کامل می رسند.
    عشق اوسط،عشق علما و حکما به تفکر و تامل در حقایق موجودات و خلقت آسمان و زمین است.
    عشق اصغر،عشق ظاهری و عشق به انسان است،چراکه انسان نسخه و نمونه ای از عالم کبیر و محتویات آن است.
    هو المحبوب

    با عرض سلام و ادب

    استاد گرامی در تقسیم جناب ملا صدرا هم عشق به حسب عشاق تقسیم شده است و بر حسب درجات و مقامات معرفتشان

    و اتفاقا عشق ظاهری یا مجازی را هم در این تقسیم جای داده است،لذا اشکالات ذیل هم پیش نمی آید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    اگر عشق را یک حقیقت واحده بدانیم،باید یا انواع عشقها را منکر شویم و بگوییم اساسا آنها عشق نیستند و یا آنها را جلوات همین حقیقت واحده بدانیم.
    لذا ذو مراتب بودن عشق یا عاشق فرق چندانی نمی کند.
    تعبیر شما که عاشق را ذو مراتب دانسته اید نیز درست است اما در حالتی که عشق مورد نظر آن عاشقان یک موضوع واحد باشد.



    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,978
    حضور
    94 روز 8 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25299



    نقل قول نوشته اصلی توسط همای رحمت نمایش پست ها
    با سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی

    چرا همین عشق اکبر هم تا آخرین لحظه ی جان دادن تثبیت نمیشود.

    با تشکر از شما
    سلام علیکم
    یک وقتی شما عسل را در ظرفی آلوده می ریزید....
    یک وقتی در ظرف شیشه ای با در باز که علاوه بر امکان شکستن ،مورد هجمه ی حشرات هم می تواند قرار گیرد.
    یکی وقتی هم ظرف شیشه ای در بسته است ولی باز امکان شکستن دارد.
    یک وقتی هم در ظرف پلاستیکی محکمی که درش نیز بسته است می ریزید که نه امکان شکستن دارد و نه هجمه ی حشرات . و قس علی هذا.....
    پس اگر محبت ما به خدا حقیقتا همان محبت و عشق واقعی باشد که از روی معرفت است،نه از روی خیال و نه به طمع مقامات و حالات و .....باید در ظرفی مناسب ریخته شود تا بماند.
    ظرف وجودیمان را باید اصلاح کنیم.
    دو مصلح قوی برای اصلاح این ظرف عرض می کنم:
    1-کسب علم و معرفت که ظرف وجودی انسان را وسعت می بخشد.
    2-توسل و ابراز محبت به حضرات معصومین علیهم السلام مخصوصا حضرت سید الشهداء علیه السلام که مرکبت را سریعتر به مقصد و مقصود می رسانند.
    موفق و موید باشید.

    ویرایش توسط استاد : ۱۳۹۴/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۱:۳۴
    درد عشقی کشیده ام که مپرس
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,978
    حضور
    94 روز 8 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25299



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    هو المحبوب

    با عرض سلام و ادب

    استاد گرامی در تقسیم جناب ملا صدرا هم عشق به حسب عشاق تقسیم شده است و بر حسب درجات و مقامات معرفتشان

    و اتفاقا عشق ظاهری یا مجازی را هم در این تقسیم جای داده است،لذا اشکالات ذیل هم پیش نمی آید:
    سلام علیکم
    بله، عرض شد که( لذا ذو مراتب بودن عشق یا عاشق فرق چندانی نمی کند.)
    مستحضر هستید که ذو مراتب بودن یا تشکیکی بودن صدمه ای به واحد بودن آن حقیقت نمی زند.

    درد عشقی کشیده ام که مپرس
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,769
    حضور
    165 روز 9 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3517



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    سلام علیکم
    یک وقتی شما عسل را در ظرفی آلوده می ریزید....
    یک وقتی در ظرف شیشه ای با در باز که علاوه بر امکان شکستن ،مورد هجمه ی حشرات هم می تواند قرار گیرد.
    یکی وقتی هم ظرف شیشه ای در بسته است ولی باز امکان شکستن دارد.
    یک وقتی هم در ظرف پلاستیکی محکمی که درش نیز بسته است می ریزید که نه امکان شکستن دارد و نه هجمه ی حشرات . و قس علی هذا.....
    پس اگر محبت ما به خدا حقیقتا همان محبت و عشق واقعی باشد که از روی معرفت است،نه از روی خیال و نه به طمع مقامات و حالات و .....باید در ظرفی مناسب ریخته شود تا بماند.
    ظرف وجودیمان را باید اصلاح کنیم.
    دو مصلح قوی برای اصلاح این ظرف عرض می کنم:
    1-کسب علم و معرفت که ظرف وجودی انسان را وسعت می بخشد.
    2-توسل و ابراز محبت به حضرات معصومین علیهم السلام مخصوصا حضرت سید الشهداء علیه السلام که مرکبت را سریعتر به مقصد و مقصود می رسانند.
    موفق و موید باشید.
    بسیارممنونم از مثال زیبایتان
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۰/۰۵, ۱۸:۰۸ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود