صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خصائص حسین علیه السلام از آنچه به پیامبران عظام تعلق دارد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539

    خصائص حسین علیه السلام از آنچه به پیامبران عظام تعلق دارد





    بسم الله الرحمن الرحیم



    خصائص حسین علیه السلام از آنچه به پیامبران عظام تعلق دارد برگرفته از کتاب :

    زيتون (ترجمه خصائص الحسينيه )


    تاءليف : آيت الله شيخ جعفر شوشترى
    مترجم : دكتر خليل الله فاضلى



    عنوان یازدهم کتاب :
    خصائص حسین علیه السلام از آنچه به پیامبران عظام تعلق دارد

    مقصد اول :

    اين مقصد درباره صفاتي از پيامبران است كه خداوند آنها را به حسين عليه السلام عطا فرمود . در روايت ها آمده كه خداوند دوازده صفت را به پيامبرانش اختصاص داده است ، كه ما ثابت بودن اين صفات را براي حسين عليه السلام وجه كامل تر متذكر شديم . از جمله صفات انبياء اين است كه خداوند بندگانش را به اين طريق مي آزمايد كه آنها را در حالت هايي كه به ديده مردم مي آيند ، ضعيف قرار مي دهد و به همراه آنان اوضاع دنيايي قرار نداده است ؛ اما تمام حالت هاي ابتلاء و آزمايش هاي پيامبران در وقوف حسين عليه السلام در روز عاشورا به آن حالت ها ، فراهم شد و از اين جا حقيقت اخلاص براي خدا و بي شايبه بودن آن آشكار مي گردد . به همين خاطر است كه پيروان آن حضرت ملقب به صفاتي شدند ؛ از جمله اينكه آنها سادات شهدا و اولياءالله و برگزيدگان خدا و دوستداران او مي باشند .
    يكي ديگر از خصوصيات پيامبران اين است كه همه آنها به فقر ، يا گرسنگي ، يا تشنگي ، يا ضرب ، يا قتل ، يا آزار و اذيت و يا تحقير مبتلا شدند ؛ اما هر كدام به يكي از اين بلاها گرفتار شدند . يعني در ميان پيامبران ، كساني بودند كه از گرسنگي از دنيا رفتند و برخي از تشنگي و يا سرما وفات يافتند . در حالي كه تمام مصيبت ها و گرفتاري ها فقط درباره حسين عليه السلام فراهم آمد . ممكن است برخي از پيامبران به تعدادي از گرفتاري ها مبتلا شدند ، اما در عين حال از برخي ديگر در امان بودند ولي حسين عليه السلام مختص به اين شد كه از هيچ بلايي سالم نماند .
    يكي ديگر از صفات همه پيامبران اين بود كه از بدن آنها بوي گلابي استشمام مي شد ، كما اينكه اين مطلب در حديث آمده است . اما رايحه حسين عليه السلام رايحه سيب است ؛ كه اين مطلب از آن حديثي كه در آن نقل شده بود ، به همراه آن حضرت تا زمان شهادت سيبي بود ، استنباط مي شود . و اينك نيز از قبر آن حضرت به ويژه هنگام سحر ، بوي سيب به مشام شيعيان مخلص امام مي رسد .



    ویرایش توسط کهف الحصین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۵:۵۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539




    مقصد دوم
    :

    اين مقصد درباره آنچه است كه عموما از پيامبران به حسين عليه السلام عطا شده است و داراي چندين وجه است :
    اول : پيامبران مدفن حسين عليه السلام را قبل از دفن آن حضرت ، زيارت كرده اند . در حديث است كه هيچ پيامبري نيست مگر اينكه كربلا را زيارت كرد . و اگر پيامبري به كربلا نيامده ، به آنجا سير داده شده ، كما اينكه پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند : مرا به جايي سير دادند كه به آنجا كربلا مي گويند . در آنجا قتلگاه حسين بن علي به من نشان داده شد .
    دوم : تمام پيامبران در طول زمان تا روز قيامت داراي اوقات مخصوصي هستند كه به زيارت حسين عليه السلام مي آيند ، مانند نيمه شعبان و شب قدر .



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539



    مقصد سوم :

    توضیح

    اين مقصد درباره هر يك از فضايل و گرفتاري هاي پيامبران است كه خداوند آنها را به حسين اختصاص داده است ، و داراي چندين باب خداوند آنها را به حسين عليه السلام اختصاص داده است ، و داراي چندين باب است .
    در زيارت آن حضرت وارد شده است كه حسين وارث پيامبران است . در اين ميان زيارت مشهور است . در بعضي از زيارت هاي آن حضرت نيز وارد شده است كه بر پيامبران با نام بردن آنها و صفت هاي ممتازشان ، سلام فرستاده مي شود .
    در اين عنوان به هنگام تشريح مطالب ، به برخي از وجوه وراثت و كيفيت آنها همچنين علت سلام بر يك پيامبر خاص مي پردازيم و همچنين توضيح مي دهيم كه حسين عليه السلام هم باشد ؛ چرا كه آن حضرت ايوب صابر هم هست و هر گاه به مظلوم سلام كني ، ممكن است يحيي را قصد كرده باشي و يا منظور نظرت حسين عليه السلام باشد ، زيرا حسين يحياي مظلوم هم باشد ، و به همين ترتيب . در اينجا موضوع را از باب آدم عليه السلام آغاز مي كنيم :


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539




    باب آدم عليه السلام


    * تمام ملائكه براى آدم عليه السلام سجده كردند، يعنى آن حضرت قبله ملائكه بود. ملائكه نيز بر حسين عليه السلام نماز خواندند و در گرد قبرش طواف نمودند.
    همچنين قبر آن حضرت معراج ملائكه است .

    * خداوند آدم عليه السلام را در بهشتى ساكن گردانيد، در حالى كه حسين عليه السلام زينت بهشت حورالعين از نور حسين عليه السلام خلق شد.
    * آدم مزين به لباس بهشتى گرديد؛ در حالى كه حسين عليه السلام را صفى قرار داد.
    * آدم مبتلا به فراق از بهشت گرديد، اما حسين عليه السلام مبتلا به فراق محبان شد.
    * آدم مبتلا به كشته شدن فرزندش هابيل شد و خونى را از او ملاحظه كرد كه زمين آن را نوشيد. اما حسين مبتلا به اين شد كه فرزندش تكه تكه شود.

    * آدم مبتلا به نهى از خوردن (ميوه) يك درخت شد و فراموش كرد و عزمى براى او نمی یابیم ، در حالى كه حسين عليه السلام مبتلا شد به نهى از هرگونه علاقه اى و از هر نوع خوردنى و آشاميدنى ، و فراموش نكرد و در او عزمى ملاحظه شد كه در غير از او ديده نشده است .

    * آدم عليه السلام صفوة الله در عالم صورت است . حسين عليه السلام صفوتى از اين صفوة در عالم معانى است . چرا كه آن حضرت از صفوة است و صفوة از اوست .

    * شيطان با اين گفته كه من بهتر از آدم هستم بر آدم عليه السلام فخر فروخت و آن هنگامى بود كه ديد آدم از گل نرم پست ساكن آفريده شد. يزيد لعنة الله عليه نيز بر حسين عليه السلام فخر فروخت و آن زمانى بود كه خود را بر روى تخت ديد و همچنين ملاحظه كرد كه طرفدارانش مزين به لباس های رنگين هستند و اهل و عيالش در قصرها و در پشت پرده ها غرق در طلا و حرير تكبر می کنند، اما زنان و فرزندان حسين با لباس های پاره پاره شده و دربند در مجلس او حاضر شده اند.
    همچنين ديد كه فرزندانش معاويه و خالد با بهترين زینت ها و با شكوه و جلال و اسلحه و جواهر در كنارش نشسته اند، در حالى كه فرزندان حسين عليه السلام على (اكبر) و على (اوسط) يكى با سر و بدون پيكر و ديگرى در غل و زنجير و با جسمى بيمار در مقابل او قرار دارند. خودش را ديد كه بر سر تاج دارد و بر اريكه تكيه زده ، در حالى كه حسين عليه السلام سرش بدون پيكر در مجلس او بر روى زمين در مقابل او قرار دارد و سر برادران آن حضرت و اصحابش نيز همه در مقابلش قرار دارند و مجلس مملو از دشمنان حسين است و بزرگان بنى اميه بر صندلی ها نشسته اند. در چنين حالتى يزيد رو به اهل مجلس كرد و شروع به شماتت و ناسزاگويى به امام حسين عليه السلام نمود. او با اشاره به سر مبارك امام گفت : اين شخص بر من فخر می فروخت و می گفت : پدرم از پدر يزيد بهتر و مادرم از مادر او و جدم از جد او و خودم از او بهتر هستيم ، و همين امر باعث قتل او شد، اما اين گفته او كه پدر من از پدر يزيد بهتر است پدر من با پدر او مجادله كرد و خداوند ميان آن دو حكم داد. اما اين گفته او كه مادرم از مادر يزيد بهتر است سوگند به جان خودم كه راست گفته است ؛ چرا كه فاطمه دختر رسول خدا، از مادر من برتر است و اين گفته او كه جد من از جد يزيد برتر است كسى نيست كه به خدا و روز آخرت ايمان داشته باشد و بگويد كه او برتر از محمد صلى الله عليه وآله است . و اما اين گفته او كه من بهتر از يزيدم شايد او اين آيه را نخوانده بود كه قل اللهم مالك الملك تؤ تى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء[1] بگو، بار خدايا اى پادشاه ملك هستى ! تو هر كه را بخواهى عزت و ملك و سلطنت بخشى و از هر كه بخواهى بگيرى و به هر كه خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى .
    اى غيرتمندان ! در اين گفته يزيد تاءمل كنيد كه چگونه با اين گفته خود در آن حالت ، قصد خوار كردن امام را داشت ؛ بنابراين ، اى شيعيان آن حضرت و اى صاحبان همت و مروت و اى غيرتمندان ! امام را عزيز بداريد، كه اين گفته يزيد به طريق تحقير، قلب را می سوزاند. پس ما می گوییم : حسين زينت آسمان ها و زمين است ؛ او زينت عرش خداست ، حسين عزيز درگاه الهى و عزيز رسول خداست .
    حسين همان كسى است كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله او را با خود به بالاى منبر برد و فرمود: اين حسين بن على است ، پس او را بشناسيد. حسين عزيز زهراء سلام الله عليها است .
    در اينجا همچنين به همسانى ميان ابليس و يزيد نيز دقت كن . ابليس تواضع گل و نرمى و ذلت ظاهرى آن را و حدت آتش و حرارت و برترى جويى و سوزاندن او را ديد و پنداشت كه بر گل فضل و برترى دارد، در صورتى كه آنچه را در گل است ، از جمله اينكه محل رويش شكوفه و گل ها و ریحان ها و دانه ها و میوه ها و درختان و معدن تمام فلزات و انواع جواهرات و مخزن آبى است كه حيات جانداران به آن بستگى دارد و مواردى از اين قبيل را نديد. يزيد نيز خود را ديد كه بر تخت نشسته در صورتى كه سر بريده حسين عليه السلام بر تشت قرار دارد و نفس هایش قطع شده و از حركت باز ايستاده و همچنين ملاحظه كرد كه پيروانش مزين به انواع زيورآلات و لباس های فاخر هستند و افراد مسلح در خدمت ایستاده اند؛ در نتيجه گمان كرد كه بر امام برترى و فضيلت دارد و به اين مطلب استناد كرد كه خداوند به او ملك و سلطنت داده و از اين طريق او را عزيز گردانيده و حسين عليه السلام را به اين حالت ذليل ساخته است ، از اين رو آن آيه را خواند، اما آن ملعون متوجه نبود كه با اين حالت ، او ذليل و خوار است و اين حسين عليه السلام است كه عزيز می باشد و خداوند تعالى ملك و سلطنت را با چنين حالتى به حسين عليه السلام عطا فرموده و با اعمال زشتى كه يزيد مرتكب شد ملك را از او گرفت و تمام مخالفانى كه ناسزا به هيچكدام از خلفاء را جايز نمی شمرند، سب به او را مجاز دانسته اند. اما حسين عليه السلام قلوب همه اهل دنيا را به خاطر رفتارى كه با آن حضرت شكسته است و ميل و رغبت او را دارند و اگر می خواهی به مصداق اين فرمايش خداوند كه تعز من تشاء و تذل من تشاء پى ببرى ، به قبر ابا عبدالله عليه السلام و احترام آن و زيادى زينت آن و اوضاع آن و آبادانى آن كه از زمان شهادت آن حضرت آغاز شده و تا ابد ادامه خواهد داشت ، خوب بنگر و به قبر يزيد در شام نيز نگاه كن . از همان روزى كه آن ملعون در آنجا دفن شد تا به حال ، هر كس گذارش به آنجا می افتد، آن را چون شيطان با سنگ رجم می کند و با خود از دور سنگى بر می دارد و به سوى قبر او پرتاب می کند. اين كار توسط شيعه ، سنى ، مسيحى و يهودى انجام می گیرد. تجربه شده است كه اگر كسى آنجا را با سنگ هدف قرار ندهد، حاجتش برآورده نمی شود. آنجا به تل عظيمى از سنگ تبديل شده است .
    زينب سلام الله عليها در گفتگويى با يزيد داشت او را از بطلان اين گمان آگاه نمود.

    * آدم عليه السلام مبتلا به مفارقت ناگهانى و به يكباره از بهشت گرديد و از آن (محل) انس و رياض قدسى خارج و به زمين خاكى كه معدن آفات و بدی ها و درندگی ها و آزار و اذیت هاست ، آمد. آنگاه گفت : بلاد و هر كس بر روى آن است ، تغيير كرده و چهره زمين ، خاكى و قبيح است ، هر چيز با طعم و رنگى تغيير كرده و چهره هاى خندان با نمك اندك است .
    حسين عليه السلام نيز مثل آن مورد مبتلا شد، آن حضرت به طور ناگهانى و به يكباره از بهشت اجتماع محبان ، فرزندان و برادران خارج شد و همه اين موارد در ظرف دو ساعت انجام گرفت و آن طور كه در روايت آمده است : وقتى ديگر كسى از (ياران امام حسين) باقى نمانده بود، پسربچه اى كه گوشواره بر گوش داشت ، از خيمه بيرون آمد، وحشت زده بود و به چپ و راست خود نگاه می کرد، آنگاه هانى فرزند شبيب - لعنت الله عليه - آمد و با شمشير ضربه اى به او زد و او را به شهادت رساند. همچنين هنگامى كه ديگر كسى باقى نمانده بود كه امام با او ماءنوس شود، به خواهرش زينب عليهاالسلام : گفت : فرزندم على اصغر را بياور، حضرت زينب او را براى امام آورد و بعد آن ماجرا واقع شد. چون آن كودك شيرخوار هم به شهادت رسيد و ديگر كسى جز زنان حرم نبود كه امام با او سخن بگويد، آن ها را مخاطب قرار داد و چون از پيش آن ها هم بيرون آمد و تنها به راه افتاد و ملاحظه كرد كه آن بلاد تغيير كرده و هيچ كس با او نيست ، مانند آدم كه به هنگام فراق از بهشت ، به درگاه پروردگارش دعا كرد و گريه نمود؛ اما حسين عليه السلام در يك روز يعنى روز عاشورا در مواضع خاصى گريه كرد، لكن گريه آن حضرت با گريه آدم عليه السلام مقايسه نمی شود؛ چون گريه حسين عليه السلام ، گريه رقت و ترحم بر حال كسانى بود كه بر آن حضرت گريه می کنند و نه به خاطر خودش . گريه آدم عليه السلام بسيار زياد و طولانى بود به نحوى كه رودها از اشك او جارى شد، اما گريه حسين عليه السلام كوتاه بود، ولى خون بود كه از چشمه قلب می جوشید. گريه آدم مقرون به تسلى بود، در صورتى كه وقتى حسين عليه السلام گريه كرد، كسى نبود او را تسلى بدهد.
    گريه آدم به خاطر تنها يك فرزند بود كه به قتل رسيده بود، اما گريه حسين عليه السلام به خاطر برادران ، فرزندان ، عموزادگان ، اصحاب و اهل و عيال و كودكانش بود.

    * آدم عليه السلام مبتلا به تحصيل قوت و طعام براى همسر و خودش شد، آن هم به نحوى كه كسى مانند او مبتلاى به اين كار نشد، زيرا در زمين اسباب تحصيل چيزى وجود نداشت ، ايشان می بایست (ابتدا) در تحصيل علم اسباب آن ها تلاش كند و تلاش او بدون وجود همكار و ياورى از همنوع خودش صورت می گرفت كه اين امر، بسيار دشوار بوده است و اگر تاءييد او (از جانب خداوند) نبود، اين كار برايش امكان پذير نبود. حسين عليه السلام نيز مبتلى به تحصيل اسباب آب براى رفع عطش كودكان و اهل و عيالش گرديد، در آن هنگام كه آن ها را از آب مبذول موجود جارى محروم كردند و آن حضرت در اين راه به زحمت افتاد و در اعمال اسباب آن متحمل انواع مشقت های جسمى و روحى گرديد. گاهى خودش آن ها را در اين باره موعظه كرد و گاهى كسى را شبانه فرستاد، و يك بار اقدام به حفر چاه نمود.
    يك بار براى زنان طلب آب نمود، چون آن ها كه اهل جنگ نبودند و يك بار براى فرزند شيرخوارش طلب آب نمود و بك بار هم در حال احتضار براى خود از آن ها آب درخواست كرد.
    آدم عليه السلام پس از تحمل رنج و زحمت ، طعام به دست آورد، ولى حسين عليه السلام با وجود تحمل اين رنج ها و مشقت ها، لب تشنه جان سپرد. جان عالمى به فدايت يا حسين !

    * آدم عليه السلام مبتلا به اين شد كه قابيل ، هابيل را به قتل برساند و او را دفن كند، اما خون او را نديد، زيرا زمين آن خون را نوشيد و ملعون شد، از اين رو ديگر خون نياشاميد؛ ولى حسين عليه السلام على خود را تكه تكه ، بدون كفن بر روى زمين را ديد، به همين خاطر توانش از ميان رفت . همچنين آدم عليه السلام مدت چهل شبانه روز براى هابيل گريه كرد، سپس به او وحى شد كه به جاى او برايت هبت الله را خلق می کنم ، آنگاه چنين فرزندى براى آدم متولد شد. ولى امام حسين عليه السلام براى فرزندش دقايقى چند گريه كرد كه همين مدت برابر چهل سال توان آن حضرت را تحليل برد، سپس بعد از آن دچار مصيبت از دست دادن على ديگرى شد و بعد نوبت به فراق ميان او و على ديگر شد.


    [1]- آل عمران ، آيه 26



  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539



    باب ادريس عليه السلام

    * خداوند ادريس عليه السلام را به مكانى عالى ميان آسمان چهارم و پنجم بالا برد. حسين عليه السلام نيز، جسمش ، روحش ، خونش ، مثالش و تربتش به مكانى عالى ارتقاء يافت .

    * ادريس عليه السلام مبتلى به هجرت از دست سلطان و پراكنده شدن ياران گرديد، در صورتى كه حسين عليه السلام مبتلى به هجرت گرديد تا در حرم كشته نشود و احترام حرم حفظ گردد و همچنين مبتلى به جنگيدن و عطش به مدت سه روز گرديد، تا جايى كه خواهرش در رثاى او گفت : پدرم فداى آن عطشانى كه با لب تشنه به شهادت رسيد.

    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539




    باب نوح عليه السلام


    * نوح عليه السلام شيخ المرسلين ، و حسين عليه السلام سيد همه جوانان اهل بهشت است .
    * خانه نوح عليه السلام كه همان مسجد كوفه است ، شرافت پيدا كرد، در صورتى كه مدفن حسين عليه السلام بر مسجد كوفه از چندين جهت شرافت يافت .

    * خداوند تعالى درباره نوح فرمود: سلام على نوح فى العالمين[2] سلام بر نوح در ميان جهانيان . چون نجات مردم از طوفان به سبب آن حضرت می باشد. و سلام على الحسين فى العالمين ، چرا كه نجات مردم از آتش به سبب آن حضرت است .

    * نوح عليه السلام صاحب كشتى جارى بر امواج آب ها است ، حسين عليه السلام هم صاحب كشتى نجاتى است كه هر كس بر آن سوار گردد، از طبقات آتش نجات پيدا می کند.

    * نوح عليه السلام در ميان قومش 950 سال درنگ كرد و آنچنان مورد ضرب واقع می شد كه تا سه روز بيهوش می ماند و خون از گوشش جارى می گردید. حسين عليه السلام نصف روز در ميان قوم درنگ كرد و آن ها را دعوت به حق كرد، و آن حضرت در نيمه روز زدند و تا سه روز پيكر مطهرش بدون سر در بيابان افتاد و خون از تمام اعضايش جارى بود، و ستمى كه به آن حضرت در يك ساعت وارد گرديد، شديدتر از ضربه 950 سال بود.


    [2]- صافات ، آيه 79



    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539




    باب ابراهيم عليه السلام


    * آنگاه كه می گویی السلام على ابراهيم خليل الله می توانی خليلى را قصد كنى كه خود را تقديم خداوند كرد و يك فرسنگ آتش به او عرضه گرديد، با اين حال كمك و يارى ملائكه را نپذيرفت و حتى براى نجات از آتش ، به درگاه پروردگارش دعا نكرد و گفت علم او به حال من ، مرا از سؤال كردن كفايت می کند. و اگر خواستى خليلى را قصد بنما كه جان خود را تقديم كرد و تا فرسنگ ها افراد مسلح با شمشير و نيزه راه را بر آن حضرت گرفتند، اما كمك و يارى ملائكه را رد كرد و آتش جهنم را براى مردم بسيارى سرد و سلامت گردانيد.

    * (وقتى می گویی السلام على ابراهيم خليل الله)می توانی ، قصد خليلى را بنمايى كه فرزندش اسماعيل راتقديم كرد و اگر خواستى قصد خليل را كن كه فرزندش على اكبر را تقديم نمود و او را در حالى كه پيكرش پاره پاره شده بود، بر روى زمين نهاد.

    * (و چون آن عبارت را گفتى) اگر مايل بودى ، خليلى را قصد كن كه ساره (همسرش) از او مقدارى آرد خواست و او خجالت كشيد و دست خالى برگردد، از اين رو كيسه اى را پر از ماسه نمود، اما خداوند آن ماسه ها را برايش تبديل به آرد كرد، و اگر خواستى خليلى را قصد كن كه سكينه از او آب خواست ، آنگاه بيرون رفت و بدون آب بازگشت و تنها سخنى كه به او گفت اين بود كه سكينه جان ! براى من آه و ناله و تشنگى تو گران است .

    * (و چون گفتى السلام على ابراهيم خليل الله)، اگر خواستى خليلى را قصد كن كه زن و فرزندش را در سرزمين غيرقابل زراعت ساكن نمود و فقط در كنارشان مشك آبى بود؛ و آنگاه بازگشت و در كعبه را گرفت و به درگاه الهى عرض كرد: خدايا! من ذريه ام را در وادى غيرقابل زراعت ساكن نمودم ؛ و بعد براى آن ها دعا نمود كه خداوندا! دلهاى مردم را متمايل به آن ها كن و آن ها را از ثمرات روزى بده ؛ و اگر خواستى خليلى را قصد كن كه زن و فرزندش را تشنه و سرگردان در بيابانى به جا گذاشت كه در آن نه آبى بود و نه غذايى و هنگام جدايى به آن ها گفت : خود را براى اسارت آماده كنيد.

    * (وقتى آن عبارت را گفتى) اگر خواستى خليل صاحب ملت را قصد كن و يا خليل منبع رحمت را.
    * (و اگر آن عبارت را گفتى) اگر خواستى خليل دوستدار ميهمان را و يا خليل رؤ وف به اهل عصيان را قصد كن ؛ چرا كه هر كس به آن حضرت متوسل شود، نااميد بر نمی گردد.




    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539



    باب يعقوب عليه السلام

    * در زيارت امام حسين عليه السلام آمده است کهالسلام على يعقوب الذى رد الله اليه بصره برحمتهسلام بر يعقوب پيامبر كه خداوند به رحمت خودش بينايى او را به او بازگرداند. (چون اين عبارت را گفتى) اگر خواستى يعقوب فرزند اسحاق ، پدر 12 پسر را قصد كن كه همگى زنده بودند و در خدمتش ايستاده بودند و آنگاه پدر را مخاطب قرار داده گفتند: اى پدر! يكى از ما را گرگ خورد، آنگاه كمر يعقوب از شدت غم خم شد و چشمانش نابينا گرديد؛ و اگر خواستى يعقوب ، پدر فرزند تنهايى را قصد كن كه صداى پسرش را شنيد كه می گفت : ابناه عليك منى السلام پدر جان خداحافظ كه من رفتم .

    * و اگر خواستى يعقوبى را قصد كن كه پيراهن خون آلود، اما پاره نشده يوسف را ديد، و اگر خواستى يعقوبى را قصد كن كه فرزندش را ديد كه قطعه قطعه شده و در پيراهن و پيكر او جاى سالمى باقى نمانده است .

    * پسران يعقوب عليه السلام از او خواستند كه يوسف را با خود ببرند تا گردش و بازى كند، اما با آن ها مخالفت كرد و گفت : بردن او توسط شما مرا اندوهگين می کند.حسين عليه السلام وقتى فرزندش على عازم ميدان شد، زنان با رفتن او مخالفت كردند و او را گرفتند، ولى امام فرمود: بگذاريد برود كه او مشتاق ديدار جدش می باشد.

    * بشارت دهنده ، پيراهن يوسف را براى يعقوب آورد و او بینایی اش را بازيافت امام حسين عليه السلام صداى (خداحافظى) فرزندش را شنيد و ديدگانش تيره و تار شد.

    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539



    باب يوسف عليه السلام

    * بعد از آنكه ميان يوسف و پدرش جدايى افكندند، قصد از بين بردن او را نمودند، اما گفتند او را نكشيد، بلكه در چاه اندازيد، از اين رو آن حضرت را در چاه آب انداختند، ولى حسين عليه السلام ، با وجود اين كه پس از شهادت فرزندان و برادران و اصحابش ، وارد آمدن زخم شمشيرها، نیزه ها و تيرها بر بدنش براى شهادت آن حضرت كافى بود، دشمن فرياد زد: او را بكشيد، آنگاه گروهى براى به شهادت رساندن و ذبح آن مقتول و نحر كردن آن منحور، آن هم به شيوه اى كه قلم توان تحرير آن را ندارد، آن حضرت را مورد حمله قرار دادند.

    * بعد از آنكه يوسف در چاه افكنده شد، مسافران به او برخورد كردند و او را به عنوان اسير با خود بردند و در بازار مصر براى فروش گرداندند. حسين عليه السلام نيز بعد از آنكه بر زمين افتاد، گروهى با سر آن حضرت برخورد كردند و آن را بر روى زمين نيزه نمودند و در بازار كوفه و شام و كوچه هاى آن چرخاندند.

    * يوسف عليه السلام را به اجبار نزد عزيز (مصر) بردند، اما او يوسف را نزد خود بزرگ و امين قرار داد، ولى (سر) حسين عليه السلام را پيش يزيد بردند و او شروع به ناسزاگويى و استهزاء به امام كرد و دندان های مبارك آن حضرت را (با چوب خيزران) زد.



    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    269
    حضور
    77 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    539



    باب صالح عليه السلام

    * صالح عليه السلام صاحب ناقه اى بود كه مبتلى به سيراب كردن آن شد، حسين عليه السلام هم صاحب عيال و اطفالى بود كه مبتلى به سيراب كردن آن ها گرديد.

    * صالح خواست يك روز تمام ، آب براى ناقه باشد، به نحوى كه غير از او كسى ننوشد، و آن ها اين كار را براى مدتى انجام دادند. يك روز نوشيدن آب به آن ها اختصاص داشت و يك روز به ناقه ؛ ولى حسين عليه السلام براى عيال و كودكانش يك مشك آب و سپس براى آن كودك يك جرعه و بعد براى جگر (سوخته) خودش يك قطره آب خواست ، اما از همان اول به او ندادند.

    * وقتى ناقه صالح را پى كردند، بچه اش ضجه اى كشيد و بر بالاى كوه رفت و تا به حال هر كس بر آن كوه گذر كند دچار وحشت می شود. حسين عليه السلام نيز وقتى براى كودكش درخواست آب كرد، اما او را تير مورد اصابت قرار دادند و طفل چنان ضجه اى زد كه جانش در آن بود، خطاب به خداوند عرض كرد: خدايا! اين كار به درگاه تو از بچه ناقه صالح كم ارزش تر نيست ، پس انتقام او را بگير و اگر اينك مصلحت در انتقام نيست ، بهتر از آن به ما عطا كن . به اعتقاد من ، بهتر از انتقام عاجل ، همان چيزى است كه به جبران فرياد آن طفل خداوند، فريادرسى به ضجه كنندگان در محشر و در مواقف و ضجه كنندگان در آتش را به آن حضرت عطا كرد، بويژه اگر در اين دنيا صداى ضجه نسبت به فرياد اين طفل و مصيبت او بلند باشد.



    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود